جلسه مصاحبه با نفرات فنی خیلی کلی بود. چیکار کردی. چه کارایی بلدی. از خودت بگو. در همین حد. بعدش هم مسئول منابع انسانی کلی تعریف کرد از شرکت و گفت که چه امکانات و مزایایی میدن. بعد از اون دوره تستی شرکت شروع شد. البته نمیدونستم که دوره تستی هم هست ولی از روز اول کار فهمیدم که یک هفته برای تست هست. به من یه پروژه داده شد و از من خواسته شد که انجامش بدم. ولی هرچقدر که سعی میکردم با مسئول ارتباط برقرار کنم، خیلی بازخوردی دریافت نمیکردم. روز سوم یا چهارم درخواست دادم که نتیجه کار من رو بررسی کنند ولی فقط گفتن که بر اساس قانون شرکت باید یک هفته رو بگذرونیم. در نهایت با پیگیری خودم از منابع انسانی خواستم که نتیجه رو جویا بشن تا دوره بی جهت طولانی نشه. روز پنجم منابع انسانی من رو خواست و گفتن که شما از نظر فنی رد شدید. با توجه به جریانی که در شرکت وجود داشت ابدا سعی نکردم دلیل رو جویا بشم. چیزی که من در مورد شرکت ها متوجه شدم اینه که کلا نباید انتظار داشته باشین که دلیل رد شدنتون رو بگن چون ممکنه دچار چالش بشن. حداکثر در حد یک کلمه میگن که شما از نظر فنی رد شدید. ظاهرا هیچ وقت گفته نمیشه که منابع انسانی به خاطر حقوق درخواستی یا موضوع دیگری شما رو رد کرده. من شخصا معتقدم که اگر فرد مصاحبه کننده تجربه و توانایی کافی رو داشته باشه، با یک مصاحبه چند ساعته هم به صورت تئوری و هم به صورت عملی میتونه به توانایی شما پی ببره. بعد از این تجربه تقریبا دیگه درخواست شرکتهایی که دوره تستی دارن رو قبول نکردم. اگر شما قبول میکنید حتما قبلش درخواست بدین که برای همین دوره قرارداد بسته شه و به خاطرش حقوق دریافت کنید. ویژگیهایی که براشون مهم بود: بحثی نشد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای مصاحبه برنامه نویس back-end به این شرکت رفته بودم که واقعا از بی نظمی و معطلی کلافه شدم. کلی آدم تو راهرورها و اطاق های شرکت بود و محیط بسیار خشک و زننده ای ایجاد کرده بود. اول با مسئول فنی شرکت مصاحبه کردم و کلی سوالات ساده پرسید که معلوم بود اصلا سطح سواد کافی نداره و اطلاعاتش کامل نبود. بعد با مسئول منابع انسانی و کلی ایشون وعده داد و از مزایای شرکت گفت و اینکه قوانین چیه و قرارداد و غیره یکی از دوستان من از پرسنل این شرکت هستش و در مورد قوانین و مزایا پرسیدم که گفت دروغ محضه و اکثرا ناراضی هستن. ظاهرا حرف و عمل این شرکت یکی نیست و گول منابع انسانی رو نخورید … از همه هم چندین میلیون سفته میگیرن بدون رسید و قرارداد کل پرسنل توی راهرو نشستن و محیط دفترش خیلی عجیب و اعصاب خرد کن هستش. انگار توی راه پله نشستی داری کار می کنی !!! اگر حوصله کار توی فضای اینجوری رو دارید سریع نیرو جذب می کنن و خیلی دنبال کارمند هستند
برای گرافیست رفتم مصاحبه. مصاحبه اولم با خانمی بود که مسئول گرافیک شرکت بود. سوالات عادی در زمینه ی گرافیک و نرم افزارها و مولتی تسک بودن و غیره. مصاحبه بعدی با مدیر منابع انسانی بود. بعد از اینکه رزومه ی منو نگاه کردن در حالی که من توی اتاقشون نشسته بودم با فریاد دو تا از بچه های منابع انسانی رو صدا زدن که بیان . بعد به یه خانمی که فکر کنمکارشناس منابع انسانی بود گفتن که توی همون اتاق با من مصاحبه کنه. سوالای عادی منابع انسانی رو پرسیدن. اون آقا هم داشت نگاه میکرد به مصاحبه ! بعد هموم آقا خیلی ناگهانی و تند تند شروع کردن به یه سری سوالات راجع به سربازی و اینا. نمیدونستم با کدومشدن باید صحبت کنم ! تا حالا مصاحبه اینجوری نرفته بودم ! زیاد سلسله مراتبی نیستن و به تظر نمیاد سیستم ایمیل داخلی یا پیام داخلی یا تلفن داشته باشن ! اگر کسی برای مصاحبه دعوت شد اینجا بدونه که مصاحبه ش دیرتر شروع میشه. خیلی عجله نکنین که سر موقع برسین !! مصاحبه ی تخصصیشون خوبه ولی منابع انسانیشون خیلی معمولیه. اتاق جلسه ندارن و همه ی کارها رو توی یه اتاق انجام میدن انگار. زیاد منظم به نظر نمیرسیدن. ممتظر نباشین فیدبک مصاحبه بهتون بدن. اگه حس خوب نگرفتین از مصاحبه برین و جاهای دیگه هم مصاحبه کنین! ویژگیهایی که براشون مهم بود: سر وقت اومدن و رفتن سیگاری نبودن !
وارد شرکت شدم و رفتار اولیهشان بسیار دوستانه بود. در جلسه فقط دو نفر حضور داشتند؛ یکی مسئول تیم فنی و دیگری مسئول منابع انسانی بود. صحبت را با معرفی خود و بیان سابقهام آغاز کردم و از پروژههایی گفتم که کاربرشان بیش از نیم میلیون بود. مسئول فنی سوالات کلیای درباره نسخههای کنترل ورژن، تجربه در زمینه دید کاربری و نکات مرتبط با کار گروهی پرسید و به طور کلی مصاحبه نسبتا روان و ساده بود. پس از پایان سوالهای فنی، مسئول منابع انسانی چند پرسش غیرمرتبط و گاهی عجیب مطرح کرد؛ از جمله دستاوردهای گذشته و اینکه دقیقا چه مشکلاتی در شرکت قبلی وجود داشت که میخواستم جدا شوم. حتیالمقدور توضیح دادم اما به نحوی بود که میخواستند به وضعیت شرکت قبلی پی ببرند، هرچند به اندازهای که لطمهای به شرکت وارد نشود توضیح دادم. سپس سوالاتی روتین از سوی منابع انسانی مطرح شد درباره چشماندازهای آینده، جایگاه مطلوب در محیط کار و نحوه دیدهشدن آیندهام. در طول مصاحبه، در کنار صحبت با مسئول فنی، نگاه همراه با سردرگمی از سوی مسئول منابع انسانی هم دیده میشد. تجربه به طور کلی از نظر فنی بهویژه نبود و تنها چند سوال ساده از سمت تیم منابع انسانی مطرح شد. گفتند که نتیجه رو در هفته آینده اعلام میکنند و پس از دو هفته هنوز خبری دریافت نکردم.
من تجربهای از یک مصاحبه در تهران ملودی دارم که روندش خیلی غیرعادی بود و هیچ تخصصی در زمینه تجهیزات مطرحشده پیدا نکردم. آغاز کار روز مصاحبه با سوالاتی روبهرو شدم که درباره تجهیزاتی بود که تازه ده روزی بود وارد سایتشون کرده بودن و خود تیم هم اطلاعات دقیقی دربارهشون نداشت. به طور کلی حس کردم هدف اصلیشون از استخدام روشن نیست و صرفا بخشی از سایتشون مربوط به آگهیهای استخدام فعال است. رزومهام رو هم بررسی نکردن، یا شاید اصلا دانلود نکردن. سوالات مصاحبه به شدت غیرمنتظره و خارج از انتظار بود و برخورد کارشناسها سطحی و ظاهرا مهربان اما با هدفی غیرواقعی به نظر میرسید. انگار فقط حضور داشتن و نه ارزیابی جدی. در پایان هم پراداری و پارتیزنی در فضا مشهود بود. ویژگیهایی که برایشون مهم بود هیچکدوم از موارد معمول نبودند.
در تجربهام از شرکت تهران جنوب، به عنوان کارشناس مناقصات رفتم برای مصاحبه. قبلا شنیده بودم که این شرکت در حوزه نفت، گاز و پتروشیمی پیمانکار گرید ۱ است و از قبل هم با شرکت کارفرمای نفت و گاز سابقه همکاری داشتم. سرپرست مناقصات در طول مصاحبه به طور کامل از روند کارشان صحبت کرد و از من پرسید در چه کارهایی در دفتر کارفرما تجربه دارم. دوستی صمیمی در همان گفتگو به من دو نرمافزار معرفی کرد که توصیه کرد یاد بگیرم، هرچند توضیح داد که فعلا بلد نیستم. فضای شرکت در روز حضور من آرام بود و طبقات تمیز و مرتب بود. پس از یک هفته با من تماس گرفتند و گفتند در مصاحبه اول پذیرفته شدم و برای مصاحبه دوم باید با مدیر مالی و منابع انسانی حضور پیدا کنم، اما به دلیل برخی مسائل شخصی خودم از این کار کنار کشیدم.
روزی را به خاطر دارم که در مصاحبه کیفیت با دو سال تجربه کار در حوزه را به چالش کشیدم. در آغاز، دو ساعت صرف پاسخگویی به فرمهای روانشناسی شد و رفتار مدیر منابع انسانی پر از سوالهای ناخواسته و گاه خصوصی بود. به طوری که حس میکردم به گونهای تمسخر میشوند. امیدوارم مدیرعامل شرکت به جای به کارگیری تعدادی نفر که کارایی لازم را نداشتند و صرفا دور میزدند، از میان نیروهای با استعداد و قابلاعتماد استفاده بهتری ببرند.
به نظر میرسد فرایند مصاحبه برایم خیلی فراتر از انتظار بود و با چیزی که تصور میکردم تفاوت زیادی داشت. در اولین مرحله فرم استخدامی شش صفحهای رو روی میز دیدم و ازم خواسته بودن به طور دقیق و شخصی به سوالات پاسخ بدم. بعد هم آزمون روانشناسی با تعداد سوالات بالا رو در مدت کوتاهی باید میزدم که به نظر میرسید خارج از توانم بود و درک نمیکردم تا کجا خستگی و فشار روی نتیجه اثر میگذاره. در ادامه به مرحله مصاحبه رسیدم و سه نفر که به نظر خیلی تجربهای نبودند شروع کردند به سوال پرسیدن به شکلی که انگار من مجرمم و اونها قاضی. برخوردشان به گونهای بود که هر چیزی میگفتم برداشت منفی داشت و قضاوتم میکردند. سپس گفتند برای تست عملی بروم اما فایل مربوط به آزمون عملی با نقص روبهرو بود و آنها هم نمیدانستند مشکل از کجا بود. به نظر میرسید انتظار داشتن من جواب درست را ارائه بدهم در حالی که خودشان مشکل فایل را نمیدانستند. واقعا از سطح مصاحبه انتظار داشتم متفاوتتر و حرفهایتر باشد و به شدت ناامید شدم.
برای من تجربهی مصاحبه کارشناس سئو در شرکت تکنولایف اینطور آغاز شد که در جلسهای تخصصی شرکت کردند و پرسشها به خوبی نشان میداد که مدیر تیم مارکتینگ به حوزه سئو اشراف کامل دارد و وظایف را به وضوح توضیح میدهد. در مرحله دوم، با مدیر سئوی مجموعه دیدار داشتم که فرایند مصاحبه هم حرفهای بود و هم فضای دوستانهای داشت.
مصاحبه با تیم محتوا را تجربه کردم و روندش دوستانه بود. از همان ابتدا سوالهای تخصصی مربوط به کار، اخلاق حرفهای و روحیهی کاری مطرح شد. مصاحبهکننده حرفهای بود و فضای جلسه بدون استرس پیش رفت. سازوکار شرکت بهوضوح مشخص بود و میفهمیدم چه وظایفی انتظارم را میکشند و چه اقداماتی باید انجام دهم.
در تجربهی مصاحبهام با تکنولایف، عنوان جشنوارهای را برای کار تولید محتوا تجربه کردم. در گفتوگو دربارهی حقوق آخرین، سابقه و تحصیلاتم گفتم و به اخلاق کاری، ساعات کار، محل زندگی و مهارتهایم اشاره کردم. همچنین دربارهی نقاط قوتی که در محیط کار قبلی داشتم و مشاورههایی که به همکاران میدادم صحبت شد و اینکه در کجا فروش موبایل انجام میدادم را بیان کردم.
از برخورد اولیه شرکت راضی بودم اما تأخیرهای مکرر در حضور در جلسات کمی آزاردهنده بود، گرچه این موضوع در بسیاری از شرکتهای بزرگ هم دیده میشود. برای حضور در آزمایش و عقد قرارداد تماس گرفتند، اما در همان فاصله من کار جای دیگری را آغاز کرده بودم.
مصاحبه تولید محتوا برای من تجربهی خوبی بود؛ با موضوعی که قراره روی اون کار کنم، بهطور کامل با ملاحظه و احترام بحث شد و اینکه همدلانه برخورد کردند را خیلی حس کردم. جو کارها حرفهای و در عین حال دوستانه بود و از همه چیز رضایت داشتم. مدیران با تجربه و دلسوز ظاهر شدند و تیم همکاران با اخلاق و مهربان بودند.
در اولین تماس تلفنی با من، همهی آن چیزهایی را که برای آمادهشدن به مصاحبه لازم بود، توضیح دادند تا از رفتن جلسه به جلسهی بعدی جلوگیری شود. به این ترتیب، تنها در یک جلسه مصاحبه، هم مصاحبه عمومی و هم بخش تخصصی و هم گفتگوی با مسئولان مرتبط برگزار شد.
حال و هوای مصاحبه با تیم گرافیک این شرکت برای من تجربهای مثبت بود، هرچند سوالات تخصصی زیادی مطرح شد و در دوره آزمایشی مرتبا از من آزمون میگرفتند. در پایان با احترام کامل به همکاری پیوستم و فضای کاری جذابی برایم ایجاد شد.
من در مصاحبهای با شرکتی به نام تکنولایف شرکت کردم و تجربهام را به صورت زیر به سبک جدید نوشتم. در آغاز یک فاکتور روشن از نگاه خودم دارم: گفتوگو با تیم منابع انسانی و مدیرعامل خیلی حرفهای نبود و برخوردها بیش از حد سطحی و گاه تحقیرآمیز بود. وقتی وارد شرکت شدم، با مسئول منابع انسانی صحبت کردم و سوالها خیلی ساده و بیجان بودند، انگار دنبال جذب سریع فردی با ارتباط کمعمق بودند. بعد از آن رفتم پیش مدیرعامل تا توضیحاتی بگیرم. از همان ابتدا متوجه شدم که سابقهی مدیریتیشان از دید من به روز نبود و به نظر میرسید خیلی سنتی برخورد میکنند. حتی حرفهایشان هم بهروشنی نشان میداد که تجربهی عملی در دیجیتال مارکتینگ برای اینجا کافی نیست. با وجود سطح بالای انتظار حقوقی از طرف آنها، جملهای گفتند که میگوید تو اگر بتوانی ارزش تولید کنی، حقوق برابر با چیزی که میخواهی میگیری؛ اما در واقع این رفتار نشان میداد که شرایطی فراتر از توان من وجود دارد. من هم تا حدی سردرگم شدم اما تصمیم گرفتم یک آزمون کوچکی ارائه بدهم تا ببینم چگونه میشود پیش رفت. از آنها خواستند برایشان پلن بنویسم، اما توضیح دادم که پلن متناسب با پروژه هزینه دارد و من به صورت رایگان کار نمیکنم. در نهایت گفتند قصد آغاز همکاری دارند و از من خواستند فشردهسازی کنم. من شروع به نوشتن کردم و به مرور داستان از پایه با چالشهایی روبهرو شد. پس از ده روز برای جلسه دوم و ارائهی پروپوزال آمدیم. در شرایطی که مانند مشاور ۱۰ ساعته خدمات ارائه کرده بودم، از پاسخهایشان خیلی تعجب کردم و احساس کردم سطح ارائه و نیاز به ارزش، خیلی بیشتر از آنچه انتظار میرفت بود. در طول این زمان، من ساعاتی را صرف مشاورههای غیرضروری و تحلیلهایی کردم که واقعا برای مصاحبه لازم نبودند و فقط به عنوان مزاحمت جلوه کرد. به نظر من منابع انسانی هم انتظار داشتند همانند یک مشاور رایگان عمل کنم و خیلی از آنها درخواست مستندسازی دقیق داشتند، هرچند در عمل خبری از ادامه همکاری نبود. در نهایت من پیگیری کردم و گفتند شاید در آینده فرصتی پیش بیاید. نتیجه این تجربه به من نشان داد که شبکه کاری و رفتار مدیرعامل و تیم منابع انسانی به اندازهای تحقیرآمیز بود که به خاطر نوع برخورد، احتمال میدادم اینجا بازار باشد تا محیطی برای یادگیری و رشد. از تجربه من این است که اگر فرصتی به من داده شود، باید به سرعت از ارتباط با چنین رفتارهایی دور شوم و به دنبال محیطی باشم که ارزشها و حرفهای بودن در آن همسو باشد. توصیهام این است که در صورت تماس کوتاه از جانب چنین شرکتهایی، با دقت بیشتری ارزیابی کنید و در صورت نیاز از ادامه گفتگو صرفنظر کنید.
در اولین برخورد با شرکت تبیان احساس کردم گویی شفافیت لازم رعایت نمیشود، به خصوص در رابطه با پوشش در محیط کار برای خانمها. گفتند چادر اجبار است اما توضیحی در مورد این شرط در فرایند جذب داده نشد تا کارجو بتواند تصمیم آگاهانه بگیرد؛ اگر قبل از حضور مطلع میشد، شاید از رفتن منصرف میشد و زمان مصاحبه بیجا تلف نمیشد. مصاحبه مرحله اول توسط مدیر منابع انسانی انجام شد و حدود پنج دقیقه طول کشید. فرمی به من دادند تا پاسخ دهم که پرسشهایی درباره هدف از زندگی، نقاط قوت و ضعف و موارد مشابه داشت. آنها پاسخها را بررسی کردند و گفتند انتظارشان را برآورده نکرده است. سپس سوالات تکراری و کلیشهای به صورت شفاهی درباره اینکه چرا از شغل قبلی خارج شدم و همچنین پرسشهایی درباره رشته تحصیل و نرمافزارهای تخصصی صنایع مطرح شد که به نظر میرسید اطلاعات آنها درباره این حوزه سطح پایینی دارد. حالت کلی این بود که تصمیم داشتند رزومه را بررسی کنند و تماس بگیرند. حدود سه هفته بعد تماس گرفتم و برای مصاحبه مرحله دوم که با مدیر واحد بود به واحد مربوطه رفتم. پس از مدت کوتاهی معطلی، اعلام کردند مدیر واحد جلسه دارد و نمیتواند حضور پیدا کند و یکی از همکاران به عنوان جایگزین برای مصاحبه آمده بود. برخورد آن همکار محترمانه بود و گفتند رزومهام را بررسی میکنند و با من تماس میگیرند. تقریبا دو هفته بعد دوباره تماسی گرفته شد و گفتند رزومه من آپدیت نیست، لطفا نسخه جدید را بفرستند. پرسیدم آیا من برای کار دعوت به همکاری شدهام یا خیر، اما پاسخ واضحی دریافت نکردم و دقیقا متوجه نشدم که چرا پیگیری ادامه دارد اگر نتیجه مثبت نبود. نهایتا هیچ پاسخ مشخصی دریافت نکردم.
شرکت طب پلاستیک نوین را در ذهن دارم، اما تجربهای که از فرایند مصاحبه دارم تنها از یک منظر واقعی میگویم. مصاحبه سه مرحلهای بود و در ابتدا با واحد منابع انسانی هلدینگ شرکت آغاز شد که ارزیابی مثبتشان نسبت به سابقه و تجربههای من خیلی زود من را به مرحله بعدی هدایت کرد. در گام دوم با مدیر محصول بخش تولید کفش برخورد داشتم و بازخورد مثبت از آن جلسه نیز وجود داشت، چون دامنهی شناخت من از مواد و روشهای تولید تا حدی قابل توجه بود. در همان جلسه دوم، قطعیت برگزاری جلسه با مدیرعامل مشخص شد و قرار بر این بود روز مشخصی با تماس تلفنی تعیین شود. پس از دو هفته با خبری مبنی بر جابهجایی صحبت کردند و قول دادند تاریخ جدیدی را اعلام کنند، اما این اتفاق هرگز رخ نداد. به آنها توصیه میکنم در روند پیگیری موقعیت شغلی، چه پاسخ منفی و چه مثبت باشد، حتما به اطلاعتان برسانند تا از وضعیتمان مطلع شویم. نکتهای که برایشان اهمیت داشت، بیشتر شیوهی برخورد و تعامل من با سایر اعضای تیم بود تا جنبههای دیگر از جمله تخصص تنها.
طراحی بهینه دو دفتر دارد و من برای مصاحبه به دفتر کرجشان رفتم، دفتر دیگری هم در یوسفآباد بود. وقتی وارد واحد اداری در دهقان ویلا شدم، آقای منشی با احترام بهم کمک کرد و از من خواست فرم پر کنم. پس از تکمیل فرم، به همراه دوستم برای مصاحبه رفتیم.
دنبال کردن یک روز مصاحبه برای یک مجموعه معتبر را به یاد دارم که با حس قدرت و نظم خاصی آغاز شد. ورودم به ساختمان مرکزی با راهنمایی دوستان انتظامات، ورود با احترام و توجه را برایم به همراه داشت. در طبقه هفتم، همه چیز بهطور منظم و پاکیزه بود و با کمک خانم وکیلی، ادمین دپارتمان، فرم ثبت اطلاعات فردی را گرفتم تا آن را پر کنم. سر وقت، خانم دکتر صادقنیا، مدیر توسعه بازار، به جلسه پیوستند و با گرمی از من استقبال کردند. گفتوگوی اولیه کمی آرامش مرا بها بخشید و استرس اولیه کم شد. سوالات بهصورت اصولی و مدیریتی مطرح شد؛ از جمله اینکه روشهای مدیریت تیم فروش من چیست و در شرایط بحرانی چگونه تیم را هدایت میکنم. در کل، سوالات بهطور کامل و روالمند مطرح شد و همان روز نتیجه مصاحبه را به من اطلاع دادند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.