در جلسهٔ مصاحبه بیشتر صحبتها حولِ نظم و انضباط میچرخید و تخصص هم با پرسشهای مرتبط و بهجا بررسی شد. با این حال، از نرمافزارها و سیستمهایی که استفاده میکنن هیچ توضیحی ارائه نشد و گویی هیچ آشنایی با ابزارها نشان داده نشد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
بعد از سه هفته کار روی مراحل مختلف فرایند، تجربهی مصاحبهام خیلی طولانی و خستهکننده بود. چند بار حضوری رفتن و در میانهها یک آزمون کامپیوتری هم اضافه شد. نهایتاً مصاحبه با زنی انجام شد که رفتارش دفاعی و مغرور بود؛ مدام حرف من را قطع میکرد و اجازه نمیداد کامل توضیح بدهم و به سابقه و شخصیت کاریام بیاحترامی میکرد. جلسه با نگاه تحقیرآمیز تمام شد و او رفت.
مشغول مصاحبه برای یک موقعیت برنامهنویس جاوا بودم که کارفرمایی از طریق یک مرکز سلامت با من تماس گرفت. در تماس اولیه، به طور کوتاه تماس قطع شد و وقتی دوباره تماس گرفتند، حس کردم رفتارشان طوری است که انگار کار اشتبانی کردهام؛ مرتب سؤال میکردند چرا تماس را قطع کردم و حتی میخواستند بدانند آیا نمیخواهم محل کارم را بفهمانند یا نه. گفتند جلسهای آموزشی خواهند داشت اما آن روز هم وقتم تنگ بود و آنها قطعاً پاسخ دادند که باشه و قطع کردند. چند روز بعد دوباره تماس گرفتند و همان حرفها را تکرار کردند که یک بار تماس گرفتیم و شما قطع کردید، حالا دوباره میخواهیم جلسهای بگذاریم. از لحن مطمئن و با اصرار و تکرار این موضوع، من احساس فشار کردم و تصمیم گرفتم منصرف شوم؛ دیگر جلسهای تنظیم نشد. ترجیح میدهم در جایی کار کنم که آرامش اولیه وجود داشته باشد و سپس به کار یاد بگیرم، به همین دلیل از تصمیمی که گرفتم راضیام.
برای من فرصت صحبت با تیم منابع انسانی همزمان با بررسی فنی روشن بود اما در نهایت از این تجربه چند نکته مشخص برون میزد. در ابتدای کار با واحد منابع انسانی گفتم که زمانبندی مصاحبه خوب بود و برخورد آنها عادی و مناسب بود؛ چیز خاصی در برخورد آن جلسه دیده نشد. بین جلسه اولیه و مصاحبه فنی حدود نیم ساعت فاصله افتاد و در همان لحظه مصاحبهگر فنی به نظر میرسید که از جریان رزومه و پرسشنامه من بیخبر است و همین موضوع باعث شد که ورق زدنها طی مصاحبه به سرعت انجام شود. بخش عمدهای از سوالات در مصاحبه فنی حول موضوعاتی بود که به طور مستقیم به نقش مدنظر مربوط نمیشد و بهنظر میرسید که اهدف آنها بیشتر بر اساس تجربهها و روالهای آموختهشده توسط خودشان بود تا منابع یا منابع آموزشی مشخص. توضیحی که از طرف مصاحبهگر فنی منتقل میشد به نظر میآمد که خوب سازماندهی نشده و در نتیجه احتمالاً بیشتر سوالها در ذهن او باقی میماند و این امر من را سردرگم میکرد. به نظر میرسید تمرکز آنها روی مطابقت با روالهای آموزشی یا تجربیات شخصی بود تا تطابق با نیازهای واقعی شغل. نکتهای که از دید من مهم بهنظر میرسید این بود که تیم منابع انسانی کمتر از بحثها درباره مستندات و منابع آموزشی گله میکردند و بهنوعی این موضوع را در نظر میگرفتند.
تصور میکردم که قرار است حضوری به شرکت مراجعه کنم و laptops را با خودم بیاورم چون قرار بود تستی کوتاه همانجا بدهند. در طول مصاحبه پرسشهای فنی زیادی مطرح شد و من دربارهٔ فناوریهایی که قبلاً با آنها کار کرده بودم یا نیاز داشتم توضیح دادم. در نهایت از من خواستند یک قطعه کد جاوا بنویسم و حین نوشتن همانجا روند کدنویسیام را تماشا کردند.
در مصاحبهای با شرکت مهدکودک قصر ستارهها شرکت کردم که مربوط به لجستیک و فروش بود. ابتدا احساس کردم برای موفقیت در این فرایند شانسی دارید و بدون ارتباط ویژهای هیچ شانسی ندارید. سوالاتی که مطرح شد به نظر میرسید ارتباط کمی با مسئولیتهای شغلی داشتند و بیشتر بیربط بود. به نظر میآمد که تیم مصاحبه تجربه کافی از روند استخدام ندارد و اطلاعات مربوط به تجهیزاتی که تازه وارد کردهاند هم بهطور دقیق روشن نبود. به طور کلی رفتار مصاحبهشون دوستانه و مهربان به نظر میگرفت، اما به شکل غیرواقعی و مصنوعی بود و بهنظر میرسید هدف از مصاحبه تنها استخدام نیست. بهاحتمال، رزومهام بهدرستی بررسی نشده یا حتی دانلود نشده بود. نتیجهاش این شد که بدون ارتباطات یا پارتی، شانس زیادی نبود و هیچ ویژگی خاصی از من برایشان اهمیت پیدا نکرد.
برای مصاحبهی نخست، فرم مشخصاتی پر کردم و یک صفحه سوال هوش و ریاضی هم در اختیارم گذاشتن که باید در بیست و پنج دقیقه پاسخ میدادم. برخورد با افراد مصاحبهکننده خیلی خوب بود و پاسخها به سوالهای مربوط به شغل با صبر و صداقت ارائه شد. فضای شرکت آرام و مرتب به نظر میرسید و پر از نیروهای جوان بود. تنها نکته این بود که در مورد حقوق به توافق نرسیدیم.
برای مصاحبه دعوت شدم و قبل از حضور، رزومهام را فرستاده بودم؛ با وجود اینکه دقیقاً سر وقت نرسیدم، گفتند عجلهای نیست. فرصت جلسه را مدیر فنی به طور مستقیم برگزار کرد و مسئول پشتیبانی حضور نداشت. تقریباً نیم ساعت طول کشید و در خلال آن هم پرسشهای فنی مطرح شد و هم سوالهای عمومی؛ به نظر میرسید اولویت شرکت، وفاداری به سیستم و چارچوبهای آن است، چون دورهی کارآموزی حقوق داشت.
برای مصاحبه کارشناس پشتیبانی، اول فرم اطلاعات شخصی، سابقه و مهارتها رو پر کردم. بعد خانمی به عنوان مصاحبهکننده اومد و سوالها درباره همون موارد نوشتهشده از من پرسید و توضیحاتی درباره ساعات کاری و وظایف پشتیبانی داد. درباره حقوق، بیمه و مزایا هم صحبت شد و گفتن با اضافهکاری و تشویقیها ممکنه حقوقم بالاتر بره. گفته بودن منتظر تماس بمونم و فردا تماس گرفتن که پذیرفته شدم و میتونم برای آموزش بیام. دوره آموزشی یک هفتهای رو خیلی منظم و کامل طی کردم؛ هر بخش رو چندین بار توضیح دادن و تمرین کردیم. بعد از آموزش یکی دو هفته پشت کامپیوتر نشستم تا کار رو بهطور عملی یاد بگیرم، اما بهخاطر مسائل شخصی و تداخل زمانی مجبور شدم خروج کنم. حقوق اون مدت دقیقاً بهصورت ساعتی محاسبه و کامل پرداخت شد. نکتهای که میخوام بهگم اینه که با انرژی و روحیه مثبت به سراغ مصاحبه برید، با تسلط حرفهاتون رو بزنید و نترسید اگه تجربه پشتیبانی ندارید — آموزشها طوری طراحی شده که توی یک هفته مهارتهای لازم رو به دست میآورید و به مرور با سیستم آشنا میشید. خصوصیات مهمی که ازتون میخوان اینا هستن: ادب و متانت، وقتشناسی، انرژی بالا و روحیه خوب، ظاهر مرتب و دامنه سنی ۲۰ تا ۲۸.
به طور کماهمیت و ساده بود که از یه سایتی کاریابی رزوممو فرستادم و کمتر از یک هفته بعد باهام تماس گرفتن و زمان مصاحبه آنلاین تعیین شد. چند ساعت قبلش هم زنگ زدن تا بگن اگه اتصال به نرمافزار تماس دچار مشکل شد، راهنماییش کنم. خود مصاحبه خیلی کوتاه بود؛ ده دقیقه بیشتر طول نکشید و سوالها آنقدر ساده بودن که واقعا تعجب کردم.
من تجربهای رو از اینوآپ دارم که با هدف پرورش نیروی انسانی کار میکنه و وعدههایی مثل تضمین اشتغال میده، اما واقعیت چیزی فراتر از این بود. در واقع با اسم کارآموزی، آگهیهای اشتغال تو سایتهای کاریابی ثبت میکنن و برای مصاحبهها دو جلسه برگزار میشد: یکی حضوری و دیگری آنلاین، که در هر دو جلسه کارشناس فروش به حضور میآمد نه کارشناس منابع انسانی. اجرای جذب کارآموزی همچنان در کار نبود و هدف بیشتر ارائهی دورههای آموزشی با وعده اشتغال پس از پایان دوره بود. از نکات فرعی این مصاحبهها این بود که ما چند نفر از داوطلبها رو به بانک معرفی میکردن تا برای وام درخواست بدیم؛ اگر مبلغ پیش از پرداخت نمیشد، افراد دیگری جایگزین میشدند تا تسهیلات وام بگیرند. در عوض، پس از پایان دوره، ما رو برای معرفی به شرکتها آماده میکردن و مدرک رسمی دانشگاه تهران هم صادر میشد. اینکه جلسه مصاحبه در محیط دانشگاه تهران برگزار میشد، به ما کمی دلگرمی میداد که مجموعهای قابل اعتماد است. اما حدود پنج ماه از پایان دوره آموزشی گذشته بود و ما آمادگی کار تخصصی داشتیم که ناگهان پکیج جدیدی رو مطرح کردن؛ باید مبلغی پرداخت میکردیم تا معرفی بشیم، چیزی که در جلسه مصاحبه ازش حرفی زده نشده بود. گفتن تا قبل از عید ۱۴۰۴ مدرک رسمی دانشگاه تهران آماده میشود، اما اکنون هشت ماه از آن زمان میگذرد و هیچ مدرکی ارائه نشده. هیچ توضیحی هم برای این تأخیر وجود ندارد. امیدوارم هیچکس دیگهای قربانی این نوع بیزینسهای پشت پرده نشه.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.