سلام از اول مراحل جذب که منابع انسانی بسیار محترمانه و پیگیر همراهی کردن سپس یک مصاحبه آنلاین با مدیریت بخش فنی انجام شد که سوالات دقیقا مرتبط با شغل درخواستی بود و بعدش مصاحبه حضوری جهت معارفه بود بیشتر . درکل فرآیند جذب و استخدام بسیار عالی و بدون مشکل بود
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
سلام .میخوام تجربه کاری حدود دو ساله خودم رو در فن آوا به اشتراک بگذارم در اول فقط به این مورد اشاره کنم که شاید تنها موردی که این شرکت رو بخوام به کسی معرفی کنم فقط کسانی هستند که اولین شغل خودشون رو میخوان داشته باشن و هیچ سابقه کاری نداشتن بنظرم جای خوبی برای رشد هست (مثل کوره که آتیشت میزنه ولی پخته میشی ) توی مبحث حقوق بسیار ضعیف عمل میکنن و کارشناس بعد از دوسال سابقه کاری و ارتقا شغلی که داشته به واحد جدید ولی همچنان حقوقش درست نمیشه و همیشه به همه افراد واحد اعلام میشه که شما از لحاظ فنی صلاحیت حقوق کامل رو ندارید . مورد دوم در رابطه با امنیت شغلی هست که در طول جنگ تعدیل های بسیاری داشت این شرکت . مورد سوم ضعف شدید عملکرد مدیران در رابطه با ارتباط با کارمندان هست که فقط زبان تعامل با کارمند جریمه های مکرر و توهین هستش . مورد چهارم نقطه قوت پرداخت به موقع حقوق (بسیار ناچیز) هستش .و اینکه تمام رفاهیات سال های قبل به طور محسوسی کاهش پیدا کرده به طور مثال کادو های مناسبتی یا کارانه که سالی دوبار واریز میشه به مقدار بسیار کمتر نسبت به سال های گذشته . مورد پنجم اینکه از حق نگذریم واقعا جای رشد خوبی هستش به لحاظ فنی و این بزرگ ترین نکته مثبت این شرکت هست جمعبندی حدالامکان سعی کنی خودتون وارد این باتلاق نکنید مگر بخاطر بی تجربگی و عدم دانش فنی لازم که شرکت دیگری نمیتوانید بروید
به دنبال یک مصاحبه طولانی اما بینتیجه بودم؛ چهار نفر را در یک بازه زمانی طولانی معطل کردند و حداقل نیم ساعت وقت تلف شد. در نهایت تنها خودم را معرفی کردم و عملاً گفتوگوی جدی یا سوال فنی نبود، و از رفتار و فضای مجموعه احساسی مثبت نگرفتم.
وقتی وارد ساختمان شدم، جو سالن فضا رو خو گرفت و خیلی خودمونی به نظر میرسید. برای مصاحبه خبری از فرمهای خشک نبود و تنها ده دقیقه بعد من رو برای گفتوگو صدا زدند. ابتدا پرسشهای تخصصی تیم مارکتینگ مطرح شد و سپس چند سؤال درباره هوش و روانشناسی مطرح شد. در کل حس کردم وارد مجموعهای حرفهای، آرام و چابک شدهام.
شرکت رنتیفا برای من تجربهای پرتلاطم و پر از نامطمئنی بود. در طول یک سال مدیرعامل دوبار تغییر کرد و تیم مدیریتی ما نیز سه بار عوض شد؛ هر بار تغییر، فشار روانی و سردرگمی زیادی به تیم اضافه میشد. اکثر همکاران بدون قرارداد رسمی کار میکردند؛ در ابتدا قرارداد سهماههای بسته شد اما هرگز تمدید نشد و وقتی اعتراضی میکردیم، پاسخ مشخصی نمیگرفتیم و تنها میگفتند نگران نباشید. چندینبار دیدم که همکاران بدون اطلاع قبلی از کار برکنار میشدند و بعضیها همان روز با ایمیل اعلام میشد که لازم نیست بیایند. حقوق کم بود و اضافهکاری هم بدون پرداخت هیچ مزدی انجام میشد و مزیت خاصی هم وجود نداشت. جو کاری هم بهلحاظ سالم بودن مناسب نبود؛ قبل از عید ninety-nine تقریباً نود درصد کارکنان بهطور ناگهانی و بدون توضیح تعدیل شدند.
شرکت در بهترین شرایط هر ۲ ماه پرداختش کامل میشه سبک مدیریت به شدت ضعیفهست و مدیر عامل عمده وقت خود را در دخالت امور شخصی کارکنان صرف میکند تا پیشرفت شرکت.جالب تر این هست شرکت بیشتر از اینکه مهندسی باشه شبیه به موکب هست واقعا تجربه تلخی بود این همکاری هرچند کوتاه
قبل از پیوستن، درباره فضای واقعی کار تحقیق کنید اگر قصد دارید همکاری با این مجموعه را شروع کنید، پیشنهاد میکنم قبل از تصمیم نهایی، کمی بیشتر درباره فضای کاری و نحوه مدیریت آن تحقیق کنید. تجربه من نشان داد که بین تصویری که در زمان جذب نیرو ارائه میشود و واقعیت روزمره محیط کار، ممکن است تفاوتهایی وجود داشته باشد. یکی از مسائل مهم، احساس نبود ثبات و امنیت شغلی است که میتواند باعث شود کارکنان با اطمینان کافی برای آینده کاری خود برنامهریزی نکنند. در کنار آن، کیفیت مدیریت و نحوه برخورد برخی مدیران با کارکنان نیز جای تأمل دارد؛ در مواردی برخوردها از چارچوب یک ارتباط حرفهای خارج شده و احساس احترام متقابل به اندازهای که انتظار میرود وجود ندارد. از طرف دیگر، واحد منابع انسانی و برخی فرایندهای داخلی نیاز به بهبود جدی دارند. بخشی از امور اداری و سازمانی پیچیده و زمانبر است و به جای اینکه مسیر انجام کار را سادهتر کند، گاهی خودش به یک مانع تبدیل میشود. از نظر امکانات و شرایط کاری نیز نمیتوان انتظار یک محیط کاملاً استاندارد و ایدهآل را داشت. در کنار این موارد، فشار و شرایط کار باعث میشود تعادل میان زندگی شخصی و شغلی برای بسیاری از افراد چالشبرانگیز باشد. در مجموع، اگر این مجموعه را برای شروع یا ادامه مسیر شغلی خود در نظر گرفتهاید، توصیه میکنم پیش از قبول پیشنهاد، حتماً با کارکنان فعلی یا سابق گفتوگو کنید و درباره سبک مدیریت، شرایط واقعی کار، ثبات شغلی و فضای تیمی اطلاعات بیشتری به دست آورید. این نوشته صرفاً بیان یک تجربه شخصی است و طبیعتاً ممکن است تجربه افراد در تیمها و دورههای مختلف متفاوت باشد.
تجربه من از کار در فرنا، تجربه مثبتی نبود. شرکتیه که به نظرم بیشتر تلاش میشه ظاهر ساختار منابع انسانی حفظ بشه، اما در عمل مشکلات جدی در مدیریت و نظم سازمانی وجود داره. مدیریت رو بسیار ضعیف دیدم و بعضی تصمیمها و فرآیندها واقعاً بینظم و بیقاعده به نظر میرسن. از طرفی، نسبت بین حقوق و حجم و میزان کاری که از افراد انتظار میره، به نظرم اصلاً متعادل نیست. در بعضی موقعیتها هم برخوردهایی وجود داشت که از نظر من رنگ و بوی تحقیرآمیز داشت و فضای کاری رو سختتر میکرد. در مجموع، با توجه به تجربه شخصی خودم، این شرکت رو برای کار پیشنهاد نمیکنم؛ مخصوصاً اگر براتون مدیریت حرفهای، ساختار سازمانی سالم و تناسب بین مسئولیت و دریافتی و حتی آرامش روان براتون اهمیت داره.
قصهی تلخِ پشتِ نقابِ «هوشمندی» وقتی اسم یک شرکت «توسعه تجارت هوشمند» است، آدم انتظار دارد حداقل رفتار با نیروهای انسانیاش هم «هوشمندانه» باشد. اما متأسفانه تجربهی حضور در شرکت «فرنا»، قصهی متفاوتی است. من این متن را نه برای تخریب، بلکه برای شفافسازی مینویسم؛ برای تمام همکارانی که در جستوجوی محیطی حرفهای هستند و ممکن است مثل ما، فریب ظاهرِ کار را بخورند. واقعیت این است که در فرنا، به جای توسعه و هوشمندی، ما با مجموعهای از چالشهای فرساینده طرف بودیم: از عدم امنیت شغلی و بینظمیهای کلافهکننده گرفته، تا حقوقی که با هیچ متر و معیاری «کافی» نبود و نبودِ پاداش که خستگیِ کار را دوچندان میکرد. اما دردناکتر از همه، فرهنگِ «کنترلِ حداکثری» است؛ اینکه به جای اعتماد، با دوربین و نظارت افراطی با متخصصها رفتار شود، یعنی عملاً اصلیترین سرمایهی یک شرکت، یعنی «اعتماد»، در این مجموعه گم شده است. اینجا محیطی است که در آن «توازن کار و زندگی» بیشتر شبیه یک شوخی تلخ است و «مدیریت ضعیف» باعث میشود بهترین استعدادها، بهجای رشد، فقط به فکر فرار باشند. نوشتنِ این کلمات سخت است، اما سکوت کردن در برابر «محیطِ غیرحرفهای» و «بیعدالتی»، یعنی همدستی در ادامه دادنِ همین چرخه. امیدوارم این کلمات، تلنگری باشد برای مدیریت مجموعه؛ شاید هنوز راهی برای بازگشت به مسیر حرفهای و انسانی وجود داشته باشد. و هشدار و توصیهای برای دوستان عزیزم که در حال جستوجوی کار هستند: قبل از انتخاب، فقط به برند نگاه نکنید، به فرهنگِ پشتِ پردهاش هم دقت کنید.
تجربه کاری من در شرکت نرمافزاری مدیریت رستوران «حامی» چندان مثبت نبود و مهمترین مشکل، ضعف جدی در مدیریت و ارتباط با کارکنان بود. از نظر مدیریتی، تصمیمگیری و ارتباط بین واحدها ضعیف بود و در محیط کاری متأسفانه حاشیه، زیرآبزنی و انتقال نادرست مسائل بین افراد هم دیده میشد. بخشی از زمان کاری بهجای یادگیری و پیشرفت، صرف حاشیه و اتلاف وقت میشد و شخصاً احساس نکردم فرصت مناسبی برای رشد و یادگیری تخصصی وجود داشته باشد. موضوع پرداخت حقوق نیز یکی از نکات منفی مهم بود؛ پرداخت بهموقع و منظم حقوق آنطور که انتظار میرود انجام نمیشد. در کنار آن، شرایط مربوط به بیمه تکمیلی هم مناسب نبود و شرکت توانایی یا امکان ارائه بیمه تکمیلی مطلوب به کارکنان را نداشت. از طرف دیگر، تایمهای آنکال نسبت به مبلغ دریافتی، تناسب چندانی نداشت و مسئولیت و زمانی که از کارکنان انتظار میرفت، با جبران خدمات همخوانی کافی نداشت. در مجموع، تجربه من از این شرکت بیشتر از آنکه باعث رشد شغلی شود، با ضعف مدیریت، ارتباط نامناسب با کارکنان، حاشیههای سازمانی و اتلاف زمان همراه بود. اگر برایتان محیط کاری سالم، مدیریت منظم، پرداخت بهموقع، یادگیری و مسیر رشد شغلی اهمیت دارد، پیشنهاد میکنم اصلا سمت این شرکت نرید . مدیریت بیشتر به فکر حقوق کارمنداش باشه بیشتر به فکر عشق و حال سفراشه .
روال مصاحبه خوب بود ۲ بار حضوری رفتم یکبار آنلاین بود رفتارشون محترمانه بود ولی اواخر مصاحبه جنگ شد و هرگز جواب ندادن کاشکی حداقل برای زمان خودشان ارزش قائل بودن و خبر میدادن به دلیل جنگ استخدام ها معوق شد یا رد میکردن آدم از این شرکتهای احساس بی مسئولیتی شدید میگیره
تجربه مصاحبه حضوری من خیلی بد بود برای ورود به سازمان اصلا هماهنگ نشده بود کلی تو هر طبقه معطل میشدم و با منابع انسانی خودم تماس میگرفتم نهایت منابع انسانی بعد از ۳ مصاحبه جواب دقیق و کاملی از مصاحبه بهم اعلام نکرد و تلفن رو جواب نمیدادن بعد از دو هفته یک ایمیل با متن ثابت که برای همه میفرستن برای من هم فرستادن و از شرکت در مصاحبه تشکر کردن آدم نباید وقتش رو برای چنین شرکتهای از دست بده
دولوپر بودن تو تخفیفان یعنی کل صفر تا صد با خودته. مدیر محصول حتی حرفها رو نمیتونه درست بین آدمها منتقل کنه. که دست آخر مجبور میشی با فردی که تسک رو گفته کار رو پیش ببری. که اونم میشه عذاب هر روزه، یعنی انقدر بی فرهنگن که هر ساعتی از شبانه روز زنگ میزنن و تسک بهت میدن اصلا مدیر نامحترم بیزینس حداقل ها رو هم رعایت نمیکنه که شاید اصلا مرخصی هستی و .... .یا مثلا وسط اسپرینت هزار بار برنامه عوض میشه .رسما مدیر محصول دکوریه . فقط اگه شانس داشته باشید دوستای خوبی پیدا میکنید. وگرنه عمرتون هدر میره . دورکاری رو کنسل کردن ولی باز گاهی مجبور میشدی روزهای تعطیل و ساعات غیر کاری کار کنی، بدون اضافه کاری. آدم بعدش که میره یه شرکت بهتر میفهمه چه کلاهی سرش رفته . ارتقا شغلی ام رسما بی معنیه مگر برای دوستان مدیرعامل ! عاشق اینن که از خارج از شرکت مدیر بیارن و بعد از یه مدتم ببینن کاری پیش نمیره نفر بعدی .... بدتر از همه اینکه گاهی مجبورت می کنن تو پروژه ی دزدی ای که شرکت داره شریک شی و انجامش بدی و وقتی مخالفت کنی تازه علت خیلی چیزا رو میفهمی ....
بهنظرم اونجا رو پیشنهاد نمیکنم، چون تجربهام از کار کردن باهاش اذیتم کرد. به طور معمول روزی بیش از نه ساعت کار باید میکردم اما حقوق خیلی ناچیز بود. از بقیه اعضای هیئتمدیره جز یکی دو نفر، بقیه با رفتار ناعادلانه و نگاه بالا به پایین کار میکردن و تحقیرآمیز بودن. شرکت از مشتریها مبالغ زیادی میگرفت اما حقوق کارمندان رو به کمترین سطح محدود میکرد. دوره کارآموزی خیلی سطحی بود و بیشتر به کتابها بسنده میشد؛ بهجای سفته، چک میخوان که بار حقوقی رو روی افراد میندازه. شروط زیادی هم دارن، مثل تعهد چهار ساله. بهطور کلی اینجا رو توصیه نمیکنم.
بدترین تجربه شغلیم بود،یه ادم عقده ای که مدرکشو از شریف گرفته بود ریس هیت مدیره بود ،منظورم حسن پور هستش.جو بسیار سمی و خاله زنکی،این ادم عقده ای توو تمام واحد ها جاسوس گذاشته بود،خلاصه که خیلی داغونن
شرکتی کوچک با مدیران بسیار سمی و فاقد ادب و احترام می باشند . مدیر شرکت آقای ح . ج یک فرد بی ادب که تمام به فکر روابط ای غیر کاری و حاشیه هست. تمام روز تنش دارد و خودشان به تنهایی شخصیت نابود میکنند . هیچ رشدی نیست هر شخصی مانده از دوستان است با بقیه افراد مثل برده هستند .توصیه نمیکنم و اگر رفتید بعد به تراپی فکر کنید که شما رو نابود میکنند . این پیام هم بهشون نشون بدید میگن ما دشمن زیاد داریم شما کافیه یک ماه کار کنید خودتان متوجه خواهید شد.
در مدتی که مدیر عامل جدید بعد از اقای منوچهری امد متاسفانه به علت مدیریت سمی ، جو بی اعتمادی در شرکت حاکم شد و اکثر پرسنل توانمند شرکت را ترک کردند و یا اخراج شدند.
چند سال در این مجموعه کار کردم؛ از زمانی که برند «زپ اکسپرس» بود تا دورهای که با «الوپیک» ادغام شد. بنابراین چیزی که مینویسم صرفاً یک برداشت کوتاهمدت نیست و بر اساس تجربه مستقیم از بخشهای مختلف این سازمان است. متأسفانه یکی از بزرگترین مشکلات مجموعه، ضعف جدی در ساختار منابع انسانی است. از همان روز اول، فرآیند ورود و معرفی نیروی جدید بسیار غیرحرفهای است و در بسیاری از موارد فرد عملاً بدون آموزش و برنامه مشخص وارد واحد میشود. بخشی از مواردی که در آگهیهای استخدامی اعلام میشود نیز در عمل با چیزی که تجربه میکنید تفاوت دارد؛ از شرایط رفاهی گرفته تا نحوه محاسبه حضور و غیاب، کسرکار و سایر موارد. مشکل فقط HR نیست. در بخش قابل توجهی از مدیریت، چیزی که بیشتر از تخصص و شایستگی به چشم میآید، روابط، رفاقت و نزدیکی به افراد خاص است. متأسفانه گاهی این تصور ایجاد میشود که مسیر پیشرفت بیشتر از آنکه به عملکرد، دانش و نتیجه کار وابسته باشد، به ارتباطات وابسته است. جلسات متعدد برگزار میشود، اما بسیاری از آنها خروجی مشخصی ندارند و تصمیمها و ایدههایی مطرح میشود که نشان میدهد فاصلهای جدی بین جایگاه مدیریتی و دانش و تجربه واقعی وجود دارد. گاهی اعتمادبهنفس افراد بسیار بیشتر از دانش و توانایی مدیریتی آنهاست. از طرف دیگر، در بعضی واحدها نوع برخورد با کارکنان به شکلی است که به جای ایجاد انگیزه، باعث فرسودگی و کاهش اعتمادبهنفس افراد میشود. حتی ایدهها و پیشنهادهای خوب هم همیشه فرصت واقعی برای اجرا یا دیدهشدن پیدا نمیکنند. نکته عجیب اینجاست که نیروهای توانمندی در این مجموعه حضور داشتهاند که بعد از خروج، در شرکتها و برندهای معتبر به جایگاههای بسیار خوبی رسیدهاند؛ موضوعی که شاید نشان دهد مشکل همیشه از خود نیروی انسانی نیست، بلکه گاهی ساختار سازمانی توان استفاده درست از افراد توانمند را ندارد. در شرایط فعلی نیز با توجه به وضعیت مالی مجموعه، کاهش یا حذف برخی خدمات و مزایا و همچنین تأخیر در پرداختها، فشار بیشتری به کارکنان وارد شده است. وقتی یک سازمان از کارکنانش انتظار عملکرد بالا دارد، طبیعی است که در مقابل باید ثبات، احترام، شفافیت و امنیت شغلی هم ایجاد کند. در مجموع، تجربه من از این مجموعه این بود که اگر به دنبال محیطی برای رشد واقعی، یادگیری، شنیدهشدن و پیشرفت بر اساس شایستگی هستید، بهتر است قبل از ورود، حتماً درباره فرهنگ سازمانی و تجربه کارکنان فعلی و سابق تحقیق کنید. این نقد از روی کینه یا عصبانیت نوشته نشده؛ اتفاقاً حاصل چند سال تجربه است. امیدوارم روزی این مجموعه به جایی برسد که همان اندازه که برای برند و اعداد و KPI اهمیت قائل است، برای آدمهایی که این اعداد را میسازند هم ارزش قائل باشد.
یه تجربه بگم: تو این مجموعه یه نفر بود که هرچی میگفت، بالادستیا گوش میدادن و کسی جلوشو نمیگرفت. همه از یه آدمِ قوی میترسیدن و اون با حرفاش چندتا نیروی واقعاً کاربلد و همکارای شایسته رو به مدیر بالا میفرستاد که 'ردش کن' و اونم قبول میکرد. بعد از چند هفته تازه میفهمیدن اشتباه کردن و کارهای اون افراد میافتاد رو دوش همون آدمی که دستور داده بود و خودش میافتاد تو دردسر و دستوپا میزد. حالا اون یکی رفته، ولی همون روش رفتارش رو تو جانشینهاش گذاشته و وضع همینه. ما هم که چند سال تو همون نقطه موندیم و عمرمون تلف شد، کسی هم که یه ذره عاقل بود، زود اومد و رفت.
اگر دیتای قبلی ویکی تجربه بود میدید که چقد اوضاع خرابه با این شروع کنم که شرکت سیمرغ تجارت تقریبا یک سالی هست که ریبرند کرده و اسم خودشو سیموتک گذاشته فقط هم دلیلش وجه بد شرکت هست نه چیز دیگه من تو تیم باجت بودم این چند سال فشار کاری زیادی رو تحمل کردم ولی دریغ از یه حقوق منصافانه منابع انسانی که عملا کلاه برداری میکنه و با حساب و کتاب های پیچیده در باغ سبز نشون میده ولی با دریافتی کاملا سوپرایز میشید حق ناهار هم جز حقوق شما حساب میشه و انگار دارید هزینه اش رو خودتون میدید باجت یه پروژه شکست خورده اس که تا الان 5 تا مدیریت عوض کرده ولی بجایی نرسیده حجم کامنت های منفی بازار و مایکت گواه همچی هست اتوبوس جدیدی هم که از بله اومده کاری از پیش نبرده و فقط دوست و رفیق های خودشون رو جمع کردن استک پروژه از دات نت شده جاوا ولی جالب اینه هیچکدوم از برادران بله اینترپرایز سابقه نرم افزار و جاوا ندارند مدیر فنی که کلا دیتا ساینس بوده و با همون تجربیاتش نظرات خارقالعاده ایی برای یه اپ بانکی داره( باید ببنید تو جلسات فنی چی میگه) یه بنده خدایی هم اوردن با پوزیشن Engineer Manager که رفیق هموناس با این اوصاف که طرف نه تنها فنی هیچی بارش نیست بلکه بیزینس هم هیچی نمیدونه تنها کارش شده گیر دادن به بچه ها کالچر شرکت یجوریه که واحد های مختلف تو تلاش هستند زیر آب همو بزنن و خودشون رو کار کن نشون بدن تازه به فکر افتادن باجت رو یه شرکت جدا کنند ولی قول میدم راه به جایی نمیبره امنیت شغلی هم که نداری چون قرارداد ها سه ماه و شیش ماه هست البته نور چشمی ها فرق میکنن طولانی شد ولی اگر دوست داشتید میتونید امتحانش کنید و از فضای سمی لذت ببرید
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.