وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۴ تجربه منتشرشده · صفحه ۱ از ۱
ستاره بامگاه
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی
مصاحبه
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس جونیور·۲۱ مرداد ۱۴۰۵
مصاحبه‌ای که فقط برای تحقیر بود

به‌عنوان تجربه‌ای از یک مصاحبه، با دید خودم توضیح می‌دهم که در جلسهٔ فنیِ شرکت ستاره بامگاه حاضر شدم و در نهایت احساس کردم مدیر بخش قصد داشت با رفتار خود به جایگاه من توهین کند و نشان بدهد که تجربه‌ام کم است و نباید رزومه‌ام را ارائه بدهم.

آر ال ام
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی
مصاحبه
کاربر ناشناس·توسعه‌دهنده بک‌اند·۵ مرداد ۱۴۰۵
مصاحبه فقط ویترین بود

من برای مصاحبهٔ بک‌اند دعوت شدم و دیدم برخی از دوستان قبلاً تجربه‌ای شبیه را داشتند؛ می‌گفتند شرکت برای نمایش ظاهر خود دعوت می‌کند تا فقط جنبهٔ رسمی و مثبت شرکت نمایش داده شود. خود مصاحبه هم بیشتر شبیه یک نمایش خوش‌طبع و فرمال بود و پر از کلمات دل‌نشین، اما چیزی که واقعاً مرا آشفته کرد این بود که همان حرف‌هایی که من آخرای گفتنم بود، همان روز به‌عنوان کامنتی از طرف من منتشر شده بود. نمی‌فهمم چرا چنین کاری می‌کنند. به نظر من هدف اصلی‌شان ساختن ویترینی زیبا از شرکت در سایت‌هاست، اما در نهایت واقعیت‌ها فاش می‌شود.

گیسونت
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
مصاحبه
کاربر ناشناس·مدیر دیجیتال مارکتینگ·۱۸ تیر ۱۴۰۵
داستان مصاحبه و دودلی

شرکت گیسونت همیشه برایم یک تجربه آموزنده بود. در مهر ماه سال هزار و سیصد و نود و هفت، رزومه‌ام پذیرفته شد و بعد از چند جلسه مصاحبه، با دو نفر از مدیران آنجا که به نظر آدم‌های بااخلاص و صادق می‌آمدند، گفت‌وگوها کاملاً هم‌سو بود. همه چیز به طرف آغاز کار پیش می‌رفت، اما هم‌زمان دو پیشنهاد دیگر هم داشتم که از نظر حقوق و ساختار بهتر به چشم می‌آمدند. دفتر این شرکت کوچک بود و تنها دو، سه نفر احاطه‌کننده‌ی تیم بودند، و هدفشان رقابت با فروشگاه‌های بزرگ اینترنتی آن زمان بود. احساس می‌کردم با تمام تجربه‌ام هم نمی‌توانم به‌تنهایی این کار سنگین را پیش ببرم. حقوق پیشنهادی هم با چشم‌انداز شرکت هم‌سو نبود. به همین دلیل مسیرم را به سمت شرکت دیگری کشیدم که بعدها فهمیدم شاید گزینه بهتری نبود. مدیران آن شرکت بارها تماس گرفتند و همکاری را پیشنهاد می‌دادند، حتی پیشنهاد بهتری هم مطرح کردند، اما از روی احترام پوزش دادم و نپذیرفتم. در حقیقت هدف از نوشتن این تجربه، ادای دین به رفتارهایشان بود.

گلستان
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی
مصاحبه
کاربر ناشناس·کارشناس منابع انسانی·۱۵ تیر ۱۴۰۵
منابع انسانی سلیقه محور

متاسفانه این مدت ک بیکار شدم تجربه های مصاحبه عجیب غریبی داشتم که یکیش گلستان بود متاسفانه در ابتدا جذب برند این شرکت شدم و رزومه ارسال کردم اما چون تخصقی تو منابع انسانی فعالیت کردم و خطاهای سناختی رو میشناسم و متوجه شدم سرپرستان جذب اقای م.ص و خانم س.ح بسیار کار نابلد و شایسته اون جابگاه نیستند و تجربه خوبی ندارند احتمالا با رابطه در اون شغل قرار گرفتند دو ماه برای این شغل اگهی درج کردن و قصدشون فقط بنچ مارک و تهیه گزارش از متقاضیان راجب شرایط شرکت ها بود که تو مصاحبه متوجه شدم .هیچ تخصصی در رابطه با سنجیدن شایستگی ها و توانایی افراد نداشتند واقعا متاسفم برای این افراد که برند کارفرمایی رو لطمه میزنند من واقعا پشیمون شدم از مصاحبه و حتی متنفر شدم از برند گلستان یک پست اعتراضی هم لینکدین در موردشون کذاشتم اما بی شرفا دسته جمعی ریپورت کردن اکانتم بن شد

ستاره بامگاه
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی
مصاحبه
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس جونیور·۲۱ مرداد ۱۴۰۵
مصاحبه‌ای که فقط برای تحقیر بود

به‌عنوان تجربه‌ای از یک مصاحبه، با دید خودم توضیح می‌دهم که در جلسهٔ فنیِ شرکت ستاره بامگاه حاضر شدم و در نهایت احساس کردم مدیر بخش قصد داشت با رفتار خود به جایگاه من توهین کند و نشان بدهد که تجربه‌ام کم است و نباید رزومه‌ام را ارائه بدهم.

آر ال ام
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی
مصاحبه
کاربر ناشناس·توسعه‌دهنده بک‌اند·۵ مرداد ۱۴۰۵
مصاحبه فقط ویترین بود

من برای مصاحبهٔ بک‌اند دعوت شدم و دیدم برخی از دوستان قبلاً تجربه‌ای شبیه را داشتند؛ می‌گفتند شرکت برای نمایش ظاهر خود دعوت می‌کند تا فقط جنبهٔ رسمی و مثبت شرکت نمایش داده شود. خود مصاحبه هم بیشتر شبیه یک نمایش خوش‌طبع و فرمال بود و پر از کلمات دل‌نشین، اما چیزی که واقعاً مرا آشفته کرد این بود که همان حرف‌هایی که من آخرای گفتنم بود، همان روز به‌عنوان کامنتی از طرف من منتشر شده بود. نمی‌فهمم چرا چنین کاری می‌کنند. به نظر من هدف اصلی‌شان ساختن ویترینی زیبا از شرکت در سایت‌هاست، اما در نهایت واقعیت‌ها فاش می‌شود.

گیسونت
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
مصاحبه
کاربر ناشناس·مدیر دیجیتال مارکتینگ·۱۸ تیر ۱۴۰۵
داستان مصاحبه و دودلی

شرکت گیسونت همیشه برایم یک تجربه آموزنده بود. در مهر ماه سال هزار و سیصد و نود و هفت، رزومه‌ام پذیرفته شد و بعد از چند جلسه مصاحبه، با دو نفر از مدیران آنجا که به نظر آدم‌های بااخلاص و صادق می‌آمدند، گفت‌وگوها کاملاً هم‌سو بود. همه چیز به طرف آغاز کار پیش می‌رفت، اما هم‌زمان دو پیشنهاد دیگر هم داشتم که از نظر حقوق و ساختار بهتر به چشم می‌آمدند. دفتر این شرکت کوچک بود و تنها دو، سه نفر احاطه‌کننده‌ی تیم بودند، و هدفشان رقابت با فروشگاه‌های بزرگ اینترنتی آن زمان بود. احساس می‌کردم با تمام تجربه‌ام هم نمی‌توانم به‌تنهایی این کار سنگین را پیش ببرم. حقوق پیشنهادی هم با چشم‌انداز شرکت هم‌سو نبود. به همین دلیل مسیرم را به سمت شرکت دیگری کشیدم که بعدها فهمیدم شاید گزینه بهتری نبود. مدیران آن شرکت بارها تماس گرفتند و همکاری را پیشنهاد می‌دادند، حتی پیشنهاد بهتری هم مطرح کردند، اما از روی احترام پوزش دادم و نپذیرفتم. در حقیقت هدف از نوشتن این تجربه، ادای دین به رفتارهایشان بود.

گلستان
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی
مصاحبه
کاربر ناشناس·کارشناس منابع انسانی·۱۵ تیر ۱۴۰۵
منابع انسانی سلیقه محور

متاسفانه این مدت ک بیکار شدم تجربه های مصاحبه عجیب غریبی داشتم که یکیش گلستان بود متاسفانه در ابتدا جذب برند این شرکت شدم و رزومه ارسال کردم اما چون تخصقی تو منابع انسانی فعالیت کردم و خطاهای سناختی رو میشناسم و متوجه شدم سرپرستان جذب اقای م.ص و خانم س.ح بسیار کار نابلد و شایسته اون جابگاه نیستند و تجربه خوبی ندارند احتمالا با رابطه در اون شغل قرار گرفتند دو ماه برای این شغل اگهی درج کردن و قصدشون فقط بنچ مارک و تهیه گزارش از متقاضیان راجب شرایط شرکت ها بود که تو مصاحبه متوجه شدم .هیچ تخصصی در رابطه با سنجیدن شایستگی ها و توانایی افراد نداشتند واقعا متاسفم برای این افراد که برند کارفرمایی رو لطمه میزنند من واقعا پشیمون شدم از مصاحبه و حتی متنفر شدم از برند گلستان یک پست اعتراضی هم لینکدین در موردشون کذاشتم اما بی شرفا دسته جمعی ریپورت کردن اکانتم بن شد

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.