سه سالی میشود که در آکادمی طلا فعالیت دارم و از دوران کارآموزی در بخش سرمایهگذاری تا به امروز با تغییر و پیشرفت زیادی روبهرو شدم. در این مدت هم سطح دانشم رشد کرد و هم جایگاهم از نظر ارتباطی رشد یافت. این ترکیب موجب شد همزمان با ادامهی تحصیل، کار را با جدیت و حرفهایتر دنبال کنم. تجربههایی که در اینجا کسب کردهام، به ویژه در زمینه بورس آمریکا، اقتصاد، هوش مصنوعی و نحوهی تحلیلها، به تواناییهایم اضافه کردهاند و تأثیر مثبتی روی زندگی شخصیام هم داشتهاند. اگر دنبال کشف فعالیتهای تازه در حوزه سرمایهگذاری هستید یا میخواهید در محیاتی کار کنید که دانشبهصورت واقعی پررنگتر از مدرک است، پیشنهاد میکنم حتماً به کار در این تیم فکر کنید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به نظر من محیط کار این شرکت پر از درگیریها و رفتارهای غیرحرفهایه و این وضعیت واقعاً آزاردهنده است. از لحاظ فنی، سطح دانش تیم پایین بود و لیدها تجربه کافی نداشتن؛ خیلیهاشون اصولاً تازهکار بودن. مدیر هر بخش رو به افرادی سپرده که در اون حوزه تخصصی ندارن و تنها فکر میکنن بلدن کار رو انجام بدن. همچنین وجود مدیری که نسبت به همکاران خانم پیشنهاداتی داده و حواشی زیادی به پا کرده، فضا رو به شدت ملتهب کرده. نتیجه این شد که فضای کار به کل بچگانه و پر از روابط خانوادگی و مزاحمتهای غیرحرفهای تبدیل شده بود.
برای مصاحبهی نخست، فرم مشخصاتی پر کردم و یک صفحه سوال هوش و ریاضی هم در اختیارم گذاشتن که باید در بیست و پنج دقیقه پاسخ میدادم. برخورد با افراد مصاحبهکننده خیلی خوب بود و پاسخها به سوالهای مربوط به شغل با صبر و صداقت ارائه شد. فضای شرکت آرام و مرتب به نظر میرسید و پر از نیروهای جوان بود. تنها نکته این بود که در مورد حقوق به توافق نرسیدیم.
به مدت چند سال در شرکتی کوچک با تیمی کمتعداد کار کردم که مدیریتِ آن واقعاً توانایی لازم را ندارد و به همگان با شدت و تردید نگاه میکند. روال کار طوری بود که پروژه را میگرفتند و فشار زیادی روی تیم وارد میکردند تا کار را تا جایی که ممکن بود بهشدت به تاخیر بیفتد و از هر جایی که بتوانند کم میگذاشتند؛ اضافهکار، ماموریتهای اضافی، سنوات، عیدی و حتی زمانی برای ناهار هم کنار میگذاشتند. وقتی سفته میگیرند، رفتارش تغییر میکند و از تو فقط انتظار انجام کار بیشتر دارند، فرقی ندارد که روز کاری باشد یا جمعه یا تعطیلات. از نظر فنی هم هیچوقت بهروز نبودند: ده سال است که در همان نسخههای داتنت ۳ و ۴ گیر کردهاند، بنابراین از نظر فنی هیچ رشدی ندارم و مهارتهایم هم پیش رفت نمیکند.
بهطور کلی حقوق و شرایط بیمه برای هر سه ماه، بهطور محاسبهای معمولی تقسیم میشود و همان مبلغ هر ماه واریز میشود؛ وسط فصل هم بهعنوان کارانه پرداخت میشود که به نظر میرسد با مفهوم واقعی کارانه تفاوت دارد. بیمه تکمیلی وجود دارد اما اکثر وقتها شرکت بیمهشان جذابیت زیادی ندارد. اتاق استراحت و اتاق بازی وجود دارد، اما مراقب باشی بیش از حد طول نکشد چون احتمال دارد بهت چیزی بگویند که بهعنوان «سیکتو» شناخته میشود و به نظر میرسد شوخیای است که به حقوق مربوط نمیشود. فضای کاری باز و اجتماعی است؛ اگر بتوانی با همکارها ارتباط بگیری، ممکن است بحثهای مالی یا خرجی برایت مطرح شود. منابع انسانی برخیشان خوباند اما بیشترشان جوان و بیتجربهاند و شکل برخوردشان مناسب نیست. تیم روانشناسی گاهی پستهای خوبی میگذارد، اما این پستها به حقوق شما ربطی ندارد. بهعنوان مزیت، یک وعده میوه و بودجه کوچکی برای خوراکی یا پارکینگ یا یخچال طبقه در نظر میگیرند. صبحها اگر قبل از ۸:۳۰ بیایی، میخوری. در لابی یک کافیشاپ کوچک هست؛ لیوان خودت را بیاور تا قهوه بگیری. در ایام عید و یلدا به مقدار کمی آجیل میدهند و اضافهکاری بهندرت وجود دارد مگر اینکه تیملید ایمیل بزند و تأییدش کند. گزارشهای لاگ جیرا بهقوت میگویند روی حقوق تأثیر ندارد، اما عملاً تأثیر میکند و این را نمیشود دقیقاً قبول کرد. بودجه آموزش وجود دارد، اما تقریباً بهاندازه حقوق یک ماه در سال است. وقتی از شرکت میروی، گواهی حسن انجام کار داده میشود و اگر برای مهاجرت تحصیلی بخواهی، پس از مدت طولانی بهمثابه جابآفر کمکات میکند تا پروندهات به نفعات باشد. رعایت بهداشت و پوشش نیز ارزیابی میشود و این مواردروی حقوق تو اثر میگذارد. صندوق بازنشستگی خوب است اما اگر به دنبال تجربه فنی عمیق هستی، شاید چندان مناسب نباشد؛ چرا که شرکت عموماً با فناوریهای نوین بهطور کند پیش میرود و پر است از بدپراتیسها و لیدهای کمسواد. اگر بتوانی با لیدا ارتباط داری، میتوانید به آنها چیزی بیاموزی؛ در غیر این صورت معمولاً از تو با تعارفی کلی صحبت میشود که میگویند من تیم لیدم و این حرفها. در نهایت، به جز لیدرها و مدیران، باقی همکاران باحال و همفهم هستند و فضای گروهی خوب است.
من حدود یک سال کمی بیشتر نزدیک یک ماه بدون حقوق با عنوان کارآموزی و بدون حقوق کار کردم در ابتدا فضا دوستانه و مشارکتی به نظر می رسید اما بعد از تعیین مشاور ها و گذشت زمان رفتار های غیر محترمانه و از بالا به پایین مشاور ها شروع شد و به خاطر کوچک ترین مشکلی حرف جریمه و کاهش حقوق و اخراج مطرح می شد و حتی در صورت پر کردن تایم تماس ها حقوق پرداختی به زمان صرف شده نمی خورد حقوق بسیار پایین و تقریبا میشه گفت خیریه هست و با کوچیک ترین انتقادی از اونجا طرد می شید اگه برای روح و روان خودتون ارزش قائل هستید دوری کنید یک سالی که موندم فقط و فقط به خاطر دانش آموزهام و برخی دوستانی که پیدا کردم بود و گرنه رفتار مدیران و مشاوران بسیار غیرحرفه ای و جانب دارانه به مشاور ها به خاطر تفاوت پوشش داشتن.
در این شرکت به شدت احساس ناامیدی داشتم؛ همه چیز از همان روزهای اول به هم ریخته بود و من بهشدت حس میکردم که پشت این فضا، بینظمی و بیتفاوتی موج میزند. محیط کار پر از رفتارهای غیرحرفهای و نمایشهای بیمعنا بود، جدیت و حرفهایگری به چشم نمیآمد و انگار همهجا نوعی شوخی و لودگی رایج بود. بهعلاوه، با آمدن تیم جدید مدیر و سرپرست، وضعیت شرکت بیصاحب و بیسامانتر از قبل شد و من احساس کردم جایی که باید رشد میکردم، به یک فضای ناامیدکننده تبدیل شده است.
شرکت اسکیل آپ برای من تجربهای سریع و سطحی بود. به محض ورود، مصاحبه کوتاه و بیجزئیاتی داشتیم و هیچ توضیحی درباره شرکت یا پروژه به من داده نشد. وقتی وارد پروژه شدم، تازه با مجموعهای از فناوریها آشنا شدم و انتظار داشتم راهنمایی کافی دریافت کنم، اما حمایتی وجود نداشت و چند توصیه هم بهنظر اشتباه میآمدند؛ به مرور توضیحاتی که میگرفتم، روشن نبود که اینها اشتباهاند یا بهخاطر کماطلاعی بودهاند. تصمیم گرفتم از شرکت بیرون بروم، چون محیط برایم دیگر قابلتحمل نبود. بدترین بخش وقتی بود که قرار بود جدا شویم و مدیر حتی یک جمله خداحافظی هم نگفت و دلیل ترک من را نپرسید یا برای جلوگیری از تکرار اشتباهات کمکی نکرد. بعد از قطع همکاری هم مدیرعامل من را بلاک کرد. البته برخی ادعا میکنند که همه دوستانه رفتار میکنند، ولی واقعیت چیز دیگری است. با این حال دوستهای خوبی در میان همکارانم داشتم و اگر بخواهم از نکات مثبت بگویم، این است که شرکت نسبتاً بهروز کار میکند و محیط و امکانات نسبتاً مناسبی داشت.
برای من خیلی سریع مشخص شد که استخدام به عنوان برنامهنویس بکاند تماموقت فقط روی کاغذ بود. در جلسه استخدام چیزی نگفتن که حقوق توافقشده عیدی یا پاداش هم شامل میشود، اما بعداً فهمیدم اضافهکاری اساساً پرداخت نمیشود. چندبار از ما خواستن حتی در روزهای تعطیل بیایم سر کار بدون پرداخت اضافی، و در طی دو هفته تعطیلی کرونا گفتن بیایید ولی به کسانی که نخواستند، صریحاً گفتند دیگر نیایید. از دیدشون چون حقوق بالا میدهند، چیزهای دیگر را لازم نمیبینند. قراردادمان یکساله بود با شرط یک ماه، اما بعد از دو ماه بدون دلیل مشخصی گفتند بیرون برو. هیچوقت اینجا را به کسی توصیه نمیکنم.
به من اجازه بده تجربهام رو تعریف کنم تا دیگران گول ظاهر شرکت رو نخورند. مرکز مشاوره پوردستمالچی فقط از نظر طراحی و ظاهر خوببه نظر میرسد و بس؛ ارزش دادن به نیروی بااستعداد براشون اهمیت نداره. مشکلات داخلی خیلی زیاده؛ به نظر میرسه که همکاران قدرتمند و با تجربه کم دارن، و ارتباطات داخلی به شکل ناامیدکنندهای ضعیف است. فضا پر تنش و پر حرف و حدیثه و هر روز یکی رو میبینی که نزدیکه از کارش پشیمان بشه و اکثراً تصمیم به ترک میگیرن. هر روز هم جابهجایی و استعفا در بخشها تکرار میشه. یک خانم جوان هم وجود داره که بیشتر به ظاهرش اهمیت میده تا کار و رفتارهای بیادبانه و تحقیرآمیزش رو چند بار دیدم. به نظر من مدیران باید خیلی زود به نیروهای حاشیهساز تذکر بدهند تا اوضاع از کنترل خارج نشود.
در این مجموعه، استارتاپی در مشهد با تیمی از افراد بااستعداد گرد هم آمده بود و هدفشون پرکردن جای خالی شبکه اجتماعی واقعی در ایران بود. محیط کار به شدت پویا بود و هر روز با چالش تازهای روبهرو میشدی؛ همه سعی داشتند در زمینهٔ فناوری جلو باشند. تنها نکتهای که از نظر من قابل نقد بود، پایینتر بودن حقوق نسبت به سایر شرکتها بود؛ امیدوارم با جذب سرمایهگذار این تفاوت جبران شود.
دوست دارم برای اسکیل آپ تجربهام رو به زبان خودم بازگو کنم.اوایل کار اوضاع آرومتر و سازمانیافتهتر به نظر میرسید، اما اکنون تیم منابع انسانی خیلی فعال نیست و تصمیمها بیشتر دست مدیران است. مدیران هم سن بالایی دارند و اخیراً تحرک و انگیزهای از سمتشان نمیبینم. این وضع باعث میشود حتی اگر فردی با انگیزه و دغدغهمند باشه هم حرکت خاصی پیش نیاد، چون اختیار کافی ندارند و صدای پیشنهادها بهطور جدی شنیده نمیشود. به آینده هم امیدی به تغییر وضع ندارم، کاش اوضاع بهتری بود. در گذشته واقعاً حس خوبی داشتیم اما حالا آن انرژی و فضا وجود ندارد و حیف است.
مدیران واقعاً همدل هستند و همیشه دنبال رشد من و همکارانم میگردند. سه سالی است که در این مجموعه فعالیت میکنم و طی این دوره ضمن فراهم بودن دورهها و آموزشهای بهروز بهصورت رایگان، فرصت یادگیری مداوم نصیبم شده. فضای کاریمان خیلی صمیمی و گرم است و در زمانهای سخت هم جو گروهی به من آرامش میدهد تا بهراحتی بتوانم ادامه بدهم. در کل، اینجا مسیر مناسبی برای پیشرفت و ارتقای مهارتهایم محسوب میشود.
مدتهاست که در بخش خدمات مشتریان این شرکت مشغول به کارم و تجربهام از اینجا خیلی مثبت بوده. پرداختیها همواره دقیق و بهموقع انجام میشود و گاهی بهعنوان پاداش برای کار هم هدیهای دریافت میکنم. حل و فصل سفارشهای مشتریان با دقت انجام میشود و وقتی حجم کار بالا میرود، خود مدیران برای کمک میآیند تا امور سریعتر پیش برود. اضافهکاریها بهطور جداگانه و با محاسبه مشخص پرداخت میشود.
رفتار بد سرپرست ها و مدیران عدم هماهنگی در کارها حجم کار فوق العاده بالا حقوق و مزایا خیلی کم ( پایین تر از وزارت کار عملا ) ساعت کاری متغیر هست و مواقعی که از قبل برنامه ریزی انجام شده برنامه تغییر میکنه آپدیت ها و تغییرات کاری یهویی و بی برنامه بودن در طول مدت قرارداد حقوق به صورت ساعتی هست و نه ساعتی که درگیر فرآیند کار هستی صرفا ساعتی که دقیق داخل تماس بودی با دانش آموز که خب در طی روز اگر 12 ساعت وقت بزاری حدود شاید 8 ساعت خروجی ازش دربیاد که میشه ساعت کاری وزارت کار عملا بیشتر کارش توی عصر هست که دانش آموزا مدرسه نباشن و تعداد خیلی کمی هست که صبح باشه تماس هاشون مشکلات کاری و قطعی سامانه و خیلی موارد هست که رسیدگی نمیشه و نیرو ها معمولا شاکی هستن ولی هیچ تاثیری نداره و هر دفعه اعتراض بکنی میگن سفته ات رو میزاریم اجرا و جریمه ات میکنیم و فلان اگرم خیلی خیلی نیروی خوبی باشی همینطوری نگاهت میکنن میگن خب همینه که هست و دیگه قرارداد بعدی رو خب امضا نکن و اصلا احترام گذاشتن معمولی رو هم بلد نیستن واقعا و همش تیکه میندازن توی موقعیت های مختلف و نگاه از بالا به پایین دارن به پشتیبانان اکثر کار به صورت دورکاری هست ولی طبق خواسته اونا هست یعنی تعطیلات رسمی عید نوروز همه اینا باید کارشون انجام بشه و اهمیتی براشون نداره 1 روز باید هر هفته به صورت حضوری اومد داخل خود موسسه توی میدان فردوسی تهران
برای مصاحبه دعوت شدم و قبل از حضور، رزومهام را فرستاده بودم؛ با وجود اینکه دقیقاً سر وقت نرسیدم، گفتند عجلهای نیست. فرصت جلسه را مدیر فنی به طور مستقیم برگزار کرد و مسئول پشتیبانی حضور نداشت. تقریباً نیم ساعت طول کشید و در خلال آن هم پرسشهای فنی مطرح شد و هم سوالهای عمومی؛ به نظر میرسید اولویت شرکت، وفاداری به سیستم و چارچوبهای آن است، چون دورهی کارآموزی حقوق داشت.
در گذشته محیط، پر از افراد باهوش و دارای دانش بالا بود، اما حالا به نظر میرسد مدیریت بیشتر به روابط و پارتیبازی بها میدهد. چه بسا با وجود مهارت، اگر بتوانی نمایش بدهی و کارهای کماهمیت را بزرگنمایی کنی، زودتر به جلو میروی. اغلب دیده میشود کسانی با دانش کمتر حقوق و جایگاه بهتری دارند. در دوران کار معمولاً میشود روی چند پروژه همزمان کار کرد، اما بعد از مدتی اکثر پروژهها یا لغو میشوند یا رها میگردند. در کل، محیط مناسبی برای یادگیری برای تازهکارها هست، اما بیش از آن انتظار زیادی نباید داشت.
برای مصاحبه کارشناس پشتیبانی، اول فرم اطلاعات شخصی، سابقه و مهارتها رو پر کردم. بعد خانمی به عنوان مصاحبهکننده اومد و سوالها درباره همون موارد نوشتهشده از من پرسید و توضیحاتی درباره ساعات کاری و وظایف پشتیبانی داد. درباره حقوق، بیمه و مزایا هم صحبت شد و گفتن با اضافهکاری و تشویقیها ممکنه حقوقم بالاتر بره. گفته بودن منتظر تماس بمونم و فردا تماس گرفتن که پذیرفته شدم و میتونم برای آموزش بیام. دوره آموزشی یک هفتهای رو خیلی منظم و کامل طی کردم؛ هر بخش رو چندین بار توضیح دادن و تمرین کردیم. بعد از آموزش یکی دو هفته پشت کامپیوتر نشستم تا کار رو بهطور عملی یاد بگیرم، اما بهخاطر مسائل شخصی و تداخل زمانی مجبور شدم خروج کنم. حقوق اون مدت دقیقاً بهصورت ساعتی محاسبه و کامل پرداخت شد. نکتهای که میخوام بهگم اینه که با انرژی و روحیه مثبت به سراغ مصاحبه برید، با تسلط حرفهاتون رو بزنید و نترسید اگه تجربه پشتیبانی ندارید — آموزشها طوری طراحی شده که توی یک هفته مهارتهای لازم رو به دست میآورید و به مرور با سیستم آشنا میشید. خصوصیات مهمی که ازتون میخوان اینا هستن: ادب و متانت، وقتشناسی، انرژی بالا و روحیه خوب، ظاهر مرتب و دامنه سنی ۲۰ تا ۲۸.
مدتها همسوی من برای این مجموعه بودم، اما حقیقتش رو بخوام بگم، طی دوازده سال حضورم در اونجا، بیشتر حس شرمساری و ننگ رو تجربه کردم تا احساس افتخار. تنها چیزی که میتونم درباره همکاران بگم اینه که اگر آدم با انصاف و درستحسابی باشی، واقعا اونجا جور کار شدن سخت میشه. مثالهایی هم وجود داره که سهوا نامشون رو نمیبرم، اما همکاران خودشون میدونن منظورم کدوم افراد هستن.
به طور کماهمیت و ساده بود که از یه سایتی کاریابی رزوممو فرستادم و کمتر از یک هفته بعد باهام تماس گرفتن و زمان مصاحبه آنلاین تعیین شد. چند ساعت قبلش هم زنگ زدن تا بگن اگه اتصال به نرمافزار تماس دچار مشکل شد، راهنماییش کنم. خود مصاحبه خیلی کوتاه بود؛ ده دقیقه بیشتر طول نکشید و سوالها آنقدر ساده بودن که واقعا تعجب کردم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.