سلام این شرکت فقط ظاهرش قشنگه. تو لینکدین که میری میبینی وای چقد خفن. فقط ظاهرسازی میکنن. داخلش که میری برده داری نوین هست. همه رئیس هستند و دستور میدن. یه سری مدیر شدن که هیچی حالیشون نیست فقط چون رفیقای مدیرعامل هستن شدن مدیر. گول ظاهر نخورین. مزایای ظاهری زیادی داره. اما حقوق خیلی کم میدن و فقط یه سری عزیز کرده های خودشون حقوق خیلی بالا دارن. اگر هم از هر چیزی احساس ناراحتی کنی خیلی راحت باهات خداحافظی میکنن و یه سری آدم نابلد و بی تجربه جایگزینت میکنن.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به خاطر محیط کار ناسالمی که داشتم، مدت کوتاهی اونجا موندم. حقوق رو چند ماه یکبار میدادن و از بابت بیمه هم هنوز خبری نبود.
اگر بخواهم به طور واقعی از تجربهام بگویم، به این نتیجه رسیدهام که شایسته نیست هر چند ماه یکبار با حقوقی نصفه و نیمه روبهرو شوم و از بیمه هم محروم بمانم؛ بنابراین ترجیح میدهم از ورود به محیطی چنین سمی خودداری کنم.
در شرکت توسعه فناوران آگرین میخواهم تجربهای واقعی را بازگو کنم که از حضورم در آن به دست آوردهام. محیط کار در مدت کوتاهی ویژگیهایی داشت که به طور قابل توجهی مشخص میشد. کارکنان متخصص به اندازهای که انتظار میرفت مورد توجه قرار نمیگرفتند و گاهی به نظر میرسید توجه به نیازهای فنی کاستی دارد. تغییرات پیوسته در تیم و همچنین تغییر مداوم چیدمان و دکوراسیون شرکت را میدیدم. حقوق متخصصان گاه چند ماه تاخیر داشت و توجیه دقیقی ارائه نمیشد. اگر دنبال شغلی با تخصص بالا هستید و قصد همکاری با این شرکت را دارید، این مسیر را به عنوان گزینهای مناسب نمیدیدم. ساختار مدیریتی شرکت به نظر متمرکز نبود و در هر واحد مدیر مشخصی برای فروش وجود داشت، اما تصمیمات فنی بدون مشورت و به صورت بیاساس اعمال میشد. مدیران شرکت اغلب به منافع شخصی و جیب خود بیش از هر چیز دیگری اهمیت میدادند و نسبت به همکاران با نگاه دقیقی برخورد میکردند. از نظر فناوری شرکت نسبتا خوب به نظر میآمد و به دلیل منابع مالی، قطعات معقولی در اختیار داشتند.
باورم نمیشد که چنین تجربهای در یک شرکت تولیدی اتفاق بیفتد اما واقعا رخ داد. مدیرعامل با خانوادهاش، از جمله پسرش و چند نفر دیگر، به تربیت و رفتار مناسبی پایبند نبودند و رغبت زیادی به پرخاشگری داشتند. از کشور خارج میکردند و تقصیرها را به گردن کارمندان میانداختند. در این محیط، ظاهر داستانها و فشارهای غیرقانونی برای اجرای امور به نظر میرسید که به شکل طناببندی و فشار فکری به دیگران تحمیل میشد.
در زمان حضورم در آسه تجارت آسیا، تجربهای ناخوشایند از منابع انسانی داشتم که باعث کمبود کارایی تیم میشد. رفتارهای سازمانی نامناسب و نبود شناسایی دقیق تخصصها، به همراه کمبود اصول اولیه پیشنیازهای سازمانی، فضای کار را مشکل میکرد. حجم کار بالا و وجود تیم بازیگوش، نبود مهارتهای نرم و سخت کافی در مدیر فناوری اطلاعات را تشدید میکرد. به نظر میرسید تخصص لازم در حوزههای مربوطه وجود ندارد و برخورد با اعضای گروه احترامآمیز نبود.
مدیرعامل در فضای مجازی به شکلی نامطلوب عمل میکند و از افراد حاضر در شرکت برای رسیدن به منافع شخصی خانوادگی استفاده میکند. برادر مدیرعامل دروغگو است و علیه فرزند مدیرعامل فعالیت میکند، و عمو هم از این کارها حمایت میکند. من به عنوان کارمند تجربهای از تعارض و سوءاستفاده درونی شرکت دارم که وجود چنین رفتارهایی میتواند جو کاری را مخدوش کند.
در این شرکت، از نظر من رفتارها و اخلاق سازمانی به گونهای بود که اعتمادم نسبت به مدیریت کاهش پیدا کرد. موقعیتهای مختلف نشان میداد که اطراف مدیران و اعضای خانوادهشان نقش پررنگی دارند و بعضی تصمیمها به نظر میرسید منصفانه نباشد. کارمندان نزدیک به خانواده، حضور زیادی داشتند و این موضوع باعث شد احساس کنم شایستهسالاری کمتر رعایت میشود. با وجود این، بخشهایی از کار حرفهای و وظایف روزمره به خوبی پیش میرفت اما رفتارها و شیوههای مدیریت به طور کلی رضایتبخش نبود.
در این شرکت فضای کار روشن و منظم نیست و با وجود درخواستهای منظم برای رعایت نشانهها و افتتاحیههای قانونی، تابلو ورودی و حتی ساختمان محلی مشخص ندارد. به جای جلوی درب اصلی، گفته میشود برای جلوگیری از پیگیریهای شهری، کارمندان را به رفت و آمد از کوچه پشتی هدایت میکنند تا گمراهی ایجاد شود. از نظر من، این مجموعه به طور قابل توجهی نقص در شفافیت و روالهای قانونی دارد و به همین دلیل احساس میکنم با اعمال برخی شیوههای نامناسب مالی و ارزی روبه رو هستم.
شرکت مزبور را به عنوان کارفرمایی با رفتارهای غیرقانونی تجربه کردم و معتقدم که نظارت سازمانهای نظارتکننده مانند غذا و دارو و اداره کار بر این مجموعه ضروری است. در واحدهای مختلف، دوربینهای حفاظتی وجود دارد و ضبط صدا انجام میشود. به گفتهی این کاربر، برادر مدیرعامل ایشان نیز در برخی اقدامات به نظر میرسد که کلاهبرداری در کار باشد.
در تجربه کاریام از این شرکت برداشت من این بود که با وجود اینکه فرصت کوتاهی داشتم، محیط سازمانی خیلی نامنظم و خانوادگی بود و تصمیمگیریهای اجرایی به سختی پیش میرفت. مدیرعامل و یکی از اعضای نزدیکش به نظر میرسیدند که رفتارهای غیرشفاف و غیرمنصفانهای داشتند و منابع انسانی با تخصیص بودجه و پشتیبانی مناسب روبهرو نبود. برخوردهایی که از سوی یکی از اعضای تیم مدیریتی شنیدم، نشان میداد که فضا حاکی از بیاحترامی و فاصله با اصول حرفهای است. در این مجموعه بینالفرزندان و اقوام ارتباطات قویای وجود داشت و گاه روندها و فرایندها به صورت غیرمنظم اجرا میشدند. یکی از نکات حاضر در زمان آغاز همکاری این بود که هزینه کاری پیش از استخدام به کار میآمد و پس از مدت شش ماه ممکن بود تسویه یا ارائه مزایا به تاخیر بیفتد. در کل، محیط کار آرام و قابل استقرار نبود و به دلیل ترکیب خانوادگی در تصمیمگیریها، فضای حرفهای مطلوبی احساس نمیشد.
در این شرکت خانوادگی، کارم رو به عنوان کارشناس فروش یه مدت سه ماه تجربه کردم و واقعا با وضعی روبهرو شدم که از هر نظر ناامیدکننده بود. محیط تأثیرگذار نبود و مدیران، به ویژه مدیرعامل و برادرش، رفتارهای توهینآمیز زیادی با نیروها داشتند و نیرو رو فقط بهعنوان بخشی از گروه خودشان حساب میکردند. فضای کاری بینظم بود و برای هر تصمیمی سلسلهمراتبی مشخصی وجود نداشت. در این مدت هفت نفر از همکاران استعفا دادند که همگی به دلیل بینظمی، رفتارهای ناخوشایند و بیاحترامی مدیران بود. نمونههای متعددی از بیاحترامی و بیتوجهی به حقوق کارکنان دیده میشد و ارتباط با منابع انسانی کمتر از حد انتظار بود. در دو لیست جدا از هم کار میشدند و احتمال فرارهای مالیاتی هم وجود داشت، که دغدغه اخلاقی بالایی برای من ایجاد کرد. نیروها احساس میکردند نقششان تنها بهخاطر نیاز شرکت به کار گرفته شده و پس از مدت کوتاهی دوباره کنار گذاشته میشدند. ارتباطات درون سازمانی محدود به نزدیکان بوده و حضور خانواده و دوستان در ردههای مختلف شرکت مشهود بود. زمان خروج از شرکت، با بیاحترامی روبهرو شدم و هر چه به منابع انسانی مراجعه میکردم، پاسخ مطلوبی نگرفتم. در طول سهماه کارکردم، حدودا هفت نفر از همکاران از شرکت رفتند، دلیل هم بیشتر بینظمی و رفتار نامناسب بود. از مزیت خاصی خبری نبود و آموزش مناسبی ارائه نمیشد. قرارداد هم بهگونهای تنظیم شده بود که اگر بخواهی استعفا بدهی یک ماه زودتر به مدیران اطلاع بدهی، اما در هر زمانی که دلشان بخواهد میگذراندند و با کارمند برخورد نامعقولی داشتند. تسویهحساب را سه ماه بعد انجام میدادند و برای دریافت، سفته سفید امضا میگرفتند که شش ماه بعد بهدست آید. بهخاطر تمامی این موارد، تجربهام از این شرکت بسیار منفی بود و توصیه نمیکنم.
برای من تجربهای بود که در یک قرارداد کاری دیدگاه منفی عمیقی نسبت به کارفرما و فضای کاری ایجاد کرد، بهخصوص به خاطر رفتار فردی که کار با او را سپری کردم. او با صداقت کم و اعتماد کم همراه بود، به شکلی که احساس میکردم نامطمئن و بیپشتوانه رفتار میکند و از لحاظ اخلاقی و حرفهای با منطق کار نمیکند. در طول همکاری حقوقم را بهموقع دریافت نکردم و با وجود پیگیریهای لازم، پاسخ مشخصی از سمت مدیریت ندیدم. همچنین شنیدم که برخی از اختلافات حقوقی و کیفری در مسیر امور حقوقی موسسه مطرح شده است و گزارشهایی در این باره وجود دارد که من ترجیح میدهم دربارهی آنها از منابع قانونی مطلع شوم. در نتیجه این تجربه باعث شد نگاه من به آیندهی همکاری با این مجموعه به میزان قابل توجهی کاهش یابد و پیشنهاد میکنم به هیچ عنوان با چنین رفتار و شرایطی وارد همکاری نشود.
شرکت من موسسه آتیه داران روماک بود و من تجربهای ناخوشایند بهعنوان کارشناس صادرات دارم. در آنجا با فردی روبهرو شدم که احساساتش ناپایدار و رفتارهایش خطرناک بود و توصیه نمیکنم کسی در چنین محیطی کار کند. بارها درباره بانوان صحبتهای توهینآمیز و بیحرمتی شنیدم. همچنین به من ادعای کلاهبرداری زدند و بخشی از حقوقم را دریافت نکردم؛ در مجموع حقوق و مزایای مشخصی به من تعلق نگرفت. من این تجربه را به خدا واگذار کردم؛ اگرچه شاید باورش برای برخی سخت باشد، اما احساس میکنم ارزشهای اخلاقی و عقیدتی در آن مکان بهخوبی رعایت نمیشد.
من امسال برای دنلکس کار میکنم و طی این زمان از روند محور بودن کارها در شرکت خوشحال بودهام. مدیریت قدر زحمات کارکنان را فراتر از وظایف محولشده میبیند و به ازای عملکرد مناسب، بازخورد میگیرد. به نظر من محیط کار آنقدر مساعد است که حداقل تا پنج سال آینده هم مایل به ادامه همکاری با این تیم هستم. سپاس فراوان از مدیریت مجموعه، بهخصوص بخش مالی.
حدود دو سال است که در این شرکت مشغول به کارم و محیط کار را نسبتا مناسب میبینم. مدیران با اخلاق، با انصاف و منطقی عمل میکنند و دسترسی به منابع و مسیرهای کار واضح و کارآمد است، با وجود اینکه بازار رقابتی است. شرکت بهروز است و خود مدیران به نظرات سازنده و مثبت استقبال میکنند و برای کارمندانی که تخصص دارند، فضای کاری را بازتر میگذارند؛ به هر حال مجموعه مدیریتی بههمراه تیم اجرایی، خیلی از مدیران تند و سختگیر نیستند. در کل فضای کار بیتنش و آرام است. به نظر من فقط گذر زمان میتواند نشان بدهد که هر کس در چه سطحی از کارآمدی قرار دارد و این موضوع میتواند باعث جدایی برخی اعضا از تیم شود.
بسیار شرکت خوبی هست مدیران لایق و باسوادی داره به امید موفقیتهای روز افزونشون من تجربه کار در این شرکت رو داشتم خیلی انسانهای شریفی هستند و واقعا در پی کیفیتن از همه لحاظ
من دنبال یک شرکت که واقعا کار منظم و حرفهای نمیکنه نبودن منافع جدی دنبال میکنم و آسه تجارت آسیا را تجربه نکردم، اما برداشت من از این تجربه این است که برخی از کارکنان احساس میکردند فضای کاری به گونهای است که فعالیت جدی و پیگیری وظایف کمتر دیده میشود و مزایا، حقوق و امکانات به ظاهر جذاب هستند. هدف اصلی شرکت هم ظاهرا افزایش تعداد کارمندهاست و این سوال مطرح میشد که چرا چنین هدفی دنبال میشود. گفته میشد که این شرکت به دلیل سرمایهگذاری زیاد و دسترسی به مقدار زیادی کالا، قدرت رقابت بالایی دارد و به نوعی بازار انحصاری را شکل میدهد. اگر دنبال جایی هستید که کار کمتری انجام بدهید و تجربهای کمتری کسب کنید، به نظر میرسید اینجا گزینهای باشد که باید بررسی شود، هرچند چنین برداشتهایی حاوی صحبتهای شخصی بوده و لزوما صحت یا واقعیت شرکت را نشان نمیدهد.
به امیدواری بیش از هر چیز که همکاران موفق در چنین فضایی پیدا میشوند، من تجربههایی را از دوران همکاریام با دنلکس به اشتراک میگذارم. همان ابتدا باید بگویم که حقوق به درستی پرداخت نمیشد و پورسانتها معمولا ماهها به تعویق میافتاد. نبود حقوق پایه یا بارقههای تعهد مالی برای منافع فردی، به جای پرداخت منظم، به بررسیهای بیپایان در جلسات منتهی میشد و خیلی از وقتها تنها هزینههای غیرضروری مطرح بود. در محیطی که همواره حرفهای مقایسهای و ارزیابیهای سطحی مطرح میشد، برخی همکاران فشارهای غیرواقعی و گاهی ناپایدار ایجاد میکردند و این فضای کار را برای من دشوار میکرد. به جای تمرکز روی عملکرد و نتیجه، بیشتر روی حاشیهسازی و روابط شخصی و گروهی تاکید میشد که کار را از روال عادی خارج میکرد و انگیزهها را تضعیف میکرد. در نهایت، مشاهده میکردم که هر کس با فشارهای غیرضروری و نظارتهای کمجان، تنها برای مدت کوتاهی دوام میآورد و خیلیها ترجیح میدادند از فضای ناپایدار آن دور شوند.
دنلکس برای من تجربهای فراتر از کارکردن در یک شرکت بود، چون تقریبا با وجود اینکه به مترو نزدیک بودم، هیچ مزیتی احساس نمیشد. هر لحظه زیر نظر دوربین بودیم و هیچ فرصتی برای استراحت کوتاه وجود نداشت. حتی شنبهها و پنجشنبهها هم باید سر کار میآمدیم. مدیرعامل شرکت اصول پایهی شرکتداری و تعهد را فراموش کرده بود. اضافهکاری هیچگاه تأیید نمیشد و فقط با حضور صرف در محل کار باید میماندی. رفتوآمد کارکنان برایشان محدود به ورود و خروج از ایستگاه مترو بود. اگر گرسنه میماندید، نباید به دنلکس مراجعه میکردید. صاحب شرکت فرزند شخصی معروف بود و بهراحتی بهخاطر اوضاع، افراد را کنار میگذاشت. مهم نبود که نتیجهی کار خوب باشد یا نه؛ به هر حال، بعد از دو سال کار از شرکت کنارم گفتند که بروم بیرون. بهجای ۴۴ ساعت در هفته، مجبور بودم حدود ۵۰ ساعت کار کنم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.