وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۱۰۰ تجربه منتشرشده – صفحه ۱ از ۵
طرح گندم
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسطراح۱ مهر ۱۴۰۵
۱٫۵
مدیریت به خواسته کارمند توجه نمیکرد

اصلا تحت هیچ شرایطی این مجموعه رو پیشنهاد نمیکنم چون فوق العاده بی نظم هم در سیستم سازی شرکت و هم در حقوق و مزایا

زمان کاری شناور
مدیریت ضعیف
عدم امنیت شغلی
بد قول
بی نظمی کاری
حقوق ناکافی
آواز مارکتینگ
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسمارکتینگ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
۳٫۰
انسان‌های خوب اما بدون دانش مدیریت

حدودا ۱ سال اونجا بودم. بهترین انسان‌های بودن که میشه باهاشون کار کرد. با شعور و همدل اما بدون دانش مدیریت. افسوس که عدم حضور مدیران قوی و متخصص باعث شد نتونه رشد کنه. عدم دانش مدیریت مدیرعامل و مدیرمارکتینگ از مهم‌ترین نقاط ضعف این برنده. آرزوی موفقیت روزافزون.

هلدینگ بیست لند
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس فروش۳۱ شهریور ۱۴۰۵
۲٫۰
بیست در یک جمله جهنمی واقع در بلوار فردوس

مدیریت در بخش فروش بسیار ضعیفه جلسات توجهی بی اندازه زیاد و بی فایده است و فقط تهدید میشن نیرو ها با وجود این که ادعا می کنن ساعت کاری تا پنج و نیم و یا در صورت تارگت نزدن تا شیش و نیم هست نیروها رو تا هشت شب یا خیلی وقتا بیشتر نگه میدارن بدون هیچ اضافه کاری . فشار کاری بسیار بالا فرسودگی بسیار زیاد برخورد توهین آمیز و پر از عقده ی مدیریت ضعیف فروش . داد و هوار تقریبا هر روزه در فیلد فروش خاله زنک های زیاد و حواشی غیر منطقی

شرکت مشاوره مدیریت مرکز تحقق چشم انداز
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسعضو تیم سایبر۲۱ شهریور ۱۴۰۵
۲٫۰
اینجا انگار مافیاست

به این شرکت به چشم تجربه‌ای بی‌ثبات نگاه کردم و فهمیدم که اوضاع بخش سایبر فاجعه‌آمیز است. تصور می‌کردم با حضور یک مدیرعامل حرفه‌ای اوضاع بهتر می‌شود، اما بعد از روز نخست متوجه شدم که او هم با دیدن وضعیت فعلی کنار کشید و رفت. جو کار خیلی مسموم و بسته است، گویی در یک حلقه تودرتو گیر افتاده‌ایم. واقعاً احساس کردم ماندن در اینجا ارزشش را ندارد؛ اگر گزینه‌ام فقط بین ادامه دادن و ترک محیط باشد، ترک را ترجیح می‌دهم. مدیریت شرکت در شرایطی که با همسرش اداره می‌شود، به نظر من از نظر رفتار حرفه‌ای هم در سطح مطلوبی نیست و تجربه‌ی من از تعاملات با آن‌ها منفی بود.

دومینو
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۱۶ شهریور ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
تجربهٔ تلخ کار تو یه مجموعه

دو شرکت دومینو را تجربه کردم و همان ابتدای کار مشکلات زیادی را دیدم که ممکن است آینده‌ی کاری دیگران را هم درگیر کند. در فرایند استخدام، در مصاحبه وعده‌ای می‌دهند که وقتی حقوق را دریافت می‌کنی، واقعاً با آن مطابقت ندارد و عموماً عددی که گفته می‌شود پایین‌تر است و گاهی عیدی و سنوات هم به آن اضافه نمی‌شود. وقتی سوال می‌کنی، پاسخ می‌دهند که انتظاراتی که مطرح شده بود، برآورده نشده است. بر سر تسویه‌ی پایان کار هم وضع مشابه است؛ اگر قصد خروج داشته باشی، در بهترین حالت شاید ماه آخر را هم نگیرند و شنیده‌ام تنها یکی دو نفر توانسته‌اند تسویه کامل بگیرند. مسیر شغلی و جابه‌جایی هم به دشواری می‌گذرد؛ اکثر کسانی که وارد می‌شوند، کمتر از یک ماه می‌مانند و اگر سه چهار ماه بمانند، به عنوان کارمند قدیمی شناخته می‌شوند. در واقع هیچ مسیر روشنی برای رشد وجود ندارد زیرا تصمیم‌گیری‌ها و کارها به سلیقه و دستور مدیرعامل گره می‌خورد، حتی در زمینه‌هایی که تخصصی هم ندارند. مسئله‌ی سفته هم برقرار است؛ در ورود از هر کس سفته می‌گیرند و پس از حدود یک سال هنوز برنگردانده است. هم‌زمان با این‌ها تداخل با زندگی شخصی هم وجود دارد؛ انتظار می‌رود بعد از ساعات کاری یا آخر هفته هم تماس بگیرند و کار بخواهند. ساعات کاری طولانی است، غذای ناهار کم‌حجم است و حقوق هم به این دلیل کم می‌شود، و مرخصی‌ها نیز به‌راحتی داده نمی‌شود. به طور خلاصه وضعیت از همان روزهای اول روشن است و به نظر می‌رسد بهتر است به دنبال فرصت دیگری باشی تا وقتت را بیهوده صرف نکرده باشی.

دریمایز
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناستیم محتوا۱۶ شهریور ۱۴۰۵
۱٫۰
محیط کاری کاملاً سمی، استثماری و رفتارهای غیرحرفه‌ای مدیریت

تجربه همکاری من با شرکت دریمایز یکی از آسیب‌زاترین تجربیات شغلی‌ام بود. ​مدیریت این مجموعه با برگزاری جلسات مداوم، فضایی پر از استرس و تحقیر ایجاد کرده بود که در آن نیروها—به‌ویژه بخش محتوا و مدیران—دائماً مورد بولی قرار می‌گرفتند. رفتار مدیریت تأثیر بسیار بدی روی بدنه تیم گذاشته و محیطی پر از زیرآب‌زنی، استرس و عدم اعتماد متقابل ایجاد کرده است علاوه بر این، رویکرد ایشان در جذب، تمرکز بر همکاران خانمِ جوان بود تا بتوانند شرح وظایف نامشخص و فشار کاری سنگین را به آن‌ها تحمیل کنند. ​رفتارهای شخصی و غیرحرفه‌ای مثل ارسال پیام‌های نامتعارف و پاک کردن بعدی آن‌ها، امنیت روانی محیط را کاملاً از بین برده بود. از نظر مالی نیز با عدم ثبت قرارداد شفاف و تاخیرهای تعمدی در پرداخت حقوق، سعی در نگه‌داشتن اجباری نیروها برای انجام کار بیشتر داشتند. ​کار در این مجموعه را به دلیل آسیب شدید به سلامت روان و عدم رعایت حقوق مالی و انسانی، به هیچ عنوان پیشنهاد نمی‌کنم.

گروه صنعتی بازرگانی سومریا
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسکارشناس کنترل کیفیت۵ شهریور ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: آسان
مصاحبه اعصاب‌خردکن

در میان روزهای کاری‌ام، تجربه‌ای ناخوشایند از مصاحبه را به خاطر می‌سپارم که تازه در همین ابتدای سال پیش آمد. نمونه‌ای از برخورد نامناسب مصاحبه‌کننده در یک جلسه کارشناس کنترل کیفیت بود که رفتارش چه از نظر گفتار و چه از نظر شیوه برقراری ارتباط، چندان حرفه‌ای نبود. کلماتش ناخوشایند بود و جملاتش با دقت کافی چیده نمی‌شد؛ پوزخندهای پی در پی تمرکزم را به‌هم می‌زد و در نتیجه نتوانستم بهتر به سوالات پاسخ بدهم و نهایتاً از جلسه خارج شدم.

آگهی نامه ظرفینه
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
Ali Omidiکارمند۵ شهریور ۱۴۰۵
۴٫۷
شرکتی مسئولیت پذیر با مدیر عامل دلسوز و محترم

من به مدت ۸ سال در شرکت سرزمین یاس، آگهی‌نامه‌های ظرفینه و اسکان، به عنوان کارمند مشغول به کار بودم و در مجموع تجربه بسیار خوبی از همکاری با این مجموعه داشتم. مدیرعامل شرکت فردی بسیار محترم، با شخصیت و دلسوز بودند و محیط شرکت منظم و بر اساس اصول حرفه‌ای اداره می‌شد. ادب و احترام به همکاران و رضایت مشتری همیشه اهمیت زیادی داشت. حقوق به‌صورت هفتگی و منظم پرداخت می‌شد و مزایا، عیدی و سنوات نیز طبق قانون کار پرداخت می‌شد. مرخصی‌ها هم مطابق قانون بود. پرسنل مجموعه افراد کوشا و مسئولیت‌پذیری بودند و در مجموع تیم خوبی داشتیم. در نهایت، با توجه به ۸ سال سابقه همکاری، می‌توانم بگویم که از کار در این شرکت رضایت زیادی داشتم و از دوره‌ای که در این مجموعه سپری کردم، خاطره خوبی دارم.

ارس
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسپرسنل فروشگاه۴ شهریور ۱۴۰۵
۲٫۰
تجربه خیلی بد تو فروشگاه

به تازگی تابستانی در اینجا کار را آغاز کردم و در همان روزهای اول تفاوت زیادی بین قول‌های مصاحبه و واقعیت دیدم. انتظار حقوق و مزایای بهتر داشتم، اما از ابتدا فهمیدم که ساعات کاری خیلی بالاست و اضافه‌کاری‌ها بهانه‌ای برای پرداخت نمی‌شوند. تقریبا هر هفته مجبور بودم کسری صندوق را از جیبم جبران کنم، حتی زمانی که مسئول صندوق من نبودم. یک روز در هفته هم به طور کامل شیفت صبح تا شب را داشتم. رفتارهای همکاران و مدیران هم قابل تحمل نبود و بی‌احترامی و سخنان توهین‌آمیز زیادی دیدم. این موضوع دلیل خوبی بود برای فهمیدن اینکه چرا بسیاری از کارکنان سفته‌هایشان را پس می‌گیرند. در نهایت به نظر من کار در واحد فروش به هیچ‌وجه توصیه نمی‌شود.

آژانس تبلیغاتی نگه
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسفیلم بردار۳ شهریور ۱۴۰۵
۱٫۳
پرداخت نکردن کامل حقوق

برای فیلم برداری آفیش میکنند ولی حقوق توافقی اولیه و شرایطی که در جلسه اول توافق میکنید رو زیرپا میگذارند و بعدا که اعتراض میکنید میگویند ما همچین توافقی نداشتیم پرداختی بسیار کم و دیر موقع انجام میدهند اصلا پیشنهاد نمیکنم کار در این شرکت رو

استودیو نماد
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
علیرضاویراستار۳ شهریور ۱۴۰۵
۱٫۷
کلاهتون سمت اینجا افتاد هم نرید

جو سمی حاکم هست توی دفتر. عملا ۳ نفر شدن نور چشمی مدیر عامل و توی تصمیماتی که اکثر اوقات سر در نمیارن دخالت میکنن. مدیر سئو دائما با گوشیش بازی میکنه و کمبودهای سئویی رو میندازه گردن بقیه تیم. از هر طریقی که بتونن کار اضافه میکشن ازتون. تیم ایران و کانادا در مقابل هم قرار داده شدن و دائما انگ کم‌کاری زده میشه بهتون. دفتر عملا خارج تهرانه توی چیتگر و شما سر حتی یک دقیقه دیر رسیدن باید جریمه (اسمشو گذاشتن شیرینی) بدین. خیلی اوقات باید بعد از تایم کاری تازه وارد جلسات با مدیر عامل بشین که عملا یعنی از ۹ صبح تا ۹ شب درگیر کار هستین. نکته مهم: قراردادی که باهاتون میبندن به اسم استودیو نماد هست و این شرکت ثبت رسمی نشده. اسم رسمی شرکت مهرانا تصویر ویرا هست. اگر که قراردادی امضا کنید با استودیو نماد، پس فردا نمیتونید از اداره کار درخواست بیمه بکنید.

تامین و پخش مرداس
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس فروش/فنی۲ شهریور ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
هوای نیرو رو ندارن

شرکتمون تامین و پخش مرداس بود و من به عنوان کارشناس فروش/فنی تجربه‌ای داشتم که نمی‌تونم به راحتی فراموشش کنم. خیلی از هم‌تیمی‌های فروش و حتی بخش فنی، از مدیریت ناراضی بودن و در طول چند ماه چند نفر به تدریج از شرکت رفتن. مدیرعامل، که زنی بودن، ظاهراً چندان با اصول مدیریت آشنا نبودن و بیشتر به پول شرکت اهمیت می‌دادن تا رسیدگی به نیروها. اگر هم آگهی استخدام اونجا رو دیدی، به‌نظر من رزومه نفرست؛ وضعیتی که من و همکارانم به‌روشنی تجربه کردیم خیلی بدتر از چیزی بود که تصور می‌کردی. ممکن بود در مصاحبه وعده‌های جذابی داده بشه، اما از تجربه من و همکارانم هیچ‌کدوم عملی نمی‌شد و در نهایت با حس رضایت نداشتن از رفتار شرکت، حس سوءاستفاده و ترک کار پیش می‌اومد.

دیجیتال مارکتینگ بریف
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسمدیر منابع انسانی۲ شهریور ۱۴۰۵شاغل فعلی
۳٫۰
با دل و جون اینجام

امسال آغاز کارم را با تیمی در دیجیتال مارکتینگ بریف تجربه کردم. سال‌هاست در حوزه منابع انسانی فعالیت می‌کنم و معمولاً ترجیح می‌دهم در شرکت‌های استارتاپی حضور داشته باشم؛ به همین دلیل با رویکردی چابک و همدل وارد این مجموعه شدم. دلیل اصلی پیوستنم، مدیرعامل بود؛ هم دانش بالایی دارد و هم رهبري خوبی نشان می‌دهد، و برای هر کسی در هر سطحی به یک منتور خوب نیاز است. من اینجا را دوست دارم و واقعاً احساس خوبی دارم؛ تمام تلاشم این است که حال خوب تیم را حفظ کنم و واقعاً در تلاشم تا شرایط مناسبی برایشان فراهم کنم. از طرفی علاقه‌ای به این ندارم که نیروهایمان به راحتی از دست برود چون برایم عزیزند. ممکن است برخی بگویند چون مدیر منابع انسانی هستم باید چنین حرف‌هایی بزنم، اما من خودم هم جزو پرسنل هستم و همیشه صریح و رک با تیم صحبت می‌کنم. مجموعه در حال رشد است و طبیعی است که گاهی کارها از کنترل خارج شوند، اما تلاشم این است که بهترین شرایط برای آن‌ها فراهم باشد.

آژانس تبلیغاتی روشا
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس تحقیق و توسعه۲۲ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
از جونم مایه گذاشتم، آخرش اخراج شدم

سختی‌های کار در نزدیک یه دهه حضورم تو یک مجموعه مشخص شدنی بود؛ من به عنوان کارشناس تحقیق و توسعه عملاً تمام روزها و شب‌ها رو برای شرکت گذاشتم. اما در نهایت، با بازی‌های پشت پرده و افراد سفارش‌دار که به نظر می‌رسید اعتبار بالایی دارند، تمامی پست‌های مدیریتی به دست ایشان افتاد. مدیر مستقیم من، زنی مودب اما با عقده‌های زیادی بود. پس از سال‌ها خدمت صادقانه، ناگهان با یک نامه به من گفتند دیگر به کارشان نیازی ندارند. از ابتدا هر روز وعده‌های زیادی می‌دادند: مزایا، کارانه و بهره‌وری، اما کارانه در اختیار مدیران بود و تنها با یک جمله ممکن بود حال من تغییر کند. من نامه‌های رسمی و شکایتی به بخش‌های مدیریت، اداری و ریاست نوشتم، اما هیچ پاسخ یا پاسخی دریافت نکردم. همچنین شرکت در تلاش بود تا سنوات و مرخصی‌ها را به من بدهند که من برای این موضوع هم شکایت کردم و وکیل گرفتم. تقریباً همه چیز در شرکت در اختیار یک نفر بود و اطاعت از او حکم می‌کرد؛ سایر مدیران حاضر نبودند با وجود چنین نیرویی ریسک کنند. من شرکت را ترک کردم و به جایی دیگر رفتم، اما تجربه‌ام نشان می‌دهد فضای اینجا خیلی ناسالم است. آن فرد حتی اجازه نمی‌دهد به‌راحتی در جای دیگری استخدام شوید و با پیگیری‌های مزاحمت‌آمیز، پیدا کردن کار جدید را برایتان سخت می‌کند. در نهایت فهمیدم ارزش ندارد عمرم را در محیطی بی‌امان و با پارتی‌بازی تلف کنم.

کانورژن
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
مصاحبه
کاربر ناشناستوسعه‌دهنده وردپرس۲۲ مرداد ۱۴۰۵
انصرافسختی: متوسط
بیگاری نوین؟

آگهی شغلی برنامه‌نویس گذاشتن و آخرش برای ساعت کاری نوشتن «شنبه تا چهارشنبه از 9 تا 18 و پنجشنبه 9 تا 13:30»، یعنی 216 ساعت ماهانه! بعد حداکثر حقوق رو نوشتن 30 تومن (حقوق پارسال)! 💩 تازه اگه فرض کنیم واقعا حداکثر رو بهت بدن و حداقل ندن

آژانس تبلیغاتی داما
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکپی رایتر۱۹ مرداد ۱۴۰۵
۱٫۸
مدیر عامل دیوانه

آژانس داما بدترین تجربه کاری من بود. مدیر عاملی که تو همه چیز دخالت میکنه و همه حاشیه‌هار‌و کنترل میکنه، جز کاری که باید بکنه. مثل پادگان میمونه، باید واسه تک تک کارات جواب پس بدی، تو زندگی شخصیت هم دخالت میکنن و فکر میکنن فقط کل زندگی کارمندش باید مربوط به کار باشه و بس. خود مدیر عامل بین کارمنداش حاشیه و چالش درست می‌کرد و وقتی میدید دو تا کارمند دارن باهم صحبت میکنن، فکر می‌کرد دارن علیه اش توطئه میکنن و توبیخشون می‌کرد، حتی بی دلیل توهین هم می‌کرد . خلاصه جهنمیه اصلا هم جای رشد و پیشرفت نداره چون به شدت ترسو و بدون ریسک هستن ‌ و رو یه خط مستقیم حرکت میکنن.

هلدینگ ارتباطات و بازاریابی مات
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسسابقه کار در آژانس و هلدینگ مات۱۵ مرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
دیوانه خانه مات (بدترین تجربه کاری)

بدترین تجربه کاریم رو در هلدینگ بی نظم و سمی مات گذروندم. کار در این شرکت هیچ توجیه عقلانی نداره چون شما عملا با یک سازمان بی در و پیکر، غیرحرفه ای و مدیران متوهم و پرادعا روبرو هستید ولی در عمل هیچ. به جای جلسات حرفه ای در اتاق مخصوص به مشتری قلیون و چیزای دیگه میدن و اینطوری مشتری رو نمک گیر میکنن. متاسفانه خودشون رو در حد شرکتهای پیشرو و مطرح جهان میدونن و با این طرز فکر و جایگزینی روابط به جای ضوابط هیچ نشانه ای از بهبود هم توش دیده نمیشه.

رسا نگاره راوک
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند دارالترجمه۱۳ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
دفتر ترجمه‌ای با مدیریتِ کوته‌فکر

هرگاه به روزهای کاری‌ام در این شرکت فکر می‌کنم، بیش از هر چیز تضاد بین کار ترجمه‌ام و ذهنیت مدیریت آنجا به خاطرم می‌آید. مدیری که مجموعه را می‌چرخاند هیچ نگاه استراتژیک یا انسانی‌ای از خود نشان نمی‌داد؛ هدفش صرفاً گذران روزگار بود، نه نگهداشت نیرو یا رشد کسب‌وکار. کار در آن محیط مثل گذاشتن یک سازه‌ی مستحکم روی زمینِ باتلاقی بود؛ با پروژه‌های حساس و زمان‌بندی‌های فشرده سروکار داشتیم، اما مدیر و تیمِ بالادست بیش از هر چیز درگیر بحث‌های سطحی و صرفه‌جویی‌های ساده بودند—مثلاً کم‌کردن چای یا حساب کردن هزینه‌ی یک بطری آب یا یک بسته‌دستمال. در حالی که ما می‌خواستیم کارِ درست را تحویل بدهیم، آنها فقط درباره‌ی امور کم‌اهمیت و روزمره بحث می‌کردند. بدترین بخش، عدالتِ سیستماتیک بود: پرداخت‌ها پایین و همیشه با تاخیر یا بهانه انجام می‌شدند. شنیدن تمجیدهای مدیر در حالی که خودش فِرِنگ سفارش می‌داد، به واقع زخم را نمک می‌زد. بیمه‌ها هم به درستی و به‌طور اصولی اجرا نمی‌شدند و این نشان می‌داد که حقوق قانونی پرسنل برایشان ارزشی ندارد. فضای فرهنگِ آزاردهنده و فشار روانی تبدیل به ابزارِ مدیریتی شده بود؛ رفتارهای تحقیرآمیز و تحمیل فشار بی‌دلیل، شیوه‌ی رایج اداره کردن بود. در حالی که سودِ کارهای ما به جیب صاحب‌کار می‌رفت، محیط کار به جای آنکه محلی برای رشد باشد، به زندانِ فکری تبدیل شده بود. این دوره برایم درسِ بزرگی داشت: فهمیدم تفاوتِ «صاحب‌کار» با «مدیر» چیست. حالا که از آن فضای ناسالم فاصله گرفته‌ام، خوشحال‌ام، اما واقعاً برای همکارانی که هنوز آنجا مانده‌اند، ناراحتم.

ایده پردازان
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس iOS۶ مرداد ۱۴۰۵
۲٫۰
بدترین تجربه کاری تا حالا

در قدم اول، از وقتی که وارد شرکت شدم فهمیدم اوضاع خیلی نامنظم است و هر روز به شکل جدیدی مسئله‌ای بروز می‌کند. مدیرعامل با من صحبت کرد و پیامی که شنیدم درباره‌ی چرخش پرسنل بود: وعده‌ای که دوباره از نو نیرو می‌گیرند، اما این کار تنها به تکرار مشکلات می‌انجامد و من احساس کردم این چرخه به دنبال ثباتی نیست. ساختار سازمانی به هم ریخته بود و اساسی‌ترین مشکل این بود که تیم‌ها بر پایه‌ی فناوری مشخص می‌شدند نه روی پروژه‌ها، نتیجه‌اش هم این بود که همکاری بین اعضا کم‌رنگ شد. هر سه ماهی یکبار نظرخواهی انجام می‌شد و نتیجه‌ای که از آن می‌گرفتند منتهی به تغییراتی می‌شد که به جای بهبود، منجر به کاهش انگیزه می‌گردید. به همین دلیل فضای کار به طرز ناخوشایندی رقابتی شد و هر کس برای حفظ جایگاهش تظاهر می‌کرد. آخر هفته‌ها جلسات گروهی برگزار می‌شد که به نظر آشنایی و هم‌افزایی می‌آمد، اما تبدیل می‌شد به سکویی برای تعارف بیشتر از حقیقت: هر کس بتواند بهتر از دیگری تعریف کند، گویی برنده است و امنیت شغلی‌اش بیشتر می‌شود. به گونه‌ای که برای بقا در شرکت، به قدری لاف و تملق لازم بود که واقعاً غیرمفهوم می‌کرد. در ابتدای کار، با سفته‌های سنگین و قابل توجهی روبه‌رو شدم؛ کارخانه وعده نگه‌داشتن آن‌ها را دو سال می‌داد و بیمه هم تنها پایه بود که در نهایت به ضرر حقوقی و سابقه‌ی شغلی‌ام تمام می‌شد. مزایا انگار وجود خارجی نداشتند و دروس و آموزش‌هایی که انتظار داشتم به من ارائه نشد. حقوق اغلب با تأخیر می‌آمد و مدیرعامل در حضور کارکنان با لحن التماس‌آمیز می‌گفت که پرداخت صورت نگرفته و وعده‌ای مبنی بر آینده داده می‌شود. قراردادها به صورت کامل و منظم ارائه نمی‌شدند و اضافه‌کاری یا به‌شکل درست محاسبه نمی‌شد یا اصلاً وجود نداشت. منابع انسانی با فشارهایی از سوی کارمندان برای انتشار نظرهای مثبت مواجه بود یا ویدیوهایی از تمجیدهای مدیر سابق در شبکه‌های عمومی شرکت پخش می‌کرد تا وجهه‌ی شرکت را جلوه دهد. به طور خلاصه اگر از درب شرکت فاصله بگیری و کمی درباره‌ی شرکت جستجو کنی، می‌توانی عمق مشکلات را لمس کنی.

دانش بنیان آرامش گستران مینا (آمیناگروپ)
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسهمه کاره۳۰ تیر ۱۴۰۵
۱٫۳
بدترین تجربه کاری

اصلا محیط مناسبی نیست. صرفا جایی که از طریقش بتونین وارد بازار کار بشین یکم تجربه کسب کنین و بعدم خارج بشید برید یک محیط حرفه ای. فقط جایی هست که برید تجربه کسب کنید بعد که مهارت پیدا کردید خارج بشید. قدر مهارتتون رو نمیدونن و همیشه شما رو کوچیک میکنن هیچ کاری نمیکنید. حجم کاری بسیار بالاست و به خاطر تعدد کارها به هیچی نمیرسید همیشه هم باید جواب پس بدید که چرا کارها مونده. مدیریت بد این مجموعه با دوربین ثانیه به ثانیه کارتون رو چک میکنه بسیار بی ادب هستن و اصلا احترام نفر مقابلشون رو رعایت نمیکنن. شرح شغلیتون مشخص نیست و همه کاری باید بکنید. در ضمن حق و حقوقتون رو کم و زیاد پرداخت میکنن و هیچوقت نمیفمید چقدر در ماه دریافتی دارید. به زور و کلی منت براتون بیمه تامین اجتماعی رد میکنن تازه اگر دانشجو باشید اونم کم میکنن ازتون. تایم نهارتون یکم زیاد بشه فوری بهتون گیر میدن. بیمه تکمیلی هم ندارن. سفته های چند صد میلیونی هم موقع ورود ازتون میگیرن کلیم منت به سرتون میزارن که ما خوبیم و بهترینیم ولی هیچی نیستن. اگر سلامت روانی و جسمیتون براتون مهمه و میخواید برید حرفه ای کار کنید، اصلا جای خوبی نیست!!!! فقط به درد این میخوره که یه 4 5 تومنی تو دوره دانشجویی دستتون رو بگیره همین!

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.