برای من مصاحبهکننده، سوال اصلی این بود که چگونه نگاه میکنم و چه تجربهای از طراحی گرافیک دارم. در جلسه، از من پرسیدن که آیا والدینم از من راضی هستند و در صورت تماس برای نظر آنها چه میگویند. بعد از آن مرا فرستادند نزد یک خانم که فرم را بررسی کرد و پرسید از من در نرمافزارهای مندرج در فرم، سطح حرفهای یا پایه را چطور میسنجم. پاسخ دادم که این نرمافزارها واقعا انتهای مشخص و پایانناپذیری ندارند و هیچکس نمیتواند ادعایی قطعی داشته باشد. تصورم این بود که معیار ارزیابی در فرم مشخص شده و گزینههایی مانند مقدماتی، پیشرفته و حرفهای وجود دارد. با توجه به تجربهی کار واقعی و پروژههای رسمیای که در کارنامه داشتم، سطح پیشرفته و حرفهای را انتخاب کردم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکت رونیکس دوست داشتم تجربهای واقعی از مصاحبه کارشناس سیستمها و روشها را با شما به اشتراک بگذارم. اولین نکته این بود که سابقه مرتبطی در رزومهام وجود نداشت، اما چون آگهی هیچ اشارهای به نیاز به سابقه کار نکرده بود، با این فرض رزومه را فرستادم چون رشتهام به موضوع مربوط میشد. مصاحبه با تاخیری نسبتا طولانی آغاز شد و پشت میزی نشستیم که عموما نگهبانها کنار آن میایستند. از طرف مقابل هم اطلاعات زیادی درباره موقعیت شغلی درخواستشده وجود نداشت و سؤالات بیشتر به سوابق من مربوط میشد تا بتوانند توضیحاتی که دادم را بررسی کنند. ابتدا فکر کردم هدف، سنجش سطح دانش من است و میخواستند ببینند رزومه تا چه حد با واقعیت مطابقت دارد، اما به مرور فهمیدم که قصدشان مچگیری است. وقتی پاسخهای درست میدادم، خیلی از اوقات با یک لبخند کج یا پوزخند موضوع را عوض میکردند و همان رفتار دوباره تکرار میشد. رفتارشان کاملا مناسب نبود و تا حدی تحقیرآمیز به نظر میرسید. در همان چند دقیقه ابتدایی فهمیدم که اتفاقی با هدف مصاحبه واقعی در کار نیست. جدا از این مسائل، اگر نگاهی به رزومهام میانداختند، احتمالا لازم نبود به مصاحبه حضوری دعوت شوم یا من را معطل کنند، چون روشن بود که سابقه مرتبط ندارم. سوالات ایشان اغلب تکرار میشدند و بهراحتی میشد پاسخها را در رزومه دید: فلان زمینه تا به حال کار نکردید؟ پاسخ دادم چندان با پرسشها همخوانی نداشت، ولی آنها همچنان دنبال پاسخهای خاص میگشتند. در نهایت توانستم تحمل کنم تا زمان جلسه بگذرد و خاتمه یابد. فضای اینجا واقعا حرفهای به نظر نمیرسید. بهنظر من کسبوکاری با ساختار سنتی و سرمایهگذاری زیاد برای ظاهرسازی حرفهای، در عمل چنین محیطی به نمایش گذاشته میشود. اگر چارهای ندارید و مجبورید کار کنید، ممکن است گزینهای به نظر برسد.
فضای مصاحبه برای کارشناس کنترل پروژه شرکت رونیکس به شکلی میگذشت که در بدو ورود ابتدا در لابی از من خواستند فرم استخدام را تکمیل کنم و همانجا حین انتظار، فرایند مصاحبه آغاز شد. مصاحبهکننده که یک زن بودند، شروع کردند به توضیح درباره اهداف شرکت و اینکه چقدر دوست دارند شرکت را بزرگ نشان بدهند. سپس از من پرسیدند تا چه حد با شرکت آشنایم و خواستند درباره سوابقم و تجربههای کاریام صحبت کنم. سوالات معمول منابع انسانی هم تکرار شد؛ اینکه نقاط قوت و ضعفم را بگویم و اینکه چگونه به رفتارهای منشیانه یا فشار کاری پاسخ میدهم، همچنین درباره تمایل یا مقاومت من در مواجهه با موارد مختلف شغلی پرسیدند. بعد از آن به شرایط کاری پرداختند اما توضیحی درباره نتیجهی مصاحبه یا نحوهی اعلام نتیجه ارائه نکردند و گفتند در صورت پذیرش یا رد تماس خواهند گرفت، اما چنین تماسی نگرفتم و این موضوع برایم ناامیدکننده بود. به گفتهی این کاربر، به نظر میرسید که فرایند ارتباطدهی شرکت چندان حرفهای نیست. امیدوارم برای شما هم موفقیتهای بیشتری رقم بخورد.
وقتی به رونیکس برای کار تولیدکننده محتوا به زبان فرانسه مراجعه کردم، به نظر میرسید که آگهی از من میخواست به یکی از زبانهای خارجی تسلط کامل داشته باشم و در عین حال انگلیسی هم مسلط باشم تا بتوانم محتوای متنی تولید کنم.
در ملاقات اول با رونیکس، نظردررسانی از خود شرکت درباره ساختمان شیک و جذاب بود و این نکته به من انگیزه داد. وقتی رزومه را فرستادم، گفتند برای مصاحبه باید ساعت ده بیایم و تا اتمام فرم کار، تقریبا تا یازده و ده دقیقه معطل شدم تا نوبتم برسد. تصور میکردم مصاحبه با یک مدیر ارشد فنی است، اما در ادامه پرسشهایی درباره سوابق و نمونهکارهایم مطرح شد. سپس سیستمی روی میز گذشت تا طراحی صفحه اصلی سایت شرکت را پیاده کنم؛ چیزی که گفتند خبرش قرار است اعلام شود. به جز مدت انتظار، به نظرم فرد ارشد فنی فردی بااحترام و متخصص در کارش بود.
در رونیکس به طور تماموقت کار میکردم و مدت همکاریام کمتر از یک سال بود، که سال آخر کاری من ۱۳۹۹ بود.
ورود به شرکت رونیکس را با ترکیبی از امید و تردید تجربه کردم. مصاحبه فنی آغاز خوبی داشت و با فردی مواجه شدم که رهبر فنی تیم نرمافزار بود؛ رفتارش دوستانه بود، سوالات دقیق و بهجا بود و به نظر میرسید تجربه زیادی دارد. همان روز با مدیر فناوری اطلاعات شرکت هم صحبت کردم و برخوردشان مثبت بود. اما از سمت منابع انسانی، با فردی به نام ریوندی مواجه شدم که حس غرورآمیز و نگاه از بالا به پایین داشت. به نظر میرسید ذهنیتی مایکروسافتگون نسبت به نقش مدیر منابع انسانی به او منتقل شده است. او گرچه دانش فنی زیادی نداشت، اما تمایل داشت سوالات فنی بپرسد. ضمن صحبت درباره نقاط مثبت شرکت، اشارهای به این نکردند که بیمه شرکت بر پایه حقوق پایه محاسبه میشود؛ این نکته را جدی نمیگفتند و به نظر من این نوع توضیح، حقی از پرسنل را نادیده میگیرد. در روز آغاز به کار، تازه رویکردی از جانب تیم منابع انسانی دریافت کردم و مدت وقتی کمی از من گرفتند و تجربهام را کمی پیچیده کردند. این تجربه باعث شد در مصاحبههای بعدی با صراحت و شفافیت بیشتری برخورد کنم تا از همان ابتدای گفتوگو وضوح لازم را به دست آورم.
برای زمانبندی مصاحبه، حتما به موقع حاضر شدم و با وجود حضور تعدادی از داوطلبان از بخشهای مختلف، جلسه دقیقا رأس ساعت انجام شد. در طول مصاحبه با مدیر روابط عمومی شرکت، آقای ریوندی، برخوردی بسیار گرم و بااحترام و پرانرژی داشت. سوالات مطرحشده بهطور حرفهای و هدفمند بودند و نگاهش نسبت به کارمند و فرآیند جذب برایم جالب و دلنشین بود؛ امیدوارم روزی یکی از اعضای این تیم حرفهای باشم.
من در شرکت رونیکس برای موقعیت کارشناس IT رزرو مصاحبه شدم. ابتدا با سرپرست IT و سپس با مدیر تیم IT صحبت کردم و هر دو نفر تسلط خوبی روی موضوع داشتند و مصاحبه به روانی پیش رفت. مرحله بعدی با مدیر منابع انسانی بود؛ به نظر من ایشان چندان حرفهای نبودند، چون در همان آغاز اعلام کردند ساعات کار شرکت از هشت و سی تا هشت عصر است و پنجشنبهها تا ساعت۱۳، و این که اضافهکاری نداریم. از همان برخورد اول یک حس مثبتی نگرفتم و سوال اولیهشان هم بیشتر به مسائل شخصی زندگی و خانواده و همسرم مربوط میشد. در نهایت با مدیر عامل مصاحبه دیگری انجام شد که خوب بود و نتیجه به من اعلام شد: پذیرفته شدم. با این حال به دلیل فاصله دفتر تا منزل و نداشتن مزایای قابل توجه، به فکر گزینههای دیگری افتادم.
با این شرکت گریب و بیثبات روبهرو شدم و حس کردم کارفرمایی که فرمی دقیق و رفتاری حرفهای ندارد را میخواهم دنبال کنم. رزومه و نمونهکارهای من رو از طریق واتساپ برای شرکت فرستادم؛ بعد از چند روز زمان و روز مصاحبه را بهم اعلام کردند و در پایان پیام درخواست کردند در صورت تغییر زمان، اطلاع بدهند. من طبق همان وقت تعیینشده با مراجعه کردم. فرم رزومهای که خودشان ارائه کرده بودند را در لابی پر کردم. نگهبان تماس گرفت و گفت که برای مصاحبه آنجا هستم؛ وقتی قطع کردند، به من گفتند جلسه مدیرعامل طول میکشد و ممکن است معطل شوم. نفس کلام را گرفتم و گفتم من خودم وقت مصاحبه را تعیین نکردم؛ آنها زمان را مشخص کردند و رعایت ادب این بود که در همان ساعت وقتی برای جلسهشون آزاد بود یا حداقل اطلاع بدهند. به نظر من این سیاستهای سطحی و ناکارآمد خیلی از مدیران شرکتهاست که برای استخدام افراد تازهکار وضع میشوند و واقعا آزاردنده است. حتما پیغامم رو به ایشون برسونید و بگید که من هم میفهمم این جلسات گاه صرفا برای تحقیر و بیارزش نشان دادن کارجوست. بعد از اون هم خواستم رزومهای که پر کرده بودم رو پس بگیرم، چون اطلاعات هویتی من بود و هیچ مصاحبهای هم انجام نشده بود. گفتند رزومه رو بهتون نمیدم و پارهاش میکنم؛ و همینجا جلوی چشمم، رزومه رو پاره کردند و عذرخواهی کردند. این رفتار رویایی اولیه شرکت در ارزیابی کارجویان را هم زیر سوال میبرد. این تجربه برای من نشان داد که شرکت تا حدی فاقد الگوی روشن کارآمد برای جذب است و به نظر نمیرسد که به نیازهای واقعی کارجوها پاسخ بدهد.
سلام. من وارد شرکت شدم قرار مصاحبه ساعت ۱۰صبح بود.. خیلی کم وقت میزارن واس مراجعه کننده ها.. تا فرم را پر کردم زمانی طول نکشید.. برای مصاحبه اول حدودا ۱۰دقیقه بعداز پر کردن فرم صدام کردن.. بعد از مصاحبه اول گفتن بشینید صدا میکنیم برای مصاحبه دوم. که حدودا دوساعت طول کشید.من وقت من رو معطل کرد… مصاحبه دوم که انجام شده.. فرم دوم گرفتم. مشخصات اعضای خانواده بود. از ساعت ۱۲تا ساعت ۱۵نشستم تا نوبت بشه.. یعنی سه ساعت وقت آدم رو میگیرن آخرش هم هیچی ب هیچی.. کاشک مسئولین اصلی شرکت این متن ها رو بخونن و رسیدگی کنند.. چرا شرکت به این بزرگی مشکلی به این بزرگی دارد. کلا برای مصاحبه کاری ۵ساعت وقت ی نفر میگیرن. آخرسر هم جواب منفی میدهند. اصلا صحیح نیست.. وسط مصاحبه دوم طرف دنبال خط قرمز شرکت بود.. و زود عصبی میشد. بعد از اینکه ازش سوال میکردیم انگار بهش برمیخورد. روز خوش ممنون وقت گذاشتین خوندین
یه مصاحبه تخصصی با مدیر مالی انجام دادم اوکی بود بعد با منابع انسانی از نظر اونم اوکی بود بعد با مدیر عامل .در کل شرکت بزرگ و داغونی بود شرایطشون خیلی افتضاح بود باید اضافه کار میموندی ولی پولی بابت اضافه کار پرداخت نمیکردن رفتار هم فکر میکردن خدا هستن از بالا به ادمها نگاه میکردن منم حس خوبی نگرفتم نپذیرفتم برم باهاشون همکاری کنم وقتتون روهدر نکین درست شرکته بزرگیه ولی ادمهای عقده ای توش کارمیکنن مدیر عامله یه جور حرف میزنه انگار خداست خیلی منم منم داره برا همچین ادمی میلیارد هم بدن بازم گرونه کار کنی براش ویژگیهایی که براشون مهم بود: اینکه خیلی معطیع باشی هر چی گفتن بگی چشم
من برای مصاحبه دعوت شدم بعد از ۲ هفته سر تایم به شرکت رونیکس رسیدم و بعد از پر کردن مجدد فرم مصاحبه ( پس از چه رزومه ای منو دعوت کردن ) به حراست یا نگهبان انجا بود تحویل دادم و فرمودند صدا میکنند و در لابی تشریف داشته باشد ( خدایی خیلی با احترام رفتار میکردند ) من حدود ۴۵ دقیقه منتظر در لابی شرکت صبر کردم و بعد که اعتراض کردم که من این تایم منتظر هستم گفتند که اقای فلانی در جلسه با مدیر عامل هستند . آخه این درسته اصلا به ارباب رجوع چیزی نمیگویند و طرف رو این مدت تایم زیاد منتظرمی گذارند !!! از اونجایی که من برای خودم شان و شخصیت دارم بهشون انصراف از مصاحبه ام را اعلام و از شرکت رونیکس خارج شدم الان دارم میفهمم که یه روابط عمومی برای شرکتی که فقط ویترین قشنگ داره و اصلا از اصول اولیه ارتباط با احترام به ارباب ارجوع و بیرون از شرکت قایل نیستند و براشون متاسفم واقعا !! من حقیقتا در مورد شرکت رونیکس برای اینکه به مصاحبه دعوت شدم سرچ میکردم که این سایت خوب ” سالپا ” پیدا شد و وقتی باز کردن و قسمت شرکت رونیکس رو خوندم با اگاهی از اینکه اونجا چه رفتاری با مصاحبه شونده ها خواهد شد جالب بود برام که برم و ببینم . اما شرکت عریض و طویل و ویترین قشنگی داره اما اداب و رفتار و احترام حتی به مصاحبه شونده را رعایت نمیکنند و وقت طرف براشون هیچ ارزشی نداره ( بدون اطلاع دادن ۴۵ دقیقه طرف را معطل میکنند ) ویژگیهایی که براشون مهم بود: اونها خودشون اداب اولیه رفتار و شخصیت را رعایت نمیکنند پس نباید هم انتظار داشته باشند دیگران بهشون احترام بگذارند
ی شماره تو همشهری بود ک من به واتس اپش رزومه دادم فرداش رفتم برا مصاحبه.. شرکت اوکی بود ظاهرش اما متوجه شدن کسی میخواد مصاحبه کنه هیچی بارش نیست با اینکه من سابقه فروش تو شرکتای معتبر رو داشتم اول گفت ماسکتو دربیار قیافتو باید ببینم بعد گفت کارای قبلیتو توصیح بده دقیقا چ کردی تا اومدم بگم گفت جزیاتو نگو(خب پس چطو توضیح بدم ؟؟؟) بعد گفت من حرفه ایم یهوام شما فروش نکردی چون ب حرفام گوش نکرد وقتی کارمو دوباره توصیح دادم گفت بله فروش داشتی ولی من حرفه ای میخوام. از خودش گفت ک استاد دانشگاستو از بچگییییی تا الان تو کار فروش بودا????یه چیز خیلی مهم اینه این ادم ۱۲ میلیون خیلی بود براش البته بقول خودش از بچگی تو فروش بود اما نمیدونست ۱۲ تومن پولی نیست الان و میگفت درصد پایینی میتونن اعتماد کنن و ۸ میلیون یا ۱۲ میلیون پول ی دستگاه رو با تلفن بریزن ب حساب???? من تو تجهیزات صنعتی کار کردم کمترین فاکتورها از ۶۰ میلیون شروع میشد تا ۲ .الی ۳ میلیارد بستگی به قطعه ای ک میخواستن داشت…. فک میکردم شرکت رونیکس چون برنده جای پیشرفت داره اما متوجه شدم کارمندش هیچی از فروش نمیدونست و محض اینکه تو این اوضاع حوصلش سر نره اگهی استخدام دادن دور هم شاد باشن
این شرکت با ما تماس گرفت تا برای واحد منابع انسانی دعوت به مصاحبه شوم، اما فرآیند رفت و برگشت آنقدر طولانی و نامشخص بود که عملا به نتیجهای منتهی نشد. در ابتدا رزومهام را برای آگهی ارسال کردم و بیش از یک هفته طول کشید تا تماس بگیرند و دعوت به مصاحبه شوم. مصاحبه اول با کارشناس جذب و استخدام انجام شد و مشخص شد نیاز شرکت صرفا برای کارخانه است نه دفتر مرکزی، هرچند در آگهی دفتر مرکزی ذکر شده بود. چند روز بعد دوباره تماس گرفتند و گفتند برای بخش پشتیبانی و رفاهیات هم نیاز دارد و برای مصاحبه دوم با رئیس منابع انسانی دعوت شدم. حدود چهار یا پنج روز بعد برای مصاحبه دوم رفتم و رئیس منابع انسانی مصاحبه را انجام داد و گفتند با من تماس میگیرند. چند روز بعد گفتند باید با معاون منابع انسانی حضور پیدا کنم و یک هفته بعد را برای مصاحبه فیکس کردند. وقتی به مجموعه رفتم، معاون منابع انسانی تنها پنج دقیقه وقت مصاحبه داد و سپس خداحافظی کرد و قول دادن که خبر میدهند، اما هیچ خبری نشد. به نظر من این چرخه سهباره رفتن به مصاحبه و عدم اعلام نتیجه بسیار بیثبات و توهینآمیز بود.
دوست ندارم به تعابیر منفی اشاره کنم، اما تجربهام نشان میدهد که مدت حضورم در شرکت دادهپردازی رسپینا کمتر از یک سال بود و آخرین سال همکاریام ۱۳۹۹ بود.
در شرکت داده پردازی رسپینا تجربه من از مصاحبه یک کارشناس فروش بود. در طی فرایند استخدام با چهار نفر مصاحبه کردم؛ ابتدا با کارشناس منابع انسانی، بعد با مدیر منابع انسانی، سپس با مدیر فروش جایگزین و در نهایت با مدیر فروش اصلی که از سفر برگشته بود صحبت کردم. سوالات همواره درباره دلیل ترک شرکت قبلی، نقاط ضعف و مشابه آن بود. پس از اینکه از شرکتشان خیلی تعریف کردند، پایه حقوق را کم گرفتند و گفتند پرسانت عالی و بالا پرداخت میشود و بهازای هر پایان فصل پورسانت را پرداخت میکنند. من از شهریور وارد کار شدم و تا اسفند همان سال در مجموعه بودم، اما حتی یک تومان هم بابت پورسانت دریافت نکردم با وجود اینکه به هدفها دست میبردیم و وعده پرداخت مکررا توی بیانیهها تکرار میشد. وقتی دیدم وعدهها عملی نمیشود، تصمیم به استعفا گرفتم و حالا بیش از شش ماه است که تسویهحساب من انجام نشده است. تجربه من این بود که شرکت بهشدت بینظم، کار زیاد با حقوق پایین و پورسانتهایی که هرگز وصول نمیشدند، و در مجموع شبیه بیگاری عمل میکرد.
فرآیند مصاحبه با مصاحبه های منابع انسانی شروع میشه و سوالاتی رو میپرسیدن تا شمارو به چالش بکشن. مهمه که حقیقت رو بگین چون توی ۲ مرحله مصاحبه منابع انسانی از ابعاد مختلفی مورد بررسی قرار میگیرید. تقریبا ۱ ساعت مصاحبه منابع انسانی زمان برد. بعد از اون مصاحبه فنی انجام شد و خوب بود که در یک زمان مصاحبه ها انجام شد. مصاحبه فنی تقریبا سختی بود و مهمه که مفاهیم رو به صورت عمیق یاد بگیرید و هرچیزی که کار کردید رو کاملا عمیق مسلط باشید. از سطح سوالات و چالش ها متوجه شده بودم تجربه بیشتری برای این پوزیشن شغلی نیاز دارم اما برخورد مصاحبه کننده خیلی خوب بود و حتی در رابطه با یک سری مسایل فنی توضیحاتی رو بهم داد که در ادامه راهم یقینا کمکم میکنه. درکل برای پوزیشن DevOps باید به لینوکس، دیتابیس، شبکه و مباحثی که در حوزه کاریتون هست کاملا عمیق و دقیق مسلط باشید و بسیاری از موارد رو تجربه کرده باشید. سعی کنید دانشی که دارید از منابع انگلیسی باشه نه منابع فارسی که خیلی اوقات به روز نیستند و سعی کنید هرچیزی که دارید کار میکنید رو به صورت عمیق کار کنید نه اینکه صرفا کارتون راه بیوفته و برین سراغ یه چیز دیگه. تخصص خیلی مهمه.
در این شرکت مدت طولانی کار کردن هدف من بود و توانستم به طور تماموقت بمانم. سابقه من در رسپینا بین یک تا سه سال است و آخرین سال همکاریام در سال ۱۳۹۹ بوده است.
در آغاز مصاحبه، برخورد تیم منابع انسانی خیلی محترمانه بود و با آرامش کامل برخورد کردند. نخست، یکی از اعضای تیم منابع انسانی آمد و با طبعی آرام و رفتاری نرمال سوالات معمول را پرسید. سپس یک چالش برایم فرستادند و من آن را انجام دادم. بعد دوباره به جلسه با مدیر منابع انسانی رفتم که همچنان برخوردی آرام و دوستانه داشت. در ادامه با مسئول مربوطه صحبت کردم که او هم خیلی محترمانه و خوب بود. در مجموع حس مثبتی از این فرآیند داشتم و تجربه مصاحبه برایم رضایتبخش بود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.