در حال حاضر حدود یک سال سابقه کار پارهوقت در گروه استو دارم. با وجود اینکه شرکت تازه کار خود را آغاز کرده و سرمایه و تجربهی کمی دارد، اما چندان از نظر پروژهها مشکل ندارد و کار با فناوریهای روز انجام میشود. به لحاظ رفتاری، مدیر مستقیم من یکی از بهترین مدیرانی است که تا کنون تجربه کردهام. پروژهها کم است اما کیفیت آنها بالا و بهروز است. برای تیم و شرکت آرزوی موفقیت دارم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در این شرکت تجربه کاریام خیلی ناامیدکننده بود. سه برادر مسئول مجموعه بودن و به نظر میرسید که رفتارهایشان مثل بردهداری است. یکی از آنها بهخصوص به شدت بداخلاق و بیادب بود و با من برخوردی ناخوشایند داشت. همچنین با خانمها شوخیهای توهینآمیز میکرد. واقعا پشیمانم از این که وقتم را در اینجا صرف کردم.
در یک شرکت بزرگ با تیمهای زیاد، فضای کار تا حدی راحته اما چند نکته هم وجود دارد که موجب ناراحتی من شد. با وجود امکانات ساختمان و تجهیزات، برخی موارد برای کارمندان آزاردهنده است. من با بعضی محدودیتها مواجه بودم مانند عدم دسترسی مستقیم به اینترنت و فقط از طریق میز اینترنت امکان اتصال به شبکه وجود داشت. فشارکاری بالا هم از دیگر چالشها بود که دستوکارم را دشوار میکرد. از نظر فناوری، فناوریهای ارائهشده برای برنامهنویسی نسبتا قدیمی بودند و بهروز نبودن ابزارها برای من احساس میشد. به نظر میرسید به برنامهنویسان و ابزارهای مدرن اعتماد کافی وجود ندارد و این موضوع کار را سختتر میکرد. پایبندی به تعهدات و قولها در برخی مواقع رعایت نمیشد که به اعتماد بین تیمی آسیب میزند. نبود تیم HR که واقعا به کارمندان و مشکلاتشان رسیدگی کند و احساس درک و همدلی را منتقل کند هم یک نقطه ضعف بود. حقوق و مزایا هم نسبت به بازار کار، کمتر از انتظار من بود. در مجموع، با وجود منابع و ساختمان بزرگ شرکت، نبود دسترسی مناسب به اینترنت، فشارکاری، قدیمی بودن فناوریها، کمبود اعتماد به ابزارهای بهروز، رعایت نشدن تعهدات، نبود یک تیم HR همدل و حقوق پایین، تجربهی من از کار در این مجموعه با دغدغههایی همراه بود.
بیست و یک سال تجربه در این مجموعه را دارم و با نگاه کلی، ساختار شرکت را خوب و منظم میدیدم. فضای کار محیطی جوان و دوستانه داشت و همواره حس همدلی در میان تیمها بود. اما در مورد حقوق احساس کردم مقدار پرداختها پایین است.
باورت نمیکنم چه روزی بود که تصمیم گرفتم برای پشتیبانی هاست و دامنه از طریق جابیناجو درخواست بدهم، با رزومه سه صفحهای و توضیح مختصری از سابقهام در پاسخگویی به تیکتها. ضمن اینکه کمی افت شنوایی دارم و ورزشکار دوومیدانی هم هستم. دعوت به مصاحبه را دریافت کردم؛ آقای مسئول شرکت یک فرم داد که پرش کردم و چند سوال هم پرسیدند؛ یکی از سوالها را دقیق نفهمیدم و مجدد پرسیدم تا توضیح دقیق بدهند. روز بعد، ایمیلی رسید که وضعیت درخواست همکاری من برای فرصت پشتیبان سرویس میزبانی وب و دامنه در اصفهان، مربوط به شرکت نت افراز ایرانیان، به دلیل دلایل دیگر رد شده است. کارفرما هم توضیح داده بود که محدودیت جسمی من به خاطر شنوایی تأثیرگذار است. بعد از آن ایمیل، تقریبا دیگر برای هیچ شرکتی رزومه نفرستادم :(
شروع تجربه من در این شرکت با نگرانی آغاز شد و به دلیل برخی تفاوتها در کار و محیط، تصمیم گرفتم درباره تجربهام صریح باشم تا گرفتار سردرگمیهای مشابه نشوید. مصاحبهها همیشه روشن نبودند و شرح وظایف به طور دقیق توضیح داده نمیشد. در طول کار، با تغییر سمت روبهرو شدم و این موضوع بدون هماهنگی لازم پیش آمد. برای ضمانت، سفتهای به مبلغ سی میلیون تومان دریافت میکردند. پرداخت حقوق و مزایا هم با تاخیر انجام میشد و این مسئله به باور من معمول نبود. محیط کار همراه با حواشی و جوی بود که بیشتر به نظر میرسید از رفتارهای اطراف نشأت میگرفت.
در این شرکت فضای کار نسبتا منسجم و با سطح فشار بالاست، اما وقتی مهارت و تجربه لازم را داشته باشی، تجربه همکاری با تیمهای تخصصی واقعا ارزشمند است. حقوق به طور منظم و مطابق با قوانین کار پرداخت میشود و پاداشها نیز با تأیید مدیریت برای پرسنل در نظر گرفته میشود. رفت و برگشت بهراحتی فراهم است و کارخانه امکان تهیه ناهار با هزینه مناسب را ارائه میکند. خطوط تولید مجهز هستند و ماشینآلات تقریبا بهروزند. فناوریهای تولیدی همواره توسط واحدهای تحقیق و توسعه و فنی مهندسی بهروزرسانی میشود. حجم کار و تنش میان واحدها بالا است و اگر با آرامش در کار و توان کار در محیطهای پرتنش آشنا نباشید، ممکن است برخوردهای سختی روی کارتان داشته باشد. در عین حال، اگر با تجربه کار کنید و توان مدیریت فشار را داشته باشید، فضای کار برایتان مناسب خواهد بود و یادگیریهای زیادی در مدت زمان کوتاه خواهید داشت. پاداش وجود دارد، اما در صورت کوچکترین اشتباه امکان جریمه مالی وجود دارد. فضا بهشدت قانونمند است و نظارت با دوربینها انجام میشود؛ صحبتهای غیرکاری و استفاده از تلفن برای امور شخصی محدود است. در زمینه حجاب برای خانمها سختگیریهایی مطرح است. با وجود اینها، تجربه کار با تیمها و واحدهای تخصصی بسیار لذتبخش است و پس از چند ماه کار با این تیمها، نکات زیادی یاد میگیرم.
من در شرکت رایانش ابری سپهر تجربهای از کار داشتم که به صورت زیر بود: حقوق با تأخیر زیادی پرداخت میشد و این مسأله selalu آزاردهنده بود. مدیریت شرکت ضعفهای بزرگی داشت و برنامهریزی مناسبی وجود نداشت. با سیستمی کهنه و بهروز نشده کار میکردیم، فشار کاری هم بالاست و انتظار میرفت که هر شش ماه همکاران جدیدی به تیم اضافه و جایگزین شوند.
من تجربه کارام با این شرکت رو به صورتی تازه و طبیعی بازنویسی میکنم تا معنا و لحن رو حفظ کنه اما عبارتها و ساختارها تغییر کلی کنه. تجربه من به عنوان کارآموز رو از نو مینویسم: وقتی برای اولین بار وارد شرکت شدم، فکر میکنم این کارگاه آموزشی بتونه برای کسایی که قصد دارن به اینجا بیایند مفید باشه. در طول یک هفته تجربه نسبتا تازهای داشتم و از جنبههای مختلف شغلی دیدم که ممکنه به درد تازهکارها بخوره. به نظر من شرکت تا حدی خوبه و همین تجربه کوتاه به من دید خوبی داد. اگر دنبال دیدگاه دقیقتری هستید، یادداشتهای من رو میتونید اینجا بخونید.
به عنوان تازهکار کارآزمودهای که انتظار داشتم محیطی حرفهای و منطبق با استانداردهای کاری باشد، تجربهای متفاوت از شرکت کارآفرینان توسعه میهن داشتم. قرارداد اولیه اینجا همیشه یک ماهه بسته میشود و بعد از آن ادعا میکنند که کار ما جنبه بیزینسی دارد و در سود و ضرر شریک خواهیم بود. در حالی که وظیفه کارمند نباید با ضرر همراه باشد، از قوانین سختگیرانه ناخواستهای پیروی میشود که گاه حتی با نگاه به اطراف هم از پرسیدن دلیل فشار طولانی کار طفره میزنند. انتظارشان این است که از ساعت نه صبح تا شش بعدازظهر بیوقفه پشت سیستم بنشینم، و این رفتار واقعا دشوار و ناامیدکننده به نظر میرسد.
به روز بودن همواره اولویت مدیران این مجموعه است و آنها با اشتیاق به آموزش خودشان و تیم اتکا میکنند. من تجربهای داشتم از مدیریتی که در کارهای ریز دخالت نمیکند و به اعتماد کامل به کارکنان اهمیت میدهد. برای هر مشکلی سعی میکردند اخلاقیترین و انسانمحورترین گزینه را پیش بکشند تا به نتیجه برسند. فضای همکارانه و همکاری دوستانه به خوبی در اینجا صدایش به گوش میرسید و اعضا با یکدیگر رابطهای حمایتی داشتند. از نکات مثبت، برنامهریزی منظم برای ایجاد تعاملات گروهی بود؛ به طور منظم در طول هفته تیم با هم در فعالیتهایی مانند ورزشهای تیمی شرکت میکردند.
شرکت افرا چوب سبز ایرانیان را تجربهای نامتعارف میدانم که در شروع کار برایم جالب بود اما به مرور چنان آزاردهنده شد که تصمیم گرفتم از آن خارج شوم. مدیریت بهطور ناگهانی تصمیم میگرفت و جلسات طولانی بدون فایده به وجود میآورد. رفتار یکطرفه بخشهای حسابداری و منابع انسانی به ضرر کارکنان بود و اختلافنظرهای مدیرعامل میان تیم به من هم گفته میشد پشت سرت حرفهایی دربارهام زده میشد. دخالت مدیرعامل در کوچکترین کارها هم دیده میشد و پروژهها به نتیجه نمیرسیدند. هرچقدر قابلیت بیشتری از من نشان میدادم، تاثیری در جایگاه یا حقوقم نمیگرفت؛ من با عنوان دیجیتال مارکتر وارد بودم اما وظایف طراحی سایت و کارهای دیگر هم به من محول میشد، اما هیچکس حتی تشکری هم نمیکرد. در بهترین حالت، تنها کارهای ساده و روتین انجام میشدند و کارهای خوب دیده نمیشدند. گاهی تا دو نیمهشب از خانه کار میکردم اما رفتار با من بسیار ناامیدکننده بود. کارمندانی هم بودند که تخصصی نداشتند اما به خاطر برخی رفتارهاشان پیشرفت میکردند. خلاصه اینکه سعی میکردند ادای شرکتهای سیلیکون ولی را درآورند اما نتیجهای غیرواقعی میدادند.
شرکت جامبد تجربهای پرنویز از شرایط کاری را رقم میزند که از نگاه من به عنوان کارمند تازهوارد و با نگاه صرفا شخصی روایت میکنم. فضای کار در دانشگاهی همه همکاران را به خانوادهای صمیمی تبدیل میکند و این بخش از تجربه برایم مثبت و دلنشین بود، چون همکاران و تیم همواره به عنوان افراد مهربان و همراه دیده شدند. با وجود این، اداره منابع انسانی را از نگاه من تنها به حاشیههای ناراحتکننده و فشارهای غیرمنصفانه میشناسم؛ بهجای تمرکز روی حفظ سرمایه انسانی، بیشتر فضایی برای اذیت و ایجاد سردرگمی ایجاد میشود تا جایی که استعفا به نظر گزینهای راحتتر مینماید. درگیریهای مربوط به قرارداد و حقوق در ابتدای کار، بهخصوص درباره سفته و مبالغ عجیب، تجربهای آزارنده بود. مقایسههای بیپایان با شرکتهای دیگری مثل اسنپ از طرف تیم مقابل، باعث میشد از منظر من محیطی غیرمنصفانه دیده شود. اگر در محیطی با رفتار حرفهایتر و حقوق و مزایای روشن و عادلانه بود، میشد مقایسه را منطقیتر دانست. امنیت شغلی به دلیل نبود قرارداد مشخص چندان وجود ندارد؛ هر زمان که تصمیم بگویند، میتوانند بگویند خداحافظ. قبل از بحران کرونا، حقوق با تاخیر پرداخت میشد و حتی گاهی تا بیست روز عقب میافتاد. اضافهکاری به عنوان عملی پذیرفته میشود اما به واقع حساب نمیشود. هر ماه با کسری حقوق و اشتباههای حسابی اعصاب خردکن همراه است و تلاش برای کم کردن ساعات کاری همواره وجود داشت. سیستم زمانسنجی کاملا انعطافپذیر نیست؛ برای نمونه ورود به صبح زود و خروج به زمانهای دیگر به ازای هر دقیقه کسر کار میخورد، حتی وقتی که منشی مدیرعامل بالای دستگاه قرار دارد و با سرعت کار میکند. در چنین شرایطی، تغییر کوچک زمان خروج به اتفاقی ساده تبدیل به مسئلهای بزرگ میشود. فرهنگ کاری کمی عجیب به نظر میرسد؛ یکی از همکاران برای منشی مدیریت تازهکاری، آزمایشی میگیرند که نشان دهد چگونه مدیریت کار دارد و پذیرش کارمند یا هرکس دیگر بسته به تولید فرضهای خاصی است. هزینههای شرکت نیز به وضوح نشان میدهد که در برخی موارد خساست وجود دارد؛ مثلا استفاده از لوازم سادهای مانند دستمال کاغذی از سوی شرکت به طور مستقیم تامین نمیشود. حقوق و مزایا خارج از چارچوب حقوقی و مزایای مشخصی نیست و پس از بحران کرونا هم پرداخت حقوق اسفند با تاخیر انجام میشد. از پایان سال تا اواسط سال جدید، به نظر میرسید که تنها بخشی از حقوق هر ماه پرداخت میشود و مابقی به تعویق میافتاد. در نهایت، اگرچه فضای انسانی و همدلی در تیم قابل ستایش است، اما مسائل ساختاری و فرایندهای غیرشفاف حقوق و امنیت شغلی را به شدت تحتتاثیر قرار میدهد.
در بدترین دوره کاری زندگیام بود که در آنجا حضور داشتم و گمان میکنم حقوقم از حداقل تعهدات قانونی هم پایینتر بود؛ هیچ بیمهای به من تعلق نگرفت و هر راهی را میرفتند تا بیمه ارائه ندهند. در حالی که بیمه برای بعضی از کارکنان آژانس مسافرتی به یک شرکت دیگر داده میشد، بخشهای برنامهنویسی و تولید محتوا اغلب بدون بیمه باقی میماندند. اکنون هم تا حدی تعطیل شدهاند.
شرکت چارتکس را بهجای واقعی تجربهام نازل میکنم: تیم فنی با مشتریان جلسات غیر ضروری میگذاشت و تشویشهایی بیدلیل وجود داشت. به دلیل فشارهای داخلی، هر تصمیم کوچکی برای مدیران توضیح داده میشد و رفتن مرخصی هم مستلزم توضیح دادن دلیلش بود. پرداخت اضافهکاریها به بهانههای مختلف یا بهدلیل بسته نشدن کارها تأیید نمیشد. قوانین داخلی سازمان بهطور دائم تغییر میکردند و در ساعات کاری با وجود تماسهای تلفنی، توضیح دادن پاسخ داده نمیشد چون مدیرعامل ترجیح میداد پول خرج شود و این زمان را صرف صحبت کردن بیهوده میدانست. در محیط کاری، برای رفتن به بیرون یا انجام خریدهای شخصی باید از مدیر برنامهریزی یا مسئول آبدارخانه درخواست میکردی تا برایت خرید انجام بدهد. غذای شرکت پخته میشد و اگر علاقهای به آن نداشتیم یا باید از خانه غذا میآوردیم یا گرسنه میماندیم. محدودیت سختی برای خرید غذا از بیرون وجود داشت؛ در صورت موافقت منشی مدیرعامل، هزینهها از شرکت کسر میشد و ممکن بود حقوق ماههای بعدی کاهش یابد. با این وجود، یکی از نکات مثبت این دوره حضور همکاران فنی با تجربه و با دانش بالاست که در هر زمینهای، چه کاری و چه غیرکاری، راهنماییهای ارزشمندی ارائه میدادند.
وقتی با این شرکت همکاری کنم، در هر شرایطی میتونم کار رو پیش ببرم. حضورش رو خیلی ارزشمند نمیدونم و زمان گذاشتن روی بررسیش رو زاید میبینم.
من چهار سال با این مجموعه کار کردم و تجربهام رو با شما به اشتراک میذارم. آقای سجاد مرد بسیار انسان بااخلاقی هستند، اما با افراد متواضع و واقعبین همدلی میکنند. اگر واقعا تخصص دارید، برخورد دوستانه همراه با حقوق و مزایای مناسبشون رو تجربه میکنید. فضای کار آرامه و امکان دورکاری هم وجود داره، هرچند بستگی به نوع کارتون داره. مدیریت هم اهل مطالعه و گشتوگذار وب هست و به کارمندانشون آزادی عمل میده. اگر تازهکار باشید ولی انگیزه برای پیشرفت دارید، میتونید روی حمایتشون حساب کنید، اما از شما اول انتظار جلب اعتماد میره. اگه رویکردتون واقعا حرفهای و بدون ادعا باشه، شرایط خوبی فراهم میشه و بهراحتی به همکاری میرسین. اونها به قیمتهای غیرواقعی توجهی ندارند؛ اما واقعا وقتی بدونن کارتون رو بلدین و فقط حرف از مهارت نمیزنید، شرایط رو فراهم میکنن. مدیریت صبور با نیروهایی که صادقانه کار میکنن رفتارمیکنه و اگر عملکرد خوب باشه، برای همکاری همواره کنار میشن. با این حال ادعاهای بیپایه رو نمیپسندن، بنابراین اگه کسی بیاد فقط با گوشی کتاب صوتی تولید کنه یا هیچ مدرکی نداره که بخواد کار کنه، نشان دادن ضعفها بهراحتی تشخیص داده میشه و رد میشن. همچنین اگر دنبال محیطی هستید که سریع پیشرفت کنید، توصیه میکنم به اینجا فکر کنید. به خاطر اینکه بیشتر کارها بهصورت دورکاری و پروژهای انجام میشن، معمولا مشمول بیمه نیستند. منظور از دورکاری اینه که کارهای کوچک بهصورت پروژهای انجام میشن.
در این شرکت توانستم با تلاشم روال کار را بهبود دهم و با بهروز نگه داشتن مدلهای طراحی محصول، از نتیجههای ملموس آن برخوردار شوم. پرداخت حقوق و مزایا به موقع انجام میشد و هر ماه پاداشی بر پایه عملکرد دریافت کردم، و در نهایت افزایش انگیزه برای ادامهی تلاش حس کردم.
در این شرکت احساس امنیت و رضایت دارم و از شرایط کار با حالتی آرام و دوستانه برخوردارم. هم حقوق مناسب است و هم با وضعیت دانشجوییام سازگار میشود. تیم هم واقعا حرفهای است و مدیریت به خوبی عمل میکند.
شرکت وب جوان را تجربه کردم که دفتر کوچیک و بدون تابلو داشت و در ساختمانی قدیمی و نسبتا فراموششده اداره میشد؛ فضای کاری به شکل خانوادگی بود و اعضای خانوادهاش در کار دخیل بودند. آنها با نام پارس پال شروع به کار میکردند اما به دلیل مشکلات قانونی فعالیتشان محدود شد و با نام ارین پال باز هم به دنبال راهاندازی مجدد پارس پال بودند. واقعا متاسفم برای کسانی که از این خدمات استفاده میکنند و نمیدانند چه نتیجهای ممکن است در پی داشته باشد. فضای کاری هم مثل خانه به نظر میرسید؛ تیمی کوچک و با روابط خانوادگی که گاهی به نظر میرسد از مسیر درست دور میشوند. من از نگاه کارمند، متوجه شدم که مدیریت نمیتواند به درستی از حقوق اولیه کارکنان دفاع کند و به نظر میرسید نظارت کافی وجود ندارد. گاهی رفتارهای غیرحرفهای و تنشهایی بین اعضا دیده میشد و پایاننامهای مشخص برای کار از ابتدا تا انتها وجود نداشت. برای دریافت پایهترین حق و مزایای کار، بهنظر میرسید باید به اداره کار مراجعه کرد چون برخی مسئولان با نواقص رفتاری روبهرو بودند و تمایل چندانی برای پرداخت حق و حقوق کارکنان نشان نمیدادند و سعی میکردند به هر ترتیبی از زیر بار پرداخت فرار کنند. - مدیریت ناکارآمد و اخلاق کاری نامناسب؛ تیمی که هماهنگی و کار گروهی را به خوبی درک نمیکرد. - جو کار ناخوشایند و بیبرنامه؛ نبود رویکرد مشخص برای از ابتدا تا انتها رساندن یک پروژه با برنامهریزی منظم. - کمترین توجه به جزئیات برای اداره شرکت و رفتار با افراد. - سیستمی که بهطور مداوم نظارت دارد اما کارمندان احساس میکنند پایان ساعت کاری بهخوبی مدیریت نمیشود و توضیح روشن یا منطق واضحی وجود ندارد. - افرادی که به نوعی از مردم سوءاستفاده میکردند و به نظر میرسید به هر قیمتی دنبال منفعتاند. - صرفهجویی افراطی در هزینهها و بیتوجهی به ارزش نیروی کار. بعد از چند سال تجربه، به نظر میرسید این شرکت از پایهترین اصول حرفهای و احترام به حقوق کارمندان دور است و حتی حقوق اداره کار را هم بهدرستی رعایت نمیکردند. در نهایت تصمیم گرفتم برای حفظ حقوقم به مراجع مربوطه مراجعه کنم.
در حال حاضر حدود یک سال سابقه کار پارهوقت در گروه استو دارم. با وجود اینکه شرکت تازه کار خود را آغاز کرده و سرمایه و تجربهی کمی دارد، اما چندان از نظر پروژهها مشکل ندارد و کار با فناوریهای روز انجام میشود. به لحاظ رفتاری، مدیر مستقیم من یکی از بهترین مدیرانی است که تا کنون تجربه کردهام. پروژهها کم است اما کیفیت آنها بالا و بهروز است. برای تیم و شرکت آرزوی موفقیت دارم.
در این شرکت تجربه کاریام خیلی ناامیدکننده بود. سه برادر مسئول مجموعه بودن و به نظر میرسید که رفتارهایشان مثل بردهداری است. یکی از آنها بهخصوص به شدت بداخلاق و بیادب بود و با من برخوردی ناخوشایند داشت. همچنین با خانمها شوخیهای توهینآمیز میکرد. واقعا پشیمانم از این که وقتم را در اینجا صرف کردم.
در یک شرکت بزرگ با تیمهای زیاد، فضای کار تا حدی راحته اما چند نکته هم وجود دارد که موجب ناراحتی من شد. با وجود امکانات ساختمان و تجهیزات، برخی موارد برای کارمندان آزاردهنده است. من با بعضی محدودیتها مواجه بودم مانند عدم دسترسی مستقیم به اینترنت و فقط از طریق میز اینترنت امکان اتصال به شبکه وجود داشت. فشارکاری بالا هم از دیگر چالشها بود که دستوکارم را دشوار میکرد. از نظر فناوری، فناوریهای ارائهشده برای برنامهنویسی نسبتا قدیمی بودند و بهروز نبودن ابزارها برای من احساس میشد. به نظر میرسید به برنامهنویسان و ابزارهای مدرن اعتماد کافی وجود ندارد و این موضوع کار را سختتر میکرد. پایبندی به تعهدات و قولها در برخی مواقع رعایت نمیشد که به اعتماد بین تیمی آسیب میزند. نبود تیم HR که واقعا به کارمندان و مشکلاتشان رسیدگی کند و احساس درک و همدلی را منتقل کند هم یک نقطه ضعف بود. حقوق و مزایا هم نسبت به بازار کار، کمتر از انتظار من بود. در مجموع، با وجود منابع و ساختمان بزرگ شرکت، نبود دسترسی مناسب به اینترنت، فشارکاری، قدیمی بودن فناوریها، کمبود اعتماد به ابزارهای بهروز، رعایت نشدن تعهدات، نبود یک تیم HR همدل و حقوق پایین، تجربهی من از کار در این مجموعه با دغدغههایی همراه بود.
بیست و یک سال تجربه در این مجموعه را دارم و با نگاه کلی، ساختار شرکت را خوب و منظم میدیدم. فضای کار محیطی جوان و دوستانه داشت و همواره حس همدلی در میان تیمها بود. اما در مورد حقوق احساس کردم مقدار پرداختها پایین است.
باورت نمیکنم چه روزی بود که تصمیم گرفتم برای پشتیبانی هاست و دامنه از طریق جابیناجو درخواست بدهم، با رزومه سه صفحهای و توضیح مختصری از سابقهام در پاسخگویی به تیکتها. ضمن اینکه کمی افت شنوایی دارم و ورزشکار دوومیدانی هم هستم. دعوت به مصاحبه را دریافت کردم؛ آقای مسئول شرکت یک فرم داد که پرش کردم و چند سوال هم پرسیدند؛ یکی از سوالها را دقیق نفهمیدم و مجدد پرسیدم تا توضیح دقیق بدهند. روز بعد، ایمیلی رسید که وضعیت درخواست همکاری من برای فرصت پشتیبان سرویس میزبانی وب و دامنه در اصفهان، مربوط به شرکت نت افراز ایرانیان، به دلیل دلایل دیگر رد شده است. کارفرما هم توضیح داده بود که محدودیت جسمی من به خاطر شنوایی تأثیرگذار است. بعد از آن ایمیل، تقریبا دیگر برای هیچ شرکتی رزومه نفرستادم :(
شروع تجربه من در این شرکت با نگرانی آغاز شد و به دلیل برخی تفاوتها در کار و محیط، تصمیم گرفتم درباره تجربهام صریح باشم تا گرفتار سردرگمیهای مشابه نشوید. مصاحبهها همیشه روشن نبودند و شرح وظایف به طور دقیق توضیح داده نمیشد. در طول کار، با تغییر سمت روبهرو شدم و این موضوع بدون هماهنگی لازم پیش آمد. برای ضمانت، سفتهای به مبلغ سی میلیون تومان دریافت میکردند. پرداخت حقوق و مزایا هم با تاخیر انجام میشد و این مسئله به باور من معمول نبود. محیط کار همراه با حواشی و جوی بود که بیشتر به نظر میرسید از رفتارهای اطراف نشأت میگرفت.
در این شرکت فضای کار نسبتا منسجم و با سطح فشار بالاست، اما وقتی مهارت و تجربه لازم را داشته باشی، تجربه همکاری با تیمهای تخصصی واقعا ارزشمند است. حقوق به طور منظم و مطابق با قوانین کار پرداخت میشود و پاداشها نیز با تأیید مدیریت برای پرسنل در نظر گرفته میشود. رفت و برگشت بهراحتی فراهم است و کارخانه امکان تهیه ناهار با هزینه مناسب را ارائه میکند. خطوط تولید مجهز هستند و ماشینآلات تقریبا بهروزند. فناوریهای تولیدی همواره توسط واحدهای تحقیق و توسعه و فنی مهندسی بهروزرسانی میشود. حجم کار و تنش میان واحدها بالا است و اگر با آرامش در کار و توان کار در محیطهای پرتنش آشنا نباشید، ممکن است برخوردهای سختی روی کارتان داشته باشد. در عین حال، اگر با تجربه کار کنید و توان مدیریت فشار را داشته باشید، فضای کار برایتان مناسب خواهد بود و یادگیریهای زیادی در مدت زمان کوتاه خواهید داشت. پاداش وجود دارد، اما در صورت کوچکترین اشتباه امکان جریمه مالی وجود دارد. فضا بهشدت قانونمند است و نظارت با دوربینها انجام میشود؛ صحبتهای غیرکاری و استفاده از تلفن برای امور شخصی محدود است. در زمینه حجاب برای خانمها سختگیریهایی مطرح است. با وجود اینها، تجربه کار با تیمها و واحدهای تخصصی بسیار لذتبخش است و پس از چند ماه کار با این تیمها، نکات زیادی یاد میگیرم.
من در شرکت رایانش ابری سپهر تجربهای از کار داشتم که به صورت زیر بود: حقوق با تأخیر زیادی پرداخت میشد و این مسأله selalu آزاردهنده بود. مدیریت شرکت ضعفهای بزرگی داشت و برنامهریزی مناسبی وجود نداشت. با سیستمی کهنه و بهروز نشده کار میکردیم، فشار کاری هم بالاست و انتظار میرفت که هر شش ماه همکاران جدیدی به تیم اضافه و جایگزین شوند.
من تجربه کارام با این شرکت رو به صورتی تازه و طبیعی بازنویسی میکنم تا معنا و لحن رو حفظ کنه اما عبارتها و ساختارها تغییر کلی کنه. تجربه من به عنوان کارآموز رو از نو مینویسم: وقتی برای اولین بار وارد شرکت شدم، فکر میکنم این کارگاه آموزشی بتونه برای کسایی که قصد دارن به اینجا بیایند مفید باشه. در طول یک هفته تجربه نسبتا تازهای داشتم و از جنبههای مختلف شغلی دیدم که ممکنه به درد تازهکارها بخوره. به نظر من شرکت تا حدی خوبه و همین تجربه کوتاه به من دید خوبی داد. اگر دنبال دیدگاه دقیقتری هستید، یادداشتهای من رو میتونید اینجا بخونید.
به عنوان تازهکار کارآزمودهای که انتظار داشتم محیطی حرفهای و منطبق با استانداردهای کاری باشد، تجربهای متفاوت از شرکت کارآفرینان توسعه میهن داشتم. قرارداد اولیه اینجا همیشه یک ماهه بسته میشود و بعد از آن ادعا میکنند که کار ما جنبه بیزینسی دارد و در سود و ضرر شریک خواهیم بود. در حالی که وظیفه کارمند نباید با ضرر همراه باشد، از قوانین سختگیرانه ناخواستهای پیروی میشود که گاه حتی با نگاه به اطراف هم از پرسیدن دلیل فشار طولانی کار طفره میزنند. انتظارشان این است که از ساعت نه صبح تا شش بعدازظهر بیوقفه پشت سیستم بنشینم، و این رفتار واقعا دشوار و ناامیدکننده به نظر میرسد.
به روز بودن همواره اولویت مدیران این مجموعه است و آنها با اشتیاق به آموزش خودشان و تیم اتکا میکنند. من تجربهای داشتم از مدیریتی که در کارهای ریز دخالت نمیکند و به اعتماد کامل به کارکنان اهمیت میدهد. برای هر مشکلی سعی میکردند اخلاقیترین و انسانمحورترین گزینه را پیش بکشند تا به نتیجه برسند. فضای همکارانه و همکاری دوستانه به خوبی در اینجا صدایش به گوش میرسید و اعضا با یکدیگر رابطهای حمایتی داشتند. از نکات مثبت، برنامهریزی منظم برای ایجاد تعاملات گروهی بود؛ به طور منظم در طول هفته تیم با هم در فعالیتهایی مانند ورزشهای تیمی شرکت میکردند.
شرکت افرا چوب سبز ایرانیان را تجربهای نامتعارف میدانم که در شروع کار برایم جالب بود اما به مرور چنان آزاردهنده شد که تصمیم گرفتم از آن خارج شوم. مدیریت بهطور ناگهانی تصمیم میگرفت و جلسات طولانی بدون فایده به وجود میآورد. رفتار یکطرفه بخشهای حسابداری و منابع انسانی به ضرر کارکنان بود و اختلافنظرهای مدیرعامل میان تیم به من هم گفته میشد پشت سرت حرفهایی دربارهام زده میشد. دخالت مدیرعامل در کوچکترین کارها هم دیده میشد و پروژهها به نتیجه نمیرسیدند. هرچقدر قابلیت بیشتری از من نشان میدادم، تاثیری در جایگاه یا حقوقم نمیگرفت؛ من با عنوان دیجیتال مارکتر وارد بودم اما وظایف طراحی سایت و کارهای دیگر هم به من محول میشد، اما هیچکس حتی تشکری هم نمیکرد. در بهترین حالت، تنها کارهای ساده و روتین انجام میشدند و کارهای خوب دیده نمیشدند. گاهی تا دو نیمهشب از خانه کار میکردم اما رفتار با من بسیار ناامیدکننده بود. کارمندانی هم بودند که تخصصی نداشتند اما به خاطر برخی رفتارهاشان پیشرفت میکردند. خلاصه اینکه سعی میکردند ادای شرکتهای سیلیکون ولی را درآورند اما نتیجهای غیرواقعی میدادند.
شرکت جامبد تجربهای پرنویز از شرایط کاری را رقم میزند که از نگاه من به عنوان کارمند تازهوارد و با نگاه صرفا شخصی روایت میکنم. فضای کار در دانشگاهی همه همکاران را به خانوادهای صمیمی تبدیل میکند و این بخش از تجربه برایم مثبت و دلنشین بود، چون همکاران و تیم همواره به عنوان افراد مهربان و همراه دیده شدند. با وجود این، اداره منابع انسانی را از نگاه من تنها به حاشیههای ناراحتکننده و فشارهای غیرمنصفانه میشناسم؛ بهجای تمرکز روی حفظ سرمایه انسانی، بیشتر فضایی برای اذیت و ایجاد سردرگمی ایجاد میشود تا جایی که استعفا به نظر گزینهای راحتتر مینماید. درگیریهای مربوط به قرارداد و حقوق در ابتدای کار، بهخصوص درباره سفته و مبالغ عجیب، تجربهای آزارنده بود. مقایسههای بیپایان با شرکتهای دیگری مثل اسنپ از طرف تیم مقابل، باعث میشد از منظر من محیطی غیرمنصفانه دیده شود. اگر در محیطی با رفتار حرفهایتر و حقوق و مزایای روشن و عادلانه بود، میشد مقایسه را منطقیتر دانست. امنیت شغلی به دلیل نبود قرارداد مشخص چندان وجود ندارد؛ هر زمان که تصمیم بگویند، میتوانند بگویند خداحافظ. قبل از بحران کرونا، حقوق با تاخیر پرداخت میشد و حتی گاهی تا بیست روز عقب میافتاد. اضافهکاری به عنوان عملی پذیرفته میشود اما به واقع حساب نمیشود. هر ماه با کسری حقوق و اشتباههای حسابی اعصاب خردکن همراه است و تلاش برای کم کردن ساعات کاری همواره وجود داشت. سیستم زمانسنجی کاملا انعطافپذیر نیست؛ برای نمونه ورود به صبح زود و خروج به زمانهای دیگر به ازای هر دقیقه کسر کار میخورد، حتی وقتی که منشی مدیرعامل بالای دستگاه قرار دارد و با سرعت کار میکند. در چنین شرایطی، تغییر کوچک زمان خروج به اتفاقی ساده تبدیل به مسئلهای بزرگ میشود. فرهنگ کاری کمی عجیب به نظر میرسد؛ یکی از همکاران برای منشی مدیریت تازهکاری، آزمایشی میگیرند که نشان دهد چگونه مدیریت کار دارد و پذیرش کارمند یا هرکس دیگر بسته به تولید فرضهای خاصی است. هزینههای شرکت نیز به وضوح نشان میدهد که در برخی موارد خساست وجود دارد؛ مثلا استفاده از لوازم سادهای مانند دستمال کاغذی از سوی شرکت به طور مستقیم تامین نمیشود. حقوق و مزایا خارج از چارچوب حقوقی و مزایای مشخصی نیست و پس از بحران کرونا هم پرداخت حقوق اسفند با تاخیر انجام میشد. از پایان سال تا اواسط سال جدید، به نظر میرسید که تنها بخشی از حقوق هر ماه پرداخت میشود و مابقی به تعویق میافتاد. در نهایت، اگرچه فضای انسانی و همدلی در تیم قابل ستایش است، اما مسائل ساختاری و فرایندهای غیرشفاف حقوق و امنیت شغلی را به شدت تحتتاثیر قرار میدهد.
در بدترین دوره کاری زندگیام بود که در آنجا حضور داشتم و گمان میکنم حقوقم از حداقل تعهدات قانونی هم پایینتر بود؛ هیچ بیمهای به من تعلق نگرفت و هر راهی را میرفتند تا بیمه ارائه ندهند. در حالی که بیمه برای بعضی از کارکنان آژانس مسافرتی به یک شرکت دیگر داده میشد، بخشهای برنامهنویسی و تولید محتوا اغلب بدون بیمه باقی میماندند. اکنون هم تا حدی تعطیل شدهاند.
شرکت چارتکس را بهجای واقعی تجربهام نازل میکنم: تیم فنی با مشتریان جلسات غیر ضروری میگذاشت و تشویشهایی بیدلیل وجود داشت. به دلیل فشارهای داخلی، هر تصمیم کوچکی برای مدیران توضیح داده میشد و رفتن مرخصی هم مستلزم توضیح دادن دلیلش بود. پرداخت اضافهکاریها به بهانههای مختلف یا بهدلیل بسته نشدن کارها تأیید نمیشد. قوانین داخلی سازمان بهطور دائم تغییر میکردند و در ساعات کاری با وجود تماسهای تلفنی، توضیح دادن پاسخ داده نمیشد چون مدیرعامل ترجیح میداد پول خرج شود و این زمان را صرف صحبت کردن بیهوده میدانست. در محیط کاری، برای رفتن به بیرون یا انجام خریدهای شخصی باید از مدیر برنامهریزی یا مسئول آبدارخانه درخواست میکردی تا برایت خرید انجام بدهد. غذای شرکت پخته میشد و اگر علاقهای به آن نداشتیم یا باید از خانه غذا میآوردیم یا گرسنه میماندیم. محدودیت سختی برای خرید غذا از بیرون وجود داشت؛ در صورت موافقت منشی مدیرعامل، هزینهها از شرکت کسر میشد و ممکن بود حقوق ماههای بعدی کاهش یابد. با این وجود، یکی از نکات مثبت این دوره حضور همکاران فنی با تجربه و با دانش بالاست که در هر زمینهای، چه کاری و چه غیرکاری، راهنماییهای ارزشمندی ارائه میدادند.
وقتی با این شرکت همکاری کنم، در هر شرایطی میتونم کار رو پیش ببرم. حضورش رو خیلی ارزشمند نمیدونم و زمان گذاشتن روی بررسیش رو زاید میبینم.
من چهار سال با این مجموعه کار کردم و تجربهام رو با شما به اشتراک میذارم. آقای سجاد مرد بسیار انسان بااخلاقی هستند، اما با افراد متواضع و واقعبین همدلی میکنند. اگر واقعا تخصص دارید، برخورد دوستانه همراه با حقوق و مزایای مناسبشون رو تجربه میکنید. فضای کار آرامه و امکان دورکاری هم وجود داره، هرچند بستگی به نوع کارتون داره. مدیریت هم اهل مطالعه و گشتوگذار وب هست و به کارمندانشون آزادی عمل میده. اگر تازهکار باشید ولی انگیزه برای پیشرفت دارید، میتونید روی حمایتشون حساب کنید، اما از شما اول انتظار جلب اعتماد میره. اگه رویکردتون واقعا حرفهای و بدون ادعا باشه، شرایط خوبی فراهم میشه و بهراحتی به همکاری میرسین. اونها به قیمتهای غیرواقعی توجهی ندارند؛ اما واقعا وقتی بدونن کارتون رو بلدین و فقط حرف از مهارت نمیزنید، شرایط رو فراهم میکنن. مدیریت صبور با نیروهایی که صادقانه کار میکنن رفتارمیکنه و اگر عملکرد خوب باشه، برای همکاری همواره کنار میشن. با این حال ادعاهای بیپایه رو نمیپسندن، بنابراین اگه کسی بیاد فقط با گوشی کتاب صوتی تولید کنه یا هیچ مدرکی نداره که بخواد کار کنه، نشان دادن ضعفها بهراحتی تشخیص داده میشه و رد میشن. همچنین اگر دنبال محیطی هستید که سریع پیشرفت کنید، توصیه میکنم به اینجا فکر کنید. به خاطر اینکه بیشتر کارها بهصورت دورکاری و پروژهای انجام میشن، معمولا مشمول بیمه نیستند. منظور از دورکاری اینه که کارهای کوچک بهصورت پروژهای انجام میشن.
در این شرکت توانستم با تلاشم روال کار را بهبود دهم و با بهروز نگه داشتن مدلهای طراحی محصول، از نتیجههای ملموس آن برخوردار شوم. پرداخت حقوق و مزایا به موقع انجام میشد و هر ماه پاداشی بر پایه عملکرد دریافت کردم، و در نهایت افزایش انگیزه برای ادامهی تلاش حس کردم.
در این شرکت احساس امنیت و رضایت دارم و از شرایط کار با حالتی آرام و دوستانه برخوردارم. هم حقوق مناسب است و هم با وضعیت دانشجوییام سازگار میشود. تیم هم واقعا حرفهای است و مدیریت به خوبی عمل میکند.
شرکت وب جوان را تجربه کردم که دفتر کوچیک و بدون تابلو داشت و در ساختمانی قدیمی و نسبتا فراموششده اداره میشد؛ فضای کاری به شکل خانوادگی بود و اعضای خانوادهاش در کار دخیل بودند. آنها با نام پارس پال شروع به کار میکردند اما به دلیل مشکلات قانونی فعالیتشان محدود شد و با نام ارین پال باز هم به دنبال راهاندازی مجدد پارس پال بودند. واقعا متاسفم برای کسانی که از این خدمات استفاده میکنند و نمیدانند چه نتیجهای ممکن است در پی داشته باشد. فضای کاری هم مثل خانه به نظر میرسید؛ تیمی کوچک و با روابط خانوادگی که گاهی به نظر میرسد از مسیر درست دور میشوند. من از نگاه کارمند، متوجه شدم که مدیریت نمیتواند به درستی از حقوق اولیه کارکنان دفاع کند و به نظر میرسید نظارت کافی وجود ندارد. گاهی رفتارهای غیرحرفهای و تنشهایی بین اعضا دیده میشد و پایاننامهای مشخص برای کار از ابتدا تا انتها وجود نداشت. برای دریافت پایهترین حق و مزایای کار، بهنظر میرسید باید به اداره کار مراجعه کرد چون برخی مسئولان با نواقص رفتاری روبهرو بودند و تمایل چندانی برای پرداخت حق و حقوق کارکنان نشان نمیدادند و سعی میکردند به هر ترتیبی از زیر بار پرداخت فرار کنند. - مدیریت ناکارآمد و اخلاق کاری نامناسب؛ تیمی که هماهنگی و کار گروهی را به خوبی درک نمیکرد. - جو کار ناخوشایند و بیبرنامه؛ نبود رویکرد مشخص برای از ابتدا تا انتها رساندن یک پروژه با برنامهریزی منظم. - کمترین توجه به جزئیات برای اداره شرکت و رفتار با افراد. - سیستمی که بهطور مداوم نظارت دارد اما کارمندان احساس میکنند پایان ساعت کاری بهخوبی مدیریت نمیشود و توضیح روشن یا منطق واضحی وجود ندارد. - افرادی که به نوعی از مردم سوءاستفاده میکردند و به نظر میرسید به هر قیمتی دنبال منفعتاند. - صرفهجویی افراطی در هزینهها و بیتوجهی به ارزش نیروی کار. بعد از چند سال تجربه، به نظر میرسید این شرکت از پایهترین اصول حرفهای و احترام به حقوق کارمندان دور است و حتی حقوق اداره کار را هم بهدرستی رعایت نمیکردند. در نهایت تصمیم گرفتم برای حفظ حقوقم به مراجع مربوطه مراجعه کنم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.