مصاحبه HRD
تجربه کاری مصاحبه HRD در دکتر تامین
شرکت دکتر تامین را تجربه کردم و معطل جلسهای بودم که بیشتر برای آشنایی کادر با طرحهایم برگزار شد تا یک مصاحبه رسمی برای استخدام. چون میدانستم شرکت واحدی به نام منابع انسانی ندارد، مشخصا هدف جلسه ایجاد چنین واحدی بود؛ جلسهام با مدیر اداری، مدیرعامل، رئیس هیئت مدیره و چند مدیر و معاون دیگر برگزار شد. در بدو ورود علاقه داشتم از مدیریت ارشد و رئیس هیئت مدیره مجوز بدهند تا پیش از امضای قرارداد، اجازه دهند به مدت یک ماه تیم منابع انسانی شرکت را بررسی کنم و ساختار توسعه منابع انسانی را با استفاده از مدلهای بلوغ فرایندی و اولویتهای ضروری برای سازمان تعریف یا اصلاح کنم. در نهایت با پروپوزالی که اولویتهای کاری، برنامههای عملیاتی و بودجه لازم را مشخص میکرد وارد سازمان شدم. اما در عمل متأسفانه شرایط به قدر کافی همسو با پیشبرد طرح نبود. با وجود تلاشها و صبوریهای فراوان و کارزارهای مختلف، وضعیت تنها به فردمحوری میگشت و حتی مدیران صف نیز با وجود ابراز میل برای اجرای پروپوزال، واقعا به آن باور نداشتند و موانع ایجاد میکردند. یکی از بخشهای پروپوزال من تعریف و تدوین مسیر شغلی روشن برای نیروها بود؛ در طول آنالیز شکاف فهمیدم شکایت عمده کارکنان حول ابهام در مسیرهای پیشرفت و تبعیضهای جایگاهی است. جالب اینکه عدهای از کارشناسان نرمافزار که حرفهای بودند، نیاز به ارتقا داشتند اما چون ارتقای کارکنان در شرکت سابق تنها از طریق ارتقا عمودی میگرفت، بسیاری از این حرفهایها باید برای ارتقا عمودی تلاش میکردند؛ در حالی که برخی تنها میخواستند در کار خود پیشرفت عمقی داشته باشند. یکی از پروپوزالهایم هم به تعریف مدل مناسبی برای ارتقاء افقی مربوط میشد تا حرفهایها حقوق تخصصیشان را بگیرند و کسانی که تمایل به ارتقای عمودی دارند در مسیر رشد سمتگیری خود پیش روند و حقوق سرپرستی را دریافت کنند. مدل پیشنهادی من از چند شرکت بزرگ خارجی بنچمارک شده بود و همین امر در برخی پوزیشنها باعث میشد کارشناس حرفهای درآمد بیشتری از سرپرست خود یا سرپرست شغلی دیگر داشته باشد؛ اما این مسئله با تفکر سنتی و خودخواسته مدیران آنجا همخوانی نداشت. ناچار بودنم برای این پروژهها اینکه پروپوزالهایم را به کاردانی که سابقه کار در کارگزینی داشت ارائه کنم هم داستانی جدا داشت؛ دههها در کارگزینی بود و تنها برای به پیش رفتن هدفم صبور بودم. در نهایت ایدههای من در یک شرکت خصوصی دیگر استفاده و به مقاله تبدیل شد. در مجموع سالی که در دکتر تامین حضور داشتم، فرسودگی شغلی بالا، حاشیهپردازی به عنوان یکی از استراتژیهای مدیران برای تفرقه انداختن میان کارکنان و نارضایتی عمیق از مسیر رشد و پیشرفت را تجربه کردم. امیدوارم اکنون شرکت مسیر بهتری برای رشد کارکنان تعریف کند و بهبودهای لازم را پیگیری نماید. سپاسگزارم
تجربههای مشابه
برای مصاحبه Java Developer با شرکت دکتر تامین رفتم و روند مصاحبه را عادی و معمولی احساس کردم؛ به وضوح مشخص بود که شرکت بیشتر جنبهای غیرتکنیکال دارد تا فنی. در جلسه مصاحبه با دو نفر از مدیران شرکت و واحد منابع انسانی…
اول یک تجربه تلخ از مصاحبهای که داشتم رو به اشتراک میذارم. اوایل مصاحبه سوالهای فنی پرسیدن، هرچند که میدونستن من تازهکارم و سطح بالا بودنت هم دور از انتظار بود. من از دوره برنامهنویسی خارج از شرکتها اومده بودم و…
در طول دههای اخیر مشاور مدیریت و خدمات ماشینی شرکت تامین بودم و بهطور تماموقت در حوزه ساخت نرمافزار فعالیت میکردم؛ آخرین سال همکاری من به سال ۱۳۹۶ بازمیگردد.
در اولین برخورد با مدیر واحد تولید نرمافزار سوالهای تخصصی تا حدی متوسط بودن. پس از اون، نوبت مصاحبه با بخش منابع انسانی و انجام تست هوش و همزمان ارزیابی زبان انگلیسی رسید. از نظر سختی، تست هوش نسبتا دشوار بود و بعدش…
در این شرکت با رویکردی تبعیضآمیز روبهرو شدم و اکنون برای مدتی طولانی در واحد زیرساخت بهصورت تماموقت حضور دارم.
شرکت دکتر تامین را تجربه کردم وقتی برای مصاحبه جاوا رفتم. من فقط شش ماه با جاوا کار کردم؛ یک ماه SE و سه ماه هم با Spring. اهل مطالعهی کتاب هستم و معمولا مسائل را هم حل میکنم. مصاحبه برایم نسبتا ساده بود، چون اکثر…