صبح اول چهاردست و پا نشسته بودم که یک سری سوال تستی هوش ارائه شد و گفتن باید طی بیست دقیقه پاسخ بدهی. مصاحبه فنی آن روز اجرا نشد چون فرد متخصص قرار بود حضور نداشته باشد. تنها مدیرعامل شرکت درباره سابقه کارم و اینکه کار گذشتهام با چه فناوریها و فریمورکهایی بود، پرسید. در کل برخوردشان آدابمند بود و برخورد حرفهای نشان میدادند. نتیجه مصاحبه را گفتند دو روز بعد مشخص میشود، اما حالا بیش از یک روز است که خبری ندارم و نمیدانم چه verdictی میآید. از نظر مسافت هم محل شرکت نسبتا دور بود و در مرکز شهر نبود. گفتند چند تا سوال را برای مطالعه با خودت بردار و برو.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
دوست داشتم فرصتی دست بده تا از طریق آگهی کار در سایت کار پیدا کنم و رزومهام را ارسال کنم. یک روز بعد از ارسال رزومه متوجه شدم برای مصاحبه تایید شدم و با من تماس گرفتند؛ گفتند شرکت ارکید فارمد هستم و حوزه فعالیت ما در زمینه مارکتینگ علمی داروهای ایرانی است. دنبال نیرویی برای دستیار منابع انسانی میگردند تا تماسها و ایمیلها را مدیریت کند، نامهنگاری انجام دهد و مقداری هماهنگیهای دیگر را انجام دهد. حقوق اعلامشده سه میلیون دویست هزار بود. در آگهی ذکر نشده بود که تجربه کاری مهم است، فقط تأکید شده بود که علاقه به حوزه منابع انسانی خیلی حائز اهمیت است و باید تا حدودی با ورد و اکسل آشنا باشی، پیگیر، دقیق و دارای روابط عمومی خوب باشی. برای مصاحبه دقیقا ساعت مقرر رسیدم، مرا به طبقه اول واحد منابع انسانی راهنمایی کردند و یک خانم جوان با لبخند به سمت من آمد و مرا به اتاق مسئول جذب و استخدام هدایت کرد. پرسیدند که از تجارب کاریام بگویم و جزئیاتش را ارائه دهم. گفتم که تجربه مشخصی در این حوزه ندارم، اما تا اندازهای با وظایف آن آشنا هستم. درباره واحد منابع انسانی شرکتشان توضیح دادند که از سطح ابتدایی کار را شروع میکنید و با پشتکار و علاقه خود، پس از یکی دو سال به سطح بالاتر میروید؛ وظایف هر فرد بهوضوح تعریف شده است و کارهای ثابت مشخصی وجود دارد که باید هر کس انجام بدهد. حجم کار بالا است و باید سریع، دقیق و پویا بود تا کار بهموقع انجام شود. از اشتیاقم به حوزه منابع انسانی خوشحال شدند و نشان دادم که به این مسیر علاقهمندم. در نهایت گفتند که سه مرحله مصاحبه داریم و نتیجه هر مرحله ظرف حداکثر چهلوه eightساعت از طریق ایمیل اعلام میشود؛ اما کمتر از چهلوهشت ساعت بعد ایمیل آمد و گفتند پذیرش نیستم. من دارای مدرک لیسانس و ارشد از دانشگاههای سراسری هستم، نسبتا با آفیس آشنا، روابط عمومی قوی، برخورد خوش، آراسته بودن پوششام همسو با استانداردهای شرکت بود، و مرتب، منظم، دقیق، پیگیر و صبور و واقعا علاقهمند به حوزه منابع انسانی بودم. دلیلم برای ناراحتی این بود که این فرصت ممکن بود برای من که واقعا به HR علاقه دارم مناسب باشد. ما جوانها در مسیر جستوجوی کار، دورانهای تحصیل معتبر را پشت سر گذاشتهایم و حالا تجربه کاری چندانی نداریم، اما انگیزه و اشتیاق زیادی برای رشد داریم. از کارفرماها میخواهم تا کمی به ما فرصت بدهند، از ما حمایت کنند و مطمئن باشند نتیجه مثبتش را خواهند دید. به دنبال افرادی که صرفا مانند ربات کار میکنند تا حقوق ماهانهشان را بگیرند، نباشید؛ اینگونه افراد به رشد و موفقیت شرکت کمکی نمیکنند.
برای مصاحبه بکاند در ارکید فارمد به نظرم برخورد ساده و مستقیم بود، اما فضایش کمی خشک و سرد به نظر میرسید. ورود من کند شد چون باید با نگهبانی و واحد منابع انسانی هماهنگ کنم و در نهایت به طبقهی مربوطه رسیدم. مسئول منابع انسانی با من خوشوباشی کرد و یک تبلت در اختیارم گذاشت تا اطلاعات رزومهام را دوباره وارد کنم. قبلش یک تست شخصیتشناسی آنلاین هم داشتیم که اجرای آن جالب بود. بعد از تکمیل فرم، با همان فرد منابع انسانی به طبقهای دیگر رفتیم تا مصاحبهی فنی آغاز شود. پس از مدت کوتاهی، اتاقی پیدا شد، دو صندلی چیدند و جلسه آغاز شد. خودم را معرفی کردم اما به نظرم مصاحبهکننده روی حرفهای من چندان تمرکز نکرد و بیشتر به رزومه نگاه میکرد و از روی آن نکات را میپرسید و گاه توضیح میداد که برخی کلمات چه معنایی دارند. جو مصاحبه نسبتا کوتاه و ساده بود؛ سه پرسش مطرح شد که یکیشان را نتوانستم پاسخ بدهم و احساس کردم مصاحبهکننده چندان تمایلی به ادامه ندارد. در پاسخ به سوالات مربوط به شرکت، پاسخهایش خیلی مختصر و محدود بود و در نهایت مصاحبه ختم شد. به هر شرکتی برای مصاحبه رفتن توصیه نمیکنم و بهتر است پیش از حضور، دربارهی شرکت تحقیق کنید. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت، را نتوانستم به خوبی درک کنم.
برای مصاحبهای که با شرکت ارکید فارمد داشتم، خیلی حرفهای و با ظرافت برگزار شد و در نهایت فهمیدم که واقعا سطح بالای تخصصی در این فضا وجود دارد. آغاز ارتباط از طریق یکی از اعضای داخل شرکت در لینکدین بود و بعد از حدود ده دقیقه گفتوگو، دعوت به مصاحبه شد. برخورد اولیه با مسیر حرفهای و محترمانه بود و شمارهام را کامل گرفتند؛ بعد با واحد منابع انسانی همان روز تماس گرفتند و با همان لحن دوستانه به گفتوگو پرداختند. برای اوایل هفته بعد، زمان مصاحبه تعیین شد. ورودی به ساختمان خوشساخت و لابی باکلاس بود و نگهبان با فردی که قرار بود مصاحبه را انجام دهد تماس گرفت. بعد از چند دقیقه مرا به اتاق مصاحبه دعوت کردند. فضای شرکت بهجز شیک بودن، کمی پرسروصدا بود که کار من در زمان ناهار کمی دشوار کرد، اما مصاحبهکننده با روی خوش از این موضوع عذرخواهی کرد و به صحبت ادامه داد. مصاحبهکننده با برخوردی حرفهای و شادیآمیز آغاز کرد؛ با وجود این که گمان میکردم سن او بیشتر باشد، اما سطح تجربهاش در حوزه VOIP کاملا واضح بود و سوالاتش به صورت کیسمحور و نسبتا دشوار مطرح میشد. من هم سعی کردم به تعدادی از پرسشها پاسخ بدهم. در پایان، پیرامون تجهیزات و مسئولیتهای شغلی صحبت شد و برگهای با چند سوال هوش نشان دادند؛ عنوانی که گفتند مربوط به استدلال است، اما واقعا احساس کردم ماهیتش هوش است. آنها تقریبا مدت هفتاد و پنج دقیقه برای حل این بخش در نظر گرفته بودند، اما من با کمتر از سی دقیقه کارم را تمام کردم. نکته جالب این بود که در حین کار از من پذیرایی شد و دو بار پرسیدند که چیزی لازم دارم یا نه. در کل اگر بخواهم نتیجه بگیرم، تجربهی حرفهای بودن این مجموعه را پس از کنار هم گذاشتن سوالات هوش و کار با تجهیزات فناوری بهخوبی حس کردم و باورم نمیشد چنین فضایی در ایران هم وجود داشته باشد. از همان آغاز که تیم استخدام به دنبال جذب نیرو بود تا برخورد نگهبان و تیم مصاحبه، همگی حرفهای به نظر میرسیدند و محیط تا حد زیادی شیک بود. نکته جالب این بود که پیش از رفتنم پیشنهاد داده شد تست کیس علمی را ایمیل کنند و برای سه روز فرصت بگذارم تا پاسخ دهم. وقتی آن تست را فرستادند، سخت بود و پاسخ را نتوانستم ارائه کنم؛ اما بعد از چهار روز ایمیل رد درخواستم را دریافت کردم که طبیعی به نظر میرسید چون پاسخ را برایشان ارسال نکرده بودم. در نهایت، به این نتیجه رسیدم که شرکتهایی با تیمهای مجرب و فراتر از انتظار وجود دارند و شرایط برای مصاحبه با سطح بالا از نظر من آموزنده بود.
به نظر من شرکت ارکید فارمد گزینهی نسبتا جالبی بود، اما روند مصاحبه خیلی طولانی و خستهکننده به نظر میرسید. قبل از مصاحبه فنی، یک جلسه حدود چهل دقیقهای داشتیم که در آن به سوالهای مرتبط با تکنولوژیهای بهروز، سوالات تحلیلی ریاضی و هوش، و همچنین چند سؤال درباره ترندهای جدید کامپیوتر پرداختم. سپس مصاحبه فنی با مدیر بخش مربوطه صورت گرفت که سوالاتش دقیقا با وظایف شغلی درخواستی مرتبط بود. در اردیبهشت و به دلیل شیوع کرونا، مصاحبه فنی دوم برگزار شد؛ این مرحله درباره طراحی دیتابیس، ایجاد جداول، اجرای کوئریها، ساخت یک data warehouse و نهایتا طراحی داشبورد و تعیین سطح دسترسیها بود که پس از انجام، مدیر پروژه به صورت آنلاین بازبینی کرد. پس از آن، فرآیند به مرحلهی منابع انسانی رسید و یک آزمون هوش دیگر نیز در این مرحله برگزار شد. در ادامه، با مدیر IT شرکت هم مصاحبهای داشتیم. به طور کلی، تعداد مراحل بررسی برای این موقعیت زیاد و طولانی بود و برخی از مراحل مثل آزمون هوش، به اندازهی لازم با موقعیت تطبیق نداشتند. با وجود اینها، به نظر میرسید که شرکت محیط نسبتا خوبی ارائه میدهد؛ هرچند که روند مصاحبه طولانی است و از همان روز اول توضیح دادند که برخی کارها از سطح بخش درخواستشده به پشتیبانی و توسعه محول میشود که نیازمند صبر و صبوری است.
روز مصاحبه برای کارشناس شبکه با شرکت ارکید فارمد به یک تجربه متفاوت تبدیل شد. مصاحبهکننده علاوهبر دانش بالا، بسیار نکتهسنج و سؤالساز بود و حتی به کوچکترین جزییات مثل حرکت پاها هم توجه میکرد و از من خواست آرامش خودم را حفظ کنم. با وجود این، او برخوردی گرم و صمیمی داشت و همین باعث شد اضطراب من خیلی زود از بین برود. این سبک مصاحبه تا به حال با من تجربه نشده بود و از فضای شرکت و تجهیزاتی که در ظاهر دیده میشد، حدس میزدم تیم بیشتری به بهروز بودن فناوریها اهمیت میدهد. سه روز پس از مصاحبه ایمیل پذیرش یا رد دریافت کردم و خوشحال نبودم چرا که محیط کار را برای رشد خودم بسیار مناسب میدیدم. با این حال مشخص بود که شانس قبولی من کم است چون مصاحبهکننده گفت که جایگاه برای بررسی سختافزارهای فایروال نیاز به تقویت دارد و حتی پیشنهاد کرد از کجا و چگونه منابع را برای شروع مطالعه پیگیری کنم.
مصاحبه من انلاین بود و من با واتس اپ با مسئول مصاحبه ، مصاحبه کردم . خوش برخورد بود ولی خیلی سوال پرسیدن . یعنی از هر دری پرسیدن . یه سری چیزا رو پرسیدن که شاید اصلا لازم نباشه بدونی و بدون دونستن اونها هم کارت به راحتی پیش میره . اینجوری بگم که در حد ۱۰۰ میپرسن ولی چیزی که در واقع میخوان شاید ۶۰ – ۷۰ باشه. کلا همه جا همینجوریه . کلا باید با اعتماد به نفس بری جلو وگرنه قافیه رو میبازی
بعد از سه روز ارسال رزومه از طریق سایت کاریابی با تماس گرفته شد.گفتند ۴ مرحله مصاحبه دارند و نتیجه تا ۴۸ ساعت ایمیل میشه.روند مصاحبه ها طولانی بود و بین هر مصاحبه بیش از یک هفته زمان میبرد که در صورت قبولی تو اون مرحله ایمیل اطلاع رسانی ارسال نشد و تماس میگرفتند برای مرحله بعدی.روی سروقت حاضر شدن خیلی تاکید داشتند که در صورت تاخیر بدون توجه به کیفیت مصاحبه رد میشین .(درحالیکه خودشان به موقع ایمیل اطلاع رسانی نمیفرستادن!!!!!!!!!!) سه مرحله اول پذیرفته شدم و مرحله آخر رد شدم .۱۰ روز بعد ایمیل ریجکشن ارسال کردند. درکل در مصاحبه های آنلاین که دو مرحله بود زمان کمتر و برخورد عالی داشتند ولی دو مصاحبه حضوری برخورد خوبی نداشتند نگاه از بالا به پایین داشتند و تاکید کردند شخصیت متناسب با اونجارو استخدام میکنند و دانش فنی براشون اهمیتی نداره! با اینکه دو مصاحبه فنی داشت ولی هیچ سوال تخصصی در زمینه دیجیتال مارکتینگ نپرسیدند. از نظر مسیر برای من رفت و آمد سختی داشت که وقتی برای مصاحبه حضوری رفتم دو دل بودم که اگه قبول شدم برم یا نه ! ولی در کل شرکت مرتب و شیکی بود و به نظرم فرصت خوبی برای کسی که بخواد پیشرفت کنه داره ، چون سابقه کار هم واسشون زیاد مهم نیست.ولی خیلی ادعا دارند و درحد ادعاشون نیستند .
برای من تجربه استخدام در این شرکت به شکل خیلی خوب و بدون استرس بود. خیلی زود با من تماس گرفتند و بعد از ارسال رزومه، برای هماهنگی مصاحبه دو تاریخ و زمان پیشنهادی ارائه شد و امکان پیشنهاد دیگری هم وجود داشت. جلسه اول با سرپرست تیم برگزار شد و درباره سوابق کاریام سوال شد؛ توضیحاتم را به شکل کامل ارائه دادم و فضای گفتوگو نسبتا دوستانه بود. سپس مسئول منابع انسانی مراجعه کرد تا درباره شرکت و عملکردش توضیح بدهد. در جلسه دوم با مدیر فنی، فضایی صمیمی حاکم بود و یک بازنگری تحلیلی از سوابق من و آینده مسیر حرفهایام ارائه شد؛ در مورد تکنولوژیهای روز هم صحبت کردیم. پس از آن دوباره با همکاران منابع انسانی جلسه داشتم تا برآوردهای حقوقی را بشنوم و نظر من را بپرسم. قرار شد پس از جمعبندی، پیشنهاد نهایی ارسال شود. جو همهجا آرام و مهربان بود و امروز اولین روز کاری من در این شرکت است.
در ابتدای مصاحبه فرمهایی داده بودند که تمام رزومهام را دوباره در آنها وارد کنم و پس از آن سه دور آزمون واحد از واحد منابع انسانی درخواست شد که کامل کنم؛ بیش از چهل دقیقه طول کشید. بعضی سوالات بیربط بود مثل اینکه هفته قبل سردرد داشتید یا نه و غیره. پرینتر به لپتاپ وصل نمیشد و چهارساعته معطل بودم تا کسی که نمیدانم سمتشان چیست مشکل را حل کند؛ هر قدر هم همکارشان گفت لطفا این را بررسی کنید، توجهی نمیشد و فقط با دست خودشان رفتار میکردند. واقعا بینظم به نظر میرسیدند. مصاحبه هم حدود چهل تا پنجاه دقیقه طول کشید و سوال فنی خاصی مطرح نشد. مدیر منابع انسانی با لطافت رفتار میکرد اما مدیر فناوری رفتاری نسبتا نامطلوب داشت؛ به دیوار خیره بود، دستها و پاها را تکان میداد و مدام به گوشی خود چشم میدوخت. راستش اگر خودم رزومهام را ارسال نکرده بودم معلوم نبود رفتارشان چگونه بود. آنها خودشان هم سوال میپرسیدند و وقتی داشتم توضیح میدادم، خیلی وسط حرفم میپریدند. اصرار زیادی داشتند نشان بدهند اینجا فقط ایشان رئیسی است و هیچ کس دیگری حق حرف زدن ندارد. به عنوان نمونه میگفتند باید شش صبح اینجا حاضر باشی و یا تا هر زمان که کار ادامه دارد بمانید؛ مدیریتی که به نظر میرسید پادگانی است. همه دنبال نیرویی بودند که طولانیمدت بماند و ایشان هم در همان اول میگفتند دو سال دیگر که بروید، کلی کار یاد میگیرید؛ اگر من کار را دوست ندارم یا انجام نمیدهم، اینجا چنین کارهایی وجود ندارد. احساس من این بود که نیروها همواره باید سکوت و چشمبهراه باشند و به حرفها پاسخ ندهند. تعادل بین کار و زندگی در این شرکت ارزش چندانی ندارد؛ کارکنانشان هم تا هفت یا هشت شب میماندند و احساس میکردم اضافهکاری اجباری است. به طور کلی توصیه نمیکنم.
در تجربهام از این شرکت حس بدی نسبت به فضای مصاحبه داشتم و به این نتیجه رسیدم که باید از رفتن به آنجا اجتناب کنم. در مصاحبه با مدیر منابع انسانی و یکی از همکاران فعلا شاغل در همان بخش، حال و هوای سنگین و برخوردی پایینبهبالا تجربه کردم. مدیر منابع انسانی نگاه تحقیرآمیزی داشت و همکاران تحت امرش رفتارشان به گونهای بود که تحمل حضور آنها در اطرافشان سخت میکرد. روزی که برای استخدام رفتم، افراد زیادی برای تسویهحساب و پایان همکاری آمده بودند، اما آنجا به من گفتند برای استخدام باید ضمانت و سفته ارائه دهم. در مرحله دوم آزمون، کارمندی با سمت آقا مسئول تستهای اکسل و حضور و غیاب رفتار توهینآمیز داشت و با وجود اینکه میدانست مشکل از سیستم قدیمیشان است، به جای پذیرش واقعیت، تقصیر را به من نسبت میداد و رفتار با من به گونهای بود که حس میکردم از سطح تحصیلات و شعور بالایی برخوردارند در حالی که به نظر من سطح سواد و رفتارشان بسیار پایین بود. به طور کلی پیشنهاد میکنم برای حفظ عزت نفس و احترام خودتان، یا دستکم بررسی دقیق فضای کار قبل از تصمیمگیری، از رفتن به این شرکت صرفنظر کنید؛ ممکن است پشیمان شوید.
شرکت حلوای عقاب برای من تجربهایواره بود. مصاحبه برای کارشناس بازاریابی و تحقیقات بازار خیلی سخت آغاز شد؛ ابتدا تماس تلفنی گرفتند و از من خواستند طرحی برایشان آماده کنم تا در مصاحبه حضوری که فقط دو ساعت بعد از تماس بود، به همراه ببرم. طول نکشید شمار معطلی زیاد تا مسئول منابع انسانی به همراه تیم به جلسه برسند. سه نفر در اتاق حضور داشتند و به طور مداوم با گوشیهایشان صحبت میکردند، تلفن میرفت و افراد با سرعت از کنار هم رد میشدند. در حدود هشتاد درصد سوالها را پاسخ دادم اما گفتند تجربه ندارم و اگر بخواهم چیزی یاد بگیرم و پیشرفت کنم، اینجا جای خوبی برای آن است اما نه برای من. به طور صریح نگفتند چه، اما برداشت من این بود که نه برای ماست. حتی تماس من را هم نگرفتند و دلیل رد شدن را توضیح ندادند. با وجود اینکه رشته و سابقه کارم مرتبط بود و زبان انگلیسی هم بلد بودم، وقت من فقط تلف شد.
نسبت به تجربهای که داشتم، میخواهم بگویم در مصاحبه کیفیت شرکت حلوای عقاب با فرمهای زیادی رو به رو شدم و پاسخدهیهای اولیه چندان امیدوار کننده نبود. در حین جلسه، سوالات تخصصی مطرح شد اما به نظر من شیوه بیان و آمادگی کافی نبود و انتظار داشتم که به من بگویند آماده باشم. پس از مصاحبه هم خبری از خبر نهایی نشد و وقتی تماس نگرفتند، خودم پیگیر شدم تا دلیل رد شدن را بدانم، اما پاسخی دریافت نکردم. به طور کلی احساس کردم شرکتهای ایرانی اغلب به تجربیات یک نفر با سابقه اماکته کمتری، به جای توجه به تجربه طولانی افراد، نگاه میکنند و این نکته ناخوشایند بود.
در مصاحبه طولانی و خستهکنندهای شرکت کردم که نزدیک پنج ساعت طول کشید؛ دو ساعت با کارشناس شبکه و زیرساخت، دو ساعت با کارشناس منابع انسانی، یک ساعت هم با رئیس منابع انسانی گذشت و پرکردن فرم و دو آزمون روانشناسی هم اضافه شد. سوالها آنقدر متنوع بودند که به نظر میآمدند هدفشان یافتن ایراد باشد و کمتر به صلاحیتها و تواناییهای من در کار تیمی یا محیط کار توجه میشود. به عقیدهام، پروسهی مصاحبه و سابقههای مرتبط بهطور کلی در اولویت نیستند و بیشتر نگاه شخصی کارفرما مد نظر قرار میگیرد. اگر دقیق نگاه کنید، هر دو ماه فرصتهای استخدامی در ایران را میتوانید از طریق اعلانات ببینید و خودتان قضاوت کنید.
برای مصاحبه به من قول دادن که زمانش رو مشخص کنن و همین طور انتظار داشتم که دقیقا همون روز به کار پوشه برم. وقتی رسیدم، سه نفر رو بهعنوان حضور اولیه دیدم که نشسته بودن. از من خواستن فرم پر کنم؛ فرم روی میز پخش شده بود و پرش کردم و منتظر شدم تا نوبتم بشه. بعد که وارد مرحله مصاحبه شدم، سوالها رو پاسخ دادم و صدای آرامی از مصاحبهکننده شنیده میشد. به نظر میرسید که رضایت دارن و احتمالا فردا میتونم کار رو آغاز کنم. گفتن که تشریف بیارم و فردا تماس خواهند گرفت. چند روز بعد خودم تماس گرفتم و گفتن فعلا استخدام نیروی ندارند.
شرکت افق کوروش، فروشگاههای زنجیرهای در تجربهی کار من برای مصاحبه سرپرستی انبار، با مدیران منطقهای اصفهان و سرپرست این منطقه دیدار داشتم و مرحلهای هم با رئیس انبارهای اصفهان برگزار شد. آزمون بهصورت سوالهای چندگزینهای بود که با رایانه انجام شد.
با منابع انسانیشون مصاحبه داشتم من نمی دونم طرف کارشناس جذب بود یا کارشناس دفع بسیار بد برخورد و بی ادب بود بسیار لحن بدی داشت اگر براش بد نمی شد اسمش رو هم می نوشتم اولین سوال از من پرسید این حقوقی که توی رزومتون درخواست دارین رو می خواین واقعا؟ منم گفتم الکی که ننوشتم می خوام گفت شرکت همچین حقوقی نمی ده اگه می خواین مصاحبه رو تموم کنیم منم گفتم کاش پشت تلفن می پرسیدیم روز پنجشنبه منو تا پارک وی نمی کشوندین واقعا پشیمانم که چرا اون روز به مدیر منابع انسانیشون نگفتم چون این برخورد زشت همیشه توی ذهنم می مونه اصلا نره شخصیت یک شرکت رو از منابع دنسانیش میشه شناخت من هرگز به اونجا نخواهم رفت
دوست داشتم تجربهام را با صدای صریحتری بیان کنم چون پیش آمدهایش برایم روشن بود. قرار بود رأس ساعت ده صبح برای مصاحبه به مرکز تماس این سوپرمارکت آنلاین بیایم و وقتی رسیدم، گروهی از کارکنان واحد منابع انسانی آنجا حضور داشتند. به من گفتند هماکنون بنشینم و فرمهای استخدام را که روی میز پخش پخش بود پر کنم؛ من هم تا حدودی پر کردم و منتظر شدم. حدودا چهل دقیقه طول کشید تا نوبتم بالا بیاید، و در نهایت متوجه شدم همراه من فرد دیگری نیز وارد اتاق مصاحبه شد چون زمان اجرای مصاحبه محدود بود و مراجعان بسیار بودند. هیچیک از موارد مطرحشده در رزومهام را دقیق بررسی نکردند. نه برای من و نه برای آن همراستای من سوالی درباره سابقه کار یا تحصیل مطرح نشد. به جای آن با توضیحاتی کلی آغاز کردند و گفتند اگر تمایل داشته باشم دو ساعت بهصورت تستی در مرکز تماس کار کنم و در صورت تأیید برای تکمیل مدارک با من تماس میگیرند. ساعات کاری هم بهطور کامل فولتایم بود و از صبح تا شب، بهصورت یک روز در میان. نتیجه این فرایند را باید ساده و صریح گفت: تجربهای تا حد زیادی غیرحرفهای بود.
من در ‘نیروی انبار’ شرکت افق کوروش بصورت کارآموز و به مدت کمتر از یکسال کار کردم و آخرین سال همکاری من ۱۳۹۹ بوده.
به نظر میرسید آگهی شغلی، کارمند اداری را درخواست کرده، اما در جلسه فهمیدم که منظورشان مسئول دفتر است. پس از مصاحبه با کارشناس منابع انسانی تأیید شدم و گفتند باید تست شخصیت بدهم. من گفتم تمایلی به تبدیل شدن به مسئول دفتر ندارم و با توجه به اینکه آگهی با عنوان کارمند اداری منتشر شده بود، درخواست تغییر عنوان دادم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.