وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۳۹ تجربه منتشرشده – صفحه ۲ از ۲
سازه کالا
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسعضو تیم۷ مرداد ۱۴۰۵
۴٫۰
جو کاری گرم و مشارکتی

در یکی از تجربه‌های کاری‌ام بیشتر از هر چیز فضای پویا و پرانرژی شرکت توجه‌ام را جلب کرد. کارکنان با هم با احترام و صراحت برخورد می‌کنند و حس همکاری و همفکری به وضوح قابل لمس است. جلسات هفتگی هم بسیار کارآمد بود و اجازه می‌داد نظراتم را بیان کنم، ایده‌هایم را مطرح کنم و در روند تصمیم‌گیری سهیم بشوم.

سانا تجارت برنا
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسکارشناس VoIP۲ مرداد ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: سخت
مصاحبه‌ای صمیمی و بی‌استرس

همین که وارد شرکت شدم فهمیدم مصاحبه فنی، مثل یه گفت‌وگوی عملی بود تا یه امتحان تئوری سنگین. یکی از همکاران سابقم که الان مدیر مستقیمم محسوب می‌شود، سوالات فنی پرسید اما خیلی عمیق نرفت؛ هدفشون این بود که ببینن مسئله رو چطور می‌بینم و چطور سرچ می‌کنم. چند دقیقه بعد، مصاحبه منابع انسانی هم به‌طور هم‌زمان انجام شد؛ واقعاً مصاحبه‌ای با انرژی بالا و در عین حال علمی بود که بیشتر شبیه یک گفت‌وگوی دوستانه می‌ماند تا یک آزمون رسمی. بعد از این مرحله، یک جلسه دیگر با دو نفر از مدیران ارشد داشتم که به دوره آزمایشی عنوان «جامعه‌پذیری» را می‌دادند؛ برخوردشان دوستانه و صمیمی بود و اگر من دختر بودم، احتمالاً یکی‌شان توجه‌ام را جلب می‌کرد. دوره آزمایشی به مدت هفت روز است و حقوقش محاسبه نمی‌شود؛ اما ساعات کار دست من است. خیلی با راحتي با واژه «جامعه‌پذیری» کنار نیامدم و احساس می‌کردم شرکت برای این دوره برنامه مشخص و ساختاریافته‌ای ندارد؛ به نظرم اگر به صورت یک تور آشنایی برای طرفین برگزار بشه، نتیجه‌بخش‌تر و جذاب‌تر می‌شود. نکته جالب این بود که از من سه آزمون رفتارشناسی و شخصیت‌سنجی استاندارد گرفتند. نگران نباشید، مصاحبه‌کننده‌ها حرفه‌ای و آرام بودند و از ژست‌های اغراق‌آمیز خبری نبود. یکی دیگر از نکات خوب این بود که به اعتقادات شخصی احترام می‌گذاشتند؛ در فرم اولیه هیچ سوالی درباره دین و مذهب نبود و در مورد پوشش هم سخت‌گیری خاصی نداشتند؛ فقط پوشش عرف جامعه کافی بود.

سهند سرام
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس۳۰ تیر ۱۴۰۵
۲٫۰
شروع با ذوق، تموم شد با بی‌پولی

در اون سال‌ها وارد شرکتی شدم که هنوز تازه از دانشگاه فارغ‌التحصیل بودم و پر از شور و شوق بودم. به‌طور رسمی به‌عنوان برنامه‌نویس استخدام شدم، اما فضای کار خیلی گسترده‌تر از انتظارها بود: از نگارش نامه‌ها و شرکت در جلسات با مشتری تا حمل و نقل و کارهای فیزیکی هم می‌کشیدم. قول داده بودن حقوق طبق قانون کار و اینکه پس از سه ماه افزایش پیدا می‌کنه، اما پس از پنج ماه هنوز درآمدی معادل کمتر از یک ماه رو هم دریافت نکرده بودم؛ وقتی اعتراض کردم، تصمیم به ترک گرفتم. حدود نه ماه بعد برای تسویه برگشتم و با کسرهای زیاد و پول کم از کار مرخص شدم، حتی هزینه‌های رفت‌وآمد هم پرداخت نشد. مدیر مجموعه و مسئول امور داخلی به‌شدت زیر سوال بودن و به‌نظر می‌رسید که قصدی برای پرداخت حقوق ندارن. در نهایت، من با تلاش و یادگیری شبانه‌روزی جای خالیِ آموزش مناسب رو با خودم پر کردم و بدون حمایت واقعی از مجموعه، مسیر برنام‌نویسی رو پیش بردم.

سینیور
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسکاندیدای استخدام۲۹ تیر ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
مصاحبه‌ای سرد و عجیب

مصاحبه محل کار من را خیلی ناخوشایند کرد؛ جلسهٔ دوم با مدیرعامل بود و آنقدر فضای سنگین و سرد بود که ترجیح دادم کم‌حرف بزنم و هر چه زودتر از آنجا بیرون بروم. در همانجا یک خانم معروف که دوستانم از او تعریف کرده بودند حضور داشت، اما اوضاع آنجا به گونه‌ای بود که احساس می‌کردم امنیت ندارم و فضای روانی برایم ترسناک است. صدای من را ضبط می‌کردند و در ابتدا گمان کردم حالت و ژست من را می‌سنجند، اما به مرور فهمیدم رفتارهاشان خیلی خشک و بی‌جان است و جو کلی آنجا نسبتاً منفی است. بعداً در اینترنت بعضی تجربیات دیگران را خواندم و متوجه شدم قضیه از چه چیزی نشأت می‌گیرد. امیدوارم خدا به خوبی‌ها پاداش دهد و به هدایت کسانی که رفتار نامناسب دارند کمک کند.

ویولا
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسدستیار معاونت / کنترل پروژه۲۸ تیر ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: آسان
مصاحبه‌ها همه وعده، آخرش هیچی

شرکت ویولا را تجربه کردم و نتیجه‌اش را به‌صورت واقع‌بینانه روایت می‌کنم. در برخورد اول، وارد بخش پروژه‌های نیروگاهی شدم تا کارآموزی را آغاز کنم؛ مسیرش پر از موانع بود و از همان ابتدای کار پرسیدند معرفم کیست چون بدون معرفی نمی‌گرفتند. پس از فارغ‌التحصیل شدن تماس گرفتند و گفتند برای منابع انسانی به نیرو پاره‌وقت نیاز دارند، اما در مصاحبه گفتند به دلیل نداشتن سابقه نمی‌شود، حال آنکه می‌دانستند رزومه‌ام را دیده بودند. حدود یک سال بعد، پس از کار در جای دیگری، دوباره با همان شرکت تماس گرفتند و گفتند به دنبال دستیار معاونت تمام‌وقت هستند؛ با داشتن تجربه، مصاحبه اول نسبتا خوب پیش رفت و سوال‌های نرم‌افزاری و تخصصی زیادی مطرح شد و حتی چند سوال روان‌شناسی هم مطرح شد. مدیر واحد هم بعداً با من ملاقات کرد و رفتار خوبی از او دیدم؛ گفتند آزمون عملی و کمیته استخدام در انتظارم است، اما پس از یک ماه خبری نشد و وقتی پیگیری کردم گفتند از بالا تصمیم گرفته‌اند که فرد قبلی را بگیرند و فعلاً جذب نداریم. چهار ماه بعد دوباره با من تماس گرفتند برای پوزیشن دیگری؛ در مصاحبه با یک دکتر حضور داشتم و برخوردش خوب بود، آزمون کتبی هم گرفتم و از کارم راضی بودم، اما باز گفتند مناسب این پوزیشن نیستم و پیگیری‌هایم را که کردم، گمان کردم دارند من را سر کار می‌گذارند. در نهایت حس می‌کردم شرکت ادعا می‌کند شایسته‌سالاری وجود دارد، اما واقعاً وقت و اعصاب داوطلب‌ها را هدر می‌دهند. تنها نکته‌ی مثبت، رفتار مصاحبه‌کننده‌ها و نظم در زمان‌بندی و روندها بود، اما در عمل همه چیز بسادگی فقط فرمالیت بود.

هایپرمی شعبه نیاوران
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسصندوقدار۱۸ تیر ۱۴۰۵
۲٫۲
تجربه کار به عنوان صندوقدار در فروشگاه هایپرمی

من مدتی به عنوان صندوقدار در فروشگاه هایپرمی کار کردم و خواستم تجربه‌ ام رو برای کسانی که قصد همکاری با این مجموعه رو دارن بنویسم. محیط کار از نظر ظاهری بزرگ و منظم بود اما متاسفانه بعضی مشکلات جدی در رفتار کارکنان مدیریت داخلی و شیوه برخورد با نیروها وجود داشت که برای من آزاردهنده بود. یکی از مهم‌ترین مشکلات نبود نظارت درست روی رفتار پرسنل بود. برخوردهای تحقیرآمیز توهین‌آمیز یا غیر حرفه‌ ای از سمت برخی نیرو های داخلی به خصوص نیرو های حفاظت بار ها تکرار شد و وقتی این مسائل رو با مدیران در میان گذاشتم رسیدگی مؤثری انجام نشد. فضای کاری به جای همکاری و احترام بیشتر حالت کنترل شدید ایراد گیری و ایجاد استرس داشت و کوچک‌ ترین اشتباه تبدیل به ابزار فشار روانی می‌ شد. در مواردی هم رفتار هایی دیدم که به هیچ عنوان در یک محیط حرفه‌ ای قابل قبول نیست. گرچه نمی‌ خوام وارد جزئیات ناراحت‌کننده بشم اما در حدی بود که احساس امنیت و آرامش لازم برای کار کردن وجود نداشت و همین باعث شد بعد از مدتی از ادامه همکاری منصرف بشم. در نهایت برای دریافت حق و حقوقم هم با تأخیر و مشکلات اداری روبه‌رو شدم و مجبور شدم روند قانونی طی کنم تا حقوقم کامل پرداخت بشه. این تجربه شخصی منه و شاید دیگران تجربه متفاوتی داشته باشن اما اگر کسی فرد آرام حساس یا دقیق هست بهتره قبل از شروع همکاری با این مجموعه بیشتر تحقیق کنه. امیدوارم مجموعه در آینده مدیریت حرفه‌ای‌ تری روی رفتار کارکنان و روندهای اداری داشته باشه.

حاج ابزار
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
مصاحبه
کاربر ناشناساندروید دولوپر۱۸ تیر ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
مصاحبه با کلی معطلی

به نظر می‌رسید از طریق یک سایت کاریابی، رزومه‌ام رو ارسال کردم و چند روز بعد تماس گرفتند و برای هفته‌ی بعد وقت مصاحبه دادند. روز رفتن به شرکت، در بدو ورود فرم کوچکی در اختیارم گذاشتند که دقیقاً همان اطلاعات رزومه‌ام بود و باید دوباره پرش می‌کردم. حدود نیم ساعت معطل شدم تا نوبتم برسد، بعد با یکی از اعضای تیم فنی درباره تجربه‌هایی که داشتم صحبت کردم و اون درباره پروژه‌های شرکت صحبت کرد. گفتند باید با فرد دیگری هم صحبت کنم، باز هم نیم ساعت معطل شدم و در نهایت با فردی دیدار کردم که بعدها فهمیدم مدیرعامل است. او گفت‌وگویی فنی نبود و از نمونه‌کار من درخواست کرد و مدام تأکید کرد که دلیل کجاها کد من به این شکل اجرا شده است. به نظر می‌آمد تا حالا با توسعه اپ اندروید کار نکرده. در نهایت، دو نفر مرتب می‌پرسیدند که آیا توانایی‌هایم را دارم یا نه و روند مصاحبه با کمی بی‌نظمی همراه بود.

کی استودیو
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسکارشناس ارشد جذب استخدام۱۵ تیر ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: آسان
بی اعتبار ترین جا برای کار کردن

بعد از ارسال رزومه این شرکت نامعتبر بدون اینکه تماس از خط معتبر شرکتی بگیره یا هر مدل دیگه خانمی به اسم سمیرا یک پیام داخل واتساپ فرستاد بدون اینکه معرفی کنه بگه عنوانش چیه و… گفت رزومه دادی قبل برا اینکه در وقت صره جویی بشه چنتا سوال نیفرستم جواب بده !!!! سوالا ها کاملا معلوم بود از چت جی پی تی درومده و منم چون این رفتارو غیر حرفه ای دیدم جوابارو دادم چت جی پی تی دراورد فرستادم براش بعد گفت مرحله اول قبول شدی بریم مرحله بعد 😂😂😂😂 دوباره کفت یک سری سوال مجدد میفرستم تاثیری رو استخدام نداره فقط بیشتر اشنا بشیم سوالاش بازم تخصصی بود بازم هوش مصنوعی 😂😂😂 بازم روش قبلی جواب دادم گفت اطلاع میدم نتیجه رو خلاصه چندروز بعد پیام داد نشد 😂 گفتم این مدلی ندیده بودیم حای تماس نکرفتین شاید طرف کرو لال بلشه این چ مدل مسخره ایه سوالاتونم از هوش مصنوعی گرفتین و… کاملا معلوم بود ناشیه اگهی بابت بنچ مارک بود یا هر چیز دیگه سرگرمی… خلاصه این مدت که بیکار شدم عجب چیزایی دیدم مسخره ها به هیچ وجه نرید اینجور جاها چون بی در دیکره هیچی بلد نیستن ساختار ندارن حقتون ضایع میشه

پخش هومن
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسمهندس الکترونیک۱۵ تیر ۱۴۰۵
۲٫۰
هشدار درباره‌ی کارفرما

در این تجربه، از نظر من یک کارفرما خیلی بداخلاق و فریبکار ظاهر شد که با همسرش همکاری می‌کرد تا به تعدادی از افراد ضرر بزند. من کارم را در دفتر کوچکی حدوداً صد متری آغاز کردم و با کمک همسر و خویشاوندانش توانستند بیش از صد نفر را گرفتار کنند. به عنوان نکته‌ای مهم، باید مراقب چنین رفتارهایی بود و از هرگونه ارتباط یا اعتماد بی‌جا پرهیز کرد. این تجربه نشان داد که باید با دقت و هوشیاری وارد بخش‌های مختلف کار شویم و از رویه‌های نامناسب دوری کنیم.

پایدارصنعت آرین فولاد
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسگرافیست۱۰ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
محیط پر از زیرآب

شرکت پایدارصنعت آرین فولاد تجربه‌ای ناگوار را برای من به عنوان گرافیست به همراه داشت. تیم برنامه‌نویسی به جای همکاری، همواره نسبت به هم بدگمان بودند و رفتار تخریبی داشتند؛ برخی رفته‌اند یا کنار گذاشته شده‌اند و حتی پس از جدایی هم با مدیر جدید تماس می‌گرفتند تا به نوعی اثر منفی رویشان بگذارند. تیم مارکتینگ هم به اندازه‌ی لازم تخصص ندارد و در جلسات طوری رفتار می‌کند که نتیجه به نفع مقابل تغییر کند. اگر برای مصاحبه به اتاقی رفتی و بیل دسته‌دار و روغنی را دیدی، نترس و تعجب نکن؛ گاه وضعیت غیرعادی است. دیگر واحدها فضای کارمندانه‌ای دارند، با این تفاوت که محیط تا اندازه‌ای آزاد است. به عنوان گرافیست باید منتظر کارهای بی‌نظم و نامتعادل باشی و همان‌طور که مدیر مارکت می‌گوید انجام بدهی؛ خلاقیت چندان اهمیت ندارد و بیشتر کارهای فوتوشاپی در اولویت است، در حالی که کارفرما هنگام استخدام عنوان گرافیست را می‌گنجاند. ایده‌های تازه را مطرح نکن؛ معمولا مدیران به‌خوبی از ایده‌ها استقبال نمی‌کنند و آن‌ها را نمی‌پذیرند. مزیت واقعی‌شان فقط پرداخت به‌موقع حقوق است؛ بقیه هم مثل برده‌داری جلوه داده می‌شود. خلاصه اینکه اگر آگهی استخدامی از این مجموعه دیدی، به‌نظر من بهتر است از آن دوری کنی. از پلتفرم استخدام سپاسگزارم که وجود دارد؛ ای کاش پیش از آغاز کار ما هم چنین سایتی بود.

شکوفا
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس / نیروی فنی۸ تیر ۱۴۰۵
۳٫۰
آب باریکه برای شروع

شکوفا برای من تجربه‌ای بود که با وجود همه‌ی معایبش، گاهی چیزهای مفیدی هم آموختم. در لحظه‌های آغاز کار، با یک حقوق ثابت ماهانه روبه‌رو می‌شدم و اگر دنبال گذران روزمره و دست‌کم گرفتن فشار روی پروژه بودم، اینجا می‌توانستم از این حقوق استفاده کنم و نتیجه‌ی پروژه را خیلی به‌دنبالش نخواهم گرفت. اگر قصد داشتم زمانم را با کارهای جانبی مثل سرمایه‌گذاری یا خرید و فروش سهام و خودرو و ملک بگذرانم، محیط از این نظر برایم مناسب بود چون امکان کار با حقوق ثابت وجود داشت و فشاری برای رسیدن به نتیجه‌ی پروژه حس نمی‌کردم. همچنین فرصت داشتند که تعادل نسبتا خوبی بین کار و زندگی برقرار کنم و اگر دوست داشتم، می‌توانستم بدون نگرانی از وقفه‌های کاری به بعضی کارهای شخصی‌ام برسنم. نقاط ضعف به شدت دیده می‌شدند. مدیریت یا خیلی ضعیف بود یا وجودا وجود داشت اما تأثیر کمی داشت. بخش فنی بالادست نسبت به تکنولوژی‌های جدید مقاومت نشان می‌داد و تمایلی به پذیرش تغییرات فنی یا کارهای غیرروتین نشان نمی‌دادند. پروسه‌ی ارتقا شغلی به‌طور روشن و شفاف نبود و گاهی مدیران پروژه به‌طور غیردقیق یا با انگیزه‌های سیاسی برخورد می‌کردند. نیروی فنی با تجربه‌ای که به‌روزرسانی‌های تکنولوژی را دنبال کند به‌طور گسترده وجود نداشت و اغلب تجربه‌ها مربوط به دوران‌های قدیمی بود. سطح دسترسی به اینترنت و امکان دسترسی به محیط production محدود بود و تنها برنامه‌های از پیش‌تعیین‌شده اجازه نصب یا استفاده داشتند. فرایندها و کاغذبازی‌ها بالا بود و حتی برخوردهای سابق به‌جای بهبود، به سمت نگه‌داشتن روال‌های قدیمی می‌رفت. برنامه‌ای که برای چه کسانی مناسب است: اگر هدفتان راه‌اندازی کسب‌وکار خودتان است و فقط یک آب باریکه‌ی مالی می‌خواهید تا کارتان شکل بگیرد، اینجا می‌تواند گزینه‌ای مناسب باشد. اگر دنبال توسعه‌ی حرفه‌ای نیستید و برایتان دستاوردی واضح و مفید چندان اهمیت ندارد، شاید دوام آوردن در این محیط برایتان آسان باشد. اگر دوست دارید در فضاهای سیاسی و نمایش توانایی‌ها حضور داشته باشید، احتمالا در اینجا بتوانید دوام بیاورید و از برخی جنبه‌ها چیزهایی یاد بگیرید برای نمایش خودتان. ضمن اینکه همه‌ی افراد در این مجموعه مثل هم نیستند و تجربه‌های متفاوتی وجود دارد.

فروشگاه آرامیس
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۲۶ بهمن ۱۴۰۴
۵٫۰
مدیر فروش

در محیطی دوستانه کار را با مدیریتی بانام خانم اسماعیلی آغاز کردم و تجربه‌ای واقعا عالی بود. از نظر کاری، به دلیل حجم بالای سفارش‌ها در طول روز، زمان خالی زیادی نداریم و برای انجام درست کارها، سخت‌گیرانه عمل می‌کنند. زمینه‌های لازم برای یادگیری را فراهم می‌آورند. با این حال، نسبت به کار حساسیت زیادی نشان می‌دهند. از نقاط منفی می‌توان گفت بیمه ندارند، اما حقوق به‌موقع واریز می‌شود.

چرم کروکو
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۲۶ مرداد ۱۴۰۴
۱٫۰
تجربه کاری در چرم کروکو

شرکت چرم کروکو تجربه‌ای پرالتهاب و بی‌ثبات را به من ارائه داد. بدون هیچ ساختار منسجم در بخش‌های اداری و مالی همراه با تغییرات مداوم در دستورها و درخواست‌ها از طرف مدیریت روبرو شدم. شرایط کاری گاهی برخاسته از حال و روز مدیر بود و هیچ پایبندی روشن به بندهای قرارداد مشاهده نمی‌شد. واریزهای حقوق به صورت نامنظم انجام می‌شد و معمولا در آخر ماه انجام می‌گرفت. در کل احساس نارضایتی از محیط کار بالاست و به همه توصیه می‌کنم مدت زیادی در چنین شرکت‌هایی وقت خود را صرف نکنند.

هایپر فامیلی
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۲۶ آبان ۱۴۰۳
۳٫۰
تجربه کاری در هایپر فامیلی

در این شرکت، حضورم تجربه‌ای واقعا مثبت بوده است و روزهایم با انرژی بیشتری آغاز می‌شود. فضای کار دوستانه و پشتیبانی بی‌وقفه مدیران و همکاران، انگیزه‌ام را بهبود می‌دهد و حس می‌کنم روز به روز قدرتمندتر می‌شوم. اینجا نه فقط به توسعه مهارت‌های حرفه‌ای توجه می‌شود، بلکه کیفیت زندگی کاری هم به طور ویژه مد نظر است. از امکانات رفاهی تا فرصت‌های آموزشی، همه چیز طوری طراحی شده که بتوانم بهترین نسخه از خود را نشان دهم. احساس می‌کنم به عنوان عضوی باارزش دیده می‌شوم و این امر اعتمادبه‌نفسم را بالا برده و انگیزه‌ام را تقویت می‌کند.

مرکز آهن
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۷ آبان ۱۴۰۳
۵٫۰
تجربه کاری در مرکز آهن

برای من کار در مرکز آهن تجربه‌ای فوق‌العاده بود؛ در طول سالی که اونجا بودم، تیمی کار کردن و فضای حرفه‌ای شرکت برام درس‌های ارزشمندی داشت و فرصت‌های رشدی زیادی فراهم شد. جو دوستانه و حمایت همکارات اونجا، همواره انگیزه‌ام را بالا نگه می‌داشت. حتی بعد از مهاجرت، آنچه از مرکز آهن آموختم کنارم موند و بهم کمک زیادی کرد. اگر دنبال یک محیط پویا با یادگیری همیشگی هستید، مرکز آهن جای عالی‌ای است.

هایپر فامیلی
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۲۹ مرداد ۱۴۰۳
۱٫۰
نرم افزار

فضای کار در این شرکت خیلی ناسالم است و از میان واحدها بیشترین مشکل را منابع انسانی دارد. در اینجا اصولی مانند فرهنگ سازمانی، احترام و حرفه‌گرایی کاملا رعایت نمی‌شود. یکی از نکات منفی، نحوه پرداخت است که به صورت دو مرحله‌ای انجام می‌شود و روی هر دو لیست و پشت‌لیست نوشته می‌شود؛ از این طریق به حقوق کارکنان و شفافیت پرداخت‌ها اطراف می‌شود. قراردادها هم به‌گونه‌ای تنظیم شده‌اند که بیشتر به نفع کارفرماست و بخش‌هایی از آنها برای پرسنل مضرات دارد. در کل اگر برای خودتان ارزش قائل هستید، توصیه می‌کنم نسبت به چنین سازمانی که به این شکل عمل می‌کند، احتیاط کنید و از خریدن دیدگاهی متعادل دوری کنید.

هایپر فامیلی
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
مصاحبه
کاربر ناشناس۱۳ تیر ۱۴۰۳
انصراف
کارشناس استقرار و راه اندازی

در مصاحبه اول با مسئول IT، رفتار حرفه‌ای و احترام قابل توجهی دیدم که حس آرامش را در کنارشان به وجود می‌آورد؛ احساس می‌کردم از برخوردشان واقعا خوشحال هستم. اما نکته‌ای که برایم اهمیت داشت، وجود تضمین مالی بود که وقتی پرسیدم، پاسخشان این بود که چنین چیزی ندارند و من با همان فرض پیش رفتم. در مصاحبه دوم خانمی از واحد منابع انسانی حضور داشت که هیچ سوالی از من نپرسید و فقط تمایل داشت با من دیدار داشته باشد و رفتارش هم خوب بود. پس از آن به من فرم معرفی نامه دادند تا به دفترخانه مراجعه کنم و تعهد رسمی به همراه ضامن بدهیم؛ در آنجا هم من و هم ضامن متعهد می‌شویم که در صورت بروز مشکل محضر می‌تواند از سفته صد میلیونی علیه هر دو استفاده کند. متن قرارداد و تعهد محضری دارای بندهایی بود که با خواندنشان تعجب فوق‌العاده‌ای ایجاد می‌شد و به‌طور کلْ حالت بی‌حاصل کار به من دست می‌داد. وقتی برای توضیح دلیل وجود چنین مواردی اعتراض کردم، به بخش حقوقی شرکت ارجاع داده شدم که پاسخ‌هایی بی‌ربط و غیرفنی شنیدم؛ نهایتا گفتند اگر می‌خواهی با ما همکاری کنی باید این تعهدات را بپذیری، اما من ناگفته باقی ماندم و تصمیم گرفتم از کار کنار بکشم. چند روز بعد تماس‌های زیادی از سازمان برقرار شد و توضیح دادم که چرا نمی‌توانم به قراردادها پایبند باشم. در یکی از تماس‌ها فردی که روایت ماجرا را به‌طور کامل نمی‌دانست، پیگیر حل مسئله شد و من گفتم که مشکل اصلی از قرارداد است و به خاطر همین نمی‌توانم قرارداد را امضا کنم؛ او هم تلاشی برای توضیح داشت اما به نظر می‌رسید تجربه‌ای کامل از متن قرارداد ندارد. در اواسط مکالمه، با لحنی تلمیح‌آمیز گفتند که شرکت ما خوب است و تلاش می‌کنند شرایط را مناسب نشان دهند، اما روشن بود که تلاش می‌کنند دوباره به کار جذب شوند. در نهایت به من تأکید شد که اگر آن قرارداد را دقیقا بخوانی، متوجه می‌شوی که حتی بعد از ترک شرکت نیز تعهدات محضری چه پیامدهایی دارد.

عطر و ادکلن وزرا
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۲۵ مرداد ۱۴۰۲
۱٫۰
تجربه کاری در عطر و ادکلن وزرا

در فروشگاه زنجیره‌ای عطر و ادکلن وزرا کار می‌کردم و تجربه‌ام پر از نکات مثبت و منفی بود. کار من به عنوان سرپرست فروش (سطح سه) در مجموعه‌ای از حوزه‌های فروش بود و این فرصت برایم هم امتیازاتی داشت و هم چالش‌هایی ارائه می‌داد. مزایا شامل پرداخت بیمه بدون مشکل، حضور دوره‌های آموزشی، و در صورت نیاز از روز اول آموزشی با حقوق بود. محیط کار آرام و با روحیه‌ی مثبتی داشت و مشتریان همگی معمولا شاد و خوش‌حال بودند. یکی از نکات مثبت دیگر این بود که کارکنان تخفیف‌های خرید اقساطی داشتند و همیشه احساس می‌کردم که با همکارانم در ادامه همکاری، وضعیت خوبی دارم. همچنین وجود جشنواره‌ها و هدایا در مناسبت‌هایی مانند روز مرد و زن از دیگر جنبه‌های مثبت به حساب می‌آمد و به ما انگیزه می‌داد. اما معایبی هم وجود داشت که به مرور زمان برایم آزاردهنده بود. ساعات کار در بخش فروش معمولا ده ساعت بود، در حالی که حقوق مطابق با قوانین وزارت کار تا هفت و نیم ساعت پرداخت می‌شد. جمعه‌ها و روزهای تعطیل عملا وجود نداشتند و باید به طور مداوم کار می‌کردیم. پورسانت کالاها به وعده‌هایی که داده می‌شد نزدیک نبود و بیشتر شامل کالاهای خاص یا با سود پایین می‌شد که فروش بالایی نداشتند. پاداش‌های تحقق هدف هم معمولا ناچیز و تا حدی بی‌منطق بود و به کل فروشگاه تعلق می‌گرفت. واحد منابع انسانی گاهی از قوانین روز آگاهی نداشت و تسویه‌حساب به‌موقع انجام نمی‌شد، گاهی حتی چند ماه طول می‌کشید تا حقوق به‌روز شود. همچنین مبلغی به عنوان ضمانت حسن انجام کار در حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد از کل حقوق پرداخت نمی‌شد تا پس از چند ماه، اگر خطایی نمی‌داشتیم، به ما بازگردانده شود. هر ماه برگه‌های تسویه زیادی از من گرفته می‌شد و اگر قبل از عید از شرکت خارج می‌شدم، خبری از عیدی و پاداش نبود. ارتباط میان همکاران خوب نبود و رده‌های داخلی شرکت با یکدیگر ارتباط صمیمی نداشتند؛ کارها به‌دقت و با پیگیری زیاد پیش می‌رفتند. به طور کل، تمام تأییدیه‌ها باید به تأیید مدیرعامل می‌رسید و واحدهای شرکت مسئولیت‌پذیری پایین‌تری داشتند. همین طور یک کار یک ساعته ممکن بود تا چهار ماه طول بکشد. قراردادهای تمدید کار منطقی نبود و وقتی نیاز به نیرو جدی بود، برخی پیشنهادهای بهتری ارائه می‌شد. کار معمولا دو شیفت بود و علاوه بر ده ساعت شیفت، ساعات زیادی در رفت‌وآمد هدر می‌رفت. در ابتدای همکاری، از من و ضمانتم مبالغی به‌عنوان سفته دریافت شد. قراردادی با ۷ سال عدم فعالیت در حوزه‌های مشابه منعقد می‌شد تا از دورزدن وزرا و ورود به این حوزه‌ها جلوگیری شود، در غیر این صورت با من برخورد قانونی می‌شد.

عطر و ادکلن وزرا
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۱ اسفند ۱۴۰۱
۱٫۰
فروشنده سطح ۳

من تجربه‌ی کاریم رو از روی تجربه ناخوشایندی که توی شرکت عطر و ادکلن وزرا داشتم بازگو می‌کنم؛ تجربه‌ای که هم‌چنان به عنوان بدترین حضور من در کار باقی مونده. بین ستاد و فروش هماهنگی به شدت کم بود و تمام تصمیم‌ها به تایید مستقیم مدیرعامل می‌رسید؛ پیگیری یک کار ساده هم چند هفته طول می‌کشید. مرخصی و تعطیلات اصلی نبودند و اگر بالاجبار از خانه کار می‌کردید یا فرصت استراحت نداشتید، روزها خیلی طولانی می‌شد؛ به طور متوسط باید دوازده ساعت در روز با شرکت درگیر می‌بودید و با کسر زمان خواب، فقط حدود چهار ساعت برای خودتون می‌موند. حقوق به شدت پایین بود و در اکثر سطح‌ها، حتی در بخش‌های ستادی، مقداری از حقوق کسر می‌شد و گاهی تا گرفتن حقوق، چند ماه طول می‌کشید. پرداخت‌ها را نوعی مزیت تلقی می‌کردند و گاهی با منت گذاشتن همراه بود. تشکیلات شرکت کاملا آماتور و غیرحرفه‌ای اداره می‌شد و واحد منابع انسانی با قوانین کار مخالفت می‌کرد. شیفت‌های روزانه ده ساعته پر می‌شدند و با دو شیفت رفت و آمد می‌کردید؛ در نهایت پرداختی حدود هفت و نیم ساعت بود. جمعه‌ها و تعطیلات هم برای کار کردن رایگان محسوب می‌شد. تنها نکات مثبتش آموزش و این‌که همیشه خوشبو بودیم و کار نسبتا سبکی به نظر می‌رسید، محیط هم تا حدی مثبت بود و همکاران شاید خوب بودند؛ در گرگان رقابت قیمتی خوبی وجود داشت اما بقیه شهرها را دقیق نمی‌دانم. برای حضور در شرکت سهصد میلیون سفته به‌عنوان ضمانت می‌گرفتند و بیمه از ابتدا نبود و آزمون هم داشت. حقوق به‌موقع پرداخت نمی‌شد و اسامی پورسانت وجود داشت اما خبری از پاداش نبود؛ حتی ممکن بود با فروش میلیونی هم به اندازه‌ای کوچک پاداش بدهند. این تجربه واقعا تجربه بدی برای من بود.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.