یک نفر به اصطلاح مدیر مالی به همراه کارشناسشون جهت تمسخر مصاحبه شونده سوالهای حسابداری میپرسیدن و حتی خودشونم تو جواب سوال شک داشتن ، تاکید داشتن از شرکتی که مشغولی استعفا بده بعدا بیا مصاحبه و من گفتم شرکت در جریان خروج من هست ولی گفتن شرط ما اول خروج شما از شرکت قبلی است
آخرین تجربهها
من در حال حاضر در گروه شرکت های روبینا پرسیا بصورت تمام وقت و به مدت کمتر از یکسال مشغول به کار هستم.
جلسه اول مصاحبه با واحد منابع انسانی بود و بیشتر درمورد سوابق کاریم پرسیدند و مرحله بعد مصاحبه با مدیران واحد تضمین کیفیت که ۲خانم و ۱آقا بودن خانمها به شدت عصبی و مضطرب و بلعکس اقا خیلی ریلکس بود .سوالات کاملا غیر حرفه ای بود ، یکی از خانمها کمی انگلیسی بلد بود اما خیلی اشتباه داشت و من به روشون نمیوردم و سعی داشت انگلیسی مصاحبه کنه و بعدش پشیمون شد . خلاصه که این مجموعه بدرد حرفه ای ها نمیخورد .اگر تجربه ندارید برای استارت کاریتون بد نیست
حقیقتش بنده هنوز منتظرم که این شرکت برای بنده وقت مصاحبه بگذاره. در واقع خانمی از واحد منابع انسانی تماس گرفتن و صحبت کردیم و قرار شد فرمی که به ایمیلم ارسال کردن رو تکمیل کنم و همراه با آیدی اسکایپم براشون ارسال کنم. فرم مثل سایر فرمهای مرسوم منابع انسانی بود که هیچ وقت نفهمیدم چرا باید تکمیل بشه وقتی رزومه کامل رو ابتدای کار ارسال میکنیم براشون و حتی آدرس و سایر مشخصات فردی و خصوصی رو هم درش گنجانده بودن و هنوز تماس نگرفتن برای وقت مصاحبه!
برای کسی که کارش رو بلد باشه و نقصی نداشته باشه عین آب خوردن ولی اگر کننده نباشی اسم و فامیل خودتم یادت میره امیدوارم بتونم تو آدورا طب کار کنم و کمکی باشم به سلامت بیشتر مردم و امید دارم مسئولان شرکت هم منو بپذیرن
-[به درخواست کاربر، محتوای این تجربه حذف گردید]-
مدیر مالی بی سواد بی استعداد و مریض که عقده های زندگی بی ثمر خودش رو روی کارمندهای مجموعه خالی میکند در تمام امور شرکت دخالت میکند و حتی زیراب نیروی خودش هم میزند هیچگونه تخصصی جز زیر آب زدن ندارد و تمام وقت در حال گزارش حرکات سایر بخش های شرکت میباشد اگر دنبال آرامش و آسایش خودتون هستین فرار کنید از نظر مالی هم چندین ساله زیان ده و ابر بدهکار بانکی هستند با وعده پیشرفت و افزایش حقوق در آینده به دام این شرکت نیفتید
ر اساس تجربهای که من در این مجموعه داشتم، فضای کاری شرکت بیشتر رابطهمحور و غیرسیستماتیک است تا مبتنی بر شایستهسالاری. احساس من این بود که میزان تلاش و عملکرد افراد لزوماً تأثیر مستقیمی در پیشرفت شغلی یا دریافت مزایا ندارد و در بسیاری از مواقع، روابط غیرکاری نقش پررنگتری ایفا میکند. در طول همکاری، امکان بیان نظر، انتقاد یا دفاع از خود برای من و برخی همکاران محدود بود و بازخوردها بیشتر بهصورت یکطرفه منتقل میشد. همچنین آموزش ساختارمند یا مسیر رشد مشخصی برای نیروها وجود نداشت و این موضوع باعث فرسودگی شغلی میشد. فشار کاری و جبران خدمات به نظر من تناسب مناسبی بین حجم مسئولیتها و میزان حقوق و مزایا وجود نداشت. فشار کاری بالا بود، اما نظام ارزیابی عملکرد شفاف و عادلانهای احساس نمیشد. پاداشها و مزایا نیز بیشتر سلیقهای به نظر میرسید و معیار مشخصی برای تخصیص آنها اعلام نمیشد. ساختار سازمانی و منابع انسانی هر واحد تا حد زیادی بهصورت مستقل عمل میکرد و هماهنگی بین واحدها محدود بود. در تعامل با واحد منابع انسانی، من تجربهی پاسخگویی مؤثر، پیگیری مناسب یا حمایت سازمانی کافی را نداشتم و فرآیندهای مرتبط با پرسنل شفاف و قابل پیشبینی نبود. قراردادها کوتاهمدت بودند و تمدید آنها بهصورت دورهای انجام میشد، اما امنیت شغلی و اطلاعرسانی شفاف درباره ادامه همکاری برای من احساس نمیشد. فرآیندهای مالی و رفاهی از نظر امکانات رفاهی، شرکت در سطح حداقلی قرار داشت. برخی فرآیندهای مالی و اداری زمانبر و پیچیده بودند و مسئولیتهایی که معمولاً بر عهده واحدهای پشتیبان است، در عمل به کارکنان محول میشد که این موضوع باعث فشار مضاعف میشد. فضای کلی کار در کنار تمام این موارد، لازم میدانم اشاره کنم که در مجموعه افراد حرفهای و خوشبرخورد هم حضور داشتند، اما بهنظر میرسید نرخ خروج نیروها بالا است و ثبات سازمانی کافی وجود ندارد. محیط کاری برای من از نظر روانی فرساینده بود و باعث شد ادامه همکاری را به صلاح ندانم. جمعبندی این تجربه، تجربهی شخصی من از همکاری با این مجموعه است و ممکن است دیگران برداشت متفاوتی داشته باشند. با این حال، بر اساس آنچه من تجربه کردم، این شرکت برای افرادی که به دنبال ساختار شفاف، امنیت شغلی، رشد حرفهای و محیط کاری حمایتی هستند، گزینهی مناسبی نیست.
امروز رفتم برای مصاحبه مدیر اون بخش که یه آقای قد کوتاه و بی ادب بود به نام حیدری با یه دختر خانوم اونجا بودند که قبل این که من وارد شم داشتم دعوا میکردن که دعواشون دل ای کاری نبود فکر میکنم تو رابطه بودند جفتشون هم جون بودند. و با اخم و عصبانیت به من اگاه میکردند انگار من به زور اونجام خودتون مصاحبه گذاشتید و این شرکت برده داری مدرن هستند دوستان گول ظاهرش رو نخورید تایمتون با ارزش ترین چیزیه که دارید نه دوزار پول اونا و دوستانی دارم که ۵ سال سابقه کار در این شرکت دارند و التماسم میکردم نیام چون اونجا یه زندان مدرنه
من برای مصاحبه کاری به این شرکت دعوت شدم در بدو ورود رفتار مناسبی داشتند اما برای مصاحبه حدود 20 دقیقه معطل شدم تا صدام کنن مصاحبم با آقایی که به اصطلاح گفتند مدیر بخش مربوط به کار من هست . فردی فاقد اخلاق و ادب بدون ذره ای شعور مصاحبه، نگاه از بالا به پایین و پوزخندهای بی مورد و بی جا جهت ایجاد استرس و عدم تمرکز در فرد مقابل. سوالاشون بیشتر سوالای کتاب کنکور کارشناسی بود تا سوالات تخصصی کاری ... دنبال تعریفات کتاب مورتیمر بودند تا مساعل تخصصی تر PH مخفف چه کلمه ایه معنی فارسیش چیه راجب PH یه جمله زیبا بگو بهم!!! فکر نمیکنم اینا سوالات مناسب یک مصاحبه تخصصی باشی!!! در کل رفتار بسیار نامناسب و باطن ماجرا اصلا شبیه به ظاهر بسیار قشنگ و گول زنندش نیست. تعهد پنج ساله محضری میخوان که حق تحصیل نداری حق خروج از کار نداری تعطیلات سرکار باشی و ... هیچ سود و مزایا خاصی برای شخص استخدامی نداره بجز صرفا اسم این برند...
طی دو سال و پنج بار مصاحبه دعوت شدم و اون وسطها رزومه م گم شده بود و بعدا پیدا شده بود ظاهرا. و در نهایت استخدام شدم و در نهایت به هر زجری بعد 5 سال ، اومدم بیرون و خلاص. مصاحبه ها به شدت تحقیر امیز بود و مصاحبه کننده با لحن بی ادبانه و طلبکار و از بالا به پایین حرف می زد و از همونجا باید متوجه می شدم و تحمل نمی کردم. در نهایت یه چک سنگین و تعهد محضری در حد استثمارگری و یک طرفه نوشتند با کلی تهدید ، که چون مراحل مصاحبه را رفته بودم بازم تحمل کردم. حقوق توافقی را کاهش دادند و گفتند بعد از سه ماه به اون عدد می رسونیم که این اتفاق نیفتاد . داخلشم مدام در حال مصاحبه مجدد بودند که انگار چه شرکت خاص با مزایای ویژه ای هست !! تصور کنین از شرکت قبلی به امید جای بهتر اومدی بیرون و همه مراحل را تحمل کردی و الان به امید سه ماه بعدی می مونی و بازهم زیر حرفشون زدن و تکذیب کردن. جشنهای تحقیر امیز که توش فقط مدیران و دکترا را تحویل می گرفتند . مدیران همه کم سن و سال و عقده عنوان دکتری و ادامه رفتارهای بالا به پایین مثل مدیر عاملشون را داشتند. اضافه کار اجباری . جلسه مدیر عامل با ما دقیقا اینطور شروع شد : که پول دادم و زمان شما رو خریدم هرکی نمی خواد بره بیرون و کلی فارغ التحصیلای دانشگاه های دولتی التماس ورود به ایتجا را دارند. بارها خواستم استعفا بدم و تهدید قرارداد محضری و چک تضمینی را کردند. هر روز حال بد و استرس شدید داشتم که کی این 5 سال سگی تموم شه و برم بیرون و بدترین سالهای کارم اونجا بود بدون مرخصی . همه با خنده ها ی مصنوعی و جشنهای نمایشی و عملا بردگی و بی احترامی و بی سوادی محض کنار می اومدن به امید اینکه شاید روزی تو تیم های داخلی وابسته به مدیر عامل جا باز کنن و شرایط کارشون بهتر شه. اکثرا سر 5 سال میان بیرون تا فقط رزومه درست کنن. مدیرعامل بسیار خشن و مدیرانش هم عین خودش بودن. حس بردگی موج می زد. یه دوره تو گروه گفته بودن : دستمال توالت کم مصرف کنین!!! هنوزم رفتارهای تحقیرامیزشون بعد هفت سال عینا یادمه . بعدها همکارا گفتن به زور به همه واکسن اسپایکوژن خودشون را زده بودن و گفته بودن اگه نزنین اخراج میشین ! اگر اینقدر بدبخت نشدین که زیر بار هر ظلمی برین اصلا دور و بر سیناژن نگردین تا بفهمن که انسان استخدام می کنند و قرار نیست شبیه خودشون بشیم .... مدیر منابع انسانی هر هفته یکشنبه ها تو راه دادگاه برای به اجرا گذاشتن چکها بود به هر بهانه ای . هر دستگاه مشکل پیدا می کرد سریع به یکی وصل می کردند و کمیته انضباطی و به اجرا گذاشتن چک . هر لحظه استرس داشتیم مشکلی را گردن ما نندازن. همه افسرده طور بودن و نگران . موقع ناهارم فکر می کردیم الان سریع برگردیم تا برامون داستان نشه و رسما پادگان بود ....سگ دونی اصطلاح بهتریه.... اه حالم بد شد بازم همه یادم اومد..... یه کتاب چرت پر از دروغ مدیرعامل از زندگیش نوشته که قسمتای زد و بندش را فاکتور گرفته و طوری ادعا کرده یه دختر معصوم با تلاش فردی به اینجا رسیده در حالیکه همه از اخلاق و رفتار و زد و بنداش با مدیر شرکت سرم سازی خبر داشتن و خبراش تو کارخونه پر بود .... شوهرشم که عین خودش یه اقای زن باز که دخترا رو تو ویلای کردانش می برد و به بهانه کار و ... عشق و حال می کرد باهاشون و زیر اب زنش رو پیششون می زد و خبر طلاقشون و جداییشونو همه می دونستن و اونم نمایشی حفظ ظاهر می کردم....فساد به معنای کامل .....
مدیریت شرکت در قزوین به شدت ضعیف چیزی سر در نمیارن فقط وقت کاری پر میکند پر شده از ادمای زیرآب زن مدیریت دور بر خودش را پر کرده از آدمای سمی که فقط بله قربان گو هستن اکثر پرسنل هم همشهری و آشنای مدیریت کارخانه هستن حقوق چند ماه دیر است امنیت شغلی اصلا ندارد و قرارداد ها یک ماهه است خیلی شرکت سمی و ضعیفی است و کیفیت محصولات هم بد است
در عرض 40 روز، بدترین تجربه کاریم در طول 13 سال رو تجربه کردم. صبح به صبح که میرفتم به سمت شرکت به این فکر میکردم که امروز قراره چه تنشها و استرسهایی داشته باشم و چه خالهزنک بازی قراره بوجود بیاد. با این که نزدیک به 3 ماه از بیرون اومدنم گذشته، اما هنوزم که میرم سمت سعادت آباد پنیک میکنم همچنان.... بس که توی اون مدت استرس و تنش داشتم.
من به عنوان مدرپ لاین گوارش اونجا بودم اقای ملکی و خانم علیزاده بسیار افراد غیر حرفه ای و از زیر کار درو بسیار بدجنس حس تیم وورک بسیار ضعیف و از تیم لیدرهایی که از ک و ن ادمین هاشون میخورن همشون ۱۰ سال اونجان شده اژانس هواپیمایی پزشکارو اینور اونور میبرن بعد میگن مارکتینگمون خیلی قویه فقط دارن دور خودشون میچرخن تا برنامه ای بشه با پزشکا برن سفر .بسیار شخصبت لولول باید از نزدیک باهاشون باشید تا بفهمین چی میگم جو بسیار کثیف و چرت و پرت فقط لاین خود ایمنی و پوکی استخوانش به این صورته بقیه تیم ها عالی و حرفه ای اصلا برای تیم خکد ایمنی اپلای نکنید
من تو بخش فنی مهندسی این شرکت کار کردم،میتونم بگم جهنمیه برای خودش فقط راهتون افتاد و یا برای مصاحبه دعوت شدید فرار کنید و خودتون و آیندتونو نجات بدید،یه مدیر کوتوله و بی شعور و بی سواد داره که از هر لحاظ لیاقت مدیریت فنی مهندسی شرکتی مثل سیناژن و نداره فقط به چاپلوسا و آدمای بی لول و ضعیف اهمیت میده و باید بله قربان گو باشی بدون کوچکترین مقاومتی به معنی واقعی کلمه شخصیت و شرافت خودتو فراموش کنی،رفتار فئودالیستی و ارباب رعیتی،استقبال از زیر آب زنی و چاپلوسی، هیچ فرصتی هم برای پیشرفت شغلی به افراد با سواد و با تجربه و با شخصیت نمیده.چه افراد لایقی که به خاطر این آدم قید کار تو اون شرکت و زدن، هر چقدر هم به بالا دستی ها گزارش میدادی اصلا اهمیتی نداشت براشون ،مهم فقط این بود که تولیدشون نخوابه رفتن آدما کوچکترین اهمیتی براشون نداشت ، به معنای واقعی کلمه آرامش روان و زندگی ازتون صلب میشه با کار کردن تو این بخش استرس شم به شدت بالا بود،خوشحالم که از اونجا زدم بیرون و اون روزا رو دارم فراموش میکنم...
سالن مزخرفی به خاطر مدیریت افتحضاحی که داره هر 10 روز داره یه نیرو جدید میگیره شما نیروی قدیمی داخل سالن نمیبینی حقوق به موقع نمیدن کامل یک جا نمیدن انقدر ذره ذره حقوق میدن که نمیفهمی چی شد
من در واحد آی تی مشغول بکار بودم که خدا رو شکر بهترین تصمیم رو گرفتم و دراومدم. محیط در ظاهر بسیار شیک و تمیز و مرتبه و بخاطر آزادی پوشش خانم ها در ظاهر شبیه شرکت های خارجیه ولی در باطن محیط بسیار سمی و استرس آوریه. حتی وقتی کار درستی هم طبق okr انجام میدی، بازم فیدبک منفی ممکنه بگیری و کلا همیشه بازخواست میشی. حجم کار بسیار بالاست و اصلا تایم زندگی و کار معنی خاصی ندارد. بدتر از همه اینکه اصلا کارهات دیده نمیشه و هیچ پیشرفت و ارتقایی وجود ندارد. وعده و وعید اولش که میخوام جذبت کنند میدن ولی در عمل هیچ کدوم را عملی نمیکنن. مدیریت CTO نه تنها که مدیریت بلد نیست، بلکه مهارت های نرم و سختش هم بسیار ضعیفه و همیشه فقط از خودش تعریف میکنه و وقتی از مشکلاتی که در کار دارید صحبت کنید، اصلا براش راهکاری ندارد. فضای بین تیمی هم رقابتیه تا رفاقتی... بدترین استرس هم عدم امنیت شغلیه که قراردادها سه ماهه است و هیچ تضمینی برای ادامه همکاری وجود ندارد!! امیدوارم ثبت تجربه ام راهگشا باشه.
من ۶ سال اونجا کار کردم به جرات می تونم بگم شرکت کاملا سودجو سو استفاده گر وجود روابط نامشروع عدم توازن کار و زندگی مدیر عامل بی سواد شما تصورش رو بکن که دارن از به خطر انداختن جون مردم سودجویی میکنن به شدت پیشنهاد نمیکنم این شرکت رو کسی اونجا عاقبت به خیر نشده در کل اگر برای آینده تون برناما دارین آدوراطب مناسب نیست بیشتر به درد ادمهای علاف میخوره که دوره هم بشینن و حرف های مفت بزنن
در اواسط فروردین ۱۴۰۴ جهت مصاحبه رفتم ،رفتار مصاحبه کننده اقای نظری بسیار زننده و کلمات نامحترمانه وبا عدم دستور زبان مناسب بود و پوزخند های ایشان باعث عدم تمرکز و جواب سوالاتو دیگه ندادم و با ناراحتی ترک کردم
بار اول که برای عنوان شغلی کارشناس مستندسازی رفته بودم مصاحبه ی بدی نبود ولی رد شدم بعد چند روز زنگ زدن که اگه میخوای بیا برای عنوان شغلی کنترل کیفی مصاحبه منم قبول کردم، یه خانم و یه آقا بودن که آقاهه واقعا رفتار زننده ای داشت، نگاه به شدت از بالا به پایینی داشت و گه گاه هم پوزخند میزد البته خانومه هم همینطور بود ولی چون کمتر سوال میپرسید زیاد رفتارش به چشم نمیومد، در نهایت هم رد شدم، اینم بگم که من رزومه ی خوبی داشتم، تو ایمیل ریجیکتی ام نوشته فرد دیگری که امتیاز بالاتر گرفته بود جذب شد اما من دیدم که دوباره تمام عنوان شغلی ها رو از نو آگهی کردند، معلوم بود که کسی را جذب نکرده بودند، کلا این شرکت دائم آلاگهیه معلوم نیست جریانشون چیه و به دنبال چی هستند
یک نفر به اصطلاح مدیر مالی به همراه کارشناسشون جهت تمسخر مصاحبه شونده سوالهای حسابداری میپرسیدن و حتی خودشونم تو جواب سوال شک داشتن ، تاکید داشتن از شرکتی که مشغولی استعفا بده بعدا بیا مصاحبه و من گفتم شرکت در جریان خروج من هست ولی گفتن شرط ما اول خروج شما از شرکت قبلی است
من در حال حاضر در گروه شرکت های روبینا پرسیا بصورت تمام وقت و به مدت کمتر از یکسال مشغول به کار هستم.
جلسه اول مصاحبه با واحد منابع انسانی بود و بیشتر درمورد سوابق کاریم پرسیدند و مرحله بعد مصاحبه با مدیران واحد تضمین کیفیت که ۲خانم و ۱آقا بودن خانمها به شدت عصبی و مضطرب و بلعکس اقا خیلی ریلکس بود .سوالات کاملا غیر حرفه ای بود ، یکی از خانمها کمی انگلیسی بلد بود اما خیلی اشتباه داشت و من به روشون نمیوردم و سعی داشت انگلیسی مصاحبه کنه و بعدش پشیمون شد . خلاصه که این مجموعه بدرد حرفه ای ها نمیخورد .اگر تجربه ندارید برای استارت کاریتون بد نیست
حقیقتش بنده هنوز منتظرم که این شرکت برای بنده وقت مصاحبه بگذاره. در واقع خانمی از واحد منابع انسانی تماس گرفتن و صحبت کردیم و قرار شد فرمی که به ایمیلم ارسال کردن رو تکمیل کنم و همراه با آیدی اسکایپم براشون ارسال کنم. فرم مثل سایر فرمهای مرسوم منابع انسانی بود که هیچ وقت نفهمیدم چرا باید تکمیل بشه وقتی رزومه کامل رو ابتدای کار ارسال میکنیم براشون و حتی آدرس و سایر مشخصات فردی و خصوصی رو هم درش گنجانده بودن و هنوز تماس نگرفتن برای وقت مصاحبه!
برای کسی که کارش رو بلد باشه و نقصی نداشته باشه عین آب خوردن ولی اگر کننده نباشی اسم و فامیل خودتم یادت میره امیدوارم بتونم تو آدورا طب کار کنم و کمکی باشم به سلامت بیشتر مردم و امید دارم مسئولان شرکت هم منو بپذیرن
-[به درخواست کاربر، محتوای این تجربه حذف گردید]-
مدیر مالی بی سواد بی استعداد و مریض که عقده های زندگی بی ثمر خودش رو روی کارمندهای مجموعه خالی میکند در تمام امور شرکت دخالت میکند و حتی زیراب نیروی خودش هم میزند هیچگونه تخصصی جز زیر آب زدن ندارد و تمام وقت در حال گزارش حرکات سایر بخش های شرکت میباشد اگر دنبال آرامش و آسایش خودتون هستین فرار کنید از نظر مالی هم چندین ساله زیان ده و ابر بدهکار بانکی هستند با وعده پیشرفت و افزایش حقوق در آینده به دام این شرکت نیفتید
ر اساس تجربهای که من در این مجموعه داشتم، فضای کاری شرکت بیشتر رابطهمحور و غیرسیستماتیک است تا مبتنی بر شایستهسالاری. احساس من این بود که میزان تلاش و عملکرد افراد لزوماً تأثیر مستقیمی در پیشرفت شغلی یا دریافت مزایا ندارد و در بسیاری از مواقع، روابط غیرکاری نقش پررنگتری ایفا میکند. در طول همکاری، امکان بیان نظر، انتقاد یا دفاع از خود برای من و برخی همکاران محدود بود و بازخوردها بیشتر بهصورت یکطرفه منتقل میشد. همچنین آموزش ساختارمند یا مسیر رشد مشخصی برای نیروها وجود نداشت و این موضوع باعث فرسودگی شغلی میشد. فشار کاری و جبران خدمات به نظر من تناسب مناسبی بین حجم مسئولیتها و میزان حقوق و مزایا وجود نداشت. فشار کاری بالا بود، اما نظام ارزیابی عملکرد شفاف و عادلانهای احساس نمیشد. پاداشها و مزایا نیز بیشتر سلیقهای به نظر میرسید و معیار مشخصی برای تخصیص آنها اعلام نمیشد. ساختار سازمانی و منابع انسانی هر واحد تا حد زیادی بهصورت مستقل عمل میکرد و هماهنگی بین واحدها محدود بود. در تعامل با واحد منابع انسانی، من تجربهی پاسخگویی مؤثر، پیگیری مناسب یا حمایت سازمانی کافی را نداشتم و فرآیندهای مرتبط با پرسنل شفاف و قابل پیشبینی نبود. قراردادها کوتاهمدت بودند و تمدید آنها بهصورت دورهای انجام میشد، اما امنیت شغلی و اطلاعرسانی شفاف درباره ادامه همکاری برای من احساس نمیشد. فرآیندهای مالی و رفاهی از نظر امکانات رفاهی، شرکت در سطح حداقلی قرار داشت. برخی فرآیندهای مالی و اداری زمانبر و پیچیده بودند و مسئولیتهایی که معمولاً بر عهده واحدهای پشتیبان است، در عمل به کارکنان محول میشد که این موضوع باعث فشار مضاعف میشد. فضای کلی کار در کنار تمام این موارد، لازم میدانم اشاره کنم که در مجموعه افراد حرفهای و خوشبرخورد هم حضور داشتند، اما بهنظر میرسید نرخ خروج نیروها بالا است و ثبات سازمانی کافی وجود ندارد. محیط کاری برای من از نظر روانی فرساینده بود و باعث شد ادامه همکاری را به صلاح ندانم. جمعبندی این تجربه، تجربهی شخصی من از همکاری با این مجموعه است و ممکن است دیگران برداشت متفاوتی داشته باشند. با این حال، بر اساس آنچه من تجربه کردم، این شرکت برای افرادی که به دنبال ساختار شفاف، امنیت شغلی، رشد حرفهای و محیط کاری حمایتی هستند، گزینهی مناسبی نیست.
امروز رفتم برای مصاحبه مدیر اون بخش که یه آقای قد کوتاه و بی ادب بود به نام حیدری با یه دختر خانوم اونجا بودند که قبل این که من وارد شم داشتم دعوا میکردن که دعواشون دل ای کاری نبود فکر میکنم تو رابطه بودند جفتشون هم جون بودند. و با اخم و عصبانیت به من اگاه میکردند انگار من به زور اونجام خودتون مصاحبه گذاشتید و این شرکت برده داری مدرن هستند دوستان گول ظاهرش رو نخورید تایمتون با ارزش ترین چیزیه که دارید نه دوزار پول اونا و دوستانی دارم که ۵ سال سابقه کار در این شرکت دارند و التماسم میکردم نیام چون اونجا یه زندان مدرنه
من برای مصاحبه کاری به این شرکت دعوت شدم در بدو ورود رفتار مناسبی داشتند اما برای مصاحبه حدود 20 دقیقه معطل شدم تا صدام کنن مصاحبم با آقایی که به اصطلاح گفتند مدیر بخش مربوط به کار من هست . فردی فاقد اخلاق و ادب بدون ذره ای شعور مصاحبه، نگاه از بالا به پایین و پوزخندهای بی مورد و بی جا جهت ایجاد استرس و عدم تمرکز در فرد مقابل. سوالاشون بیشتر سوالای کتاب کنکور کارشناسی بود تا سوالات تخصصی کاری ... دنبال تعریفات کتاب مورتیمر بودند تا مساعل تخصصی تر PH مخفف چه کلمه ایه معنی فارسیش چیه راجب PH یه جمله زیبا بگو بهم!!! فکر نمیکنم اینا سوالات مناسب یک مصاحبه تخصصی باشی!!! در کل رفتار بسیار نامناسب و باطن ماجرا اصلا شبیه به ظاهر بسیار قشنگ و گول زنندش نیست. تعهد پنج ساله محضری میخوان که حق تحصیل نداری حق خروج از کار نداری تعطیلات سرکار باشی و ... هیچ سود و مزایا خاصی برای شخص استخدامی نداره بجز صرفا اسم این برند...
طی دو سال و پنج بار مصاحبه دعوت شدم و اون وسطها رزومه م گم شده بود و بعدا پیدا شده بود ظاهرا. و در نهایت استخدام شدم و در نهایت به هر زجری بعد 5 سال ، اومدم بیرون و خلاص. مصاحبه ها به شدت تحقیر امیز بود و مصاحبه کننده با لحن بی ادبانه و طلبکار و از بالا به پایین حرف می زد و از همونجا باید متوجه می شدم و تحمل نمی کردم. در نهایت یه چک سنگین و تعهد محضری در حد استثمارگری و یک طرفه نوشتند با کلی تهدید ، که چون مراحل مصاحبه را رفته بودم بازم تحمل کردم. حقوق توافقی را کاهش دادند و گفتند بعد از سه ماه به اون عدد می رسونیم که این اتفاق نیفتاد . داخلشم مدام در حال مصاحبه مجدد بودند که انگار چه شرکت خاص با مزایای ویژه ای هست !! تصور کنین از شرکت قبلی به امید جای بهتر اومدی بیرون و همه مراحل را تحمل کردی و الان به امید سه ماه بعدی می مونی و بازهم زیر حرفشون زدن و تکذیب کردن. جشنهای تحقیر امیز که توش فقط مدیران و دکترا را تحویل می گرفتند . مدیران همه کم سن و سال و عقده عنوان دکتری و ادامه رفتارهای بالا به پایین مثل مدیر عاملشون را داشتند. اضافه کار اجباری . جلسه مدیر عامل با ما دقیقا اینطور شروع شد : که پول دادم و زمان شما رو خریدم هرکی نمی خواد بره بیرون و کلی فارغ التحصیلای دانشگاه های دولتی التماس ورود به ایتجا را دارند. بارها خواستم استعفا بدم و تهدید قرارداد محضری و چک تضمینی را کردند. هر روز حال بد و استرس شدید داشتم که کی این 5 سال سگی تموم شه و برم بیرون و بدترین سالهای کارم اونجا بود بدون مرخصی . همه با خنده ها ی مصنوعی و جشنهای نمایشی و عملا بردگی و بی احترامی و بی سوادی محض کنار می اومدن به امید اینکه شاید روزی تو تیم های داخلی وابسته به مدیر عامل جا باز کنن و شرایط کارشون بهتر شه. اکثرا سر 5 سال میان بیرون تا فقط رزومه درست کنن. مدیرعامل بسیار خشن و مدیرانش هم عین خودش بودن. حس بردگی موج می زد. یه دوره تو گروه گفته بودن : دستمال توالت کم مصرف کنین!!! هنوزم رفتارهای تحقیرامیزشون بعد هفت سال عینا یادمه . بعدها همکارا گفتن به زور به همه واکسن اسپایکوژن خودشون را زده بودن و گفته بودن اگه نزنین اخراج میشین ! اگر اینقدر بدبخت نشدین که زیر بار هر ظلمی برین اصلا دور و بر سیناژن نگردین تا بفهمن که انسان استخدام می کنند و قرار نیست شبیه خودشون بشیم .... مدیر منابع انسانی هر هفته یکشنبه ها تو راه دادگاه برای به اجرا گذاشتن چکها بود به هر بهانه ای . هر دستگاه مشکل پیدا می کرد سریع به یکی وصل می کردند و کمیته انضباطی و به اجرا گذاشتن چک . هر لحظه استرس داشتیم مشکلی را گردن ما نندازن. همه افسرده طور بودن و نگران . موقع ناهارم فکر می کردیم الان سریع برگردیم تا برامون داستان نشه و رسما پادگان بود ....سگ دونی اصطلاح بهتریه.... اه حالم بد شد بازم همه یادم اومد..... یه کتاب چرت پر از دروغ مدیرعامل از زندگیش نوشته که قسمتای زد و بندش را فاکتور گرفته و طوری ادعا کرده یه دختر معصوم با تلاش فردی به اینجا رسیده در حالیکه همه از اخلاق و رفتار و زد و بنداش با مدیر شرکت سرم سازی خبر داشتن و خبراش تو کارخونه پر بود .... شوهرشم که عین خودش یه اقای زن باز که دخترا رو تو ویلای کردانش می برد و به بهانه کار و ... عشق و حال می کرد باهاشون و زیر اب زنش رو پیششون می زد و خبر طلاقشون و جداییشونو همه می دونستن و اونم نمایشی حفظ ظاهر می کردم....فساد به معنای کامل .....
مدیریت شرکت در قزوین به شدت ضعیف چیزی سر در نمیارن فقط وقت کاری پر میکند پر شده از ادمای زیرآب زن مدیریت دور بر خودش را پر کرده از آدمای سمی که فقط بله قربان گو هستن اکثر پرسنل هم همشهری و آشنای مدیریت کارخانه هستن حقوق چند ماه دیر است امنیت شغلی اصلا ندارد و قرارداد ها یک ماهه است خیلی شرکت سمی و ضعیفی است و کیفیت محصولات هم بد است
در عرض 40 روز، بدترین تجربه کاریم در طول 13 سال رو تجربه کردم. صبح به صبح که میرفتم به سمت شرکت به این فکر میکردم که امروز قراره چه تنشها و استرسهایی داشته باشم و چه خالهزنک بازی قراره بوجود بیاد. با این که نزدیک به 3 ماه از بیرون اومدنم گذشته، اما هنوزم که میرم سمت سعادت آباد پنیک میکنم همچنان.... بس که توی اون مدت استرس و تنش داشتم.
من به عنوان مدرپ لاین گوارش اونجا بودم اقای ملکی و خانم علیزاده بسیار افراد غیر حرفه ای و از زیر کار درو بسیار بدجنس حس تیم وورک بسیار ضعیف و از تیم لیدرهایی که از ک و ن ادمین هاشون میخورن همشون ۱۰ سال اونجان شده اژانس هواپیمایی پزشکارو اینور اونور میبرن بعد میگن مارکتینگمون خیلی قویه فقط دارن دور خودشون میچرخن تا برنامه ای بشه با پزشکا برن سفر .بسیار شخصبت لولول باید از نزدیک باهاشون باشید تا بفهمین چی میگم جو بسیار کثیف و چرت و پرت فقط لاین خود ایمنی و پوکی استخوانش به این صورته بقیه تیم ها عالی و حرفه ای اصلا برای تیم خکد ایمنی اپلای نکنید
من تو بخش فنی مهندسی این شرکت کار کردم،میتونم بگم جهنمیه برای خودش فقط راهتون افتاد و یا برای مصاحبه دعوت شدید فرار کنید و خودتون و آیندتونو نجات بدید،یه مدیر کوتوله و بی شعور و بی سواد داره که از هر لحاظ لیاقت مدیریت فنی مهندسی شرکتی مثل سیناژن و نداره فقط به چاپلوسا و آدمای بی لول و ضعیف اهمیت میده و باید بله قربان گو باشی بدون کوچکترین مقاومتی به معنی واقعی کلمه شخصیت و شرافت خودتو فراموش کنی،رفتار فئودالیستی و ارباب رعیتی،استقبال از زیر آب زنی و چاپلوسی، هیچ فرصتی هم برای پیشرفت شغلی به افراد با سواد و با تجربه و با شخصیت نمیده.چه افراد لایقی که به خاطر این آدم قید کار تو اون شرکت و زدن، هر چقدر هم به بالا دستی ها گزارش میدادی اصلا اهمیتی نداشت براشون ،مهم فقط این بود که تولیدشون نخوابه رفتن آدما کوچکترین اهمیتی براشون نداشت ، به معنای واقعی کلمه آرامش روان و زندگی ازتون صلب میشه با کار کردن تو این بخش استرس شم به شدت بالا بود،خوشحالم که از اونجا زدم بیرون و اون روزا رو دارم فراموش میکنم...
سالن مزخرفی به خاطر مدیریت افتحضاحی که داره هر 10 روز داره یه نیرو جدید میگیره شما نیروی قدیمی داخل سالن نمیبینی حقوق به موقع نمیدن کامل یک جا نمیدن انقدر ذره ذره حقوق میدن که نمیفهمی چی شد
من در واحد آی تی مشغول بکار بودم که خدا رو شکر بهترین تصمیم رو گرفتم و دراومدم. محیط در ظاهر بسیار شیک و تمیز و مرتبه و بخاطر آزادی پوشش خانم ها در ظاهر شبیه شرکت های خارجیه ولی در باطن محیط بسیار سمی و استرس آوریه. حتی وقتی کار درستی هم طبق okr انجام میدی، بازم فیدبک منفی ممکنه بگیری و کلا همیشه بازخواست میشی. حجم کار بسیار بالاست و اصلا تایم زندگی و کار معنی خاصی ندارد. بدتر از همه اینکه اصلا کارهات دیده نمیشه و هیچ پیشرفت و ارتقایی وجود ندارد. وعده و وعید اولش که میخوام جذبت کنند میدن ولی در عمل هیچ کدوم را عملی نمیکنن. مدیریت CTO نه تنها که مدیریت بلد نیست، بلکه مهارت های نرم و سختش هم بسیار ضعیفه و همیشه فقط از خودش تعریف میکنه و وقتی از مشکلاتی که در کار دارید صحبت کنید، اصلا براش راهکاری ندارد. فضای بین تیمی هم رقابتیه تا رفاقتی... بدترین استرس هم عدم امنیت شغلیه که قراردادها سه ماهه است و هیچ تضمینی برای ادامه همکاری وجود ندارد!! امیدوارم ثبت تجربه ام راهگشا باشه.
من ۶ سال اونجا کار کردم به جرات می تونم بگم شرکت کاملا سودجو سو استفاده گر وجود روابط نامشروع عدم توازن کار و زندگی مدیر عامل بی سواد شما تصورش رو بکن که دارن از به خطر انداختن جون مردم سودجویی میکنن به شدت پیشنهاد نمیکنم این شرکت رو کسی اونجا عاقبت به خیر نشده در کل اگر برای آینده تون برناما دارین آدوراطب مناسب نیست بیشتر به درد ادمهای علاف میخوره که دوره هم بشینن و حرف های مفت بزنن
در اواسط فروردین ۱۴۰۴ جهت مصاحبه رفتم ،رفتار مصاحبه کننده اقای نظری بسیار زننده و کلمات نامحترمانه وبا عدم دستور زبان مناسب بود و پوزخند های ایشان باعث عدم تمرکز و جواب سوالاتو دیگه ندادم و با ناراحتی ترک کردم
بار اول که برای عنوان شغلی کارشناس مستندسازی رفته بودم مصاحبه ی بدی نبود ولی رد شدم بعد چند روز زنگ زدن که اگه میخوای بیا برای عنوان شغلی کنترل کیفی مصاحبه منم قبول کردم، یه خانم و یه آقا بودن که آقاهه واقعا رفتار زننده ای داشت، نگاه به شدت از بالا به پایینی داشت و گه گاه هم پوزخند میزد البته خانومه هم همینطور بود ولی چون کمتر سوال میپرسید زیاد رفتارش به چشم نمیومد، در نهایت هم رد شدم، اینم بگم که من رزومه ی خوبی داشتم، تو ایمیل ریجیکتی ام نوشته فرد دیگری که امتیاز بالاتر گرفته بود جذب شد اما من دیدم که دوباره تمام عنوان شغلی ها رو از نو آگهی کردند، معلوم بود که کسی را جذب نکرده بودند، کلا این شرکت دائم آلاگهیه معلوم نیست جریانشون چیه و به دنبال چی هستند