وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۴٬۵۲۴ تجربه منتشرشده · صفحه ۱۱ از ۲۲۷
سروشان
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·پشتیبانی·۱۰ خرداد ۱۴۰۵
۳.۰
پشتیبانی

به‌عنوان کارمند شاغل در این شرکت، محیط کار بیشتر شبیه یک شبکه پارتی‌محور دانشگاهی بود تا یک سازمان حرفه‌ای. پشتیبانی را تجربه کردم که رفتار مدیرانش تنها بر پایه روابط و استفاده از منابع انسانی کمبود دارد؛ حقوق به‌طور منظم پرداخت نمی‌شد و فضای کاری به شدت ناسالم بود. مدیرها به‌جای توجه به کار و عملکرد، بیشتر به رفتارهای غیر حرفه‌ای مانند پیشنهاد دادن به کارمندان برای انگیزه‌های شخصی متکی بودند. جو شرکت به گونه‌ای بود که هیچ‌یک از مسائل حرفه‌ای جدی نمی‌شد و نیروها برای ادامه کار مجبور بودند فقط جان بکنند. وقتی تصمیم به ترک می‌گرفتم، چند ماه طول می‌کشید تا بتوانم حق و حقوق خود را از آنها پس بگیرم و با مشکلات مالی روبه‌رو می‌شدم.

مدیریت و توسعه فناوری اطلاعات آرمان
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مدیر فروش·۹ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مدیر فروش

من به عنوان مشتری این مجموعه با تجربه‌ای ناامیدکننده روبه‌رو شدم و اکنون در حال پیگیری قضایا از طریق مراجع مربوطه هستم. شیوه‌های جدیدی از کلاهبرداری وجود دارد که این مجموعه و مدیرانش به آن‌ می‌پردازند و من با ادعاهای فراوانی مواجه شده‌ام. هنوز نمی‌توانم جزئیات بیشتری ارائه کنم، اما با اطمینان می‌گویم که احساس بی‌اعتمادی عمیقی نسبت به این شرکت دارم و در حال پیگیری قانونی ماجرا هستم.

آکاف
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه نویس بک اند ·۸ خرداد ۱۴۰۵
۵.۰
برنامه نویس بک اند

به‌عنوان برنامه‌نویس بک‌اند، در تیم استانبول فعالیت داشتم و معمولا ارتباط چندانی با تیم ایران نداشتیم. یکی از اصلی‌ترین چالش‌های آکاف برای من این بود که همه داکیومنت‌ها و اپلیکیشن‌ها ابتدا به انگلیسی نوشته می‌شدند و پس از ترجمه، نسخه فارسی نهایی تحویل می‌شد. دلیل این مسیر این بود که بخشی از پروژه‌ها توسط توسعه‌دهنده‌های غیرایرانی انجام می‌شدند. به نظرم این روند تا حدی سرعت پیشرفت پروژه‌ها را کاهش می‌داد، اما در مجموع تجربه خوبی بود.

داده پردازی رسپینا
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۷ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰

به خاطر اصرار بر این که اشتباه کرده‌ام، وقتی به رسپینا پیوستم با وجود همه تجربه‌های منفی که پیش از آن شنیده بودم، باز هم تصمیم گرفتم کار کنم. چیزی که بیش از همه آزارم داد، نبود احترام به نیروها بود؛ محیط کار پر از شلوغی و بی‌نظمی بود و مدیران به‌خوبی از عهده وظایف خود برنمی‌آمدند. منابع انسانی هم با صدای دروغ‌پراکنی همراه بود و هر ویژگی منفی دیگری در اینجا به چشم می‌خورد. وقت و انرژی‌ای که صرف کردم واقعا هدر رفت و این تجربه یکی از بدترین کارهای من بود.

فن آوران انیاک رایانه
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۶ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰

می‌خواهم بگویم که فرصت‌های پیشرفت در آنجا چندان فراهم نیست و جای کار دقیقا بسته است. گروه قدیمی تحت رهبری فردی است که از نظر من سطح تحصیل و تجربه‌ی لازم را ندارد، هرچند دلیل ماندگاری و پایداری مسیر را خوب می‌داند. مدیری که از او بالاتر نگاه می‌کند، به عنوان رقیبی با سابقه‌تر دیده می‌شود و رفتار و سابقه‌اش برای همه روشن است. اگر قصد شروع کار دارید، توصیه می‌کنم به آنجا بروید، اما فرد با سابقه‌ی همانجا اصلا نباید به کار دعوت شود. به تیم قدیمی هم باید با احتیاط نگاه کنید چون مالک اصلی تا حالا شرکت را بارها فروخته و با قیمت پایین دوباره آن را خریده و تخریب کرده است.

(توسن (شرکت توسعه سامانه‌های نرم افزاری نگین
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس·۶ خرداد ۱۴۰۵
۲.۰
کارشناس

شرکت توسـن را از نگاه خودم به‌صورتی صادقانه توصیف می‌کنم و تلاش می‌کنم با بیانی تازه و روان بنویسم تا پیام اصلی حفظ شود اما شکل بیان تغییر کند. بطور معمول فضای طبقه‌ها با سروصدا و برخوردهای نامناسب همراه است و برخی همکاران با گفتار رکیک و الفاظ غیرمناسب مزاحم دیگران می‌شوند؛ به‌ویژه وضع در طبقه سوم شرایط دشواری دارد و گاهی مدیران هم به نظر می‌رسد تمرکز کافی ندارند. از نظر سخت‌افزار و میز و صندلی هم اوضاع مطلوب نیست و تجهیزات تازه‌ای ارائه نمی‌شود؛ ارزش لازم برای فراهم کردن امکانات به‌خوبی دیده نمی‌شود. فضای کاری به‌شدت جمعی است و میزها به هم چسبیده‌اند؛ حریم خصوصی وجود ندارد و باید به‌طور دم به دم با هم‌تیمی‌ها هم‌نشین باشی. از منظر فنی شرکت فاقد طرح منسجم و روال مشخص است و پروژه‌ها به‌صورت کم و بیش مدیریتی هیئتی دنبال می‌شوند و برگشت کار یا برنامه‌ریزی زمان‌بندی به‌طور قابل قبول وجود ندارد. ممکن است چند ماه یا حتی سالی در مجموعه بمانی، اما به توانمندی‌های فنی‌ات به اندازه کافی توجه نمی‌شود. در نتیجه، این مشکلات بنیانی به‌نظر می‌رسند و اگر رفع نشوند، خروج نیروهای موجود و روند کاهش تعادل در تیم تداوم خواهد داشت. به نظرم حضور بخش منابع انسانی برای شناسایی رفتارهای ناسالم و برخورد مناسب با آن‌ها ضروری است تا جو کار آرام‌تر و قابل اعتمادتر شود.

راهبرد هوشمند شهر
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·یه دلسوز·۵ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
یه دلسوز

اگر بازی مافیا را دوست دارید، راهبرد هوشمند شهر یکی از جدی‌ترین میدانوها برای تمرین به نظر می‌رسد؛ نه از آن مافیاهای آخرشب و خنده و خداحافظی، بلکه بازی‌ای که وسط ساعات کاری جریان دارد. نقش‌ها مشخص‌اند و دست هیچ‌کس روی کاغذ نیست؛ اما خبرها به طور روشن برای بعضی‌ها پیداست و از قبل می‌دانند چه کسی باید حذف شود. در این مجموعه، شهروندان به‌ظاهر با صداقت حرف می‌زنند، اما روایت‌ها در جای دیگری ساخته می‌شود. مدیری که فکر می‌کند اگر خوب کار کند و ایده بدهد و مسئله را محترمانه مطرح کند، بالاخره دیده می‌شود، به مرور درمی‌یابد که مسئله فقط کار نیست؛ اینکه در کدام حلقه، چه کسی پشت سرت ایستاده و چه کسی روایتت را می‌سازد و چه کسی قبل از شنیده شدن حرفت، معنای آن را تغییر می‌دهد. از بیرون، شرکت به‌نظر یک بنگاه رسمی و بانکی است با عنوان‌های شیک، پروژه‌های مهم و واژه‌های مرتب سازمانی، اما وقتی کمی دقیق‌تر نگاه کنی، می‌فهمی کنار این ساختار رسمی، ساختاری واقعی‌تر هم وجود دارد؛ ساختاری که در چارت رسمی دیده نمی‌شود اما روی آدم‌ها، فرصت‌ها، حذف‌ها و روایت‌ها تأثیر می‌گذارد. شهر روی کاغذ ساده می‌نماید؛ مدیرعامل، معاونت‌ها، منابع انسانی، تیم فنی، مدیر مستقیم، مسیر اداری و غیره هستند. اما روزمرگی چیزی دیگری نشان می‌دهد: تصمیم‌ها گاهی از مسیر رسمی می‌آیند، اما وقتی ردشان را دنبال کنی، به روابط و رفاقت‌ها و کانال‌های قدیمی و آدم‌های منتخب و روایت‌های پشت‌صحنه منتهی می‌شوی. در چنین فضایی نقش‌ها به موازات مافیا شبیه‌اند: - شهروندانی که واقعا کار می‌کنند اما قدرت روایت ندارند. - کسانی که همواره به مرکز قدرت نزدیک‌اند و از هر رأی‌گیری جان سالم به در می‌برند. - کسانی که نه تنها حرف می‌زنند بلکه معنای آن را نیز جا به جا می‌کنند. - منابع انسانی با ظاهری بی‌طرف، اما در عمل گاه چنین احساسی منتقل نمی‌شود. - مدیرانی که حرف‌ها را می‌شنوند اما به اقدام منجر نمی‌شود. - و افرادی که ظاهرا نقش فنی دارند اما در عمل مثل بازوی اجرایی یک شبکه غیررسمی عمل می‌کنند. محور غیررسمی قدرت یکی از چهره‌های اصلی این فضا ک.ز است؛ با عنوانی که در دوره‌های مختلف عوض شده، اما آنچه از نزدیک دیده می‌شود، فقط عنوان نیست. نفوذ غیررسمی او در تصمیم‌ها، افراد، تیم‌ها و روندهای سازمانی نقطه تمرکز است. کنار او پیمان خسروی ایستاده که در شرکت با نام پیمان شناخته می‌شود، هرچند بچه‌ها می‌گویند جواد است و ترجیح می‌دهد پیمان صدا شود. نقش رسمی او فنی است، اما اثر واقعی‌اش در فضای تیمی فراتر از یک نقش فنی است؛ او نه‌تنها کار را جلو می‌برد، بلکه افراد را نیز در مدار خود نگه می‌دارد. همراهشان ا.س حضور پررنگی دارد؛ فردی که به‌عنوان فرد نزدیک به ک.ز شناخته می‌شود و نقش او فقط یک کار اداری ساده نیست. بسیاری از اوقات به نظر می‌رسد بخش‌هایی از هماهنگی‌ها و روایت‌ها از مسیر چنین آدم‌هایی شکل می‌گیرد؛ آدم‌هایی که شاید روی کاغذ تصمیم‌گیر نهایی نباشند، اما در شکل‌گیری فضای ذهنی تصمیم‌گیرها نقش دارند. ا.خ هم از همان چهره‌هایی است که نامش تکرار می‌شود و درباره رفتارها و حاشیه‌های او حرف‌های زیادی شنیده می‌شود؛ از جنس شایعات

راهبرد هوشمند شهر
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·یه آدم خوب·۵ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
یه آدم خوب

اگر دنبال فضایی هستی که مهارت‌های تیمی در پشت پرده خودی نشان بدهند، راهبرد هوشمند شهر می‌تواند یکی از زمین‌های تمرینی جدی باشد. اینجا نه بازی مافیا به‌ شکل خیالی پایان‌بندی‌شده، بلکه بازی واقعی در ساعات کاری جریان دارد؛ نقش‌ها کاملا مشخص‌اند، اما صدای مأموریت‌ها و روایت‌ها گاهی از مسیر رسمی جدا می‌شود و کسی به‌طور مستقیم اعلام نمی‌کند چه کسی قرار است حذف شود، اما خبرها میان همکاران جریان دارد. در مافیا، شهروند سعی می‌کند با صحبت درست، نشان دادن تضادها و رأی درست، اوضاع را عوض کند. در برخی سازمان‌ها هم سوءبرداشت درست از کار کردن وجود دارد: فکر می‌کنند اگر خوب کار کنند، اگر ایده بدهند، اگر مسئله‌ای را محترمانه مطرح کنند یا وقت بگذارند تا سیستم بهتر شود، بالاخره دیده خواهند شد. اما به تدریج می‌فهمند فقط کار نیست که مهم است؛ بلکه این مسئله در کدام حلقه و با چه کسی پشت صحنه روایت تو را می‌سازد و چه کسی قبل از شنیده شدن حرفت، معنایش را تغییر می‌دهد. شهر از بیرون به‌عنوان یک شرکت رسمی و بانکی با ساختارهای شیک به نظر می‌رسد؛ مدیرعامل، معاونت‌ها، تیم فنی، منابع انسانی و تمام واژه‌های مرتب سازمانی حضور دارند، اما وقتی دقیق نگاه می‌کنی، می‌بینی کنار این قالب رسمی، ساختاری واقعی‌تر وجود دارد که روی آدم‌ها، فرصت‌ها، حذف‌ها و روایت‌ها اثر می‌گذارد و در چارت ظاهری دیده نمی‌شود. سیاست پشت صحنه بازی در این فضا مشخص است. روی کاغذ همه چیز ساده است: مدیرعامل، معاونت‌ها، واحد منابع انسانی، تیم فنی، مدیر مستقیم و مسیرهای اداری. اما تجربه روزمره چیز دیگری می‌گوید: تصمیم‌هایی گاهی از مسیر رسمی به‌طرف می‌آیند، اما وقتی ردشان را دنبال کنی، به رفاقت‌ها، کانال‌های قدیمی و روایت‌های پنهان می‌رسی. اینجا نقش‌ها هم مانند مافیا طبقه‌بندی می‌شوند: - کارمندانی که واقعا تلاش می‌کنند اما ظرفیت روایت ندارند. - افرادی که همواره به مرکز قدرت نزدیند و از هر رأی عبور می‌کنند. - کسانی که فقط پیام را منتقل نمی‌کنند بلکه معنای حرف را هم تغییر می‌دهند. - منابع انسانی روی کاغذ باید بی‌طرف باشد، اما واقعا همیشه چنین حسی را منتقل نمی‌کند. - مدیرانی که حرف‌ها را می‌شنوند، اما الزما اقدام نمی‌کنند. - کسانی که ظاهرا فقط نقش فنی دارند اما در واقع به‌عنوان بازوی اجرایی یک شبکه غیررسمی عمل می‌کنند. محور غیررسمی قدرت یکی از چهره‌های همچنان کلیدی این فضا با نام مخفف k.z وجود دارد؛ عنوان رسمی‌اش در دوره‌های مختلف تغییر کرده، اما آنچه از نزدیک می‌بینی تنها عنوان نیست. نفوذ غیررسمی او در تصمیم‌ها، تیم‌ها و روندهای سازمانی است که واقعا اهمیت دارد. کنار او، پیمان خسروی قرار دارد؛ کسی که در شرکت با نام پیمان شناخته می‌شود، هرچند درباره نام واقعی‌اش بین همکاران گفته می‌شود جواد است و ترجیح می‌دهد پیمان به‌عنوان نام صدا شود. نقش رسمی او فنی است، اما اثر واقعی‌اش فراتر از یک کار فنی است و توانایی‌ش او را در نگه‌داشتن آدم‌ها در مدار خودش نشان می‌دهد. علاوه بر این، ا.س حضور پررنگی دارد؛ فردی که به‌عنوان هم‌سفر نزدیک k.z به نظر می‌رسد و نقش او خیلی وقت‌ها تنها یک نقش اداری نیست. در موقعیت‌های مختلف این حس ایجاد می‌شود که بخش‌هایی از هماهنگی‌ها، برداشت‌سازی‌ها و جابه‌جایی روایت‌ها از مسیر چنین فردی انجام

اسمارتک
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۴ خرداد ۱۴۰۵
۲.۰

مدیر جدیدی از دیجی‌کالا گرفتم که دائم طلبکار به نظر می‌رسد. بسیاری از همکاران تحت فشار کار می‌کنند و با وجود این همه تلاش، هیچ‌کس واقعا قدردانی نمی‌کند و او همچنان طلبکار به نظر می‌رسد. مسئول منابع انسانی هم که به جای رسیدگی، به دور خود چرخ می‌زند و هیچ کمکی نمی‌کند. به نظر می‌رسد میان‌بندی کاری شرکت‌ها بر پایه روابط و روابط شخصی است تا نیازهای شغلی و وظایف سازمانی. واقعا از مدیریت در این شرکت خسته‌ام و امیدوارم هرچه زودتر بتوانم خارج شوم.

راهبرد هوشمند شهر
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·یه آدم خوب·۴ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
یه آدم خوب

شرکت راهبرد هوشمند شهر از بیرون به نظر یک مجموعه رسمی و بانکی می‌آید، اما وقتی کمی عمیق‌تر نگاه می‌کنم، مشخص است که ساختار پنهان آن از ظاهر جداست و روی آدم‌ها و روایت‌ها اثر می‌گذارد. اگر بخواهم تجربه‌ام را خلاصه کنم، می‌گویم اینجا بازی مافیاست، با تفاوت‌هایی که در کار روزمره جریان دارد و به‌خاطرش قدرت تصمیم‌گیری تنها در دست مدیران نیست. روی کاغذ همه چیز روشن است: مدیرعامل، معاونت‌ها، واحد منابع انسانی، تیم فنی، مدیر مستقیم و مسیرهای اداری. اما واقعیت پشت این نقشه رسمی، شبکه‌ای غیررسمی است که در چارت دیده نمی‌شود و تاثیرش را در فرصت‌ها، حذف‌ها و روایت‌ها می‌گذارد. به‌قوت این فضا نقش‌ها شباهت زیادی به بازی مافیا پیدا می‌کنند: - شهروندانی که به‌واقع مشغول کارند اما نمی‌توانند روایت مستقلی بسازند. - کسانی که همواره به مرکز قدرت نزدیک‌اند و از هر رأی‌گیری جان سالم به در می‌برند. - عده‌ای که فقط حرف را منتقل نمی‌کنند، بلکه معنای آن را هم دستکاری می‌کنند. - منابع انسانی آن‌قدر روی کاغذ باید بی‌طرف باشد که گاهی این بی‌طرفی در عمل وجود ندارد. - مدیرانی که حرف‌ها را می‌شنوند اما لزوما به اقدام منجر نمی‌شود. - کسانی که ظاهرا نقش فنی دارند، اما در عمل به عنوان بازوی اجرایی شبکه‌ای غیررسمی عمل می‌کنند. محور غیررسمی قدرت یکی از چهره‌های عمده در این فضا ک.ز است؛ عنوان رسمی او در دوره‌های مختلف تغییر کرده، اما آنچه از نزدیک می‌بینم فقط عنوان نیست، بلکه نفوذ او در تصمیم‌ها، تیم‌ها و روندهای سازمانی است. کنار او پیمان خسروی ایستاده، که در شرکت به نام پیمان شناخته می‌شود و در واقع نام اصلی او جواد است؛ گرچه ترجیح می‌دهد به‌عنوان پیمان صدا شود. نقش رسمی او فنی است، اما تأثیر واقعی‌اش فراتر از یک نقش فنی است و افراد را هم در مدار خودش نگه می‌دارد. همراه این دو، ا.س حضور پررنگی دارد و به‌عنوان فردی نزدیک به ک.ز شناخته می‌شود؛ نقش او فقط یک کار اداری ساده نیست. در بسیاری از مواقع به نظر می‌رسد بخشی از هماهنگی‌ها، برداشت‌سازی‌ها و جابه‌جایی روایت‌ها از مسیر چنین آدم‌هایی شکل می‌گیرد؛ آدم‌هایی که شاید تصمیم‌گیر نهایی نباشند، اما روند ذهنی تصمیم‌گیرها را به‌سویه می‌کنند. ا.خ هم از همان چهره‌هایی است که اسمش با روایت‌ها و حاشیه‌های مختلف مطرح می‌شود. رفتارها و حواشی او در شرکت به‌قدر زیادی شنیده می‌شود و نه به‌عنوان شایعه ساده، بلکه به‌عنوان چیزهایی که وقتی کنار هم قرار می‌گیرند، تصویری نگران‌کننده می‌سازند. مسئله این است که بعضی افراد با وجود حرف‌ و حاشیه‌هایی که اطرافشان است، همچنان در حاشیه امن باقی می‌مانند. تیم فنی یا تیم دست‌چین؟ یکی از نکات قابل توجه این شرکت، اهمیت رابطه‌ها در شکل‌دهی تیم‌هاست. درست است که معرفی نیروها از قبل می‌تواند مفید باشد؛ چون تجربه‌ی پیشین همکاران، اعتماد اولیه را سرعت می‌بخشد. اما مشکل زمانی آغاز می‌شود که این معرفی‌ها جهت‌دار می‌شوند و ورود افراد تنها به‌خاطر پر کردن نیاز فنی نیست، بلکه برای تقویت حلقه‌ای خاص یا ساختن تیمی است که بیش از سازمان، به یک نفر وفادار باشد. در مورد پ.خ، بسیاری از همکاران برداشت می‌کنند که او تمایل دارد تیم اطرافش را به‌

هرمزان نیروی ایرانیان (مهنا)
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·پشتیبان ·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
پشتیبان

وقتی فهمیدم که برای این شرکت کار می‌کنم، فهمیدم خیلی با فشار و تنش کار می‌کردم اما حقوق آنطور که انتظار داشتم نبود. مدیریتو در حدی می‌دیدم که تخصصی نمی‌خواست و هرروز دعوا و نارضایتی وجود داشت. یکی از سهام‌دارها که نقش مدیرعامل هم نداشت، با رفتارش فضای کار را به هم می‌زد و هیچ‌کدام از تصمیماتش واقعا کارساز نبود. چند ماهی اونجا موندم و در نهایت تصمیم گرفتم برگردم؛ گفتند که باید رویشیفت(on-call) بدون پاداش یا تشکر باشید. گمان می‌کردند که با این سبک مدیریت می‌توانند کار را پیش ببرند؛ اما نرم‌افزار شرکت پر از باگ بود و هیچ‌یک از بخش‌ها درست کار نمی‌کردند.

عصر کلام زنگنه
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·“بودن در خانواده”·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
“بودن در خانواده”

در این مجموعه، من به صورت تمام‌وقت در بخش تولید محتوای موسسه زبان زنگنه مشغول به کارم و برای دوره‌ای بین یک تا سه سال فعالیت دارم.

عصر کلام زنگنه
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه تدریس·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه تدریس

شرکت عصر کلام زنگنه را تجربه کردم و اولین جلسه با سوپروایزر شعبه سعادت‌آباد، آقای فرخ، زمان‌بندی شد و فضای جلسه خوب بود. سطح زبان عمومی‌ام را ارزیابی کردند، اما دقیقا در کنار آن به صورت مشترک روی Speaking کار کردیم و درباره تجربیات کاری‌ام پرسیدند؛ در نهایت گفتند برای دمو، روی ریدینگ آیلتس کار کنم و بخش مشخصی را برای آزمون تعیین کردند. هفته‌ای که برای دمو آماده می‌شدم، با حضور سوپروایزر دوم، آقای روشندل، برگزار شد و سوالات به‌طور ریز و دقیق مطرح می‌شدند تا جایی که گاهی اعتمادبه‌نفسم را هم تحت‌الشعاع قرار می‌دادند، اما کاملا مشخص بود هر دو نفر تسلط کامل دارند و جزئیات زیادی را می‌پرسیدند. در پایان هم نقاط قوت و ضعفم را بیان کردند و همین موضوع روحیه‌ام را تقویت کرد. قرار دمو بعدی با رویکردی که مدنظرشان بود، تنظیم شد و من با برنامه‌ای که داشتند خودم را آماده کردم تا در نهایت نظر مثبت بیاورند و جذب شرکت شوم. نکته مهم این بود که برای هر دقیقه از کلاس باید برنامه آماده می‌کردم و اجرا می‌کردم؛ اگرچه چالش‌برانگیز بود، اما آموزنده به نظر می‌رسید. یک جلسه دیگر با دکتر زنگنه برای آشنایی برگزار شد که با وقار و با استدلال‌های مناسب ارائه شد و بعد از گذشت یک هفته برایم کلاس‌هایی آنلاین و حضوری زیادی ترتیب دادند. تاکید داشتند که حتما با طرح درس مدون برای دمو پیش بروم.

عصر کلام زنگنه
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه کارمند اداری·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه کارمند اداری

در مدتی که در این مجموعه حضور داشتم نزدیک به یک سال و نیم سپری کردم. جو کار گروهی بسیار دوستانه و صمیمی بود و تجربه‌ای که اینجا داشتم نسبت به سایر فرصت‌های شغلی متفاوت و بهتر از همه‌جا احساس می‌شد. به دلیل برخی مسائل شخصی ناچار شدم از مجموعه جدا شوم، اما امیدوارم با رفع مشکلاتم بتوانم دوباره به این مؤسسه برگردم.

عصر کلام زنگنه
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه کارمند اداری·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه کارمند اداری

قابل ذکر است که در شروع ارتباط، از من خواستند مدرک ایلتس را ارسال کنم و برایم زمان مصاحبه تعیین شد. در روز مصاحبه با کمی تاخیر مواجه شدم و با تیم تماس گرفتم تا اطلاع بدهم؛ آن‌ها گفتند جای هیچ نگرانی نیست و هر وقت جای پارک پیدا کردم می‌توانم برای مصاحبه بیایم. مصاحبه با آقای زنگنه آغاز شد و برخوردشان برخوردی دوستانه و گرم بود. درباره کار و جایگاه ایده‌آلم، برنامه‌ای که برای کارمند اداری دارم و همچنین مهارت‌هایم صحبت شد. از حقوق و مزایا گفتند و به یاد دارم که از امکان پیشرفت صحبت کردند و این اتفاق در عرض یک ماه برای من محقق شد. در دوران کرونا به دلیل شرایط شخصی‌ام، به من اجازه دورکاری داده شد. یکی از نکات مهم برای من محیط کار سالم بود و این موضوع در این مجموعه به خوبی مدنظر قرار گرفته بود.

عصر کلام زنگنه
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه کارمند اداری·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه کارمند اداری

در آغاز راه، من با این تصور وارد شدم که کار اداری هم می‌تواند چالش‌برانگیز باشد، اما توضیحات بعدی نشان داد که اوضاع خیلی فراتر از انتظار است. با سابقه کار مهندسی که داشتم، تجربه مشخصی در بخش اداری نداشتم و این موضوع حتی در گفت‌وگوها مطرح شد. سوالاتی درباره حقوق پایه از سوی کارفرما مطرح شد و نکته‌هایی مانند حداقل مزایا و تسهیلات معمول وزارت کار، از جمله یک روز تعطیلی در هفته یا مرخصی ماهانه، یا بیمه، درباره‌مان بررسی شد؛ اما به آنچه انتظار می‌رفت، دست‌یابی محدود بود. فضای کار را که آغاز کردم، روابط داخلی در موسسه کاملا پیچیده و پرتنش بود. در هر هفته با صحبت‌ها و حواشی متعددی روبه‌رو می‌شدم که به نظر من در محیط کار جایی نداشتند. از ما می‌خواستند نرم‌افزارهای مختلفی را برای پاسخگویی به مشتریان نصب کنیم و به صورت شبانه‌روزی پشتیبانی ارائه بدهیم تا تأثیر موسسه در جذب مشتری بالاتر رود، در حالی که اضافه‌کاری رسمی برای این کار مقرر نشده بود و به‌عنوان بخشی از وظایف به ما محول می‌شد. در مجموع، فضا به شدت متشنج بود و مدیریتی که وجود داشت، اجازه می‌داد رفتارهای نامهرمانه نسبت به کانتر از سوی مدیر یا سایر کارکنان برقرار باشد.

عصر کلام زنگنه
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه مدرس آیلتس·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه مدرس آیلتس

اولین تماس باهاشون از راه supervisor بود که درباره‌ی سابقه‌کار و توقعات هر دو طرف صحبت کردیم و قرار برای مصاحبه گذاشتیم. وقتی وارد شدم فضای مؤسسه برای من دلنشین و آرام بود و کارکنان با برخوردی دوستانه کار می‌کردن. فرم اپلیکیشن رو پر کردم و منتظر شدم. با همون آقایی که تماس گرفته بود، آقای فرخمهر، صحبت کردم. از همان ابتدا انگلیسی باهام حرف زد و مسلط بود به کارش؛ چیزی که در اکثر مؤسسات کم دیده می‌شود. گفتن باید یک دمو ارائه بدم و تاریخ و منابع مربوط به دمو رو روی منبر گذاشتن. باید طرح درس و محتوای مربوط به درس رو آماده می‌کردم. روز دمو سوال‌های پیچیده‌ای پرسیدن و فهمیدم هنوز خیلی چیزها راجع به آیلتس دارم یاد نگرفته‌ام و حتی نکات زبان پیشرفته هم بلد نبودم. خیلی با ادب ضعف‌هایم را با من در میان گذاشت و ازم پرسید که دوست دارم به من بگه یا نه. همه‌چیز را بسیار سخت‌گیرانه ارزیابی می‌کردن و مشخص بود که به راحتی راضی نمی‌شدن. حتما باید برای دمو آماده بود، چون درباره کاستی‌ها تعارف ندارن و کاملا متوجه می‌شن. من خودم بعضی نکات مرتبط با ریدینگ را فراموش کرده بودم که آبروم رفت. در کل تیم حرفه‌ای و باکیفیت مجموعه بودن.

عصر کلام زنگنه
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه مدرس آیلتس·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه مدرس آیلتس

دو سال پیش تجربه‌ای داشتم که هنوز نگاه می‌کنم بهش با لبخند و کمی تعجب از تغییراتی که توی ذهنم ایجاد کرد. خیلی اتفاقات توی اون روزها افتاد تا فهمیدم مصاحبه کاری چقدر می‌تونه غیرمنتظره باشه و چطور می‌تونم ازش درس بگیرم. اوایل تماس تلفنی برام مراحل کلی رو توضیح دادن و جلسه‌ای رو برای مصاحبه ست کردن. حضور به موقع در محل وجود داشت ولی پنج تا ده دقیقه تأخیر باعث شد تا روند مصاحبه کمی با تأخیر آغاز بشه. مصاحبه‌کننده‌ای که با من روبه‌رو شد نسبت به سنم کوچیک‌تر بود و این موضوع کمی روی اعتمادبه‌نفسم تأثیر گذاشت. با این حال وقتی وارد گفتگو شدیم، فهمیدم که سطح علمی‌اش بالاست و ازم درباره نمره‌دهی رایتینگ آیلتس سوال پرسید که بعضی‌هاش بلدم نبود. در نهایت گفتن باید برای جلسه دمو شرکت کنم. جلسه دمو را با مبحثی که از قبل داده بودند، برگزار کردم. دو نفر به عنوان مربی‌ شاگرد بازی می‌کردند و پرسش‌های زیادی مطرح کردند که برخی‌شون رو بلد نبودم. در پایان دمو، از عملکرد کلی‌ من گفتند و اینکه جلسه بعدی با مدیر مجموعه است. افزودند با این سطح دانش باید دوره تی تی سی آیلتس رو طی کنم که با وجود هشت سال سابقه تدریس، برام خوشایند نبود اما کنجکاو شدم مدیر رو ببینم. روز جلسه با یک تاخیر بیست دقیقه‌ای رسیدم و مصاحبه با دکتر زنگنه آغاز شد. برخلاف کسانی که تا حالا دیده بودم، ایشون جاافتاده و تجربه و دانش قابل توجهی داشتند. با خوش‌رویی به فارسی آغاز کردند و بعد اجازه دادند انگلیسی صحبت کنیم. وقتی شروع به صحبت کردم فهمیدم از زبان آیلتس هم چیزی بلد نیستم و حس شرمندگی عجیبی به من دست داد. دقیق یادم نیست، ولی فکر می‌کنم بین هجده تا بیست سوال درباره متدلوژی، تدوین منابع درسی، تدریس آیلتس و جزئیات کار پرسیدن. خیلی از آنها را بلد نبودم و احتمالا پذیرفته نشدنم قطعی به نظر می‌رسید. پس از پایان مصاحبه توصیه کردند برای شرکت در دوره تی تی سی آیلتس اقدام کنم. با اینکه قبلا حس خوبی نسبت به این دوره نداشتم، با کمال میل تصمیم گرفتم شرکت کنم. مسیر دوره پولی بود و برایم این نگرانی وجود داشت که شاید پس از پایان دوره خداحافظی کند اما باز هم پذیرفتم. خود دکتر مدرس دوره بودند. واقعا وقتی جلسه اول را دیدم فهمیدم چیزی ازش نمی‌دانم و تا پایان دوره همراهش بودم. در انتهای دوره یک آزمون برگزار شد و من هم شرکت کردم و قبول شدم. یک کلاس به من اختصاص دادند و سه بار مزاحمت از راه دوربین‌ها هم داشتیم، البته گفتند چندبار هم به صورت آنلاین کلاس‌ها را رصد می‌کردند. به‌هر حال تعداد کلاس‌ها افزایش یافت و تا حالا حدود شش ماه است که به این موسسه مراجعه می‌کنم. به لحاظ دانشی نقاط ضعفی وجود داشت اما سطح دانشم به شدت ارتقا یافت. به صراحت پیشنهاد می‌کنم برای مصاحبه حتما آماده بیایید و با وجود تاخیر هم مشکلی ندارید.

عصر کلام زنگنه
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·“تلخ اما آموزنده”·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
“تلخ اما آموزنده”

در این تجربه، به عنوان کارمند تمام‌وقت در موسسه زبان زنگنه سال‌ها خدمت کردم و آخرین سال همکاری‌ام در سال ۱۳۹۹ بود، تجربه‌ای که هم تلخ بود و هم برایم پربار و آموزنده شد.

زومیلا
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·“چهارسال تجربه مدیریت در کنار بهترین همکاران”·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
“چهارسال تجربه مدیریت در کنار بهترین همکاران”

مدت‌هاست که به‌طور تمام‌وقت در بخش مدیریت زومیلا مشغول به کارم و طی حدود سه تا پنج سال اخیر با همکارانی بهترین همکاری را دارم. احساس می‌کنم دوره‌ای پربار از تجربه‌های مدیریتی را پشت‌سر گذاشته‌ام و با هر روز، مهارت‌هایم در سازماندهی و رهبری تقویت شده است. در کنار همکارانم، روند پیشبرد پروژه‌ها را بهبود داده و به نتایجی که برای شرکت مهم بود، دست یافته‌ایم. یکی از نکات مثبت دوره‌ی کاریم، ارتباط موثر با تیم‌ها و حفظ روحیه تیمی در مواجهه با چالش‌ها بوده است. اگرچه برخی نکات را می‌شود بهتر انجام داد، اما با وجود این تجربه، حس می‌کنم مسیر پیش‌رو فرصت‌های بیشتری برای بهبود می‌آورد.

سروشان
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·پشتیبانی·۱۰ خرداد ۱۴۰۵
۳.۰
پشتیبانی

به‌عنوان کارمند شاغل در این شرکت، محیط کار بیشتر شبیه یک شبکه پارتی‌محور دانشگاهی بود تا یک سازمان حرفه‌ای. پشتیبانی را تجربه کردم که رفتار مدیرانش تنها بر پایه روابط و استفاده از منابع انسانی کمبود دارد؛ حقوق به‌طور منظم پرداخت نمی‌شد و فضای کاری به شدت ناسالم بود. مدیرها به‌جای توجه به کار و عملکرد، بیشتر به رفتارهای غیر حرفه‌ای مانند پیشنهاد دادن به کارمندان برای انگیزه‌های شخصی متکی بودند. جو شرکت به گونه‌ای بود که هیچ‌یک از مسائل حرفه‌ای جدی نمی‌شد و نیروها برای ادامه کار مجبور بودند فقط جان بکنند. وقتی تصمیم به ترک می‌گرفتم، چند ماه طول می‌کشید تا بتوانم حق و حقوق خود را از آنها پس بگیرم و با مشکلات مالی روبه‌رو می‌شدم.

مدیریت و توسعه فناوری اطلاعات آرمان
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مدیر فروش·۹ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مدیر فروش

من به عنوان مشتری این مجموعه با تجربه‌ای ناامیدکننده روبه‌رو شدم و اکنون در حال پیگیری قضایا از طریق مراجع مربوطه هستم. شیوه‌های جدیدی از کلاهبرداری وجود دارد که این مجموعه و مدیرانش به آن‌ می‌پردازند و من با ادعاهای فراوانی مواجه شده‌ام. هنوز نمی‌توانم جزئیات بیشتری ارائه کنم، اما با اطمینان می‌گویم که احساس بی‌اعتمادی عمیقی نسبت به این شرکت دارم و در حال پیگیری قانونی ماجرا هستم.

آکاف
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه نویس بک اند ·۸ خرداد ۱۴۰۵
۵.۰
برنامه نویس بک اند

به‌عنوان برنامه‌نویس بک‌اند، در تیم استانبول فعالیت داشتم و معمولا ارتباط چندانی با تیم ایران نداشتیم. یکی از اصلی‌ترین چالش‌های آکاف برای من این بود که همه داکیومنت‌ها و اپلیکیشن‌ها ابتدا به انگلیسی نوشته می‌شدند و پس از ترجمه، نسخه فارسی نهایی تحویل می‌شد. دلیل این مسیر این بود که بخشی از پروژه‌ها توسط توسعه‌دهنده‌های غیرایرانی انجام می‌شدند. به نظرم این روند تا حدی سرعت پیشرفت پروژه‌ها را کاهش می‌داد، اما در مجموع تجربه خوبی بود.

داده پردازی رسپینا
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۷ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰

به خاطر اصرار بر این که اشتباه کرده‌ام، وقتی به رسپینا پیوستم با وجود همه تجربه‌های منفی که پیش از آن شنیده بودم، باز هم تصمیم گرفتم کار کنم. چیزی که بیش از همه آزارم داد، نبود احترام به نیروها بود؛ محیط کار پر از شلوغی و بی‌نظمی بود و مدیران به‌خوبی از عهده وظایف خود برنمی‌آمدند. منابع انسانی هم با صدای دروغ‌پراکنی همراه بود و هر ویژگی منفی دیگری در اینجا به چشم می‌خورد. وقت و انرژی‌ای که صرف کردم واقعا هدر رفت و این تجربه یکی از بدترین کارهای من بود.

فن آوران انیاک رایانه
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۶ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰

می‌خواهم بگویم که فرصت‌های پیشرفت در آنجا چندان فراهم نیست و جای کار دقیقا بسته است. گروه قدیمی تحت رهبری فردی است که از نظر من سطح تحصیل و تجربه‌ی لازم را ندارد، هرچند دلیل ماندگاری و پایداری مسیر را خوب می‌داند. مدیری که از او بالاتر نگاه می‌کند، به عنوان رقیبی با سابقه‌تر دیده می‌شود و رفتار و سابقه‌اش برای همه روشن است. اگر قصد شروع کار دارید، توصیه می‌کنم به آنجا بروید، اما فرد با سابقه‌ی همانجا اصلا نباید به کار دعوت شود. به تیم قدیمی هم باید با احتیاط نگاه کنید چون مالک اصلی تا حالا شرکت را بارها فروخته و با قیمت پایین دوباره آن را خریده و تخریب کرده است.

(توسن (شرکت توسعه سامانه‌های نرم افزاری نگین
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس·۶ خرداد ۱۴۰۵
۲.۰
کارشناس

شرکت توسـن را از نگاه خودم به‌صورتی صادقانه توصیف می‌کنم و تلاش می‌کنم با بیانی تازه و روان بنویسم تا پیام اصلی حفظ شود اما شکل بیان تغییر کند. بطور معمول فضای طبقه‌ها با سروصدا و برخوردهای نامناسب همراه است و برخی همکاران با گفتار رکیک و الفاظ غیرمناسب مزاحم دیگران می‌شوند؛ به‌ویژه وضع در طبقه سوم شرایط دشواری دارد و گاهی مدیران هم به نظر می‌رسد تمرکز کافی ندارند. از نظر سخت‌افزار و میز و صندلی هم اوضاع مطلوب نیست و تجهیزات تازه‌ای ارائه نمی‌شود؛ ارزش لازم برای فراهم کردن امکانات به‌خوبی دیده نمی‌شود. فضای کاری به‌شدت جمعی است و میزها به هم چسبیده‌اند؛ حریم خصوصی وجود ندارد و باید به‌طور دم به دم با هم‌تیمی‌ها هم‌نشین باشی. از منظر فنی شرکت فاقد طرح منسجم و روال مشخص است و پروژه‌ها به‌صورت کم و بیش مدیریتی هیئتی دنبال می‌شوند و برگشت کار یا برنامه‌ریزی زمان‌بندی به‌طور قابل قبول وجود ندارد. ممکن است چند ماه یا حتی سالی در مجموعه بمانی، اما به توانمندی‌های فنی‌ات به اندازه کافی توجه نمی‌شود. در نتیجه، این مشکلات بنیانی به‌نظر می‌رسند و اگر رفع نشوند، خروج نیروهای موجود و روند کاهش تعادل در تیم تداوم خواهد داشت. به نظرم حضور بخش منابع انسانی برای شناسایی رفتارهای ناسالم و برخورد مناسب با آن‌ها ضروری است تا جو کار آرام‌تر و قابل اعتمادتر شود.

راهبرد هوشمند شهر
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·یه دلسوز·۵ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
یه دلسوز

اگر بازی مافیا را دوست دارید، راهبرد هوشمند شهر یکی از جدی‌ترین میدانوها برای تمرین به نظر می‌رسد؛ نه از آن مافیاهای آخرشب و خنده و خداحافظی، بلکه بازی‌ای که وسط ساعات کاری جریان دارد. نقش‌ها مشخص‌اند و دست هیچ‌کس روی کاغذ نیست؛ اما خبرها به طور روشن برای بعضی‌ها پیداست و از قبل می‌دانند چه کسی باید حذف شود. در این مجموعه، شهروندان به‌ظاهر با صداقت حرف می‌زنند، اما روایت‌ها در جای دیگری ساخته می‌شود. مدیری که فکر می‌کند اگر خوب کار کند و ایده بدهد و مسئله را محترمانه مطرح کند، بالاخره دیده می‌شود، به مرور درمی‌یابد که مسئله فقط کار نیست؛ اینکه در کدام حلقه، چه کسی پشت سرت ایستاده و چه کسی روایتت را می‌سازد و چه کسی قبل از شنیده شدن حرفت، معنای آن را تغییر می‌دهد. از بیرون، شرکت به‌نظر یک بنگاه رسمی و بانکی است با عنوان‌های شیک، پروژه‌های مهم و واژه‌های مرتب سازمانی، اما وقتی کمی دقیق‌تر نگاه کنی، می‌فهمی کنار این ساختار رسمی، ساختاری واقعی‌تر هم وجود دارد؛ ساختاری که در چارت رسمی دیده نمی‌شود اما روی آدم‌ها، فرصت‌ها، حذف‌ها و روایت‌ها تأثیر می‌گذارد. شهر روی کاغذ ساده می‌نماید؛ مدیرعامل، معاونت‌ها، منابع انسانی، تیم فنی، مدیر مستقیم، مسیر اداری و غیره هستند. اما روزمرگی چیزی دیگری نشان می‌دهد: تصمیم‌ها گاهی از مسیر رسمی می‌آیند، اما وقتی ردشان را دنبال کنی، به روابط و رفاقت‌ها و کانال‌های قدیمی و آدم‌های منتخب و روایت‌های پشت‌صحنه منتهی می‌شوی. در چنین فضایی نقش‌ها به موازات مافیا شبیه‌اند: - شهروندانی که واقعا کار می‌کنند اما قدرت روایت ندارند. - کسانی که همواره به مرکز قدرت نزدیک‌اند و از هر رأی‌گیری جان سالم به در می‌برند. - کسانی که نه تنها حرف می‌زنند بلکه معنای آن را نیز جا به جا می‌کنند. - منابع انسانی با ظاهری بی‌طرف، اما در عمل گاه چنین احساسی منتقل نمی‌شود. - مدیرانی که حرف‌ها را می‌شنوند اما به اقدام منجر نمی‌شود. - و افرادی که ظاهرا نقش فنی دارند اما در عمل مثل بازوی اجرایی یک شبکه غیررسمی عمل می‌کنند. محور غیررسمی قدرت یکی از چهره‌های اصلی این فضا ک.ز است؛ با عنوانی که در دوره‌های مختلف عوض شده، اما آنچه از نزدیک دیده می‌شود، فقط عنوان نیست. نفوذ غیررسمی او در تصمیم‌ها، افراد، تیم‌ها و روندهای سازمانی نقطه تمرکز است. کنار او پیمان خسروی ایستاده که در شرکت با نام پیمان شناخته می‌شود، هرچند بچه‌ها می‌گویند جواد است و ترجیح می‌دهد پیمان صدا شود. نقش رسمی او فنی است، اما اثر واقعی‌اش در فضای تیمی فراتر از یک نقش فنی است؛ او نه‌تنها کار را جلو می‌برد، بلکه افراد را نیز در مدار خود نگه می‌دارد. همراهشان ا.س حضور پررنگی دارد؛ فردی که به‌عنوان فرد نزدیک به ک.ز شناخته می‌شود و نقش او فقط یک کار اداری ساده نیست. بسیاری از اوقات به نظر می‌رسد بخش‌هایی از هماهنگی‌ها و روایت‌ها از مسیر چنین آدم‌هایی شکل می‌گیرد؛ آدم‌هایی که شاید روی کاغذ تصمیم‌گیر نهایی نباشند، اما در شکل‌گیری فضای ذهنی تصمیم‌گیرها نقش دارند. ا.خ هم از همان چهره‌هایی است که نامش تکرار می‌شود و درباره رفتارها و حاشیه‌های او حرف‌های زیادی شنیده می‌شود؛ از جنس شایعات

راهبرد هوشمند شهر
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·یه آدم خوب·۵ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
یه آدم خوب

اگر دنبال فضایی هستی که مهارت‌های تیمی در پشت پرده خودی نشان بدهند، راهبرد هوشمند شهر می‌تواند یکی از زمین‌های تمرینی جدی باشد. اینجا نه بازی مافیا به‌ شکل خیالی پایان‌بندی‌شده، بلکه بازی واقعی در ساعات کاری جریان دارد؛ نقش‌ها کاملا مشخص‌اند، اما صدای مأموریت‌ها و روایت‌ها گاهی از مسیر رسمی جدا می‌شود و کسی به‌طور مستقیم اعلام نمی‌کند چه کسی قرار است حذف شود، اما خبرها میان همکاران جریان دارد. در مافیا، شهروند سعی می‌کند با صحبت درست، نشان دادن تضادها و رأی درست، اوضاع را عوض کند. در برخی سازمان‌ها هم سوءبرداشت درست از کار کردن وجود دارد: فکر می‌کنند اگر خوب کار کنند، اگر ایده بدهند، اگر مسئله‌ای را محترمانه مطرح کنند یا وقت بگذارند تا سیستم بهتر شود، بالاخره دیده خواهند شد. اما به تدریج می‌فهمند فقط کار نیست که مهم است؛ بلکه این مسئله در کدام حلقه و با چه کسی پشت صحنه روایت تو را می‌سازد و چه کسی قبل از شنیده شدن حرفت، معنایش را تغییر می‌دهد. شهر از بیرون به‌عنوان یک شرکت رسمی و بانکی با ساختارهای شیک به نظر می‌رسد؛ مدیرعامل، معاونت‌ها، تیم فنی، منابع انسانی و تمام واژه‌های مرتب سازمانی حضور دارند، اما وقتی دقیق نگاه می‌کنی، می‌بینی کنار این قالب رسمی، ساختاری واقعی‌تر وجود دارد که روی آدم‌ها، فرصت‌ها، حذف‌ها و روایت‌ها اثر می‌گذارد و در چارت ظاهری دیده نمی‌شود. سیاست پشت صحنه بازی در این فضا مشخص است. روی کاغذ همه چیز ساده است: مدیرعامل، معاونت‌ها، واحد منابع انسانی، تیم فنی، مدیر مستقیم و مسیرهای اداری. اما تجربه روزمره چیز دیگری می‌گوید: تصمیم‌هایی گاهی از مسیر رسمی به‌طرف می‌آیند، اما وقتی ردشان را دنبال کنی، به رفاقت‌ها، کانال‌های قدیمی و روایت‌های پنهان می‌رسی. اینجا نقش‌ها هم مانند مافیا طبقه‌بندی می‌شوند: - کارمندانی که واقعا تلاش می‌کنند اما ظرفیت روایت ندارند. - افرادی که همواره به مرکز قدرت نزدیند و از هر رأی عبور می‌کنند. - کسانی که فقط پیام را منتقل نمی‌کنند بلکه معنای حرف را هم تغییر می‌دهند. - منابع انسانی روی کاغذ باید بی‌طرف باشد، اما واقعا همیشه چنین حسی را منتقل نمی‌کند. - مدیرانی که حرف‌ها را می‌شنوند، اما الزما اقدام نمی‌کنند. - کسانی که ظاهرا فقط نقش فنی دارند اما در واقع به‌عنوان بازوی اجرایی یک شبکه غیررسمی عمل می‌کنند. محور غیررسمی قدرت یکی از چهره‌های همچنان کلیدی این فضا با نام مخفف k.z وجود دارد؛ عنوان رسمی‌اش در دوره‌های مختلف تغییر کرده، اما آنچه از نزدیک می‌بینی تنها عنوان نیست. نفوذ غیررسمی او در تصمیم‌ها، تیم‌ها و روندهای سازمانی است که واقعا اهمیت دارد. کنار او، پیمان خسروی قرار دارد؛ کسی که در شرکت با نام پیمان شناخته می‌شود، هرچند درباره نام واقعی‌اش بین همکاران گفته می‌شود جواد است و ترجیح می‌دهد پیمان به‌عنوان نام صدا شود. نقش رسمی او فنی است، اما اثر واقعی‌اش فراتر از یک کار فنی است و توانایی‌ش او را در نگه‌داشتن آدم‌ها در مدار خودش نشان می‌دهد. علاوه بر این، ا.س حضور پررنگی دارد؛ فردی که به‌عنوان هم‌سفر نزدیک k.z به نظر می‌رسد و نقش او خیلی وقت‌ها تنها یک نقش اداری نیست. در موقعیت‌های مختلف این حس ایجاد می‌شود که بخش‌هایی از هماهنگی‌ها، برداشت‌سازی‌ها و جابه‌جایی روایت‌ها از مسیر چنین فردی انجام

اسمارتک
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۴ خرداد ۱۴۰۵
۲.۰

مدیر جدیدی از دیجی‌کالا گرفتم که دائم طلبکار به نظر می‌رسد. بسیاری از همکاران تحت فشار کار می‌کنند و با وجود این همه تلاش، هیچ‌کس واقعا قدردانی نمی‌کند و او همچنان طلبکار به نظر می‌رسد. مسئول منابع انسانی هم که به جای رسیدگی، به دور خود چرخ می‌زند و هیچ کمکی نمی‌کند. به نظر می‌رسد میان‌بندی کاری شرکت‌ها بر پایه روابط و روابط شخصی است تا نیازهای شغلی و وظایف سازمانی. واقعا از مدیریت در این شرکت خسته‌ام و امیدوارم هرچه زودتر بتوانم خارج شوم.

راهبرد هوشمند شهر
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·یه آدم خوب·۴ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
یه آدم خوب

شرکت راهبرد هوشمند شهر از بیرون به نظر یک مجموعه رسمی و بانکی می‌آید، اما وقتی کمی عمیق‌تر نگاه می‌کنم، مشخص است که ساختار پنهان آن از ظاهر جداست و روی آدم‌ها و روایت‌ها اثر می‌گذارد. اگر بخواهم تجربه‌ام را خلاصه کنم، می‌گویم اینجا بازی مافیاست، با تفاوت‌هایی که در کار روزمره جریان دارد و به‌خاطرش قدرت تصمیم‌گیری تنها در دست مدیران نیست. روی کاغذ همه چیز روشن است: مدیرعامل، معاونت‌ها، واحد منابع انسانی، تیم فنی، مدیر مستقیم و مسیرهای اداری. اما واقعیت پشت این نقشه رسمی، شبکه‌ای غیررسمی است که در چارت دیده نمی‌شود و تاثیرش را در فرصت‌ها، حذف‌ها و روایت‌ها می‌گذارد. به‌قوت این فضا نقش‌ها شباهت زیادی به بازی مافیا پیدا می‌کنند: - شهروندانی که به‌واقع مشغول کارند اما نمی‌توانند روایت مستقلی بسازند. - کسانی که همواره به مرکز قدرت نزدیک‌اند و از هر رأی‌گیری جان سالم به در می‌برند. - عده‌ای که فقط حرف را منتقل نمی‌کنند، بلکه معنای آن را هم دستکاری می‌کنند. - منابع انسانی آن‌قدر روی کاغذ باید بی‌طرف باشد که گاهی این بی‌طرفی در عمل وجود ندارد. - مدیرانی که حرف‌ها را می‌شنوند اما لزوما به اقدام منجر نمی‌شود. - کسانی که ظاهرا نقش فنی دارند، اما در عمل به عنوان بازوی اجرایی شبکه‌ای غیررسمی عمل می‌کنند. محور غیررسمی قدرت یکی از چهره‌های عمده در این فضا ک.ز است؛ عنوان رسمی او در دوره‌های مختلف تغییر کرده، اما آنچه از نزدیک می‌بینم فقط عنوان نیست، بلکه نفوذ او در تصمیم‌ها، تیم‌ها و روندهای سازمانی است. کنار او پیمان خسروی ایستاده، که در شرکت به نام پیمان شناخته می‌شود و در واقع نام اصلی او جواد است؛ گرچه ترجیح می‌دهد به‌عنوان پیمان صدا شود. نقش رسمی او فنی است، اما تأثیر واقعی‌اش فراتر از یک نقش فنی است و افراد را هم در مدار خودش نگه می‌دارد. همراه این دو، ا.س حضور پررنگی دارد و به‌عنوان فردی نزدیک به ک.ز شناخته می‌شود؛ نقش او فقط یک کار اداری ساده نیست. در بسیاری از مواقع به نظر می‌رسد بخشی از هماهنگی‌ها، برداشت‌سازی‌ها و جابه‌جایی روایت‌ها از مسیر چنین آدم‌هایی شکل می‌گیرد؛ آدم‌هایی که شاید تصمیم‌گیر نهایی نباشند، اما روند ذهنی تصمیم‌گیرها را به‌سویه می‌کنند. ا.خ هم از همان چهره‌هایی است که اسمش با روایت‌ها و حاشیه‌های مختلف مطرح می‌شود. رفتارها و حواشی او در شرکت به‌قدر زیادی شنیده می‌شود و نه به‌عنوان شایعه ساده، بلکه به‌عنوان چیزهایی که وقتی کنار هم قرار می‌گیرند، تصویری نگران‌کننده می‌سازند. مسئله این است که بعضی افراد با وجود حرف‌ و حاشیه‌هایی که اطرافشان است، همچنان در حاشیه امن باقی می‌مانند. تیم فنی یا تیم دست‌چین؟ یکی از نکات قابل توجه این شرکت، اهمیت رابطه‌ها در شکل‌دهی تیم‌هاست. درست است که معرفی نیروها از قبل می‌تواند مفید باشد؛ چون تجربه‌ی پیشین همکاران، اعتماد اولیه را سرعت می‌بخشد. اما مشکل زمانی آغاز می‌شود که این معرفی‌ها جهت‌دار می‌شوند و ورود افراد تنها به‌خاطر پر کردن نیاز فنی نیست، بلکه برای تقویت حلقه‌ای خاص یا ساختن تیمی است که بیش از سازمان، به یک نفر وفادار باشد. در مورد پ.خ، بسیاری از همکاران برداشت می‌کنند که او تمایل دارد تیم اطرافش را به‌

هرمزان نیروی ایرانیان (مهنا)
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·پشتیبان ·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
پشتیبان

وقتی فهمیدم که برای این شرکت کار می‌کنم، فهمیدم خیلی با فشار و تنش کار می‌کردم اما حقوق آنطور که انتظار داشتم نبود. مدیریتو در حدی می‌دیدم که تخصصی نمی‌خواست و هرروز دعوا و نارضایتی وجود داشت. یکی از سهام‌دارها که نقش مدیرعامل هم نداشت، با رفتارش فضای کار را به هم می‌زد و هیچ‌کدام از تصمیماتش واقعا کارساز نبود. چند ماهی اونجا موندم و در نهایت تصمیم گرفتم برگردم؛ گفتند که باید رویشیفت(on-call) بدون پاداش یا تشکر باشید. گمان می‌کردند که با این سبک مدیریت می‌توانند کار را پیش ببرند؛ اما نرم‌افزار شرکت پر از باگ بود و هیچ‌یک از بخش‌ها درست کار نمی‌کردند.

عصر کلام زنگنه
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·“بودن در خانواده”·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
“بودن در خانواده”

در این مجموعه، من به صورت تمام‌وقت در بخش تولید محتوای موسسه زبان زنگنه مشغول به کارم و برای دوره‌ای بین یک تا سه سال فعالیت دارم.

عصر کلام زنگنه
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه تدریس·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه تدریس

شرکت عصر کلام زنگنه را تجربه کردم و اولین جلسه با سوپروایزر شعبه سعادت‌آباد، آقای فرخ، زمان‌بندی شد و فضای جلسه خوب بود. سطح زبان عمومی‌ام را ارزیابی کردند، اما دقیقا در کنار آن به صورت مشترک روی Speaking کار کردیم و درباره تجربیات کاری‌ام پرسیدند؛ در نهایت گفتند برای دمو، روی ریدینگ آیلتس کار کنم و بخش مشخصی را برای آزمون تعیین کردند. هفته‌ای که برای دمو آماده می‌شدم، با حضور سوپروایزر دوم، آقای روشندل، برگزار شد و سوالات به‌طور ریز و دقیق مطرح می‌شدند تا جایی که گاهی اعتمادبه‌نفسم را هم تحت‌الشعاع قرار می‌دادند، اما کاملا مشخص بود هر دو نفر تسلط کامل دارند و جزئیات زیادی را می‌پرسیدند. در پایان هم نقاط قوت و ضعفم را بیان کردند و همین موضوع روحیه‌ام را تقویت کرد. قرار دمو بعدی با رویکردی که مدنظرشان بود، تنظیم شد و من با برنامه‌ای که داشتند خودم را آماده کردم تا در نهایت نظر مثبت بیاورند و جذب شرکت شوم. نکته مهم این بود که برای هر دقیقه از کلاس باید برنامه آماده می‌کردم و اجرا می‌کردم؛ اگرچه چالش‌برانگیز بود، اما آموزنده به نظر می‌رسید. یک جلسه دیگر با دکتر زنگنه برای آشنایی برگزار شد که با وقار و با استدلال‌های مناسب ارائه شد و بعد از گذشت یک هفته برایم کلاس‌هایی آنلاین و حضوری زیادی ترتیب دادند. تاکید داشتند که حتما با طرح درس مدون برای دمو پیش بروم.

عصر کلام زنگنه
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه کارمند اداری·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه کارمند اداری

در مدتی که در این مجموعه حضور داشتم نزدیک به یک سال و نیم سپری کردم. جو کار گروهی بسیار دوستانه و صمیمی بود و تجربه‌ای که اینجا داشتم نسبت به سایر فرصت‌های شغلی متفاوت و بهتر از همه‌جا احساس می‌شد. به دلیل برخی مسائل شخصی ناچار شدم از مجموعه جدا شوم، اما امیدوارم با رفع مشکلاتم بتوانم دوباره به این مؤسسه برگردم.

عصر کلام زنگنه
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه کارمند اداری·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه کارمند اداری

قابل ذکر است که در شروع ارتباط، از من خواستند مدرک ایلتس را ارسال کنم و برایم زمان مصاحبه تعیین شد. در روز مصاحبه با کمی تاخیر مواجه شدم و با تیم تماس گرفتم تا اطلاع بدهم؛ آن‌ها گفتند جای هیچ نگرانی نیست و هر وقت جای پارک پیدا کردم می‌توانم برای مصاحبه بیایم. مصاحبه با آقای زنگنه آغاز شد و برخوردشان برخوردی دوستانه و گرم بود. درباره کار و جایگاه ایده‌آلم، برنامه‌ای که برای کارمند اداری دارم و همچنین مهارت‌هایم صحبت شد. از حقوق و مزایا گفتند و به یاد دارم که از امکان پیشرفت صحبت کردند و این اتفاق در عرض یک ماه برای من محقق شد. در دوران کرونا به دلیل شرایط شخصی‌ام، به من اجازه دورکاری داده شد. یکی از نکات مهم برای من محیط کار سالم بود و این موضوع در این مجموعه به خوبی مدنظر قرار گرفته بود.

عصر کلام زنگنه
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه کارمند اداری·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه کارمند اداری

در آغاز راه، من با این تصور وارد شدم که کار اداری هم می‌تواند چالش‌برانگیز باشد، اما توضیحات بعدی نشان داد که اوضاع خیلی فراتر از انتظار است. با سابقه کار مهندسی که داشتم، تجربه مشخصی در بخش اداری نداشتم و این موضوع حتی در گفت‌وگوها مطرح شد. سوالاتی درباره حقوق پایه از سوی کارفرما مطرح شد و نکته‌هایی مانند حداقل مزایا و تسهیلات معمول وزارت کار، از جمله یک روز تعطیلی در هفته یا مرخصی ماهانه، یا بیمه، درباره‌مان بررسی شد؛ اما به آنچه انتظار می‌رفت، دست‌یابی محدود بود. فضای کار را که آغاز کردم، روابط داخلی در موسسه کاملا پیچیده و پرتنش بود. در هر هفته با صحبت‌ها و حواشی متعددی روبه‌رو می‌شدم که به نظر من در محیط کار جایی نداشتند. از ما می‌خواستند نرم‌افزارهای مختلفی را برای پاسخگویی به مشتریان نصب کنیم و به صورت شبانه‌روزی پشتیبانی ارائه بدهیم تا تأثیر موسسه در جذب مشتری بالاتر رود، در حالی که اضافه‌کاری رسمی برای این کار مقرر نشده بود و به‌عنوان بخشی از وظایف به ما محول می‌شد. در مجموع، فضا به شدت متشنج بود و مدیریتی که وجود داشت، اجازه می‌داد رفتارهای نامهرمانه نسبت به کانتر از سوی مدیر یا سایر کارکنان برقرار باشد.

عصر کلام زنگنه
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه مدرس آیلتس·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه مدرس آیلتس

اولین تماس باهاشون از راه supervisor بود که درباره‌ی سابقه‌کار و توقعات هر دو طرف صحبت کردیم و قرار برای مصاحبه گذاشتیم. وقتی وارد شدم فضای مؤسسه برای من دلنشین و آرام بود و کارکنان با برخوردی دوستانه کار می‌کردن. فرم اپلیکیشن رو پر کردم و منتظر شدم. با همون آقایی که تماس گرفته بود، آقای فرخمهر، صحبت کردم. از همان ابتدا انگلیسی باهام حرف زد و مسلط بود به کارش؛ چیزی که در اکثر مؤسسات کم دیده می‌شود. گفتن باید یک دمو ارائه بدم و تاریخ و منابع مربوط به دمو رو روی منبر گذاشتن. باید طرح درس و محتوای مربوط به درس رو آماده می‌کردم. روز دمو سوال‌های پیچیده‌ای پرسیدن و فهمیدم هنوز خیلی چیزها راجع به آیلتس دارم یاد نگرفته‌ام و حتی نکات زبان پیشرفته هم بلد نبودم. خیلی با ادب ضعف‌هایم را با من در میان گذاشت و ازم پرسید که دوست دارم به من بگه یا نه. همه‌چیز را بسیار سخت‌گیرانه ارزیابی می‌کردن و مشخص بود که به راحتی راضی نمی‌شدن. حتما باید برای دمو آماده بود، چون درباره کاستی‌ها تعارف ندارن و کاملا متوجه می‌شن. من خودم بعضی نکات مرتبط با ریدینگ را فراموش کرده بودم که آبروم رفت. در کل تیم حرفه‌ای و باکیفیت مجموعه بودن.

عصر کلام زنگنه
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه مدرس آیلتس·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه مدرس آیلتس

دو سال پیش تجربه‌ای داشتم که هنوز نگاه می‌کنم بهش با لبخند و کمی تعجب از تغییراتی که توی ذهنم ایجاد کرد. خیلی اتفاقات توی اون روزها افتاد تا فهمیدم مصاحبه کاری چقدر می‌تونه غیرمنتظره باشه و چطور می‌تونم ازش درس بگیرم. اوایل تماس تلفنی برام مراحل کلی رو توضیح دادن و جلسه‌ای رو برای مصاحبه ست کردن. حضور به موقع در محل وجود داشت ولی پنج تا ده دقیقه تأخیر باعث شد تا روند مصاحبه کمی با تأخیر آغاز بشه. مصاحبه‌کننده‌ای که با من روبه‌رو شد نسبت به سنم کوچیک‌تر بود و این موضوع کمی روی اعتمادبه‌نفسم تأثیر گذاشت. با این حال وقتی وارد گفتگو شدیم، فهمیدم که سطح علمی‌اش بالاست و ازم درباره نمره‌دهی رایتینگ آیلتس سوال پرسید که بعضی‌هاش بلدم نبود. در نهایت گفتن باید برای جلسه دمو شرکت کنم. جلسه دمو را با مبحثی که از قبل داده بودند، برگزار کردم. دو نفر به عنوان مربی‌ شاگرد بازی می‌کردند و پرسش‌های زیادی مطرح کردند که برخی‌شون رو بلد نبودم. در پایان دمو، از عملکرد کلی‌ من گفتند و اینکه جلسه بعدی با مدیر مجموعه است. افزودند با این سطح دانش باید دوره تی تی سی آیلتس رو طی کنم که با وجود هشت سال سابقه تدریس، برام خوشایند نبود اما کنجکاو شدم مدیر رو ببینم. روز جلسه با یک تاخیر بیست دقیقه‌ای رسیدم و مصاحبه با دکتر زنگنه آغاز شد. برخلاف کسانی که تا حالا دیده بودم، ایشون جاافتاده و تجربه و دانش قابل توجهی داشتند. با خوش‌رویی به فارسی آغاز کردند و بعد اجازه دادند انگلیسی صحبت کنیم. وقتی شروع به صحبت کردم فهمیدم از زبان آیلتس هم چیزی بلد نیستم و حس شرمندگی عجیبی به من دست داد. دقیق یادم نیست، ولی فکر می‌کنم بین هجده تا بیست سوال درباره متدلوژی، تدوین منابع درسی، تدریس آیلتس و جزئیات کار پرسیدن. خیلی از آنها را بلد نبودم و احتمالا پذیرفته نشدنم قطعی به نظر می‌رسید. پس از پایان مصاحبه توصیه کردند برای شرکت در دوره تی تی سی آیلتس اقدام کنم. با اینکه قبلا حس خوبی نسبت به این دوره نداشتم، با کمال میل تصمیم گرفتم شرکت کنم. مسیر دوره پولی بود و برایم این نگرانی وجود داشت که شاید پس از پایان دوره خداحافظی کند اما باز هم پذیرفتم. خود دکتر مدرس دوره بودند. واقعا وقتی جلسه اول را دیدم فهمیدم چیزی ازش نمی‌دانم و تا پایان دوره همراهش بودم. در انتهای دوره یک آزمون برگزار شد و من هم شرکت کردم و قبول شدم. یک کلاس به من اختصاص دادند و سه بار مزاحمت از راه دوربین‌ها هم داشتیم، البته گفتند چندبار هم به صورت آنلاین کلاس‌ها را رصد می‌کردند. به‌هر حال تعداد کلاس‌ها افزایش یافت و تا حالا حدود شش ماه است که به این موسسه مراجعه می‌کنم. به لحاظ دانشی نقاط ضعفی وجود داشت اما سطح دانشم به شدت ارتقا یافت. به صراحت پیشنهاد می‌کنم برای مصاحبه حتما آماده بیایید و با وجود تاخیر هم مشکلی ندارید.

عصر کلام زنگنه
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·“تلخ اما آموزنده”·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
“تلخ اما آموزنده”

در این تجربه، به عنوان کارمند تمام‌وقت در موسسه زبان زنگنه سال‌ها خدمت کردم و آخرین سال همکاری‌ام در سال ۱۳۹۹ بود، تجربه‌ای که هم تلخ بود و هم برایم پربار و آموزنده شد.

زومیلا
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·“چهارسال تجربه مدیریت در کنار بهترین همکاران”·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
“چهارسال تجربه مدیریت در کنار بهترین همکاران”

مدت‌هاست که به‌طور تمام‌وقت در بخش مدیریت زومیلا مشغول به کارم و طی حدود سه تا پنج سال اخیر با همکارانی بهترین همکاری را دارم. احساس می‌کنم دوره‌ای پربار از تجربه‌های مدیریتی را پشت‌سر گذاشته‌ام و با هر روز، مهارت‌هایم در سازماندهی و رهبری تقویت شده است. در کنار همکارانم، روند پیشبرد پروژه‌ها را بهبود داده و به نتایجی که برای شرکت مهم بود، دست یافته‌ایم. یکی از نکات مثبت دوره‌ی کاریم، ارتباط موثر با تیم‌ها و حفظ روحیه تیمی در مواجهه با چالش‌ها بوده است. اگرچه برخی نکات را می‌شود بهتر انجام داد، اما با وجود این تجربه، حس می‌کنم مسیر پیش‌رو فرصت‌های بیشتری برای بهبود می‌آورد.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.