من به عنوان برنامهنویس ارشد در ART تجربیاتم را اینطور توضیح میدهم: پروژهها از نظر فنی واقعاً جذابند و با آنها فرصتهای زیادی برای یادگیری و پیشرفت است؛ برای هر سطح از تجربه، جایی برای رشد وجود دارد و با چالشهای واقعا مفیدی روبهرو میشوید. اما مشکلاتی هم وجود دارد که باید صادقانه بگویم: ثبات تیم و تصمیمگیریها پایین است و تصمیمات ناگهانی و بیثباتی دیده میشود؛ اکثر مواقع احساس میکنم نظرات کارشناسان تا مدیران جدی گرفته نمیشود و به نظر میرسد خردجمعی رعایت نمیشود. تعادل بین کار و زندگی هم خوب نیست؛ بسته به پروژه ممکن است ساعات طولانی و روزهای إضافی داشته باشید، اما جالب است که اضافهکاری پاداشی ندارد و زحمات کارکنان به درستی قدردانی نمیشود. از نظر حقوقی هم اوضاع چندان مطلوب نیست؛ حقوق پایه در مقایسه با بازار پایینتر است و همین موضوع باعث میشود نتوانند بهطور مستمر افراد باتجربه را جذب کنند؛ در نتیجه کیفیت کار اغلب به سطح متوسط میافتد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
تجربهام به عنوان مشاور سیستمهای سازمانی را با این نکته آغاز میکنم که در این مجموعه فضای کار بهطور کلی پویاست و فرصتهای زیادی برای رشد فراهم است. در ابتدای کار حقوق به حداقل قانونی نزدیک بود، اما با پیش رفتن زمان، نرخ افزایش حقوق سریعتر شد و رشد قابل توجهی داشت. محیط کار فعال و دوستانهای برخورد کردم که برای من اهمیت داشت و اینجا هم مشاهده شد. حوزهٔ کار شرکت، بازار خاص و پررونقی را در اختیار دارد؛ هم داخل سازمان مشتری حضور داریم و هم از خارج، بنابراین فرصتهای جدید برای کار و توسعه وجود دارد. به طور خلاصه اگر دنبال پیشرفت و محیطی پویا هستید، این گزینه چندان بد نیست.
به دنبال پایان دادن به دورهای که در شرکت پیشگامان لوتوس داشتم، تصمیم گرفتم به سمت فرصت جدیدی برم و از واحد منابع انسانی و تیم فنی جدا شوم تا به کار جدیدم ملحق بشم. همه مراحل فنی و منابع انسانی رو پشت سر گذاشتم، نامه استعفا رو تقدیم کردم و طبق هماهنگیها از مجموعه قبلیم جدا شدم تا چند روز دیگه کار جدید رو آغاز کنم. اما پس از تماس از طرف شرکت، مطلع شدم همه چیز لغو شده و به دلایلی نمیتونن با من همکاری کنن. واقعاً انتظار چنین اتفاقی از شرکتی با این سطح از ادعا رو نداشتم و در نهایت تجربهای که داشتم چیزی جز آزاردهنده و ناامیدکننده نبود.
کار کردن تو ایران ایرتور در مجموع برای من لذت بخش بود. نقطه عطفی بود که اونجا بسیار یاد گرفتم و در بعضی موارد هم تونستم چیزهای جدید زیادی تجربه کنم. از مدیریت خود دپارتمانمون واقعا خاطرات خوبی دارم از همکارانم هم همینطور. محیط در مجموع طوری بود که همه برای بهتر شدن پروژه تلاش می کردن. اونجا یه طورایی محل امن منه که روزهای سختی هم توش داشتم و می دونم در بعضی موارد افراد کارشون رو درست انجام نمیدادن یا به افراد دیگه بهای بیشتری داده میشد. ولی به نظرم نقاط مثبت بیشتره و خوشحالم از چهار سالی که اونجا کار کردم.
تجربه کاری من در این مجموعه یکی از بدترین تجربههای حرفهایام بود. محیط کار کاملاً سمی و پر از استرس بود و به جای ایجاد فضای همکاری، فشار و تنش دائمی وجود داشت. مدیریت مجموعه رفتار حرفهای نداشت، برخوردها اغلب با بیاحترامی و بددهنی همراه بود و کوچکترین ارزشی برای کارکنان قائل نمیشد. حجم کار بسیار زیاد بود و انتظار میرفت حتی در شبها، آخر هفتهها و ایام تعطیل نیز بدون در نظر گرفتن تعادل بین کار و زندگی در دسترس باشیم. با وجود این حجم از مسئولیت و فشار، حقوق پرداختی در حد پایه و به هیچ عنوان متناسب با میزان کار و انتظارات نبود. وعدههای مختلف نیز در عمل محقق نمیشد و هیچ برنامه مشخصی برای رشد، آموزش یا پیشرفت کارکنان وجود نداشت. یکی از نکات قابلتوجه این بود که در کمتر از ۶ ماه، نزدیک به ۱۰ نفر از کارکنان این مجموعه از آن جدا شدند. از دید من، بخش قابلتوجهی از این جابهجاییها با مشکلات مدیریتی و نحوه برخورد خانم محمودی همزمان بود. رفتارهای غیرحرفهای، لحن نامناسب و فضای پرتنش باعث شده بود بسیاری از کارکنان تمایلی به ادامه همکاری نداشته باشند. این میزان بالای خروج نیروها، به نظر من، نشاندهنده وجود مشکلات جدی در محیط کار و شیوه مدیریت بود و تأثیر مستقیمی بر انگیزه، آرامش و رضایت کارکنان میگذاشت. در مجموع، اگر به دنبال محیطی حرفهای، محترمانه و با مدیریت اصولی هستید، این مجموعه انتخاب مناسبی نیست. امیدوارم این تجربه برای افرادی که قصد همکاری دارند مفید باشد و بتوانند با آگاهی بیشتری تصمیم بگیرند.
در یک محیط کار با جو سمی روبهرو بودم و صادقانه بگویم، تجربهی من از کار در اینجا خیلی دشوار بود. نزدیک هشت ماه به عنوان بکاندِ ارشد اونجا بودم و در نهایت تصمیم گرفتم از ادامهی کار منصرف شوم. برای لید فنی واقعاً وجودی حس نمیشد؛ معاون نرمافزار هم همزمان نقش لید و مدیر را داشت و بهاصول اخلاقی و سطح دانش فنیِ او اعتماد نداشتم. اگر مناسبات لابیگری و چاپلوسی را رعایت کنی، شاید بهت نزدیک شود، در غیر این صورت احتمال دارد که زیرآب تو را بزند. تیم خیلی کوچک بود و فقط سه یا چهار نفر بیشتر نبودند؛ از طرفی همیشه افراد تغییر وضعیت میدادند و طی یک سال هم تیم رشد معناداری نداشت. نکتهی جالب این بود که آگهیهای پُست همواره فعال باقی میماندند. ما هرگز نتوانستیم محصولی باکیفیت و آماده برای عرضه ارائه دهیم؛ چون کار به طور مداوم از یک تسک به تسک دیگری میرفت و پایانِ کار هیچوقت تضمین نمیشد که کار قبلی تمام شده باشد. حقوق بهموقع پرداخت نمیشدند، قرارداد معمولاً به دست نمیآمد، فضای شرکت از نظر رسمیگری و ساختار همواره خشک بود و با رفتوآمد مداوم نیروها روبهرو بودیم. با دوربینهای کنترل دائم مواجه بودیم و حتی برای کارهای کوچیک هم باید امضا میگرفتند. اینها را گفتم تا برای خودم یا دیگران رویکرد منفی نسبت به محیط کار را تبلیغ نکنم؛ فقط هدفم این بود که شادی و امید همکاران توی محیط کارشان به خطر نیفتد.
مدیریت اصلیش به شدت افتضاحه.فقط به فکر خودشه با عدد های بسیار پایین نیرو میگیره و عملا با وعده وعید مجاب میکنه ادمارو که بیان واسش کار کنن و همشم از نیروهای قبلی که داشته بد میگن. هر چندماه یکبار نیروهاشو عوض میکنه که عیدی و سنواتو اینا نده. حقوق هارو دیر به دیر میده و چک میده مثلا واسه 10 ماه دیگه. خیلیم بی ادب و فحاشه اصلا فرهنگ سازمانی و کاری اونجا وجود نداره. کلی هم پرونده ی شکایت دارن. پول 5 ماه حقوق منو هم ندادن. بیمه هم درست و حسابی رد نمیکنن.جای هیچ رشد شغلی هم نداره
شرکت کامیونت اینجا را دوست دارم اما همیشه امیدوارم که مسیر رشد هم برای همه واضح باشد. من کمتر از یک سال است اینجا کار میکنم و به نظرم تیم در حال پیشرفت است؛ افرادی که عملکردشان پایین بود، جدا شدند و الأولویت روی نتیجهگیری بهتر گشته است. در این میان، برخی با رابطه وارد میشوند که طبیعی است در شرکتهای خصوصی، اما باید دید آیا کسانی که با این روش آمدهاند واقعاً توانمندند و چه نقشی ایفا میکنند. از اینجا خیلی شیفته نیستم، با این حال نسبت به تجربههای قبلیم محیط اینجا سالمتر جلوه میکند و برخورد محترمانه و تربیت خانوادگی کارکنان برایم اهمیت دارد. اگر روزی تصمیم به ترک اینجا بگیرم، شاید به مایههای دلنشین و مشکلاتی که با هم مطرح میشود، نگاه کنم.
بعد از 7 سال سابقه کار در شرکت اینو مینویسم حقوق باهات کم میبندن و بهت وعده مزایاو شارژ اوانو ... میدن،اولش فکر میکنی تو چه شرکت بین المللی خفنی داری کار میکنی بعد کم کم میبینی فلان کسک با پارتی بازی میشه بالادستیت اگر به HR هم بگی پارتی بازی میشه تو این شرکت سخت مخالفت میکنن چه بسا اخراجتم میکنن دیدم که میگم بعد آمار خود نفرات HR رو در میاری میبینی همشون با پارتی بازی شدن HR ، در واقع سوادشو ندارن فقط با مالیدن رفتن بالا شرکت به شدت ضعف دختر داره و یکسری مدیرا کاملا هول دخترن ،درمورد مدیران خانم هم بگم که من انسان نرمال توشون ندیدم یا طلاق گرفتن و مشکل روحی روانی دارن یا به شدت فمنیستن تنها و تنها چیزی که نگهت میداره تو شرکت همکاراتن که باهات رفیق میشن اگر میخوای کار یاد بگیری و روانت سالم باشه این شرکت مناسبت نیست، اگر میخوای رزومتو آپدیت کنی شرکت خوبیه
تصور بیرونی از شرکت اینطور است که همهجا مرتب و آراسته است و انگار با شرکت بزرگی طرفیم، اما وقتی یک هفته میگذرد، خیلی از مشکلات به چشم میآیند. مدیریتی بودنِ بیش از حد در واحدها دیده میشود؛ تعدد مدیران از کارشناسان بیشتر است و بسیاری از آنها به سطح کارشناس هم نمیرسند. نرمافزارهای استفادهشده پر از باگ است و منابع انسانی ضعف زیادی دارد؛ پاداش هم به شکل مشخصی وجود ندارد. برخی افراد بدون دانش کافی با نگاهِ از بالا به پایین رفتار میکنند و حقوقها نیز بهطور منظم پرداخت نمیشود و نظم چندانی ندارند.
از همان روز حدود سه چهار ماه پیش که یکی تازه وارد عملیات شد، فضای اداره به یکباره تغییر کرد. فردی با دیدگاهی متخاصم و شکاک نسبت به دیگران به وجود آمده و خود را محور کار میداند؛ خودخواه و استقلالطلب است و همواره تنها به منافع خود فکر میکند. از نظر فنی و اخلاقی هم کمتر حرفی برای گفتن دارد و به شکل مداوم تلاش میکند خواستههایش را به هر شیوهای به اجرا بگذارد، حتی اگر به ضرر مجموعه باشد. کار در این واحد تا همین حالا هم سخت و طاقتفرسا بود، و اکنون با چنین وضعیتی بسیاری از همکاران احساس فشار میکنند و علاقهای به ماندن نشان نمیدهند. اگر قصد ورود به اینجا را داری، احتمالاً هر بخشی را که انتخاب کنی، با مشکلاتی روبهرو خواهی شد؛ به نظر میرسد این اداره شرایطی در حدِ انتظار نیست.
شرکت دیتایژن فقط با پارتی و لابی مدیریت میشود و هیچ برنامهٔ مشخصی برای پیشبرد وظایف وجود ندارد. اگر در مسیر این بازیهای پشتپرده قرار نگیری، به مسیر بازندگیها میافتی، یا با حرف و تهمت مواجه میشوی. مدیران بالا ثبات چندانی ندارند و هر چند ماه بهطور پیوسته تغییر میکنند؛ با تغییر مدیران ارشد احتمالاً مدیرعامل هم عوض میشود.
این نظر بر اساس حدود ۴ سال کار کردن من توی این شرکته. اگر هیچ سابقه کاری نداری و فقط میخوای وارد بازار کار بشی، اینجا میتونه برای شروع بد نباشه. ولی اگر چند سال سابقه داری و دنبال پیشرفت، یادگیری یا مسیر شغلی بهتر هستی، پیشنهاد میکنم سمت این شرکت نیای، چون احتمال زیاد خیلی زود پشیمون میشی. قبل از اینکه استخدام بشی، این چند تا نکته رو حتماً بدون: اول اینکه حقوق به دو بخش پرداخت میشه. اول ماه فقط حقوق اداره کار واریز میشه و حدود پانزدهم ماه هم بخش دیگهای از حقوق پرداخت میشه. مثلاً اگر حقوق توافقی شرکت باهات ۳۰ میلیون باشه، داخل قرارداد فقط حقوق اداره کار ثبت میشه و بقیه مبلغ به صورت جداگانه پرداخت میشه. در نتیجه عیدی، سنوات، بیمه و سایر مزایا بر اساس همون حقوق اداره کار محاسبه میشن، نه حقوق واقعی که دریافت میکنی. دوم اینکه عملاً فقط برای آذرآنلاین کار نمیکنی. علاوه بر اون باید به مشتریهای دو برند دیگه یعنی Monovm و 1Gbits هم سرویس بدی. در واقع همزمان برای سه مجموعه کار میکنی که هر سه متعلق به یک مدیرعامل هستن. اگر هدفت پیشرفت شغلی یا یادگیری چیزهای جدید باشه، حداقل تجربه من این بود که چنین فرصتی وجود نداشت. بیشتر کارها تکراریه و ممکنه سالها همون وظایف رو انجام بدی، بدون اینکه تغییر خاصی توی جایگاه یا مسیر شغلیت ایجاد بشه. از نظر محیط کاری هم فضای حرفهایای که انتظار داشتم وجود نداشت. حاشیه و خالهزنکبازی زیاده و من احساس کردم مدیریت هم اهمیت زیادی به رضایت و مشکلات نیروها نمیده. از امکانات رفاهی هم انتظار زیادی نداشته باش. صبحانه، ناهار یا مزایای مشابه ارائه نمیشه و هزینه اونها با خودته. به نظر من تنها مزیت این شرکت بیمه تکمیلیه. در نهایت، بعد از حدود ۴ سال کار کردن توی این مجموعه، توصیه من اینه که این شرکت رو به عنوان یک فرصت شغلی خوب نبینی؛ مگر اینکه صرفاً برای شروع کار یا به خاطر شرایطت فعلاً گزینه بهتری نداشته باشی.
خوشبختانه از ورود به این تیم بینیازم میدانم که کارکردن در اینجا بهطور عملی بهعنوان وظیفهای بدون دستمزد محسوب میشود و حقوق و مزایا بسیار کم یا نامشخص است. گاهی بیمه نیز بهموقع فعال نمیشود و ممکن است برای دریافت خدمات پزشکی مجبور شوم هزینهها را خودم بپردازم. با این اوصاف، روی پروژهها و تجربههای فنی متمرکز شدم و تلاش کردم مهارتهایم را به کار ببرم.
وقتی وارد این شرکت شدم، اوضاع به سرعت آشکار شد و حس میکردم که منابع به شکل نامناسبی بهحساب رفقا ریخته میشود. برخی از افراد که از طرف مدیرعامل و مدیر یکی از بانکها به عنوان مشاور آمده بودند، با رفتاری پر از غرور کار میکردند و حقوق خوبی هم میگیرند، حتی مزایای بازنشستگی و کارهای جانبی مثل بنگاه املاک را هم داشتند. در حالیکه هزاران جوان مستعد در جستوجوی کار بودند. آنها اغلب صبحها حوالی ساعت ده یا یازده وارد میشدند و فقط دستور میدادند، چون از نظر فنی خیلی چیزها بلد نبودند. فعلن هم تا غروب گاهی بهانه میآوردند. مشکلاتی مثل صندلیهای کهنه یا نور محیط یا اینکه چرا چایمان دیر میشود هم بهعنوان بهانه مطرح میشدند؛ انگار مشکل از نقص زمین نیست، بلکه از بیانگیزه بودن و ناتوانی در رقصیدن با شرایط بود. در عمل بهنظر میرسید که منابع و سپردههای مردمی بهخاطر رفاقت و رانت مصرف میشود و کسی هم صدایش را بلند نمیکند. نمیدانم مدیرعامل این شرکت و مدیر بانک چطور میخواهند پاسخگوی خدا باشند، وقتی چنین وضعی وجود دارد.
شرکت اورال برای من یکی از بدترین تجربههای شغلی بود. در وهله اول، رفتارها به شکل خانوادگی و همراه با همدلی نمایان میشد، اما خیلی زود سوءاستفاده آغاز میشد؛ کارهای شخصی زیادی از من میخواستند و احترام چندانی وجود نداشت. حقوق را یا باید پیگیری میکردم یا با التماس میطلبیدم و گاهی تاخیرهای دو ماه هم بوده است. ارتباط با مشتریان هم برای آنها اهمیت چندانی نداشت و فقط فشار میدادند تا پولی بگیرند و کار درست انجام نمیشد، مشکلات زیادی از جمله عقبافتادگیها و تمرکززدایی به وجود میآمد. وقتی تصمیم به تسویه میگرفتم، میگفتند یک ماه دیگر میدهند، اما در نهایت پاسخ میدادند برو شکایت کن، ما بدهیای نداریم. در کل، احساس میکردم آدمهایی اینجا دزد و نامردند و فقط تظاهر میکردند؛ امیدوارم یک روز به همان روشی که چندی پیش به من آسیب زدند، پاسخ بدهند.
وقتی وارد این مجموعه شدم، روز اول با تعاریف و تعریفهای زیادی روبهرو شدم که واقعا خوشحالکننده بود؛ اما به مرور فهمیدم قضیه فرق میکند. حقوق خیلی پایین است و پرداختها اغلب با تأخیر انجام میشود. رفتار مدیران و نگاه از بالا به پایین بهطور مداوم حس میشود. به کارمندانی با سابقهی بالای ۱۳ سال هم گفته شده یا بمانند یا بروید، انگار فقط بهعنوان نیروهای کار برایشان اهمیت دارند. تا حالا پاداش یا کارانهای ندیدم. هزینه رفتوآمد هم سنگین است و با ماشین شخصی صرفه اقتصادی ندارد. از من انتظار زیادی دارند، اما در مقابل برای پرداختها معاملهای خشک و کمجنبه نشان میدهند. به طور کلی، برای کار موقت و یافتن فرصتهای بهتر مناسب است، اما اگر دنبال ماندن و پیشرفت هستی، اینجا جایی برایش نیست.
بهنظر من فضای کار چندان دلگرمکننده نیست؛ با اینکه بودجه و سرمایه قابل توجهی دارن، اما مسیر تخصیصش به درستی مشخص نیست. بهزودی میفهمی که شایستهسالاری جایگاهی نداره و اگر کسی با وصلبودن بیاد، حتی بدون مهارت، حقوقهای بالا رو میگیره و فشار کار روی سایرین میتونه زیاد بشه. وقتی بفهمن حقوقت بالاست یا پشتت کسی باشه، محیطی شکل میگیره که حتی نسبت به کار معمول هم احساس ناامیدی وجود داره. برای تازهواردها خیلی مراقب باشن؛ آدمهایی با اخلاق نامناسب وجود دارن و ساعات شبکاری ایجاد میکنن، بعضیها حقوق بیشتری نسبت به همردهها میگیرن. گاهی هم مدیر حضور ندارد و با ناهار بیکیفیت یا کسر حقوق، از حقوقت کم میکنن. گاهی تنها بابت یک ناهار ضعیف پولت رو از دست میدی. اگر دنبال وام باشی، کلی بهانه میارن و در فرایند معطل میکنن؛ بهنظر میرسد مدیر تمایلی برای دادن پول ندارد. فناوریهای بهکاررفته عقبافتادهاند، ساختار تیمها نامنظم است و نه مدیر قابل اعتماد و نه تیم منسجم حضور دارند. بهخصوص تیم تست و زیرساخت واقعا آزاردهنده است؛ هر خطایی که بدی، ممکن است تحقیر بشی و فضای آزمون و خطا اصلا وجود نداشته باشه. اگر فردی با تجربه باشی هم، پیشنهاد من این است که به اینجا نیایی؛ فضا هم آشفته است و هم خیلی استرسزا بهنظر میرسد. محیط خیلی خشک و رسمی است، همه پیراهن میپوشند و جو عمومی روی اعصابه. مدتی آگهی میزنند اما بهخاطر فضا و رفتارها، جذب نیروهای مناسب دشوار میشود.
به نظر میرسید جو شرکت به شدت نابسامان باشد و کارها بدون نظم انجام میشد. سطح مدیریتی بالا تا مدیران میانی هم به نوعی با مشکلاتی روبهرو بودند. روزی بدون هشدار تصمیم گرفتند مدیر ارشد را جمع کنند و به جای مشخصی بفرستند؛ هیچ روال مشخصی در این تصمیمگیری وجود نداشت. در نهایت منطبق بر همان شیوههای سابق از کنارم گذشتند—گفتند یا استعفا بده تا حقوقت پرداخت شود یا پیگیر شکایت شو. من استعفا دادم اما هنوز حسابم تسویه نشده، و هر بار که تماس میگیرم تنها وعدههای بینتیجه میشنوم.
دو سال اونجا بودم و واقعاً تجربهی تلخی بود. مدیرها هیچی برنامه ندارن؛ امروز بهت دستور میدن، فردا فراموش میکنن و وقتی کارت رو تموم میکنی میگن دوباره از اول اینجوری انجامش بده، دوباره گوش میدی، دوباره عوض میشن. کلی بیبرنامگی و تناقض هست. روزهایی که کل کشور به خاطر آلودگی یا چیزای دیگه تعطیل میشه، زورشون میاد تعطیل کنن و به پرسنل فشار میارن سر کار بیان. مرخصی سالیانه رو ظاهراً ۲۴ روز حساب میکنن ولی قانونی عمل نمیکنن. غیبت رو سه برابر حساب میکنن و از حقوق کم میکنن، اضافهکار رو هم با کمترین ضریب پرداخت میکنن و بیمه برای اون روزها رد نمیشه. گرفتن مرخصی هم مثل طی کردن هفت خوانِ رستمِ؛ بعضی وقتا حتی وقتی مرخصی داری بهت نمیدن و براش غیبت میزنن و پول کم میشه. برای مرخصی هم کلی باید به مدیر جواب پس بدی و ازت میپرسه کجا میخوای بری، انگار خیلی براش مهمه. واحد منابع انسانی افتضاحه؛ مدیرش بیسواد و با پرسنل طوری حرف میزنه انگار داره لطف میکنه که اینجا کار میکنن. دو تا از خانمهای منابع انسانی دسترسی به دوربین دارن و مدام پرسنل رو نگاه میکنن، مسخرهشون میکنن و میخندن؛ این شده سرگرمیشون. کل شرکت پره از دوربین تو زاویههای مختلف، حتی میکروفن دارن و صداها رو هم میشنون، غیر از سرویس بهداشتی همه جا دیده میشه. یه مدیر داخلی هست که آخرین راهِ ارتباطش داد و بیداده و با همه دعوا داره. داد و بیداد عادیه و هر ماه استرس و هیجانِ منفی ساختن برات ایجاد میشه. تو طبقهی کاریمون هم یه نفر همیشه صدای بلند داشت و مزاحم همه بود، اعتراض میکردیم کاری نمیکردن تا آروم بمونه. موقع قرارداد ازت سفته میگیرن و میگن سفید امضا کن؛ بهت نسخهی قرارداد یا رسید سفته نمیدن و اگه اعتراضی کنی میگن اگه اعتماد نداری برو. استعفا عملاً وجود نداره، اگه بخوای بری تهدیدت میکنن که از سفته استفاده میکنن و شکایت میکنن؛ چند نفر هم که رفتن ازشون شکایت شده و واقعاً پول گرفتند. این باعث میشه به حلال بودن حقوق آخر ماه هم شک کنی. حقوق واقعی رو معمولاً روی پایه مینویسن و بیمه هم روی پایه رد میشه؛ بقیه حقوق نقدی میدن تا اگه یه روز اخراجت کردن بگن فقط پایه میگرفتی. تو قرارداد بندهای یکطرفه زیاد هست: حق کار کردن شما تو دو سال بعد از اتمام قرارداد تو شرکتهای رقیب رو محدود کردن بدون اینکه مشخص کنن رقیب کیه، هر موقع خواستن میتونن تو روز تعطیل شمارو بکشونن سر کار، فقط دو روز مرخصی اضطراری تو سال بهت میدن، و اگه از گوشیات خارج از عرف استفاده کنی اول کار گوشیت رو میگیرن تا آخر روز. همچنین تو قرارداد بارها تهدید شده که از سفته و مراجع قانونی برای شکایت استفاده میکنن و معمولاً مبلغ خسارت بین ۵۰ تا ۷۰ میلیون تومان نوشته شده. اگه با کسی در محیط یا بیرون ارتباط شخصی برقرار کنی، منابع انسانی و مدیریت دخالت میکنن، حتی ممکنه ازت قباله ازدواج بخوان یا خانوادهات رو تهدید کنن که اطلاع میدن. آقایون برای سیگار رفتن پشت بام مشکلی ندارن ولی خانمها اگر برن با برخورد زشت منابع انسانی مواجه میشن. هر ماه یه بستهی ارزاق میدن که کیفیتش خیلی پایینه و ازت امضا میگیرن. خلاصه اینکه اگه دنبال استرس، بیاحترامی، دعوا، کمکردن حقوق، قراردادهای یکطرفه و نظارت شدید هستی، اینجا مناسبه؛ در غیر این صورت سریع برو و پشت سرتو هم نگاه نکن.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.