شرکت ایران تلنت را تجربه کردم و میخواهم با تکهای از واقعیتهای کاری با شما صحبت کنم. در طول چهار سال حضورم، محیط شرکت همواره پرحرص و پرحاشیه بود و پیشرفت در گرو تایید بیچون و چرا از طرف خانم حاتمی و همسوئی با او بود. با گسترش شرکت، ثبات کارگاه به کلی کاهش یافت و نظم کار کاهش یافت. مسیر ارتقا برای کارمندها صرفا با رفتارهای خاصی همسو میشد و ارتقای شغلی بیشتر به عواملی غیر از بهبود دانش و مهارتها گره میخورد. مدت ماندگاری پرسنل در مجموعه کم شد و حتی آنهایی که باقی میماندند، به دلیل وضعیت حقوقی نامطلوب از سوی مدیرعامل، به فشارهای کاری و تصمیم به استعفا گشوده میشدند. به طور کلی، فضا جایی برای رشد واقعی به نظر نمیآمد و بیشتر شعارهای بدون محتوای پشتیبانی میشد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در این شرکت تجربههای زیادی از همکاران باانرژی و با شخصیتهای خوب دیدهام و یادگیریهای فراوانی در کنارشان داشتم. من به خاطر همکاری خانوادهگونه و فضای پویا، خاطرههای خوبی از این مدت کار میسازم. با اینکه برخی از دیدگاهها را نمیفهمیدم، اما تجربه کاری من در جوان فکران داده گستر همیشه با یادداشتهایی مثبت همراه بود.
سلام دوستان آسایی شدن یعنی تو سری خور یه مشت بی سواد شدن، اونجا بچه های قدیمی تر نیرو های جدید واقعا آزار و اذیت میکنن مدیر منابع انسانی رسما تو چشاتون نگاه میکنه دروغ میگه تازه ادعاشون میشه روانشانس هستند، ایشوت خیلی بی ادب بی شخصیت و از خود راضی هستند حقوقاشون معلوم نیست چطور حساب میشه چون دوتا دفتر دارن که یکیشون اصلا حساب کتابش مشخص نیست من نمیدونم شرکتی که این همه درآمد داره چرا باید بخواد فرار مالیاتی کنه؟
ببنید از تپسی آدمای بی وجدان تر وجود نداره یک سری مفت خور در دفتر مرکزی اینا جمع شدن بدبخت راننده های بیچاره که باید کار کنن بدهند یه حمالایی مثل اینا بخورند واقعا نگاه اینا به راننده ها از برده ها هم بدتره، هر چی آدم مشکل دار و داغونه تو تپسی جمع شده، منظور راننده ها نیست کل مفت خورای بی چشم و رو مرکزشوت هست، این تپسی میدونستید آمار بی حجاب ها را برای خود شیرینی میده اس ام اس براشون بره،
قبل از اینک وارد شرکت بشم نظرات دوستان رو خوندم و واقعا ترسیدم ولی الان چن ماه از حضور من اینجا میگذره باید بهتون بگم نظرات منفی ک اینجا میبینید کاملا غیر واقعیه آسا جاییه ک پرسنلش تو رفاه کامل کار میکنن ناهار و صبونه ب راهه میوه و تنقلات هم همینطور و وام های خوبی ب پرسنل میدن ک هیچ شرکتی همچین چیزی نداره روی رفت وامد بچه ها فوکوس نمیکنن و فقط کار باید انجام بشه جو کاملا دوستانس و احساس راحتی میکنی تو این مجموعه اگ امکان حضور در آسا براتون محیا شد حتما از دستش ندین قطعا تجربه متفاوت و خوبی خواهد بود براتون
خیلی همه چیز ادا و شوآفه پوشش ازاد و راحت با یه چیز دیگه اشتباه گرفته شده پیشرفت فقط برای خودیاست مدیر باشی میتونی زن و بچه ات که سیکا ندارن رو هم بیاری توو تیم فنی و حقوق senior بهشون بدی جدیدا حقوقم معلوم نیس کی پرداخت میشه.در 3قسط هر زمان که صلاح بدونن من جو و سطح فنی شرکت رو مناسب نمیدونم
تجربهای که دارم بیان میکنم این است که در سها، ارتقای شغلی و حقوق هیچ ربطی به سابقه طولانی ندارد و ممکن است نتیجهای برعکس داشته باشد. در طول مدت حضور من، فاکتورهای مالی و فنی بهشدت منفی بودند و بهطور مداوم تغییرات در تیمها و فضا ایجاد میشد. جو کاری و سطح تیمها بهطور قابل توجهی تفاوت داشت و این باعث نارضایتی برخی از همکاران شد. حقوقها بسیار پایین بود و همین مسئله باعث شد که نیروهای شهرستانی یا دورکار را هدف بگیرند و تصور عمومی این باشد که دورکاری مزیت محسوب میشود، در حالی که دلیل واقعی آن کاهش سطح دستمزد است. با وجود این همه، اکثر نیروهای با تجربه و باسواد از شرکت جدا شدند و در طول سال سه مدیرعامل تغییر پیدا کرد. در نتیجه پیشنهاد کار در سها را به خصوص برای تازهکارها نمیدهم.
بدترین اداره این شرکت اداره عملیاته، انقد ازت کار میشکن و شب و نصفه شب و تعطیلات نگهت میدارن یادت میره آدمی. تحویل سال شرکتی. عید شرکتی. شب شرکتی. هوا آلودست شرکتی. زلزله اومده شرکتی. سیل اومده شرکتی. مهمونی دعوتی شرکتی. همه رفتن مسافرت بازم شرکتی. اولش کلی وعده وعید میدن بعد میای میبینی کلا خبری نیس و حرف ****. شایدم تا حالا پول زیاد ندیدن به این میگن زیاد. نه پول درست میدن نه دست از سرت برمیدارن. کسی نیس هواتو داشته باشه کمکت کنه. پر خبرچین و چاپلوس و زیراب زن. رییس جدیدشم نه فنیه نه میشه باش حرف زد واست داستان میکنه. یه کاری کرده وقتی از در میای تو انگار رفتی زندون و کارمندا نشستن دارن به چک برگشتیشون فک میکنن. ****** که دیگه همه گفتن دروغگو و حیله گر و گدا گشنه. نیاین اینجا خودتونو بدبخت نکنید.
این شرکت من تجربه ایی که داشتم اینطور بود که، از اداری و انسانی تماس گرفتند، یک جلسه آنلاین 20 دقیقه ایی داشتم، مصاحبه فنی آنلاین و حضوری میتونست باشه که حضوری رفتم، خب محیطشم میخواستم ببینم، 40 دقیقه ایی مصاحبه فنی زمان برد، هماهنگ شدیم برای مشاور شغلیشون ولی پزشک طور بود و تست شخصیت ازم گرفته شد و 10 دقیقه پزشکشون بامن صحبت داشت، 2روز بعد برای قرارداد سر شرایط و حقوق باهم توافق کردیم، در واقع من راهم دور بود گفتم نیم ساعت زودتر برم و پنجشنبه نیام اوکی دادند، اما خب من کرج بودم روز قرارداد اومدم و رفتم دیدم خیلی سختم میشه بیام و برم، از طرفی دیگه خب متاهل بودم . به مدیر منابع انسانیشون ایمیل زدم، ایشون تماس گرفت ی جوری مودبانه گفت نگرانتون شدیم، و محترمانه صحبت کرد که من خودم خجالت کشیدم که بهشون تماس نگرفتم و صرفا یک ایمیل فرستادم . برای تیمشون آرزوی موفقیت دارم.
باسلام الان خودم این شرکت مشغولم هر چیزی گفته شده درسته و واقعا ****** این شرکت یه تعداد آدم چاپلوس حیله گر که فقط بلدن دروغ بگن و تیم تشکیل بدن و مواظب منافع تیمشون باشن اینجا حکومت میکنن فقط بلدن بیان چاپلوسی کنن که همدیگه رو حفظ کنن. اگه این شرکت نیومدید مطمئن باشید هیچ چیزی از دست ندادید و اگه بیاید هم چیزی خاصی بدست نمیارید جز عصاب خردی که یه تعداد آدم بی خانواده و بی شرف میشینن بخاطر منافع خودشون دهنتو سرویس میکنن. انشالله ما هم هر چه زودتر این شرکت رو برای همین کثافتهای بی خاصیت میزاریم و میریم.
تو ی کلمه بخام توضیف کنم دزد فقط عمر و انرژی تونو هدر میدند اصلا اعتماد نکنین که سخت پشیمون می شید پرداخت های نامنظم و عدم تسفیه کامل بعد قطع همکاری تا حداقل 2 سال آینده از قطع همکاری
من در بوت کمپ مپصا تجربهای دارم که گویی با دورههای آموزشی آنلاین و ویدیویی ترکیب شده بود. وقتی دوره تمام میشود و میروم سراغ پروژهزدن، پر از سوال و ارور هستم و به من کمککنندهای که ارور را بلد باشد وجود ندارد، مگر اینکه خوششانس باشم و یکی از همکلاسیهایم خیلی مسلط باشد. از این دورهها نباید انتظار معجزه داشت. میشود این دورهها را به جای یک فشرده بودن، در مدت زمان طولانی و با هزینهای نصف قیمت در آموزشگاههای دیگر هم گذراند. همچنین بیشتر تبلیغاتشان درباره آموزشی پروژهمحور است، اما در واقع در پایان فقط یک موضوع پروژه را به عهدهی خودم میگذارند و باید خودم آن را انجام دهم.
من اسفند ۹۹ برای مصاحبه رفتم خوارزمی. روز مصاحبه ۴ نفر با من مصاحبه فنی کردند و پوزیشنی که براش رزومه فرستاده بودم برنامه نویسی وب بود. بعد یکی دو هفته تماس گرفتند که ما میخوایم با شما قرارداد ببندیم و مدارک رو بفرستید. من مدارکم رو دادم و از شرکتی توش مشغول به کار بودم استعفا دادم. روزیکه رفتم وارد شرکت شدم اصلا معلوم نبود کدوم واحد قراره کار کنم! یه خانومی شروع کرد یه پروژه به من توضیح دادن وسط کار یه آقایی صداشون کرد ک صحبت کردن بعد خانوم گفتن نه شما قرار نیست بیای تیم ما! تا ظهر منتظر موندم بعد یه آقایی اومدن گفتن شما با ما کار میکنی قرار تو نگهداری پروژه های ویندوزی کمک کنی!!!! یه پوزیشن کاملا متفاوت! من تقاضای صحبت با مدیرعامل رو کردم وقتی با ایشون صحبت کردم گفتن تمام ۴ نفری که با شما مصاحبه کردن استعفا دادن! وقتی گفتم چرا اینو به من نگفتید من بخاطر اوت پوزیشن برنامه نویسی از کارم استعفا دادم نه بخاطر پشتیبانی برنامه های ویندوزی! هیچ جوابی ندادن گفتن ۱سال تو این تیم باشید تا ببینیم چی میشه! خلاصه خیلی بی نظم و بی برنامه بود محیطش خیلی قدیمی بود و اصلا حس خوبی نمیداد. بعد دو رزو از شرکت اومدم بیرون دیگه برگشتم سرکار قبلیم.
در مصاحبهای حضوری که دوباره هماهنگ شده بود و به دلیل غیبت مدیر منابع انسانی با تأخیر افتاد، حقوق توافق شد و گفتند مشکلی نیست، اما وقتی برای قرارداد اقدام کردم فهمیدم دوسوم حقوق را در قرارداد نوشتهاند و باقیاش را به صورت کارانه میدهند که در سه ماه یکبار میان ۶۰ تا ۱۰۰ درصد حقوق پایه را شامل میشد. این نخستین شوک بود؛ دومین شوک مربوط به سمتی بود که قرار بود در آن مشغول به کار شوم. فهمیدم مدیر واحد توهماتی دارد و فکر میکرد میتواند واحدی را زیر مجموعهاش ایجاد کند، اما ابتدا نیرو جذب کرده و بعد نتوانست نقشهاش را عملی کند و واحد را به زیرمجموعهاش اضافه کند. این دومین شوک بود. در واحد به طور کلی هیچ کاری برای انجام نبود و همگی دنبال کارهای خود بودند. مدیر این واحد به طور کامل غایب بود، یک دستورالعمل انگلیسی میداد، یکی ترجمه میکرد، دوباره همان را میداد و دیگری انگلیسی میکرد؛ تمام تلاشش این بود که تعداد نیروها را بیشتر کند. از نظر من بیسوادترین و بیعرضهترین فردی بود که در این سمت دیده بودم. جو کار بسیار ناامن بود و به شدت به جنسیت نگاه میشد؛ همه خانمها از سمت این مدیر تهدید میشدند. واحد حراست هم این موضوع را میدانست اما کار خاصی انجام نمیداد. به مرور همه خانمها از آن واحد کنار زده شدند چون هیچکسی از آنها به مدیر احساس رضایت نمیداد. حقوق با تاخیر پرداخت میشد و کارانه یا یک بار داده میشد یا اصلا داده نمیشد. مدیرعامل بدون ضابطه، افراد فامیلهای خودش را هم استخدام کرده بود و حتی کسانی که کارشان ارتباطی با سازمان نداشت با آنها قرارداد مشاوره بسته بود. فضا به شدت مسموم بود. به هیچوجه به افراد تازهوارد در این شرکتهای با فضای ناسالم و بدون تخصص توصیه نمیکنم وارد شوند.
افتضاح به معنای واقعی کلمه. این که گفتن از این که تو هوای شرکت تنفس میکنین باید از خداتونم باشه کاملا درسته. یه چک میگیرن به مبلغ یک سال حقوقتون به خاطر این که در یک شرکت بین المللی کار میکنین. روزی ۹ ساعت و نیم کاره که واقعا زیاده. انقدرم نیروهای خوب کم میرن سمتشون که بچه ها و فک و فامیلای خودشونو آوردن سر کار. برای اثباتش کافیه نام اعضای هیات مدیره رو ببینین و بعدش برین تو لینکدین ببینین چند تا مشابه اونو می بینین. من خودم هر دو مقطع دولتی برتر امیرکبیر و تربیت مدرس بودم و واقعا و عملا به دانشگاه آزادیا و امثالشون توهین میکنن. برای اثبات جعلی بودن نظرات مثبت هم کافیه به توالیشون که همه مال یکی دو ماه اخیرن دقت کنین. تازه یکیشون تو مزایا زده دسترس پذیری خوب!! آخه پونک دسترس پذیریش کجاش خوبه؟! نظر جعلی ایجاد میکنین بیشتر دقت کنین
سها از اون دسته شرکتهاست که بستگی داره توی کدوم تیم باشی به گفته یکی از مدیران که باهاشون صحبت کردم من در بدترین و بی نظمترین تیم ها جذب شده بودم که متاسفانه اینو نمیدونستم مدیرمون به شدت انسان بی انصافی بود اصلا زحمات رو نمیدید و اگر 10000 تا تسک را doneمیکردی اما دوتا به اسپرینت بعدی منتقل میشد در حقوق پایان سالت تاثیر داشت.من شوکه شدم واقعا از شنیدن این جمله همه برنامه نویسا با مفهوم Rubber duck debugging اشنا هستند.یه روز من در حدمرگ حالم بد بود و کارفرما منتظر رفع باگ بود من هرکاری کردم نتونستم تمرکز کنم از مدیرم خاستم ریموت بزنه و کد رو ببینه.کدی که فرد دیگه زده بود و با حال بدم متوجه نمشدم چرا همچین کاریو کرده از مدیرم خاستم بیاد ببینه شاید اون دلیل بیزینسیشو بدونه همین ریموت زدن رو بعدها به عنوان نکته منفی عملکرم بهم گفت واقعا شوکه شده بودم ما هرروز کد میزدیم دو روز بعدش تغییرات میومد همش در حال اعمال تغییرات بودیم ولی شکایت نمیکردم اخرش خوب حقمونو دادن خوووووووووووووب من که استعفا دادم ولی بهتونن پیشنهاد میکنم هرجا رفتید ولی رد فلگ دیدید ادامه ندید مدیری که حوصله توضیح دادن بیزینس نداره.اولین تسکتو تسک عملیاتی میده تشکر نخاستیم تحقیر و توهین میکنه برای یه کمک گرفتن واقعا ارزش هم کلامی نداره چه برسه به همکاری رنج حقوقی خیلی پایینتر از شرکتهای دیگست من حقوقم 3برابر شد توی کار جدیدم دورکاری دارند ولی قوانین من دراوردی در سوزوندن مرخصیها هم دارند من خاطره خیلی خیلی بدی دارم بخاطر مدیر فنی بی وجدان.بیسواد و بی انصافی که داشتم از سها دارم امیدوارم برای دوستان دیگه اینطور نباشه
کار کردن در توربین مپنا (توگا) را با وجود برخی مشکلات تجربه کردم. اگر آدم بیقید و بند و بینظم بودی، احتمالا در مسیر صعود شغلی راحتتری داشتی. حقوق پایه در اینجا به شدت پایین است و بهروزرسانی حقوق در سالهای اخیر صورت نگرفته است. از نظر سطح فنی، فرصتها و حمایتهای فنی مقداری کمبود دارد و به نسبت متوسط، پایینتر است. من خودم از کار استعفا دادم و به هیچکس توصیه نمیکنم که به این شرکت برود.
از تجربه کاری خودم تو این کلینیک راضی هستم تا الان هم حقوق ها تمام و کمال دریافت شده به اطرافیان خودم هم معرفی کردم که شاغل بشن
شرکت زر ماکارون به من پیشنهاد شغلی مدیر انبار داد و با دریافت آن، از کار قبلیم استعفا دادم؛ اما پس از ترک، با وجود وعدههای قبلی، از من خواستند سفتهای به مبلغ پنجصد میلیون تومان بدهند تا به عنوان حسن انجام کار به من بدهند، و حتی رسیدی هم ارائه نکردند. من تصمیم گرفتم بیخیال قضیه شوم و نروم، چرا که این کار باعث شد از شغل قبلیم استعفا داده و زندگیام دچار مشکلاتی شود. واحد منابع انسانی به هیچوجه با من راستگو نبوده و به نظر میرسد به دروغگویی متوسل میشوند.
یک شرکت با جو صمیمی من متاسفم برای اون کاربری که خودش رو بعنوان برنامه نویس تمام وقت ادصاب معرفی کرده و اون نظرات رو نوشته، قطعا ایشون جزو پرسنل شاغل ادصاب نیست و احتمالا کسی هست که خودش مشکل داشته و از شرکت رفته و هرجایی هم که میتونه نظراتی میزاره که متاسفانه همشون هم دروغه! اینجا یک جو صمیمی حاکم هست که حدود 40 نفر کنار هم دارن باهم قبل از کار کردن زندگی میکنن، پس شاید بهتره گفت خانواده ادصاب، من این نظر رو گذاشتم بدلیل ایکنه دیگرانی که دارن این نظرات رو میخونن با اطلاعات اشتباه قضاوت نابجا نکنن! ضمن تاسف مجدد برای اون کاربر قبلی موارد زیر رو در کمال صداقت عنوان میکنم: 1- اینجا اصلا گازی وجود نداره که بشه روی اون با ماهی تابه (نه مای تابه) غذا گرم کرد. 2- بدلیل دروغی که در خصوص ماهی تابه گفته بودند مشخصه که معده کسی هم مشکل پیدا نکرده. 3- آشپزخانه اینجا 10 متر نیست و 20 متره و کسی هم داخلش غذا نمیخوره. 4- ما اینجا در یک اتاق مجزا از سایر اتاقها و آشپزخانه غذا میخوریم که اتفاقا شرکت میتونست این اتاق رو هم بعنوان اتاق کار در نظر بگیره که مثل خیلی جاهای دیگه پشت میزمون غذا بخوریم و این کار رو نکرده. 5- در زمان غذا خوردن مدیران شرکت به دلیل راحتی پرسنل در کنار ما نیستند که بدونن ما کی قراره نون بخریم پس این هم یک دروغه دیگه بود که عنوان شد. 6 - اینجا در مصرف دستمال و سایر ملزومات مصرفی محدودیتی نیست چون ما خودمون اینقدر فرهنگ داریم که بدونیم چطور باید از ملزومات مصرفی استفاده کنیم. در نهایت من میخوام دعوت کنم از هرکسی که براش مهمه که بیاد و محیط شرکت مارو از نزدیک ببینه و واقعیت های عینی رو با چشمش مشاهده کنه تا مشخص بشه که واقعیت چیه. امیدوارم حال همه همیشه اینقدر خوب باشه که نخوان با دروغ خودشون رو آروم کنن. با آرزوی موفقیت برای همه دوستان
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.