با وجود آشنا بودن با قوانین مالیاتی و مواد قانون مربوطه، طی مصاحبه کارشناس حسابداری برای شرکت پرهام به توضیح جامعی درباره این موارد پرداختم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکت پرهام برای مصاحبه Android Developer با من تماس گرفت و وقتی در نهایت به دفتر رسیدم، حدود ده تا بیست دقیقه اماندم تا فرمتی را که قبلا در رزومهام بود دوباره پر کنم که برایم عجیب بود. پس از حدود یک ساعت انتظار، از من خواسته شد مصاحبه را ادامه بدهم و در همان جلسه اول دیدم چهار نفر حضور داشتند: مدیر، دو توسعهدهنده اندروید و یک HR. تا آن لحظه احساس کردم محیط مناسبی برای کار نیست اما با بیانگیزگی به مصاحبه ادامه دادم. واقعا غیر حرفهایترین مصاحبهای بود که تجربه کردم. سوالهای فنی به شکل پراکنده بود و به نظر میرسید هیچیک از افراد جلسه تجربه کاری عمیقی ندارند و فقط کنار هم نشستهاند تا بدون اطلاعات کامل بتوانند ارزیابی انجام دهند. فقط یک سوال درباره مباحث SOLID پرسیده شد که به نظر میرسید حفظی باشد چون بازخورد یا پرسش جانبی در پاسخ طولانی وجود نداشت. یک سوال هم از طرف توسعهدهنده iOS درباره مالتیتردینگ مطرح شد و من با پاسخهایی مبتنی بر روشهای معمول، RX و coroutine صحبت کردم؛ در ادامه به نظر میرسید ایشان عصبانی شدند و با اصرار ادعا میکردند که اندروید در این حوزهها خوب نیست، اما دلیل مشخصی ارائه نشد. رفتار ناپختهای بود که حتی همکارانشان هم سعی میکردند پایان بدهند. در پایان پرسیدند چرا برای مصاحبه آمدهام و چه دلیلی دارم که فکر میکنم ارزش حقوق در حد تقاضایم است. خوشبختانه مصاحبه به پایان رسید. به باور من، اگر به دنبال محیطی حرفهای هستید، برای این شرکت تصمیم به حضور در مصاحبه نگیرید. درآمد شرکت هم بر مبنای سیستم VAS است، و این نکته را مدنظر داشته باشید. نکتههایی که برایشان اهمیت داشتند؛ تا چه حد مرئوسپذیر هستید.
در یک مصاحبه برای وکیل و مشاور حقوقی شرکت پرهام، پس از اینکه رزومهام را در سایتی به نام ایران تلنت میدیدم، تماس گرفتند و گفتند همین امروز بیا برای مصاحبه. در نهایت سه ساعته هماهنگی انجام شد و من همراه با دو نفر دیگر به اتاق رفتیم که مشخص نبود هرکدام چه سمت و مسئولیتی دارند. آنها در جلسه سوالاتی پرسیدند که هیچ ارتباطی به تخصص من نداشت و اصولا سوالات حقوقی نبود؛ به جای آن با سوالاتی روبرو شدم که در مصاحبههای معمول نمیدیدم. به عنوان نمونه پرسیدند اگر بفهمید وکیل دیگری هم هست که همین کار شما را انجام میدهد و حقوق بیشتری میگیرد، ترجیح شما چیست؟ یا چه چیزهایی در محیط کار اذیبتان میکند و با چه مشکلاتی روبرو هستید؟ چنین سوالاتی تصویری ناخوشایند از محیط کار در ذهنم ایجاد کرد و باعث شد نسبت به ادامهی گفتگو دچار بیعلاقگی شوم. با وجود این مدتهاست که آنها استخدام نمیکنند و آگهیشان همچنان فعال است و بهطور مرتب بهروز میشود. به وضوح مشخص نبود که از آنها چه چیزی انتظار دارند.
در مصاحبه برای نقش مالک محصول، معمولا از سوابق تحصیلی و کاریام پرسیدند و برخی سوالات کلی مطرح شد مانند نظر من درباره دو نرخی بودن قیمت بنزین یا مقدار درآمد سالانه همراه اول و اینکه کدام شرکت ارزشش بیشتر است، همراه اول یا ایرانسل. انتظار داشتم که مصاحبه به صورت تخصصی و حرفهای پیش برود.
با این شرکت از طریق رویداد استخدامی دانشگاه آشنا شدم و پس از ارسال رزومهام برایشان، در گفتگوی کوتاهی که داشتیم دعوت به مصاحبه شدم. تجربهام از مصاحبه Product Manager بود.
شرکت پرهام تجربهای بود که با وجود انتظار طولانی تا ورود منابع انسانی به جلسه، ناگفتههای زیادی داشت. مصاحبه از ساعت ۱۰ آغاز شد و من تا تقریبا ۱۱ منتظر ماندم تا منابع انسانی شرکت به من رسیدگی کند و فرم مربوطه را بدهد تا پر کنم. سپس وارد جلسهای شدیم که سه نفر حضور داشتند: مسئول منابع انسانی، مدیر بازاریابی و مدیر توسعه کسبوکار شرکت. در آن جلسه از من سوالات فردی و تحصیلی پرسیدند و پس از آن سوالهایی درباره حوزه کاری شرکت در زمینه وس پرسیدند تا با تواناییها و دیدگاه من آشنا شوند. چند سؤال هم مطرح شد تا سطح تحلیل و توان تخمینی من را بسنجند؛ برای نمونه از من پرسیدند تخمین تعداد افراد ثروتمند در ایران با دارایی بالای ۶۰۰ میلیارد تومان چقدر است یا ارزش برند کاله چقدر برآورد میشود. همچنین درباره سوابق کاری قبلیم، هدفها و مسیر شغلی که برای خودم تصور میکنم سوال شد و در پایان درباره نحوه پرداخت و شرایط کاری صحبت کردیم. در نهایت منابع انسانی توضیح دادند که اگر برای فرصت شغلی انتخاب نشوم، نتیجه نهایی به من اطلاع داده میشود اما تا سه ماه از پیگیری خبری نشده بود. به خودم یادآوری کردم که باید برای مواجهه با سوالات مصاحبهای معمول که از طرف یک مصاحبهگر معمولی مطرح میشود آماده باشم. ویژگیهای مدنظرشان بیشتر از هر چیز این بود که میخواستند با القای این که خیلی حرفهای هستند، فضای مصاحبه را به شکل تهاجمیتر پیش ببرند تا از واکنش من بهرهمند شوند و در پاسخها هم من با کنش نسبتا صریح و مستقیم جواب دادم تا آنها هم واکنشهای بیشتری از خود نشان بدهند.
بعد از تکمیل فرم استخدامی که اطلاعات کلی و هویتی را دربر میگرفت، به دفتر مدیرعامل دعوت شدم و با ایشان مصاحبه کردم. برخورد صمیمی و گرم بود و نسبت به من با احترام رفتار شد. در این جلسه سوالات تخصصی مطرح نشدند و بیشتر جنبههای اخلاقی و رفتاری مد نظر بود. مدیرعامل باور داشت اگر فردی از نظر رفتاری پذیرشپذیر باشد و از سطح توان ذهنی مناسبی برخوردار باشد، با کمی تجربه و گذراندن دورههای تخصصی حین کار میتواند به عضوی از تیم تبدیل شود. دانش بالای مديرعامل و برخورد محترمانهاش از نکاتی بود که بیش از همه جلب توجه میکرد. به تجربه من توصیه میکنم اگر فردی صادق، منطقی و آرام استید، به این شرکت مراجعه کنید؛ محیط آن آرام است و به دلیل تعداد کم پرسنل، افراد میتوانند چندوظیفهای کار کنند و از این بابت انتظار میرود. دنبال پست و مقام نباید باشید چون سلسلهمراتب بهصورت سنتی وجود ندارد. رفتار مدنظرشان از همه چیز برایشان اهمیت دارد. تصمیمگیریها متمرکز است اما فضای لازم برای درخشش و بروز استعدادها فراهم است و مدیرعامل به این نگاهها بها میدهد. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشتند عبارت بودند از: ادب متانت منطق خلاقیت
برای من کار خیلی باحوصلهای نبود اما به هر حال تجربهام را بازگو میکنم تا روشن باشد چگونه پیش رفت. در ابتدا فرم استخدام را پر کردم و سپس مصاحبه فنی آغاز شد. واقعا متأسف بود که به دلیل هماهنگی پایین شرکت، پس از دو ساعت انتظار مدیر انفورماتیک حاضر نشد و من مجبور شدم جلسه را ترک کنم؛ تماس بعدی گرفتند و دوباره هماهنگ شد برای روز بعد، اما همان روز دوم نیز به مدت سی دقیقه بدون توضیح معطل شدم. مرحله فنی به خاطر سطح بیش از حد انتظار یا احتمال بیشازحد صلاحیت رد شد. به طرز عجیبی خود آنان هم دقیق نمیدانستند که دنبال چه سطحی هستند و چه حدی برایشان مطلوب است. در جلسه فنی هیچ پرسشی مطرح نشد زیرا مدیر مربوطه مدیر انفورماتیک یک شرکت غیر نرمافزاری است و دانشی در رابطه با نرمافزار ندارد. پاسخ مصاحبه را هم ارائه نکردند و با پیگیری خودم فهمیدم که رد شدم. با توجه به این که آگهی دوباره تمدید شد، به نظر میرسد تکلیف روشن نیست چون این شرکت نرمافزاری نیست و سطح علمی پایینی دارد و حتی برای تازهکارها هم مناسب به نظر نمیرسد تا به عنوان تجربهای در رزومه ثبت شود. اولویت استخدامیشان بسیار کم بود و به همنفعی صرفا به داشتن شغل میانگارند. ویژگیهای مهمشان هم بیشتر این بود که مدیر انفورماتیک را با سطح دانشتان نترسانند.
برای این تجربه، بار نخست تماس گرفتند و گفتند در روز شنبه با معاون منابع انسانی جلسه داریم و من با پاسخ مثبت قبول کردم؛ قرار شد زمان دقیق را همان روز اعلام کنند. اما هر چه منتظر ماندم خبری نشد و حدود سه هفته بعد دوباره زنگ زدند و این بار زمان دقیق ده و نیم صبح را تأیید کردند. من رأس ساعت ۱۰:۲۰ صبح به شرکت رسیدم و پس از پر کردن فرم طولانی سه صفحهای که در آن حتی شغل مادرم هم پرسیده شده بود، حدود دو ساعت تا نیمه روز کنار دیوار و روی یک نیمکت منتظر ماندم اما باز هم مصاحبهای انجام نشد. دو بار به مسئولان اداریشان گفتم اگر مشکلی هست، بگویند تا من بروم و آنها اصرار کردند که بیشتر بمانم. سرانجام در ساعت ۱۲ و ۳۵ دقیقه یک خانم آمد و به نمایندگی از معاون منابع انسانی عذرخواهی کرد و گفت جلسهی مصاحبه قبلی ایشان طول کشیده و دوباره تماس میگیرند تا جلسهای دیگر هماهنگ شود. من لبخند زدم و با حالتی تأسفبار از آنجا رفتم. برایم عجیب بود که معاون سرمایههای انسانیشان، که قرار بود در جایگاه مدیریتی همکار من باشد، بدون عذرخواهی برخورد میکند و اینکه با افراد سطح پایینتر چنین رفتاری دارند. به هر حال تجربهای بسیار ناامیدکننده و توهینآمیز بود و به هیچکس توصیه نمیکنم که به این سازمان وارد شود. اصلا پیشنهادی ندارم که برایشان وقت بگذارید.
در حال حاضر به صورت تماموقت و برای مدت یک تا سه سال در شرکت پخش دارویی ممتاز مشغول به کار هستم.
یکی از تجربههای کاریام را در یک شرکت نسبتا معتبر با تیم فنی تخصصی دارم، اما مدیریتی که به نیروهای خود بها نمیداد. من در بخش فیلم و سریال پخش دیجیتال، به صورت تماموقت کار کردم و کمتر از یک سال در آنجا حضور داشتم؛ آخرین سال حضورم سال ۱۳۹۸ بود.
در این شرکت با وجود جذابیتهایش، تجربهای پر از بینظمی و بیتوجهی به حقوق کارکنان داشتم. من بهعنوان منشی به مدت تقریبا یک سال تماموقت در تجارت مجازی اوکسین مشغول بودم و آخرین سال همکاریام سال ۱۳۹۸ بود.
متأسفم از تمام زمانی که در این شرکت سپری کردم و اکنون میخواهم درباره تجربهام توضیح بدهم. من بهطور تماموقت در تجارت مجازی اوکسین مشغول بودم و بین یک تا سه سال با آن شرکت همکاری داشتم؛ سال آخر حضور من ۱۳۹۸ بود.
در شرکتی که فقط برای بودن وجود دارد کار کنم حالا دیگر برای من معنا ندارد. من به عنوان توسعهدهندهی سمت پشتیبان خیلی وقت نبود که در تجارت مجازی اوکسین به صورت تماموقت مشغول بودم و تجربهام کمتر از یک سال طول کشید؛ سال آخر همکاریام هم ۱۳۹۸ بود.
دوست دارم تجربه کاریم رو اینطور بیان کنم که با وجود فشارها و دشواریهای زیاد، همچنان به کارم پایبند موندم. در طول مدت کمتر از یک سال به عنوان برنامهنویس فرانتاند در تجارت مجازی اوکسین مشغول به فعالیت بودم و آخرین سال همکاریام سال ۱۳۹۸ بود.
من در ‘طراح UI’ تجارت مجازی اوکسین بصورت تمام وقت و به مدت کمتر از یکسال کار کردم و آخرین سال همکاری من ۱۳۹۸ بوده.
من در تجارت مجازی اوکسین بصورت تمام وقت و به مدت کمتر از یکسال کار کردم و آخرین سال همکاری من ۱۳۹۸ بوده.
من در ‘گرافیک’ تجارت مجازی اوکسین بصورت تمام وقت و به مدت کمتر از یکسال کار کردم و آخرین سال همکاری من ۱۳۹۸ بوده.
درکل رفتار بعضی از تیمهای استخدامی زیرسوال است و من از این تجربه انتظار حرفهایتری داشتم. برخورد اولیه با من خیلی سادهانگارانه بود: تماس گرفتند و گفتند برای مصاحبه وقتی تعیین میکنیم، گفتم باشه. بعد گفتند فردا ساعت دو خوب است؛ من هم قبول کردم و در پیامک همان زمان را تأیید کردند. اما همان روز، پیام آمد که هستی؟ من گفتم که بهتر است برنامهریزی دقیقتر باشد و نسخه سایت و ایمیل و لینک میتینگ هم از قبل فرستاده شود تا پروسه منظمتر باشد. از طرف مقابل کمی بیاحترامی احساس کردم و توضیح دادم که سیستم فعلی دیجیتال مارکترها به این بینظمیها عادت کرده و بهخاطر فشارها و کمبود بودجه، ارتباطات گاهی ناهموار است. همچنان که با هم صحبت میکردیم، دیدم شخص مقابل سیستم اسکایپ را روشن کرده اما مکالمه بهطور ناگهانی قطع شد و دیگر نتوانستیم ادامه بدهیم. آن طرف مقابل هم نمیدانست چه بگوید و من هم در حالت سردرگمی بودم. به نظر میرسید که تنها سوالهای سطحی میپرسیدند و هیچ توضیح یا تمهید خاصی ارائه نمیشد. در نهایت فرصت را از دست دادم و احساس کردم که این افراد با وجود بحران کووید، بودجه و حس اینگونه تیمها آسیبپذیر است و ممکن است استانداردهای لازم را رعایت نکنند. نتیجه این تجربه به نظرم نشانهای بود از این که خودروهای استارتاپی در بحران کرونا شاید بهطور واقعی ارزیابی نشوند و همچنان منابع و زمان من تلف میشود. امیدوارم در آینده کرونا به پایان برسد تا واقعیت عملکرد بعضی از استارتاپها مشخصتر شود.
در هر زمان به یاد دارم که مرحله نهایی مصاحبه برای من با مصاحبهکننده نهایی بود و متأسفانه رفتار او بسیار بیادب، بیوقت و بیملاحظه بود. مسئول اداری هم ظاهرا برای خودش پنج دقیقه اهمیت قائل میشد و اگر من با هماهنگی قبلی پنج دقیقه دیر میکردم، احتمال کنسل شدن زمان مصاحبه وجود داشت. اما طرف مقابل در زمانهای عجیبی مانند ۱۱:۱۱، ۹:۴۵ یا ۱۴:۵۵ برای مصاحبه وقت میگذاشت و مدت مصاحبه را بین ده تا پانزده دقیقه میگنجاند. با وجود حضور بهموقع من در محل، معمولا دو تا سه ساعت انتظار میکشیدم تا بتوانم حتی ده دقیقه هم با مصاحبهکننده صحبت کنم. این اتفاق دو روز پیاپی تکرار شد و مسئولان فقط عذرخواهی کردند، که هیچ فایدهای برای من نداشت. از این رو، به دلیل اعتماد به زمانبندی ارکید فارمد، موقعیتهای دیگر را از دست دادم و برخی از شرکتها را کنسل یا انصراف دادم. واقعیت این است که این شرکت از نظر ظاهری جذاب بهنظر میرسد، ولی در نخستین موضوعات با ضعفهای جدی روبهرو است. تجربه کار با چنین سازمانی نشان داده است که رفتار افراد ناکارآمد زمینههای خسارتها و پشیمانیهای جدی را برای فرد جویای کار فراهم میکند و برخی از افراد به دلیل نبود مسئولیتپذیری و بیوقتشناسی از این سازمان فاصله گرفتهاند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.