بدترین تجربه کاریام در یک شرکت نسبتا کوچک با مدیریتی سرد و بیثبات آغاز شد که همه چیز را به شکل غیرشفافی مدیریت میکرد. با وجود تبلیغات پرطمطربی که از شرکت شنیده میشد، واقعیت تفاوت خطرناکی با این تصویر داشت و موقعیت کاریام را با چالشهای بسیاری روبهرو کرد. جزئیات پروژهها بهخاطر نبود برنامهریزی مشخص یا اختیار تصمیمگیری محدود، به کندی پیش میرفت و اغلب رویکردهای پرداختن به مشکلات به جای حل اصولی، با واکنشهای نامناسب رو به رو میشد. تیم همکاریام تحت فشار زمانی و کمبود منابع، فضای کار را سخت میکرد و ارتباطات داخلی به شکل مکرر دچار سردرگمی بود. در نتیجه احساس میکردم که به جای تمرکز روی یادگیری و توسعه، بیشتر باید به تحمل فشارها و انجام کارهای بیثبات بسنده کنم. در نهایت تصمیم گرفتم از آن محیط خارج شوم تا فرصتهای بهتری برای رشد حرفهای ام بیابم و با تجربهای تازه وارد مسیرهای درستتری شوم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من چهار ماه کارآموزی در پشتیبانی شرکت بلوهاست داشتم و حالا به عنوان کارمند مشغول به کارم. تجربهام نسبت به گذشتههایم حتی در دوره کارآموزی تفاوتهای زیادی داشت و واقعا بهروز و متفاوت بود. فضای کار آرامی داشتم و ساعات کاری و مرخصیها رو خیلی مناسب دیدم. در شرکت همواره عصرانه و خوراکیهای گوناگون وجود داشت و برخورد همکاران و مدیران برایم عالی بود. برای تکتک همکاران خوبم آرزوی موفقیت دارم.
حدود سه سال پیش برای پوزیشن طراحی وب به این شرکت پیوستم و کارم رو آغاز کردم؛ اکنون به عنوان مدیر واحد IT فعالیت میکنم. شرکت با وجود تحریمها و مشکلات داخلی، روند پیشرفت خیلی خوبی داشت و مدیرانش اعتقاد دارن که با رشد شرکت، کارکنان هم باید سطح خودشون رو بالا ببرن و در این زمینه بهشدت از همکاران حمایت میکنند. تا به حال همیشه به رفاه و حال کاری کارکنان اهمیت دادن و تجربه من در این شرکت واقعا مطلوب بوده و هست.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.