من با سایر سایت های ترجمه کار نکردم اما به نظر من کار برای سایت، مخصوصا سایت ترجمیک بی فایده بود. به عنوان مرور و بازخوانی، ترجمه مترجم دیگری را به من داده بودند که کارفرما از کارش معترض شده بود. مترجم قبلی با استفاده از هوش مصنوعی متن را کوتاه و ترجمه کرده بود که زودتر تمام شود و بنده مجبور شدم آن قسمت ها را خودم ترجمه و اضافه کنم و تمام جملات خلاصه شده ی ایشان را عیب یابی کنم. قرار بود بابت آن قسمت ها هم به من پرداختی تعلق بگیرد. چندباری هم پیگیری کردم اما فهمیدم خود را به راه دیگر می زنند برای همین بیخیال شدم. در نهایت بیشتر پول متنی که بیشتر کارش را من کرده بودم، یا بابت جریمه کسر شده بود یا رفته بود به جیب همان مترجم اول که خرابکاری هایش را من جمع کرده بودم. در پرداختی هم اصلا به میزان کاری که یک متن طلب می کند توجه نمی شود. 4 ماه پیش ترجمه ای 22 هزار و 500 کلمه ای حقوقی انجام دادم. خود سایت ترجمیک برای این ترجمه حدود 3 میلیون 400 تخمین قیمت کرده. اما چیزی که به من اون موقع دادند 1 میلیون 100 بود. حالا بگوییم گرانی باعث شده 400 تومان گرانتر شود وآن موقع 3 میلیون قیمت اصلی بوده. آیا بازهم درست است که 3 میلیون بگیرند و 1 میلیون به مترجم پرداخت کنند؟؟؟ تازه بنده اگرچه مترجم سطح بالا حساب نمی شوم و دستمزد کمتری از این بابت به من داده می شود، اما زمانی که گذاشتم باعث شد کیفیت ترجمه ام حرفه ای باشد. الان در سایت برای ترجمه طلایی حرفه ای، 7 میلیون 700 می گیرد. یعنی اینجانب مستحق 7 میلیون 700 بودم ولی در آخر یک تومن دست من را گرفت. در نهایت دستشان درد نکند پلتفورمی برای کار جوانان دانشگاهی فراهم کرده اند، اما انصاف نیست جوان تحصیل کرده مملکت که از سر ناچاری به کار پاره وقت روی می آورد، برای ساعت ها چشم و گردن گذاشتن، چنین مبالغی بگیرد. یا باید فریلنسر باشی و خودت بازاریابی کنی یا اینکه با جایی کار کنی که دستمزدهای منصفانه تعیین کند یا کمیسیون منصفانه ای بگیرد. خلاصه اینکه اسنپ کار کنید از این کار بهتر است.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکت نابود شده، من ۱۲ سال اونجا کار کردم هر سال نودمو گول زدم تا اخرش هم بهم ثابت بشه هر روز بد تر از دیروزه، نمک نشناسی بدون بار فنی و بی هدفی و مدیریت بسیار ضعیف از نشانه های بارز این به اصطلاح شرکته، اگه میخوای عمرتو هدر بدی فقط یه حقوق بخور نمیر بدون نظم بگیری و یه گوشه بشبنی بهترین جاست فقط باید تحمل توهین های مدیریت و منابع انسانی هم داشته باشی هر کی روابطش بچربه بقیه رو نابود میکنه هر کی نتونه یا تحمل میکنه یا با ناراحتی و خشم جدا میشه تا شکایتم نکنی سنوات در کار نیست
به شدت شرکت فوق العاده ای هست و به همه پیشنهاد میدم داتین رو.... بهترین شرکت نرم افزاری ایران هست و خیلی ادم های خوبی داره از جمله اقای راشد و اقای ساجدی نژاد و قطعا اقای آموزگار
درست بر پایه تجربهام از شرکت اتصال یکپارچه، باید بگویم با وجودی که من به صورت ریموت کار میکردم، از طرف شرکت حمایت خوبی دریافت کردم. تیم از فناوریهای متنوع و سطح مدیریتی بالایی برخوردار بود که خیلی فراتر از استانداردهای رایج در شرکتهای ایرانی بود. با این حال، گاهی به دلیل مشکلات وابسته به اینترنت، کار با ابزارهای شرکت مقداری آزاردهنده میشد؛ این فشار تقصیر را به گرد کشور میاندازد و مختص من نبود. این دوره تجربهام را غنی کرد و در فرآیند مهاجرت هم کمک قابل توجهی به من رساند. برای تیم اتصال آرزو دارم که موفقیتهای بیشتری را در مسیر پیش رو شاهد باشد.
به خاطر شرایط پیچیدهی مدیریتی، همیشه احساس میکردم که از همان روز اول با یک پشتوانهی تاریخی گسترده وارد شرکت شدهام، اما به مرور مواردی از ناپایداری و مشکلات نمایان شد. اگر کسی باشی که ساعات طولانی کار میکنی، بهجز نیم ساعت برای ناهار و بدون فرصتی برای گفتوگو، تمرکزت فقط روی انجام وظیفه باشد، اینجا بهنظر مکان مناسبی میآید. مسائل اصلی به مدیریت قدیمی مربوط میشود که از حدود سه دهه قبل ریشه دارد و مدیر فنی تیم که واقعا توانمند است، اما تنها با وجود همین سطح دانش، رفتارهای غیر حرفهای در همهی سطوح دیده میشود. از برنامهریزی پروژه تا کارهای اداری و برخوردها، به نظر میرسد که گویی من تنها چیزی هستند که به چشم میآیند و هر طور که بخواهند میتوانند با من رفتار کنند. به هیچوجه این شرکت را پیشنهاد نمیکنم. اگر در شرایط بحرانی گیر کردهای، امکان مراجعه وجود دارد، اما بهطور کلی توصیه نمیکنم فکر جابهجا و اعتماد به نام بزرگ را در ذهن نگه داری؛ وضعیت درونی بهزودی ممکن است دستخوش تغییر شود.
من یه دوره ای در این شرکت کار کردم و به صورت خلاصه، نظرم رو در مورد موارد مثبت و منفیشون می نویسم: - مثبت: 1- امنیت شغلی بالا 2- تجربه حضور در پروژه های نرم افزاری متوسط (خودشون میگن که پروژه هاشون بزرگه ولی از نظر من اغراق میکنن) 3- امکان کار به صورت ریموت -منفی: 1- مدیریت ارشد: تخصص براشون مهم نیست و صرفا نسبت فامیلی/آشناییت داشتن و یا سابقه ی بیشتر داشتن در شرکتشون مهمه. بخاطر همین شما کلی آدم بی دانش اونجا میبینید که تخصص خاصی ندارن ولی مدیرهای میانی یا حتی نسبتا سطح بالای شرکت هستن. اینکه با مدیرانی (میانی و ارشد) کار کنید که هیچ چیز از توسعه و پشتیبانی نرم افزار نمیدونن واقعا سخت و اذیت کنندست. 2- ارزشیابی و سنجش تخصص: هیچ ارزشیابی فنی و تخصصی در شرکت وجود نداره و معمولا قدیمی تر ها (که تصمیم ساز هم هستن) حوصله و دلیلی برای به روز کردن خودشون رو ندارن. بخاطر همین اکثر فرایندها و یا تکنولوژی های مورد استفاده شرکت قدیمی و منسوخ شده هست. 3- به ازای هر یه نفر کارشناس فنی، حداقل 3 نفر مدیر با عناوین مختلف وجود دارن مثل کنترل پروژه و مدیر پروژه و هماهنگ کننده و برنامه ریزی و... و اینها به جای تسهیل کردن کارها، بیشتر باعث پیچیده تر شدن کارها و نارضایتی مشتری و نفرات فنی میشن. 4- از نظر تک، به جز یک تیم که از تکنولوژی های روز استفاده میکنه، بقیه تیم ها از تکنولوژی های منسوخ شده استفاده میکنن. اگر براتون مهمه که از نظر فنی به روز بمونید مراقب باشید تو کدوم تیم میرید. 5- حقوق بسیار کم و ناعادلانه. حقوق شما با افزایش مسئولیت و توانایی هاتون افزایش پیدا نمی کنه. در نهایت اگه قصدتون رفتن به این شرکت هست، اگر جونیور هستید و روحیه جنگیدن دارید اوکیه فقط دقت کنید تو کدوم تیم میرید و با چه کسانی کار میکنید. اگر میدلول و سنیور هستید، توصیه نمی کنم برید اینجا. البته اگه به فکر بازنشسته شدن هستید و حوصله به روز شدن و پیشرفت ندارید، اینجا بهترین جا برای شماست.
با،سلام خداوند از مدیران نالایق و دستمال کش نگذره این شرکت فقط کسی رو میخواد که دستمال کش خوب باشه با چشمان خود دیدم یه مدیر چطور دستمال کشید تا فوری ترفیع گرفت متاسفم که انسانیت در این شرکت کلا فراموش شده طرف ۳ تا بچه داشت بعد برای ترفیع گرفتن حاضر بودی هرکاری بکنه من به شخصه آرزوی ورشکستگی و نابودی این شرکت رو دارم و تا جایی که بتونم برای نابودی هرکاری خواهم کرد حقوق پایین ، کار زیاد ، رفتار بد و ناسالم ، استرس زیاد و الکی دستگاه های قدیمی و غیر قابل رقابت ظلم پایدار نخواهد بود و به زودی خداوند جواب این حق خوری شرکتشون رو خواهد داد.. به امید اینکه روزی که شاهد ورشکستگی باشیم
آشغال دونی تر ازین شرکت ندیدم. یه سفره ای پهن شده و یه عده دارن میچاپن. مشتی آدم بی سواد و دورو و زیراب زن با سیاست های کثیف. تنها چیزی که این شرکت قطعا نیست دانش بنیان بودنشه!
برای مصاحبه با گروهی دو نفره آمدم؛ یکی کارمند منابع انسانی و دیگری مدیر فنی بودند و فضای شرکت بهشدت دوستانه و ساده بود. صحنه انتظار کوتاه بود اما جو کاملا صمیمی بود و خود مصاحبه هم نسبتا خوب پیش رفت. در ابتدا سوالات از سوی HR ارائه شد که بیشتر جنبه شخصی داشت و سپس بخش فنی مطرح شد. گاهی سوالات شامل نکاتی بود که بهطور دقیق در آگهی درج نشده بود اما به نظرم شرکت شفاف بود چون توضیح دادند گاهی حقوق مقداری دیر یا زود ممکن است پرداخت شود.
از همینجا جا داره ******* که دویستا آدم رو به زور قرارداد های ترکمان چای مجبور کرده اونجا کار کنن و کسی هم کاری از دستش برنمیاد. منی که چند سال اونجا بودم به سختی تونستم ازون جهنم خارج بشم و بالاخره طعم زندگی عادی، بدون استرس کاری رو تجربه کنم و از دست یک رییس ****** که هیچ منفعتی برای این دنیا نداره خلاص بشم. اگر زندگیتون رو دوست دارید و ذره ای به آرامش فکریتون اهمیت می دید حتی از یک کیلومتری این شرکت هم رد نشید که ****** میگیره./// یک پیشنهاد هم ******، بهتره یکی از اون هزاران هزار ****** :)))))))))))
من پنج سال در این شرکت کار کردم و با وجود همه چالشها، فکر میکنم درباره ارمغان راه طلایی انصافا بیانصافی نشده است. وقتی اولین بار واردش شدم، حجم کامنتهای منفی بالایی میدیدم، اما با فرصت دادن به خودم برای شناخت بیشتر فهمیدم صاحبان شرکت آدمهایی بااخلاق هستند و فضای کار تا حدی مناسبی دارد. به عنوان نمونه، وقتی در مواردی برای یادگیری نیاز داشتم، یکی از برادران که از صاحبان شرکت بود با تواضع و فروتنی مباحث را به من آموخت و بعد از اینکه از مدیری شرکت خواستند تا به من در آشنایی با کار کمک کند، همانجا حمایت دریافتم. با وجود اینکه مجرد نیستم و گاه رفتوآمد برایم دشوار بود، تصمیم گرفتم در شرکت بمانم. درباره حقوق و مزایا، فقط در ابتدای سال ۱۴۰۲ با تاخیری کوتاه مواجه شدیم که سه ماه طول کشید و برایمان سخت بود، ولی به سرعت حل شد و به طوری نبود که ادامه دار باشد. پس از مدتی برایمان بن غیرنقدی صادر شد تا بتوانیم هر فصل برای خرید اقلام ضروری اقدام کنیم. من سال آخر مهاجرتم به کانادا رسید و مجبور بودم زودتر تسویه کنم که به این دلیل با سه ماه زودتر از موعد هم تسویه کردند. به نظر من صادقانه بازخورد بدهیم و در کنار نقاط ضعف، تجربیات مثبتمان را نیز بیان کنیم؛ من وقتی آن کامنتها را خواندم و با دیدی منفی وارد شرکت شدم، تجربه همکاری با این شرکت احساس خوبی داشت چون نقاط قوتش بیشتر بود.
با سلام. این شرکت قرارداد ماهانه داره و هر موقع که خودشون نخوان، بدون اطلاع قبلی میگن دیگه ادامه نمیدن. این تجربه از نظر من ناامیدکننده بود و بهترین حالت نبود.
برای من تجربهای بود که در کنار برخی نکات مثبت، با برخی چالشها همراه شد. مدیر تیم واقعا از اعضا حمایت میکرد و از عملکرد هرکس پاداش میگرفتیم؛ وقتی کار سنگین میشد، یا مرخصی میدادند یا پاداشی میدادند که انگیزهبخش بود و احساس دیده شدن میکردیم. فضای شرکت باز و دوستانه بود و جشنها و مناسبتهای کوچک خوبی داشتند. با این وجود، بنا به تجربهام، سطح حرفهای بودن مدیریت و واحد منابع انسانی چندان بالا نبود و به نظر میرسید تمرکزشان روی ایجاد فضای مثبت کمتر و روی جنبههای ناسالم تر متمایل است. حقوق هم نسبت به وظایف محولشده چندان مناسب نیست.
سه سال حضور در این شرکت را تجربه کردم و در مجموع فضای کاریشان را دوستانه دیدم. جو همدلی وجود داشت و اغلب همکاران سعی میکردند به هم کمک کنند تا به رشد برسیم، از جمله مدیران که گاهی میخواستند اگر به چیزی نیاز داشتی، به بهترین شکل به آن برسی. با این حال، مسیر شغلی مشخصی برای پیشرفت وجود نداشت و ساختار مدیریتی گیجکننده بود؛ بیش از دو مدیر وجود داشت و معلوم نبود پاسخگوی کدام بخش باید بود. قوانین درباره افزایش حقوق و کسری وجود ندارد و روند حقوقی مشخصی برای این موضوع دیده نمیشد. ساعات کاری انعطافپذیر بود اما زمانی که حضور در شرکت را آغاز میکردی باید برای هر کار یا فعالیتی ورود و خروج ثبت میکردی، حتی برای کارهای ساده مانند سیگار کشیدن هم. اضافهکاری هم به نظر میرسید جزئی از وظایف روزانه تلقی میشود. از طرف دیگر شرکت به نظر خانوادگی اداره میشد و روسای کاراکتری برخی مواقع از اقوام نزدیک مدیرعامل بودند. نتیجه اینکه تجربه کوتاه و مفید بود اما جای چشمپوشی از بسیاری مسائل را در طول مدت کار پیدا کردم.
در این شرکت هیچ ساختمانی مشخصی وجود ندارد و به نظر میرسید که فعالیتها به صورت زیرزمینی و با اعتماد به یک نفر انجام میشود. گفتند که مدیر عامل و حسابدار در یک نفر جمع شدهاند و فردی که در میدان نوابته بهعنوان کارشناس منابع انسانی معرفی شده بود، ارتباطی به توکا دارد. خود مدیر بهنظر میرسد وجود خارجی ندارد و گاهی از خانه تدریس میکند؛ شرکت دیگری به نام Radaka نیز در کار است که بهنظر میرسد تنها خودش است و مدیریتش با درآمد از حقوق کارمندان و نبود بیمه شکل گرفته است. با این توضیحات، به نظر میرسید که آن فرد با وعدههای بزرگ و وانمودکردن مالکیت شرکت، افراد را جذب میکند اما پس از استخدام به رفتارهای توهینآمیز و بداخلاقی روی میآورد، حقوق را پرداخت نمیکند و بیمه هم ارائه نمیدهد. مشتریان نیز از این وضعیت نارضایت داشتند و برخوردها ورای مسیر کاری بود. در مصاحبهها نمایش میداد که گویی شرکت متعلق به اوست، اما معمولا خبری از حضور رسمی نبود و اغلب با بهکارگیری واژگان نامربوط به کار درباره دیگران اظهار نظر میشد. انتظار میرفت همزمان از کارمند بخواهد بدون حقوق اضافی، پس از ساعات کار هم در منزل بهکار گرفته شود. سه ماه کار کردم اما هیچ حقوقی دریافت نکردم و قرارداد هم بسته نشده بود. تجربهام این بود که از ورود به این شرکت پیشنهاد نمیشود و بهتر است از هرگونه همکاری با آن خودداری کنید تا ورشکستگی احتمالی رخ ندهد.
دوست دارم بدون تعارف بگن توی این شرکت خیلی سختگیر بودن، مخصوصا با گوشی و تماسهامون دقیقا برخورد میکردن. وقتی اسم آتیسان میآمد، فضای شرکت و بوی پیاز نهار مدیریت محترم توی ذهنم متبادر میشد و این جو را میساخت. اینکه همکاران هماهنگی با مدیریت انجام میدادند تا «حمایت و قدردانی» نسبت به کارها دیده شود، چندان عمیق نبود و گاهی به نظر میرسید که بعضی ارتباطات داخلی به سختی پیش میرود. همچنین شنیدم در برخی پروژهها لانچ شدهاند و سوالاتی درباره وضعیت پروژههای آتی مطرح میشد. با وجود اینها، تجربهام از کار در محیط آتیسان را نمیتوان صرفا به یک جنبه منفی تقلیل داد، زیرا گاهی نکاتی هم از همکاریهای پرتنش وجود داشت که پیامدهای مثبتی در بهبود روند کاری داشت.
برای من روشن است که این شرکت از طریق نگهداشتن وجه تراکنشها بهمدت چند روز و عدم واریز به حساب پذیرنده، سود میبرد و این موضوع برای کاربران ناراحتکننده است؛ پشتیبانی هم رفتار مناسبی ندارد.
من تجربهام از کار در اسنپ دکتر را با چند عبارت کلیشهای و رسمی توضیح میدهم تا جو و فضای کار را بهتر منتقل کند، اما واقعیتها را حفظ میکنم و هیچ جزئیات اضافهای اضافه نمیکنم. شرکت اسنپ دکتر برای من فضایی بینظارت و پر از حرف و حدیث بود، با حقوقی نسبتا پایین و فشار کار بالا. در نگاه من، نام این مجموعه را نباید فریب خورد، چرا که بیشتر مسائل با وجود نام شرکت، از نبود ساختار روشن پشتیبانی و منابع انسانی نشأت میگرفت. اضافهکاری وجود داشت، اما به اندازهای نبود که به لحاظ ساماندهی منابع انسانی یا نگهداری افراد توجه شود؛ واحد منابع انسانی به نظر من کارآمد نبود و کمبود نیرو در این حوزه محسوس بود. خروج نیروها از شرکت به شدت بالاست؛ افراد پس از مدت کوتاهی کار تجربهها را میبینند و تصمیم به ترک میگیرند. در اوایل حضورم وضعیت منابع انسانی بهتر بود، اما اخیرا فردی که در این تیم بهتنهایی مسئول است تغییر کرده و رفتار او برای من نامطلوب بود؛ تمرکز اصلی او روی حاشیهسازی به جای انجام کار بود و این به روند کار ضربه میزد.
این تجربه به من آموخت که کار در محیطی با همافزایی کم و نبود پاسخگویی میتواند پایان هر پروژهای باشد، هرچند نسبت به آن فرصتهای یادگیری هم کمبود ندارد. در طول همکاری با مدیران مختلف، با فضاى فنی و سطح اعتماد بالا روبهرو شدم و اشتیاق در تیم حرف اول را میزد. با این حال پرداخت منظم حقوق یکی از مشکلات عمده بود که به طور مداوم وجود نداشت و این مسئله کار را دشوار میکرد. مدیریت کلان شرکت، علیرغم هوش و حسن نیت، گرفتار ضعفهایی در فرآیندهای داخلی و تعامل با تیمهای خارج از سازمان بود. تفرق در رهبری، ضعف در اجرای تصمیمها و تقسیم وظایف، به این نتیجه رسید که کارها بهطور مداوم توسط تنها دو یا سه نفر انجام میشد و این امر باعث میشد مشکلات بهطور مکرر باقی بماند. منابع انسانی بهطور کامل وجود نداشت و بخش مالی و اداری پاسخگو نبودند. کارآفرینانی تحصیلکرده و با استعداد دیدم که به دلیل این چالشها از دست میرفتند و پروژههایی که به خاطر نبود مدیریتی مناسب به شکست میانجامیدند، به عقب میافتادند. در نهایت همکاری با این شرکت پایان یافت، اما تجربهها و درسهایی که گرفتم، ارزشمند بودند.
وقتی به پایان خط رسیدم، دلم پر از یادگاریهای مختلف است از کار با گروههای مدیریتی گوناگون. جو فنی و اعتماد و انگیزه در کار حرف اول را میزد، اما پرداختها بهموقع نبود و این مشکل زیادی را مشکل کرد. مدیریت کلان شرکت با وجود نبوغ و خوشقلبی، در اداره داخلی و ارتباط با بخشهای خارجی اشکالاتی داشت. چنددستیگی در عرصه مدیریتی و عدم تسلط برخی مدیران به اجرای دقیق امور باعث میشد مشکلات همیشه باقی بمانند و کارها بهدرستی پیش نرود. منابع انسانی به طور کامل حضور نداشت و بخش مالی و اداری پاسخگوی نیازها نبودند. با وجود تمام این چالشها، تجربههای زیادی دیدم و نخبههایی را دیدم که به دلیل این مشکلات از دست رفتند و پروژههایی که به دلیل سوءمدیریت ریزش داشتند، به مشکل میخوردند. در نهایت همکاری با این شرکت برای من به پایان رسید، اما خاطرات و درسهای گرانبهایی از این مسیر باقی ماند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.