قصد داشتم تجربهای درباره شرکت تیکرو را بازگو کنم که به صورت شخصی و با دیدگاه خودم تجربه کردم. از ابتدای سال ۱۴۰۱ با مشکلات مالی زیادی روبهرو بودند و حقوق تیرماه تا آبان پرداخت نشد. تیم فنی از دوازده نفر به یک نفر کاهش پیدا کرد و اکثر نیروها از شرکت جدا شدند. در حال حاضر چندین پرونده شکایت از اداره کار وجود دارد. عیدی و پاداش همواره کمترین مقدار در نظر گرفته میشد؛ حتی اگر حقوق من بیست میلیون باشد، تفاوتی با کسی که پنج میلیون میگیرد در پرداختها وجود نداشت. در مسائل دوگانه با شدت برخورد میشدند؛ برای مثال اگر من بیست میلیون حقوق بگیرم و پنج روز از مرخصی پایان سالام باقی باشد، با اداره کار برای من محاسبه و پرداخت میشد، اما اگر پنج روز مرخصی بدهکار بود، از حقوق دریافتی کسر میشد. دخالت مدیرعامل در مسائل فنی نیز به شدت بالاست.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای من به عنوان عضو خانوادهای که بر شرکت نظارت میکند، کار تامین مالی در یک شرکت خانوادگی با حضور پدر مدیر و فرزندان و دامادها تجربهای بود. ظاهر احترام و مناسبات خوب نشان میداد، اما من واقعا با مشکل حقوق روبهرو شدم و دیدم همکاران هم با همان بیعدالتی روبهرو بودند. استخدام میشدید تا برایشان کار کنید، اما خبری از پرداخت حقوق نبود تا زمانی که از کار دست کشیده و قرارداد را تمدید نکنید؛ در نهایت هم مجبور میشدید به دنبال حقالزحمهتان بروید. پولهایی که خرج خرید گوشی اپل، خودرو و سفرهای خانوادگی میشد، به نظر میرسید از سوی خودشان تأمین میشود.
برای این شرکت و مدیرانش پیشنهاد میکنم که به جای وابستگی به روابط خانوادگی، افراد با صلاحیت و تجربه را بر سر کار بیاورند؛ نیروی انسانی سرمایه اصلی هر شرکت است و اگر با پرداخت حقوق منصفانه، تبعیضهای آشکار و رفتارهای غیر حرفهای مواجه نباشد، نمیتواند رشد کند. در ظاهر، محیط شرکت نسبتا خوشبرخورد به نظر میرسد و مدیرعامل با برخوردی گرم و مهربان برخورد میشود. با این حال، کارکنان از اینکه حقوقشان با تاخیر یا به شکل غیرمنطقی پرداخت میشود ناراضیاند و این مشکل به صورت تفاوتهای قابل توجه در پرداختها و کسرهایی از حقوق جلوه میکند. در جلسات هم مشاهده کردم که برخی مدیران واحدها که خانواده مدیرعامل محسوب میشوند، خود را با عناوین مهندسی معرفی میکنند، در حالی که سطح تحصیلیشان به اندازه دیپلم است. این رفتارها نشان میدهد که انگیزههای مدیریتی بیشتر به نمایش دادن خود و جایگاه قدرت معطوف است تا عملکرد حرفهای. علاوه بر این، قراردادها و شرایط کاری به صورت محدودکنندهای تنظیم میشوند. از جمله نیاز به ارائه سفته و ضمانت تعهد پنجساله برای استخدام، و در صورت جدایی قبل از پایان این مدت ۱۰ درصد از کل مبالغ پرداختی کسر میشود. همچنین از حقوق توافقشده به دلایل مختلف مانند ایاب و ذهاب کسرهایی انجام میشود که مجموع آنها گاه بین چهارصد تا پنجصد هزار تومان میرسد. به عنوان نکتهای سازنده، تنها راه بهبود وضعیت استفاده از سرمایه انسانی است: مدیران باید با اعتماد به تجربه و صلاحیت افراد، جایگاه مناسبی برای آنها فراهم کنند تا از تبعیضهای فاحش و رفتارهای غیرحرفهای رها شوند و شرکت بتواند به سمت رشد پایدار گام بردارد.
به دلیل کوچکی شرکت و فضای کاری آرامشبخشش، من به عنوان کارشناس شیمی اینجا کار میکردم. مجموعه شامل دو شیمیدان و یک مدیر داروساز بود و کارها به سبک واحد کنترل کیفیت یک شرکت دارویی انجام میشد با این تفاوت که حجم کار کمتر بود. مزیت اصلی این کار، یادگیری کار با دستگاههای آنالیز و انجام تستهای کیفی دارویی بود. اما حقوق پایه معمولا براساس حداقل حقوق وزارت کار تنظیم میشد و جز بیمه چیز دیگری به کارمندان تعلق نمیگرفت. از طرفی فضای کوچک و کمجمعیت، همراه با نوع کار، فرصتهای رشدی و پیشرفت شغلی را به شدت محدود میکرد.
وقتی وارد این شرکت شدم حس کردم فضای کارشون خیلی راستمایه و واقعگرایانه است، چون نرمافزار فروشگاهسازی که از سالها پیش در دست توسعه بوده، همچنان مشتریهای زیادی ازش استفاده میکنند و هر تغییری که ایجاد میکنم، دو روز بعد به دست استفادهکنندههای واقعی میرسید. اینجاست که واقعا میفهمی کجاها نقص داشتی و کجاها درست بود. از نظر من، این نکته خیلی مثبت است؛ قبلا توی یک استارتاپ بودم که یک سال روی پروژه کار کردیم و نهایتا شرکت فیل شد و هیچ محصولی نهایی نشد. با این حال کار با کد دهساله خیلی سخت است و در حال بازنویسی و مهاجرت به فناوریهای جدید هستیم. اوایل سال، وقتی قصد بستن قرارداد را داشتم، به دلیل وجود سابقه مشکلاتی که مطرح شده بود کمی تردید داشتم. ظاهرا قبل از اینجا مشکلاتی وجود داشتند یا اینکه توضیحات زیادی درباره جزئیات دادند. تصمیم گرفتم یک دورهی آزمایشی یک هفتهای بروم تا وضع را بررسی کنم؛ فضای تیم خوب بود، اسکرام ابزار کارها را بهصورت منظم بهسوی هر اسپرینت میبرد و این برای من reassuring بود. همه اعضای تیم بهطور دورکار با هم کار میکنند و حقوق به موقع پرداخت میشود. وجود دو سه نفر با تجربه در تیم واقعا به آدم کمک میکند تا چیزهای تازهتری یاد بگیرد.
با وجود محدودیتهای منابع انسانی، فضایی آرام و همکارانی با روحیه همکاری داشتم که رفتار دوستانه و تیمی را در محیط کار تقویت میکرد. شرکت نسبتا کوچک بود و غالبا بین سه تا هفت نفر پرسنل داشت. از نظر مزایا، وضعیت حقوق و بیمه به صورت منظم دنبال نمیشد و گاهی با تاخیر مواجه بودیم. امکانات فنی شرکت نسبت به نیازهای روزمره محدود بود و در فصل زمستان با سردی کارگاه اذیتم میکرد. فرهنگ کاری شرکت به طور قابل توجهی روی همکاری و همدلی بنا شده بود و مسائل مثل پشتگوئی یا بداخلاقی نیز کمتر دیده میشد، هرچند سیاست مدیریتی بیشتر روی انجام سریع تسکها متمرکز بود و کیفیت و پایداری کدها به مرور تحت فشار بود. این محیط برای افرادی که تجربه کاری چندانی ندارند یا در حال گذراندن دوره سربازی یا دانشجو هستند، میتواند درهای ورود به بازار کار را هموار کند، هرچند احتمال پیشرفت شغلی در چنین چارچوبی محدود به نظر میرسد.
به بهینه پرداز ترنیان برای مدت سه سال با پیگیریهای فراوان، همچنان حق بیمهام پرداخت نشده بود و هر چه شکایت کردم به نتیجهای نرسیدم. هر راهی که بردم آخرا حقوقم به جایی نرسید. امیدوارم هیچکس مجبور نباشد در این شرکت کار کند.
من تجربهام رو از کار در شرکت رایانش ابری سپهر اینطور توصیف میکنم که محیط یادگیری و رشد خوبی داشت. دیدن نحوه مدیریت پروژهای بزرگ با تعداد بالای کاربران و مشتریان برای من خیلی جالب بود. شرکت تغییرات اساسیای رو پشت سر گذاشت که باعث شد اکثر کارها وارد فرایند اسکرام بشه و خیلی از مشکلاتی که کارمندهای قدیمیتر بهش اشاره میکردن، اکنون حل شده باشه. از همکاری با مدیر بخش کاملا راضی بودم و احساس میکردم اختیار بیان و نشان دادن خودم توی تیم تا حد زیادی وجود داره. با وجود این، سپهر جدیدی که نتیجه تلاش من و همتیمیهاست، بدون شک جذابیت زیادی خواهد داشت. در این چند ماه حقوق بهطور منظم و قابل قبول پرداخت میشد. جلسات زیادی داشتیم که واقعا نمیدونم ضرورتشون تا چه اندازه بود.
روزهای کاری من در شرکت نوین رسالت با فرصتهای بیشماری برای رشد همراه بود و با تلاش تیم مدیریتی و همکاران، دائما در حال بهبود و کاوش روشهای تازه برای ارائه خدمات به مشتریان بودیم. در این مسیر، تجربههای ارزشمند و نوینی به من کمک کرد تا یاد بگیرم و توسعه دهم. نقاط قوت که احساس کردم حاصل این محیط بود عبارتند از: - فضای کاری صمیمانه و دوستانه - امکان کار در حوزههای بهروز و پیوسته در حال تغییر - حمایتی بودن همکاران و کمک بدون چشمداشت آنها - فرصتهای تجربی برای ساختن تجربههای جدید و سازنده در مجموع، محیطی مناسب برای یادگیری و پیشرفت دیدم و با انگیزهای بالا به سمت پروژههای آینده گام برداشتم.
شرکت جابگای برای من تجربهای بود که در آن بهسمت کاملا جمعی شدن تصمیمها کشیده شد و همه در فرایندها نقش داشتند. هدف اصلیمان این بود که ویژگیها را سریع و با هزینه کمتر پیاده کنیم. اما از نظر حقوقی اوضاع خیلی خوب نبود؛ پرداخت حقوق به موقع انجام نمیشد و گاهی حتی از کارکنان برای هزینههای سرور درخواست میشد. این موضوع واقعا آزاردهنده بود. با این وجود بازخوردهای مثبتی از مخاطبان میشنیدم و امیدوار بودم اثر هرچند کوچک ما در بهبود فضای کار و شرایط کارکنان در شرکتها و شرکتکنندگان ایرانی دیده شود.
به عنوان نمونهای از تجربهای که در شرکت تاریانا داشتم، در کنار کار با پروژههای گوناگون، از فناوریهای بهروز استفاده میکردم و با شرکتها و سازمانهای ایرانی مطرح و همچنین تیمهای خارج از کشور همکاری میکردم.
با وجود فضای کاری پرتنش، من تجربهای از رایانش ابری سپهر دارم که ادامه دادن به کار را دشوار میکرد. حقوق بهکندی پرداخت میشد و اغلب به صورت التماسی انجام میشد. فشار کاری بالا بود و از سمت مدیر هیچ قدردانی یا پاداشی احساس نمیشد. در کنار این، دخالتهای مکرر مدیریت در کارهای روزمره تیم، باعث کاهش استقلال عمل شده بود. به طور خلاصه، همنفسهای که کارمندان از اینترنت شرکت برای جستوجوی فرصتهای شغلی دیگر استفاده میکردند، نشان از وضعیت ناخوشایند محیط کار داشت.
هدف من از کار اینه که بدون فشار و با همدلی تیمی، روی پروژهای که در حال انجامش هستم، هر روز بازخورد مردم رو ببینم و ازش انرژی بگیرم. بچهها کنار هم هستیم و رابطهمون با همه خوبه؛ فقط کاش هر سه ماه پاداشی هم بهمون بدن تا انگیزهمون بیشتر بشه.
در حال حاضر حدود یک سال سابقه کار پارهوقت در گروه استو دارم. با وجود اینکه شرکت تازه کار خود را آغاز کرده و سرمایه و تجربهی کمی دارد، اما چندان از نظر پروژهها مشکل ندارد و کار با فناوریهای روز انجام میشود. به لحاظ رفتاری، مدیر مستقیم من یکی از بهترین مدیرانی است که تا کنون تجربه کردهام. پروژهها کم است اما کیفیت آنها بالا و بهروز است. برای تیم و شرکت آرزوی موفقیت دارم.
در یک شرکت بزرگ با تیمهای زیاد، فضای کار تا حدی راحته اما چند نکته هم وجود دارد که موجب ناراحتی من شد. با وجود امکانات ساختمان و تجهیزات، برخی موارد برای کارمندان آزاردهنده است. من با بعضی محدودیتها مواجه بودم مانند عدم دسترسی مستقیم به اینترنت و فقط از طریق میز اینترنت امکان اتصال به شبکه وجود داشت. فشارکاری بالا هم از دیگر چالشها بود که دستوکارم را دشوار میکرد. از نظر فناوری، فناوریهای ارائهشده برای برنامهنویسی نسبتا قدیمی بودند و بهروز نبودن ابزارها برای من احساس میشد. به نظر میرسید به برنامهنویسان و ابزارهای مدرن اعتماد کافی وجود ندارد و این موضوع کار را سختتر میکرد. پایبندی به تعهدات و قولها در برخی مواقع رعایت نمیشد که به اعتماد بین تیمی آسیب میزند. نبود تیم HR که واقعا به کارمندان و مشکلاتشان رسیدگی کند و احساس درک و همدلی را منتقل کند هم یک نقطه ضعف بود. حقوق و مزایا هم نسبت به بازار کار، کمتر از انتظار من بود. در مجموع، با وجود منابع و ساختمان بزرگ شرکت، نبود دسترسی مناسب به اینترنت، فشارکاری، قدیمی بودن فناوریها، کمبود اعتماد به ابزارهای بهروز، رعایت نشدن تعهدات، نبود یک تیم HR همدل و حقوق پایین، تجربهی من از کار در این مجموعه با دغدغههایی همراه بود.
بیست و یک سال تجربه در این مجموعه را دارم و با نگاه کلی، ساختار شرکت را خوب و منظم میدیدم. فضای کار محیطی جوان و دوستانه داشت و همواره حس همدلی در میان تیمها بود. اما در مورد حقوق احساس کردم مقدار پرداختها پایین است.
باورت نمیکنم چه روزی بود که تصمیم گرفتم برای پشتیبانی هاست و دامنه از طریق جابیناجو درخواست بدهم، با رزومه سه صفحهای و توضیح مختصری از سابقهام در پاسخگویی به تیکتها. ضمن اینکه کمی افت شنوایی دارم و ورزشکار دوومیدانی هم هستم. دعوت به مصاحبه را دریافت کردم؛ آقای مسئول شرکت یک فرم داد که پرش کردم و چند سوال هم پرسیدند؛ یکی از سوالها را دقیق نفهمیدم و مجدد پرسیدم تا توضیح دقیق بدهند. روز بعد، ایمیلی رسید که وضعیت درخواست همکاری من برای فرصت پشتیبان سرویس میزبانی وب و دامنه در اصفهان، مربوط به شرکت نت افراز ایرانیان، به دلیل دلایل دیگر رد شده است. کارفرما هم توضیح داده بود که محدودیت جسمی من به خاطر شنوایی تأثیرگذار است. بعد از آن ایمیل، تقریبا دیگر برای هیچ شرکتی رزومه نفرستادم :(
شروع تجربه من در این شرکت با نگرانی آغاز شد و به دلیل برخی تفاوتها در کار و محیط، تصمیم گرفتم درباره تجربهام صریح باشم تا گرفتار سردرگمیهای مشابه نشوید. مصاحبهها همیشه روشن نبودند و شرح وظایف به طور دقیق توضیح داده نمیشد. در طول کار، با تغییر سمت روبهرو شدم و این موضوع بدون هماهنگی لازم پیش آمد. برای ضمانت، سفتهای به مبلغ سی میلیون تومان دریافت میکردند. پرداخت حقوق و مزایا هم با تاخیر انجام میشد و این مسئله به باور من معمول نبود. محیط کار همراه با حواشی و جوی بود که بیشتر به نظر میرسید از رفتارهای اطراف نشأت میگرفت.
من در شرکت رایانش ابری سپهر تجربهای از کار داشتم که به صورت زیر بود: حقوق با تأخیر زیادی پرداخت میشد و این مسأله selalu آزاردهنده بود. مدیریت شرکت ضعفهای بزرگی داشت و برنامهریزی مناسبی وجود نداشت. با سیستمی کهنه و بهروز نشده کار میکردیم، فشار کاری هم بالاست و انتظار میرفت که هر شش ماه همکاران جدیدی به تیم اضافه و جایگزین شوند.
شرکت جامبد تجربهای پرنویز از شرایط کاری را رقم میزند که از نگاه من به عنوان کارمند تازهوارد و با نگاه صرفا شخصی روایت میکنم. فضای کار در دانشگاهی همه همکاران را به خانوادهای صمیمی تبدیل میکند و این بخش از تجربه برایم مثبت و دلنشین بود، چون همکاران و تیم همواره به عنوان افراد مهربان و همراه دیده شدند. با وجود این، اداره منابع انسانی را از نگاه من تنها به حاشیههای ناراحتکننده و فشارهای غیرمنصفانه میشناسم؛ بهجای تمرکز روی حفظ سرمایه انسانی، بیشتر فضایی برای اذیت و ایجاد سردرگمی ایجاد میشود تا جایی که استعفا به نظر گزینهای راحتتر مینماید. درگیریهای مربوط به قرارداد و حقوق در ابتدای کار، بهخصوص درباره سفته و مبالغ عجیب، تجربهای آزارنده بود. مقایسههای بیپایان با شرکتهای دیگری مثل اسنپ از طرف تیم مقابل، باعث میشد از منظر من محیطی غیرمنصفانه دیده شود. اگر در محیطی با رفتار حرفهایتر و حقوق و مزایای روشن و عادلانه بود، میشد مقایسه را منطقیتر دانست. امنیت شغلی به دلیل نبود قرارداد مشخص چندان وجود ندارد؛ هر زمان که تصمیم بگویند، میتوانند بگویند خداحافظ. قبل از بحران کرونا، حقوق با تاخیر پرداخت میشد و حتی گاهی تا بیست روز عقب میافتاد. اضافهکاری به عنوان عملی پذیرفته میشود اما به واقع حساب نمیشود. هر ماه با کسری حقوق و اشتباههای حسابی اعصاب خردکن همراه است و تلاش برای کم کردن ساعات کاری همواره وجود داشت. سیستم زمانسنجی کاملا انعطافپذیر نیست؛ برای نمونه ورود به صبح زود و خروج به زمانهای دیگر به ازای هر دقیقه کسر کار میخورد، حتی وقتی که منشی مدیرعامل بالای دستگاه قرار دارد و با سرعت کار میکند. در چنین شرایطی، تغییر کوچک زمان خروج به اتفاقی ساده تبدیل به مسئلهای بزرگ میشود. فرهنگ کاری کمی عجیب به نظر میرسد؛ یکی از همکاران برای منشی مدیریت تازهکاری، آزمایشی میگیرند که نشان دهد چگونه مدیریت کار دارد و پذیرش کارمند یا هرکس دیگر بسته به تولید فرضهای خاصی است. هزینههای شرکت نیز به وضوح نشان میدهد که در برخی موارد خساست وجود دارد؛ مثلا استفاده از لوازم سادهای مانند دستمال کاغذی از سوی شرکت به طور مستقیم تامین نمیشود. حقوق و مزایا خارج از چارچوب حقوقی و مزایای مشخصی نیست و پس از بحران کرونا هم پرداخت حقوق اسفند با تاخیر انجام میشد. از پایان سال تا اواسط سال جدید، به نظر میرسید که تنها بخشی از حقوق هر ماه پرداخت میشود و مابقی به تعویق میافتاد. در نهایت، اگرچه فضای انسانی و همدلی در تیم قابل ستایش است، اما مسائل ساختاری و فرایندهای غیرشفاف حقوق و امنیت شغلی را به شدت تحتتاثیر قرار میدهد.
قصد داشتم تجربهای درباره شرکت تیکرو را بازگو کنم که به صورت شخصی و با دیدگاه خودم تجربه کردم. از ابتدای سال ۱۴۰۱ با مشکلات مالی زیادی روبهرو بودند و حقوق تیرماه تا آبان پرداخت نشد. تیم فنی از دوازده نفر به یک نفر کاهش پیدا کرد و اکثر نیروها از شرکت جدا شدند. در حال حاضر چندین پرونده شکایت از اداره کار وجود دارد. عیدی و پاداش همواره کمترین مقدار در نظر گرفته میشد؛ حتی اگر حقوق من بیست میلیون باشد، تفاوتی با کسی که پنج میلیون میگیرد در پرداختها وجود نداشت. در مسائل دوگانه با شدت برخورد میشدند؛ برای مثال اگر من بیست میلیون حقوق بگیرم و پنج روز از مرخصی پایان سالام باقی باشد، با اداره کار برای من محاسبه و پرداخت میشد، اما اگر پنج روز مرخصی بدهکار بود، از حقوق دریافتی کسر میشد. دخالت مدیرعامل در مسائل فنی نیز به شدت بالاست.
برای من به عنوان عضو خانوادهای که بر شرکت نظارت میکند، کار تامین مالی در یک شرکت خانوادگی با حضور پدر مدیر و فرزندان و دامادها تجربهای بود. ظاهر احترام و مناسبات خوب نشان میداد، اما من واقعا با مشکل حقوق روبهرو شدم و دیدم همکاران هم با همان بیعدالتی روبهرو بودند. استخدام میشدید تا برایشان کار کنید، اما خبری از پرداخت حقوق نبود تا زمانی که از کار دست کشیده و قرارداد را تمدید نکنید؛ در نهایت هم مجبور میشدید به دنبال حقالزحمهتان بروید. پولهایی که خرج خرید گوشی اپل، خودرو و سفرهای خانوادگی میشد، به نظر میرسید از سوی خودشان تأمین میشود.
برای این شرکت و مدیرانش پیشنهاد میکنم که به جای وابستگی به روابط خانوادگی، افراد با صلاحیت و تجربه را بر سر کار بیاورند؛ نیروی انسانی سرمایه اصلی هر شرکت است و اگر با پرداخت حقوق منصفانه، تبعیضهای آشکار و رفتارهای غیر حرفهای مواجه نباشد، نمیتواند رشد کند. در ظاهر، محیط شرکت نسبتا خوشبرخورد به نظر میرسد و مدیرعامل با برخوردی گرم و مهربان برخورد میشود. با این حال، کارکنان از اینکه حقوقشان با تاخیر یا به شکل غیرمنطقی پرداخت میشود ناراضیاند و این مشکل به صورت تفاوتهای قابل توجه در پرداختها و کسرهایی از حقوق جلوه میکند. در جلسات هم مشاهده کردم که برخی مدیران واحدها که خانواده مدیرعامل محسوب میشوند، خود را با عناوین مهندسی معرفی میکنند، در حالی که سطح تحصیلیشان به اندازه دیپلم است. این رفتارها نشان میدهد که انگیزههای مدیریتی بیشتر به نمایش دادن خود و جایگاه قدرت معطوف است تا عملکرد حرفهای. علاوه بر این، قراردادها و شرایط کاری به صورت محدودکنندهای تنظیم میشوند. از جمله نیاز به ارائه سفته و ضمانت تعهد پنجساله برای استخدام، و در صورت جدایی قبل از پایان این مدت ۱۰ درصد از کل مبالغ پرداختی کسر میشود. همچنین از حقوق توافقشده به دلایل مختلف مانند ایاب و ذهاب کسرهایی انجام میشود که مجموع آنها گاه بین چهارصد تا پنجصد هزار تومان میرسد. به عنوان نکتهای سازنده، تنها راه بهبود وضعیت استفاده از سرمایه انسانی است: مدیران باید با اعتماد به تجربه و صلاحیت افراد، جایگاه مناسبی برای آنها فراهم کنند تا از تبعیضهای فاحش و رفتارهای غیرحرفهای رها شوند و شرکت بتواند به سمت رشد پایدار گام بردارد.
به دلیل کوچکی شرکت و فضای کاری آرامشبخشش، من به عنوان کارشناس شیمی اینجا کار میکردم. مجموعه شامل دو شیمیدان و یک مدیر داروساز بود و کارها به سبک واحد کنترل کیفیت یک شرکت دارویی انجام میشد با این تفاوت که حجم کار کمتر بود. مزیت اصلی این کار، یادگیری کار با دستگاههای آنالیز و انجام تستهای کیفی دارویی بود. اما حقوق پایه معمولا براساس حداقل حقوق وزارت کار تنظیم میشد و جز بیمه چیز دیگری به کارمندان تعلق نمیگرفت. از طرفی فضای کوچک و کمجمعیت، همراه با نوع کار، فرصتهای رشدی و پیشرفت شغلی را به شدت محدود میکرد.
وقتی وارد این شرکت شدم حس کردم فضای کارشون خیلی راستمایه و واقعگرایانه است، چون نرمافزار فروشگاهسازی که از سالها پیش در دست توسعه بوده، همچنان مشتریهای زیادی ازش استفاده میکنند و هر تغییری که ایجاد میکنم، دو روز بعد به دست استفادهکنندههای واقعی میرسید. اینجاست که واقعا میفهمی کجاها نقص داشتی و کجاها درست بود. از نظر من، این نکته خیلی مثبت است؛ قبلا توی یک استارتاپ بودم که یک سال روی پروژه کار کردیم و نهایتا شرکت فیل شد و هیچ محصولی نهایی نشد. با این حال کار با کد دهساله خیلی سخت است و در حال بازنویسی و مهاجرت به فناوریهای جدید هستیم. اوایل سال، وقتی قصد بستن قرارداد را داشتم، به دلیل وجود سابقه مشکلاتی که مطرح شده بود کمی تردید داشتم. ظاهرا قبل از اینجا مشکلاتی وجود داشتند یا اینکه توضیحات زیادی درباره جزئیات دادند. تصمیم گرفتم یک دورهی آزمایشی یک هفتهای بروم تا وضع را بررسی کنم؛ فضای تیم خوب بود، اسکرام ابزار کارها را بهصورت منظم بهسوی هر اسپرینت میبرد و این برای من reassuring بود. همه اعضای تیم بهطور دورکار با هم کار میکنند و حقوق به موقع پرداخت میشود. وجود دو سه نفر با تجربه در تیم واقعا به آدم کمک میکند تا چیزهای تازهتری یاد بگیرد.
با وجود محدودیتهای منابع انسانی، فضایی آرام و همکارانی با روحیه همکاری داشتم که رفتار دوستانه و تیمی را در محیط کار تقویت میکرد. شرکت نسبتا کوچک بود و غالبا بین سه تا هفت نفر پرسنل داشت. از نظر مزایا، وضعیت حقوق و بیمه به صورت منظم دنبال نمیشد و گاهی با تاخیر مواجه بودیم. امکانات فنی شرکت نسبت به نیازهای روزمره محدود بود و در فصل زمستان با سردی کارگاه اذیتم میکرد. فرهنگ کاری شرکت به طور قابل توجهی روی همکاری و همدلی بنا شده بود و مسائل مثل پشتگوئی یا بداخلاقی نیز کمتر دیده میشد، هرچند سیاست مدیریتی بیشتر روی انجام سریع تسکها متمرکز بود و کیفیت و پایداری کدها به مرور تحت فشار بود. این محیط برای افرادی که تجربه کاری چندانی ندارند یا در حال گذراندن دوره سربازی یا دانشجو هستند، میتواند درهای ورود به بازار کار را هموار کند، هرچند احتمال پیشرفت شغلی در چنین چارچوبی محدود به نظر میرسد.
به بهینه پرداز ترنیان برای مدت سه سال با پیگیریهای فراوان، همچنان حق بیمهام پرداخت نشده بود و هر چه شکایت کردم به نتیجهای نرسیدم. هر راهی که بردم آخرا حقوقم به جایی نرسید. امیدوارم هیچکس مجبور نباشد در این شرکت کار کند.
من تجربهام رو از کار در شرکت رایانش ابری سپهر اینطور توصیف میکنم که محیط یادگیری و رشد خوبی داشت. دیدن نحوه مدیریت پروژهای بزرگ با تعداد بالای کاربران و مشتریان برای من خیلی جالب بود. شرکت تغییرات اساسیای رو پشت سر گذاشت که باعث شد اکثر کارها وارد فرایند اسکرام بشه و خیلی از مشکلاتی که کارمندهای قدیمیتر بهش اشاره میکردن، اکنون حل شده باشه. از همکاری با مدیر بخش کاملا راضی بودم و احساس میکردم اختیار بیان و نشان دادن خودم توی تیم تا حد زیادی وجود داره. با وجود این، سپهر جدیدی که نتیجه تلاش من و همتیمیهاست، بدون شک جذابیت زیادی خواهد داشت. در این چند ماه حقوق بهطور منظم و قابل قبول پرداخت میشد. جلسات زیادی داشتیم که واقعا نمیدونم ضرورتشون تا چه اندازه بود.
روزهای کاری من در شرکت نوین رسالت با فرصتهای بیشماری برای رشد همراه بود و با تلاش تیم مدیریتی و همکاران، دائما در حال بهبود و کاوش روشهای تازه برای ارائه خدمات به مشتریان بودیم. در این مسیر، تجربههای ارزشمند و نوینی به من کمک کرد تا یاد بگیرم و توسعه دهم. نقاط قوت که احساس کردم حاصل این محیط بود عبارتند از: - فضای کاری صمیمانه و دوستانه - امکان کار در حوزههای بهروز و پیوسته در حال تغییر - حمایتی بودن همکاران و کمک بدون چشمداشت آنها - فرصتهای تجربی برای ساختن تجربههای جدید و سازنده در مجموع، محیطی مناسب برای یادگیری و پیشرفت دیدم و با انگیزهای بالا به سمت پروژههای آینده گام برداشتم.
شرکت جابگای برای من تجربهای بود که در آن بهسمت کاملا جمعی شدن تصمیمها کشیده شد و همه در فرایندها نقش داشتند. هدف اصلیمان این بود که ویژگیها را سریع و با هزینه کمتر پیاده کنیم. اما از نظر حقوقی اوضاع خیلی خوب نبود؛ پرداخت حقوق به موقع انجام نمیشد و گاهی حتی از کارکنان برای هزینههای سرور درخواست میشد. این موضوع واقعا آزاردهنده بود. با این وجود بازخوردهای مثبتی از مخاطبان میشنیدم و امیدوار بودم اثر هرچند کوچک ما در بهبود فضای کار و شرایط کارکنان در شرکتها و شرکتکنندگان ایرانی دیده شود.
به عنوان نمونهای از تجربهای که در شرکت تاریانا داشتم، در کنار کار با پروژههای گوناگون، از فناوریهای بهروز استفاده میکردم و با شرکتها و سازمانهای ایرانی مطرح و همچنین تیمهای خارج از کشور همکاری میکردم.
با وجود فضای کاری پرتنش، من تجربهای از رایانش ابری سپهر دارم که ادامه دادن به کار را دشوار میکرد. حقوق بهکندی پرداخت میشد و اغلب به صورت التماسی انجام میشد. فشار کاری بالا بود و از سمت مدیر هیچ قدردانی یا پاداشی احساس نمیشد. در کنار این، دخالتهای مکرر مدیریت در کارهای روزمره تیم، باعث کاهش استقلال عمل شده بود. به طور خلاصه، همنفسهای که کارمندان از اینترنت شرکت برای جستوجوی فرصتهای شغلی دیگر استفاده میکردند، نشان از وضعیت ناخوشایند محیط کار داشت.
هدف من از کار اینه که بدون فشار و با همدلی تیمی، روی پروژهای که در حال انجامش هستم، هر روز بازخورد مردم رو ببینم و ازش انرژی بگیرم. بچهها کنار هم هستیم و رابطهمون با همه خوبه؛ فقط کاش هر سه ماه پاداشی هم بهمون بدن تا انگیزهمون بیشتر بشه.
در حال حاضر حدود یک سال سابقه کار پارهوقت در گروه استو دارم. با وجود اینکه شرکت تازه کار خود را آغاز کرده و سرمایه و تجربهی کمی دارد، اما چندان از نظر پروژهها مشکل ندارد و کار با فناوریهای روز انجام میشود. به لحاظ رفتاری، مدیر مستقیم من یکی از بهترین مدیرانی است که تا کنون تجربه کردهام. پروژهها کم است اما کیفیت آنها بالا و بهروز است. برای تیم و شرکت آرزوی موفقیت دارم.
در یک شرکت بزرگ با تیمهای زیاد، فضای کار تا حدی راحته اما چند نکته هم وجود دارد که موجب ناراحتی من شد. با وجود امکانات ساختمان و تجهیزات، برخی موارد برای کارمندان آزاردهنده است. من با بعضی محدودیتها مواجه بودم مانند عدم دسترسی مستقیم به اینترنت و فقط از طریق میز اینترنت امکان اتصال به شبکه وجود داشت. فشارکاری بالا هم از دیگر چالشها بود که دستوکارم را دشوار میکرد. از نظر فناوری، فناوریهای ارائهشده برای برنامهنویسی نسبتا قدیمی بودند و بهروز نبودن ابزارها برای من احساس میشد. به نظر میرسید به برنامهنویسان و ابزارهای مدرن اعتماد کافی وجود ندارد و این موضوع کار را سختتر میکرد. پایبندی به تعهدات و قولها در برخی مواقع رعایت نمیشد که به اعتماد بین تیمی آسیب میزند. نبود تیم HR که واقعا به کارمندان و مشکلاتشان رسیدگی کند و احساس درک و همدلی را منتقل کند هم یک نقطه ضعف بود. حقوق و مزایا هم نسبت به بازار کار، کمتر از انتظار من بود. در مجموع، با وجود منابع و ساختمان بزرگ شرکت، نبود دسترسی مناسب به اینترنت، فشارکاری، قدیمی بودن فناوریها، کمبود اعتماد به ابزارهای بهروز، رعایت نشدن تعهدات، نبود یک تیم HR همدل و حقوق پایین، تجربهی من از کار در این مجموعه با دغدغههایی همراه بود.
بیست و یک سال تجربه در این مجموعه را دارم و با نگاه کلی، ساختار شرکت را خوب و منظم میدیدم. فضای کار محیطی جوان و دوستانه داشت و همواره حس همدلی در میان تیمها بود. اما در مورد حقوق احساس کردم مقدار پرداختها پایین است.
باورت نمیکنم چه روزی بود که تصمیم گرفتم برای پشتیبانی هاست و دامنه از طریق جابیناجو درخواست بدهم، با رزومه سه صفحهای و توضیح مختصری از سابقهام در پاسخگویی به تیکتها. ضمن اینکه کمی افت شنوایی دارم و ورزشکار دوومیدانی هم هستم. دعوت به مصاحبه را دریافت کردم؛ آقای مسئول شرکت یک فرم داد که پرش کردم و چند سوال هم پرسیدند؛ یکی از سوالها را دقیق نفهمیدم و مجدد پرسیدم تا توضیح دقیق بدهند. روز بعد، ایمیلی رسید که وضعیت درخواست همکاری من برای فرصت پشتیبان سرویس میزبانی وب و دامنه در اصفهان، مربوط به شرکت نت افراز ایرانیان، به دلیل دلایل دیگر رد شده است. کارفرما هم توضیح داده بود که محدودیت جسمی من به خاطر شنوایی تأثیرگذار است. بعد از آن ایمیل، تقریبا دیگر برای هیچ شرکتی رزومه نفرستادم :(
شروع تجربه من در این شرکت با نگرانی آغاز شد و به دلیل برخی تفاوتها در کار و محیط، تصمیم گرفتم درباره تجربهام صریح باشم تا گرفتار سردرگمیهای مشابه نشوید. مصاحبهها همیشه روشن نبودند و شرح وظایف به طور دقیق توضیح داده نمیشد. در طول کار، با تغییر سمت روبهرو شدم و این موضوع بدون هماهنگی لازم پیش آمد. برای ضمانت، سفتهای به مبلغ سی میلیون تومان دریافت میکردند. پرداخت حقوق و مزایا هم با تاخیر انجام میشد و این مسئله به باور من معمول نبود. محیط کار همراه با حواشی و جوی بود که بیشتر به نظر میرسید از رفتارهای اطراف نشأت میگرفت.
من در شرکت رایانش ابری سپهر تجربهای از کار داشتم که به صورت زیر بود: حقوق با تأخیر زیادی پرداخت میشد و این مسأله selalu آزاردهنده بود. مدیریت شرکت ضعفهای بزرگی داشت و برنامهریزی مناسبی وجود نداشت. با سیستمی کهنه و بهروز نشده کار میکردیم، فشار کاری هم بالاست و انتظار میرفت که هر شش ماه همکاران جدیدی به تیم اضافه و جایگزین شوند.
شرکت جامبد تجربهای پرنویز از شرایط کاری را رقم میزند که از نگاه من به عنوان کارمند تازهوارد و با نگاه صرفا شخصی روایت میکنم. فضای کار در دانشگاهی همه همکاران را به خانوادهای صمیمی تبدیل میکند و این بخش از تجربه برایم مثبت و دلنشین بود، چون همکاران و تیم همواره به عنوان افراد مهربان و همراه دیده شدند. با وجود این، اداره منابع انسانی را از نگاه من تنها به حاشیههای ناراحتکننده و فشارهای غیرمنصفانه میشناسم؛ بهجای تمرکز روی حفظ سرمایه انسانی، بیشتر فضایی برای اذیت و ایجاد سردرگمی ایجاد میشود تا جایی که استعفا به نظر گزینهای راحتتر مینماید. درگیریهای مربوط به قرارداد و حقوق در ابتدای کار، بهخصوص درباره سفته و مبالغ عجیب، تجربهای آزارنده بود. مقایسههای بیپایان با شرکتهای دیگری مثل اسنپ از طرف تیم مقابل، باعث میشد از منظر من محیطی غیرمنصفانه دیده شود. اگر در محیطی با رفتار حرفهایتر و حقوق و مزایای روشن و عادلانه بود، میشد مقایسه را منطقیتر دانست. امنیت شغلی به دلیل نبود قرارداد مشخص چندان وجود ندارد؛ هر زمان که تصمیم بگویند، میتوانند بگویند خداحافظ. قبل از بحران کرونا، حقوق با تاخیر پرداخت میشد و حتی گاهی تا بیست روز عقب میافتاد. اضافهکاری به عنوان عملی پذیرفته میشود اما به واقع حساب نمیشود. هر ماه با کسری حقوق و اشتباههای حسابی اعصاب خردکن همراه است و تلاش برای کم کردن ساعات کاری همواره وجود داشت. سیستم زمانسنجی کاملا انعطافپذیر نیست؛ برای نمونه ورود به صبح زود و خروج به زمانهای دیگر به ازای هر دقیقه کسر کار میخورد، حتی وقتی که منشی مدیرعامل بالای دستگاه قرار دارد و با سرعت کار میکند. در چنین شرایطی، تغییر کوچک زمان خروج به اتفاقی ساده تبدیل به مسئلهای بزرگ میشود. فرهنگ کاری کمی عجیب به نظر میرسد؛ یکی از همکاران برای منشی مدیریت تازهکاری، آزمایشی میگیرند که نشان دهد چگونه مدیریت کار دارد و پذیرش کارمند یا هرکس دیگر بسته به تولید فرضهای خاصی است. هزینههای شرکت نیز به وضوح نشان میدهد که در برخی موارد خساست وجود دارد؛ مثلا استفاده از لوازم سادهای مانند دستمال کاغذی از سوی شرکت به طور مستقیم تامین نمیشود. حقوق و مزایا خارج از چارچوب حقوقی و مزایای مشخصی نیست و پس از بحران کرونا هم پرداخت حقوق اسفند با تاخیر انجام میشد. از پایان سال تا اواسط سال جدید، به نظر میرسید که تنها بخشی از حقوق هر ماه پرداخت میشود و مابقی به تعویق میافتاد. در نهایت، اگرچه فضای انسانی و همدلی در تیم قابل ستایش است، اما مسائل ساختاری و فرایندهای غیرشفاف حقوق و امنیت شغلی را به شدت تحتتاثیر قرار میدهد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.