وویکی‌تجربهجستجو
دی کامپیوتر
تجربه کاری۱۳ فروردین ۱۴۰۴

کارمند

تجربه کاری کارمند در دی کامپیوتر

امتیاز ۵.۰ از ۵.

۵.۰· کارمند

به همراهی آقای ******، که به گفته‌ی من، یکی از استعدادهای برجسته‌ی ایران است، در این مدت با وجود شرایط دشوار ثابت کردند که با صبر و تحمل، می‌توانند مشکلات را حل کنند. پیش از این مدت، گاهی دیدگاه‌های منفی نسبت به ایشان وجود داشت، اما در سال اخیر متوجه شدم که بیشتر این‌ها سوءتفاهم بوده است.

نقاط قوت

بیمه تکمیلی

نقاط ضعف

دریافت سفته برای قرارداد

امتیاز چندمعیاره

فرهنگ سازمانی
۵.۰
مدیریت
۵.۰
حقوق و مزایا
۵.۰
تعادل کار-زندگی
۵.۰
فرصت رشد
۵.۰
توصیه به دیگران
۵.۰

تجربه‌های مشابه

دی کامپیوتر
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس
۱.۰
کارشناس

من تجربه‌ای داشتم از محیط کاری شرکت تایگر که به مرور با نام‌های مختلفی معرفی می‌شد و امروز به دی‌کامپیوتر نوین تغییر نام داده است. این تغییرات صرفا به دلیل نارضایتی گسترده پرسنل از شرایط کار بود و به نظر می‌رسید ریشه در تجربه‌های کاری نامطلوب دارد. در این شرکت همواره مسأله حقوق با ابهام و نگرانی همراه بود. گاهی حقوق به شکل دلخواه کاهش می‌یافت و جریمه‌های مختلفی با دلایل گوناگون اعمال می‌شد؛ از جمله اینکه روزی را که از نظر کارفرما کاری انجام نشده بود، جریمه می‌شد یا تماس شخصی با مشکلاتی روبه‌رو می‌گردید. حتی هنگام ورود و خروج موظف به تحویل و دریافت گوشی بودیم. گاهی برای سفارش صبحانه هم ممکن بود جریمه لحاظ شود و فیش حقوقی وجود نداشت چون دو دفتر در کار بودند و هیچ‌کجا قبول نمی‌کردند حقوق واقعی چندان روشن است. بنابراین هر طور که اراده می‌کردند از حقوق کم می‌شد. همیشه باید نگران بود که حقوق کامل پرداخت می‌شود یا نه و یا با مغایرتی روبه‌رو نمی‌شویم. سنوات، حق ارتقای شغلی و وعده‌های غذایی هم به نسبت معدود داده می‌شد تا نسبت به پیگیری آنها خسته شویم. مرور کارهای خارج از شرح وظیفه نیز بدون جبران مالی معمول بود؛ ممکن بود بدون رضایت من از جایم بردارند یا مرا به بخش دیگری منتقل کنند یا کاری بخواهند که در شرح وظیفه نیست. برایشان کار کنم نه بر اساس علاقه یا تخصص، بلکه به خاطر دستور مدیرعامل، با همان حقوق حداقلی و سطح مسئولیت بالاتر از توافق اولیه. مخالفت می‌کردم و قطع همکاری می‌شد یا پذیرش می‌کردم و بار اضافی را می‌پذیرفتم. بند وجه التزام در قراردادها وجود داشت که کارفرما را قادر می‌کرد خسارت را به‌طور یک‌طرفه مطالبه کند. گاهی اتهاماتی مبنی بر ورود خسارت زده می‌شد و کارمند را وادار به پرداخت خسارت می‌کرد؛ در نتیجه استعفا یا خروج امن کار ساده‌ای نبود. ورود به کار معمولا یک تا ده روز بدون حقوق طول می‌کشید و اکثر پرسنل یک ماه و یک هفته پس از کار بیمه می‌شدند؛ امری که به‌طور روشن نقض قانون بود. در صورت اختلاف با مدیران یا وکیل شرکت، ممکن بود با رفتارهایی مانند تهدید، ارعاب، فریاد، دعوا، توهین یا حتی دعوای فیزیکی مواجه شویم. این رفتارها در محیط کار گزارش می‌شد و می‌توانست بخشی از فرهنگ کاری باشد. در زمینه پوشش کارکنان هم قوانین به صورت سلیقه‌ای اجرا می‌شد و ممکن بود لباسی از یک فرد رد شود در حالی که لباس مشابه همکار دیگری پذیرفته می‌شد، بدون دلیل مشخص. این موضوع می‌توانست منجر به ارسال به منزل برای همان روز و ثبت غیبت در سوابق بیمه و حقوق شود و نتیجه‌اش کسر از حقوق و تأثیر منفی بر بیمه بود. حتی این رفت‌وبرگشت‌ها و غیبت و کسر حقوق برای چند دقیقه تأخیر هم به کارمندان تحمیل می‌شد. در کمیته انضباطی، کارمندان نقشی در انتخاب اعضا نداشتند و جلسات بدون رعایت اصول قانونی تشکیل می‌شدند. همین کمیته می‌توانست منجر به اخراج بدون پرداخت حقوق کامل گردد. اگر کارفرما اجازه ندهد، اضافه‌کاری را هم نمی‌توانستیم انجام دهیم، اگرچه وظایفی محول می‌شد که به زمان بیشتری نیاز داشت. اما اگر فرخوان کارفرما ماندن طولانی‌مدت را بخواهد، این دستور است و بدون موافقت قبلی اجرا می‌شد. پرداخت اضافه‌کاری هم به اندازه ساعات قانونی ۴۴ ساعته نیست و معمولا کمتر از

دی کامپیوتر
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه نویس هوش مصنوعی
۳.۰
برنامه نویس هوش مصنوعی

به نظر می‌رسید مسیر استخدام در شرکتی با حدود صد نفر پرسنل هم بازتابی از کاستی‌هایی داشته باشد و من ترجیح می‌دادم درباره‌اش با وضوح بنویسم تا دیگران بتوانند از تجربه‌ام درس بگیرند. من قصد نداشتم به‌صورت خام از شرکت یا افراد بدگویی کنم، بلکه توضیح می‌دادم که چه اتفاقاتی افتاد و چه نکاتی را به‌عنوان نقاط قوت و ضعف دیدم. اول ماجرا این بود که از روند مصاحبه مشخص بود که چندین مرحله وجود دارد و برخی موارد در حین فرایند ممکن است برای داوطلبان دشوار باشد. روز اول مصاحبه تقریبا یک ساعت طول کشید و با تاخیر نیم‌ساعتی آغاز شد، دلیل آن هم پر کردن فرم‌هایی با سوالات شخصی بود. منابع انسانی پس از چند دقیقه وارد شدند و تقریبا بیست دقیقه از زمان موعد اعلام‌شده گذشت. گفت‌وگو ابتدا حالتی نسبتا محترمانه داشت اما با شدت کم‌تری در برخوردهای بعدی همراه شد. در ادامه گفتند که برای مصاحبه فنی آماده باشم و بعد از ارزیابی ابتدایی، تیم به برخی سوالات ساده پرداخت. حدود یک هفته بعد از مصاحبه با من تماس گرفتند تا درباره تست‌ها بیایم. وقتی رفتم، از من تست‌های هوش و شخصیت گرفته شد و سپس به سرپرست ارجاع داده شدم تا آزمون دیگری بدهیم که نتیجه‌اش متوسط بود. مقداری داده‌های کوچک از شرکت در اختیار من قرار گرفت و چند تسک هوش مصنوعی ارائه شد که بخشی از آن‌ها پروژه شرکت نبود و در ادامه تغییر جهت دادند تا به نیازهای شرکت واکنش نشان داده شود. برداشت من این بود که ممکن است با هدف ارزیابی این باشد که آیا می‌توانم کارها را به جریان بیاندازم یا نه. برخی طرفداران این دیدگاه می‌گفتند شاید انجام برخی تسک‌ها برای شرکت سودمند نباشد چون کار رایگان محسوب می‌شود. قضاوت با شما است. پس از آن یک پروژه تعریف شد که نمی‌شد گفت صرفا برای تست است و می‌توانست برای شرکت کارآمد باشد. قصد داشتند با داده‌های شرکت، هوش مصنوعی را فاین‌تیون کنم. لازم به ذکر است من برای کارآموزی هوش درخواست داده بودم، اما در میانه مصاحبه گفتند که استخدام به صورت قرارداد کاری است و من هم پذیرفتم. به این ترتیب شروع کردم به فاین‌تیون کردن، هرچند سرپرست من در واقع نرم‌افزار مهندس بود و تمرکز اصلی‌اش روی توسعه نرم‌افزار بود، گرچه هوش هم بلد بود. من کار روی فاین‌تیون را پیش بردم و سرپرست تنها مشکلات تیم پشتیبانی و برخی مسائل فنی را حل می‌کرد و بعضی از کارهای هوش به عهده من افتاد. در طول هفته فقط من روی پروژه هوش کار می‌کردم و ارتباط مستقیم با دیگر اعضا کم بود. از بیرون، احتمالا این سوال مطرح می‌شد که آیا به‌خاطر تازه‌کار بودن من کل کارها به یک نفر سپرده می‌شود یا نه. با مرور زمان، دیدگاه من درباره همکاری تغییر کرد و با دیدن قرارداد متوجه شدم که مصالحه‌ای وجود ندارد و بیشتر به ضرر من تمام می‌شود. در قراردادهایی که به من ارائه شد، چند بند قابل‌توجه وجود داشت: - امکان استعفا به‌طور کامل سلب نشده بود، اما به‌طور دقیق‌تر بنا بر متن قرارداد، ممکن بود به‌زعم کارفرما این حق محدود شود. - حق اعتراض برای کارمند به‌طور کامل در نظر گرفته نمی‌شد. - در صورت بروز اختلاف، شورای داخلی شرکت تصمیم می‌گرفت و پیش‌بینی می‌شد که نتیجه به نفع شرکت باشد. - قرارداد به مدت دو سال بود و در طول این مدت، مبلغ حقوقی اعلام می‌شد که اکثرا حداقل حقوق وزارت کار بود و قرارداد شفاف نبود درباره امکان افزایش یا تغییر

دی کامپیوتر
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۱.۰

وقتی داشتم به این تجربه فکر می‌کردم، احساس می‌کنم محیط کار دی کامپیوتر واقعا از نظر اخلاقی و فرهنگی سردرگم بود. مدیرعامل‌شان پر از ادعاهای بزرگ است اما در واقع بسیاری از کارها طبل تو خالی به نظر می‌رسید. همکاران زیر دست هم بی‌سواد یا ناقص بودن، به‌ویژه آن‌هایی که تنها به خاطر بازارگرمی به هر کاری راضی می‌شدن و توسعه و ساختن را فراموش کرده بودن. سرپرست‌ها هم با استفاده از روشی که بیشتر بر زور و تهدید استوار بود، از پرسنل می‌خواستن برای عزیز سرکرده‌شان لابی و چاپلی انجام بدهند و دنبال خودشیرینی باشند. در کنار اینها، وقتی به چشم دیدم یکی از همکاران با سابقه‌ی مناسب در فروش و بازاریابی مورد اذیت قرار گرفت و نهایتا تصمیم گرفت کل وسایلش را جمع کند و برود، فهمیدم وضعیت شرکت به هم می‌ریزد. از آن روز به بعد دچار بی‌اعتمادی شدم و دیدم که اطرافیان انگار همه‌کاره‌ی شرکت همان نفر ویژه‌ای است که به هر قیمتی باید از او حمایت شود. به گفته‌ی دوستان، منابع انسانی گاه صادق نیستند و دروغگو و حیله‌گر هم دیده می‌شد. ادعا می‌کردند از دیجی‌کالا آمده‌اند، اما رفتارشان نشان می‌داد که در کارشان مهارت کافی ندارند. همچنین قراردادها، ظاهرا تنها جنبه‌ی حقوقی داشتند و تمدید نکردن قرارداد هم می‌توانست منجر به شکایت شود. ساعات کاری طولانی بود و هر دقیقه‌ که با موبایل صحبت می‌کردی با اختلال یا بازخواست مواجه می‌شدی، گویی حتی با دوربین هم در حال نظارت بودند تا بدانند چه می‌گویی. در مقایسه با محیط‌های دیگر، فضای اینجا حس امنیتی ندارد و گمان می‌کردم شنودها بیش از حد معمول است. اگرچه نکته‌های منفی زیادی وجود داشت، اما یکی از همکاران که سابقه‌ی خوبی داشت، به خودی خود یک نمونه‌ی مثبت بود و می‌شد در موقعیت‌های کاری از او یاد گرفت. به هر حال تجربه‌اش خیلی روشن نشان می‌داد که مدیریت از این شرکت چندان پاسخگوی منافع پرسنل نیست و تنظیمات حقوقی و اخلاقی در جای دیگری باید دیده شوند. از بیان دقیق نام‌ها یا جزییات شخصی اجتناب می‌کنم تا از حقوق افراد محافظت شود. به‌طور کلی، فضای شرکت برای من غیرقابل قبول به نظر رسید و ترجیح می‌دهم درباره‌ی آن سکوت کنم تا همکاران و کارفرمایان آینده بتوانند تصمیم‌گیری امن‌تری داشته باشند.

دی کامپیوتر
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه نویس
۱.۰
برنامه نویس

من تجربه‌ای کاربری دارم که می‌خواهم با نگاهی عینا اما با زبان تازه و درست بیانش کنم. قرارداد بسته‌شدن کار با شرکت به شکل یک‌طرفه است و از نظر من به نفع کارفرما تمام می‌شود. برای حسن انجام کار باید سفته‌ای سفید به مبلغ صد میلیون به شرکت بدهید. حقوق با تاخیر پرداخت می‌شود و کمتر از نرخ بازار است. محیط کار محدود و قدیمی است و به نظر من کیفیت مناسب و مناسبی ندارد. امکانات شرکت خیلی محدود است و بیمه تامین اجتماعی هم به سختی ارائه می‌شود. اضافه‌کار هم هست اما پرداخت نمی‌شود و در نهایت به مسئله جدی تبدیل می‌شود. امیدوارم با این تجربه برای تصمیم‌گیری خودم و دیگران مفید باشد

دی کامپیوتر
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۱.۰

من واقعا تعجب می‌کنم که یک شرکت می‌تواند چند نام داشته باشد. در مصاحبه، دو نام دیدم و هر چه جستجو کردم تا جایگاهی را که رزومه فرستاده‌ام نشان بدهد پیدا نکردم؛ الآن می‌فهمم دی کامپیوتر هم همان تایگر است. دوست ندارم به کارتان بیایند، اما کسانی که سابقه کار دارند، گرمی و سردی محیط را تجربه می‌کنند و در طول مصاحبه با مشاهده دقیق، همه نکات منفی که اینجا ذکر شده بود را تأیید می‌کنند. به برخیزان جوانان و کسانی که تازه وارد هستند بگویید: به عمرتان ارزش بدهید و شرکت یا درآمد وزارت کار را بی‌فایده نبینید. امنیت شغلی، آرامش محیط کار و عدم تنش و اضطراب در حین کار حق هر کارگری است که باید به رایگان در اختیارتان قرار بگیرد.

دی کامپیوتر
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه نویس
۱.۰
برنامه نویس

با احترام فراوان، من محمدحسین عنبری هستم و در تاریخ ۱۱ اردیبهشت برای مصاحبه به شرکت دی کامپیوتر رفتم. سعی می‌کنم فقط درباره اتفاقاتی که افتاد صحبت کنم و از حوزه فرصت‌ها و توانایی‌های خودم خارج نشوم. در گفت‌وگو با خانم مهدوی، مدیر منابع انسانی، و آقای عبدی، مدیر پروژه، نکاتی مطرح شد که برای همه هم‌صنف‌ها می‌تواند مفید باشد؛ به‌طور کلی این موارد برای همگان صدق می‌کند. ساعات کاری از شنبه تا چهارشنبه از ۹ صبح تا ۵:۳۰ عصر بود و به طور جدی ممکن است نیم‌ساعت کمتر یا بیشتر شود. برای روز پنجشنبه تا ساعت ۱۳:۳۰ برنامه‌ریزی می‌شد. قراردادها دو ساله بسته می‌شود. مبلغ قرارداد به‌طور مشخص بیان نمی‌شود و پس از ارزیابی آزمون‌های اولیه، خود شرکت نظر نهایی را اعلام می‌کند. آقای مهدوی یکی از مدیران محصول هستند و اگر ایشان یکی از افراد کلیدی یا بنیان‌گذاران شرکت باشند، این می‌تواند نگرانی‌هایی ایجاد کند. برخی نشانه‌ها وجود دارد که به‌لحاظ نگاه انتقادی باید بررسی شود، مثلا آقای عبدی تأکید می‌کردند که همه چیز طبق اصول اسکرم پیش می‌رود و ثبت‌ها، تسک‌ها و پرامپت‌ها در جیرا ثبت می‌شوند و همه‌چیز به تأیید یک Product Owner می‌رسد؛ این‌ها می‌تواند نشان‌دهنده حرکت شرکت در چارچوبی مشخص باشد، اما من مطمئن نیستم که واقعا این‌گونه باشد. به نظر من با توجه به سابقه تحصیلی ایشان در مهندسی نرم‌افزار و تحصیلات تکمیلی تا دکترا، که شاید در امور مالی تخصص دارند، می‌تواند خبر خوبی باشد، مخصوصا با توجه به اینکه یکی از مهم‌ترین محصولات شرکت در زمینه مالی است. در نهایت تصمیم دارم این نظر را در لینکدین هم ثبت کنم، هرچند که نظر شخصی من است. با توجه به سوالاتم، آقای عبدی از من حتی کد چالش را نخواستند و گفتند درباره خود من و اینکه تخصص اصلی‌ام در حوزه دیتا است، آن را با یکی از مدیران در میان می‌گذارند و با من تماس می‌گیرند. با توجه به اینکه من با توجه به شرح وظایف شغلم برای موقعیت بک‌اند برنامه‌نویسی انتخاب شده بودم، این رفتار برای من حرفه‌ای به نظر نرسید.