در این شرکت با فقر مدیریت مواجه شدم و بینظمیهای بسیاری در تیمها دیدم. رفتار منابع انسانی هم چندان قابل اعتماد نبود و احساس میکردم که ارائه اطلاعات دقیق چندان در دستور کار نیست. به کسانی که به دنبال فرصتهای شغلی هستند، پیشنهاد میکنم که گزینههای دیگری را مدنظر قرار دهند زیرا پاسخگویی و صداقت در فرآیندها به شدت کم است. در کل تجربهام نشان میدهد که تیمها غالبا با دروغگویی همراه است و این جو stitches کار را سخت میکند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در توضیح تجربهام باید بگویم که حدود یک سال پیش، پیام چکیدهای از رزومهام را فرستادم که سابقه ده ساله در حراست و انتظامات دارم. مصاحبه نخست را با احترام کامل و با رفتار مناسب سپری کردم و چون در جایگاه خودم مشغول به کار بودم، همه چیز به خوبی پیش رفت و هر دو طرف راضی بودند. اما بعد از این مرحله گفتند برای خودشان نمیخواهند؛ قصد داشتند یک انبار در شهر کرج را به یک پیمانکار بسپارند و نتیجه این شد که آن طرف کارفرمای مستقیم من نبود و حقوقم هم نسبت به زمانی که خودم بودم، به میزان یک میلیون تومان کمتر شد.
تجربه من از کار در خانومی پر از تضاد است: ظاهر شرکت ممکن است فریبنده باشد اما واقعیت این است که کارمند عادی به سختی دیده میشود و انگار تنها وظیفهاش این است که کارش را انجام بدهد و بس. رفتار مدیران با من از همان اول نشان داد که قدری تفاوت بین جایگاهها وجود دارد و در مقابل هر سوالی معمولا پاسخی دوستانه و سازنده نمیگیرم. نارضایتی از مدیریت و واحد منابع انسانی یک تجربه همیشگی و روزمره است و به ندرت اتفاق میافتد که چیزی به تصویر لینکدین اضافه شود. تغییر مداوم نیروها هم به چشم میخورد و حتی اطرافیان هم متوجه این مسئله بودند، چه همسایهها چه افراد مرتبط با مسیر شرکت. یکی از نکات تلخ این است که هیچ فرصت مشخصی برای پیشرفت وجود ندارد و اگر لازم باشد، گاهی یک نفر بالادستی بیسواد معرفی میشود تا مشکلات را به دوش بگیریم و شما مجبور میشوید با این وضعیت کنار بیایید. در بحث حقوق هم اگر مرتب حضور نداشته باشی، به شدت با کمبودها روبهرو میشوی. مدیران شرکت جز کارمندانی معدود که باقی میمانند، سریع از موقعیت خارج میشوند یا با نام و رسم خانومی از آنجا خارج میشوند و اکثر افراد با دانش سطحی به کار میآیند. فقط چند نفر هستند که کار بلد هستند و حقوقهای مناسب میگیرند و به مدیریت وصلاند. نتیجه این است که ظاهر شرکت فریبنده است و حس خوبی به وجود نمیآورد؛ تمام انرژیم را میگیرد و انگیزه را از بین میبرد. متأسفانه به نظر میرسد که مدیریت mikromnagement حاکم است و بهطور معمول هر خطای کوچک به گردن همکاران میافتد. واحد منابع انسانی هم حال و هوای بهتری از گل chor در ورودی ندارد.
به خاطر تجربهای که توی تیم تولید داده کاوان داشتم، میخوام به صورت روشن و واقعبین بنویسم. ضعفهای مدیران و سرپرستان مجموعه به اندازهای مشخص بود که نظارت صحیحی بر عملکردها وجود نداشت و پروژهها به تاخیر می افتاد؛ مشخصا مدیران به مهلتها اهمیت نمیدادند و هر بار جدولی برای ددلاینها میچینند اما به بررسی دلیل تأخیر نمیپردازند و دوباره فرصت میدهند تا کیفیت کار به طور قابل توجهی پایین بیاید. گروههای تحت نظر هم دانش فنی لازم برای حوزهشان را ندارند و درکی از موضوع بهدرستی وجود ندارد. ساختار تیمها هم به لحاظ طراحی اشتباه است؛ هیچ دورهای برای آنالیز محصول وجود ندارد تا با شناخت دقیق مشتری و نیازهایش بتوان پروژه را پیش برد، در نتیجه پروژههای تولیدی با شکست رو به رو میشوند. از نظر فرایندهای کاری، ابزارها و روشهای قدیمی استفاده میشود و انگیزه برای تغییر رویکرد کم است. شنیدههای دروغ درباره وضعیت شرکت هم وجود داشت و پاداش و بهرهورى بهطور نامناسبی اعمال میشد؛ حقوق هم به موقع پرداخت نمیشد و کمتر از نرخ بازار بود. فضاى کار به طور گسترده از شایعهسازى و فضاى منفی پر بود و بیشتر این فضا از جنس نیروهای قدیمی شرکت بود. یک عامل دیگر که باعث کمشدن انگیزه میشد، نبود مسیر شغلی مشخص برای افراد است؛ فقط هر ۱۸ ماه میشود برای افزایش حقوق درخواست داد و جلسهای برگزار میشود که مدیرانی که به واحد شما مرتبط نیستند درباره شما نظر میدهند. نقاط قوت هم وجود داشت: وعده ناهار و پکی از پاداشهای پایان سال، امکان دورکاری و شناوری خوب. مدیرعامل هم تغییر کرده بود که احتمال میرفت در آینده با حضور مدیران جدید اوضاع شرکت بهبود پیدا کند و مشکلات از جایی حل شود که افراد کلیدی ترک نکنند. توصیه برای کسانی که تازهکار هستند این است که یک تا دو سال بیشتر از سود نمیبرند و برای افراد با تجربه بالا شاید ارزش زیادی نداشته باشد. توصیه به مدیران شرکت این است که به حرفهای کاربران دقت کنند و به واقعیتها توجه بیشتری نشان دهند تا از فضای منفی موجود کاسته شود.
برای من به عنوان کسی که از تجربه کار در فروشگاه اسمارت حرف میزند، اغلب برداشت از برند آنها با واقعیت فرق دارد. تصور میکردم وارد یکی از استارتاپهای بزرگ ایرانی میشم، اما واقعیت فرق میکند. مصاحبه هیچ پرسشی از من نکردند و وعدههای حقوق و مزایا فقط برای جلب انگیزه بود. فردای مصاحبه از من سفتهای به مبلغ صد میلیون گرفتند بدون قرارداد و این کار قانونی نبود. کار در آنجا به همهچیز میکشید؛ از تخلیه بار و چیدمان گرفته تا نظافت، جمعآوری و بستهبندی سفارش، تحویل به پیک و ثبت در سیستم. شیفتها به صورت چرخشی بود و به مدت نه ساعته، سه روز در هفته تا نیمههای شب میکشید. تعطیلات رسمی وجود نداشتند و گاهی تا بیستوپنج دقیقه بامداد هم حضور داشتیم بدون اضافهکاری حسابشدن. در نحوه محاسبه اضافهکاری و تعطیلی و جمعهکاری، حقوق اگر تنها بودم، به حداکثر بیشتر از هشت نمیرسید. یکی از گمانهها این بود که یک ساعت از نه ساعتی که کار میکردیم اضافه محسوب نمیشد و تعطیلی هم حقوقی نمیشد. وعده مرخصی ۲٫۵ روز در ماه داده میشد اما درخواستها رد میشد. قرارداد وجود نداشت و تصمیمگیریها هم به ساعتی بیثبات بود. با سابقه یکونیم سال کار، یک مدیر فروشگاه را با رابطهای نامشهود به عنوان سرپرست منصوب کردند، و امنیت شغلی وجود نداشت. جمعبندی اینکه از نظر من هیچ نکته مثبتی در این محیط احساس نمیشد؛ اذیت پرسنل و بیتوجهی به مشکلات رایج بود. هر مجموعهای که مدام تبلیغ جذب نیرو دارد و نیروهایش تکمیل نیستند، موضوعی مشکلیه دارد و بهتر است وقت صرف آنجا نشود.
با این شرکت فرگستر تجربهای ناخوشایند داشتم و قصد دارم بدون نامبردن از جزئیات توی متن، حس و واقعیت را به زبان خودم توضیح بدهم. وقتی برای پشتیبانی نرمافزار رزومه فرستادم، روز مصاحبهای دوباره داشتیم. در نخستین جلسه همه چیز خوب به نظر میرسید تا اینکه قرار شد با مدیر بخش مربوطه صحبت کنم تا در صورت تأیید او کار را شروع کنم. مدتی طول کشید تا ایشان برسند و برخوردی که در همان ابتدای وارد شدن داشتند واقعا آزاردهنده بود؛ نه ادب، نه شعور، نه آرامش و رفتارشان به هیچ عنوان حرفهای نبود. در طول مصاحبه من را به دروغگویی متهم کردند و وقتی تعجب من از این موضع آشکار شد، همکارانشان سعی کردند بحث را عوض کنند. به شدت احساس میکردم که اگر دوربین داخل اتاق نبود، ممکن بود اتفاقی جدی بیفتد. در پایان از من پرسیدند چه حقوقی میخواهم و من چیزی حدود بیست میلیون پاسخ دادم، که آن عزیز بدون مقدمه پاسخ داد که اگر این مقدار باشد باید بتوانم دندانهای همان اسب را هم بشمارم تا معنایی از نقد پولی بدهد. در نتیجه دیدگاه من نسبت به سطح برخورد و ادبیات شرکت به طور کامل منفی شد و تصمیم گرفتم به همکاران این فرد هشدار بدهم و خودم هم از هر گونه ارتباط در آینده با چنین رفتاری صرفنظر کنم. اگر برایتان ارزش دارد، بهتر است به نام آن فرد یا رفتار او فکر نکنید و از هرگونه ارتباط احتمالی با او دوری کنید.
من حدود یک سال و نیم تو ارنیکا به صورت تمام وقت کار کردم. هدفم از نوشتن تجربیاتم اینه که واقعا بتونه حتی به یه نفر کمک کنه که زندگیش و وقتش تباه نشه. تو ارنیکا شما تو پوزیشن خودت می مونی تا هر دوماه یه مدیر جدید بیاد و همه چیز از اول. مدیران جدید چون حقوق های بالا میگیرن حتی اگه برنامه ای داشته باشن تبدیل به ادم های بله چشم گوی مدیرعامل بی وجدان مجموعه می شن بنابراین گول اسم های بزرگی که وارد ارنیکا میشن رو نخورین چون مسئله برای مدیران فقط حفظ پوزیشن به هر قیمتی و گرفتن حقوق نجومیه. من توی این یک سال و نیم هیچ دو تاریخ مشترکی حقوق نگرفتم و حتی ماه های اخر به دوماه عدم پرداخت هم رسید. تازه نه به صورت یکجا بلکه بیمه ای رو برات می ریزن که گشنه نمونی و بقیه رو هر وقت حال کنن میریزن. بنابراین اگر قسط دارین، اجاره میدین، مریض میشین باید بمیرین چون chro مجموعه اعتقاد دارن مدیریت مالی بلد نیستین، البته حق داره منم اگر ماهی 150 میلیون میگرفتم می تونستم دوماه رو مدیریت کنم. می رسیم به سیستم انگشت زنی! انگشت زنی جایی معنا داره که کسر و اضافه کار معنا داره. چطور ممکنه 5 دقیقه تاخیرت کسر بشه ولی دو ساعت اضافه کاری هر روزت حساب نشه؟؟؟ به ما می گفتن که درک کنین هولدینگ تو بحرانه، نقدینگی پایینه... فقط سوال اینجاست برای حقوق های دلاری و میلیونی مدیران ارشد هم نقدینگی پایینه؟؟ برای تبلیغات میلیاردی اکسکوینو تو فیلیمو و ضخم کاری و بیلبورد و هم نقدینگی پایینه؟ برای پورش اقای مدیرعامل و سفرهای مداوم به دبی و بی اخلاقی ها هم نقدینگی پایینه؟ اصلا چرا حتما باید یکی تو لینکدین پست منفی بذاره تا تسویشو بدن؟اونم تسویه ای که از صد طرفش و می زنن تسویه های نیروهای خروج به یک سال رسیده و نرخ خروج به شدت بالا. هر وقت هم با تیمی حال نکنن از فرداش بدون در نظر گرفتن شرایط حرفه ای و انسانی تو ساختمون راهت نمیدن. تمام مجموعه پر از دوربینه و ساختمون شنود داره. سیستم ها مانیتور میشه و چک میشی که چند دقیقه کار کردی! این در حالیه که همه می دونن شرکت به کجا وصله و چه پول کثیفی در میاره. حتما می پرسین چرا یک سال و نیم موندم. جواب ساده است. من تیمم رو دوست داشتم و دوستان خوبی داشتم و این تنها مزیت ارنیکا برای من بود ولی از یه جایی به بعد دیگه دوستام رفتن. با درد و غم رفتن. خلاصه که اگر انسان باشین، اگر عاقل باشین هرگز وارد این مجموعه نمیشید.
من تا حالا تو این شرکت کار نکردم ولی تجربه خوبی تو روال مصاحبه نداشتم روز اول که رفتم مصاحبه 3 نفر باهام مصاحبه کردن که حتی نمیدونستن باید ازم چی بپرسن.... یکی از مصاحبه کننده ها به بغل دستیش یواش گفت که یه چند تا سوال سریع طرح کن که ازش بپرسیم..... بعد از این مصاحبه یه دونه جلسه دیگه هم گذاشتن که بازم هیچ چیزش نرمال و استاندارد نبود و دقیقا عین همون مصاحبه اول بودش ولی رفتارشون خیلی مودبانه و انسانی بود... این مصاحبه که تموم شد بعدش فرستادن یه مصاحبه با منابع انسانی انجام بدم با شخصی که مصاحبه کردم نگاهش طوری از بالا به پایین بود که انگار من به زور رفتم اونجا ولی در همون حالت هم باز یه طوری رفتار میکرد که انگار همه چیز خوب و ایده ال هستش کلا دوگانگی تو کلام و رفتار و شخصیتش خیلی اذیت کننده بود.... این مصاحبه که تموم شد یه مصاحبه با حراست هم چند روز بعدش برام گذاشتن... دوباره همون سوالای الکی و پوچ و بیهوده بعلاوه کلی مسایل عقیدتی سیاسی و اجتماعی و از این جور مزخرفات ازم پرسیدن که حتی نمیتونم درک کنم که چرا باید به همچین سوالایی جواب بدم یه اطلاعاتی ازتون میگرن که حتی باورشم نمیکنید... اخر سر برای شروع همکاری تماس گرفتن و یه حقوق فوق العاده پایین گفتن وقتی بهشون گفتم چرا انقدر پایین گفتن که تا دلت بخاد میتونی اضافه کاری کنی .... کلا بی خیال شدم....
واقعا جای مزخرف با حقوق پایین و خارج از حد عرف هستش حتی ساده ترین موارد هم رعایت نمیشه و پروسه استخدام فوق العاده طولانی و زمان بری داره اصلا پیشنهاد نمیکنم که حتی بهش فکر هم کنید
در این شرکت که با نام پردازش الکترونیک راشد سامانه (پارسا) میشناختم، جو کار به شدت غیرحرفهای بود و اکثر همکاران تازهکار یا دانشجو بودند. برای کارآموزی خوب به نظر نمیرسید چرا که امکانات کم بود و حقوق هم برای یادگیری و پیشرفت کافی نبود. شرکت کوچک و با سابقهای نسبتا ناچیز داشت و تنها یک پروژه محدود را دنبال میکردند که روش کار در همان راستا بود. من به این نتیجه رسیدم که اعتبار شرکت چندان بالا نیست و آیندهی مشخصی برای رشد وجود ندارد.
باورنکردنی است که در این محیط چه رفتارهای سطح پایین و بیاخلاقیهایی وجود داشت. من به شدت متوجه تفاوتهای رفتاری بین همکاران زن و مرد شدم و رانتخواری و پارتیبازی به وضوح حاکم بود. فضای کاری به شدت زیر آبزنی بود و هرکس که مدیر آنجا شده بود از جنس پارتی بازی و بیسوادی بود. کاستن از امیدها و ناامیدی روزمره در اینجا خیلی ملموس بود و هیچ کس واقعا از این وضع دفاع نمیکرد. واقعیت این است که به هیچوجه نمیشد اینجا را پیشنهاد کرد یا به عنوان تجربهای مثبت نگاشت.
برای من که به حوزه SAP ERP علاقهمندم و میخواهم مسیر کاریام را آغاز کنم، گزینهای مناسب و فرصتسازی است. اینجا امکان یادگیری و پیشرفت خوبی وجود دارد و پروژههای پیادهسازی متنوع، فرصت تجربهی واقعی را برای هر نفر فراهم میکند. اگر در حوزه SAP آشنا باشید میدانید که بهروز بودن دانش خیلی حیاتی است و از این منظر این شرکت واقعا در بازار پیشرو است. شرکت در حال رشد است و مدیران به بهبود شرایط کارکنان به شکل معنا دار فکر میکنند. فضای کار حتی در نگاه نخست، دوستانه و صمیمی است و همکاران معمولا از به اشتراکگذاری دانش دریغ نمیکنند. در بحث حقوق، وقتی وارد میشوید حقوق اصولا همان پایهی استانداردهای وزارت کار است، اما با داشتن رشد و پیشرفت در کار، افزایش حقوقهای نسبتا مناسبی میتواند اتفاق بیفتد. به طور کلی شروع کار در این شرکت کمی دشوار به نظر میرسد و تنها افرادی که واقعا علاقهمند یا با انگیزه بالا هستند، ممکن است بتوانند پایداری نشان بدهند. نقاط منفی دیگری هم وجود دارد، از جمله عدم امکان دورکاری و ساعات کاری نسبتا طولانی.
با سلام آقا این شرکت مضحکترین شرکت تهران به نظر من این ***** که دوستان هم بهش اشاره کردند ***** موقعی که پروژه ERP رو توسعه میدادیم نظرات تخصصی اعمال کردند. آخر سر هم شرکت سر داستان متخصص بازی ایشون 13 میلیارد محکوم شد از سوی صندوق تعاونی دیگه شما حدیث مفصل بخوان از این مجمل. بیخودی عمر خودتون به هدر ندید این شرکت از نظر من که یک سال و نیم کار کردم توش به دردی نمیخوره
از نظر من بهتره تجربهای که چند سال به طور مستقیم با این شرکت کار کرده باشی رو بشناسیم تا بتونیم قضاوت دقیقتری گفت. در طول این سالها کار با این شرکت با وجود چالشهای مشابه سایر شرکتها، طی زمان شاهد بهبود در همه بخشها بودم و بهبودها به چشم میآمد. مزیتهای زیادی وجود داره مثل حقوق بهموقع، پاداشهای فصلی، ساعات کاری شناور، تیم حرفهای، محیط پویا، مناسبتهای کاری و هدایای مرتبط، امنیت شغلی، امکان ارتقا شغلی، بیمه تکمیلی، وام، امکانات رفاهی و ورزشی و سایر امکانات. در زمینه یادگیری، بخش اصلی کتاب راهنما هست و برای هر نیروی تازهکار یه منتور و نیروی باتجربه بهطور مستقیم کمک و پشتیبانی میکردن. شاید در گذشته نیروها در شرکت بیشتر درونگرا بودن، اما الان فضا کاملا صمیمی شده و از افراد با انرژی و برونگرا استقبال میشود و تبادل دانش به شکل تیمی اتفاق میافتد؛ جلسات ویژهای برای انتقال دانش داریم. شرکت تلاش میکند نیروهای باهوش و با استعداد رو جذب و نگه داره؛ بنابراین اگر دنبال پیشرفت و یادگیری در زمینه SAP هستید، سامه آرا گزینه مناسبی در بازار ایران است چون پروژههای متنوعی دارد که به یادگیری و توسعه رزومه کمک میکند. مدیرعامل واقعا دلسوز است و تا جای ممکن مشکلات کارکنان را پیگیری میکند. از نظر حقوق هم طبیعی است که حقوق ابتدایی مانند سایر شرکتها کم باشد، اما با گذر زمان و با توجه به توانمندیها، افزایشی قابل توجه دیده میشود. سابقه و پروژههای پیادهسازی شرکت در بازار ایران نشاندهنده عملکرد خوبش است. در کل پیشنهاد میکنم.
سلام به همه خب دوستان زحمت کشیدن توضیحات کامل و واضحی رو ارائه دادند فقط بگم بنده هم این شرکت رو واسه هیچ کس مناسب نمیدونم برید داخل پشیمون میشید.
مزخرفترین محیط برنامه نویسی با مزخرف ترین مدیر فنی. دانش مدیر فنی شرکت به 50 سال پیش برمیگره فک کن مدیر فنی چیزی از تکنولوژی های روز برنامه نویسی نمیدونه. از نظر ساختاری اصلا چیزی به اسم معماری ندارن. یه محیط Custom شده ای که بدرد پشیرفت نمیخوره. دانشی که از شماران بدست میاری فقط میتونی توی شماران استفاده کنی نه جای دیگه. یه چیز مسخره بگم اینه که برنامه نویساش حتی سیستم هاشون به اینترنت وصل نیست. اگه هم یه روزی پشیمون بشی که از شرکت بخوای بیای بیرون با همون سفته هایی که روز استخدام ازت میگیرن تهدیدت میکنن.....
من در محیط کار با سردی و بیروحی روبهرو شدم، جایی که مدیریت کند و بینظم بود و هیچ سازوکاری برای سازماندهی کار وجود نداشت. من مجبور بودم با لپتاپ شخصی کار کنم و پرداخت حقوق همواره به تاخیر میافتاد. تجربهام با این شرکت یکی از ناخوشایندترینها بود؛ پروژهها با مهلتهای فشرده و زمانبری بالا ارائه میشدند و فشار زیادی از سوی مدیران روی من و همکاران بود. مدیر شرکت گاه از موقعیت کارآموزان سوءاستفاده میکرد و گاهی پروژههای واقعی را به عنوان کارهای آموزشی به آنها میسپرد. پرداخت حقوق برخی ماهها به تاخیر میافتاد و در مواردی حتی تاخیری در حقوق آخرین ماهها دیده میشد. فضای شرکت به چشم میخورد که نظارت بسیار زیادی با استفاده از دوربینها وجود دارد و از افراد برای تضمین تعهد مالی سنگین سفتههای میلیونی تا میلیاردی میگیرند. قولهای مدیران نیز اغلب عملی نمیشود. امیدوارم دانشجویان و کارجویان به دام این شرکت نیفتند و با احتیاط وارد شوند.
سلام از دوستان اولا خواهش میکنم ادب رو رعایت کنن و به کسی توهین نکنند و اسم هم نبرند و از مدیریت سایت خواهش میکنم که این اسم هارو کامل پاک کنن . من هم بعد مدتها تو این شرکت توصیه ای که دارم اینه که وارد این شرکت نشید مخصوصا تیم منابع انسانی که اصلا نرید. شرکت در وضعیت خوبی نیست و کلا محیط پرتنش و با فشار روانی بسیار بالایی داره سعی کنید قید این شرکت رو از لیست کاریتون بزنید. مزایای شرکت نهار رایگان. پاداش سه ماهی 30 درصدی. و وام هایی که وابسته به مدیریت است رو داره. سالن ورزشی و ماهی یکبار هم میتونید از رستوران شرکت غذا با تخفیف تهیه کنید. موفق باشید
باسلام من چند ماهی در خدمت این شرکت بودم توصیه های ارزشمندی دارم که قبلا از رفتن به این شرکت حتما بهش توجه کنید. اول اینکه مجموعه منابع انسانی واقعا حیله گر هستند مواظب قراردادتون باشید هر عددی رو میخاید حتما بعنوان حقوق پایه ببندیدو نذارید دو تا عدد بهتون بگن آقا 35 میخای بگو همین رو واست پایه بزنن والا عددت به 19 هم نمیرسه دومین مساله هر تیمی میرید تیم ***** نرید. خودش آدم بدی نیست ولی دو تا هد حرومزاده به تمام معنا دارند که کل تیم رو بهم زدند و همه رو از اونجا فراری میدن مخصوصا فهیمی بی ..... این دوتا اولا سعی میکنند کسی که وارد تیم میشه از اونا پایین تر باشه و اگه بفهمن بیشتر بلده و میتونه کاره ای بشه زود دو به هم زنی بین مدیریت فنی و نیرو شروع میشه تا جایی که نیرو رو از تیم حذف کنند. من پیشنهاد میکنم که کلا این شرکت رو از اولویت کاریتون بندازید بیرون جای مناسبی نیست.
من خودم نیروی منابع انسانی ارنیکا بودم، اما واقعا مدیران منابع انسانی از کارشناسان توقع دارن خبر ببرن و بیارن! هیچ بهایی به تخصص افراد و کلا پرسنل داده نمیشه! حقوق ها با تاخیرهای یکی دو ماهه به زور پرداخت میشه! به راحتی به ادمها توهین میشه! فرهنگ سازمانی بسیار داغونه!
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.