برنامه نویس
تجربه کاری برنامه نویس در گلدیران
امتیاز ۱.۰ از ۵ (شهریور ۱۴۰۰ تا شهریور ۱۴۰۱).
دوستان اگر خواستید در گلدیران مشغول به کار بشوید در نظر داشته باشید که روزهای پنجشنبه در این شرکت تعطیل نمی باشد . همچنین علاوه بر ساعت کاری درخواست اضافه کار هم بصورت مکرر ازتون خواسته میشه . امکان سوییچ بین واحدهای دیگر تقریبا وجود ندارد . امکان دورکاری وجود ندارد
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
بیستوچند سال کنار شرکت بودن، با وجود همه فشارها و استرسها، من هنوز هم از برخی نکات مثبتش یاد میکنم و الان که به مرور زمان نگاه میکنم، میبینم سالهای ابتدایی واقعا بهتر بود. اما بعد از بیستسال نهدهم چیزی درون سازمان عوض شد: بدون هیچ دلیل روشن و بیمنطقی نیروها را تعدیل کردند و این موضوع باعث شد اعتماد به آینده از بین برود. مدیریت به نظر کمسواد و خودراضی میآمد و فضای کار پر از تنش بود؛ هر روز آدم تحمل میکند تا لحظهای امنیت شغلی حس شود، اما این احساس کمتر شد و اهمیت آشنایی با افراد داخل شرکت به شدت نمود پیدا کرد. در کل تجربه من از این مجموعه با وجود اینکه در ابتدا مطلوب بود، در ادامه با چالشهای زیادی همراه شد.
به شرکت گلدیران بپیوندم حس بدی از اولین تماس با تیم منابع انسانی داشتم و توضیح دادم که تجربهای عملی در همکاری با این مجموعه ندارم. در همان لحظه متوجه شدم فردی که برای مصاحبه اولیه تماس گرفت، برخلاف انتظار از سطح گفتار و رفتار حرفهای فاصله داشت و مکالمه تلفنی را به شکل نامناسبی انجام داد. با وجود اینکه من با سابقهای هش ساله رزومه کاری دارم، نحوه صحبت، بیادبی و بیاحترامی به کارجو را تجربه کردم و این موضوع خیلی نشان داد که چقدر در این سازمان به نیروها ارزش قائل نیستند. بهراستی فهمیدم که چنین فرهنگ سازمانی ناسالم و منفی وجود دارد و ممکن است در طول همکاری هم همین رفتار ادامه داشته باشد. بنابراین از وقت و انرژیام برای چنین فرآیندی صرف نکردم.
به نظرم وارد شدن به این شرکت اصلا تصمیم درستی نیست و بهتر است از اول بزنم به کارهای دیگری. از یک سالهای طولانی کارم در اینجا، بعد از این همه سال برای تعدیل نیرو بدون هیچ توضیحی مواجه شدم و تنها درخواستشان این بود که شکایت نکنم. با وجود سالهای خدمت، احساس کردم به ارزش کار من ارزش کمی قائل نیستند و این رفتارشان به نظر من بیاهمیت بود. زمانی که خبر لو رفتن حقوق مدیران را دیدم، فهمیدم با چه شرکتی روبهرو هستم و چه فضایی برای کار کردن دارم. اگر قصد دارید به این شرکت بروید، باید آمادهء هر گونه استرس، تنش و ناامنیت شغلی باشید و واقعا به خودتون فشار بیاورید.
تما همون احساساتی که تجربه داشت را دارم منتقل میکنم: اینجا کار کردن تو بازار آزاد خیلی بهتره، تو اچاره و خدمت از ما و اینجورجاها بیشتر درآمد میکنی و دستمزد بیشتری میگیری. اینجا ما در گرما و سرما زحمت میکشیم و انگار بردهایم، و با اینکه تلاش میکنیم، به اندازهی انتظار درآمد نداریم و حتی از بابت اولیههایی به ما بدهی میرسد. به هیچوجه وارد این مجموعه نشید و به دنبال کار در بازار آزاد برید.
برای من این شرکت همیشه دوستداشتنی بود و از کارکردن در آن لذت میبردم، هر چند با وجود مشکلات و چالشهای فراوان، فضایی وجود داشت که سختیها را به صورتی قابل تحمل میکرد. برخی مدیریتها تجربه و دیدگاه کافی نداشتند و گاهی با نظرات نامطمئن و صحبتهای بیپایه، ما را به کارهای تازهکاری بدل میکردند؛ بهخصوص بعد از ده سال سابقه کار، رفتاری با ما میشد که گویی تازهوارد هستیم. اگر ما توانسته بودیم در این سالها به کار خود ادامه دهیم، چرا اینگونه به نظر میرسید که شرکت به نیروهای با تجربه خود کمتر اعتماد میکند؟ همچنین نامهای از واحد مربوطه دریافت شده بود که نشان از همراهی و حسننیت داشت، اما من با دلشکستگی از آن مجموعه جدا شدم و گمان نمیکنم بتوانم دوباره به این تجربهها بیاعتماد بازگردم.
یک تجربهی کاری را تعریف میکنم که از نظر من نشان میدهد شرکت گلدیران از بیرون برای جذب نیرو جذاب به نظر میرسد اما درون سازمان با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکند. ده سال سابقه کار در این شرکت را دارم و میخواهم نکات اصلی را به صورتی تازه و با زبان ساده بازگو کنم. با وجود اینکه ظاهر بیرونی شرکت تا حد زیادی جذاب است، فضای داخلی برای کارمندان واقعا دشوار و پر از فشار است. تعدیل نیرو به طور مکرر اتفاق میافتد و استرس شغلی بالاست. امنیت شغلی وجود ندارد و در واحدهای مختلف از کارکنان انتظار میرود کارهای گوناگونی انجام بدهند، گویی بیشتر به ابزار و روالهای ثابت تبدیل شدهاند تا به چشمانداز فردی و رضایت شغلی. مدیران ارشد به نظرات کارکنان برای بهبود شرایط کم توجه هستند و انتخاب سرپرستان بیشتر بر پایه روابط شخصی است تا شایستهسالاری. اخلاق حرفهای در برخی از سطوح پایینتر به چشم نمیآید و وجدان کاری بعضی مدیران و سرپرستان زیر سوال است؛ گاهی نسبت به زیردستان با بیتوجهی و در برخی موارد با برخوردهای نامناسب روبرو میشویم. احترام به همکاران با سابقه کم و قدیمی هم به اندازهای که باید، ارزشمند نیست و در نهایت کارکنانی که به کارشان متعهد هستند و کمترین حاشیه دارند، ممکن است پیامدهای ناخوشایندی از جمله تعدیل را تجربه کنند. در نتیجه، فضای کار در شرکت به طور کاملتاثیرگذاری و ثبات ندارد و گاه تصمیمها سلیقهای میشود. در پایان، امیدوارم برای کارجویان آینده شرایط بهتری فراهم شود و شرکتهای کوچکتر با فضایی دوستانهتر بتوانند گزینههای مطلوبتری ارائه بدهند. آرزوی موفقیت برای همهی پژوهشگران و کارجوها دارم.