وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۵۱ تجربه منتشرشده · صفحه ۲ از ۳
آتروپین
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها
مصاحبه
کاربر ناشناس·کارشناس پشتیبانی (پشتیبان)·۱۷ تیر ۱۴۰۵
تجربه مصاحبه و آموزش پشتیبانی

برای مصاحبه کارشناس پشتیبانی، اول فرم اطلاعات شخصی، سابقه و مهارت‌ها رو پر کردم. بعد خانمی به عنوان مصاحبه‌کننده اومد و سوال‌ها درباره همون موارد نوشته‌شده از من پرسید و توضیحاتی درباره ساعات کاری و وظایف پشتیبانی داد. درباره حقوق، بیمه و مزایا هم صحبت شد و گفتن با اضافه‌کاری و تشویقی‌ها ممکنه حقوقم بالاتر بره. گفته بودن منتظر تماس بمونم و فردا تماس گرفتن که پذیرفته شدم و می‌تونم برای آموزش بیام. دوره آموزشی یک هفته‌ای رو خیلی منظم و کامل طی کردم؛ هر بخش رو چندین بار توضیح دادن و تمرین کردیم. بعد از آموزش یکی دو هفته پشت کامپیوتر نشستم تا کار رو به‌طور عملی یاد بگیرم، اما به‌خاطر مسائل شخصی و تداخل زمانی مجبور شدم خروج کنم. حقوق اون مدت دقیقاً به‌صورت ساعتی محاسبه و کامل پرداخت شد. نکته‌ای که می‌خوام به‌گم اینه که با انرژی و روحیه مثبت به سراغ مصاحبه برید، با تسلط حرف‌هاتون رو بزنید و نترسید اگه تجربه پشتیبانی ندارید — آموزش‌ها طوری طراحی شده که توی یک هفته مهارت‌های لازم رو به دست می‌آورید و به مرور با سیستم آشنا می‌شید. خصوصیات مهمی که ازتون می‌خوان اینا هستن: ادب و متانت، وقت‌شناسی، انرژی بالا و روحیه خوب، ظاهر مرتب و دامنه سنی ۲۰ تا ۲۸.

مهر آفاق
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس·۱۷ تیر ۱۴۰۵
۲.۰
تخصصِ شوآف

در گذشته محیط، پر از افراد باهوش و دارای دانش بالا بود، اما حالا به نظر می‌رسد مدیریت بیشتر به روابط و پارتی‌‌بازی بها می‌دهد. چه بسا با وجود مهارت، اگر بتوانی نمایش بدهی و کارهای کم‌اهمیت را بزرگ‌نمایی کنی، زودتر به جلو می‌روی. اغلب دیده می‌شود کسانی با دانش کمتر حقوق و جایگاه بهتری دارند. در دوران کار معمولاً می‌شود روی چند پروژه همزمان کار کرد، اما بعد از مدتی اکثر پروژه‌ها یا لغو می‌شوند یا رها می‌گردند. در کل، محیط مناسبی برای یادگیری برای تازه‌کارها هست، اما بیش از آن انتظار زیادی نباید داشت.

مجتمع فنی تهران (نمایندگی استان سمنان)
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · سمنان
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند با ۱۲ سال سابقه·۱۱ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
۱۲ سال پشیمون

مدتها هم‌سوی من برای این مجموعه بودم، اما حقیقتش رو بخوام بگم، طی دوازده سال حضورم در اونجا، بیشتر حس شرمساری و ننگ رو تجربه کردم تا احساس افتخار. تنها چیزی که می‌تونم درباره همکاران بگم اینه که اگر آدم با انصاف و درست‌حسابی باشی، واقعا اونجا جور کار شدن سخت می‌شه. مثال‌هایی هم وجود داره که سهوا نام‌شون رو نمی‌برم، اما همکاران خودشون می‌دونن منظورم کدوم افراد هستن.

آهن اینفو
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · اصفهان
مصاحبه
کاربر ناشناس·پشتیبان مشترکین·۱۰ تیر ۱۴۰۵
مصاحبه آنلاین خیلی سریع و آسون

به طور کم‌اهمیت و ساده بود که از یه سایتی کاریابی رزوممو فرستادم و کمتر از یک هفته بعد باهام تماس گرفتن و زمان مصاحبه آنلاین تعیین شد. چند ساعت قبلش هم زنگ زدن تا بگن اگه اتصال به نرم‌افزار تماس دچار مشکل شد، راهنمایی‌ش کنم. خود مصاحبه خیلی کوتاه بود؛ ده دقیقه بیشتر طول نکشید و سوال‌ها آنقدر ساده بودن که واقعا تعجب کردم.

موسسه ابتکار راهبرد کوشش
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·متخصص فنی·۹ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
بله‌قربان‌بازی

شرکت ابتکار راهبرد کوشش تجربه‌ای ناخوشایند را برای من رقم زد. در نهایت، پس از حدود دو هفته از آغاز روند مصاحبه، تماس گرفتند و گفتند پذیرفته شده‌ام و برای امضای قرارداد زمانی تعیین کردند. اما وقتی قرارداد را جلوی من گذاشتند، دو شرط شفاهی اضافه مطرح شد که در مصاحبه یا زمان قبلی هیچ‌کس اشاره‌ای به آن نکرده بود. یکی اینکه دوره اول قرارداد به‌صورت آزمایشی خواهد بود و در صورت رضایت طرفین قرارداد دائمی می‌شود. دیگری اینکه حقوق ماه اول بر مبنای قانون کار محاسبه می‌شود، نه حقوقی که ما توافق کرده بودیم که تقریبا دو برابر پایه بود. بعد از آن فهمیدم کار با سفته هم هست و اگر از پذیرش این شرط امتناع کنم، استخدامی انجام نمی‌شود، حتی اگر تجربه‌ام بیشتر از سایرین باشد. ظن من این بود که دوره آزمایشی برای سنجش توانایی‌هاست، اما شیوه کار این بود که برای هر پوزیشن چند نفر را می‌آوردند تا در نهایت کسی که مطیع مدیر باشد باقی بماند. واقعا باید قول «بله قربان» می‌دادم تا بتوانم ماندگار شوم. شرایط به‌ گونه‌ای بود که در برخی روزها اصلا فرصت ناهار نبود. یک نرم‌افزار چت سازمانی داشتند که حتی وقتی در خانه بودی هم موظف بودی به پیام‌ها پاسخ دهی. تاخیرها به شدت از حقوق کم می‌شد و اضافه‌کاری یا پرداخت نمی‌شد یا با همان ضریب پایه محاسبه می‌شد. جلسات زیادی داشتیم و با تیم‌های مختلف گاه می‌نشستیم تا درباره کارهای بی‌ربط به ما توضیح دهند و نیمی از زمان در این مذاکرات صرف می‌شد. مدیرعامل در همه چیز دخالت می‌کرد و گمان می‌کردم حتی چت‌های بین ما را می‌بیند. دو هفته پس از ورود، چون من همان سبک «بله قربان» نبودم، گفتند بار فنی‌ام کم است و مرا اخراج کردند. در زمان خداحافظی، برگه استعفای اجباری جلوی من گذاشتند تا امضا کنم و تهدید کردند اگر امضا نکنم سفته اجرا خواهد شد. در نهایت حقوق قانونی‌ام را هم به شکل‌های مختلف کم کردند و با بهانه‌های گوناگون پرداختی نداشتند. تنها نکته مثبت، حضور یکی از همکاران واحد منابع انسانی بود که واقعا برای منافع ما تلاش می‌کرد، هرچند دستش بسته بود و تا جایی که خبر دارم، او هم به‌خاطر شرایط شرکت از آنجا رفت.

مجموعه مدارس پروین اعتصامی
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · کرج
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند / نیروی تازه‌کار·۹ تیر ۱۴۰۵
۲.۰
برای تازه‌کارا خوب، برای حرفه‌ای‌ها نه

در واقع، یادگیری و تجربه اولیه در اینجا وجود داره اما به شرطی که سطح کار و تلاش شما بالاتر نباشه. اگر روال کارتون تازه‌کار باشه، فضای آموزشی خوبی در اختیارت قرار می‌گیره، اما با سطحی از تجربه که به متوسط یا حرفه‌ای می‌رسه، دیگه فرصت رشد چندان بهتون داده نمی‌شه. گاهی به گونه‌ای رفتار می‌شه که انگیزه خودخواسته شما برای ادامه کار کمرنگ می‌شه و تصمیم به ترک به‌تدریج گرفته می‌شه. مدیریت واکنش‌های عاطفی و هیجانی زیادی از خودش نشون می‌ده و گاهی قطع همکاری‌ها غیرمنظم و غیرحرفه‌ای اتفاق می‌افته. به منابع انسانی هم توجه زیادی نمیشه. حقوق و مزایا به‌موقع پرداخت می‌شه، اما نسبت به بازار کار پایین‌تره. در کل، به‌نظر می‌رسه مدیران تمایلی برای تعامل عمیق یا صرف وقت با پرسنل ندارن.

موسسه آموزش عالی ارشاد دماوند
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناسی و ارشد·۱۱ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
کارشناسی و ارشد

در برخورد با ارشاد دماوند احساس کردم که حرف‌های زیادی برای گفتن دارد اما اوضاع آن طور که انتظار می‌رود پیش نمی‌رود. واقعا feels مانند این است که وقت و انرژی‌ام در اینجا هدر می‌رود و هر دانشگاهی از اینجا بهتر به نظر می‌رسد. در دوره اخیر با توجه به وضعیت همه دانشگاه‌های ایران، امتحان‌ها به صورت مجازی برگزار می‌شد و دانشگاه ارشاد از دانشجوها درخواست حضور فیزیکی داشت؛ این مسئله با وجود اینکه کل کشور مجازی بود، گلایه‌های زیادی به همراه داشت. به مدیر آموزشی نسبت بدهند که مسئولیت واضحی در این زمینه نداشت و امکانات مناسبی هم دیده نمی‌شد. اگر سطح پایین‌ترین نمره را هم بخواهیم نگاه کنیم، به نظر می‌رسد که حضور در اینجا به صرفه نیست. در اسفند سال گذشته وضعیت از نظر کلاس‌ها نامشخص بود؛ به گونه‌ای که برخی تصور می‌کردند تنها چند روز ادامه دارد اما در واقع مدت زیادی طول کشید و کلاس‌های اسفند به طور کامل برگزار نشد یا به تاخیر افتاد. امتحانات هم به تیر ماه منتقل شد و این تغییرات طولانی‌مدت، زمان و انرژی را تلف کرد. این مسائل به دلیل نبود مدیریت مناسب در حوزه آموزش بود. ما به صورت مجازی درس می‌خواندیم اما امتحانات میان‌ترم حضوری شد، در حالی که در کل کشور اکثر واحدها مجازی بودند. فضا به نظر آزاردهنده بود و با تغییر چرخه‌ها، نخست گفتند امتحانات مجازی است و بعد از آن اعلام کردند حضوری خواهند بود. حالا که بسیاری از دانشگاه‌ها مجازی امتحان می‌گیرند و معدل‌ها هم در نتیجه بهتری رسیده‌اند، ما ناچار شدیم حضوری امتحان بدهیم و این موضوع تأثیر منفی روی معدل‌مان گذاشت. به طور کلی احساس می‌کنم اینجا خیلی بی‌خاصیت است و کسی نبود که به من توضیح بدهد وگرنه تصمیمم برای حضور در اینجا را تغییر می‌دادم. اساتید اکثرشان بالای شصت سال هستند و درست متوجه نمی‌شوند چه می‌گویند؛ با این حال دانش‌های اساتید ساده و قابل فهم است، اما به نظر بسیاری بازنشسته‌ها بهتر است کنار بروند. بعضی اساتید جوان هم وجود دارند اما تعدادشان کم است. نسبت به دانشگاهی که از نظر ارائه امکانات و جو آموزشی هم‌سطح با دانشگاه‌های آزاد نیست، نمی‌توانم آن را مثبت ارزیابی کنم. در نهایت این‌که خیلی‌ها معتقدند آزاد بودن دانشگاه و شهری که هم‌سطح با آزاد است، مزیت بزرگی است؛ اما در اینجا به نظر می‌رسد که محیط آموزشی به گونه‌ای نیست که آرامش لازم را برای تمرکز و پیشرفت فراهم کند. بسیاری به این باورند که نباید با چنین وضعیتی ادامه داد و بهتر است به دنبال محیطی باشیم که واقعا به دانشجویان ارزش قائل باشد. همچنین برخی از رویه‌ها در تصحیح برگه‌ها و نمره‌دهی هم به نظر ناعادلانه می‌رسید و این مسئله فشارها را افزایش می‌داد. در امتحانات هم حضور کنترل‌شده مراقبان به حدی بود که دستورالعمل‌ها به سختی رعایت می‌شد و این موضوع می‌تواند روی نتیجه و آرامش دانشجو تأثیر منفی بگذارد.

موسسه آموزش عالی ارشاد دماوند
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·دانشجو·۴ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
دانشجو

در اینجا تجربه‌ای از دوره دانشجویی‌ام دارم که اگر بخواهید زندگی را هم تاریک‌تر کنید، پیشنهاد می‌کنم بخوانید. روح و روانم در آن دوره به شدت تحت فشار بود و احساس می‌کردم هیچ‌کس حمایت نمی‌کند. کمبود اساتید خوب به وضوح محسوس بود و فضای آموزشی چندان باکیفیت نبود. مدیر آموزش، شخصی که نامش را نمی‌خواهم ببرم، از لحاظ برخوردی عجیب و دارای انگیزه‌های منفی بود و رفتارهایی داشت که برای من عقده‌ای شد. استرس همواره در کنارم بود و گاهی احساس می‌کردم اصلا از جنگ که پشت سر گذاشته‌ام، در آرامش به‌دنبال یادگیری نیستم. در کنار اینها، مواردی مانند فشار مالی برای شهریه‌ها وجود داشت و با نبود امکانات مناسب آموزش مجازی مواجه می‌شدم. کارکنان بخش آموزش نیز به طور مداوم آزاردهنده به نظر می‌رسیدند و ناراحتی‌هایم را چندین بار تجربه کردم. نتیجه‌اش این شد که پشیمان شدم و به هیچ وجه توصیه نمی‌کنم دوباره بیایند.

موسسه آموزش عالی ارشاد دماوند
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·دانشجو کارشناسی دانشگاه ارشاد·۳ اسفند ۱۴۰۴
۱.۰
دانشجو کارشناسی دانشگاه ارشاد

در این دانشگاه، به نظر من هزینه‌ها خیلی بالا است و هر ترم بیشتر می‌شود. از طرفی، وضعیت اقتصادی دانشجوها باعث شده اساتید هم به مرور با فشارهای مالی مواجه شوند و از دید من گاهی نمره‌ها نسبتا پایین می‌شود. امکانات مناسبی وجود ندارد و به نظر می‌رسد کیفیت اعضای علمی هم راضی‌کننده نیست. بین دانشگاه آزاد و غیرانتفاعی تفاوت مشخصی احساس می‌شود، اما به نظر من اینجا شهریه‌اش با دانشگاه آزاده برابر است و امکانات و اساتید دانشگاه آزاد بهتر به نظر می‌رسد. در مقایسه، در اینجا گاهی نمرات بالای ۱۵ نیستند. ساعات حضورم در دانشگاه فشرده است؛ از شنبه تا سه‌شنبه با کلاس‌های پشت‌سرهم، ابتدا ساعت ۸ صبح و در برخی مواقع تا ساعت ۵ عصر ادامه دارد.

موسسه آموزش عالی ارشاد دماوند
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·دانشجو·۲۷ بهمن ۱۴۰۴
۱.۰
دانشجو

برای من به عنوان دانشجو، هر ترم درس‌های مشخصی رو ارائه می‌کردن و ترم بعد به همین شکل دوباره ارائه نمی‌شد؛ انگار مثل دانشگاه‌های دیگه که هر ترم درس جدید می‌دهند نبود. اساتید به‌مراتب خوبی نداشتند. الان من به خاطر غیبت پنج نمره از نمره امتحانم کم شد؛ واقعا به سبک مدرسه ابتدایی بود. تدریس در حد کارشناسی بود اما نحوه گرفتن امتحان خیلی با سطح دکترا تفاوت داشت. بعضی از اساتید از بیست نفر دانشجو، ده نفر را می‌ریختند تا درس‌شان برای ترم بعد ارائه شود. هر ترم شهریه را بالا می‌بردند و امکانات رفاهی چندانی نبود. فقط دنبال پول بودند و به نظر می‌رسید که می‌خواهند سنوات اضافه بزنند تا دوباره از من پول بگیرند. از نظر من اینجا برای مقاطع کارشناسی یا ارشد مناسب نیست.

دانیال راه پرواز (تاپ تورز)
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس· ·۱۵ آذر ۱۴۰۴
۱.۰

باور کنید که بیشترین تجربه من مربوط به واحد پشتیبانی همین شرکت بود؛ جایی که با برند تاپ تورز کار می‌کردم و نام رسمی این مجموعه دانیال راه پرواز و سفرهای کیش است. من به عنوان پشتیبان وب‌سایت فعالیت داشتم و آن تجربه به قدری ناخوشایند بود که شاید بتوان گفت بدترین دوران کاری‌ام را پشت سر گذاشتم. در شش ماه نخست بیش از بیست نفر یا اخراج می‌شدند یا استعفا می‌دادند، و این وضعیت فقط مختص واحد پشتیبانی بود چون مدیری مشخص وجود داشت که رفتارهای فشارآورانه، توهین و جاسوسی را تشویق می‌کرد تا از پرسنل نتیجه مطلوب گرفته شود. در جلسات منظم هر شنبه، همگی را تحقیر می‌کردند تا آغاز هفته را با فشار روانی آغاز کنند و اختیار کامل برای کسر حقوق هم وجود داشت. یکی از همکاران با ظاهری همدل وجود داشت که وظیفه‌اش این بود بررسی کند که چه کسانی با نام کوچک صدا زده می‌شوند یا چه کسانی خارج از ساعات کاری با هم به سینما یا کافه می‌روند تا اگر دیگران بهانه‌ای داشتند، بتوانند برایشان توجیهی بیاورند. ساعات کاری در ماه تقریبا ۱۹۶ ساعت است و تعطیلات معمولا در شرکت سپری می‌شود؛ ممکن است هر ماه تنها دو روز تعطیلی داشته باشید. حجم کار بالاست و باید با تور داخلی و خارجی، پروازهای داخلی و خارجی، سیستم‌های چارتر، هتل‌ها، ویزا و بیمه همه‌چیز را در بر بگیریم و پاسخگوی هر شکایای مسافران باشیم، حتی در صورتی که مسافر مقصر باشد. از مزایا هم در حدی که نوش جان کنید، به نظر می‌رسد: ناهار بی‌کیفیت و در صورت تمایل هیچ مبلغی به شما تعلق نمی‌گیرد؛ برای تولد کارت هدیه صدتومانی می‌دهند و شب یلدا هم به هر نفر مقداری آجیل و شاخه‌ای گل می‌دهند. برای مرخصی از یک ماه قبل باید هماهنگ کنید و در غیر این صورت ممکن بود مانند یکی از همکارانم که هفته‌ها مرخصی پزشک داشت و با دلایلی که مدیران با حساسیت زیاد مطرح می‌کردند، اخراج شد، رفتار شود. یکی از همکاران من با عمل گلو مواجه بود و سه روز پزشک اجازه صحبت نکردن داده بود اما مرخصی به ایشان داده نشد و نهایتا شرکت را ترک کرد؛ در نهایت گفتند باید تلفن را پاسخ بدهی. حقوق هر ماه در یکی از دو تاریخ ابتدایی یا انتهایی واریز می‌شد و اگر از سال قبل مرخصی داشته باشید، در پایان سال بعد واریز می‌شود. بیمه پس از سه ماه انجام می‌شود و بیمه تکمیلی هم از حقوق شما کسر می‌شود. تایم استراحت و ناهار در کل حدودا بیست دقیقه است و حتی در صورت کمبود استراحت به خاطر یک ثانیه نیز پاسخگو باید بود. اگر یکی از همکاران مشکلی داشت، توبیخ می‌شد و کسری حقوق اعمال می‌شد؛ چه برسد به مدیری که ممکن بود با همکاران فریاد بکشد تا نشان بدهد مدیریتی خوبی است یا نیست. اینها تنها ویژگی‌هایی است که مربوط به واحد پشتیبانی است و البته واحدهای دیگر تا حدودی حرفه‌ای‌تر و انسانی‌تر رفتار می‌کردند. من تلاش کردم به واحدهای دیگر انتقال پیدا کنم اما معمولا انتقال به هیچ وجه امکان‌پذیر نبود و به دلیل شرایطی که مدیران تعیین می‌کردند، اکثر نیروها ترجیح می‌کردند از این مجموعه جدا شوند. گاهی هم شنیده می‌شد که فشارها به شکایاتی که به گوش دیگران می‌رسید، هیچ تأثیری ندارد. اکثر کارکنان فعال در این صنف گردشگری یا به صورت کارآموز بودند تا

اینوآپ
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۱۵ آذر ۱۴۰۴
۱.۰

من تجربه‌ای رو از اینوآپ دارم که با هدف پرورش نیروی انسانی کار می‌کنه و وعده‌هایی مثل تضمین اشتغال می‌ده، اما واقعیت چیزی فراتر از این بود. در واقع با اسم کارآموزی، آگهی‌های اشتغال تو سایت‌های کاریابی ثبت می‌کنن و برای مصاحبه‌ها دو جلسه برگزار می‌شد: یکی حضوری و دیگری آنلاین، که در هر دو جلسه کارشناس فروش به حضور می‌آمد نه کارشناس منابع انسانی. اجرای جذب کارآموزی همچنان در کار نبود و هدف بیشتر ارائه‌ی دوره‌های آموزشی با وعده اشتغال پس از پایان دوره بود. از نکات فرعی این مصاحبه‌ها این بود که ما چند نفر از داوطلب‌ها رو به بانک معرفی می‌کردن تا برای وام درخواست بدیم؛ اگر مبلغ پیش از پرداخت نمی‌شد، افراد دیگری جایگزین می‌شدند تا تسهیلات وام بگیرند. در عوض، پس از پایان دوره، ما رو برای معرفی به شرکت‌ها آماده می‌کردن و مدرک رسمی دانشگاه تهران هم صادر می‌شد. اینکه جلسه مصاحبه در محیط دانشگاه تهران برگزار می‌شد، به ما کمی دلگرمی می‌داد که مجموعه‌ای قابل اعتماد است. اما حدود پنج ماه از پایان دوره آموزشی گذشته بود و ما آمادگی کار تخصصی داشتیم که ناگهان پکیج جدیدی رو مطرح کردن؛ باید مبلغی پرداخت می‌کردیم تا معرفی بشیم، چیزی که در جلسه مصاحبه ازش حرفی زده نشده بود. گفتن تا قبل از عید ۱۴۰۴ مدرک رسمی دانشگاه تهران آماده می‌شود، اما اکنون هشت ماه از آن زمان می‌گذرد و هیچ مدرکی ارائه نشده. هیچ توضیحی هم برای این تأخیر وجود ندارد. امیدوارم هیچ‌کس دیگه‌ای قربانی این نوع بیزینس‌های پشت پرده نشه.

آکادمی یاسان
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲۷ آبان ۱۴۰۴
۱.۰

در اینجا واقعا رشد کردم، چون باور دارم که سختی‌ها و چالش‌ها وقتی با صدایی آرام و صبور روبه‌رو می‌شویم، مسیر پیشرفت را هموار می‌کنند. مدیران اصلی مجموعه را فردی بااصالت و محترم می‌دانم که به مرور در چارچوب افرادی ناکارآمد گرفتار شدند و مدیریت هم به دست همان افراد غیرمسلط افتاد. فضای کار با جمعی محدود و به‌طور غالب مجموعه‌ای زنانه، گاهی حسادت‌های کوچکی را به‌وجود می‌آورد. داشتن مدرک دکترا در اینجا گاهی به‌عنوان دلیل برتری به کار می‌آید و ممکن است دیگران را زیر سوال برده و نظرات گران‌قدر شما را مبنای تصمیم‌گیری قرار دهند، حتی اگر فرد از نظر علمی کافی نباشد. با وجود این مدرک، گاه به نظر می‌رسد حقوق دیگران نادیده گرفته می‌شود و تصمیم‌ها تأثیر بسزایی بر جیب همه می‌گذارد، توهین و تخریب هم ممکن است در مسیر کار پیش برود و برخی را از مسیر کار کنار بزند. با وجود همه این مسائل که گاهی نادیده گرفته می‌شود، دین حق الناس برای من از هر چیز مهم‌تر است. در نتیجه از این مجموعه بیرون رفتم، با دل‌شکستی و بدون دریافت کامل حقوق و مزایا.

آکادمی یاسان
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲۵ آبان ۱۴۰۴
۱.۰

وقتی به نظرات و بازخوردهای مثبت نگاه می‌کنم، احساس می‌کنم پشت آن‌ها واقعا تجربه‌ای شخصی وجود ندارد. لحن مشابه و محتواهای تکراری نشان می‌دهد که بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد تا بازتاب دقیق تجربه واقعی افراد. این موضوع موجب می‌شود اعتماد به روایت کارکنان یا مشتریان کاهش پیدا کند و تصویر واضحی از وضعیت واقعی شرکت یا محصول شکل نگیرد.

آکادمی یاسان
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲۵ آبان ۱۴۰۴
۱.۰

در طی مسیر کاری‌ام با فضایی روبه‌رو شدم که از نظر ظاهر حرفه‌ای بود اما واقعا با چالش‌هایی همراه شده بود که نگاه من به فرهنگ سازمانی، همکاری تیمی و مدیریت منابع انسانی را عمیقا دگرگون کرد. تجربه‌ای که برای برخی ممکن است عادی باشد، اما برای کسی که رشد، یادگیری و شفافیت را ارزش می‌دهد، نقطه‌ی عطفی شد. آنجا برخورد با رفتارهای دوپهلویی و پشت‌ سرگویی و جابجایی حرف‌ها به‌عنوان هنجار، به‌نوعی سیاست‌بازی سطحی تبدیل شده بود. کسانی که مدت طولانی در آن محیط دوام می‌آوردند، عمدتا هویت‌شان به کار در همان مجموعه گره خورده بود. از منظر روان‌شناسی، وقتی فرد خارج از محیط کار تخصص عجیب یا امنیت شغلی ندارد، محیط فعلی تنها منبع اعتبار و احساس ارزشمندیش می‌شود و این وابستگی شدید، هر تغییری را تهدید می‌نماید. در چنین وضعی، ورود فردی با دیدگاه تازه یا استانداردهای حرفه‌ای بالاتر می‌تواند ساختار روانی کسانی که این اکوسیستم را پذیرفته‌اند، آشفته کند. تفاوت‌ها به‌طور تلویحی ناکارآمدی سیستم را نشان می‌دهد و به‌این صورت مکانیسم‌های دفاعی مثل حذف، تخریب یا شایعه‌سازی فعال می‌شوند تا «محدوده امن هویتی» حفظ شود. آموختم که اغلب مشکل از توانمندی یک نفر نیست بلکه از اکوسیستمی است که از رشد می‌ترسد. محیطی که منابع مالی، شفافیت، نظم و مهارت واقعی در آن ارزش ندارد، برای آن‌هایی که به دنبال یادگیری و پیشرفت هستند مناسب نیست و به همین دلیل هر کسی که می‌خواهد مسئولیت‌پذیر باشد یا کار حرفه‌ای انجام دهد با مقاومت و انرژی منفی روبه‌رو می‌شود. علاوه بر این، مدیرانی را دیدم که بدون داشتن دانش یا تجربه‌ی لازم، مسئولیت‌های گوناگون را می‌پذیرفتند و وارد هر کاری می‌شدند؛ فضای کار به شکل واضحی تبدیل شده بود به جایی که هرکس فقط کمی بلندتر صحبت می‌کرد، خود را صاحب‌نظر مطلق می‌دانست. حضور این مدیران به جای روشن شدن مسیر، کارها را پیچیده‌تر می‌کرد و تصمیم‌ها بر پایه حدس بود، دخالت‌هایی بدون فهم موضوع اتفاق می‌افتاد و اصرار عجیبی بود که همه‌چیز مطابق نظر آن‌ها پیش برود. گاهی واقعا از آن دسته تصمیمات که زیر نور دیده نمی‌شود، خیلی ساده است که کسی هنوز اصول اولیه را ندانسته است اما تصمیم می‌گیرد. واقعیت این است که وقتی مدیریت تبدیل به ابزار جبران کمبودهای شخصی می‌شود، هیچ‌کس جای رشد ندارد. چنین مدیرانی معمولا از تخصص‌ها می‌ترسند؛ چون تخصص، معیار سنجش است و معیار سنجش احتمال پیدا شدن ضعف‌ها را به‌همراه دارد. نتیجه این می‌شود که فضای کاری بیشتر به مراقبت از هر خطای مدیر بدل می‌شود تا به اعتماد و یادگیری؛ به‌جای رشد، همه نگرانند که کوچک‌ترین اشتباه مدیر به «چشم خطر» تبدیل نشود. این تجربه برای من تنها یک درس کاری نبود؛ فهمیدم نبود دانش در مدیریت فقط یک مشکل فنی نیست، مسئله‌ای انسانی است که می‌تواند روحیه، انگیزه و رشد یک تیم را تحت تأثیر قرار دهد. بی‌انگیزگی در سازمان به چشم می‌خورد چون اکثر افراد فقط به‌خاطر اینکه «هستند تا باشند» منتظر فرصت‌های بهتر‌اند یا شرایط جدیدی می‌خواهند. حجم تعدیل‌های نیرو، عدم تسویه‌حساب با کارمندان پیشین و رفتارهای غیرمنصفانه، اعتماد و امنیت روانی را از بین می‌برد و معلوم است که تصمیم‌ها نه بر پایه شایستگی که بر پایه روابط و ترس گرفته می‌شوند. نتیجه روشن است: انرژی، تع

آکادمی یاسان
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۳۱ شهریور ۱۴۰۴
۱.۰

راهی که در پیش دارم با شوقی فراوان و استرسی کم‌نظیر آغاز می‌شود و من هنوز از آن مسیر خسته و فرسوده برمی‌گردم. دوباره به همان نقطه‌ای که از آن برخاسته بودم بازمی‌گردم؛ با حالتی خسته‌ و خراب اما با عزم ادامه درونی. هر گامی که برمی‌دارم، همان اشتیاق اولیه را در دل دارم، در حالی که疲لتن ناشی از مسیر کاری اخیر همچنان پشت سرم باقیست.

کهکشان نور
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲۸ شهریور ۱۴۰۴
۳.۰

باور کنید تجربه‌ای که از شرکت کهکشان نور داشتم، برای من پر از اتفاقات منفی و ناامیدکننده بود. در مجموع، احساس من این بود که با افراد کلاهبردار و هکر کلاه‌ سیاه مواجه شده‌ام که برای من و دیگران خطرناک هستند و انتظار داشتم هر چه زودتر شناسایی و با آن‌ها برخورد شود. در یکی از موارد، پیامک‌های مشکوک و جعلی دریافت می‌کردم که با ادعاهای غیرواقعی درباره افزایش فروش یا مزایای خاص از باشگاه مشتریان دوباره، سعی در گمراه کردن مخاطبان داشتند. لینک‌های وب‌سایت‌های جعلی مثل dobare.me یا دیگر آدرس‌های مشابه دیدم که هدفشان کلاهبرداری بود. همچنین آدرس‌های دفترها و تماس‌های دروغین یا مشکوک هم مشاهده کردم و از صحت آنها مطمئن نبودم. در کنار اینها، گروه‌های تحقیقاتی موهوم با تبلیغات ادعا شده برای پذیرش مقالات، پایان‌نامه و خدمات تحلیل آماری پیدا می‌کردم که وب‌سایت‌ها و شماره‌های تماس متنوعی داشتند و اکثرشان غیرقابل اعتماد به نظر می‌رسیدند. برخی از این منابع از طریق لینک‌های شبکه‌های اجتماعی یا صفحات جعلی معرفی می‌شدند که با اهداف ناامیدکننده‌ای همراه بودند. به طور خلاصه، تجربه‌ام از ورود به محیطی بود که پر از پیامک‌های جعلی و وب‌سایت‌های تقلبی، همراه با اطلاعات تماس و ادعاهای اغواکننده. از نظر من بهتر بود برخورد قاطع و سریع با چنین تخلفاتی انجام می‌شد تا همزمان امنیت کاربران حفظ شود و از ادامه چنین رفتارهای مخرب جلوگیری گردد.

آکادمی یاسان
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲۹ مرداد ۱۴۰۴
۱.۰

من یک سال در این شرکت کار کردم و هنوز تسویه‌حساب انجام نشده است؛ هر بار که پیگیر می‌شوم می‌گویند پول نداریم. ظاهرا برای اخذ حقم تنها با شکایت می‌شود حق خود را پس گرفت. واقعا برای خودم تأسف دارم.

محیط غیر حرفه ای
حقوق ناکافی
عدم پرداخت به موقع حقوق
مشکلات مالی شرکت
بد قول
آکادمی یاسان
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۱۲ مرداد ۱۴۰۴
۱.۰

در شرکت آکادمی یاسان با حقوق به صورت فصلی و غیرمنظم مواجه شدم و پرداخت‌ها به موقع و با ثبات نبود. معمولا نیمی از حقوق در ابتدای ماه پرداخت می‌شد و نیمه دیگر مشخص نبود یا به تعویق می‌افتاد. اگر بخشی از حقوق به صورت وام یا اقساط بود یا اجاره‌ای داشتید، باید بدانید که این موارد به کنار میانگین حقوق پایین اضافه می‌شدند و منجر به کاهش قابل توجه دریافتی می‌شد.

کهکشان نور
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
۵.۰

به این نکته پی بردم که فضای سایت معمولا بدون ممیزی یا ارزیابی معتبر است و نمی‌شود به محتوای آن به ساده‌ترین شکل اعتماد کرد. اگر جای شرکت بودم، در چنین وضعیتی چه کار می‌کردم؟ به نظر می‌رسد بخش عمده نظرات اینجا از دلخوری‌ها یا تجربه‌های شخصی نشأت می‌گیرد و کم‌کم به جایگاه منابع معتبر لطمه می‌زند. منابع انسانی برای هر سازمان همچون سرمایه‌اند و طبیعی است که شرکت‌ها از کارکنان خود حمایت کنند. معمولا اختلافاتی که مطرح می‌شود، بیشتر جنبه فردی دارد تا نشان‌دهنده ضعف کل مجموعه. در واقع، محتوای این سایت بیشتر سبب ترس، تردید و از دست رفتن فرصت‌ها می‌شود تا کمکی مفید. اگر کسی تصور کند که چون هر نظری آزاد است، اینجا جای مطلوبی است، باید بگویم اشتباه می‌کند؛ در این محیط هیچ نظارت یا بررسی‌ای روی مطالب وجود ندارد و هر چیزی به محض انتشار منتشر می‌شود. برای رقى دیدن قضایا، نگاه صریح‌تری لازم است. من هم در آغاز تحت تأثیر نظرات بودم و تجربه آن، به جز ضرر نتیجه دیگری در پی نداشت. بیایید با رویکردی منطقی و آگاهانه‌تر تصمیم بگیریم.

آتروپین
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها
مصاحبه
کاربر ناشناس·کارشناس پشتیبانی (پشتیبان)·۱۷ تیر ۱۴۰۵
تجربه مصاحبه و آموزش پشتیبانی

برای مصاحبه کارشناس پشتیبانی، اول فرم اطلاعات شخصی، سابقه و مهارت‌ها رو پر کردم. بعد خانمی به عنوان مصاحبه‌کننده اومد و سوال‌ها درباره همون موارد نوشته‌شده از من پرسید و توضیحاتی درباره ساعات کاری و وظایف پشتیبانی داد. درباره حقوق، بیمه و مزایا هم صحبت شد و گفتن با اضافه‌کاری و تشویقی‌ها ممکنه حقوقم بالاتر بره. گفته بودن منتظر تماس بمونم و فردا تماس گرفتن که پذیرفته شدم و می‌تونم برای آموزش بیام. دوره آموزشی یک هفته‌ای رو خیلی منظم و کامل طی کردم؛ هر بخش رو چندین بار توضیح دادن و تمرین کردیم. بعد از آموزش یکی دو هفته پشت کامپیوتر نشستم تا کار رو به‌طور عملی یاد بگیرم، اما به‌خاطر مسائل شخصی و تداخل زمانی مجبور شدم خروج کنم. حقوق اون مدت دقیقاً به‌صورت ساعتی محاسبه و کامل پرداخت شد. نکته‌ای که می‌خوام به‌گم اینه که با انرژی و روحیه مثبت به سراغ مصاحبه برید، با تسلط حرف‌هاتون رو بزنید و نترسید اگه تجربه پشتیبانی ندارید — آموزش‌ها طوری طراحی شده که توی یک هفته مهارت‌های لازم رو به دست می‌آورید و به مرور با سیستم آشنا می‌شید. خصوصیات مهمی که ازتون می‌خوان اینا هستن: ادب و متانت، وقت‌شناسی، انرژی بالا و روحیه خوب، ظاهر مرتب و دامنه سنی ۲۰ تا ۲۸.

مهر آفاق
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس·۱۷ تیر ۱۴۰۵
۲.۰
تخصصِ شوآف

در گذشته محیط، پر از افراد باهوش و دارای دانش بالا بود، اما حالا به نظر می‌رسد مدیریت بیشتر به روابط و پارتی‌‌بازی بها می‌دهد. چه بسا با وجود مهارت، اگر بتوانی نمایش بدهی و کارهای کم‌اهمیت را بزرگ‌نمایی کنی، زودتر به جلو می‌روی. اغلب دیده می‌شود کسانی با دانش کمتر حقوق و جایگاه بهتری دارند. در دوران کار معمولاً می‌شود روی چند پروژه همزمان کار کرد، اما بعد از مدتی اکثر پروژه‌ها یا لغو می‌شوند یا رها می‌گردند. در کل، محیط مناسبی برای یادگیری برای تازه‌کارها هست، اما بیش از آن انتظار زیادی نباید داشت.

مجتمع فنی تهران (نمایندگی استان سمنان)
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · سمنان
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند با ۱۲ سال سابقه·۱۱ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
۱۲ سال پشیمون

مدتها هم‌سوی من برای این مجموعه بودم، اما حقیقتش رو بخوام بگم، طی دوازده سال حضورم در اونجا، بیشتر حس شرمساری و ننگ رو تجربه کردم تا احساس افتخار. تنها چیزی که می‌تونم درباره همکاران بگم اینه که اگر آدم با انصاف و درست‌حسابی باشی، واقعا اونجا جور کار شدن سخت می‌شه. مثال‌هایی هم وجود داره که سهوا نام‌شون رو نمی‌برم، اما همکاران خودشون می‌دونن منظورم کدوم افراد هستن.

آهن اینفو
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · اصفهان
مصاحبه
کاربر ناشناس·پشتیبان مشترکین·۱۰ تیر ۱۴۰۵
مصاحبه آنلاین خیلی سریع و آسون

به طور کم‌اهمیت و ساده بود که از یه سایتی کاریابی رزوممو فرستادم و کمتر از یک هفته بعد باهام تماس گرفتن و زمان مصاحبه آنلاین تعیین شد. چند ساعت قبلش هم زنگ زدن تا بگن اگه اتصال به نرم‌افزار تماس دچار مشکل شد، راهنمایی‌ش کنم. خود مصاحبه خیلی کوتاه بود؛ ده دقیقه بیشتر طول نکشید و سوال‌ها آنقدر ساده بودن که واقعا تعجب کردم.

موسسه ابتکار راهبرد کوشش
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·متخصص فنی·۹ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
بله‌قربان‌بازی

شرکت ابتکار راهبرد کوشش تجربه‌ای ناخوشایند را برای من رقم زد. در نهایت، پس از حدود دو هفته از آغاز روند مصاحبه، تماس گرفتند و گفتند پذیرفته شده‌ام و برای امضای قرارداد زمانی تعیین کردند. اما وقتی قرارداد را جلوی من گذاشتند، دو شرط شفاهی اضافه مطرح شد که در مصاحبه یا زمان قبلی هیچ‌کس اشاره‌ای به آن نکرده بود. یکی اینکه دوره اول قرارداد به‌صورت آزمایشی خواهد بود و در صورت رضایت طرفین قرارداد دائمی می‌شود. دیگری اینکه حقوق ماه اول بر مبنای قانون کار محاسبه می‌شود، نه حقوقی که ما توافق کرده بودیم که تقریبا دو برابر پایه بود. بعد از آن فهمیدم کار با سفته هم هست و اگر از پذیرش این شرط امتناع کنم، استخدامی انجام نمی‌شود، حتی اگر تجربه‌ام بیشتر از سایرین باشد. ظن من این بود که دوره آزمایشی برای سنجش توانایی‌هاست، اما شیوه کار این بود که برای هر پوزیشن چند نفر را می‌آوردند تا در نهایت کسی که مطیع مدیر باشد باقی بماند. واقعا باید قول «بله قربان» می‌دادم تا بتوانم ماندگار شوم. شرایط به‌ گونه‌ای بود که در برخی روزها اصلا فرصت ناهار نبود. یک نرم‌افزار چت سازمانی داشتند که حتی وقتی در خانه بودی هم موظف بودی به پیام‌ها پاسخ دهی. تاخیرها به شدت از حقوق کم می‌شد و اضافه‌کاری یا پرداخت نمی‌شد یا با همان ضریب پایه محاسبه می‌شد. جلسات زیادی داشتیم و با تیم‌های مختلف گاه می‌نشستیم تا درباره کارهای بی‌ربط به ما توضیح دهند و نیمی از زمان در این مذاکرات صرف می‌شد. مدیرعامل در همه چیز دخالت می‌کرد و گمان می‌کردم حتی چت‌های بین ما را می‌بیند. دو هفته پس از ورود، چون من همان سبک «بله قربان» نبودم، گفتند بار فنی‌ام کم است و مرا اخراج کردند. در زمان خداحافظی، برگه استعفای اجباری جلوی من گذاشتند تا امضا کنم و تهدید کردند اگر امضا نکنم سفته اجرا خواهد شد. در نهایت حقوق قانونی‌ام را هم به شکل‌های مختلف کم کردند و با بهانه‌های گوناگون پرداختی نداشتند. تنها نکته مثبت، حضور یکی از همکاران واحد منابع انسانی بود که واقعا برای منافع ما تلاش می‌کرد، هرچند دستش بسته بود و تا جایی که خبر دارم، او هم به‌خاطر شرایط شرکت از آنجا رفت.

مجموعه مدارس پروین اعتصامی
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · کرج
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند / نیروی تازه‌کار·۹ تیر ۱۴۰۵
۲.۰
برای تازه‌کارا خوب، برای حرفه‌ای‌ها نه

در واقع، یادگیری و تجربه اولیه در اینجا وجود داره اما به شرطی که سطح کار و تلاش شما بالاتر نباشه. اگر روال کارتون تازه‌کار باشه، فضای آموزشی خوبی در اختیارت قرار می‌گیره، اما با سطحی از تجربه که به متوسط یا حرفه‌ای می‌رسه، دیگه فرصت رشد چندان بهتون داده نمی‌شه. گاهی به گونه‌ای رفتار می‌شه که انگیزه خودخواسته شما برای ادامه کار کمرنگ می‌شه و تصمیم به ترک به‌تدریج گرفته می‌شه. مدیریت واکنش‌های عاطفی و هیجانی زیادی از خودش نشون می‌ده و گاهی قطع همکاری‌ها غیرمنظم و غیرحرفه‌ای اتفاق می‌افته. به منابع انسانی هم توجه زیادی نمیشه. حقوق و مزایا به‌موقع پرداخت می‌شه، اما نسبت به بازار کار پایین‌تره. در کل، به‌نظر می‌رسه مدیران تمایلی برای تعامل عمیق یا صرف وقت با پرسنل ندارن.

موسسه آموزش عالی ارشاد دماوند
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناسی و ارشد·۱۱ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
کارشناسی و ارشد

در برخورد با ارشاد دماوند احساس کردم که حرف‌های زیادی برای گفتن دارد اما اوضاع آن طور که انتظار می‌رود پیش نمی‌رود. واقعا feels مانند این است که وقت و انرژی‌ام در اینجا هدر می‌رود و هر دانشگاهی از اینجا بهتر به نظر می‌رسد. در دوره اخیر با توجه به وضعیت همه دانشگاه‌های ایران، امتحان‌ها به صورت مجازی برگزار می‌شد و دانشگاه ارشاد از دانشجوها درخواست حضور فیزیکی داشت؛ این مسئله با وجود اینکه کل کشور مجازی بود، گلایه‌های زیادی به همراه داشت. به مدیر آموزشی نسبت بدهند که مسئولیت واضحی در این زمینه نداشت و امکانات مناسبی هم دیده نمی‌شد. اگر سطح پایین‌ترین نمره را هم بخواهیم نگاه کنیم، به نظر می‌رسد که حضور در اینجا به صرفه نیست. در اسفند سال گذشته وضعیت از نظر کلاس‌ها نامشخص بود؛ به گونه‌ای که برخی تصور می‌کردند تنها چند روز ادامه دارد اما در واقع مدت زیادی طول کشید و کلاس‌های اسفند به طور کامل برگزار نشد یا به تاخیر افتاد. امتحانات هم به تیر ماه منتقل شد و این تغییرات طولانی‌مدت، زمان و انرژی را تلف کرد. این مسائل به دلیل نبود مدیریت مناسب در حوزه آموزش بود. ما به صورت مجازی درس می‌خواندیم اما امتحانات میان‌ترم حضوری شد، در حالی که در کل کشور اکثر واحدها مجازی بودند. فضا به نظر آزاردهنده بود و با تغییر چرخه‌ها، نخست گفتند امتحانات مجازی است و بعد از آن اعلام کردند حضوری خواهند بود. حالا که بسیاری از دانشگاه‌ها مجازی امتحان می‌گیرند و معدل‌ها هم در نتیجه بهتری رسیده‌اند، ما ناچار شدیم حضوری امتحان بدهیم و این موضوع تأثیر منفی روی معدل‌مان گذاشت. به طور کلی احساس می‌کنم اینجا خیلی بی‌خاصیت است و کسی نبود که به من توضیح بدهد وگرنه تصمیمم برای حضور در اینجا را تغییر می‌دادم. اساتید اکثرشان بالای شصت سال هستند و درست متوجه نمی‌شوند چه می‌گویند؛ با این حال دانش‌های اساتید ساده و قابل فهم است، اما به نظر بسیاری بازنشسته‌ها بهتر است کنار بروند. بعضی اساتید جوان هم وجود دارند اما تعدادشان کم است. نسبت به دانشگاهی که از نظر ارائه امکانات و جو آموزشی هم‌سطح با دانشگاه‌های آزاد نیست، نمی‌توانم آن را مثبت ارزیابی کنم. در نهایت این‌که خیلی‌ها معتقدند آزاد بودن دانشگاه و شهری که هم‌سطح با آزاد است، مزیت بزرگی است؛ اما در اینجا به نظر می‌رسد که محیط آموزشی به گونه‌ای نیست که آرامش لازم را برای تمرکز و پیشرفت فراهم کند. بسیاری به این باورند که نباید با چنین وضعیتی ادامه داد و بهتر است به دنبال محیطی باشیم که واقعا به دانشجویان ارزش قائل باشد. همچنین برخی از رویه‌ها در تصحیح برگه‌ها و نمره‌دهی هم به نظر ناعادلانه می‌رسید و این مسئله فشارها را افزایش می‌داد. در امتحانات هم حضور کنترل‌شده مراقبان به حدی بود که دستورالعمل‌ها به سختی رعایت می‌شد و این موضوع می‌تواند روی نتیجه و آرامش دانشجو تأثیر منفی بگذارد.

موسسه آموزش عالی ارشاد دماوند
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·دانشجو·۴ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
دانشجو

در اینجا تجربه‌ای از دوره دانشجویی‌ام دارم که اگر بخواهید زندگی را هم تاریک‌تر کنید، پیشنهاد می‌کنم بخوانید. روح و روانم در آن دوره به شدت تحت فشار بود و احساس می‌کردم هیچ‌کس حمایت نمی‌کند. کمبود اساتید خوب به وضوح محسوس بود و فضای آموزشی چندان باکیفیت نبود. مدیر آموزش، شخصی که نامش را نمی‌خواهم ببرم، از لحاظ برخوردی عجیب و دارای انگیزه‌های منفی بود و رفتارهایی داشت که برای من عقده‌ای شد. استرس همواره در کنارم بود و گاهی احساس می‌کردم اصلا از جنگ که پشت سر گذاشته‌ام، در آرامش به‌دنبال یادگیری نیستم. در کنار اینها، مواردی مانند فشار مالی برای شهریه‌ها وجود داشت و با نبود امکانات مناسب آموزش مجازی مواجه می‌شدم. کارکنان بخش آموزش نیز به طور مداوم آزاردهنده به نظر می‌رسیدند و ناراحتی‌هایم را چندین بار تجربه کردم. نتیجه‌اش این شد که پشیمان شدم و به هیچ وجه توصیه نمی‌کنم دوباره بیایند.

موسسه آموزش عالی ارشاد دماوند
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·دانشجو کارشناسی دانشگاه ارشاد·۳ اسفند ۱۴۰۴
۱.۰
دانشجو کارشناسی دانشگاه ارشاد

در این دانشگاه، به نظر من هزینه‌ها خیلی بالا است و هر ترم بیشتر می‌شود. از طرفی، وضعیت اقتصادی دانشجوها باعث شده اساتید هم به مرور با فشارهای مالی مواجه شوند و از دید من گاهی نمره‌ها نسبتا پایین می‌شود. امکانات مناسبی وجود ندارد و به نظر می‌رسد کیفیت اعضای علمی هم راضی‌کننده نیست. بین دانشگاه آزاد و غیرانتفاعی تفاوت مشخصی احساس می‌شود، اما به نظر من اینجا شهریه‌اش با دانشگاه آزاده برابر است و امکانات و اساتید دانشگاه آزاد بهتر به نظر می‌رسد. در مقایسه، در اینجا گاهی نمرات بالای ۱۵ نیستند. ساعات حضورم در دانشگاه فشرده است؛ از شنبه تا سه‌شنبه با کلاس‌های پشت‌سرهم، ابتدا ساعت ۸ صبح و در برخی مواقع تا ساعت ۵ عصر ادامه دارد.

موسسه آموزش عالی ارشاد دماوند
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·دانشجو·۲۷ بهمن ۱۴۰۴
۱.۰
دانشجو

برای من به عنوان دانشجو، هر ترم درس‌های مشخصی رو ارائه می‌کردن و ترم بعد به همین شکل دوباره ارائه نمی‌شد؛ انگار مثل دانشگاه‌های دیگه که هر ترم درس جدید می‌دهند نبود. اساتید به‌مراتب خوبی نداشتند. الان من به خاطر غیبت پنج نمره از نمره امتحانم کم شد؛ واقعا به سبک مدرسه ابتدایی بود. تدریس در حد کارشناسی بود اما نحوه گرفتن امتحان خیلی با سطح دکترا تفاوت داشت. بعضی از اساتید از بیست نفر دانشجو، ده نفر را می‌ریختند تا درس‌شان برای ترم بعد ارائه شود. هر ترم شهریه را بالا می‌بردند و امکانات رفاهی چندانی نبود. فقط دنبال پول بودند و به نظر می‌رسید که می‌خواهند سنوات اضافه بزنند تا دوباره از من پول بگیرند. از نظر من اینجا برای مقاطع کارشناسی یا ارشد مناسب نیست.

دانیال راه پرواز (تاپ تورز)
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس· ·۱۵ آذر ۱۴۰۴
۱.۰

باور کنید که بیشترین تجربه من مربوط به واحد پشتیبانی همین شرکت بود؛ جایی که با برند تاپ تورز کار می‌کردم و نام رسمی این مجموعه دانیال راه پرواز و سفرهای کیش است. من به عنوان پشتیبان وب‌سایت فعالیت داشتم و آن تجربه به قدری ناخوشایند بود که شاید بتوان گفت بدترین دوران کاری‌ام را پشت سر گذاشتم. در شش ماه نخست بیش از بیست نفر یا اخراج می‌شدند یا استعفا می‌دادند، و این وضعیت فقط مختص واحد پشتیبانی بود چون مدیری مشخص وجود داشت که رفتارهای فشارآورانه، توهین و جاسوسی را تشویق می‌کرد تا از پرسنل نتیجه مطلوب گرفته شود. در جلسات منظم هر شنبه، همگی را تحقیر می‌کردند تا آغاز هفته را با فشار روانی آغاز کنند و اختیار کامل برای کسر حقوق هم وجود داشت. یکی از همکاران با ظاهری همدل وجود داشت که وظیفه‌اش این بود بررسی کند که چه کسانی با نام کوچک صدا زده می‌شوند یا چه کسانی خارج از ساعات کاری با هم به سینما یا کافه می‌روند تا اگر دیگران بهانه‌ای داشتند، بتوانند برایشان توجیهی بیاورند. ساعات کاری در ماه تقریبا ۱۹۶ ساعت است و تعطیلات معمولا در شرکت سپری می‌شود؛ ممکن است هر ماه تنها دو روز تعطیلی داشته باشید. حجم کار بالاست و باید با تور داخلی و خارجی، پروازهای داخلی و خارجی، سیستم‌های چارتر، هتل‌ها، ویزا و بیمه همه‌چیز را در بر بگیریم و پاسخگوی هر شکایای مسافران باشیم، حتی در صورتی که مسافر مقصر باشد. از مزایا هم در حدی که نوش جان کنید، به نظر می‌رسد: ناهار بی‌کیفیت و در صورت تمایل هیچ مبلغی به شما تعلق نمی‌گیرد؛ برای تولد کارت هدیه صدتومانی می‌دهند و شب یلدا هم به هر نفر مقداری آجیل و شاخه‌ای گل می‌دهند. برای مرخصی از یک ماه قبل باید هماهنگ کنید و در غیر این صورت ممکن بود مانند یکی از همکارانم که هفته‌ها مرخصی پزشک داشت و با دلایلی که مدیران با حساسیت زیاد مطرح می‌کردند، اخراج شد، رفتار شود. یکی از همکاران من با عمل گلو مواجه بود و سه روز پزشک اجازه صحبت نکردن داده بود اما مرخصی به ایشان داده نشد و نهایتا شرکت را ترک کرد؛ در نهایت گفتند باید تلفن را پاسخ بدهی. حقوق هر ماه در یکی از دو تاریخ ابتدایی یا انتهایی واریز می‌شد و اگر از سال قبل مرخصی داشته باشید، در پایان سال بعد واریز می‌شود. بیمه پس از سه ماه انجام می‌شود و بیمه تکمیلی هم از حقوق شما کسر می‌شود. تایم استراحت و ناهار در کل حدودا بیست دقیقه است و حتی در صورت کمبود استراحت به خاطر یک ثانیه نیز پاسخگو باید بود. اگر یکی از همکاران مشکلی داشت، توبیخ می‌شد و کسری حقوق اعمال می‌شد؛ چه برسد به مدیری که ممکن بود با همکاران فریاد بکشد تا نشان بدهد مدیریتی خوبی است یا نیست. اینها تنها ویژگی‌هایی است که مربوط به واحد پشتیبانی است و البته واحدهای دیگر تا حدودی حرفه‌ای‌تر و انسانی‌تر رفتار می‌کردند. من تلاش کردم به واحدهای دیگر انتقال پیدا کنم اما معمولا انتقال به هیچ وجه امکان‌پذیر نبود و به دلیل شرایطی که مدیران تعیین می‌کردند، اکثر نیروها ترجیح می‌کردند از این مجموعه جدا شوند. گاهی هم شنیده می‌شد که فشارها به شکایاتی که به گوش دیگران می‌رسید، هیچ تأثیری ندارد. اکثر کارکنان فعال در این صنف گردشگری یا به صورت کارآموز بودند تا

اینوآپ
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۱۵ آذر ۱۴۰۴
۱.۰

من تجربه‌ای رو از اینوآپ دارم که با هدف پرورش نیروی انسانی کار می‌کنه و وعده‌هایی مثل تضمین اشتغال می‌ده، اما واقعیت چیزی فراتر از این بود. در واقع با اسم کارآموزی، آگهی‌های اشتغال تو سایت‌های کاریابی ثبت می‌کنن و برای مصاحبه‌ها دو جلسه برگزار می‌شد: یکی حضوری و دیگری آنلاین، که در هر دو جلسه کارشناس فروش به حضور می‌آمد نه کارشناس منابع انسانی. اجرای جذب کارآموزی همچنان در کار نبود و هدف بیشتر ارائه‌ی دوره‌های آموزشی با وعده اشتغال پس از پایان دوره بود. از نکات فرعی این مصاحبه‌ها این بود که ما چند نفر از داوطلب‌ها رو به بانک معرفی می‌کردن تا برای وام درخواست بدیم؛ اگر مبلغ پیش از پرداخت نمی‌شد، افراد دیگری جایگزین می‌شدند تا تسهیلات وام بگیرند. در عوض، پس از پایان دوره، ما رو برای معرفی به شرکت‌ها آماده می‌کردن و مدرک رسمی دانشگاه تهران هم صادر می‌شد. اینکه جلسه مصاحبه در محیط دانشگاه تهران برگزار می‌شد، به ما کمی دلگرمی می‌داد که مجموعه‌ای قابل اعتماد است. اما حدود پنج ماه از پایان دوره آموزشی گذشته بود و ما آمادگی کار تخصصی داشتیم که ناگهان پکیج جدیدی رو مطرح کردن؛ باید مبلغی پرداخت می‌کردیم تا معرفی بشیم، چیزی که در جلسه مصاحبه ازش حرفی زده نشده بود. گفتن تا قبل از عید ۱۴۰۴ مدرک رسمی دانشگاه تهران آماده می‌شود، اما اکنون هشت ماه از آن زمان می‌گذرد و هیچ مدرکی ارائه نشده. هیچ توضیحی هم برای این تأخیر وجود ندارد. امیدوارم هیچ‌کس دیگه‌ای قربانی این نوع بیزینس‌های پشت پرده نشه.

آکادمی یاسان
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲۷ آبان ۱۴۰۴
۱.۰

در اینجا واقعا رشد کردم، چون باور دارم که سختی‌ها و چالش‌ها وقتی با صدایی آرام و صبور روبه‌رو می‌شویم، مسیر پیشرفت را هموار می‌کنند. مدیران اصلی مجموعه را فردی بااصالت و محترم می‌دانم که به مرور در چارچوب افرادی ناکارآمد گرفتار شدند و مدیریت هم به دست همان افراد غیرمسلط افتاد. فضای کار با جمعی محدود و به‌طور غالب مجموعه‌ای زنانه، گاهی حسادت‌های کوچکی را به‌وجود می‌آورد. داشتن مدرک دکترا در اینجا گاهی به‌عنوان دلیل برتری به کار می‌آید و ممکن است دیگران را زیر سوال برده و نظرات گران‌قدر شما را مبنای تصمیم‌گیری قرار دهند، حتی اگر فرد از نظر علمی کافی نباشد. با وجود این مدرک، گاه به نظر می‌رسد حقوق دیگران نادیده گرفته می‌شود و تصمیم‌ها تأثیر بسزایی بر جیب همه می‌گذارد، توهین و تخریب هم ممکن است در مسیر کار پیش برود و برخی را از مسیر کار کنار بزند. با وجود همه این مسائل که گاهی نادیده گرفته می‌شود، دین حق الناس برای من از هر چیز مهم‌تر است. در نتیجه از این مجموعه بیرون رفتم، با دل‌شکستی و بدون دریافت کامل حقوق و مزایا.

آکادمی یاسان
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲۵ آبان ۱۴۰۴
۱.۰

وقتی به نظرات و بازخوردهای مثبت نگاه می‌کنم، احساس می‌کنم پشت آن‌ها واقعا تجربه‌ای شخصی وجود ندارد. لحن مشابه و محتواهای تکراری نشان می‌دهد که بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد تا بازتاب دقیق تجربه واقعی افراد. این موضوع موجب می‌شود اعتماد به روایت کارکنان یا مشتریان کاهش پیدا کند و تصویر واضحی از وضعیت واقعی شرکت یا محصول شکل نگیرد.

آکادمی یاسان
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲۵ آبان ۱۴۰۴
۱.۰

در طی مسیر کاری‌ام با فضایی روبه‌رو شدم که از نظر ظاهر حرفه‌ای بود اما واقعا با چالش‌هایی همراه شده بود که نگاه من به فرهنگ سازمانی، همکاری تیمی و مدیریت منابع انسانی را عمیقا دگرگون کرد. تجربه‌ای که برای برخی ممکن است عادی باشد، اما برای کسی که رشد، یادگیری و شفافیت را ارزش می‌دهد، نقطه‌ی عطفی شد. آنجا برخورد با رفتارهای دوپهلویی و پشت‌ سرگویی و جابجایی حرف‌ها به‌عنوان هنجار، به‌نوعی سیاست‌بازی سطحی تبدیل شده بود. کسانی که مدت طولانی در آن محیط دوام می‌آوردند، عمدتا هویت‌شان به کار در همان مجموعه گره خورده بود. از منظر روان‌شناسی، وقتی فرد خارج از محیط کار تخصص عجیب یا امنیت شغلی ندارد، محیط فعلی تنها منبع اعتبار و احساس ارزشمندیش می‌شود و این وابستگی شدید، هر تغییری را تهدید می‌نماید. در چنین وضعی، ورود فردی با دیدگاه تازه یا استانداردهای حرفه‌ای بالاتر می‌تواند ساختار روانی کسانی که این اکوسیستم را پذیرفته‌اند، آشفته کند. تفاوت‌ها به‌طور تلویحی ناکارآمدی سیستم را نشان می‌دهد و به‌این صورت مکانیسم‌های دفاعی مثل حذف، تخریب یا شایعه‌سازی فعال می‌شوند تا «محدوده امن هویتی» حفظ شود. آموختم که اغلب مشکل از توانمندی یک نفر نیست بلکه از اکوسیستمی است که از رشد می‌ترسد. محیطی که منابع مالی، شفافیت، نظم و مهارت واقعی در آن ارزش ندارد، برای آن‌هایی که به دنبال یادگیری و پیشرفت هستند مناسب نیست و به همین دلیل هر کسی که می‌خواهد مسئولیت‌پذیر باشد یا کار حرفه‌ای انجام دهد با مقاومت و انرژی منفی روبه‌رو می‌شود. علاوه بر این، مدیرانی را دیدم که بدون داشتن دانش یا تجربه‌ی لازم، مسئولیت‌های گوناگون را می‌پذیرفتند و وارد هر کاری می‌شدند؛ فضای کار به شکل واضحی تبدیل شده بود به جایی که هرکس فقط کمی بلندتر صحبت می‌کرد، خود را صاحب‌نظر مطلق می‌دانست. حضور این مدیران به جای روشن شدن مسیر، کارها را پیچیده‌تر می‌کرد و تصمیم‌ها بر پایه حدس بود، دخالت‌هایی بدون فهم موضوع اتفاق می‌افتاد و اصرار عجیبی بود که همه‌چیز مطابق نظر آن‌ها پیش برود. گاهی واقعا از آن دسته تصمیمات که زیر نور دیده نمی‌شود، خیلی ساده است که کسی هنوز اصول اولیه را ندانسته است اما تصمیم می‌گیرد. واقعیت این است که وقتی مدیریت تبدیل به ابزار جبران کمبودهای شخصی می‌شود، هیچ‌کس جای رشد ندارد. چنین مدیرانی معمولا از تخصص‌ها می‌ترسند؛ چون تخصص، معیار سنجش است و معیار سنجش احتمال پیدا شدن ضعف‌ها را به‌همراه دارد. نتیجه این می‌شود که فضای کاری بیشتر به مراقبت از هر خطای مدیر بدل می‌شود تا به اعتماد و یادگیری؛ به‌جای رشد، همه نگرانند که کوچک‌ترین اشتباه مدیر به «چشم خطر» تبدیل نشود. این تجربه برای من تنها یک درس کاری نبود؛ فهمیدم نبود دانش در مدیریت فقط یک مشکل فنی نیست، مسئله‌ای انسانی است که می‌تواند روحیه، انگیزه و رشد یک تیم را تحت تأثیر قرار دهد. بی‌انگیزگی در سازمان به چشم می‌خورد چون اکثر افراد فقط به‌خاطر اینکه «هستند تا باشند» منتظر فرصت‌های بهتر‌اند یا شرایط جدیدی می‌خواهند. حجم تعدیل‌های نیرو، عدم تسویه‌حساب با کارمندان پیشین و رفتارهای غیرمنصفانه، اعتماد و امنیت روانی را از بین می‌برد و معلوم است که تصمیم‌ها نه بر پایه شایستگی که بر پایه روابط و ترس گرفته می‌شوند. نتیجه روشن است: انرژی، تع

آکادمی یاسان
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۳۱ شهریور ۱۴۰۴
۱.۰

راهی که در پیش دارم با شوقی فراوان و استرسی کم‌نظیر آغاز می‌شود و من هنوز از آن مسیر خسته و فرسوده برمی‌گردم. دوباره به همان نقطه‌ای که از آن برخاسته بودم بازمی‌گردم؛ با حالتی خسته‌ و خراب اما با عزم ادامه درونی. هر گامی که برمی‌دارم، همان اشتیاق اولیه را در دل دارم، در حالی که疲لتن ناشی از مسیر کاری اخیر همچنان پشت سرم باقیست.

کهکشان نور
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲۸ شهریور ۱۴۰۴
۳.۰

باور کنید تجربه‌ای که از شرکت کهکشان نور داشتم، برای من پر از اتفاقات منفی و ناامیدکننده بود. در مجموع، احساس من این بود که با افراد کلاهبردار و هکر کلاه‌ سیاه مواجه شده‌ام که برای من و دیگران خطرناک هستند و انتظار داشتم هر چه زودتر شناسایی و با آن‌ها برخورد شود. در یکی از موارد، پیامک‌های مشکوک و جعلی دریافت می‌کردم که با ادعاهای غیرواقعی درباره افزایش فروش یا مزایای خاص از باشگاه مشتریان دوباره، سعی در گمراه کردن مخاطبان داشتند. لینک‌های وب‌سایت‌های جعلی مثل dobare.me یا دیگر آدرس‌های مشابه دیدم که هدفشان کلاهبرداری بود. همچنین آدرس‌های دفترها و تماس‌های دروغین یا مشکوک هم مشاهده کردم و از صحت آنها مطمئن نبودم. در کنار اینها، گروه‌های تحقیقاتی موهوم با تبلیغات ادعا شده برای پذیرش مقالات، پایان‌نامه و خدمات تحلیل آماری پیدا می‌کردم که وب‌سایت‌ها و شماره‌های تماس متنوعی داشتند و اکثرشان غیرقابل اعتماد به نظر می‌رسیدند. برخی از این منابع از طریق لینک‌های شبکه‌های اجتماعی یا صفحات جعلی معرفی می‌شدند که با اهداف ناامیدکننده‌ای همراه بودند. به طور خلاصه، تجربه‌ام از ورود به محیطی بود که پر از پیامک‌های جعلی و وب‌سایت‌های تقلبی، همراه با اطلاعات تماس و ادعاهای اغواکننده. از نظر من بهتر بود برخورد قاطع و سریع با چنین تخلفاتی انجام می‌شد تا همزمان امنیت کاربران حفظ شود و از ادامه چنین رفتارهای مخرب جلوگیری گردد.

آکادمی یاسان
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲۹ مرداد ۱۴۰۴
۱.۰

من یک سال در این شرکت کار کردم و هنوز تسویه‌حساب انجام نشده است؛ هر بار که پیگیر می‌شوم می‌گویند پول نداریم. ظاهرا برای اخذ حقم تنها با شکایت می‌شود حق خود را پس گرفت. واقعا برای خودم تأسف دارم.

محیط غیر حرفه ای
حقوق ناکافی
عدم پرداخت به موقع حقوق
مشکلات مالی شرکت
بد قول
آکادمی یاسان
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۱۲ مرداد ۱۴۰۴
۱.۰

در شرکت آکادمی یاسان با حقوق به صورت فصلی و غیرمنظم مواجه شدم و پرداخت‌ها به موقع و با ثبات نبود. معمولا نیمی از حقوق در ابتدای ماه پرداخت می‌شد و نیمه دیگر مشخص نبود یا به تعویق می‌افتاد. اگر بخشی از حقوق به صورت وام یا اقساط بود یا اجاره‌ای داشتید، باید بدانید که این موارد به کنار میانگین حقوق پایین اضافه می‌شدند و منجر به کاهش قابل توجه دریافتی می‌شد.

کهکشان نور
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
۵.۰

به این نکته پی بردم که فضای سایت معمولا بدون ممیزی یا ارزیابی معتبر است و نمی‌شود به محتوای آن به ساده‌ترین شکل اعتماد کرد. اگر جای شرکت بودم، در چنین وضعیتی چه کار می‌کردم؟ به نظر می‌رسد بخش عمده نظرات اینجا از دلخوری‌ها یا تجربه‌های شخصی نشأت می‌گیرد و کم‌کم به جایگاه منابع معتبر لطمه می‌زند. منابع انسانی برای هر سازمان همچون سرمایه‌اند و طبیعی است که شرکت‌ها از کارکنان خود حمایت کنند. معمولا اختلافاتی که مطرح می‌شود، بیشتر جنبه فردی دارد تا نشان‌دهنده ضعف کل مجموعه. در واقع، محتوای این سایت بیشتر سبب ترس، تردید و از دست رفتن فرصت‌ها می‌شود تا کمکی مفید. اگر کسی تصور کند که چون هر نظری آزاد است، اینجا جای مطلوبی است، باید بگویم اشتباه می‌کند؛ در این محیط هیچ نظارت یا بررسی‌ای روی مطالب وجود ندارد و هر چیزی به محض انتشار منتشر می‌شود. برای رقى دیدن قضایا، نگاه صریح‌تری لازم است. من هم در آغاز تحت تأثیر نظرات بودم و تجربه آن، به جز ضرر نتیجه دیگری در پی نداشت. بیایید با رویکردی منطقی و آگاهانه‌تر تصمیم بگیریم.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.