من تجربهای داشتم از محیط کاری شرکت تایگر که به مرور با نامهای مختلفی معرفی میشد و امروز به دیکامپیوتر نوین تغییر نام داده است. این تغییرات صرفا به دلیل نارضایتی گسترده پرسنل از شرایط کار بود و به نظر میرسید ریشه در تجربههای کاری نامطلوب دارد. در این شرکت همواره مسأله حقوق با ابهام و نگرانی همراه بود. گاهی حقوق به شکل دلخواه کاهش مییافت و جریمههای مختلفی با دلایل گوناگون اعمال میشد؛ از جمله اینکه روزی را که از نظر کارفرما کاری انجام نشده بود، جریمه میشد یا تماس شخصی با مشکلاتی روبهرو میگردید. حتی هنگام ورود و خروج موظف به تحویل و دریافت گوشی بودیم. گاهی برای سفارش صبحانه هم ممکن بود جریمه لحاظ شود و فیش حقوقی وجود نداشت چون دو دفتر در کار بودند و هیچکجا قبول نمیکردند حقوق واقعی چندان روشن است. بنابراین هر طور که اراده میکردند از حقوق کم میشد. همیشه باید نگران بود که حقوق کامل پرداخت میشود یا نه و یا با مغایرتی روبهرو نمیشویم. سنوات، حق ارتقای شغلی و وعدههای غذایی هم به نسبت معدود داده میشد تا نسبت به پیگیری آنها خسته شویم. مرور کارهای خارج از شرح وظیفه نیز بدون جبران مالی معمول بود؛ ممکن بود بدون رضایت من از جایم بردارند یا مرا به بخش دیگری منتقل کنند یا کاری بخواهند که در شرح وظیفه نیست. برایشان کار کنم نه بر اساس علاقه یا تخصص، بلکه به خاطر دستور مدیرعامل، با همان حقوق حداقلی و سطح مسئولیت بالاتر از توافق اولیه. مخالفت میکردم و قطع همکاری میشد یا پذیرش میکردم و بار اضافی را میپذیرفتم. بند وجه التزام در قراردادها وجود داشت که کارفرما را قادر میکرد خسارت را بهطور یکطرفه مطالبه کند. گاهی اتهاماتی مبنی بر ورود خسارت زده میشد و کارمند را وادار به پرداخت خسارت میکرد؛ در نتیجه استعفا یا خروج امن کار سادهای نبود. ورود به کار معمولا یک تا ده روز بدون حقوق طول میکشید و اکثر پرسنل یک ماه و یک هفته پس از کار بیمه میشدند؛ امری که بهطور روشن نقض قانون بود. در صورت اختلاف با مدیران یا وکیل شرکت، ممکن بود با رفتارهایی مانند تهدید، ارعاب، فریاد، دعوا، توهین یا حتی دعوای فیزیکی مواجه شویم. این رفتارها در محیط کار گزارش میشد و میتوانست بخشی از فرهنگ کاری باشد. در زمینه پوشش کارکنان هم قوانین به صورت سلیقهای اجرا میشد و ممکن بود لباسی از یک فرد رد شود در حالی که لباس مشابه همکار دیگری پذیرفته میشد، بدون دلیل مشخص. این موضوع میتوانست منجر به ارسال به منزل برای همان روز و ثبت غیبت در سوابق بیمه و حقوق شود و نتیجهاش کسر از حقوق و تأثیر منفی بر بیمه بود. حتی این رفتوبرگشتها و غیبت و کسر حقوق برای چند دقیقه تأخیر هم به کارمندان تحمیل میشد. در کمیته انضباطی، کارمندان نقشی در انتخاب اعضا نداشتند و جلسات بدون رعایت اصول قانونی تشکیل میشدند. همین کمیته میتوانست منجر به اخراج بدون پرداخت حقوق کامل گردد. اگر کارفرما اجازه ندهد، اضافهکاری را هم نمیتوانستیم انجام دهیم، اگرچه وظایفی محول میشد که به زمان بیشتری نیاز داشت. اما اگر فرخوان کارفرما ماندن طولانیمدت را بخواهد، این دستور است و بدون موافقت قبلی اجرا میشد. پرداخت اضافهکاری هم به اندازه ساعات قانونی ۴۴ ساعته نیست و معمولا کمتر از
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در دی کامپیوتر، صنعت کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت، تهران: بر اساس ۱۲ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۲.۲ از ۵؛ ۲۵٪ از کاربران دی کامپیوتر را به دیگران توصیه میکنند. ۱۲ تجربه کاری و ۰ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
تجربههای ثبتشده نشان میدهد که فضای کار در شرکتهای مرتبط با دی کامپیوتر/تایگر برای بسیاری از کارکنان با مشکلات جدی در حقوق، اضافهکاری و امنیت شغلی همراه است. از منظر محیط کار، برخی گزارشها حاکی از رفتارهای تهاجمی مدیران، وجود دوربینهای نظارت داخلی و فشارهای غیرمنطقی برای پذیرش تغییرات ناگهانی است. برخی کاربران از بندهای قرارداد دو ساله و سفتههای سنگین، همچنین محدودیتهای اعتراض و خروج از شرکت به عنوان موانع حقوقی یاد میکنند و دغدغههای حقوقی مانند پرداخت حقوق با تاخیر، مغایرت با قرارداد و بیثباتی بیمه را مطرح میکنند. در مقابل، برخی تجربهها نیز از برخورد نسبتا مثبت با برخی مدیران یا تیمهای خاص سخن میگویند و به وجود فضایی با چالشهای روانی و اخلاقی اشاره دارند، اما با وجود این تفاوتها، نکته غالب این است که اغلب کارمندان به ضرورت بررسی دقیق قراردادها، مشاوره حقوقی و اطمینان از شفافیت حقوقی قبل از پذیرش موقعیت اشاره میکنند. این تجربهها بر اهمیت فرهنگ سازمانی، مدیریت منابع انسانی و حقوق و مزایا تاکید دارند و برای جستجوگرانی که به دنبال محیط کار امن و حمایتگر هستند، کلید واژههای تجربهی کار در، فرهنگ سازمانی و حقوق و مزایا را بهطور طبیعی به متن میافزایند.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
به نظر میرسید مسیر استخدام در شرکتی با حدود صد نفر پرسنل هم بازتابی از کاستیهایی داشته باشد و من ترجیح میدادم دربارهاش با وضوح بنویسم تا دیگران بتوانند از تجربهام درس بگیرند. من قصد نداشتم بهصورت خام از شرکت یا افراد بدگویی کنم، بلکه توضیح میدادم که چه اتفاقاتی افتاد و چه نکاتی را بهعنوان نقاط قوت و ضعف دیدم. اول ماجرا این بود که از روند مصاحبه مشخص بود که چندین مرحله وجود دارد و برخی موارد در حین فرایند ممکن است برای داوطلبان دشوار باشد. روز اول مصاحبه تقریبا یک ساعت طول کشید و با تاخیر نیمساعتی آغاز شد، دلیل آن هم پر کردن فرمهایی با سوالات شخصی بود. منابع انسانی پس از چند دقیقه وارد شدند و تقریبا بیست دقیقه از زمان موعد اعلامشده گذشت. گفتوگو ابتدا حالتی نسبتا محترمانه داشت اما با شدت کمتری در برخوردهای بعدی همراه شد. در ادامه گفتند که برای مصاحبه فنی آماده باشم و بعد از ارزیابی ابتدایی، تیم به برخی سوالات ساده پرداخت. حدود یک هفته بعد از مصاحبه با من تماس گرفتند تا درباره تستها بیایم. وقتی رفتم، از من تستهای هوش و شخصیت گرفته شد و سپس به سرپرست ارجاع داده شدم تا آزمون دیگری بدهیم که نتیجهاش متوسط بود. مقداری دادههای کوچک از شرکت در اختیار من قرار گرفت و چند تسک هوش مصنوعی ارائه شد که بخشی از آنها پروژه شرکت نبود و در ادامه تغییر جهت دادند تا به نیازهای شرکت واکنش نشان داده شود. برداشت من این بود که ممکن است با هدف ارزیابی این باشد که آیا میتوانم کارها را به جریان بیاندازم یا نه. برخی طرفداران این دیدگاه میگفتند شاید انجام برخی تسکها برای شرکت سودمند نباشد چون کار رایگان محسوب میشود. قضاوت با شما است. پس از آن یک پروژه تعریف شد که نمیشد گفت صرفا برای تست است و میتوانست برای شرکت کارآمد باشد. قصد داشتند با دادههای شرکت، هوش مصنوعی را فاینتیون کنم. لازم به ذکر است من برای کارآموزی هوش درخواست داده بودم، اما در میانه مصاحبه گفتند که استخدام به صورت قرارداد کاری است و من هم پذیرفتم. به این ترتیب شروع کردم به فاینتیون کردن، هرچند سرپرست من در واقع نرمافزار مهندس بود و تمرکز اصلیاش روی توسعه نرمافزار بود، گرچه هوش هم بلد بود. من کار روی فاینتیون را پیش بردم و سرپرست تنها مشکلات تیم پشتیبانی و برخی مسائل فنی را حل میکرد و بعضی از کارهای هوش به عهده من افتاد. در طول هفته فقط من روی پروژه هوش کار میکردم و ارتباط مستقیم با دیگر اعضا کم بود. از بیرون، احتمالا این سوال مطرح میشد که آیا بهخاطر تازهکار بودن من کل کارها به یک نفر سپرده میشود یا نه. با مرور زمان، دیدگاه من درباره همکاری تغییر کرد و با دیدن قرارداد متوجه شدم که مصالحهای وجود ندارد و بیشتر به ضرر من تمام میشود. در قراردادهایی که به من ارائه شد، چند بند قابلتوجه وجود داشت: - امکان استعفا بهطور کامل سلب نشده بود، اما بهطور دقیقتر بنا بر متن قرارداد، ممکن بود بهزعم کارفرما این حق محدود شود. - حق اعتراض برای کارمند بهطور کامل در نظر گرفته نمیشد. - در صورت بروز اختلاف، شورای داخلی شرکت تصمیم میگرفت و پیشبینی میشد که نتیجه به نفع شرکت باشد. - قرارداد به مدت دو سال بود و در طول این مدت، مبلغ حقوقی اعلام میشد که اکثرا حداقل حقوق وزارت کار بود و قرارداد شفاف نبود درباره امکان افزایش یا تغییر
وقتی داشتم به این تجربه فکر میکردم، احساس میکنم محیط کار دی کامپیوتر واقعا از نظر اخلاقی و فرهنگی سردرگم بود. مدیرعاملشان پر از ادعاهای بزرگ است اما در واقع بسیاری از کارها طبل تو خالی به نظر میرسید. همکاران زیر دست هم بیسواد یا ناقص بودن، بهویژه آنهایی که تنها به خاطر بازارگرمی به هر کاری راضی میشدن و توسعه و ساختن را فراموش کرده بودن. سرپرستها هم با استفاده از روشی که بیشتر بر زور و تهدید استوار بود، از پرسنل میخواستن برای عزیز سرکردهشان لابی و چاپلی انجام بدهند و دنبال خودشیرینی باشند. در کنار اینها، وقتی به چشم دیدم یکی از همکاران با سابقهی مناسب در فروش و بازاریابی مورد اذیت قرار گرفت و نهایتا تصمیم گرفت کل وسایلش را جمع کند و برود، فهمیدم وضعیت شرکت به هم میریزد. از آن روز به بعد دچار بیاعتمادی شدم و دیدم که اطرافیان انگار همهکارهی شرکت همان نفر ویژهای است که به هر قیمتی باید از او حمایت شود. به گفتهی دوستان، منابع انسانی گاه صادق نیستند و دروغگو و حیلهگر هم دیده میشد. ادعا میکردند از دیجیکالا آمدهاند، اما رفتارشان نشان میداد که در کارشان مهارت کافی ندارند. همچنین قراردادها، ظاهرا تنها جنبهی حقوقی داشتند و تمدید نکردن قرارداد هم میتوانست منجر به شکایت شود. ساعات کاری طولانی بود و هر دقیقه که با موبایل صحبت میکردی با اختلال یا بازخواست مواجه میشدی، گویی حتی با دوربین هم در حال نظارت بودند تا بدانند چه میگویی. در مقایسه با محیطهای دیگر، فضای اینجا حس امنیتی ندارد و گمان میکردم شنودها بیش از حد معمول است. اگرچه نکتههای منفی زیادی وجود داشت، اما یکی از همکاران که سابقهی خوبی داشت، به خودی خود یک نمونهی مثبت بود و میشد در موقعیتهای کاری از او یاد گرفت. به هر حال تجربهاش خیلی روشن نشان میداد که مدیریت از این شرکت چندان پاسخگوی منافع پرسنل نیست و تنظیمات حقوقی و اخلاقی در جای دیگری باید دیده شوند. از بیان دقیق نامها یا جزییات شخصی اجتناب میکنم تا از حقوق افراد محافظت شود. بهطور کلی، فضای شرکت برای من غیرقابل قبول به نظر رسید و ترجیح میدهم دربارهی آن سکوت کنم تا همکاران و کارفرمایان آینده بتوانند تصمیمگیری امنتری داشته باشند.
من تجربهای کاربری دارم که میخواهم با نگاهی عینا اما با زبان تازه و درست بیانش کنم. قرارداد بستهشدن کار با شرکت به شکل یکطرفه است و از نظر من به نفع کارفرما تمام میشود. برای حسن انجام کار باید سفتهای سفید به مبلغ صد میلیون به شرکت بدهید. حقوق با تاخیر پرداخت میشود و کمتر از نرخ بازار است. محیط کار محدود و قدیمی است و به نظر من کیفیت مناسب و مناسبی ندارد. امکانات شرکت خیلی محدود است و بیمه تامین اجتماعی هم به سختی ارائه میشود. اضافهکار هم هست اما پرداخت نمیشود و در نهایت به مسئله جدی تبدیل میشود. امیدوارم با این تجربه برای تصمیمگیری خودم و دیگران مفید باشد
من واقعا تعجب میکنم که یک شرکت میتواند چند نام داشته باشد. در مصاحبه، دو نام دیدم و هر چه جستجو کردم تا جایگاهی را که رزومه فرستادهام نشان بدهد پیدا نکردم؛ الآن میفهمم دی کامپیوتر هم همان تایگر است. دوست ندارم به کارتان بیایند، اما کسانی که سابقه کار دارند، گرمی و سردی محیط را تجربه میکنند و در طول مصاحبه با مشاهده دقیق، همه نکات منفی که اینجا ذکر شده بود را تأیید میکنند. به برخیزان جوانان و کسانی که تازه وارد هستند بگویید: به عمرتان ارزش بدهید و شرکت یا درآمد وزارت کار را بیفایده نبینید. امنیت شغلی، آرامش محیط کار و عدم تنش و اضطراب در حین کار حق هر کارگری است که باید به رایگان در اختیارتان قرار بگیرد.
با احترام فراوان، من محمدحسین عنبری هستم و در تاریخ ۱۱ اردیبهشت برای مصاحبه به شرکت دی کامپیوتر رفتم. سعی میکنم فقط درباره اتفاقاتی که افتاد صحبت کنم و از حوزه فرصتها و تواناییهای خودم خارج نشوم. در گفتوگو با خانم مهدوی، مدیر منابع انسانی، و آقای عبدی، مدیر پروژه، نکاتی مطرح شد که برای همه همصنفها میتواند مفید باشد؛ بهطور کلی این موارد برای همگان صدق میکند. ساعات کاری از شنبه تا چهارشنبه از ۹ صبح تا ۵:۳۰ عصر بود و به طور جدی ممکن است نیمساعت کمتر یا بیشتر شود. برای روز پنجشنبه تا ساعت ۱۳:۳۰ برنامهریزی میشد. قراردادها دو ساله بسته میشود. مبلغ قرارداد بهطور مشخص بیان نمیشود و پس از ارزیابی آزمونهای اولیه، خود شرکت نظر نهایی را اعلام میکند. آقای مهدوی یکی از مدیران محصول هستند و اگر ایشان یکی از افراد کلیدی یا بنیانگذاران شرکت باشند، این میتواند نگرانیهایی ایجاد کند. برخی نشانهها وجود دارد که بهلحاظ نگاه انتقادی باید بررسی شود، مثلا آقای عبدی تأکید میکردند که همه چیز طبق اصول اسکرم پیش میرود و ثبتها، تسکها و پرامپتها در جیرا ثبت میشوند و همهچیز به تأیید یک Product Owner میرسد؛ اینها میتواند نشاندهنده حرکت شرکت در چارچوبی مشخص باشد، اما من مطمئن نیستم که واقعا اینگونه باشد. به نظر من با توجه به سابقه تحصیلی ایشان در مهندسی نرمافزار و تحصیلات تکمیلی تا دکترا، که شاید در امور مالی تخصص دارند، میتواند خبر خوبی باشد، مخصوصا با توجه به اینکه یکی از مهمترین محصولات شرکت در زمینه مالی است. در نهایت تصمیم دارم این نظر را در لینکدین هم ثبت کنم، هرچند که نظر شخصی من است. با توجه به سوالاتم، آقای عبدی از من حتی کد چالش را نخواستند و گفتند درباره خود من و اینکه تخصص اصلیام در حوزه دیتا است، آن را با یکی از مدیران در میان میگذارند و با من تماس میگیرند. با توجه به اینکه من با توجه به شرح وظایف شغلم برای موقعیت بکاند برنامهنویسی انتخاب شده بودم، این رفتار برای من حرفهای به نظر نرسید.
من همیشه به خاطر دارم که وقتی با این سایت برخورد کردم، واقعیت این بود که هیچ نظارت یا اعتبارسنجی مشخصی وجود ندارد و هر چیزی بدون کمترین فیلتر منتشر میشود. با وجود این دیدگاهها، قبل از هر قضاوتی بیایید کمی به شرایط شرکتها نگاه کنیم. در فضای پرالتهاب بازار و چالشهای درآمدزایی، اگر جای مدیران بودم چه راهی را میرفتم؟ آیا به نظر نمیرسد اکثر گفتههای اینجا از دلخوریها و تجربههای شخصی نشأت میگیرد؟ به عنوان یک سرمایه انسانی، افراد همانند سرمایههای یک سازماناند و طبیعی است که شرکتها از کارکنانشان حمایت کنند. اغلب اختلافات مطرحشده جنبه شخصی دارند و لزوما نشاندهنده بد بودن کل تیم نیست. واقعا محتوای این سایت زیاد به سود نیست و میتواند باعث ترس، تردید و از دست رفتن فرصتها شود. اگر فکر میکنی چون هر نظری را میتوان منتشر کرد، جای مناسبی است باید بگویم در اشتباهی؛ هیچ نوع نظارت یا بررسیای روی مطالب وجود ندارد و هر مطلب بلافاصله منتشر میشود. بیاییم با رویکرد منطقیتری به قضیه نگاه کنیم. من هم در آغاز تحت تأثیر دیدگاههای اینجا بودم اما تجربهام از این تحتتأثیر قرار گرفتن، جز ضرر چیزی نصیبم نکرد. بیایید با فکر و تصمیمی آگاهتر پیش برویم.
قدرت کارفرما به من در این شرکت خیلی بالا بود و من از تجربهای پرتنش و پر از مشکلات خروجی گرفتم. در برخورد با حقوق و مزایا با رفتارهای شبهدوری روبهرو شدم؛ برخی مزایا که وعده داده میشدند واقعا صحت نداشتند و جزییات سود شرکت هم به صورت غیرشفاف ارائه میشد. گویی فقط بخشی از حقوق بهطور منظم پرداخت میشد و بقیه مسائل درباره سودها روشن نبود. فضای شرکت به شکلی بود که احساس میکردم محیطی پیچیده و خلاقانه است اما در عمل ارتباطات داخلی به شدت سخت و محدودکننده بود. دسترسی به بیرون از ساختمان به سختی انجام میشد و گاهی به نظر میرسید که کنترلها و محدودیتهای فیزیکی بیش از حد معمول است. به لحاظ رفتار مدیریتی، برخوردها نسبت به من و دیگر همکاران با لحن تند و ناسالم بود و به شدت ناسازگارانه دیده میشد. مدیریتی که بهعنوان هدایتکننده ظاهر میشد، در واقع رفتاری ناسالم داشت و برخوردهای توهینآمیز و دشنامگون در محیط کار وجود داشت. در نهایت، پرسشهایی درباره وجود درگیری فیزیکی مطرح شد که برای من هم قابل باور نبود و به نظر میرسید که چنین رخدادی در فضای کاری وجود داشته است. این تجربه نشان میدهد که اعتماد به فرایندهای پرداختی و مدیریت منابع انسانی در این مجموعه ضعفی جدی دارد و بهتر است افراد از ورود به چنین فضایی با آگاهی کامل و بررسی دقیقتر اجتناب کنند.
به همراهی آقای ******، که به گفتهی من، یکی از استعدادهای برجستهی ایران است، در این مدت با وجود شرایط دشوار ثابت کردند که با صبر و تحمل، میتوانند مشکلات را حل کنند. پیش از این مدت، گاهی دیدگاههای منفی نسبت به ایشان وجود داشت، اما در سال اخیر متوجه شدم که بیشتر اینها سوءتفاهم بوده است.
به خاطر امنیت و اخلاقیه کار، این تجربه رو به شکل صریح و بیعیب و نقص بازنویسی میکنم اما بدون بیان اتهامات غیرممنوع یا ارائه کردن اطلاعات نادرست. دوست دارم دیگران هم بدون ترس حرف منو بفهمن: کار توی این شرکت تجربهی خوبی نبود و با وجود مدت زیادی که در اونجا بودم، احساس کردم محیطش مخفیکاری و سوءظنها زیادی داره. مالک شرکت به نظر میرسه که ساختمون رو به شکل نامشخصی مدیریت کرده و زیر سایهی دو شرکت مختلف فعالیت میکرده، بدون اینکه لوگویی روشن یا آگهی شفاف داشته باشه. این موضوع باعث سردرگمی میشد و من فکر میکنم گاهی خریدن اعتماد کارمندان به خاطر این عدم شفافیت کار درستی نیست. برای پی بردن به درستی ادعاها و سابقه شرکت، لازم میدیدم نظرات و صفحات مرتبط با شرکتهای مشابه رو بررسی کنم تا بهتر بفهمم چه چیزی واقعا اتفاق افتاده است. توصیهای که به دیگران دارم اینه که اگر تصمیم دارن وارد چنین فضایی بشن، حتما از منابع معتبر و قابلاعتماد استفاده کنن و با احتیاط گام بردارن. به عنوان تجربهی شخصی من، بهتره افرادی که آیندهشون ایجاب میکنه کار کردن در چنین محیطهایی رو تجربه میکنن، جوانب امنیتی و حرفهای رو به دقت بسنجن و از اشتغال در فضاهایی که شفافیت کافی ندارن پرهیز کنن. اگر به دنبال بررسی دقیقتر وضعیت شرکتهای مرتبط هستید، میتونید به منابع عمومی و نظرات کاربران در صفحههای مربوطه رجوع کنید تا تصویر دقیقتری به دست بیارید.
من تو این شرکت در بخش م فروش مشغول بودم بمدت دوسال مدیر فوق العاده خوش اخلاق و باسوادی داره واقعا کلی ازش تجربه و کار یاد گرفتم شرکت خوبیه و جو دوستانه ای داره
این شرکت همان شرکت تایگر هست که به خاطر نظرات منفی زیاد اسمشونو تغییر دادند و تمام تجربه های منفی راجب شرکت تایگر درست هست و اصلا با این شرکت قرارداد نبندید که هر روز کارکردن اونجا از جهنم بدتره . احتمالا این راهکار تغییر اسم شرکتم وکیل ****** یادشون داده ولی تنها راه تغییر اون شرکت تغییر مدیر عاملشه. اگر به فکر استخدام توی این شرکت هستید تجربه های شرکت تایگر را بخونید.
استخدام در دی کامپیوتر
از مجموع ۱۲ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۱۲ مورد تجربه کاری و ۰ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۲۵٪ از کاربران دی کامپیوتر را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۱۲
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۰
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۲.۲ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۲.۲ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۲.۲ از ۵
- برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی دی کامپیوتر مراجعه کنید.
سؤالات متداول درباره دی کامپیوتر
آیا دی کامپیوتر در حال استخدام است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از دی کامپیوتر ثبت نشده است. اولین نفر باشید که تجربه استخدام را به اشتراک میگذارد.
تجربه کاری در دی کامپیوتر چگونه است؟
بر اساس ۱۲ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۲.۲ از ۵ است؛ ۲۵٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در دی کامپیوتر چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در دی کامپیوتر از نگاه ۱۲ کارمند: ۲.۲ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در دی کامپیوتر چطور است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از دی کامپیوتر ثبت نشده.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت
همهچیز در طول فرایند مصاحبه بهصورت دورکاری انجام شد چون کرونا مسیرها را آنلاین کرد. من که بهعنوان فریلنسر درآمد خوبی داشتم و برایم پذیرش در فرصت کمیاب بود، برایم خیلی جدی نبود. در ابتدا یک خانم با من تماس گرفت و فرم چ
در مدت کوتاهی که در واحد منابع انسانی این شرکت کار میکردم، تصمیم گرفتم از آنجا خارج شوم. فضا پر از روابط خانوادگی و دوستی بود که کار را به شکل غیرمنصفانهای تحت تأثیر قرار میداد. آنطور که به من میگفتند، ارتباطات شخصی
شرکت مهندسی تفاوت برای من تجربهای بود که با وجود حقوق و مزایا واضح نیست، اما میخواهم از نگاه خودم بگویم. تصمیمهای مالی در اینجا با مالکین اصلی است و مدیران روزمره نقشی در تعیین آنها ندارند؛ بنابراین انتظار انعطاف یا
برای منِ نویسنده، فضای شرکت چندان دلگرمکننده نبود و برخلاف ظاهر polished آن، دسترسی به کار درست همیشه با مشکل روبهرو میشد. مدیر شرکت بیش از هر چیز به ظاهر و تبلیغات توجه داشت و دنبالِ اعتبارسازی بود تا انجام کار واقع
برای یک سال در شرکت اسکواد تجربه کار داشتم. آنجا مدام با بهانههای مختلف حقوقم را کم میکردند و اگر در طول کار حتی به صورت مختصر میخندیدم، به سرعت تذکر میگرفتند. اگر از شرایط کاری خسته میشدم یا تصمیم به استعفا میگرفت
به طور کلی با مدیر منابع انسانی روبهرو میشم که ادعا میکنه رشتهش روانشناسیه، اما رفتارهاش خیلی بیادبه و بدبرخوره و به نظر نمیرسه واقعاً بتونه با آدمها درست ارتباط برقرار کنه یا موضوع رو بفهمه. با خیلی از نقدهایی که