تمام تجربهی من با شرکت گالری هنری علیرضا گلکار به صورت همزمان با زمان مقرر آغاز شد و برخورد مدیرها خیلی صمیمی بود. در ابتدای جلسه، دربارهی سوابق کاری و تجربههام پرسیدن و بعد کمکم به سوالهای فنی رسیدن تا سطح دانشم رو بسنجن. در پایان یک مسئله دادند که باید با بهاشتراکگذاری صفحه کد بنویسم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به نظر من اینجا بیشتر شبیه یه جمع خانوادگیه تا یه محیط کار حرفهای. افراد با رابطهی فامیلی یا رفیقهای صاحب شرکت به کار جذب میشن و اغلب از شرکت بهفوریت اخراج میشن مگر اینکه وابستگی خانوادگی داشته باشن. کار خیلی جدی نیست؛ بیشتر کارهای حسابداری و جابهجایی پول از طریق سیستم بانکی انجام میشه و سرمایهگذاریها توی نقاط دیگه صورت میگیره. قراردادها اغلب یکماههن یا حداکثر دوماهه، امنیت شغلی وجود نداره و از مسیر رشد و ارتقا خبری نیست. انگیزه هم کم و جو کلی کار منفی و ناامیدکننده است.
محیط کاری به شدت افتضاح، دسترسی تمامی پرسنل به نرم افزار حسابداری، دخالت بی حد و حصر مدیر عامل و مدیر اجرایی در امور حسابداری
در نخستین جلسه باید توضیح کوتاهی از تحصیلات، کارهای پارهوقت و پروژههای مرتبط میدادم، چون سابقه کار تماموقت نداشتم. سپس درباره هدفها و برنامههای آیندهام پرسیدند. بخش دوم جلسه بیشتر جنبه فنی داشت؛ پرسشهایی درباره طراحی کمپین و کار با ابزار تحلیلی مطرح شد تا تواناییهای من در انجام کار سنجیده شود. در نهایت توضیحات بیشتری درباره شیوهی کار و نیازمندیهای شرکت ارائه شد. گفتند منابع انسانی با من تماس میگیرد و پس از دو سه روز ایمیل زدند و گفتند فردی با تطابق بهتری با نیازها را انتخاب کردهاند. به نظرم باید از نظر دانش آماده بود و بتوانی بهطور واضح تواناییهای خود را ارائه بدهی، چون آنها به رفتار صمیمی و دوستانه بیشتر از حالت رسمی اهمیت میدهند.
شرکتمون خشکبار امیرحسین بود. کار رو به عنوان پشتیبان فنی پورتال آغاز کردم و یک ماه پیش برای مصاحبه تماس گرفتند. قبلش رفتم تو سایتی نظرها رو نگاه کنم؛ چند تا دیدگاه منفی بود و چندتای دیگه مثبت، اما حس کردم بعضیها مشکوکاند. در تماس اول از من خواستن درباره کارهای قبلیم و حقوق مدنظرم رو بگم. در جلسه گفتم اون سایت رو دیدم و مدیر مجموعه هم واقعاً اون سایت رو نمیشناخت؛ آدرسشو دادم و گفتم میتونید ببینید چند تا کامنت برای خودشون ثبت شده تو چند روز اخیر. شرکت کوچیکی بود و چند نفر برنامهنویس داشت؛ فضای دفتر واقعاً دلگیر بود و این حس رو هر بار که رفتم تجربه کردم. قبل از هرچیز باید بدون آموزش اولیه پشتیبان میبودم تا بتونم مشکلات پورتال رو رفع کنم، اما به من گفتن از روز اول باید بدون آموزش آماده باشم. اگر سوالی میکردی یا اشتباهی داشتی، با رفتاری تند برخورد میکردن و سرزنشت میکردن، انگار باید از این که چیزی بلد نیستی شرمنده باشی. هنوز یک ماه نشده بهشون گفتم دیگه لازم نیست بیایند. قرارداد سهماهه بود و حقوق تصویبشده طبق حداقل وزارت کار بود، یعنی سیصد و هفتصد و بیست و نه هزار تومان، در حالی که در مرحله اول گفته بودند سیصد و پنجاهصدتومان. وقتی پرسیدم گفتن اینطور بنویسیم تا بیمه برای هر دو طرف کمتر بشه—که واضحاً به نفع خودشون تمام میشد. تو اون مدت هر روز مدیر و یکی دیگه از همکارا با لحن تند تماس میگرفتند؛ ابتدا شخصیت آدم رو زیر سوال میبردند و بعد ازت میخواستن راه درست رو بیان کنن تا التماس کنی که کمک کنن. به هیچ عنوان اینجا رو توصیه نمیکنم. به نظر میرسه کسایی که چندتا کامنت فیک بذارن هدف مشخصی دارن. ممکنه روز اول مدیر با روی خوش باشه، اما بعد اوضاع تغییر میکنه—گول نخورید.
من توی این شرکت کار کردم و تجربهام را با احساس واقعیش موج میزنم. از همان شروع کار با روی خوش و گفتوگوی دوستانه روبهرو میشدم، اما وقتی قرارداد میبستیم و سفته را میگذاشتم، رفتارها تغییر میکرد. پرداختیها یا به موقع نبود یا به شدت کمتر از عرف بازار بود. اگر با کسی آشنا بودی شاید حقوقت خوب بود، اما بیشتر اوقات حقوق با واقعیت تفاوت داشت و در پروندهها کمنمایی میشد. سایت شفافی وجود ندارد و اگر زنگ بزنید باید تماسهای مکرر انجام بدهید تا پاسخی بگیرند. اگر کمی گلایه کنی یا شیوه صحبتت تند باشد، تهدید میکنند که سفته را اجرا میکنند. هنگام استعفا یا خروج، پولها غالباً به طور کامل پرداخت نمیشود یا سفتهها پس داده نمیشود. قرارداد هم قبل از تحویل سفته بسته نمیشود. اگر بیماری داشتی باید به موقع سر شیفت میرفتی و مرخصی یا ملاحظهای در کار نبود. پروژههایشان اکثراً مرتبط با پروژههای دولتی و کمارزش هستند و از تجهیزات قدیمی و بیکیفیت استفاده میکنند. چون با نهادهای حکومتی ارتباط دارند، از شکایت یا پیگیری خیلی نمیترسند. به طور کلی قبل از رفتن خوب فکر کنید و دیگران را هم بخوانید.
از زمانی که دکتر بدری بهعنوان مدیرعامل شرکت منصوب شدهاند، وضعیت شرکت به شکل محسوسی تغییر کرده و متأسفانه بسیاری از این تغییرات نهتنها باعث پیشرفت و بهبود عملکرد شرکت نشده، بلکه موجب ایجاد نگرانی، بیاعتمادی، فشار روانی و نارضایتی گسترده میان کارکنان شده است. در ابتدای شروع مدیریت ایشان، صراحتاً اعلام شد که قرار نیست نیروهای قبلی شرکت اخراج شوند و حتی صحبت از افزایش تعداد نیروها و توسعه فعالیتها بود. کارکنان نیز بر اساس همین وعدهها به ادامه همکاری خود امیدوار شدند و بسیاری از افراد با اتکا به امنیت شغلی، برای زندگی خود برنامهریزی کردند، اقساط و تعهدات مالی داشتند و تصور میکردند که حداقل برای مدتی از ثبات شغلی برخوردار خواهند بود. اما تنها پس از گذشت مدت کوتاهی، رویکرد شرکت کاملاً تغییر کرد و روند اخراج نیروها آغاز شد. افرادی که سالها در شرکت مشغول به کار بودند، بدون آنکه ارزیابی شفاف، منصفانه و مستندی از عملکردشان ارائه شود، از کار کنار گذاشته شدند. این تصمیمها در شرایطی گرفته شد که وضعیت اقتصادی کشور بسیار دشوار است، هزینههای زندگی بهشدت افزایش یافته و بسیاری از کارکنان دارای اجارهخانه، وام، قسط، هزینه درمان و تعهدات خانوادگی هستند. اخراج ناگهانی افراد در چنین شرایطی، بدون ارائه توضیح روشن و بدون در نظر گرفتن سابقه، عملکرد و شرایط زندگی آنان، اقدامی بسیار سنگین و غیرمسئولانه است. یکی از دلایلی که برای اخراج برخی کارکنان مطرح شده، کسری در انبارگردانی پایان سال و احتمال خطا یا تخلف در انبار عنوان شده است. اگر واقعاً در انبار کسری یا مغایرت وجود داشته، روش صحیح این بود که موضوع از طریق بررسی دقیق اسناد، گزارشهای ورود و خروج کالا، فاکتورها، حوالهها، سیستم ثبت اطلاعات، دوربینها، دسترسیهای کاربران، مسئولیت هر فرد و فرآیند تحویل و تحول کالا بررسی شود. نمیتوان صرفاً به دلیل اینکه فردی در یک واحد خاص کار میکند، او را بدون بررسی عملکرد شخصی و بدون ارائه مدرک مسئول مشکلات دانست. این موضوع در مورد کارکنانی که اصلاً در انبار فعالیت نداشتهاند، حساسیت بیشتری دارد. برای نمونه، بنده و خواهرم در بخش اداری شرکت فعالیت میکردیم و عملاً هیچگونه دخالتی در امور انبار، موجودی دارو، ورود و خروج کالا، ثبت کسری یا فرآیند انبارگردانی نداشتیم. حتی بهطور معمول در انبار حضور نداشتیم و از تعداد، نوع و وضعیت داروهای موجود در آن اطلاع دقیقی نداشتیم. بنابراین، مرتبطکردن مشکلات انبار به افرادی که در آن بخش فعالیتی نداشتهاند، بدون ارائه هرگونه سند یا گزارش روشن، اقدامی غیرمنطقی و ناعادلانه است تعدادی از مدیران جدید از قبل توسط مدیرعامل انتخاب شدهاند و ارتباط شخصی یا کاری قبلی با ایشان داشتهاند. در چنین شرایطی، ضروری است انتصابات مدیریتی بر اساس شایستگی، تجربه مرتبط، توانایی اداره سازمان و عملکرد حرفهای انجام شود و برای کارکنان نیز توضیح روشنی درباره معیار انتخاب مدیران ارائه گردد. زمانی که نیروهای باسابقه و قدیمی بدون ارزیابی شفاف کنار گذاشته میشوند، اما افراد جدید بدون توضیح کافی در جایگاههای مدیریتی قرار میگیرند، طبیعی است که اعتماد کارکنان نسبت به عدالت سازمانی کاهش پیدا کند کارکنان انتظار دارند مدیران ارشد در حوزههای مالی، منابع انسانی، پشتیبانی و عملیات، علاوه بر روابط مدیریتی، از دانش، تجربه و توانایی عملی کافی برخوردار باشند. یکی از مشکلات جدی دیگر، افزایش غیرمنطقی ساعات کاری است. در حال حاضر، کارکنان بخشهای مختلف، از ویزیتورها و نیروهای فروش گرفته تا کارگران انبار و کارکنان اداری، تحت فشار کاری بسیار زیادی قرار گرفتهاند و بسیاری از افراد تا ساعتهای پایانی شب در محل کار میمانند. ادامه کار تا ساعت دوازده شب بهصورت روزانه، برای هیچ کارمندی شرایط عادی و قابلقبولی نیست؛ بهخصوص زمانی که این وضعیت بدون برنامهریزی، بدون جبران مناسب، بدون توجه به توان جسمی و روانی افراد و بدون رعایت تعادل میان زندگی شخصی و کاری ایجاد شده باشد.کارکنان نیز انسان هستند و نیاز به استراحت، خانواده، خواب کافی و زندگی شخصی دارند.کارکردن طولانیمدت و مداوم تا نیمهشب، در بلندمدت موجب خستگی، کاهش تمرکز، افزایش خطا، فرسودگی شغلی، آسیبهای جسمی و روانی و کاهش کیفیت عملکرد میشود. همچنین لازم است مشخص شود که اگر دلیل اخراج کارکنان، مشکلات انبار و کسری موجودی بوده است، چرا بررسی کامل و شفاف درباره مسئولیت همه افراد انجام نشده است؟ چرا کارکنانی که ارتباطی با انبار نداشتهاند نیز تحت تأثیر این تصمیم قرار گرفتهاند؟ چرا برخی افراد همچنان در سمت خود باقی ماندهاند؟ چرا نیروهای جدید بدون داشتن مهارت کافی جایگزین کارکنان باتجربه شدهاند؟ و چرا های دیگر
برای من بیشترین تمرکز در مصاحبه روی سابقههای کاری و مهارتهاییم بود، و توضیح دقیق چرایی اینکه چرا فکر میکنم میتوانم به تیم کمک کنم. با اعتمادبهنفـس و قطعیت صحبت میکردم و مهارتهایم را به صورت روشن و منظم ارائه دادم.
دو بار بهعنوان داوطلب استخدام برای شرکت کالکتور پذیرش شدم، اما روند کار خیلی حرفهای به نظر نمیرسید. جلسه مصاحبه در جمع کارکنان واحد برگزار شد و من و سایرین کنار هم به صحبتهایم گوش میدادیم که احساس آرامش نسبی به من نمیداد. مصاحبهکننده بیشتر به سابقه کار قبلیم میپرداخت و گویی هدفش جمعآوری اطلاعات از آن دوره بود تا ارزیابی توانمندیها یا اهداف من.
وقتی وارد این شرکت شدم، با اولین برخوردها فهمیدم که وضعیت فرق میکند. جو عمومی خیلی سرد و رضایتبخش نبود و برخوردها نسبتاً تند و بدون احترام بود. برخی همکاران واقعاً دوستانه و خوب بودن، ولی برخی افراد که از بیرون با زمینهای نامربوط به پستهای حساس مانند معاون فنی وارد شدهبودند، در سطح کار تخصصی بیاعتماد بهنظر میرسیدند و رفتار ناراحتکنندهای داشتند. تحصیلات برخی افراد در پوزیشنهای فنی متناسب نبود و از نظر فنی هم کمکاری دیده میشد. بهطور کلی مدیران انگار بیشتر دنبال تبلیغ و آمادهسازی سابقه هستند تا حل مشکلات روزمره؛ از دید من از هر نظر مدیریتی جدی و دقیق نبود و گمان میکنم نیتها هم چندان روشن نیست. در نتیجه فضای کاری فشار زیاد و اعصاب خردکن داشت و بهشدت به تجربه من لطمه زد. توصیه میکنم اگر دنبال محیط کاری آرام و حرفهای هستید، روی این شرکت حساب نکنید و به گزینههای دیگر فکر کنید.
هر شخصی که برای استخدام میاد با ۳ نفر مصاحبه میکنه که حداقل حدود یک ساعت زمان میبره تست شخصیتی ،تست هوش و سوالات کاری پرسیده میشه براشون مهمه که فرد حتما باهوش باشه و دانشگاه خوب و معدل بالا براشون مهمه در عوض خودشون حداقل حقوق و میدن اون هم با ۳ ماه تاخیر اگه خیلی غر بزنی ۵-۶ تومان مساعده میدن، کل شرکت تو یک فضای شوروم و شلوغ هست ،کثیف و از نظر نظافت صفر فقط اتاق مدیر تمیزه ، شرکت خانوادگی هست ،(پدر و دو پسر و همسر و برادر و انواع فامیل ) ابنکه همشهری خودشون باشید براشون مهمه و تو صحبتهاشون اقوام دیگه مخصوصا ترک هارو مسخره میکنن ممکنه وسط کار یهو جا به جا بشی به یک بخش دیگه که هیچ ربطی بهت نداره اگه منشی نیاد سرکار باید بری جای منشی وایستی اگه بچه های فروش سرشون شلوغ باشه باید بری کمکشون و کلا در طی هفته بچه ها رو جابه جا میکنن نظم خاصی نداره نماینده های فروش همه ناراضی ان ، بیمه هاشون درست رد نشده ، درصد خروج از شرکت بالاست ،حقوق تا سال ۱۴۰۲ با ۳ ماه تاخیر پرداخت میشد و حتی قولی بابت مساعد شدن اوضاع هم نمیدادن غذا در همان جا پخته میشد و هرروز با بوهای مختلف باید کار میکردی آشپزخانه که محل سرو غذا بود ۱ جای خیلی کوچکی بود که تو باید خیلی سریع غذاتو میخوردی که بقیه هم بتونن استفاده کنن محیط آشپزخانه بسیار کثیف بود و چندبار سوسک دیده شد . تنها امتیاز شرکت نظم در ساعت کاری و عدم اجبار برای اضافه کاری هست. شرکت آب آشامیدنی پرسنل و تامین نمیکرد و پرسنل مجبور بودن به صورت مشارکتی آب تهیه کنن. پرنسل دائم در حال بدگویی و زیرآب زنی هستن و دائم بدی افراد و میگن تا خودشون و کارشونو خوب نشون بدن.
نفر قبلی که در این پوزیشن کار کرده بود استعفا داده بود دلیل استعفا به وضوح گفته نشد ، مدیر منابع انسانی به تازگی مدیر شده و به وضوح نابلد بود ،توانایی پرسش و سنجش نداشت ،در مصاحبه عنوان شد که به اجبار باید هر روز تا ساعت ۷ بعدازظهر اضافه کار بمونید، شرکت آشفته و بی نظم دیده میشد.
در شش ماهی که در این مجموعه کار کردم، تجربهام چندان مطلوب نبود. مرخصی به سختی اجازه میدادند و فضای کار ناسالم بود، بهگونهای که هیچوقت روی حقوقم حساب باز نکردم. علاوه بر این، رفتار مدیران از بالا به پایین بود و فضایش درست به نظر نمیرسید.
وقتی وارد این شرکت شدم، یک تجربه بیثبات و پرتنش در انتظارم بود که هر روز به دردسر میانداخت. در قالب کارشناس شبکه وایرلس، مجبور بودم هفت روز در هفته در شیفتها حضور داشتم و هیچ مرخصی واقعیای برایم وجود نداشت. شبها با تماسهای ناگهانی برای تعمیر مشکل لینک مواجه میشدم؛ به محض رفتن به محل، یا مشتری در را باز نمیکرد یا اصلاً آنجا نبود. در نهایت نه تنها مرخصی، عیدی و پاداشی که حقم بود پرداخت نشد، بلکه تسویهحساب هم به تعویق افتاد و وقتی برای اعتراض به اداره کار رفتم، با قرارداد جعلی و کمترین مبلغ ممکن رضایت دادند. نسخه قرارداد را هم برایم نمیدادند تا کسی متوجه سوءاستفادهها نشود و هزینههای بیمه تکمیلیام را هم پرداخت نکردند. به طور خلاصه، تجربهای که نباید تکرار کنم و به هیچ وجه ارزش زمانم را نداشت.
من به عنوان یک برنامهنویس پایگاهداده در ونزیا نیل کار میکردم و از روز اول تا پایان همکاری، مجموعهای از قوانین داخلی که روی کاغذ ثبت شده بود را تجربه کردم. قراردادها عموماً موقته و سهماههای که دارم در طولش با مدیر دپارتمان تأیید تمدید یا لغو میشود؛ حقوق و مزایا طبق قوانین کار و تأمین اجتماعی پرداخت میشود و غیبت یا مرخصی در سهماه ابتدایی میتواند مدت قرارداد را طولانیتر کند. ساعات کار معمولاً شنبه تا سهشنبه از هشت تا هفده و چهارشنبه تا شانزده است و پنجشنبهها تعطیل است؛ ورود صبح بین هشت تا ۸:۱۵ تداخلی ندارد و بازههای شناوری وجود دارد که برای اکثر واحدها ۸:۰۰ تا ۸:۳۰ و برای تیم محصول از شبها تا صبح ۱۱ امکان دارد. اگر از این بازه استفاده کنی، باید همان روز جبران کنی یا به ازای آن کسر حقوق میخوری. حضور و خروج با کارت ساعت یا سامانه ثبت میشود و هر اصلاحی هم باید توسط مدیر تأیید شود. ناهار را باید خودت تهیه کنی و فقط ناهارخوری وجود دارد و نیم ساعت زمان ناهار جزو ساعات کاری محسوب میشود؛ تازهواردها معمولاً جای پارک ندارند. حقوق تا چهاردهم یا پانزدهم هر ماه واریز میشود و ممکن است به دلیل وصول مطالبات کمی تأخیر داشته باشد. امکان درخواست پیشپرداخت تا هشتاد درصد حقوق وجود دارد و در دوره آزمایشی هم مساعده قابل استفاده است. همه کارکنان از روز اول تحت پوشش تأمین اجتماعی هستند و امکان استفاده از بیمههای تکمیلی وجود دارد؛ شرکت پس از دو سال همکاری، هزینه بیمه تکمیلی را برای کارمند اصلی، همسر و یک فرزند تقبل میکند. هر تغییری در اطلاعات پرسنلی باید به واحد منابع انسانی اطلاع داده شود. دسترسی به پروندههای پرسنلی و فیش حقوقی از طریق سامانه داخلی است و شمارههای همراه نیز در سامانه برای سایر همکاران در دسترس است. رفتار در محیط کار باید مودبانه و منظم باشد؛ پوشش عمومی پذیرفته است اما ملاقات با مشتریان پوشش دقیقتری میطلبد و لوگوی شرکت باید روی لباس باشد. استعمال دخانیات در داخل شرکت ممنوع است و ایجاد رابطهای که به کار لطمه بزند، میتواند منجر به اقدام انضباطی شود. در برخورد با مشتریان و حضور در محل مشتریان، رفتار رسمیتر لازم است؛ باید به موقع حاضر بود و محدودیتهایی در پوشش و حتی حمل اسناد وجود دارد. اگر موضوعی در محل مشتری مطرح شد که مربوط به کارت نیست، باید سریعاً آن را به واحد مربوطه منتقل کنی و اینکه بگویی این وظیفه من نیست برای مشتری قابل پذیرش نیست. مرخصی استحقاقی سالانه طبق قانون کار است و برای درخواست باید روزانه حداقل از چهل و هشتمانین ساعت قبل اقدام کنی. فقط نه روز از مرخصی سال قبل قابل انتقال به سال بعد است و سایر ایام در تسویه بازخرید میشود. مرخصی بدون حقوق پس از تمام شدن مرخصی استحقاقی با موافقت مدیر دپارتمان امکانپذیر است. ماموریتها قوانین خاصی دارند: کمکهزینهها بر اساس واحد پایه محاسبه میشود و تغییرات سالانه ممکن است؛ برای ماموریتهای روزانه پیشپرداخت وجود دارد و فاکتورها پس از بازگشت باید تحویل داده شوند. سفرهای بیش از پنجاه کیلومتر یا اقامت شبانه بهعنوان روزانه محاسبه میشود و معمولاً برای ماموریتهای روزانه یک بلیط برای هر نفر تامین میشود، و استفاده از وسیله غیرعمومی ممکن است هزینه تفاوت را بر عهده تو بگذارد. آموزشهای اجباری وجود دارد و برخی کلاسها—even اگر تعطیل باشند—کارت
سلام دوستان؛ من مدتی بهعنوان مشاور حقوقی در یک مجموعه کار کردم. حقوق رو همیشه سر وقت میگرفتم که نکتهی مثبتی بود، اما فضای کاری بهشدت نامناسب بود. خصوصاً مسئول بخش که رفتار طلبکارانه و بیاحترامی داشت. هر بار که سوالی مطرح میکردی، سریع واکنش منفی میگرفت و حتی تهدید میکرد که لازم نیست اینجا بمانی، استعفا بده و برو. واقعا تجربهای ناگوار بود.
مدیران گاهی تصمیماتی میگیرند که باعث میشود احساس کنم هیچکس صدای من را نمیشنود. سالها در این شرکت کار کردم و اکنون ناامیدی و بیانگیزگی به حدی است که هر روز بیشتر میشود. مسائل پشت پرده و مخفی بودن برخی جزییات باعث شکاف اعتماد نسبت به آینده شغلیام شده است. به نظر نمیرسد پاسخهایی قانعکننده از سمت مسئولان بالا دریافت کنم. مهمتر از همه این است که احساس میکنم دیده نمیشویم و زحماتمان به حساب نمیآید؛ تفاوتهای فردیمان برایشان اهمیتی ندارد. انگیزه برای کار کم شده و بسیاری از همکاران تنها برای گذران زمان اینجا ماندهاند. اگر روند مدیریتی تغییر نکند، سرمایه انسانی و اعتبار مجموعه تهدید میشود.
دوست دارم با صدای آرام و منصفانهای بنویسم تا حقیقت تجربهام روشن بماند. در این شرکت، روابط به جای شایستگی محور است و گاهی قولهای غیرواقعی میشنوی که فقط برای مدت کوتاهی عملیاند. درگیر شدن با فرایند استخدام آنقدر طولانی و پرسرعت است که گاهی احساس میکنم با هر بار ورود به تیم، بازی جدیدی آغاز میشود و مسیر مشخصی ندارد. پس از حدود دو هفته، اتفاقاتی میافتد که عنوان میشود تو فقط کارآموز بودی و همکاری قطع میشود. این چرخه برای چند نفر تکرار شده و تجربهام مربوط به سال قبل است. به نظر میرسد این مجموعه بیشتر به افراد با ارتباطات خانوادگی و آشنایی اهمیت میدهد تا به نیروی واقعی. از مدیر بازاریابی تا سایر اعضا، به نظر میرسد بیشتر نقشآفرینی میکنند تا ایجاد ارزش عملی. از تجربیاتم میخواهم دیگران درباره این شرکت جوانب مختلف را در نظر بگیرند و پیشنهاد میکنم با احتیاط وارد همکاری شوند.
در یکی از تجربههای کاریام بیشتر از هر چیز فضای پویا و پرانرژی شرکت توجهام را جلب کرد. کارکنان با هم با احترام و صراحت برخورد میکنند و حس همکاری و همفکری به وضوح قابل لمس است. جلسات هفتگی هم بسیار کارآمد بود و اجازه میداد نظراتم را بیان کنم، ایدههایم را مطرح کنم و در روند تصمیمگیری سهیم بشوم.
بعد سه روز جابجایی طاقه های بسیار سنگین ۹۰ متری ۶۰ متری تصمیم به قطع همکاری گرفتم مطالبه حقوقم رو کردم اما به بهونه ی یاد دادن رنگ چند تا موکت حقوقم رو ندادن آقای اسبقی حرومت باشه
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.