وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۵۲ تجربه منتشرشده · صفحه ۲ از ۳
سهند سرام
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس·۳۰ تیر ۱۴۰۵
۲.۰
شروع با ذوق، تموم شد با بی‌پولی

در اون سال‌ها وارد شرکتی شدم که هنوز تازه از دانشگاه فارغ‌التحصیل بودم و پر از شور و شوق بودم. به‌طور رسمی به‌عنوان برنامه‌نویس استخدام شدم، اما فضای کار خیلی گسترده‌تر از انتظارها بود: از نگارش نامه‌ها و شرکت در جلسات با مشتری تا حمل و نقل و کارهای فیزیکی هم می‌کشیدم. قول داده بودن حقوق طبق قانون کار و اینکه پس از سه ماه افزایش پیدا می‌کنه، اما پس از پنج ماه هنوز درآمدی معادل کمتر از یک ماه رو هم دریافت نکرده بودم؛ وقتی اعتراض کردم، تصمیم به ترک گرفتم. حدود نه ماه بعد برای تسویه برگشتم و با کسرهای زیاد و پول کم از کار مرخص شدم، حتی هزینه‌های رفت‌وآمد هم پرداخت نشد. مدیر مجموعه و مسئول امور داخلی به‌شدت زیر سوال بودن و به‌نظر می‌رسید که قصدی برای پرداخت حقوق ندارن. در نهایت، من با تلاش و یادگیری شبانه‌روزی جای خالیِ آموزش مناسب رو با خودم پر کردم و بدون حمایت واقعی از مجموعه، مسیر برنام‌نویسی رو پیش بردم.

صداقت
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس·۲۹ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۴.۰
چند خط از تجربه‌ام

درک می‌کنم که بعد از سال‌ها کار، دیدگاه من نسبت به امنیت شغلم تا حدودی متفاوت شده. در طول این مدت فقط دو نفر دیدم که جدا شدند و مقصر کار خودشان بود نه شرکت. این شرکت در حوزه ارایه سرویس‌های پخش زنده و VOD فعالیت دارد؛ شاید اوضاعش عالی نباشد اما نسبت به خیلی از جاها وضعیتش خوب است. یادگیری و پیشرفت در اینجا فرصت بیشتری دارد و فضای کار هم نسبتاً مناسب است.

سینیور
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
مصاحبه
کاربر ناشناس·کاندیدای استخدام·۲۹ تیر ۱۴۰۵
مصاحبه‌ای سرد و عجیب

مصاحبه محل کار من را خیلی ناخوشایند کرد؛ جلسهٔ دوم با مدیرعامل بود و آنقدر فضای سنگین و سرد بود که ترجیح دادم کم‌حرف بزنم و هر چه زودتر از آنجا بیرون بروم. در همانجا یک خانم معروف که دوستانم از او تعریف کرده بودند حضور داشت، اما اوضاع آنجا به گونه‌ای بود که احساس می‌کردم امنیت ندارم و فضای روانی برایم ترسناک است. صدای من را ضبط می‌کردند و در ابتدا گمان کردم حالت و ژست من را می‌سنجند، اما به مرور فهمیدم رفتارهاشان خیلی خشک و بی‌جان است و جو کلی آنجا نسبتاً منفی است. بعداً در اینترنت بعضی تجربیات دیگران را خواندم و متوجه شدم قضیه از چه چیزی نشأت می‌گیرد. امیدوارم خدا به خوبی‌ها پاداش دهد و به هدایت کسانی که رفتار نامناسب دارند کمک کند.

هامان پارت
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس·۲۹ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
لید و پی‌ام‌ها یه کابوسن

شرکت هامان پارت را به عنوان تجربه‌ای شغلی برای یک برنامه‌نویس وصف می‌کنم که در آن اغلب مشکلات شرکت به شدت ناشی از تصمیم‌گیری‌های مدیریتی و حضور افراد محدودی در پست‌های کلیدی است. خیلی از مسائل در سطح تیم فنی حل می‌شود، اما اغلب مشکل از نبود تجربه و تخصص کافی در برخی از لید‌ها و پی‌ام‌ها عنوان می‌شود. بر این باورم که اکثر مشکلات صرفاً فنی نیستند و عواملی مانند کمبود انگیزه برای پاسخ‌دهی و برخوردهای غیرمنصفانه هم در کار دیده می‌شود. گاهی پی‌ام‌ها و مدیران پروژه هم نتیجه‌ای قابل قبول ارائه نمی‌دهند و اگرچه بعضی کارکنان پاسخ‌های منطقی می‌دهند، اما به طور کلی کارایی مطلوبی احساس نمی‌شود. با وجود این اوضاع، رفتارهای ناشایست یا بی‌انگیزگی در سطح مدیریتی و تیمی به چشم می‌خورد و تشکیلات همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهد؛ سؤال مطرح این است که چرا چنین مجموعه‌ای اینقدر پا برجاست؟ شاید به این دلیل که شرکت‌های دیگر تمایلی به جذب این افراد ندارند وگرنه احتمالاً موقعیتش را از دست می‌دادند.

ویولا
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
مصاحبه
کاربر ناشناس·دستیار معاونت / کنترل پروژه·۲۸ تیر ۱۴۰۵
مصاحبه‌ها همه وعده، آخرش هیچی

شرکت ویولا را تجربه کردم و نتیجه‌اش را به‌صورت واقع‌بینانه روایت می‌کنم. در برخورد اول، وارد بخش پروژه‌های نیروگاهی شدم تا کارآموزی را آغاز کنم؛ مسیرش پر از موانع بود و از همان ابتدای کار پرسیدند معرفم کیست چون بدون معرفی نمی‌گرفتند. پس از فارغ‌التحصیل شدن تماس گرفتند و گفتند برای منابع انسانی به نیرو پاره‌وقت نیاز دارند، اما در مصاحبه گفتند به دلیل نداشتن سابقه نمی‌شود، حال آنکه می‌دانستند رزومه‌ام را دیده بودند. حدود یک سال بعد، پس از کار در جای دیگری، دوباره با همان شرکت تماس گرفتند و گفتند به دنبال دستیار معاونت تمام‌وقت هستند؛ با داشتن تجربه، مصاحبه اول نسبتا خوب پیش رفت و سوال‌های نرم‌افزاری و تخصصی زیادی مطرح شد و حتی چند سوال روان‌شناسی هم مطرح شد. مدیر واحد هم بعداً با من ملاقات کرد و رفتار خوبی از او دیدم؛ گفتند آزمون عملی و کمیته استخدام در انتظارم است، اما پس از یک ماه خبری نشد و وقتی پیگیری کردم گفتند از بالا تصمیم گرفته‌اند که فرد قبلی را بگیرند و فعلاً جذب نداریم. چهار ماه بعد دوباره با من تماس گرفتند برای پوزیشن دیگری؛ در مصاحبه با یک دکتر حضور داشتم و برخوردش خوب بود، آزمون کتبی هم گرفتم و از کارم راضی بودم، اما باز گفتند مناسب این پوزیشن نیستم و پیگیری‌هایم را که کردم، گمان کردم دارند من را سر کار می‌گذارند. در نهایت حس می‌کردم شرکت ادعا می‌کند شایسته‌سالاری وجود دارد، اما واقعاً وقت و اعصاب داوطلب‌ها را هدر می‌دهند. تنها نکته‌ی مثبت، رفتار مصاحبه‌کننده‌ها و نظم در زمان‌بندی و روندها بود، اما در عمل همه چیز بسادگی فقط فرمالیت بود.

پاک سرشت پارتاک
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند·۲۶ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
دورشم خط بکش

به خاطر تجربه‌ی کارم در این شرکت احساس ناامیدی زیادی داشتم و می‌خواهم با صدای روشن‌تری بگویم که فضای کار اونجا چطور بود. هیچ‌کس اطرافم رضایت نداشت و احترام هم به چشم نمی‌آمد؛ اعتماد کردن به همکار یا مدیر کار ساده‌ای نبود. اگر دنبال پیشرفت، اعتبار حرفه‌ای یا حفظ آرامش روانی هستید، اینجا جایی برای شما نیست. حقوق پایین بود و افزایش حقوق تقریبا وجود نداشت؛ و در پایان ماه، پس‌اندازی هم باقی نمی‌ماند. در ساعات کاری رفتار مدیران خیلی بی‌احترامی بود و برخی هم با اشک ریختن مجبور می‌شدند از کار بیرون بروند یا استعفا بدهند؛ پس از آن هم نه حقوقی پرداخت می‌شد و نه سفته‌ای که داده بودند پس می‌گشت. بسیاری از همکاران برای دریافت پول‌هایشان باید شکایت می‌کردند. تقابل‌ها و درگیری‌ها فراوان بود و حتی ماموران گاهی برای بررسی موضوعات به محل کار می‌آمدند.

پنو توس
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
تجربه کاری
کاربر ناشناس·حسابدار·۲۲ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۳.۰
نذاریم اسممون این‌طور شه

برای من experiences از پنو توس جا مانده است اما به طور کلی در مواجهه با موارد آزار جنسی، حرفی که می‌زدم این بود که نباید به شعارهای پرزرق و برق اعتماد کرد و واقعیت پشت آن‌ها را دید. من به عنوان حسابدار یک شرکت، به دنبال شفافیت بودم و باور داشتم که برند نباید از طریق پنهان‌کاری یا ادعاهای زیبا با موضوعات حساس گمراه شود. در نهایت تصمیم گرفتم که در چنین مواردی صدایم را بلند کنم و از اصول حرفه‌ای و اخلاقی پیروی کنم، حتی اگر این مسأله با حمایت یا مخالفت برخی همراه می‌شد. تجربه‌م teach me که همواره باید به سلامت کاری و امنیت همکاران فکر کنم و در برخورد با موارد ناراحت‌کننده، جانب منطق و استانداردهای کاری را حفظ کنم.

کربی مارکتینگ
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس بک‌اند·۱۹ تیر ۱۴۰۵
۲.۰
بک‌اند تو یه مجموعه‌ی عجیب

تجربه‌ای که از کار در کربی مارکتینگ دارم را بدون رودربایستی تعریف می‌کنم. مدیر آنجا اولین نفر است که پشتِ سوالات من می‌زند و پاسخگوی اعتراض‌ها نیست؛ وقتی ازش سوال یا اعتراضی دارم، معمولاً زیر بار کار می‌برد. در مصاحبه هم به شدت از من پرسیدند و فشار زیادی احساس کردم. حقوق هم برایشان یک بازی است و هر چیزی را مطابق میل خودشان تعیین می‌کنند. من هفت ماه آنجا بودم و نهایتاً مجبور شدم ترک کنم. جو کارگاه پر از شایعه و حرف‌های پشت‌سرهم است. اگر شرکت واقعاً جدی است چرا تا الان محصول قابل ارائه‌ای نداشته‌اند؟ جلسه‌ای با عنوان روان‌شناسی هم برگزار کردند که دو ساعت طول کشید و بیش‌تر شبیه بازپرسی بود تا مشاوره. هیچ مزایایی در نظر نگرفته‌اند: نه بن سفر، نه کارت باشگاه، نه پاداش، نه پرداخت اضافه‌کار، نه هدیه‌های مناسبتی. همکاران اکثراً جوان و کم‌تجربه‌اند. واحد منابع انسانی هم فقط کنجکاوی می‌کند. تیم فنی و لیدرها هم به نوعی خودشیفته به نظر می‌رسند و رفتارشان از این نگاه می‌آید. به‌طور کلی امیدوارم هیچ‌کس با چنین سرنوشتی روبه‌رو نشود.

هایپرمی شعبه نیاوران
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·صندوقدار ·۱۸ تیر ۱۴۰۵
۲.۲
تجربه کار به عنوان صندوقدار در فروشگاه هایپرمی

من مدتی به عنوان صندوقدار در فروشگاه هایپرمی کار کردم و خواستم تجربه‌ ام رو برای کسانی که قصد همکاری با این مجموعه رو دارن بنویسم. محیط کار از نظر ظاهری بزرگ و منظم بود اما متاسفانه بعضی مشکلات جدی در رفتار کارکنان مدیریت داخلی و شیوه برخورد با نیروها وجود داشت که برای من آزاردهنده بود. یکی از مهم‌ترین مشکلات نبود نظارت درست روی رفتار پرسنل بود. برخوردهای تحقیرآمیز توهین‌آمیز یا غیر حرفه‌ ای از سمت برخی نیرو های داخلی به خصوص نیرو های حفاظت بار ها تکرار شد و وقتی این مسائل رو با مدیران در میان گذاشتم رسیدگی مؤثری انجام نشد. فضای کاری به جای همکاری و احترام بیشتر حالت کنترل شدید ایراد گیری و ایجاد استرس داشت و کوچک‌ ترین اشتباه تبدیل به ابزار فشار روانی می‌ شد. در مواردی هم رفتار هایی دیدم که به هیچ عنوان در یک محیط حرفه‌ ای قابل قبول نیست. گرچه نمی‌ خوام وارد جزئیات ناراحت‌کننده بشم اما در حدی بود که احساس امنیت و آرامش لازم برای کار کردن وجود نداشت و همین باعث شد بعد از مدتی از ادامه همکاری منصرف بشم. در نهایت برای دریافت حق و حقوقم هم با تأخیر و مشکلات اداری روبه‌رو شدم و مجبور شدم روند قانونی طی کنم تا حقوقم کامل پرداخت بشه. این تجربه شخصی منه و شاید دیگران تجربه متفاوتی داشته باشن اما اگر کسی فرد آرام حساس یا دقیق هست بهتره قبل از شروع همکاری با این مجموعه بیشتر تحقیق کنه. امیدوارم مجموعه در آینده مدیریت حرفه‌ای‌ تری روی رفتار کارکنان و روندهای اداری داشته باشه.

شیمی مارکت سپاهان
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
مصاحبه
کاربر ناشناس·تحلیل‌گر سیستم·۱۸ تیر ۱۴۰۵
یه دور مصاحبه حسابی

در نخستین گام چند نفر به طور همزمان با من مصاحبه کردند؛ یکی از تیم منابع انسانی و دو کارشناس از واحد مربوطه بودند. مصاحبه از منابع انسانی بیشتر حول شخصیت و واکنش‌های من به موقعیت‌ها بود، در حالی که گفت‌وگو با دو کارشناس فنی واحد، به شکل نسبتاً سنگین و طولانی انجام شد و حدود یک ساعت و نیم به طول انجامید تا جایی که ذهنم خسته شد. سپس به‌طور جداگانه با دو مدیر ارشد صحبت کردم؛ یکی قصد داشت توانمندی‌ها و استعدادهایم را بشناسد و دیگری بیشتر درباره سوابق تحصیلی و تجربه‌های کاری و کمی هم درباره انگلیسی سوال کرد. تا این لحظه همه گفتند که قبولم می‌کنند و تنها مرحله نهایی باقی مانده است که هنوز تاریخش به من نگفته‌اند. نکته‌هایی که به نظرم مهم آمد عبارت‌اند از اعتماد به نفس بالا، تسلط خوب به زبان و آمادگی پیش از حضور در جلسه با بررسی دقیق مجموعه.

حاج ابزار
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
مصاحبه
کاربر ناشناس·اندروید دولوپر·۱۸ تیر ۱۴۰۵
مصاحبه با کلی معطلی

به نظر می‌رسید از طریق یک سایت کاریابی، رزومه‌ام رو ارسال کردم و چند روز بعد تماس گرفتند و برای هفته‌ی بعد وقت مصاحبه دادند. روز رفتن به شرکت، در بدو ورود فرم کوچکی در اختیارم گذاشتند که دقیقاً همان اطلاعات رزومه‌ام بود و باید دوباره پرش می‌کردم. حدود نیم ساعت معطل شدم تا نوبتم برسد، بعد با یکی از اعضای تیم فنی درباره تجربه‌هایی که داشتم صحبت کردم و اون درباره پروژه‌های شرکت صحبت کرد. گفتند باید با فرد دیگری هم صحبت کنم، باز هم نیم ساعت معطل شدم و در نهایت با فردی دیدار کردم که بعدها فهمیدم مدیرعامل است. او گفت‌وگویی فنی نبود و از نمونه‌کار من درخواست کرد و مدام تأکید کرد که دلیل کجاها کد من به این شکل اجرا شده است. به نظر می‌آمد تا حالا با توسعه اپ اندروید کار نکرده. در نهایت، دو نفر مرتب می‌پرسیدند که آیا توانایی‌هایم را دارم یا نه و روند مصاحبه با کمی بی‌نظمی همراه بود.

زی زی کیدز
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
مصاحبه
کاربر ناشناس·سرپرست فروش·۱۸ تیر ۱۴۰۵
مصاحبه سرپرست فروش؛ آخرش نشد

به تازگی از طریق تماس تلفنی با یک شرکت رفتم و روز ملاقاتی در دفتر آن‌ها داشتم. جلسه مصاحبه در همان روز بین واحد منابع انسانی و تیم فروش برگزار شد و فضای مصاحبه آرام و احترام‌آمیز بود. در فرم توضیح دادم که از یک آموزشگاه تحصیل کرده‌ام، کارشناسی دارم اما تنها ۹۶ واحد پاس کردم و در نهایت کاردانی گرفتم؛ این موضوع برای‌شان نکته‌ای منفی بود. به نظر می‌رسید مدیران آنجا به‌ظاهر برای مدیران فروش سطح تحصیلی بالاتری را ترجیح می‌دهند و برای سرپرستی و مدیران که حداقل فوق‌لیسانس را می‌طلبند، معیارهای بالاتری در نظر می‌گیرند، هرچند در عمل این موضوع خیلی روشن نبود. به طور کلی فضا مودبانه بود و برخورد معاون فروش هم مثبت بود، اگرچه اطراف او بیشتر همکاران قدیمی شرکت بودند. در پایان اعلام کردند از من خوششان آمده اما در حال حاضر با شرایط موجود سازگار نیستم. هفته بعد تماس گرفتند و گفتند با وجود علاقه به من، kandidat شرایطشان را نمی‌بیند.

فروشگاه پوشاک مستر بوتیک
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
مصاحبه
کاربر ناشناس·متقاضی/کارشناس CRM·۱۶ تیر ۱۴۰۵
آزمون بی‌ربط و مصاحبه‌شون شو بود

برای موقعیتی در بخش CRM رزومه فرستادم و بعد از ارتباط اولیه، آزمونی از من گرفتند که واقعاً بی‌ربط و تلف‌کننده بود. آن‌ها می‌گفتند باید حدود بیست ویدئوی سی‌دقیقه‌ای را نگاه کنیم و انتظار داشتند آزمون از همان ویدیوها باشد، چون خودشان به عنوان منبع معرفی کرده بودند؛ اما در نهایت هیچ ارتباطی با آن‌ها نداشت و فقط وقت‌گیر بود. با وجود این، آزمون را قبول شدم و به مصاحبه دعوت شدم؛ اما جلسه بیش از آنکه حرفه‌ای باشد، شبیه شو بود و سوالاتی مثل چه رنگی را دوست دارم، صبح تا شب چه کار می‌کنم و آیا ورزش می‌کنم مطرح شد. پس از آن گفتند که خبر خواهیم داد، اما سه هفته گذشت و من پیگیری کردم تا سرانجام فهمیدم پذیرفته نشده‌ام. به هیچ عنوان خبری هم از نتیجه به من داده نشد؛ کاش کمی احترام می‌گذاشتند و نتیجه را اعلام می‌کردند تا افراد را بی‌خطر معطل نکنند.

کی استودیو
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
مصاحبه
کاربر ناشناس·کارشناس ارشد جذب استخدام·۱۵ تیر ۱۴۰۵
بی اعتبار ترین جا برای کار کردن

بعد از ارسال رزومه این شرکت نامعتبر بدون اینکه تماس از خط معتبر شرکتی بگیره یا هر مدل دیگه خانمی به اسم سمیرا یک پیام داخل واتساپ فرستاد بدون اینکه معرفی کنه بگه عنوانش چیه و… گفت رزومه دادی قبل برا اینکه در وقت صره جویی بشه چنتا سوال نیفرستم جواب بده !!!! سوالا ها کاملا معلوم بود از چت جی پی تی درومده و منم چون این رفتارو غیر حرفه ای دیدم جوابارو دادم چت جی پی تی دراورد فرستادم براش بعد گفت مرحله اول قبول شدی بریم مرحله بعد 😂😂😂😂 دوباره کفت یک سری سوال مجدد میفرستم تاثیری رو استخدام نداره فقط بیشتر اشنا بشیم سوالاش بازم تخصصی بود بازم هوش مصنوعی 😂😂😂 بازم روش قبلی جواب دادم گفت اطلاع میدم نتیجه رو خلاصه چندروز بعد پیام داد نشد 😂 گفتم این مدلی ندیده بودیم حای تماس نکرفتین شاید طرف کرو لال بلشه این چ مدل مسخره ایه سوالاتونم از هوش مصنوعی گرفتین و… کاملا معلوم بود ناشیه اگهی بابت بنچ مارک بود یا هر چیز دیگه سرگرمی… خلاصه این مدت که بیکار شدم عجب چیزایی دیدم مسخره ها به هیچ وجه نرید اینجور جاها چون بی در دیکره هیچی بلد نیستن ساختار ندارن حقتون ضایع میشه

پخش هومن
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مهندس الکترونیک·۱۵ تیر ۱۴۰۵
۲.۰
هشدار درباره‌ی کارفرما

در این تجربه، از نظر من یک کارفرما خیلی بداخلاق و فریبکار ظاهر شد که با همسرش همکاری می‌کرد تا به تعدادی از افراد ضرر بزند. من کارم را در دفتر کوچکی حدوداً صد متری آغاز کردم و با کمک همسر و خویشاوندانش توانستند بیش از صد نفر را گرفتار کنند. به عنوان نکته‌ای مهم، باید مراقب چنین رفتارهایی بود و از هرگونه ارتباط یا اعتماد بی‌جا پرهیز کرد. این تجربه نشان داد که باید با دقت و هوشیاری وارد بخش‌های مختلف کار شویم و از رویه‌های نامناسب دوری کنیم.

پرسا پرداز اسپادان
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · اصفهان
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارآموز·۱۴ تیر ۱۴۰۵
۴.۰
دو ماه کارآموزی؛ کلی چیز یاد گرفتم

دو ماه کارآموز بودم و این دوره را در فضایی آرام و دوستانه سپری کردم. همکاران خیلی صمیمی و پذیرا بودند و باهاشون کار کردن برایم راحت بود. در این مدت با مفاهیمی مثل تولید محتوا، سئو و چرخه تولید محصول آشنا شدم و تجربه‌های ارزشمندی کسب کردم. از کمک‌های بسیار و همراهی دوستان همکار که در فرایند یادگیری کنارم بودن واقعاً سپاسگزارم.

وان استور
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مهندس نرم‌افزار (حدس)·۱۲ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۳.۰
فامیل‌بازی تا دلت بخواد

شرکت وان استور تجربه‌ی کاربری من به‌عنوان مهندس نرم‌افزار را با نگاه کلی عدم رضایت توصیف می‌کند. فضای کاری به نظر می‌رسد به‌کاهش فرصت‌های برابر منجر می‌شود: اغلب افراد در تیم‌ها یا با منسب‌های خویشاوندی یا با روابط آشکار حضور دارند و این باعث می‌شود که در مواردی انتظارها به نفع این گروه‌ها باشد و افراد تازه‌وارد یا خارج از آن حلقه احساس بی‌ثباتی کنند. رهبران و افراد کلیدی یا غایب‌اند یا بیشتر به کارهای شخصی‌شان می‌پردازند و مدیریت را به دست تازه‌واردان غیر فنی می‌سپارند؛ از آنها انتظار کمک فنی یا پشتیبانی نمی‌رود و به‌نوعی تجربه‌ی کار در این مجموعه تنها برای گروهی خاص ارزش دارد. ارتباطات انسانی محدود است و حتی رعایت ساده‌ترین آداب حرفه‌ای هم معمولا وجود ندارد، چه رسد به onboarding یا در نظر گرفتن افراد در تیم. از نظر فنی، به‌روز بودن فناوری‌ها در اینجا چندان اولویت نیست و به عنوان ایده‌آل، تیم بیشتر درگیر جلسات و حضور مداوم است تا توسعه‌ی عملی و پیشبرد پروژه‌ها. نهایتا هم به‌طور واضح مشخص نیست که حقوق چگونه محاسبه می‌شود.

خوب بوک
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · مشهد
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس فروش·۱۱ تیر ۱۴۰۵
۳.۰
هدفای غیرواقعی

من همواره با اهدافی روبه‌رو می‌شدم که گویی دسترسی بهشان غیرممکن بود و فقط به صورت فانتزی در ذهن باقی می‌ماندند. هدف‌گذاری برای من به‌جای انگیزه، فشار بی‌معنی‌ای ایجاد می‌کرد و مأموریت داشتم با هر قیمتی بهشان برسم. مدیریت وضعیت نگران‌کننده‌ای داشت و نظم چندانی در کار نبود؛ از ما انتظار داشتند دقیقا مثل ربات، با هدف‌های شدید و پیوسته جلو برویم. با این حال، در اینجا چند نفر از همکاران خوب پیدا کردم که تجربه‌ی خوبی از هم‌صحبتی با آنها داشتم. در کل، پیشنهادم به دیگران این است که به جای این محل، گزینه‌های بهتری هم وجود دارند.

بارمان
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس·۱۰ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
محیطی پر از زیرآب و بی‌لیاقتا

بارمان تجربه‌ای کاری بود که با وجود انتظارها، ناامیدم کرد. از هم‌نشینی با همکاران و فضای رقابتی ناسالم توی شرکت گله داشتم؛ به نظر می‌رسید زور و سهم‌خواهی جای کار گروهی را گرفته باشد و هر که جسورتر بود، موفق‌تر می‌شد. برای سمت‌های فنی، افراد بی‌صلاحیت به‌سرعت جایگزین می‌شوند و کار جمعی به سختی پیش می‌رود؛ کدها آن قدر بهم‌ریخته‌اند که رویشان کار کردن دشوار است. واحد عملیات هم به نظر می‌رسد بیشتر ادعا دارد تا خروجی ملموس ارائه کند. از تغییرات مدیریتی اخیر برداشت من این بود که اطرافیان به جای دانش، روی روابط و ریا اهمیت می‌دهند. حقوق و مزایا هم نکته‌ی ناراحت‌کننده‌ای بود؛ ایاب‌وذهاب حدود پنج‌صد هزار تومان و هزینه ناهار نزدیک به هشت‌صد تومان می‌شود، و اگر همه روزهای ماه حضور داشته باشی، باقی‌اش را باید خودت حساب کنی.

پایدارصنعت آرین فولاد
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·گرافیست·۱۰ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
محیط پر از زیرآب

شرکت پایدارصنعت آرین فولاد تجربه‌ای ناگوار را برای من به عنوان گرافیست به همراه داشت. تیم برنامه‌نویسی به جای همکاری، همواره نسبت به هم بدگمان بودند و رفتار تخریبی داشتند؛ برخی رفته‌اند یا کنار گذاشته شده‌اند و حتی پس از جدایی هم با مدیر جدید تماس می‌گرفتند تا به نوعی اثر منفی رویشان بگذارند. تیم مارکتینگ هم به اندازه‌ی لازم تخصص ندارد و در جلسات طوری رفتار می‌کند که نتیجه به نفع مقابل تغییر کند. اگر برای مصاحبه به اتاقی رفتی و بیل دسته‌دار و روغنی را دیدی، نترس و تعجب نکن؛ گاه وضعیت غیرعادی است. دیگر واحدها فضای کارمندانه‌ای دارند، با این تفاوت که محیط تا اندازه‌ای آزاد است. به عنوان گرافیست باید منتظر کارهای بی‌نظم و نامتعادل باشی و همان‌طور که مدیر مارکت می‌گوید انجام بدهی؛ خلاقیت چندان اهمیت ندارد و بیشتر کارهای فوتوشاپی در اولویت است، در حالی که کارفرما هنگام استخدام عنوان گرافیست را می‌گنجاند. ایده‌های تازه را مطرح نکن؛ معمولا مدیران به‌خوبی از ایده‌ها استقبال نمی‌کنند و آن‌ها را نمی‌پذیرند. مزیت واقعی‌شان فقط پرداخت به‌موقع حقوق است؛ بقیه هم مثل برده‌داری جلوه داده می‌شود. خلاصه اینکه اگر آگهی استخدامی از این مجموعه دیدی، به‌نظر من بهتر است از آن دوری کنی. از پلتفرم استخدام سپاسگزارم که وجود دارد؛ ای کاش پیش از آغاز کار ما هم چنین سایتی بود.

سهند سرام
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس·۳۰ تیر ۱۴۰۵
۲.۰
شروع با ذوق، تموم شد با بی‌پولی

در اون سال‌ها وارد شرکتی شدم که هنوز تازه از دانشگاه فارغ‌التحصیل بودم و پر از شور و شوق بودم. به‌طور رسمی به‌عنوان برنامه‌نویس استخدام شدم، اما فضای کار خیلی گسترده‌تر از انتظارها بود: از نگارش نامه‌ها و شرکت در جلسات با مشتری تا حمل و نقل و کارهای فیزیکی هم می‌کشیدم. قول داده بودن حقوق طبق قانون کار و اینکه پس از سه ماه افزایش پیدا می‌کنه، اما پس از پنج ماه هنوز درآمدی معادل کمتر از یک ماه رو هم دریافت نکرده بودم؛ وقتی اعتراض کردم، تصمیم به ترک گرفتم. حدود نه ماه بعد برای تسویه برگشتم و با کسرهای زیاد و پول کم از کار مرخص شدم، حتی هزینه‌های رفت‌وآمد هم پرداخت نشد. مدیر مجموعه و مسئول امور داخلی به‌شدت زیر سوال بودن و به‌نظر می‌رسید که قصدی برای پرداخت حقوق ندارن. در نهایت، من با تلاش و یادگیری شبانه‌روزی جای خالیِ آموزش مناسب رو با خودم پر کردم و بدون حمایت واقعی از مجموعه، مسیر برنام‌نویسی رو پیش بردم.

صداقت
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس·۲۹ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۴.۰
چند خط از تجربه‌ام

درک می‌کنم که بعد از سال‌ها کار، دیدگاه من نسبت به امنیت شغلم تا حدودی متفاوت شده. در طول این مدت فقط دو نفر دیدم که جدا شدند و مقصر کار خودشان بود نه شرکت. این شرکت در حوزه ارایه سرویس‌های پخش زنده و VOD فعالیت دارد؛ شاید اوضاعش عالی نباشد اما نسبت به خیلی از جاها وضعیتش خوب است. یادگیری و پیشرفت در اینجا فرصت بیشتری دارد و فضای کار هم نسبتاً مناسب است.

سینیور
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
مصاحبه
کاربر ناشناس·کاندیدای استخدام·۲۹ تیر ۱۴۰۵
مصاحبه‌ای سرد و عجیب

مصاحبه محل کار من را خیلی ناخوشایند کرد؛ جلسهٔ دوم با مدیرعامل بود و آنقدر فضای سنگین و سرد بود که ترجیح دادم کم‌حرف بزنم و هر چه زودتر از آنجا بیرون بروم. در همانجا یک خانم معروف که دوستانم از او تعریف کرده بودند حضور داشت، اما اوضاع آنجا به گونه‌ای بود که احساس می‌کردم امنیت ندارم و فضای روانی برایم ترسناک است. صدای من را ضبط می‌کردند و در ابتدا گمان کردم حالت و ژست من را می‌سنجند، اما به مرور فهمیدم رفتارهاشان خیلی خشک و بی‌جان است و جو کلی آنجا نسبتاً منفی است. بعداً در اینترنت بعضی تجربیات دیگران را خواندم و متوجه شدم قضیه از چه چیزی نشأت می‌گیرد. امیدوارم خدا به خوبی‌ها پاداش دهد و به هدایت کسانی که رفتار نامناسب دارند کمک کند.

هامان پارت
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس·۲۹ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
لید و پی‌ام‌ها یه کابوسن

شرکت هامان پارت را به عنوان تجربه‌ای شغلی برای یک برنامه‌نویس وصف می‌کنم که در آن اغلب مشکلات شرکت به شدت ناشی از تصمیم‌گیری‌های مدیریتی و حضور افراد محدودی در پست‌های کلیدی است. خیلی از مسائل در سطح تیم فنی حل می‌شود، اما اغلب مشکل از نبود تجربه و تخصص کافی در برخی از لید‌ها و پی‌ام‌ها عنوان می‌شود. بر این باورم که اکثر مشکلات صرفاً فنی نیستند و عواملی مانند کمبود انگیزه برای پاسخ‌دهی و برخوردهای غیرمنصفانه هم در کار دیده می‌شود. گاهی پی‌ام‌ها و مدیران پروژه هم نتیجه‌ای قابل قبول ارائه نمی‌دهند و اگرچه بعضی کارکنان پاسخ‌های منطقی می‌دهند، اما به طور کلی کارایی مطلوبی احساس نمی‌شود. با وجود این اوضاع، رفتارهای ناشایست یا بی‌انگیزگی در سطح مدیریتی و تیمی به چشم می‌خورد و تشکیلات همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهد؛ سؤال مطرح این است که چرا چنین مجموعه‌ای اینقدر پا برجاست؟ شاید به این دلیل که شرکت‌های دیگر تمایلی به جذب این افراد ندارند وگرنه احتمالاً موقعیتش را از دست می‌دادند.

ویولا
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
مصاحبه
کاربر ناشناس·دستیار معاونت / کنترل پروژه·۲۸ تیر ۱۴۰۵
مصاحبه‌ها همه وعده، آخرش هیچی

شرکت ویولا را تجربه کردم و نتیجه‌اش را به‌صورت واقع‌بینانه روایت می‌کنم. در برخورد اول، وارد بخش پروژه‌های نیروگاهی شدم تا کارآموزی را آغاز کنم؛ مسیرش پر از موانع بود و از همان ابتدای کار پرسیدند معرفم کیست چون بدون معرفی نمی‌گرفتند. پس از فارغ‌التحصیل شدن تماس گرفتند و گفتند برای منابع انسانی به نیرو پاره‌وقت نیاز دارند، اما در مصاحبه گفتند به دلیل نداشتن سابقه نمی‌شود، حال آنکه می‌دانستند رزومه‌ام را دیده بودند. حدود یک سال بعد، پس از کار در جای دیگری، دوباره با همان شرکت تماس گرفتند و گفتند به دنبال دستیار معاونت تمام‌وقت هستند؛ با داشتن تجربه، مصاحبه اول نسبتا خوب پیش رفت و سوال‌های نرم‌افزاری و تخصصی زیادی مطرح شد و حتی چند سوال روان‌شناسی هم مطرح شد. مدیر واحد هم بعداً با من ملاقات کرد و رفتار خوبی از او دیدم؛ گفتند آزمون عملی و کمیته استخدام در انتظارم است، اما پس از یک ماه خبری نشد و وقتی پیگیری کردم گفتند از بالا تصمیم گرفته‌اند که فرد قبلی را بگیرند و فعلاً جذب نداریم. چهار ماه بعد دوباره با من تماس گرفتند برای پوزیشن دیگری؛ در مصاحبه با یک دکتر حضور داشتم و برخوردش خوب بود، آزمون کتبی هم گرفتم و از کارم راضی بودم، اما باز گفتند مناسب این پوزیشن نیستم و پیگیری‌هایم را که کردم، گمان کردم دارند من را سر کار می‌گذارند. در نهایت حس می‌کردم شرکت ادعا می‌کند شایسته‌سالاری وجود دارد، اما واقعاً وقت و اعصاب داوطلب‌ها را هدر می‌دهند. تنها نکته‌ی مثبت، رفتار مصاحبه‌کننده‌ها و نظم در زمان‌بندی و روندها بود، اما در عمل همه چیز بسادگی فقط فرمالیت بود.

پاک سرشت پارتاک
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند·۲۶ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
دورشم خط بکش

به خاطر تجربه‌ی کارم در این شرکت احساس ناامیدی زیادی داشتم و می‌خواهم با صدای روشن‌تری بگویم که فضای کار اونجا چطور بود. هیچ‌کس اطرافم رضایت نداشت و احترام هم به چشم نمی‌آمد؛ اعتماد کردن به همکار یا مدیر کار ساده‌ای نبود. اگر دنبال پیشرفت، اعتبار حرفه‌ای یا حفظ آرامش روانی هستید، اینجا جایی برای شما نیست. حقوق پایین بود و افزایش حقوق تقریبا وجود نداشت؛ و در پایان ماه، پس‌اندازی هم باقی نمی‌ماند. در ساعات کاری رفتار مدیران خیلی بی‌احترامی بود و برخی هم با اشک ریختن مجبور می‌شدند از کار بیرون بروند یا استعفا بدهند؛ پس از آن هم نه حقوقی پرداخت می‌شد و نه سفته‌ای که داده بودند پس می‌گشت. بسیاری از همکاران برای دریافت پول‌هایشان باید شکایت می‌کردند. تقابل‌ها و درگیری‌ها فراوان بود و حتی ماموران گاهی برای بررسی موضوعات به محل کار می‌آمدند.

پنو توس
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
تجربه کاری
کاربر ناشناس·حسابدار·۲۲ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۳.۰
نذاریم اسممون این‌طور شه

برای من experiences از پنو توس جا مانده است اما به طور کلی در مواجهه با موارد آزار جنسی، حرفی که می‌زدم این بود که نباید به شعارهای پرزرق و برق اعتماد کرد و واقعیت پشت آن‌ها را دید. من به عنوان حسابدار یک شرکت، به دنبال شفافیت بودم و باور داشتم که برند نباید از طریق پنهان‌کاری یا ادعاهای زیبا با موضوعات حساس گمراه شود. در نهایت تصمیم گرفتم که در چنین مواردی صدایم را بلند کنم و از اصول حرفه‌ای و اخلاقی پیروی کنم، حتی اگر این مسأله با حمایت یا مخالفت برخی همراه می‌شد. تجربه‌م teach me که همواره باید به سلامت کاری و امنیت همکاران فکر کنم و در برخورد با موارد ناراحت‌کننده، جانب منطق و استانداردهای کاری را حفظ کنم.

کربی مارکتینگ
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس بک‌اند·۱۹ تیر ۱۴۰۵
۲.۰
بک‌اند تو یه مجموعه‌ی عجیب

تجربه‌ای که از کار در کربی مارکتینگ دارم را بدون رودربایستی تعریف می‌کنم. مدیر آنجا اولین نفر است که پشتِ سوالات من می‌زند و پاسخگوی اعتراض‌ها نیست؛ وقتی ازش سوال یا اعتراضی دارم، معمولاً زیر بار کار می‌برد. در مصاحبه هم به شدت از من پرسیدند و فشار زیادی احساس کردم. حقوق هم برایشان یک بازی است و هر چیزی را مطابق میل خودشان تعیین می‌کنند. من هفت ماه آنجا بودم و نهایتاً مجبور شدم ترک کنم. جو کارگاه پر از شایعه و حرف‌های پشت‌سرهم است. اگر شرکت واقعاً جدی است چرا تا الان محصول قابل ارائه‌ای نداشته‌اند؟ جلسه‌ای با عنوان روان‌شناسی هم برگزار کردند که دو ساعت طول کشید و بیش‌تر شبیه بازپرسی بود تا مشاوره. هیچ مزایایی در نظر نگرفته‌اند: نه بن سفر، نه کارت باشگاه، نه پاداش، نه پرداخت اضافه‌کار، نه هدیه‌های مناسبتی. همکاران اکثراً جوان و کم‌تجربه‌اند. واحد منابع انسانی هم فقط کنجکاوی می‌کند. تیم فنی و لیدرها هم به نوعی خودشیفته به نظر می‌رسند و رفتارشان از این نگاه می‌آید. به‌طور کلی امیدوارم هیچ‌کس با چنین سرنوشتی روبه‌رو نشود.

هایپرمی شعبه نیاوران
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·صندوقدار ·۱۸ تیر ۱۴۰۵
۲.۲
تجربه کار به عنوان صندوقدار در فروشگاه هایپرمی

من مدتی به عنوان صندوقدار در فروشگاه هایپرمی کار کردم و خواستم تجربه‌ ام رو برای کسانی که قصد همکاری با این مجموعه رو دارن بنویسم. محیط کار از نظر ظاهری بزرگ و منظم بود اما متاسفانه بعضی مشکلات جدی در رفتار کارکنان مدیریت داخلی و شیوه برخورد با نیروها وجود داشت که برای من آزاردهنده بود. یکی از مهم‌ترین مشکلات نبود نظارت درست روی رفتار پرسنل بود. برخوردهای تحقیرآمیز توهین‌آمیز یا غیر حرفه‌ ای از سمت برخی نیرو های داخلی به خصوص نیرو های حفاظت بار ها تکرار شد و وقتی این مسائل رو با مدیران در میان گذاشتم رسیدگی مؤثری انجام نشد. فضای کاری به جای همکاری و احترام بیشتر حالت کنترل شدید ایراد گیری و ایجاد استرس داشت و کوچک‌ ترین اشتباه تبدیل به ابزار فشار روانی می‌ شد. در مواردی هم رفتار هایی دیدم که به هیچ عنوان در یک محیط حرفه‌ ای قابل قبول نیست. گرچه نمی‌ خوام وارد جزئیات ناراحت‌کننده بشم اما در حدی بود که احساس امنیت و آرامش لازم برای کار کردن وجود نداشت و همین باعث شد بعد از مدتی از ادامه همکاری منصرف بشم. در نهایت برای دریافت حق و حقوقم هم با تأخیر و مشکلات اداری روبه‌رو شدم و مجبور شدم روند قانونی طی کنم تا حقوقم کامل پرداخت بشه. این تجربه شخصی منه و شاید دیگران تجربه متفاوتی داشته باشن اما اگر کسی فرد آرام حساس یا دقیق هست بهتره قبل از شروع همکاری با این مجموعه بیشتر تحقیق کنه. امیدوارم مجموعه در آینده مدیریت حرفه‌ای‌ تری روی رفتار کارکنان و روندهای اداری داشته باشه.

شیمی مارکت سپاهان
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
مصاحبه
کاربر ناشناس·تحلیل‌گر سیستم·۱۸ تیر ۱۴۰۵
یه دور مصاحبه حسابی

در نخستین گام چند نفر به طور همزمان با من مصاحبه کردند؛ یکی از تیم منابع انسانی و دو کارشناس از واحد مربوطه بودند. مصاحبه از منابع انسانی بیشتر حول شخصیت و واکنش‌های من به موقعیت‌ها بود، در حالی که گفت‌وگو با دو کارشناس فنی واحد، به شکل نسبتاً سنگین و طولانی انجام شد و حدود یک ساعت و نیم به طول انجامید تا جایی که ذهنم خسته شد. سپس به‌طور جداگانه با دو مدیر ارشد صحبت کردم؛ یکی قصد داشت توانمندی‌ها و استعدادهایم را بشناسد و دیگری بیشتر درباره سوابق تحصیلی و تجربه‌های کاری و کمی هم درباره انگلیسی سوال کرد. تا این لحظه همه گفتند که قبولم می‌کنند و تنها مرحله نهایی باقی مانده است که هنوز تاریخش به من نگفته‌اند. نکته‌هایی که به نظرم مهم آمد عبارت‌اند از اعتماد به نفس بالا، تسلط خوب به زبان و آمادگی پیش از حضور در جلسه با بررسی دقیق مجموعه.

حاج ابزار
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
مصاحبه
کاربر ناشناس·اندروید دولوپر·۱۸ تیر ۱۴۰۵
مصاحبه با کلی معطلی

به نظر می‌رسید از طریق یک سایت کاریابی، رزومه‌ام رو ارسال کردم و چند روز بعد تماس گرفتند و برای هفته‌ی بعد وقت مصاحبه دادند. روز رفتن به شرکت، در بدو ورود فرم کوچکی در اختیارم گذاشتند که دقیقاً همان اطلاعات رزومه‌ام بود و باید دوباره پرش می‌کردم. حدود نیم ساعت معطل شدم تا نوبتم برسد، بعد با یکی از اعضای تیم فنی درباره تجربه‌هایی که داشتم صحبت کردم و اون درباره پروژه‌های شرکت صحبت کرد. گفتند باید با فرد دیگری هم صحبت کنم، باز هم نیم ساعت معطل شدم و در نهایت با فردی دیدار کردم که بعدها فهمیدم مدیرعامل است. او گفت‌وگویی فنی نبود و از نمونه‌کار من درخواست کرد و مدام تأکید کرد که دلیل کجاها کد من به این شکل اجرا شده است. به نظر می‌آمد تا حالا با توسعه اپ اندروید کار نکرده. در نهایت، دو نفر مرتب می‌پرسیدند که آیا توانایی‌هایم را دارم یا نه و روند مصاحبه با کمی بی‌نظمی همراه بود.

زی زی کیدز
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
مصاحبه
کاربر ناشناس·سرپرست فروش·۱۸ تیر ۱۴۰۵
مصاحبه سرپرست فروش؛ آخرش نشد

به تازگی از طریق تماس تلفنی با یک شرکت رفتم و روز ملاقاتی در دفتر آن‌ها داشتم. جلسه مصاحبه در همان روز بین واحد منابع انسانی و تیم فروش برگزار شد و فضای مصاحبه آرام و احترام‌آمیز بود. در فرم توضیح دادم که از یک آموزشگاه تحصیل کرده‌ام، کارشناسی دارم اما تنها ۹۶ واحد پاس کردم و در نهایت کاردانی گرفتم؛ این موضوع برای‌شان نکته‌ای منفی بود. به نظر می‌رسید مدیران آنجا به‌ظاهر برای مدیران فروش سطح تحصیلی بالاتری را ترجیح می‌دهند و برای سرپرستی و مدیران که حداقل فوق‌لیسانس را می‌طلبند، معیارهای بالاتری در نظر می‌گیرند، هرچند در عمل این موضوع خیلی روشن نبود. به طور کلی فضا مودبانه بود و برخورد معاون فروش هم مثبت بود، اگرچه اطراف او بیشتر همکاران قدیمی شرکت بودند. در پایان اعلام کردند از من خوششان آمده اما در حال حاضر با شرایط موجود سازگار نیستم. هفته بعد تماس گرفتند و گفتند با وجود علاقه به من، kandidat شرایطشان را نمی‌بیند.

فروشگاه پوشاک مستر بوتیک
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
مصاحبه
کاربر ناشناس·متقاضی/کارشناس CRM·۱۶ تیر ۱۴۰۵
آزمون بی‌ربط و مصاحبه‌شون شو بود

برای موقعیتی در بخش CRM رزومه فرستادم و بعد از ارتباط اولیه، آزمونی از من گرفتند که واقعاً بی‌ربط و تلف‌کننده بود. آن‌ها می‌گفتند باید حدود بیست ویدئوی سی‌دقیقه‌ای را نگاه کنیم و انتظار داشتند آزمون از همان ویدیوها باشد، چون خودشان به عنوان منبع معرفی کرده بودند؛ اما در نهایت هیچ ارتباطی با آن‌ها نداشت و فقط وقت‌گیر بود. با وجود این، آزمون را قبول شدم و به مصاحبه دعوت شدم؛ اما جلسه بیش از آنکه حرفه‌ای باشد، شبیه شو بود و سوالاتی مثل چه رنگی را دوست دارم، صبح تا شب چه کار می‌کنم و آیا ورزش می‌کنم مطرح شد. پس از آن گفتند که خبر خواهیم داد، اما سه هفته گذشت و من پیگیری کردم تا سرانجام فهمیدم پذیرفته نشده‌ام. به هیچ عنوان خبری هم از نتیجه به من داده نشد؛ کاش کمی احترام می‌گذاشتند و نتیجه را اعلام می‌کردند تا افراد را بی‌خطر معطل نکنند.

کی استودیو
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
مصاحبه
کاربر ناشناس·کارشناس ارشد جذب استخدام·۱۵ تیر ۱۴۰۵
بی اعتبار ترین جا برای کار کردن

بعد از ارسال رزومه این شرکت نامعتبر بدون اینکه تماس از خط معتبر شرکتی بگیره یا هر مدل دیگه خانمی به اسم سمیرا یک پیام داخل واتساپ فرستاد بدون اینکه معرفی کنه بگه عنوانش چیه و… گفت رزومه دادی قبل برا اینکه در وقت صره جویی بشه چنتا سوال نیفرستم جواب بده !!!! سوالا ها کاملا معلوم بود از چت جی پی تی درومده و منم چون این رفتارو غیر حرفه ای دیدم جوابارو دادم چت جی پی تی دراورد فرستادم براش بعد گفت مرحله اول قبول شدی بریم مرحله بعد 😂😂😂😂 دوباره کفت یک سری سوال مجدد میفرستم تاثیری رو استخدام نداره فقط بیشتر اشنا بشیم سوالاش بازم تخصصی بود بازم هوش مصنوعی 😂😂😂 بازم روش قبلی جواب دادم گفت اطلاع میدم نتیجه رو خلاصه چندروز بعد پیام داد نشد 😂 گفتم این مدلی ندیده بودیم حای تماس نکرفتین شاید طرف کرو لال بلشه این چ مدل مسخره ایه سوالاتونم از هوش مصنوعی گرفتین و… کاملا معلوم بود ناشیه اگهی بابت بنچ مارک بود یا هر چیز دیگه سرگرمی… خلاصه این مدت که بیکار شدم عجب چیزایی دیدم مسخره ها به هیچ وجه نرید اینجور جاها چون بی در دیکره هیچی بلد نیستن ساختار ندارن حقتون ضایع میشه

پخش هومن
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مهندس الکترونیک·۱۵ تیر ۱۴۰۵
۲.۰
هشدار درباره‌ی کارفرما

در این تجربه، از نظر من یک کارفرما خیلی بداخلاق و فریبکار ظاهر شد که با همسرش همکاری می‌کرد تا به تعدادی از افراد ضرر بزند. من کارم را در دفتر کوچکی حدوداً صد متری آغاز کردم و با کمک همسر و خویشاوندانش توانستند بیش از صد نفر را گرفتار کنند. به عنوان نکته‌ای مهم، باید مراقب چنین رفتارهایی بود و از هرگونه ارتباط یا اعتماد بی‌جا پرهیز کرد. این تجربه نشان داد که باید با دقت و هوشیاری وارد بخش‌های مختلف کار شویم و از رویه‌های نامناسب دوری کنیم.

پرسا پرداز اسپادان
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · اصفهان
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارآموز·۱۴ تیر ۱۴۰۵
۴.۰
دو ماه کارآموزی؛ کلی چیز یاد گرفتم

دو ماه کارآموز بودم و این دوره را در فضایی آرام و دوستانه سپری کردم. همکاران خیلی صمیمی و پذیرا بودند و باهاشون کار کردن برایم راحت بود. در این مدت با مفاهیمی مثل تولید محتوا، سئو و چرخه تولید محصول آشنا شدم و تجربه‌های ارزشمندی کسب کردم. از کمک‌های بسیار و همراهی دوستان همکار که در فرایند یادگیری کنارم بودن واقعاً سپاسگزارم.

وان استور
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مهندس نرم‌افزار (حدس)·۱۲ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۳.۰
فامیل‌بازی تا دلت بخواد

شرکت وان استور تجربه‌ی کاربری من به‌عنوان مهندس نرم‌افزار را با نگاه کلی عدم رضایت توصیف می‌کند. فضای کاری به نظر می‌رسد به‌کاهش فرصت‌های برابر منجر می‌شود: اغلب افراد در تیم‌ها یا با منسب‌های خویشاوندی یا با روابط آشکار حضور دارند و این باعث می‌شود که در مواردی انتظارها به نفع این گروه‌ها باشد و افراد تازه‌وارد یا خارج از آن حلقه احساس بی‌ثباتی کنند. رهبران و افراد کلیدی یا غایب‌اند یا بیشتر به کارهای شخصی‌شان می‌پردازند و مدیریت را به دست تازه‌واردان غیر فنی می‌سپارند؛ از آنها انتظار کمک فنی یا پشتیبانی نمی‌رود و به‌نوعی تجربه‌ی کار در این مجموعه تنها برای گروهی خاص ارزش دارد. ارتباطات انسانی محدود است و حتی رعایت ساده‌ترین آداب حرفه‌ای هم معمولا وجود ندارد، چه رسد به onboarding یا در نظر گرفتن افراد در تیم. از نظر فنی، به‌روز بودن فناوری‌ها در اینجا چندان اولویت نیست و به عنوان ایده‌آل، تیم بیشتر درگیر جلسات و حضور مداوم است تا توسعه‌ی عملی و پیشبرد پروژه‌ها. نهایتا هم به‌طور واضح مشخص نیست که حقوق چگونه محاسبه می‌شود.

خوب بوک
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · مشهد
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس فروش·۱۱ تیر ۱۴۰۵
۳.۰
هدفای غیرواقعی

من همواره با اهدافی روبه‌رو می‌شدم که گویی دسترسی بهشان غیرممکن بود و فقط به صورت فانتزی در ذهن باقی می‌ماندند. هدف‌گذاری برای من به‌جای انگیزه، فشار بی‌معنی‌ای ایجاد می‌کرد و مأموریت داشتم با هر قیمتی بهشان برسم. مدیریت وضعیت نگران‌کننده‌ای داشت و نظم چندانی در کار نبود؛ از ما انتظار داشتند دقیقا مثل ربات، با هدف‌های شدید و پیوسته جلو برویم. با این حال، در اینجا چند نفر از همکاران خوب پیدا کردم که تجربه‌ی خوبی از هم‌صحبتی با آنها داشتم. در کل، پیشنهادم به دیگران این است که به جای این محل، گزینه‌های بهتری هم وجود دارند.

بارمان
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس·۱۰ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
محیطی پر از زیرآب و بی‌لیاقتا

بارمان تجربه‌ای کاری بود که با وجود انتظارها، ناامیدم کرد. از هم‌نشینی با همکاران و فضای رقابتی ناسالم توی شرکت گله داشتم؛ به نظر می‌رسید زور و سهم‌خواهی جای کار گروهی را گرفته باشد و هر که جسورتر بود، موفق‌تر می‌شد. برای سمت‌های فنی، افراد بی‌صلاحیت به‌سرعت جایگزین می‌شوند و کار جمعی به سختی پیش می‌رود؛ کدها آن قدر بهم‌ریخته‌اند که رویشان کار کردن دشوار است. واحد عملیات هم به نظر می‌رسد بیشتر ادعا دارد تا خروجی ملموس ارائه کند. از تغییرات مدیریتی اخیر برداشت من این بود که اطرافیان به جای دانش، روی روابط و ریا اهمیت می‌دهند. حقوق و مزایا هم نکته‌ی ناراحت‌کننده‌ای بود؛ ایاب‌وذهاب حدود پنج‌صد هزار تومان و هزینه ناهار نزدیک به هشت‌صد تومان می‌شود، و اگر همه روزهای ماه حضور داشته باشی، باقی‌اش را باید خودت حساب کنی.

پایدارصنعت آرین فولاد
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·گرافیست·۱۰ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
محیط پر از زیرآب

شرکت پایدارصنعت آرین فولاد تجربه‌ای ناگوار را برای من به عنوان گرافیست به همراه داشت. تیم برنامه‌نویسی به جای همکاری، همواره نسبت به هم بدگمان بودند و رفتار تخریبی داشتند؛ برخی رفته‌اند یا کنار گذاشته شده‌اند و حتی پس از جدایی هم با مدیر جدید تماس می‌گرفتند تا به نوعی اثر منفی رویشان بگذارند. تیم مارکتینگ هم به اندازه‌ی لازم تخصص ندارد و در جلسات طوری رفتار می‌کند که نتیجه به نفع مقابل تغییر کند. اگر برای مصاحبه به اتاقی رفتی و بیل دسته‌دار و روغنی را دیدی، نترس و تعجب نکن؛ گاه وضعیت غیرعادی است. دیگر واحدها فضای کارمندانه‌ای دارند، با این تفاوت که محیط تا اندازه‌ای آزاد است. به عنوان گرافیست باید منتظر کارهای بی‌نظم و نامتعادل باشی و همان‌طور که مدیر مارکت می‌گوید انجام بدهی؛ خلاقیت چندان اهمیت ندارد و بیشتر کارهای فوتوشاپی در اولویت است، در حالی که کارفرما هنگام استخدام عنوان گرافیست را می‌گنجاند. ایده‌های تازه را مطرح نکن؛ معمولا مدیران به‌خوبی از ایده‌ها استقبال نمی‌کنند و آن‌ها را نمی‌پذیرند. مزیت واقعی‌شان فقط پرداخت به‌موقع حقوق است؛ بقیه هم مثل برده‌داری جلوه داده می‌شود. خلاصه اینکه اگر آگهی استخدامی از این مجموعه دیدی، به‌نظر من بهتر است از آن دوری کنی. از پلتفرم استخدام سپاسگزارم که وجود دارد؛ ای کاش پیش از آغاز کار ما هم چنین سایتی بود.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.