وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۲۶ تجربه منتشرشده · صفحه ۲ از ۲
هایپر فامیلی
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲۶ آبان ۱۴۰۳
۳.۰

در این شرکت، حضورم تجربه‌ای واقعا مثبت بوده است و روزهایم با انرژی بیشتری آغاز می‌شود. فضای کار دوستانه و پشتیبانی بی‌وقفه مدیران و همکاران، انگیزه‌ام را بهبود می‌دهد و حس می‌کنم روز به روز قدرتمندتر می‌شوم. اینجا نه فقط به توسعه مهارت‌های حرفه‌ای توجه می‌شود، بلکه کیفیت زندگی کاری هم به طور ویژه مد نظر است. از امکانات رفاهی تا فرصت‌های آموزشی، همه چیز طوری طراحی شده که بتوانم بهترین نسخه از خود را نشان دهم. احساس می‌کنم به عنوان عضوی باارزش دیده می‌شوم و این امر اعتمادبه‌نفسم را بالا برده و انگیزه‌ام را تقویت می‌کند.

مرکز آهن
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۷ آبان ۱۴۰۳
۵.۰

برای من کار در مرکز آهن تجربه‌ای فوق‌العاده بود؛ در طول سالی که اونجا بودم، تیمی کار کردن و فضای حرفه‌ای شرکت برام درس‌های ارزشمندی داشت و فرصت‌های رشدی زیادی فراهم شد. جو دوستانه و حمایت همکارات اونجا، همواره انگیزه‌ام را بالا نگه می‌داشت. حتی بعد از مهاجرت، آنچه از مرکز آهن آموختم کنارم موند و بهم کمک زیادی کرد. اگر دنبال یک محیط پویا با یادگیری همیشگی هستید، مرکز آهن جای عالی‌ای است.

هایپر فامیلی
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·نرم افزار·۲۹ مرداد ۱۴۰۳
۱.۰
نرم افزار

فضای کار در این شرکت خیلی ناسالم است و از میان واحدها بیشترین مشکل را منابع انسانی دارد. در اینجا اصولی مانند فرهنگ سازمانی، احترام و حرفه‌گرایی کاملا رعایت نمی‌شود. یکی از نکات منفی، نحوه پرداخت است که به صورت دو مرحله‌ای انجام می‌شود و روی هر دو لیست و پشت‌لیست نوشته می‌شود؛ از این طریق به حقوق کارکنان و شفافیت پرداخت‌ها اطراف می‌شود. قراردادها هم به‌گونه‌ای تنظیم شده‌اند که بیشتر به نفع کارفرماست و بخش‌هایی از آنها برای پرسنل مضرات دارد. در کل اگر برای خودتان ارزش قائل هستید، توصیه می‌کنم نسبت به چنین سازمانی که به این شکل عمل می‌کند، احتیاط کنید و از خریدن دیدگاهی متعادل دوری کنید.

هایپر فامیلی
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس استقرار و راه اندازی ·۱۳ تیر ۱۴۰۳
۱.۰
کارشناس استقرار و راه اندازی

در مصاحبه اول با مسئول IT، رفتار حرفه‌ای و احترام قابل توجهی دیدم که حس آرامش را در کنارشان به وجود می‌آورد؛ احساس می‌کردم از برخوردشان واقعا خوشحال هستم. اما نکته‌ای که برایم اهمیت داشت، وجود تضمین مالی بود که وقتی پرسیدم، پاسخشان این بود که چنین چیزی ندارند و من با همان فرض پیش رفتم. در مصاحبه دوم خانمی از واحد منابع انسانی حضور داشت که هیچ سوالی از من نپرسید و فقط تمایل داشت با من دیدار داشته باشد و رفتارش هم خوب بود. پس از آن به من فرم معرفی نامه دادند تا به دفترخانه مراجعه کنم و تعهد رسمی به همراه ضامن بدهیم؛ در آنجا هم من و هم ضامن متعهد می‌شویم که در صورت بروز مشکل محضر می‌تواند از سفته صد میلیونی علیه هر دو استفاده کند. متن قرارداد و تعهد محضری دارای بندهایی بود که با خواندنشان تعجب فوق‌العاده‌ای ایجاد می‌شد و به‌طور کلْ حالت بی‌حاصل کار به من دست می‌داد. وقتی برای توضیح دلیل وجود چنین مواردی اعتراض کردم، به بخش حقوقی شرکت ارجاع داده شدم که پاسخ‌هایی بی‌ربط و غیرفنی شنیدم؛ نهایتا گفتند اگر می‌خواهی با ما همکاری کنی باید این تعهدات را بپذیری، اما من ناگفته باقی ماندم و تصمیم گرفتم از کار کنار بکشم. چند روز بعد تماس‌های زیادی از سازمان برقرار شد و توضیح دادم که چرا نمی‌توانم به قراردادها پایبند باشم. در یکی از تماس‌ها فردی که روایت ماجرا را به‌طور کامل نمی‌دانست، پیگیر حل مسئله شد و من گفتم که مشکل اصلی از قرارداد است و به خاطر همین نمی‌توانم قرارداد را امضا کنم؛ او هم تلاشی برای توضیح داشت اما به نظر می‌رسید تجربه‌ای کامل از متن قرارداد ندارد. در اواسط مکالمه، با لحنی تلمیح‌آمیز گفتند که شرکت ما خوب است و تلاش می‌کنند شرایط را مناسب نشان دهند، اما روشن بود که تلاش می‌کنند دوباره به کار جذب شوند. در نهایت به من تأکید شد که اگر آن قرارداد را دقیقا بخوانی، متوجه می‌شوی که حتی بعد از ترک شرکت نیز تعهدات محضری چه پیامدهایی دارد.

عطر و ادکلن وزرا
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲۵ مرداد ۱۴۰۲
۱.۰

در فروشگاه زنجیره‌ای عطر و ادکلن وزرا کار می‌کردم و تجربه‌ام پر از نکات مثبت و منفی بود. کار من به عنوان سرپرست فروش (سطح سه) در مجموعه‌ای از حوزه‌های فروش بود و این فرصت برایم هم امتیازاتی داشت و هم چالش‌هایی ارائه می‌داد. مزایا شامل پرداخت بیمه بدون مشکل، حضور دوره‌های آموزشی، و در صورت نیاز از روز اول آموزشی با حقوق بود. محیط کار آرام و با روحیه‌ی مثبتی داشت و مشتریان همگی معمولا شاد و خوش‌حال بودند. یکی از نکات مثبت دیگر این بود که کارکنان تخفیف‌های خرید اقساطی داشتند و همیشه احساس می‌کردم که با همکارانم در ادامه همکاری، وضعیت خوبی دارم. همچنین وجود جشنواره‌ها و هدایا در مناسبت‌هایی مانند روز مرد و زن از دیگر جنبه‌های مثبت به حساب می‌آمد و به ما انگیزه می‌داد. اما معایبی هم وجود داشت که به مرور زمان برایم آزاردهنده بود. ساعات کار در بخش فروش معمولا ده ساعت بود، در حالی که حقوق مطابق با قوانین وزارت کار تا هفت و نیم ساعت پرداخت می‌شد. جمعه‌ها و روزهای تعطیل عملا وجود نداشتند و باید به طور مداوم کار می‌کردیم. پورسانت کالاها به وعده‌هایی که داده می‌شد نزدیک نبود و بیشتر شامل کالاهای خاص یا با سود پایین می‌شد که فروش بالایی نداشتند. پاداش‌های تحقق هدف هم معمولا ناچیز و تا حدی بی‌منطق بود و به کل فروشگاه تعلق می‌گرفت. واحد منابع انسانی گاهی از قوانین روز آگاهی نداشت و تسویه‌حساب به‌موقع انجام نمی‌شد، گاهی حتی چند ماه طول می‌کشید تا حقوق به‌روز شود. همچنین مبلغی به عنوان ضمانت حسن انجام کار در حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد از کل حقوق پرداخت نمی‌شد تا پس از چند ماه، اگر خطایی نمی‌داشتیم، به ما بازگردانده شود. هر ماه برگه‌های تسویه زیادی از من گرفته می‌شد و اگر قبل از عید از شرکت خارج می‌شدم، خبری از عیدی و پاداش نبود. ارتباط میان همکاران خوب نبود و رده‌های داخلی شرکت با یکدیگر ارتباط صمیمی نداشتند؛ کارها به‌دقت و با پیگیری زیاد پیش می‌رفتند. به طور کل، تمام تأییدیه‌ها باید به تأیید مدیرعامل می‌رسید و واحدهای شرکت مسئولیت‌پذیری پایین‌تری داشتند. همین طور یک کار یک ساعته ممکن بود تا چهار ماه طول بکشد. قراردادهای تمدید کار منطقی نبود و وقتی نیاز به نیرو جدی بود، برخی پیشنهادهای بهتری ارائه می‌شد. کار معمولا دو شیفت بود و علاوه بر ده ساعت شیفت، ساعات زیادی در رفت‌وآمد هدر می‌رفت. در ابتدای همکاری، از من و ضمانتم مبالغی به‌عنوان سفته دریافت شد. قراردادی با ۷ سال عدم فعالیت در حوزه‌های مشابه منعقد می‌شد تا از دورزدن وزرا و ورود به این حوزه‌ها جلوگیری شود، در غیر این صورت با من برخورد قانونی می‌شد.

عطر و ادکلن وزرا
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·فروشنده سطح ۳·۱۱ اسفند ۱۴۰۱
۱.۰
فروشنده سطح ۳

من تجربه‌ی کاریم رو از روی تجربه ناخوشایندی که توی شرکت عطر و ادکلن وزرا داشتم بازگو می‌کنم؛ تجربه‌ای که هم‌چنان به عنوان بدترین حضور من در کار باقی مونده. بین ستاد و فروش هماهنگی به شدت کم بود و تمام تصمیم‌ها به تایید مستقیم مدیرعامل می‌رسید؛ پیگیری یک کار ساده هم چند هفته طول می‌کشید. مرخصی و تعطیلات اصلی نبودند و اگر بالاجبار از خانه کار می‌کردید یا فرصت استراحت نداشتید، روزها خیلی طولانی می‌شد؛ به طور متوسط باید دوازده ساعت در روز با شرکت درگیر می‌بودید و با کسر زمان خواب، فقط حدود چهار ساعت برای خودتون می‌موند. حقوق به شدت پایین بود و در اکثر سطح‌ها، حتی در بخش‌های ستادی، مقداری از حقوق کسر می‌شد و گاهی تا گرفتن حقوق، چند ماه طول می‌کشید. پرداخت‌ها را نوعی مزیت تلقی می‌کردند و گاهی با منت گذاشتن همراه بود. تشکیلات شرکت کاملا آماتور و غیرحرفه‌ای اداره می‌شد و واحد منابع انسانی با قوانین کار مخالفت می‌کرد. شیفت‌های روزانه ده ساعته پر می‌شدند و با دو شیفت رفت و آمد می‌کردید؛ در نهایت پرداختی حدود هفت و نیم ساعت بود. جمعه‌ها و تعطیلات هم برای کار کردن رایگان محسوب می‌شد. تنها نکات مثبتش آموزش و این‌که همیشه خوشبو بودیم و کار نسبتا سبکی به نظر می‌رسید، محیط هم تا حدی مثبت بود و همکاران شاید خوب بودند؛ در گرگان رقابت قیمتی خوبی وجود داشت اما بقیه شهرها را دقیق نمی‌دانم. برای حضور در شرکت سهصد میلیون سفته به‌عنوان ضمانت می‌گرفتند و بیمه از ابتدا نبود و آزمون هم داشت. حقوق به‌موقع پرداخت نمی‌شد و اسامی پورسانت وجود داشت اما خبری از پاداش نبود؛ حتی ممکن بود با فروش میلیونی هم به اندازه‌ای کوچک پاداش بدهند. این تجربه واقعا تجربه بدی برای من بود.

هایپر فامیلی
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲۶ آبان ۱۴۰۳
۳.۰

در این شرکت، حضورم تجربه‌ای واقعا مثبت بوده است و روزهایم با انرژی بیشتری آغاز می‌شود. فضای کار دوستانه و پشتیبانی بی‌وقفه مدیران و همکاران، انگیزه‌ام را بهبود می‌دهد و حس می‌کنم روز به روز قدرتمندتر می‌شوم. اینجا نه فقط به توسعه مهارت‌های حرفه‌ای توجه می‌شود، بلکه کیفیت زندگی کاری هم به طور ویژه مد نظر است. از امکانات رفاهی تا فرصت‌های آموزشی، همه چیز طوری طراحی شده که بتوانم بهترین نسخه از خود را نشان دهم. احساس می‌کنم به عنوان عضوی باارزش دیده می‌شوم و این امر اعتمادبه‌نفسم را بالا برده و انگیزه‌ام را تقویت می‌کند.

مرکز آهن
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۷ آبان ۱۴۰۳
۵.۰

برای من کار در مرکز آهن تجربه‌ای فوق‌العاده بود؛ در طول سالی که اونجا بودم، تیمی کار کردن و فضای حرفه‌ای شرکت برام درس‌های ارزشمندی داشت و فرصت‌های رشدی زیادی فراهم شد. جو دوستانه و حمایت همکارات اونجا، همواره انگیزه‌ام را بالا نگه می‌داشت. حتی بعد از مهاجرت، آنچه از مرکز آهن آموختم کنارم موند و بهم کمک زیادی کرد. اگر دنبال یک محیط پویا با یادگیری همیشگی هستید، مرکز آهن جای عالی‌ای است.

هایپر فامیلی
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·نرم افزار·۲۹ مرداد ۱۴۰۳
۱.۰
نرم افزار

فضای کار در این شرکت خیلی ناسالم است و از میان واحدها بیشترین مشکل را منابع انسانی دارد. در اینجا اصولی مانند فرهنگ سازمانی، احترام و حرفه‌گرایی کاملا رعایت نمی‌شود. یکی از نکات منفی، نحوه پرداخت است که به صورت دو مرحله‌ای انجام می‌شود و روی هر دو لیست و پشت‌لیست نوشته می‌شود؛ از این طریق به حقوق کارکنان و شفافیت پرداخت‌ها اطراف می‌شود. قراردادها هم به‌گونه‌ای تنظیم شده‌اند که بیشتر به نفع کارفرماست و بخش‌هایی از آنها برای پرسنل مضرات دارد. در کل اگر برای خودتان ارزش قائل هستید، توصیه می‌کنم نسبت به چنین سازمانی که به این شکل عمل می‌کند، احتیاط کنید و از خریدن دیدگاهی متعادل دوری کنید.

هایپر فامیلی
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس استقرار و راه اندازی ·۱۳ تیر ۱۴۰۳
۱.۰
کارشناس استقرار و راه اندازی

در مصاحبه اول با مسئول IT، رفتار حرفه‌ای و احترام قابل توجهی دیدم که حس آرامش را در کنارشان به وجود می‌آورد؛ احساس می‌کردم از برخوردشان واقعا خوشحال هستم. اما نکته‌ای که برایم اهمیت داشت، وجود تضمین مالی بود که وقتی پرسیدم، پاسخشان این بود که چنین چیزی ندارند و من با همان فرض پیش رفتم. در مصاحبه دوم خانمی از واحد منابع انسانی حضور داشت که هیچ سوالی از من نپرسید و فقط تمایل داشت با من دیدار داشته باشد و رفتارش هم خوب بود. پس از آن به من فرم معرفی نامه دادند تا به دفترخانه مراجعه کنم و تعهد رسمی به همراه ضامن بدهیم؛ در آنجا هم من و هم ضامن متعهد می‌شویم که در صورت بروز مشکل محضر می‌تواند از سفته صد میلیونی علیه هر دو استفاده کند. متن قرارداد و تعهد محضری دارای بندهایی بود که با خواندنشان تعجب فوق‌العاده‌ای ایجاد می‌شد و به‌طور کلْ حالت بی‌حاصل کار به من دست می‌داد. وقتی برای توضیح دلیل وجود چنین مواردی اعتراض کردم، به بخش حقوقی شرکت ارجاع داده شدم که پاسخ‌هایی بی‌ربط و غیرفنی شنیدم؛ نهایتا گفتند اگر می‌خواهی با ما همکاری کنی باید این تعهدات را بپذیری، اما من ناگفته باقی ماندم و تصمیم گرفتم از کار کنار بکشم. چند روز بعد تماس‌های زیادی از سازمان برقرار شد و توضیح دادم که چرا نمی‌توانم به قراردادها پایبند باشم. در یکی از تماس‌ها فردی که روایت ماجرا را به‌طور کامل نمی‌دانست، پیگیر حل مسئله شد و من گفتم که مشکل اصلی از قرارداد است و به خاطر همین نمی‌توانم قرارداد را امضا کنم؛ او هم تلاشی برای توضیح داشت اما به نظر می‌رسید تجربه‌ای کامل از متن قرارداد ندارد. در اواسط مکالمه، با لحنی تلمیح‌آمیز گفتند که شرکت ما خوب است و تلاش می‌کنند شرایط را مناسب نشان دهند، اما روشن بود که تلاش می‌کنند دوباره به کار جذب شوند. در نهایت به من تأکید شد که اگر آن قرارداد را دقیقا بخوانی، متوجه می‌شوی که حتی بعد از ترک شرکت نیز تعهدات محضری چه پیامدهایی دارد.

عطر و ادکلن وزرا
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲۵ مرداد ۱۴۰۲
۱.۰

در فروشگاه زنجیره‌ای عطر و ادکلن وزرا کار می‌کردم و تجربه‌ام پر از نکات مثبت و منفی بود. کار من به عنوان سرپرست فروش (سطح سه) در مجموعه‌ای از حوزه‌های فروش بود و این فرصت برایم هم امتیازاتی داشت و هم چالش‌هایی ارائه می‌داد. مزایا شامل پرداخت بیمه بدون مشکل، حضور دوره‌های آموزشی، و در صورت نیاز از روز اول آموزشی با حقوق بود. محیط کار آرام و با روحیه‌ی مثبتی داشت و مشتریان همگی معمولا شاد و خوش‌حال بودند. یکی از نکات مثبت دیگر این بود که کارکنان تخفیف‌های خرید اقساطی داشتند و همیشه احساس می‌کردم که با همکارانم در ادامه همکاری، وضعیت خوبی دارم. همچنین وجود جشنواره‌ها و هدایا در مناسبت‌هایی مانند روز مرد و زن از دیگر جنبه‌های مثبت به حساب می‌آمد و به ما انگیزه می‌داد. اما معایبی هم وجود داشت که به مرور زمان برایم آزاردهنده بود. ساعات کار در بخش فروش معمولا ده ساعت بود، در حالی که حقوق مطابق با قوانین وزارت کار تا هفت و نیم ساعت پرداخت می‌شد. جمعه‌ها و روزهای تعطیل عملا وجود نداشتند و باید به طور مداوم کار می‌کردیم. پورسانت کالاها به وعده‌هایی که داده می‌شد نزدیک نبود و بیشتر شامل کالاهای خاص یا با سود پایین می‌شد که فروش بالایی نداشتند. پاداش‌های تحقق هدف هم معمولا ناچیز و تا حدی بی‌منطق بود و به کل فروشگاه تعلق می‌گرفت. واحد منابع انسانی گاهی از قوانین روز آگاهی نداشت و تسویه‌حساب به‌موقع انجام نمی‌شد، گاهی حتی چند ماه طول می‌کشید تا حقوق به‌روز شود. همچنین مبلغی به عنوان ضمانت حسن انجام کار در حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد از کل حقوق پرداخت نمی‌شد تا پس از چند ماه، اگر خطایی نمی‌داشتیم، به ما بازگردانده شود. هر ماه برگه‌های تسویه زیادی از من گرفته می‌شد و اگر قبل از عید از شرکت خارج می‌شدم، خبری از عیدی و پاداش نبود. ارتباط میان همکاران خوب نبود و رده‌های داخلی شرکت با یکدیگر ارتباط صمیمی نداشتند؛ کارها به‌دقت و با پیگیری زیاد پیش می‌رفتند. به طور کل، تمام تأییدیه‌ها باید به تأیید مدیرعامل می‌رسید و واحدهای شرکت مسئولیت‌پذیری پایین‌تری داشتند. همین طور یک کار یک ساعته ممکن بود تا چهار ماه طول بکشد. قراردادهای تمدید کار منطقی نبود و وقتی نیاز به نیرو جدی بود، برخی پیشنهادهای بهتری ارائه می‌شد. کار معمولا دو شیفت بود و علاوه بر ده ساعت شیفت، ساعات زیادی در رفت‌وآمد هدر می‌رفت. در ابتدای همکاری، از من و ضمانتم مبالغی به‌عنوان سفته دریافت شد. قراردادی با ۷ سال عدم فعالیت در حوزه‌های مشابه منعقد می‌شد تا از دورزدن وزرا و ورود به این حوزه‌ها جلوگیری شود، در غیر این صورت با من برخورد قانونی می‌شد.

عطر و ادکلن وزرا
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·فروشنده سطح ۳·۱۱ اسفند ۱۴۰۱
۱.۰
فروشنده سطح ۳

من تجربه‌ی کاریم رو از روی تجربه ناخوشایندی که توی شرکت عطر و ادکلن وزرا داشتم بازگو می‌کنم؛ تجربه‌ای که هم‌چنان به عنوان بدترین حضور من در کار باقی مونده. بین ستاد و فروش هماهنگی به شدت کم بود و تمام تصمیم‌ها به تایید مستقیم مدیرعامل می‌رسید؛ پیگیری یک کار ساده هم چند هفته طول می‌کشید. مرخصی و تعطیلات اصلی نبودند و اگر بالاجبار از خانه کار می‌کردید یا فرصت استراحت نداشتید، روزها خیلی طولانی می‌شد؛ به طور متوسط باید دوازده ساعت در روز با شرکت درگیر می‌بودید و با کسر زمان خواب، فقط حدود چهار ساعت برای خودتون می‌موند. حقوق به شدت پایین بود و در اکثر سطح‌ها، حتی در بخش‌های ستادی، مقداری از حقوق کسر می‌شد و گاهی تا گرفتن حقوق، چند ماه طول می‌کشید. پرداخت‌ها را نوعی مزیت تلقی می‌کردند و گاهی با منت گذاشتن همراه بود. تشکیلات شرکت کاملا آماتور و غیرحرفه‌ای اداره می‌شد و واحد منابع انسانی با قوانین کار مخالفت می‌کرد. شیفت‌های روزانه ده ساعته پر می‌شدند و با دو شیفت رفت و آمد می‌کردید؛ در نهایت پرداختی حدود هفت و نیم ساعت بود. جمعه‌ها و تعطیلات هم برای کار کردن رایگان محسوب می‌شد. تنها نکات مثبتش آموزش و این‌که همیشه خوشبو بودیم و کار نسبتا سبکی به نظر می‌رسید، محیط هم تا حدی مثبت بود و همکاران شاید خوب بودند؛ در گرگان رقابت قیمتی خوبی وجود داشت اما بقیه شهرها را دقیق نمی‌دانم. برای حضور در شرکت سهصد میلیون سفته به‌عنوان ضمانت می‌گرفتند و بیمه از ابتدا نبود و آزمون هم داشت. حقوق به‌موقع پرداخت نمی‌شد و اسامی پورسانت وجود داشت اما خبری از پاداش نبود؛ حتی ممکن بود با فروش میلیونی هم به اندازه‌ای کوچک پاداش بدهند. این تجربه واقعا تجربه بدی برای من بود.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.