دوست دارم با نگاهی واقعبینانه و آرام، تجربهام را روایت کنم: از نظر من تیم مدیریتی باید سریعتر زیرساختهای لازم را فراهم کند. فضای کارگاهی اینجا راکد و سرد به نظر میرسید؛ گویی محیطی خشک و شکننده بود. ارزشهای شرکت همواره نزولی به نظر میرسید و با شواهدی که داشتم، تغییرات مثبت به چشم نمیآمد. امیدوارم صاحبنظران بتوانند وضعیت ارز و تحویلها را بهتر مدیریت کنند. حقوق من تا سه ماه پرداخت نشده بود.
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در بادبادک هفت آسمان، صنعت کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت، تهران: بر اساس ۲۱ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۲.۰ از ۵؛ ۲۴٪ از کاربران بادبادک هفت آسمان را به دیگران توصیه میکنند. ۲۱ تجربه کاری و ۰ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
بادبادک هفت آسمان تجربههای متنوعی را در دستههای تجربه کاری و تجربه مصاحبه ارائه داده است که تصویرهای مختلفی از محیط کار را بازتاب میدهد. برخی روایتها از فضایی پر از فرصت یادگیری، امکانات بهروز و فضای تیمی دوستانه سخن میگویند و تاکید میکنند که با وجود چالشهایی همچون فشار زمانی یا مدیریت فامیلی، فرصتهای رشد فردی، همکاری با برندهای معتبر و حضور در تیمهای تخصصی وجود دارد. این دسته از تجربیات معمولا به پایداری در کار، مدیریت پروژه و استانداردهای کیفی اشاره میکنند و حقوق و مزایا در برخی موارد بهطور منظم و کافی گزارش شده است. اما سایر تجربهها موسیقی ناهمگونتری از شرکت ارائه میکنند که نقصهایی چون بینظمی در پرداخت حقوق، مدیریت متمرکز و رفتارهای ناسالم را برجسته میکند. برخی کارمندان از فضای کاری سمی، دوربینها و میکروفنها برای کنترل شدید، و فشارهای هیجانی و جسمی یاد میکنند؛ همچنین از تاخیر در پرداخت، نبود شفافیت حقوقی، و حضور افراد با روابط فامیلی به عنوان مشکلهای بنیادی یاد میشود. بنا بر تجربههای ثبتشده، گوناگونی در دیدگاهها وجود دارد؛ بعضی کاربران عنوان میکنند که با وجود سختیها، رفتار حرفهای مدیران و فرصتهای توسعه وجود دارد، در حالی که دیگران ترجیح میدهند از این شرکت دوری گزینند و به بررسی گزینههای دیگر بپردازند. keywords: تجربهی کار در، فرهنگ سازمانی، مدیریت، حقوق و مزایا، مصاحبه استخدامی، محیط کار.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
تجربهام از بادبادک هفت آسمان را اینطور روایت میکنم که شرکت به نوعی از دروغها و توهمهای مدیریتی شکل گرفته است و اینکه دقیقا چه میگذرد درون سازمان روشن نیست. هر چه بیشتر در مجموعه میمانم، حال آرامی ندارم و احساس میکنم نشانههای افسردگی در پی دارد.
دو سالی به صورت حضوری در این شرکت فعالیت کردم و با جنبههای گوناگون کارش آشنا شدم. فضای مدیریتی شرکت کاملا خانوادگی بود و از همسر و فرزندان و دامادها تشکیل میشد، و گاهی نگاه مدیران بالا به پایین بود و به نظرها و پیشنهادهای تخصصی احترام زیادی قائل نبودند. روابط با همکاران به سختی امکانپذیر بود و گاهی رفتارهای تند و ناسزا از طرف برخی مدیران دیده میشد. شبهایی هم بود که تا چهار، پنج صبح کار میکردم؛ با این وجود از نظر آنان تشکر نمیکردند و کار را طبیعی وظیفه میدانستند. چندی بعد مدیران میآمدند و میگفتند کمکاری یا کند بودن، وسط کار داد و فریاد داشتند و اوضاع به هم میریخت. تعهدات غیرواقعی زیادی میدادند و پرداخت حقوق به تأخیر میافتاد؛ در طول سه ماه هم گاهی حقوق فقط با تأخیر پرداخت میشد. ساعات کار کارکنان پنهان نگهداشته میشد و تنها در آخر ماه قابل مشاهده بود. انتظار کاری بیوقفه، حتی در تعطیلات رسمی، وجود داشت و تماسهای شبانه هم ادامه داشت. خروج از ساختمان شرکت با تبعاتی روبهرو میشد و حقوق کاهش مییافت. قراردادها اجازه نمیداد نسخهای از آنها گرفته شود و هنگام استعفا معمولا با فشار برای پرداخت نکردن یا تاخیر در پرداخت باقیمانده حقوق مواجه میشدم. نمونههای مشخصی از میکرومدیریت در شرکت وجود داشت: درباره کوچکترین تغییرات مدیرعامل دخالت میکردند و چون تخصص لازم را در آن حوزه نداشتند، غالبا نظر اشتباهی میدادند و مجبور میشدی به رغم احساس درست نبودن تصمیم، اجرای آن را بپذیری زیرا نتیجه میگشت که ما بلد نیستیم کار کنیم و خود مدیرعامل یا تیمش تصمیم را اجرا میکردند یا ممکن بود از همکاری با کارمند امتناع کنند. در برخی مواقع تشویق به مصرف مواد مخدر برای افزایش بهرهوری هم مطرح میشد. گفتگو با همکاران را به سختی میپذیرفتند و در نتیجه بخشی از کارها به دلیل محدودیت ارتباطی ناقص میماند. مخالفتهای مکرر با دورکاری وجود داشت، گرچه در شرایط خاص استثناء داشتند. شرکت کاملا تحت شنود بود و دوربینهای زیادی در محیط وجود داشت. فضای کار بینظم بود: اتاقی بزرگ که حدودا پنجاه نفر را کنار هم چیده بودند، بدون پارتیشن یا اتاق مشخص، و تهویهی نامطلوبی داشت تا جایی که در زمستان با لباسی سبک عرق میکردی. در کل مدیریت مجموعه رفتاری آزاردهنده داشت که به سلامت روحی و گاه فیزیکی کارکنان آسیب میزد و تجربهی کار در چنین محیطی برای من بهجز خستگی و ناامیدی نتیجهای نداشت. واقعا ارزش تجربه کردنش را نداشت و به هیچکس توصیه نمیکنم برای کار به این شرکت مراجعه کند.
باور کنید که به نظر من اینجا همه چیز به صورت شفافی که باید باشه بیان نشده. من دیدم که چطور تصمیمگیریها در این شرکت به دست مدیر عامل و خانوادهاش میافتد و کارهای غیرشفاف زیادی پشت پرده اجرا میشود، بهخصوص در حوزههای داخلی که مدیران میانی بهعنوان عروسک خیمهشببازی نقش دارن و بیشتر از آشنایان و دوستان انتخاب میشوند تا افراد باصلاحیت. اغلب کارکنان وقتی با این نوع رفتارها روبهرو میشوند، احساس میکنند که برخوردی محترمانه و راضیکننده وجود ندارد و خداحافظیها هم اغلب با نیتهای مشخص و غیرمنصفانه صورت میگیرد. همچنین اشاره شده که این شرکت سابقهای داشته در دورهای که با خدمات ارزش افزوده موبایل پولهای زیادی جا به جا شد و منبع ثروت مدیر عامل هم به نظر با این رفتارها مرتبط است. به طور کلی، استمرار تصمیمگیریهای متمرکز و بیتفاوتی نسبت به شفافیت، از جمله نکات منفیای است که در این تجربه به چشم میخورد.
شرکت بادبادک هفت آسمان برای من تجربهای پرتنش بود؛ اول کار با وجود مدیرعامل و خانوادهاش، محیطی پر از حاشیه و تشنج دیدم، چون هر چیز مثل دوربین، صدا و تصاویر صفحهنمایش بهطور مداوم ضبط میشد. فضای کار انگار با بیاعتمادی همراه بود و گاهی حس میکردم که همه نسبت به هم پشتپا میزنند یا نقشهای دارند، بهخصوص درباره روابط کاری بین همکاران که بیشتر به یکدستسازی روابط شبیه میشد. بهخاطر این جو، حقوق به موقع پرداخت نمیشد و اخراج هم بهراحتی امکانپذیر بود.
برای من که در بادبادک هفت آسمان کار میکردم، تجربهای کاملا ناامیدکننده بود. رفتار مدیران ناوناخت و بیادب بود و دائما حرفهایی زده میشد که حس بیاحترامی میداد. فضای کار پر از تنش و بیاعتمادی بود و بیشتر همکاران به مواد مخدر گرایش داشتند که اثر منفی روی محیط کار میگذاشت.
به خاطر تجربه من از کار در بادبادک هفت آسمان میخواهم صریح بگویم که رابطهام با این شرکت اصلا رضایتبخش نبود و ترک کار به نظرم بهتر از ماندن بود. فضای شرکت به شدت بینظم به نظر میرسید: اختلاف نظرهای داخلی، بیبرنامهگی و گروهبندیهای داخلی که همهجا پخش بود و حس ناامنی شغلی را افزایش میداد. اوضاع آنقدر آشفته بود که حتی در پیگیریهای پزشکی هم اثر منفی میگذاشت و بارها به این نتیجه میرسیدم که شاید تغییر محیط کار، بهترین راه باشد. از آن تجربه فهمیدم که باید برای حفظ سلامت روانیام به دنبال جایگاهی با ثباتتر باشم. شرکت بهنوعی مانند یک اتوبوس عمل میکرد؛ عدهای سوار میشدند و عدهای پیوسته پیاده میشدند و این رفتوآمد مداوم، حس ثبات را از کارم کم میکرد. در پرداختها هم مشکلاتی وجود داشت؛ حقوق و مزایا معمولا با تاخیر یا در فرایند تسویهحساب کامل پرداخت نمیشد و اغلب با ایجاد تنش و بحث و دعوا از طرف کارفرما یا واحد مالی مواجه میشدیم. بسیاری از همکاران هم در نتیجه این فشارها از شرکت جدا شدند. همانطور که در صحبتهای دیگران نیز شنیده میشد، این شرکت سابقهای مشابه با برخی اصلاحات ناموفق داشت؛ نامی که اخیرا به عنوان برند انتخاب شده بود، در گذشته با سیاستهای خاص و وضعیتهای داخلی مرتبط با ثبت بهعنوان شرکت دانشبنیان و استفاده از امتیازات مالیاتی مطرح بود و برخی از این رویدادها باعث شهرت کمرنگ برند شد. در کل، آن تجربه برای من عبرتآموز بود و باعث شد به ارزشهای کار با ثبات و حفظ سلامت کارمندان بیشتر توجه کنم.
در محیطی با فشار بالا کار میکردم که رفتار مدیریت به هیچوجه قابل قبول نبود. مدیر پروژه بهطور ناگهانی تصمیم میگرفت تیمی را از ادامه کار منصرف کند و در صورت بروز شکست مالی، واکنش تند و توهینآمیز نسبت به همتیمیها نشان میداد. در هر بخش هم یکی از بستگانش را به عنوان نماینده گزارش کارها قرار داده بود. همسر ایشان دائما حضور داشت و نظارت کامل روی افراد وجود داشت؛ گویی دفتر دائم تحت ردیابی و میکروفن بود. بارها به دلیل قولهای بیپایه به کارفرما ناچار شدیم شبها و روزهای طولانی برای تحویل به موقع کار کنیم و در نهایت از قدردانی هم خبری نبود. برداشت اصلی این بود که چون حقوق پرداخت میشود، هر دستوری باید اجرا شود، هرچند تاخیرهای مکرر وجود داشت. از نظر اخلاقی هم شرایط قابل قبول نبود و برخی محدودیتها درباره ظاهر و پوشش وجود داشت که با دلیل حضور سرمایهگذاری خارجی توجیه میشد اما در عمل فشارهای غیرلازم بر تیم بود. در کل به هیچوجه توصیه نمیکنم و بیمه تکمیلی هم ارائه نمیشد.
شرکت وااقعا افتضاح هست این واژه درست نیست اما فساد اخلاقی توش زیاده شده محل نمایش فشن و خاله زنک بازی محیط غیر بالغانه ای داره اکثرا توی به گل و مخدر اعتیاد دارن حقوق ها رو با وعده فرستادن دبی هی پایین نگه میدارن اعتراض هم میکنی بد رفتاری میکنن اینا معمولا دووم نمیارن
حتما اینو با دقت تا آخر بخونید من 3-4 سال توی این شرکت کار کردم. قبلا اینقدر بد نبود از حدود دو سال پیش مدیر پروژه شرکت ازشون جدا شد و شرکت دچار بحران شد چون مالکین شرکت با تصمیمات و تغییرات ناگهانی بچه ها رو تو فشار قرارمیدن و گاها بچه ها مجبور میشن (واقعا مجبور میشن با تهدید و ارعاب) چندین شب بمونن توی شرکت و تاوان تصمیمات نا درست مدیران رو بدن. و وقتی اعتراض میکنید به تصمیمات مدیران بسیار بسیار برخورد بدی دارن و با داد و فریاد جوابتو میدن. یک نکته منفی دیگه اینه که تعدادی از فامیلهاشون توی شرکت هستند که بدون تخصص در هر کاری نظر میدن و مدیر همیشه حق رو به اون میده و تو مجبوری دستورات چرت اونها رو گوش بدی. کلا فقط باید تعریف کنی و پاچه خواری کنی. خلاصه بگم بیشتر طبل توخالیه چون چند سال پیش تونستن از vas و با رانت پول خوبی از جیب مردم به جیب خودشون بزنن یه مدت فاز شرکت خفن به خودشون گرفتن ولی کلا هیچی نیست. نه حقوق خوبی میدن نه به موقع میدن نه انتقاد پذیرن و نه از قوانین پیروی میکنن. تا حدی که در اوج کرونا ما مجبور بودیم بیایم شرکت کارکنیم و آقای مهرداد میناوند هم توی برنامه های تبلیغاتی این شرکت اومده بود کرونا گرفت و فوت شد.
من به عنوان کسی که تجربه 5 سال همکاری به عنوان مدیر محصول با این شرکت رو داره باید بگم کار در بادبادک بسیار دلچسبه برای کسی که کارش رو حرفه ای و با شوق برای رسیدن به پیشرفت انجام بده و هرروز سعی کنه خودش رو به روز کنه طبیعتا اگر جزو اونایی نباشید که همه توانشونو برای بهترکردن خودشون و پروژه میذارن، قطعا به چالش میخورید . کار در این شرکت یا بهتر بگم دانشگاه به من اجازه داده تا بتونم اطلاعات زیادی کسب کنم و خیلی چیزها یادبگیرم که هم باعث تاثیر بیشتر من در پروژه ها و همینطور باعث رشد در زندگیم شده. یادگیری در این شرکت همیشه مورد استقبال قرار گرفته اگر نیازمند پنل خاصی یا حتی دوره آموزشی خاصی حتی به صورت بین المللی باشی حتماهزینه آن پرداخت میشه و میتونی استفاده کنید.
متاسفانه در طی این مدت، شرکت بادبادک بهصورت مداوم ناتوان در پرداخت حقوق به موقع بود. این موضوع باعث مشکلات مالی برای کارکنان و خانوادههایشان شده و باعث استرس و عدم اطمینان زیادی شده است. کمبود شفافیت در مورد مشکلات حقوقی بسیار ناپیشبینی و غیرحرفهای بود. علاوه بر این، فرهنگ شرکت بادبادک از نظر احترام به کارکنان به هیچ وجه قابل قبول نبود. کارکنان به طور مکرر بدون توجه و احترام به عنوان افرادی دیگر بهکار گرفته شدند و محیط کاری سمی به وجود آمد. کمبود احترام به بهبود حال کارکنان و کمبود احترام به همه افراد در شرکت باعث تجربهای نامطبوع شد. قولهای پرداخت حقوق به صورت مداوم نقض میشدند و هر ماه اطمینانات غلطی داده میشد که هرگز به عمل نمیآمدند. این کمبود شفافیت و صداقت باعث شکست اعتماد و معنویات در تیم شد. همچنین نگرانکننده است که شرکت بادبادک بهنظر میرسد دارد نظرات مثبت جعلی خود را در سایتهای تجربیات شغلی مینویسد. محیط کاری سالم باید به این نوع تاکتیکها وابسته نباشد. علاوه بر این، شرکت بادبادک عملکرد ناپروفشنالی دارد که با امضای قرارداد، نسخه کپی از آن به کارمندان ارائه نمیدهد. این مسئله به معنای نقض حقوق اساسی کارمندان است و نشاندهنده عدم شفافیت در روابط کاری میباشد. علاوه بر این، از طریق دوربینها و میکروفنها، شرکت به نظر میرسد همه کارکنان را جاسوسی میکند. این اقدام نه تنها حریم خصوصی کارکنان را نقض میکند، بلکه نگرانیهای جدی در مورد امنیت و احترام به افراد ایجاد میکند. همچنین، یک نکته دیگری که باید ذکر شود، افزایش غیرطبیعی تعداد افراد ورودی و خروجی در شرکت بادبادک است. این امر ممکن است نشاندهنده مشکلاتی در مدیریت منابع انسانی یا محیط کاری باشد که باعث استرس و عدم پایداری در تیم میشود. در نهایت، استفاده از مدیریت از قدرت برای خنثی کردن انتقاد و کنترل داستان به شدت نگرانکننده است. ارتباط باز و صادقانه باید تشویق شود تا محیطی از همکاری و رشد به وجود آید. امیدوارم که نقد من به دیگران کمک کند تا در مورد چه چیزی از شرکت بادبادک انتظار دارند. به کارکنان و کارمندانی که قصد پیوستن به این شرکت را دارند، توصیه میکنم که بهطور جدی پیشینه و گزینههای خود را مورد بررسی دقیق قرار دهند.
برای من بادبادک یکی از تجربه های خوب کاری ایه که داشتم. اولین نکته ای که به نظر من میرسه جمع بی نظیر و دوستانه ایه که تو شرکت حاکمه. مورد دوم اینه که تو این شرکت قشنگ میتونی پیشرفت کنی و تو این مسیر میتونی رو همراهی همه اعضای شرکت حساب کنی. مهم نیست تیم تو باشن یا نه. انگار همه آمادن که کمکت کنن به اهدافت برسی. مورد بعدی اینه که همه شرکت ها پایین بالا دارن. تو بادبادک هم هر از گاهی با این چالش ها مواجه میشی اما تیم مدیریت نمیذاره این چالش ها همیشگی باشه و اگه صبور باشی دوباره اوضاع رو به ثبات برمیگردونه و حتی سعی در جبران اتفاقاتی که داره که تازه خیلی موقع ها از پایین بالاهای جامعه نشات گرفته و این به نظر من خیلی ارزش داره.
من در مدت تقریبا سه سال کارم در این شرکت اون هم دقیقا وقتی که توی بدترین بحرانها به سر میبرد، دیدم که مدیریت چطور با تلاش شبانه روزی و مسئولیت پذیری فوق العاده تونستن با در نظر گرفتن راحتی کارمندها ورق رو برگردونن و شرکت رو دوباره سرپا نگه دارن. طبیعتا هیچ سازمانی بدون عیب و ایراد نیست اما خصیصیه های خوب بادبادک، مثل فرصت کار کردن کنار بهترینها در هر حوزه، امکان بی نظیر رشد و یادگیری و همچنین کار کردن با به روز ترین راه حلهای دنیای تکنولوژی چیزهایی هستن که میتونن محیط عالی ای برای کسانی که به دنبال شکوفا شدن هستن فراهم کنه. از نظر حقوق و پرداختی ها هم من کمتر شرکت یا استارتاپی توی این حوزه میشناسم که حقوقش در این حد مناسب وبالا باشه. یه مزیت خیلی بزرگ دیگه ای که این شرکت داره امکان کار کردن با برندهای بزرگ و شناخته شده س که یه سر به سایتشون بزنین متوجه میشین که با چه کمپانی های معتبری کار میکنن. به طور کلی من تجربه خیلی مثبتی داشتم و فکر میکنم میتونه انتخاب مناسبی برای کسانی باشه که توی محیط کارشون علاوه بر کسب درآمد به دنبال یادگیری و رشد کردن توی حوزه خودشون هم هستن.
برای افرادی که تشنه پیشرفتن به شدت توصیه میکنم. محیط حرفه ای و دوستانه، فضا برای حرکت لبه تکنولوژی و خلق ایده و R&D مهیاست و کیفیت کدها به شدت بالاست. به واسطه وجود افراد قوی تو هر حوزه، میتونین راحت از هر استک چیزی که لازم دارینو از بچه هاشون بپرسین و یاد بگیرین. من به عنوان کسی که چندین سال این شرکت بودم، در مجموع از شرایط این شرکت خیلی راضی بودم. رفتار پرسنل و مدیرها همه خوبه و جو لذت بخشیو فراهم کردن، به مناسبت های مختلف جشن گرفته میشه تا روحیه پرسنل عوض شه، یخچال QUBY تو شرکت هست برای خرید راحت تر.
شرکت بادبادک هفت آسمان به جرأت یکی از بهترین محیطهای کاری ایران رو داره. جو بسیار مثبتی که بین افراد برقراره و رفتار حرفه ای مدیران باعث میشه کار توی این شرکت تجربه واقعا جذابی باشه. استفاده از بهترین تجهیزات و تکنولوژیها یکی دیگه از مزایای حضور در این شرکت هستش و جای رشد بسیاری رو برای افراد داره. کار با افراد حرفهای و وجود دپارتمان های تخصصی یکی دیگه از مزایای حضور در بادبادک هفت آسمانه. موضوعی که شاید در اول کار منو کمی اذیت کرد حساسیت رو کیفیت نرم افزار تولید شده بود ولی بعد از ماه اول متوجه شدم وجود استانداردهای کاری و دغدغه های کیفی نه تنها برای اذیت کردن نیست بلکه باعث میشه که بعد از مدتی کار و تلاش در بادبادک از شما یک برنامهنویس خبره ساخته بشه. به طور کلی کمتر شرکتی محیط کاری، امکانات و فضای رشد شرکت بادبادک هفت آسمان رو داره.
این شرکت با دروغ های مختلفی مانند اینکه شرکت بزرگی هستند و قراردادهای بزرگ دارند و یا وعده مهاجرت به دبی بچه ها رو با حقوق پایینتر جذب میکنه و نگه میدارند پرداخت حقوق افتضاح هستش و اگر پیگیری حقوق کنی هم ، رفتار بدی باهات میکنند.
مدیران در ریز کار تخصصی نظر می دن و دخالت می کنن در حالی که اصلا دانشش رو ندارن . رفتار منابع انسانی خوب نیست. حقوق همیشه با تاخیر هست. رفتار مدیران خیلی با نگاه بالا به پائین هست و دنبال اشکال گیری هستن. برنامه ریزی و مدیریت کارها خیلی بده یکهو میگن ما فلان کار رو تا فردا می خواهیم.
این شرکت واقعا افتضاحه.نیرو ها رو با دوربین کنترل میکنن سخت گیری وحشتناک هیچ برخورد درستی منابع انسانی نداره.شرکتشون سهامداراشون تازه به دوران رسیدن.ررفتار های زشت و تحقیر کننده ای دارن.اصلا پیشنهاد نمیکنم کسی دیگه توی این شرکت ها کار نمیکنه وقتی شرکت های ادم حسابی تر وجود دارن.انتخایم شدیدا اشتباه بود و به همه دوستان و کانکشن های لینکدینم اطلاع میدم
در سه ماهی که در بخش مالی کار میکردم، با تجربهای نسبتا چالشبرانگیز روبهرو شدم. ساختار داخلی شرکت ضعیف بود و فضای کار بهطور ناخوشایندی شکل بردگی داشت. ساعات کاری فراتر از حد معمول بود و دلیلش این بود که شرکت وعدهای مثل صبحانه میداد. در کل، توصیه نمیکنم تجربهی کار در اینجا را دنبال کنم.
استخدام در بادبادک هفت آسمان
از مجموع ۲۱ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۲۱ مورد تجربه کاری و ۰ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۲۴٪ از کاربران بادبادک هفت آسمان را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۲۱
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۰
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۲.۰ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۲.۰ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۲.۰ از ۵
- برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی بادبادک هفت آسمان مراجعه کنید.
سؤالات متداول درباره بادبادک هفت آسمان
آیا بادبادک هفت آسمان در حال استخدام است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از بادبادک هفت آسمان ثبت نشده است. اولین نفر باشید که تجربه استخدام را به اشتراک میگذارد.
تجربه کاری در بادبادک هفت آسمان چگونه است؟
بر اساس ۲۱ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۲.۰ از ۵ است؛ ۲۴٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در بادبادک هفت آسمان چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در بادبادک هفت آسمان از نگاه ۲۱ کارمند: ۲.۰ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در بادبادک هفت آسمان چطور است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از بادبادک هفت آسمان ثبت نشده.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت
در مدت کوتاهی که در واحد منابع انسانی این شرکت کار میکردم، تصمیم گرفتم از آنجا خارج شوم. فضا پر از روابط خانوادگی و دوستی بود که کار را به شکل غیرمنصفانهای تحت تأثیر قرار میداد. آنطور که به من میگفتند، ارتباطات شخصی
همهچیز در طول فرایند مصاحبه بهصورت دورکاری انجام شد چون کرونا مسیرها را آنلاین کرد. من که بهعنوان فریلنسر درآمد خوبی داشتم و برایم پذیرش در فرصت کمیاب بود، برایم خیلی جدی نبود. در ابتدا یک خانم با من تماس گرفت و فرم چ
شرکت مهندسی تفاوت برای من تجربهای بود که با وجود حقوق و مزایا واضح نیست، اما میخواهم از نگاه خودم بگویم. تصمیمهای مالی در اینجا با مالکین اصلی است و مدیران روزمره نقشی در تعیین آنها ندارند؛ بنابراین انتظار انعطاف یا
برای یک سال در شرکت اسکواد تجربه کار داشتم. آنجا مدام با بهانههای مختلف حقوقم را کم میکردند و اگر در طول کار حتی به صورت مختصر میخندیدم، به سرعت تذکر میگرفتند. اگر از شرایط کاری خسته میشدم یا تصمیم به استعفا میگرفت
به طور کلی با مدیر منابع انسانی روبهرو میشم که ادعا میکنه رشتهش روانشناسیه، اما رفتارهاش خیلی بیادبه و بدبرخوره و به نظر نمیرسه واقعاً بتونه با آدمها درست ارتباط برقرار کنه یا موضوع رو بفهمه. با خیلی از نقدهایی که
برای منِ نویسنده، فضای شرکت چندان دلگرمکننده نبود و برخلاف ظاهر polished آن، دسترسی به کار درست همیشه با مشکل روبهرو میشد. مدیر شرکت بیش از هر چیز به ظاهر و تبلیغات توجه داشت و دنبالِ اعتبارسازی بود تا انجام کار واقع