قبل از هر چیز به این فکر میکنم که روال استخدام در اینجا یک ماه آموزش دارد؛ عمدهی آن کلاسگاهی است و فقط در پایان دوره هم آزمون میگیرند. اگر نمرهام خوب باشد، برای دو ماه بهطور آزمایشی بررسی میشوم، و درصورت قبول شدن وارد شرکت میشوم. فرآیند سخت و طولانی است و تیم آموزش رفتار مطلوبی ندارد؛ گویی واقعا تیم آموزش چیزی را که میخواهند انجام میدهند و مدیران کم میبینندشان، اگرچه در کل شرکت را خوب ارزیابی میکنم. علاوه بر این، همان روال برای ارزیابی اولیه وجود دارد که یک ماه آموزش در کلاس انجام میشود و عملی نبودن آن، سپس آزمون و در صورت کسب نمره مناسب، دو ماه بررسی آزمایشی آغاز میشود. در نهایت اگر موفق شوم وارد شرکت میشوم، با چالشی نسبتا طولانی روبهرو میشوم. ویژگیای که برایشان مهم بود، درسخون بودن من بود.
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در علی بابا، صنعت کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت، تهران: بر اساس ۴۹ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۱.۳ از ۵؛ ۲٪ از کاربران علی بابا را به دیگران توصیه میکنند. ۴۹ تجربه کاری و ۰ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
تجربههای ثبتشده نشان میدهد که مسیر استخدام در علی بابا هم از نظر فرایند آموزشی، هم روند مصاحبه و هم فرهنگ سازمانی با نکات مختلفی همراه است. در بخش تجربهی کار، برخی کاربران از یک فرآیند طولانی با آموزش کلاسمحور و آزمونهای متوالی صحبت کردهاند و از رفتار برخی تیمهای آموزشی گلایه کردهاند؛ در مقابل، تجربههای دیگر نشان میدهد تیم فنی ممکن است با رویکردی چالشبرانگیز و سوالهای عملی مفید باشد. تمرکز اصلی بر محیط کار و تعامل تیمی است و بسیاری تأکید میکنند که جو مصاحبهها میتواند دوستانه یا استرسزا باشد و پاسخها و عملکرد فردی را در برخورد با فشار آزمودهاند. برخی از تجربهها با توضیح روشنتر درباره حقوق، مزایا و مسیر ارتقاء همراه بوده، اما گزینشها گاه به سلیقه و تصمیمهای مدیریتی نیز گره خورده است. برخی کاربران بر این باورند که شرکت در مصاحبهها میتواند به لحاظ یادگیری و بازتاب فرهنگ سازمانی مفید باشد، هرچند نتیجه نهایی ممکن است با پاسخگویی منابع انسانی یا تصمیمات مدیران ارشد همسو نباشد. بنا بر تجربههای ثبتشده، نکات کلیدی موفقیت در اینجا عبارتاند از آمادگی فنی، توان کار تیمی، برخورد حرفهای و صبر در فرایندهای چندمرحلهای. استفاده از کلمات کلیدی تجربهی کار در، فرهنگ سازمانی، مدیریت، حقوق و مزایا، مصاحبه استخدامی و محیط کار در قالب متن، میتواند برای جستجوگران مفید باشد.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
در ابتدای مصاحبه، آرامش خودم را حفظ کردم تا با آرامش بیشتری به پاسخها نزدیک شوم. فرد مقابل با رفتاری دوستانه وارد شد و پس از معرفی کوتاه از من، یکی از چالشها را مطرح کرد تا با هم آن را بررسی کنیم. من ایدههایم را مطرح میکردم و او با راهنمایی همراه بود تا نتیجه نهایی را به دست بیاوریم. بیشتر پرسشها جنبه چالشی داشت و سوالات تعریفمحور کم بود. در کل تجربهای جالب و آموزنده بود و نکتههای زیادی از آن یاد گرفتم. به نظر من اگر فکر میکنی هوش بالایی داری، حتما برای مصاحبه در علیبابا اقدام کن، زیرا میتواند برایت مفید باشد.
در مصاحبه اول فنی بود و پرسشها حول اکتیو دایرکتوری میگشت و اینکه تاکنون چه کارهایی با آن انجام دادهام و با همکار عصبانی چه میکنم. درباره شرایط شرکت صحبت کردیم و اینکه تا چه حد فرصت پیشرفت وجود دارد.
در یک مصاحبه با علي بابا، تجربهام همچنان در ذهنم مانده است. انتظار داشتم از یک مدیر جذب با تجربه سوالاتی کارآمد بشنوم، اما برخورد او کاملا حرفهای نبود و انگار کارشناس منابع انسانی هم نبود. به طور کل تنها چهار سوال سطحی پرسیدند و در طول مصاحبه بیش از همه زمان را به گفتن لبتاپشان اختصاص داده بودند و حس میشد گوش نمیدهند. وقتی پاسخ من تمام میشد، حدود پنج دقیقه در سکوت بودند تا ببینند چه سوال بعدی را بپرسند، انگار اگر دقیقتر گوش میدادند، کارهای نبود که این همه مکث کنند. تقریبا نیم ساعت مصاحبه طول کشید و بقیه زمان را بیشتر خودشان صحبت میکردند تا برندینگ کنند و در صحبتهایشان گفتند که من الآن سفیر علی بابا از نظر برندینگ هستم. دوست داشتم به آنها یادآوری کنم که ای کاش اصول یک مصاحبه حرفهای را بلد بودند و بتوانند بهطور واقعی من را ارزیابی کنند، نه این اندازه حرف زدن برای برندینگ. نتیجهگیریام این است که اگر دنبال کار با افراد حرفهای و با دانش بالا هستید، شاید بهتر باشد به علی بابا فکر نکنید و گزینههای دیگری را هم بررسی کنید.
در واقع با وجود شرکت علی بابا بهترین تجربهای بود که تا حالا داشتم؛ حدودا در یک جلسه مصاحبه با چند نفر از بخشهای مختلف پذیرفته شدم در حالی که با برخی شرکتها، چندین مرحله مصاحبه برگزار میکنند. در طول دوره همکاری، به دلیل برخی دلایل تعدیل شدم اما واقعا از شرکت پشتیبانی داشتیم و سعی میکرد خدمات و پاداشی ارائه بدهند تا مشکلی برای ما پیش نیاید. در مصاحبه با علی بابا، خود واقعیم بودم و احساس میکنم کاملا درک کردند، در حالی که با برخی شرکتهای دیگر مصاحبهها طوری بود که از من انتظار داشتند تنها مدل خاصی از خودم را نمایش دهم و بس. اما باور دارم با این شرکت باید همانی بود که هستی را نشان بدهی و با انرژی بالا حضور پیدا کنی. به کسانی که قصد ورود به این شرکت را دارند، توصیه میکنم صبور و با حوصلهی بسیار زیادی باشند؛ به دلیل حجم بالای کار، این صفت نسبت به شرکتهای دیگر ضروریتر است تا بتوانند با موفقیت کنار بیایند. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت، پرانرژی، با انگیزه و هدفمند بودن من بود.
برای این شرکت وقت نگذارید؛ چون علاوه بر اینکه فرایند مصاحبه طولانی و پر از ابهامی بود، نتیجه هم به نظر مدیر پروژه بستگی داشت نه به ارزیابی کل مجموعه. در جلسه ابتدایی با من تماس گرفته شد و اعلام کردند که جلسه مصاحبه ترتیب داده شده است. در آن جلسه نخست، درباره Php و سوالات رایج مصاحبه پرسش شد و در پایان توضیحاتی درباره پروژه و وظایفی که باید در آن انجام میشد ارائه شد. گفتند ایمیل حاوی دستورالعمل پروژه فرستاده میشود تا یک پروژه کوچک را انجام دهم. در طول انتظار ایمیل، مسئول منابع انسانی به من ایمیلی زد و زمان مصاحبه با تیم HR را مشخص کرد. این مصاحبه یکساعته طول کشید و بیشتر سوالات درباره خودم و کار گروهی بود و همچنین توضیحاتی درباره شرایط کار در علیبابا داده شد. در پایان جلسه گفتند به زودی باید مصاحبهای با CTO و مدیر بازاریابی شرکت انجام بدهم. وقتی هماهنگیهای بعدی را انجام میدادند، خواستند یک ساعت زودتر بیایم تا قبل از مصاحبه با CTO و CMO، چند آزمون HR نیز انجام شود؛ اما این موضوع در جلسه دوم به من اطلاع داده نشد. در روز مصاحبه، دو آزمون شخصیت از من گرفته شد و سپس منتظر مصاحبه بعدی ماندم. مصاحبه بعدی با CTO انجام شد و حضور مدیر بازاریابی در آن نبود. در پایان از من پرسیده شد چقدر طول میکشد تا پاسخ را دریافت کنم و گفتند حداکثر تا دو روز کاری نتیجه را اعلام میکنند، اما خبری نشد. بعد از یک هفته ایمیلی با عنوان سلام برای من فرستاده شد که یکی از دو پروژه را به اختیار انجام بده. با وجود اینکه فکر میکردم جلسات تمام شدهاند، یکی از پروژهها را انجام دادم و فرستادم. به نظرم بهتر بود قبل از ارسال پروژه با من تماس میگرفتند تا همزمان با ارسال پروژه، هماهنگی لازم انجام میشد. شاید وقتی پروژه را فرستادند کسی مشکلی داشت و نمیتوانست در زمان مقرر کار را به پایان برساند، اما از وقتی که پروژه را فرستادم پاسخ مشخصی به من داده نشد. من پیگیر نتیجه شدم و بعد از چند روز یکی از همکاران که با من مصاحبه کرده بود با عذرخواهی گفت که تصور میکرده نتیجه از HR به شما اطلاع داده شده است و گفت شما برای این موقعیت بسیار مناسب هستید اما مدیر پروژه تصمیم گرفت تغییراتی در پروژه بدهد و در حال حاضر استخدام نداریم. پس از چهار جلسه مصاحبه، این بهانه یکی از بدترین دلایل عدم استخدام بود. صداقت منابع انسانی این شرکت همواره سوالبرانگیز بود و به نظر میرسید کارشان به درستی انجام نمیشود. از ویژگیهای مورد توجهشان کار تیمی و نحوه ارتباط با مشکلات گروهی بود که بیشترین اهمیت را داشت.
با وجود استرس اولیه، مصاحبه نسبتا دوستانه آغاز شد و من از همان لحظه احساس راحتی کردم چون دو نفر مصاحبهکننده با رفتاری مطلوب فضای آرامی ایجاد کردند تا استرسم کم شود. سوالات از سطح ساده شروع شد و با توجه به نکاتی که در رزومهام نوشته بودم، پیش رفتند؛ حتی یک سوال پیچشی درباره زمان را مطرح کردند که با کمک خودشان توانستم پاسخ بدهم. در مجموع سوالات سخت یا غیرمعمول چندان نبود، اما من بدون آمادگی کامل حاضر شده بودم و همین باعث شد نتیجه مطلوبی به دست نیاید. برخی قسمتها به زبان انگلیسی پرسیده شد و من پاسخ دادم. به نظر من علیبابا کار حرفهای را دنبال میکند و روند مصاحبه هم غیرمعمول یا عجیبی نبود. اگر با ذهن آماده بروید، از پسش برخواهید آمد و بهتر است نکات اصلی تواناییهایتان را در رزومه بیان کنید. ویژگیهایی که برای مصاحبهها اهمیت داشتند را اینطور برداشت کردم: از من پرسیدند دیدگاه من درباره فضای کاری که دوست دارم چیست و فکر میکنم اخلاق حرفهای برایشان اهمیت زیادی دارد.
برای مصاحبه ارشد فروش سازمانی با علی بابا، جلسه اول با سرپرست و مدیر فروش برگزار شد. درباره فعالیتها و تجربههای من در این حوزه سوالات تخصصی مطرح شد و فضای مصاحبه نسبتا صمیمی بود. از آن طرف قرار بود به سرعت برای مصاحبه با واحد منابع انسانی اعلامم کنند، اما حدودا یک ماه طول کشید تا خبری بدهند. در جلسه دوم با کارشناس ارشد جذب و استخدام، وضعیتهای شخصیتی و اخلاقی من را بررسی کردند تا آدمی که با فرهنگ سازمانی علی بابا همسو است را بشناسند. پس از حدود چهارساعت، ایمیلی دریافت کردم که در حال حاضر امکان همکاری وجود ندارد و رزومهام برای موقعیتهای دیگر بایگانی خواهد شد.
با وجود ارسال رزومه و گفتگو با منابع انسانی، مصاحبه با علی بابا در نهایت فقط ده دقیقه طول کشید. جلسهی مصاحبه از همان ابتدا مشخص بود که تنها افراد با سابقه مرتبط را میخواهند و حتی کاندیدای مربوطه را هم انتخاب کرده بودند، بدون پرسیدن سوال خاص از من. بهتر بود یا اصلا دعوت به مصاحبه انجام نشود یا مصاحبه کنسل گردد تا حرفهایتر به نظر بیاید. من دو مرحله از توضیحاتم درباره شرایط و سوابق کاری را ارائه کردم و به طور روشن قبل از جلسه امکان اشاره نکردند که به سابقه کار مرتبط نیاز دارند؛ تنها گفتند مدرک PSM I برایشان اهمیت دارد که خوشبختانه من آن مدرک را دارم. به هر حال با توجه به وقتی که صرف کردم، تجربهای ناخوشایند و رفتاری نامناسب بود. با نگاه به تجربهام و بازدیدی که از شرکت داشتم، تبلیغات و شعارهای مدیران شرکت در شبکههای مجازی با واقعیت موجود کاملا همسو نیستند.
در نگاه اول مسیر شرکت به نظر میرسید بسیار دور باشد، زیرزمینی که به ایستگاه مترو نزدیک است و در محوطهای که کارگاه فناوری نامیده میشود، مجموعهای از سولهها وجود دارد که با شرکتهای استارتاپی مرتبط است. در مصاحبه اول از امکانات شرکت، معیارهای شناوری زمان کار و برخی نکات دیگر صحبت شد. سپس سوالهای فنی درباره طراحی دیتاوارهراؤس و معماری آن مطرح شد و بعد تجربههای کاری قبلی مورد ارزیابی قرار گرفت. از تکنیکهای نوین حوزه BI هم صحبت شد. گفتند در مصاحبه بعدی باید حداقل چهار ساعت در شرکت حضور داشت تا پروژهای انجام شود، اما با توجه به شیوع کرونا این مرحله انجام نشد و به زمانی دیگر موکول شد. با وجود تعدیلهای گستردهای که در سال نود و هشت برای کارکنان علیبابا رخ داده بود، عملا استخدام در این شرکت به تردید و شبهه تبدیل شد.
مصاحبه اول گروهی بود قدرت مذاکره تعامل و سرچ کردن خیلی مهم بود ولی معلوم نشد چه جوری انتخاب کردن مرتب همه ی افرادشون تو رو به چالش می انداختن که وقت نداری نمیتونی تو باختی دیگه وقت نزار این کار بی فایده است چه جوری بلد نیستی اینو انجام بدی و …. یک بدی بارزش این بود که آخر سر توضیح ندادن فلانی رو بر چه اساسی انتخاب کردیم … دومی اصلا سوالی نپرسیدن! فقط گفتن خیلی سابقه داری؟ گفتم نه همین و بس دومی خیلی بد بود شرکت سلیقه ای از هرکی خوششون بیاد تحویلش میگیرن ویژگیهایی که براشون مهم بود: قدرت تعامل
روند مصاحبه خیلی جالب نبود. سعی نکردند استرس مصاحبه رو پایین بیارن. نوع مصاحبه بازخواستی بود. بدترین چیزش عدم صداقت در مصاحبه بود. چون گفتن که فیدبک مصاحبه رو ایمیل میکنند و نکردند. سوالات کاملا کلیشه ای بود. و نگاه مصاحبه کننده از بالا به پایین بود بشدت. کلا حس خوبی نسبت به این مصاحبه نداشتم. و هر زمان اسم علی بابا رو میبینم یاد روز مصاحبه و حس بدش میافتم.
خیلی با انرژی شروع شد و چون من سابقه کار در آژانس داشتم بهم خیلی کمکم کرد یه سوال قوی پرسیدن که یه هرم رو تصور کن جایگاهتو کجای هرم میبینی؟ من گفتم قطعا توی ردیف های بالا اگر صدر هرم نباشم کف هرم هم نخواهم بود. پرسیدن برای کسب جایگاه مناسب توی هرم فکر میکنی مهمترین ویژه گی چی هست؟ گفتم انعتاف پذیری. گفتن قراره از سخت ترین جایگاه شروع کنی و گذاشتنم پشتیبانی شیفت شب ساعت ۱۶ الی ۲ بامداد مسیرم دور بود ولی قبول کردم الان ۲ سال خورده ای گذشته و من سرپرست عملیات تیم تور علی بابا هستم و از سخت ترین نقطه شروع کردم تا جایگاه مناسب ببین با انرژی برو علی بابا و اگه فکر میکنی نمیتونی با هر تایپ ادمی ارتباط بگیری و همکاری داشته باشی پیشنهاد نمیکنم بری
سوالاتی که از من پرسیده شد بشدت ابتدایی بود و کلا نیرویی که با من مصاحبه کرد ظاهرا مسئول جذب منابع انسانی بود.در مورد مدیرعامل حرف زدن و فرهنگ علی بابا.البکا من از دوستانی که تو این شرکت هستن شنیده بودم که شدیدا اما چیز بتو دیکته میشه و مخصوصا تو منابع و مدیر منابع ظاهرا بشدت خودبین و متظاهره و نگاه از بالا به پایین داره و کلا همه براش بی ارزشن و فقط خودش درست فکر میکنه من اصلا خوشم نیومد فقط طبل تو خالی بود که از دور فقط صدا داشت قبلش حتما تحقیق کنه چون اینجا شدیدا همه چی تقلید شده از شرکتای بزرگی مثل کافه بازار ولی اصلا شبیه اونا نیست فقط سعی میکنن خودشون خیلی خاص و مدرن نشون بدن.البته الان فهمیدم که بزرگترین مشکل اونجا بخاطر بنیانگذارش و ادعا ها و بی حرمتی اای ایشون هستش.اخراج آدما کاملا سلیقه ای و شدیدا سیستم سفارشی و پارتی بازی دیده میشه.حتی افرادی که هیچ قابلیتی ندارن فقط بخاطر سفارش مدیر ارشد وارد شرکت میشن.سیستم بشدت خبرچینی و خاله زنکی داره.مدیر ارشد دوست داره همه براش خبر ببرن و جاسوسی کنن
من درخواستی برای این پوزیشن و برای شرکت علی بابا نداشتم اما خودشون یک بار تماس گرفتند و من رو به جلسه مصاحبه دعوت کردند که من گفتم تمایلی ندارم. بعد اصرار کردند و گفتم باشه. مصاحبه به صورت اسکایپی بود و سوالات فنی بود و خیلی اچ آری نبود و تقریبا هرچی بلد بودم رو گفتم اونایی هم که بلد نبود رو گفتم بلد نیستم. حدود نیم ساعت طول کشید و قرار شد نتیجه رو خبر بدن ولی بعد از ۲ ماه هنوز اعلام نکردند.
من برای یکی از هلدینگ های علی بابا مصاحبه داشتم، توی مصاحبه با مدیر فنی از کلیت کار و مدل کسب و کار و تیم صحبت شد بعد درخواست انجام یک آزمون رو دادند انجام دادم فرستادم فرداش تماس گرفتند توی مصاحبه فنی پذیرفته شدی بیا برای مصاحبه منابع انسانی قبلش هم در مورد حقوق صحبت کردیم گفتن توی اشل حقوقی شون هست و اوکیه. روز مصاحبه منابع انسانی در انتهای جلسه گفتن شما خیلی رسمی و مودبی و از من سوال کردن اگر مدیر علی بابا باشی چرا خودت رو استخدام نمیکنی گفتم وقتی همه رفتارشون باهم راحته و به اسم کوچیک صدا میکنن پس یه آدمی که رسمیه و مودب ممکنه از نظر مدیر با تیم خوانایی نداشته باشه تایید کردن و همین شد دلیلی برای تایید نشدن… میدونم الان همه فکر میکنند دلیلی غیر از این بوده اما هرچیی صحبتهاشون و مدل رفتاریشون رو بررسی میکنم این تنها دلیل برای تایید نشدنم بود… اما بعدش ایمیل زدن تایید نشدم خیلی خوشحال شدم چون اگر میرفتم و همکاری میکردم به دوماه نکشیده بود استعفا میدادم و رزومه ام هم خراب میشد. اما در نهایت براشون آرزوی موفقیت کردم و آرزوی موفقیت دارم.
برخوردشون عالی بود، هم محیط شرکت و هم شخصی که مصاحبه کرد خیلی خوب بود، قبلش استرس داشتم ولی وقتی مصاحبه شروع شد لحن دو نفری که مصاحبه میکردن خیلی گرم و آروم بود و با دقت بهم گوش میکردن سوالهای شخصیتی پرسیدن اصلا تخصصی نپرسیدن فقط گفتن حسابداری ارزی کار کردی که گفتم نه ولی یاد میگیرم، البته رفتار غیر حرفه ایشون این بود که همون اول اصلا خودشون رو معرفی نکردن که من بدونم با کدوم قسمت و چه اشخاصی دارم مصاحبه میشم و هیچی در مورد خودشون نگفتن فقط از من پرسیدن و یه چیزایی هم یادداشت کردن.بعد از حدود یک هفته هم بهم ایمیل زدن که متاسفانه کمتر انطباق داشتی با شخص مد نظر ما. صادق و رو راست باشه و اینکه منتظر هر نتیجه ای باشه چون من واقعا فکر میکردم پذیرفته میشم چون برای هر کسی گفتم چیا پرسیدن و چیا در جواب گفتم همه میگن عالی گفتی، خودشونم نظرشون مثبت بود ، ولی میذارمش به عنوان تجربه مصاحبه ویژگیهایی که براشون مهم بود: کار گروهی و تعامل سازگار با بقیه همکارها ،دقت و توجه و تمرکز بر حسب شغل حسابداری براشون مهم بود
مصاحبه من بصورت اسکایپ بود، منابع انسانی در استکهلم بود و ما تصویری صحبت کردیم، سوالهای مرتبط و غیر مرتبط می پرسیدن، و خیلی گیر میداد که چرا از شرکت قبلی بیرون اومدی، حالا هی من میگفتم مدیر پروژه ام و وقتی پروژه ام تموم میشه کاری با شرکت نداشتم، باز از یه در دیگه وارد میشد، آخر سر هم وقتی حقوق رو گفتم یجوریش شد، انتظار حقوق چهار تومنی برای مدیر پروژه ۱۵ سال سابقه با مدرک معتبر بین المللی رو داشت.
یک مرحله مصاحبه رفتم که فنی بود. چون من در رزومم نوشته بودم برنامه نویس فرانت اند کار کردم؛ در این خصوص از من سوال شدو با سئوالای فنی من رو به چالش کشیدن و حالم ی کم بد شد چون بعضی سئوالات رو نتونستم جواب بدم.
سوال هایی که از من پرسیده شد بیشتر از اینکه مهارت نرم رو در نظر بگیره دانش رو در نظر میگیرفت. یکی از principle های اجایل رو بگو. یا مثلا شاخص های سلامت محصول رو نام ببر. برای همین فکر میکنم یه آدمی رو میخواستن که جدای از تفکر پروداکتی روی این جور تئوری ها هم تسلط داشته باشه. کلا یه حس مچ گیری هم داشتم. یعنی انگار که منتظر بودن یه جوابی بدم و بعد اون جواب رو انقدر به چالش بکشن که بعد تو فکر کنی اشتباه جواب دادی. در کل من خیلی احساس راحت بودن نداشتم. و سوال ها رو هم از جنس مدیرمحصولی ندیدم. حالا شاید اونا توقع و نظرشون چیز دیگه ای بوده.
استخدام در علی بابا
از مجموع ۴۹ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۴۹ مورد تجربه کاری و ۰ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۲٪ از کاربران علی بابا را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۴۹
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۰
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۱.۳ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۱.۳ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۱.۳ از ۵
- برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی علی بابا مراجعه کنید.
سؤالات متداول درباره علی بابا
آیا علی بابا در حال استخدام است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از علی بابا ثبت نشده است. اولین نفر باشید که تجربه استخدام را به اشتراک میگذارد.
تجربه کاری در علی بابا چگونه است؟
بر اساس ۴۹ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۱.۳ از ۵ است؛ ۲٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در علی بابا چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در علی بابا از نگاه ۴۹ کارمند: ۱.۳ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در علی بابا چطور است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از علی بابا ثبت نشده.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت
من توی شرکت فیتو به عنوان کارگر بستهبندی کار کردم. تجربهام از این کار خیلی ناامیدکننده بود: شیفتهای طولانی دوازده ساعته بهقدری فشار میآورد که پاها ورم میکرد و وقتی میرفتم خانه خسته و بیجان میشدم. اگر در زمان خلو
در این شرکت انتظار میرفت پروژههای بزرگ و بینالمللی را با استفاده از بهروزترین فناوریها پیاده کنم و همواره در کنار فنّاوری روز باشد؛ اما حقوقی که میگرفتیم به ریال بود و با سطح مسئولیت و تخصصی که داشتم همخوانی چندانی
مدتی کار پشتیبانی را تجربه کردم و برایم پر از خاطرههای خوب بود. حدود یک سال در مجموعهای با تیمی متشکل از سی نفر کار کردم و حضور همکاران واقعا لذتبخش بود. مدیر بخش فردی مهربان و همدل بود و یکی از همکاران فنی همواره با
من سالها با محیطهای کاری متفاوت کار کردم و تجربهام از مانا نگر اینطور بود که فضای داخلی شرکت بیشتر به جای کار و صلاحیت، به روابط و چاپلوسی متمایل است. با ورود مدیران ارشد، فضای سازمانی به شکلی ناگفته تغییر میکند و ب
در جلسهٔ نخست، دربارهٔ شرکت و دستاوردهایش حرف زدیم و اینکه چند نفر در تیمش حضور دارند را مرور کردم؛ سپس با کار، وظایف و امکاناتی که ارائه میدهند آشنا شدم. خروجی از آن مصاحبه برایم خیلی دلچسب بود؛ به هیچوجه احساس خستگی
مصاحبه فنی خوب بود تیم لید آدم محترمی بود سوالای خوب و حرفه ای اکثر سوالات رو جواب دادم و تایید مرحله بعد رو گرفتم که بعد از حدود یک هفته تماس گرفتن برای مصاحبه hr .تو جلسه سوالات کلیشه ای پرسیدن که خودتو معرفی کن و چرا