سلام، من بعد از 6 سال تجربه کاری تو این شرکت، اصلا پیشنهادش نمیکنم چون نقاط ضعف بسیار بالایی داره، اولا اگر قصد کار در این شرکت رو داری از الان باید بگم که قید سلامت روان و شخصیت رو بزن، دوما به ازای هر پاداش قطعا تا اخر ماه جریمه میشی مثلا +500 پاداش و -300 جریمه تاخیر، حدود 176 ساعت باید تا اخر ماه پر کنی که تاحالا پیش نیومده کسی بتونه پر کنه حقوق بسیار کمه و اصلا تلاشت دیده نمیشه من عمرمو دلسوزیمو پای کار گذاشتم و در نهایت با بی احترامی بیش از حد مجبور به ترک شرکت شدم که نه آخرین پایه حقوق، سنوات و عیدونه برای من واریز نکردن ، هیچکس با دل خوش از شرکت نرفته، توصیه میکنم سوابق شکایت شرکت رو بررسی کن طبق تاریخ و تعدادش متوجه میشی که از یک بازه به بعد همه رو پر دادن و حقی به کسی داده نشد. محیط از نظر خودشون دوستانس ولی اصلا اینطور نیست و تو از دستور همه باید پیروی کنی، اضافه کاری اصلا در این شرکت معنایی نداره. محیط امنی هست اما اصلا به حقوق بانوان اهمیتی داده نمیشه بلکه حقت رو نمیدن، اصلا تیم انتقاد پذیری نیستن اما ادعا دارن که هیچ مشکلی در شرکت ندارن و ناگفته نمونه که نظافت شرکت بشدت ضعیفه چون فقط وقتی مدیریت میومدن یا جلسه خاصی داشتیم به این موضوع توجه میشد و همه جارو خاک برداشته بود، به طور کلی بعد از یکسال که شرکت رو ترک کردم از لحاظ روحی تو هیچ شرکتی نتونستم درست کار کنم که مبادا سرم داد بزنن یا حقم رو ندن... معتقد هستن که با همه خوبن اما در آخر همه بهشون بدی میکنن در صورتی که یک بار قبول نکردند که شاید مشکل از خودشون باشه... بخوام تا آخر بگم خیلی طولانی میشه! امیدوارم با کامنتم تونسته باشم کمک کنم و کلام آخر جایی برید که قدرتون رو بدونن و اندازه زحمتتون حقتون رو بدن چون شما قراره نصف روز رو اونجا زندگی کنید :)
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکت گشت بال وپر را تجربه کردم، و فکر میکنم روند مصاحبه با پوزیشن پایتون/SOC خیلی نامشخص بود. از روز اول ثبتنام یکی از مربیها گفت چون در دانشگاههای معتبر نخوندی، شانسی برای تایید رزومهات نیست؛ با این وجود رزومهام پذیرفته شد و برای SOC دعوت به مصاحبه شدم. جالب اینکه چند ساعت پیش از مصاحبه برای هماهنگی تماس گرفتند، درحالیکه معمولاً حداقل روز قبل هماهنگ میکنند. در جلسه نخست سوالات فنی بود و هیچیک از سوالات رفتاری یا روانی مطرح نشد. وقتی پرسیدم نتیجه از نگاه مربی چیست، او گفت برای پایتون احتمال پذیرش خیلی کم است. یک هفته بعد تماس گرفتند و گفتند برای مرحله اول پایتون دعوت شدهایم و این بار یک روز قبل برای هماهنگی تماس گرفتند و مصاحبه بهصورت آنلاین برگزار شد؛ آن جلسه بیشتر جنبه رفتاری داشت و به سرعت تمام شد. چند روز بعد، روز چهارشنبه، تماس گرفتند و گفتند برای مصاحبه فنی باید شنبه حضوری به دفتر مرکزی بیایم. نکتهی جالب این بود که در جلسه فنی درباره هماتاقیها، انگیزهها و مسائل مشابه پرسیدند، اما هیچ سوال فنیای که سطح دانش من را بسنجند مطرح نشد. پاسخ نهایی هم بعد از یک هفته آمد و رد شدم، در حالی که عملاً هیچ آزمون فنیای از من نگرفتند.
تو این آژانس کار میکردم و چیزی که بیشتر از حجم کار اذیتم میکرد، فضای سمی بین آدمها بود. تقریباً هر روز پشت سر یکی حرف میزدن و همه دنبال این بودن که اشتباهها رو گردن بقیه بندازن. نمیشد با خیال راحت به کسی اعتماد کرد، چون ممکن بود حرفی که خصوصی زده بودی، چند ساعت بعد به گوش همه برسه. مدیریت هم بهجای اینکه جلوی این رفتارها رو بگیره، خودش باعث بیشتر شدن اختلافها میشد. با هر کارمند یه جور حرف میزدن و حرفهای متفاوتی میزدن که آخرش باعث سوءتفاهم و دعوا بین همکارها میشد. بعضیها هم فقط بهخاطر اینکه رابطه بهتری با مدیریت داشتن، هر کاری دلشون میخواست میکردن و کسی چیزی بهشون نمیگفت. فضا طوری بود که حتی وقتی کارت رو درست انجام میدادی، باز هم استرس داشتی که نکنه یکی برات حاشیه درست کنه. بهجای همکاری، همه با هم رقابت ناسالم داشتن و موفقیت یه نفر باعث ناراحتی بقیه میشد. هیچکس از پیشرفت یا کار خوب همکارش خوشحال نمیشد. بعد از مدتی دیدم این محیط داره روی روحیه و زندگی شخصیم هم تأثیر میذاره. هر روز با استرس میرفتم سر کار و با کلی فکر و ناراحتی برمیگشتم خونه. آخرش فهمیدم موندن تو چنین محیطی اصلاً ارزشش رو نداره و از اونجا اومدم بیرون..
مصاحبه را با آرامش و با نگاهی مثبت پشت سر گذاشتم و ظاهراً برخورد تیم مقابل هم دوستانه و منطقی بود. در دو مرحله پیش رفتم؛ نخست با مسئول منابع انسانی که جوان و منصف بود و رفتار محترمانهای داشت. پس از آن در مرحله دوم با مدیران منابع انسانی و کل تیم منابع کنتراست کم بود و جمعاً چهار نفر حضور داشتند. قبل از آن جلسه، یک تست اکسل هم گرفتم. در جلسه دوم بیشتر به این دنبال میکردند که آیا میتوانم اضافهکاری و کار در روزهای پنجشنبه را تحمل کنم و آیا به کار تیمی علاقه دارم یا نه. حس کلی برخوردم با مصاحبه مثبت بود و احساس استرس زیادی تجربه نکردم.
من نزدیک به دو سال تو این مجموعه بودم، خانم مدیر که مدیر عامل هست در انواع مسائل خصوصی کارمندها سرک میکشه و حرفهای خارج از چارچوب تو این فضا زده میشه، اگر نیروی فروش هستید در جریان باشید که کمیسیونتون یا با تاخیر یک سال یا اصلا پرداخت نمیشه، چه من چه کسایی که حتی ۱۰ سال سابقه کار داشتن و تعدادمون کم هم نبود هرگز کمیسیون فروشمون رو نگرفتیم و زمانی هم که درخواست کردیم که مگه شما قول ندادین به بهانه های مختلف پیچوندن و گفتن تو قراردادتون ذکر نشده چیکار میخواید بکنید؟! مدیریت حتی انگلیسیش در حد بچه ده ساله نیست، به شما اجازه شرکت تو جلسات و رشد نمیده و عملا کوتوله پروری رایجه تو این فضا. پولتون رو راحت میخورن یه آبم روش. تنها کار مدیر اینه که دوربین رو چک کنه و عملا کار دیگه ای نمیکنه، خانم مدیرعامل بین بچه ها رقابت منفی ایجاد میکنه و بچه هارو به جون هم میتدازه. امور شخصیش از تعمیر وسایل خونش تا امورات بچه هاسو به کارمندا میسپره تا صبح مورد هست بخوام براتون بگم
بهرغم علاقهمند بودن به مسیر حرفهای خودم، تجربهام از کار در این شرکت چندان مثبت نبود. به نظرم اینجا پر از حاشیه است و گاهی مدیران بدون اطلاع قبلی بیمه را ثبت نمیکنند و با صراحت یا انعطاف کمی برخورد میشود. همچنین، فرصتهای رو به رشد برای من به عنوان برنامهنویس چندان فراهم نیست.
هر چند سالی رو با گروه نرمافزاری پیمودهام و تجربهای نسبتاً مثبت ازش گرفتم. فضای کار حرفهای بود و نظم مجموعه قابل دفاعی داشت. مسئولیتها روشن و مشخص بود و رفتار همکاران با احترام و ادب همراه بود. از نظر یادگیری هم موقعیت خوبی وجود داشت؛ بهخصوص اگر به پیگیری خودت ادامه بدی. پروژهها متنوع بودند و همین تنوع، با چالشهای مختلف روبهرو میکرد و فرصت یادگیری میداد. حقوق و مزایا نسبت به بازار در سطح معقولی بود، هرچند همیشه جای بهبود وجود دارد. در کل تجربه مفیدی بود؛ هم از نظر تخصصی و هم در کار گروهی پیشرفتم. اگر دنبال محیطی نسبتاً پایدار با تیمی قدرتمند میگردی، این مجموعه ارزش بررسی دارد.
بهخاطر فضای کار دوستانه و خودمانی، جو کار در اونجا خیلی آرام و ساده بود. هر بار کدی که تحویل میدادم با دقیقترین بررسی روبهرو میشد و همین دقت منو وادار کرد تا سطح کیفیت کارم رو به شدت بالا ببرم؛ الان که در شرکت دیگهایم فرق من با بقیه رو بهتر از قبل میفهمم و این رشد رو مدیون تجربههایی میدونم که تو اونجا داشتم. از نظر دستمزد اکثر مواقع سر موعد پرداخت میکردن، اما چند بار تا حدود ده روز تاخیر هم وجود داشت. مشکلاتی مثل هر جای دیگر داشتیم، با این تفاوت که اونقدر اعصابخردکن نبود. در نهایت جدا شدم چون پیشنهاد حقوق بهتری از جای دیگه گرفتم.
از همون روز اولی که تشکیل شرکت رو دیدم، اونجا حاضر بودم. خیلیها با ساختناش مخالفت داشتن اما نهایتاً کار رو آغاز کردیم. اوضاع خیلی بینظم و نسبتاً بیثبات بود و به نظر میرسید که شرکت مثل هرم وارونهای شده که مدیریت از تیم فنی بالاتر قرار گرفته. افراد ناکافیِ صلاحیت بهراحته بالا رفتن و کارها رو به هم ریخت. تنها نکتهٔ مثبت شاید این باشه که اگر بخواهی حدود یک سال اونجا بمونی، شاید تجربهٔ خوبی بشه، اما در مجموع نیروهای با تجربه از شرکت بیرون میرن و ساختار تخصصیاش آسیب میبینه.
من اونجا کار کردم و با دیدگاهی صد درصد حقیقی میتونم بگم اوضاع IT خیلی نامنظم بود. ساختار تیم و مدیریت به نظر میرسید از کارکرد واقعی بیخبر باشند و فضای حاکم پر از چاپلوسی و حرفهای بیمعنی بود. از لحاظ حقوقی وضعیت رو به جلو نبود و همزمان کارهای زیادی با توقعات غیرمنطقی از من خواسته میشد.
در حال حاضر به صورت تماموقت در شرکت اسنپ تریپ مشغولم و از سه تا پنج سال پیش تا اکنون در پروژههای مختلف این سازمان فعالیت میکنم.
از برخورد پرسنل شرکت خیلی راضی بودم و ابتدا چند دقیقه منتظر شدم تا مسئول مصاحبه بیاید؛ در اتاقی با طراحی شیک و میز ششنفره با صندلیهای رنگی شکوه و گرمایی خاص به فضای کار میداد. ابتدا از من خواسته شد رزومه و کارهای قبلیم را توضیح دهم و آنها هم با صراحت توضیحات مربوط به شرایط کار و وظایف مورد انتظار را گفتند و به محتوای کار اشاره کردند؛ صحبتهایشان هم خوشبرخورد بود. از من خواستند ویژگیها و دیدگاههایم نسبت به محیط را بیان کنم و چون اولینبار بود که برای شرکتها مصاحبه میکردم، پاسخ دادن برایم کمی دشوار شد، اما فکر میکنم خیلی هم مهم نبود. در مجموع رفتارشان بسیار خوب بود. پیش از مصاحبه بهتر است درباره شرکت و بهطور ویژه استارتاپها و ماهیتشان اطلاعات جمع کنم و بتوانم بهطور کامل ویژگیهای فردی خودم را تشریح کنم؛ همچنین چند بار با خودم تمرین کنم. نکتههایی که برایشان اهمیت داشت شامل توانایی نوشتن و روابط عمومی بود.
با فضایی آرام و پویا برای یادگیری روبهرو شدم و در ابتدای ورود، یکی از اعضای تیم منابع انسانی با رویی گشاده و رفتاری بهیادماندنی از من استقبال کرد. پیش از اینکه فرمهای معمول استخدام را تکمیل کنم، از لحاظ چای یا قهوهای که میخواهم پرسید و سپس مدارک استاندارد استخدام را که به زبان انگلیسی بود برایم فرستاد. پس از پرکردن فرمها، مدیر تیم محصول با انرژی بالا وارد شد و به اتاق جلسه بردم. گفتوگوی اولیه را به شکل حرفهای شروع کرد، نکاتی که مطرح شد را همانجا بررسی کرد و از من خواست تا دیدگاه و راهکارهای خودم را ارائه بدهم. پس از پایان آن جلسه، اعلام شد که نتیجه مصاحبه به سایر مدیران منتقل میشود و در روزهای آتی جلسات بعدی هماهنگ میشود. روز بعد عصر، از شرکت با من تماس گرفتند و جلسهای فشرده برایم ترتیب دادند. نخستین مصاحبه با یکی از اعضای تیم محصول بود که با وجود عنوان سینیور، واقعا تسلط کافی بر مطالب روزمره کار نداشت. پس از آن، نوبت به مصاحبه نهایی با مدیرعامل رسید. مدیرعامل با لبخند از اتاقش خارج شد، سلامی گرم کرد و با کمی زبان فارسی اما به انگلیسی پرسید که با مصاحبه انگلیسی مشکلی ندارم و پاسخ من منفی بود؛ با این وجود برای آرامش بیشتر، تصمیم گرفت حضوری دیگر از یکی از همکاران هم در جلسه حضور داشته باشد. او نقش مدیر فنی را بر عهده داشت و در کنارمان نشست. به مدت تقریبا سیوپنج دقیقه درباره تجاربم صحبت کردم و مدیرعامل و مدیر فنی سوالهای تخصصی و فنی از من پرسیدند که بهطور کاملا هدفمند طراحی شده بود. پس از پایان مصاحبه، قرار شد نتیجه را در سریعترین زمان به من اعلام کنند. فردای همان روز، مسئول منابع انسانی با من تماس گرفت و پس از چند سوال، تصمیم به ارسال قرارداد از طریق ایمیل گرفتند. ظرف چند دقیقه قرارداد را دریافت کردم و طی روزهای بعدی روند آغاز به کار رسمی در اسنپتریپ برایم آغاز شد. فضای شرکت بسیار مناسب و پر از فرصت یادگیری بود و فضای مصاحبه هم بهطور نسبتا آرام و دوستانه برگزار میشد. در مورد پوشش جلسه هم توصیه شد که لباس خیلی رسمی نباشد اما از این هم خارج نشوید.
به طور کلی به همین شکل با یه تماس ناگهانی برای مصاحبه دعوت شدم، هرچند درخواست مصاحبه را من ارسال نکرده بودم. به من گفتن دنبال نیروی Backend هستن و سه مصاحبه ترتیب داده شد که دو تای اونها فنی بودن و درباره طراحی الگوریتمها و سطح آشناییم با زبان اسکالا و مفاهیمش صحبت شد. همراه با این گفتوگوها تصمیم بر این شد که یکی از الگوریتمها رو در مصاحبه دوم پیادهسازی کنم و برای آنها ارسال کنم. در نهایت با واحد منابع انسانی مصاحبهای داشتم که بیشتر از یه مصاحبه به نظر میرسید و بیشتر در مورد دغدغهها و انتظاراتم صحبت شد تا فرایند Interviewی صرفا فنی. قبل از هر چیز به من توصیه شد مطالعه کنم، آرام باشم و ریلکس نگاهم را حفظ کنم. اگر تجربه کار داشته باشم و با مفاهیمی مثل Non blocking، Immutable، Purely functional، Async communication آشنا باشم، و همچنین با الگوریتمهای مرتبسازی و مفاهیم الگوریتمی آشنا بودن هم خیلی خوب است.
برای مصاحبه ورود به شرکت اسنپ تریپ خیلی با آرامش و دوستانه برخورد کردم. قرار بود مصاحبه فنی انجام بشه و بعد از اون همچنین از من خواستن اگر وقت دارم، مصاحبه منابع انسانی هم برگزار بشه که موافقت کردم. فکر میکنم اون روز با چهار نفر صحبت کردم که هر کدوم وظایف متفاوتی داشتن. من قبول شدم اما چون تحویل کارم به جایی که در حال کار بودم طولانی میشد و فرایند جذب عجله داشت، نشد با شرکت به نتیجه برسیم.
ورود به شرکت کار سختی نبود اما حضورم در لابی حدود ربع ساعتی طول کشید تا هماهنگیهای ورود انجام شود. وقتی به داخل رسیدم، یک نفر از واحد منابع انسانی با من خوشرفتاری کرد و از من خواست فرم را پر کنم. مصاحبه را با مدیر بازاریابی شرکت آغاز کردم؛ فردی بسیار گرم و مؤدب بود. ابتدا از سوابق کاری گذشتهام پرسید و سپس به سوالات تخصصیتر درباره شبکههای اجتماعی و کل دیجیتال مارکتینگ رسید. به نظر من قبل از حضور در مصاحبه بهتر است با شبکههای اجتماعی و سایت شرکت و رقبا آشنایی پیدا کنید و تصوراتی دربارهشان آماده کنید، زیرا از من خواستند نظر خودم را درباره فعالیتهای فعلی بیان کنم. اگر با ماشین میروید، حتما یک ساعت زودتر، بهدلیل کمبود جای پارک در آن حوالی، حاضر باشید. ویژگیهایی که برای آنها اهمیت داشت: درباره خلاقیت و توانایی ایدهپردازی سوال شد. فضای کاری شرکت بسیار جوانانه بود و پیشنهاد میکنم پوشش نسبتا رسمی انتخاب نکنید تا به نحوی برداشت نامناسب ایجاد نشود.
یک مرحله مصاحبه داشتم و با کارشناسان منابع انسانی شرکت صحبت کردم. خیلی برخورد از بالا به پایین داشتند. تجربه قبلی از مصاحبه نداشتند ازم خواستند که فرم استخدامی را تکمیل کنم. سپس شروع به سوالات کلی در مورد روزمه ام کردند اینکه چرا اسنپ تریپ را انتخاب کردم . تجربیات قبلی خود را بگم . اینکه دوست دارم در چه شغلی کارکنم. و اینکه برای مصاحبه تخصصی دعوت به مصاحبه میشم. سابقه کاری بسیار مهم است سعی کنید به خودتون مسلط باشید. و روی تجربیات قبلی خودتون مانور بدید.
مصاحبه کننده مسئول تیم دیتا بود. برخوردش فوق العاده خوب بود. چند مسئله مطرح کرد و از من پرسید برای حلش چه ایده ای دارم و چه فاکتورهایی لحاظ میکنم. میخواست توانایی مدل کردن مسئله, تحلیل بیزینس و مهارت های تکنیکی را با هم بررسی کند. چند سوال شخصیتی هم پرسید مثلا توانایی کار در محیط شلوغ, … با پوشش خیلی رسمی نروید مخصوصا خانمها چون متضاد با کالچر اونجاست و ممکنه این شبهه را ایجاد کنه که انعطاف ناپذیر و با فرهنگ استارت آپی ناسازگارید. ویژگیهایی که براشون مهم بود: انعطاف پذیری, توانایی کار در محیط شلوغ و فلت, مشکل نداشتن با این مسئله که بعضی روزها ممکن است لازم باشد تا دیروقت در شرکت باشید
مصاحبه من با یک خانم از منابع انسانی بود و همچنین مدیر مستقیم اون پست. سوالات بیشتر در مورد تجربه من از شغلم بود. ظاهرا قصد داشتن از تجربه من توی بهبود فرآیندهاشون استفاده کنند 🙂 احساس کردم اون پوزیشن برای من کوچکه و شاید هم به همین دلیل در مصاحبه پذیرفته نشدم. فضای کلی مصاحبه به صورتی بود که من متکلم بودم و داشتم زمان رو مدیریت میکردم. عملا داشتم فرآیندهای شرکت خودمون رو براشون میگفتم تا اسفاده کنند! سعی کنید زیاد ار خودتون تعریف نکنید! با توجه به اینکه اسنپ تریپ یه شرکت نو پاست، شاید لازم باشه در نشون دادن توانایی هاتون کمی مدیریت به خرج بدید تا مدیرتون احساس نکنه قراره جای اون رو بگیرید!
من از طریق بخش استخدام سایت اسنپ تریپ رزومه خودم را برای شغل پشتیبانی مشتری فرستادم، بعد از ۴ روز با من تماس تلفنی گرفتند و برای مصاحبه روز دوشنبه ساعت چهار عصر قرار گذاشتیم، زمانیکه به ساختمان خیابان جردن و طبقه ششم رفتم و به منشی گفتم برای مصاحبه آمده ام، خانمی از کارکنان بخش منابع انسانی آمد و با هم به طبقه سوم رفتیم در آنجا پنج دقیقه منتظر ماندیم تا اطاق مصاحبه خالی شود و مسئول مصاحبه بیاید. بعد از آمدن مسئول مصاحبه که سوپروایزر بخش B2B شرکت بود به اتاق مصاحبه رفتیم. ایشان از من خواست خودم را معرفی کنم، سوالات متنوعی پرسید که حدودا یک ربع طول کشید. سوالاتی مثل آرام کردن مشتری عصبانی، over شدن اتاقهای یک هتل و نحوه مدیریت آن، مجرد یا متاهل بودن، زمان آمادگی برای شروع همکاری، نحو تعامل با همکاران در محیط کار، سن من و… به نظر من شرکت بسیارضعیفی است، از لحاظ مدیریتی، کلا در این شرکت ظاهرا همه عاشق جلسه هستند. ویژگیهایی که براشون مهم بود: واقعا نفهمیدم چه انتظاری دارند.
سلام، من بعد از 6 سال تجربه کاری تو این شرکت، اصلا پیشنهادش نمیکنم چون نقاط ضعف بسیار بالایی داره، اولا اگر قصد کار در این شرکت رو داری از الان باید بگم که قید سلامت روان و شخصیت رو بزن، دوما به ازای هر پاداش قطعا تا اخر ماه جریمه میشی مثلا +500 پاداش و -300 جریمه تاخیر، حدود 176 ساعت باید تا اخر ماه پر کنی که تاحالا پیش نیومده کسی بتونه پر کنه حقوق بسیار کمه و اصلا تلاشت دیده نمیشه من عمرمو دلسوزیمو پای کار گذاشتم و در نهایت با بی احترامی بیش از حد مجبور به ترک شرکت شدم که نه آخرین پایه حقوق، سنوات و عیدونه برای من واریز نکردن ، هیچکس با دل خوش از شرکت نرفته، توصیه میکنم سوابق شکایت شرکت رو بررسی کن طبق تاریخ و تعدادش متوجه میشی که از یک بازه به بعد همه رو پر دادن و حقی به کسی داده نشد. محیط از نظر خودشون دوستانس ولی اصلا اینطور نیست و تو از دستور همه باید پیروی کنی، اضافه کاری اصلا در این شرکت معنایی نداره. محیط امنی هست اما اصلا به حقوق بانوان اهمیتی داده نمیشه بلکه حقت رو نمیدن، اصلا تیم انتقاد پذیری نیستن اما ادعا دارن که هیچ مشکلی در شرکت ندارن و ناگفته نمونه که نظافت شرکت بشدت ضعیفه چون فقط وقتی مدیریت میومدن یا جلسه خاصی داشتیم به این موضوع توجه میشد و همه جارو خاک برداشته بود، به طور کلی بعد از یکسال که شرکت رو ترک کردم از لحاظ روحی تو هیچ شرکتی نتونستم درست کار کنم که مبادا سرم داد بزنن یا حقم رو ندن... معتقد هستن که با همه خوبن اما در آخر همه بهشون بدی میکنن در صورتی که یک بار قبول نکردند که شاید مشکل از خودشون باشه... بخوام تا آخر بگم خیلی طولانی میشه! امیدوارم با کامنتم تونسته باشم کمک کنم و کلام آخر جایی برید که قدرتون رو بدونن و اندازه زحمتتون حقتون رو بدن چون شما قراره نصف روز رو اونجا زندگی کنید :)
شرکت گشت بال وپر را تجربه کردم، و فکر میکنم روند مصاحبه با پوزیشن پایتون/SOC خیلی نامشخص بود. از روز اول ثبتنام یکی از مربیها گفت چون در دانشگاههای معتبر نخوندی، شانسی برای تایید رزومهات نیست؛ با این وجود رزومهام پذیرفته شد و برای SOC دعوت به مصاحبه شدم. جالب اینکه چند ساعت پیش از مصاحبه برای هماهنگی تماس گرفتند، درحالیکه معمولاً حداقل روز قبل هماهنگ میکنند. در جلسه نخست سوالات فنی بود و هیچیک از سوالات رفتاری یا روانی مطرح نشد. وقتی پرسیدم نتیجه از نگاه مربی چیست، او گفت برای پایتون احتمال پذیرش خیلی کم است. یک هفته بعد تماس گرفتند و گفتند برای مرحله اول پایتون دعوت شدهایم و این بار یک روز قبل برای هماهنگی تماس گرفتند و مصاحبه بهصورت آنلاین برگزار شد؛ آن جلسه بیشتر جنبه رفتاری داشت و به سرعت تمام شد. چند روز بعد، روز چهارشنبه، تماس گرفتند و گفتند برای مصاحبه فنی باید شنبه حضوری به دفتر مرکزی بیایم. نکتهی جالب این بود که در جلسه فنی درباره هماتاقیها، انگیزهها و مسائل مشابه پرسیدند، اما هیچ سوال فنیای که سطح دانش من را بسنجند مطرح نشد. پاسخ نهایی هم بعد از یک هفته آمد و رد شدم، در حالی که عملاً هیچ آزمون فنیای از من نگرفتند.
تو این آژانس کار میکردم و چیزی که بیشتر از حجم کار اذیتم میکرد، فضای سمی بین آدمها بود. تقریباً هر روز پشت سر یکی حرف میزدن و همه دنبال این بودن که اشتباهها رو گردن بقیه بندازن. نمیشد با خیال راحت به کسی اعتماد کرد، چون ممکن بود حرفی که خصوصی زده بودی، چند ساعت بعد به گوش همه برسه. مدیریت هم بهجای اینکه جلوی این رفتارها رو بگیره، خودش باعث بیشتر شدن اختلافها میشد. با هر کارمند یه جور حرف میزدن و حرفهای متفاوتی میزدن که آخرش باعث سوءتفاهم و دعوا بین همکارها میشد. بعضیها هم فقط بهخاطر اینکه رابطه بهتری با مدیریت داشتن، هر کاری دلشون میخواست میکردن و کسی چیزی بهشون نمیگفت. فضا طوری بود که حتی وقتی کارت رو درست انجام میدادی، باز هم استرس داشتی که نکنه یکی برات حاشیه درست کنه. بهجای همکاری، همه با هم رقابت ناسالم داشتن و موفقیت یه نفر باعث ناراحتی بقیه میشد. هیچکس از پیشرفت یا کار خوب همکارش خوشحال نمیشد. بعد از مدتی دیدم این محیط داره روی روحیه و زندگی شخصیم هم تأثیر میذاره. هر روز با استرس میرفتم سر کار و با کلی فکر و ناراحتی برمیگشتم خونه. آخرش فهمیدم موندن تو چنین محیطی اصلاً ارزشش رو نداره و از اونجا اومدم بیرون..
مصاحبه را با آرامش و با نگاهی مثبت پشت سر گذاشتم و ظاهراً برخورد تیم مقابل هم دوستانه و منطقی بود. در دو مرحله پیش رفتم؛ نخست با مسئول منابع انسانی که جوان و منصف بود و رفتار محترمانهای داشت. پس از آن در مرحله دوم با مدیران منابع انسانی و کل تیم منابع کنتراست کم بود و جمعاً چهار نفر حضور داشتند. قبل از آن جلسه، یک تست اکسل هم گرفتم. در جلسه دوم بیشتر به این دنبال میکردند که آیا میتوانم اضافهکاری و کار در روزهای پنجشنبه را تحمل کنم و آیا به کار تیمی علاقه دارم یا نه. حس کلی برخوردم با مصاحبه مثبت بود و احساس استرس زیادی تجربه نکردم.
من نزدیک به دو سال تو این مجموعه بودم، خانم مدیر که مدیر عامل هست در انواع مسائل خصوصی کارمندها سرک میکشه و حرفهای خارج از چارچوب تو این فضا زده میشه، اگر نیروی فروش هستید در جریان باشید که کمیسیونتون یا با تاخیر یک سال یا اصلا پرداخت نمیشه، چه من چه کسایی که حتی ۱۰ سال سابقه کار داشتن و تعدادمون کم هم نبود هرگز کمیسیون فروشمون رو نگرفتیم و زمانی هم که درخواست کردیم که مگه شما قول ندادین به بهانه های مختلف پیچوندن و گفتن تو قراردادتون ذکر نشده چیکار میخواید بکنید؟! مدیریت حتی انگلیسیش در حد بچه ده ساله نیست، به شما اجازه شرکت تو جلسات و رشد نمیده و عملا کوتوله پروری رایجه تو این فضا. پولتون رو راحت میخورن یه آبم روش. تنها کار مدیر اینه که دوربین رو چک کنه و عملا کار دیگه ای نمیکنه، خانم مدیرعامل بین بچه ها رقابت منفی ایجاد میکنه و بچه هارو به جون هم میتدازه. امور شخصیش از تعمیر وسایل خونش تا امورات بچه هاسو به کارمندا میسپره تا صبح مورد هست بخوام براتون بگم
بهرغم علاقهمند بودن به مسیر حرفهای خودم، تجربهام از کار در این شرکت چندان مثبت نبود. به نظرم اینجا پر از حاشیه است و گاهی مدیران بدون اطلاع قبلی بیمه را ثبت نمیکنند و با صراحت یا انعطاف کمی برخورد میشود. همچنین، فرصتهای رو به رشد برای من به عنوان برنامهنویس چندان فراهم نیست.
هر چند سالی رو با گروه نرمافزاری پیمودهام و تجربهای نسبتاً مثبت ازش گرفتم. فضای کار حرفهای بود و نظم مجموعه قابل دفاعی داشت. مسئولیتها روشن و مشخص بود و رفتار همکاران با احترام و ادب همراه بود. از نظر یادگیری هم موقعیت خوبی وجود داشت؛ بهخصوص اگر به پیگیری خودت ادامه بدی. پروژهها متنوع بودند و همین تنوع، با چالشهای مختلف روبهرو میکرد و فرصت یادگیری میداد. حقوق و مزایا نسبت به بازار در سطح معقولی بود، هرچند همیشه جای بهبود وجود دارد. در کل تجربه مفیدی بود؛ هم از نظر تخصصی و هم در کار گروهی پیشرفتم. اگر دنبال محیطی نسبتاً پایدار با تیمی قدرتمند میگردی، این مجموعه ارزش بررسی دارد.
بهخاطر فضای کار دوستانه و خودمانی، جو کار در اونجا خیلی آرام و ساده بود. هر بار کدی که تحویل میدادم با دقیقترین بررسی روبهرو میشد و همین دقت منو وادار کرد تا سطح کیفیت کارم رو به شدت بالا ببرم؛ الان که در شرکت دیگهایم فرق من با بقیه رو بهتر از قبل میفهمم و این رشد رو مدیون تجربههایی میدونم که تو اونجا داشتم. از نظر دستمزد اکثر مواقع سر موعد پرداخت میکردن، اما چند بار تا حدود ده روز تاخیر هم وجود داشت. مشکلاتی مثل هر جای دیگر داشتیم، با این تفاوت که اونقدر اعصابخردکن نبود. در نهایت جدا شدم چون پیشنهاد حقوق بهتری از جای دیگه گرفتم.
از همون روز اولی که تشکیل شرکت رو دیدم، اونجا حاضر بودم. خیلیها با ساختناش مخالفت داشتن اما نهایتاً کار رو آغاز کردیم. اوضاع خیلی بینظم و نسبتاً بیثبات بود و به نظر میرسید که شرکت مثل هرم وارونهای شده که مدیریت از تیم فنی بالاتر قرار گرفته. افراد ناکافیِ صلاحیت بهراحته بالا رفتن و کارها رو به هم ریخت. تنها نکتهٔ مثبت شاید این باشه که اگر بخواهی حدود یک سال اونجا بمونی، شاید تجربهٔ خوبی بشه، اما در مجموع نیروهای با تجربه از شرکت بیرون میرن و ساختار تخصصیاش آسیب میبینه.
من اونجا کار کردم و با دیدگاهی صد درصد حقیقی میتونم بگم اوضاع IT خیلی نامنظم بود. ساختار تیم و مدیریت به نظر میرسید از کارکرد واقعی بیخبر باشند و فضای حاکم پر از چاپلوسی و حرفهای بیمعنی بود. از لحاظ حقوقی وضعیت رو به جلو نبود و همزمان کارهای زیادی با توقعات غیرمنطقی از من خواسته میشد.
در حال حاضر به صورت تماموقت در شرکت اسنپ تریپ مشغولم و از سه تا پنج سال پیش تا اکنون در پروژههای مختلف این سازمان فعالیت میکنم.
از برخورد پرسنل شرکت خیلی راضی بودم و ابتدا چند دقیقه منتظر شدم تا مسئول مصاحبه بیاید؛ در اتاقی با طراحی شیک و میز ششنفره با صندلیهای رنگی شکوه و گرمایی خاص به فضای کار میداد. ابتدا از من خواسته شد رزومه و کارهای قبلیم را توضیح دهم و آنها هم با صراحت توضیحات مربوط به شرایط کار و وظایف مورد انتظار را گفتند و به محتوای کار اشاره کردند؛ صحبتهایشان هم خوشبرخورد بود. از من خواستند ویژگیها و دیدگاههایم نسبت به محیط را بیان کنم و چون اولینبار بود که برای شرکتها مصاحبه میکردم، پاسخ دادن برایم کمی دشوار شد، اما فکر میکنم خیلی هم مهم نبود. در مجموع رفتارشان بسیار خوب بود. پیش از مصاحبه بهتر است درباره شرکت و بهطور ویژه استارتاپها و ماهیتشان اطلاعات جمع کنم و بتوانم بهطور کامل ویژگیهای فردی خودم را تشریح کنم؛ همچنین چند بار با خودم تمرین کنم. نکتههایی که برایشان اهمیت داشت شامل توانایی نوشتن و روابط عمومی بود.
با فضایی آرام و پویا برای یادگیری روبهرو شدم و در ابتدای ورود، یکی از اعضای تیم منابع انسانی با رویی گشاده و رفتاری بهیادماندنی از من استقبال کرد. پیش از اینکه فرمهای معمول استخدام را تکمیل کنم، از لحاظ چای یا قهوهای که میخواهم پرسید و سپس مدارک استاندارد استخدام را که به زبان انگلیسی بود برایم فرستاد. پس از پرکردن فرمها، مدیر تیم محصول با انرژی بالا وارد شد و به اتاق جلسه بردم. گفتوگوی اولیه را به شکل حرفهای شروع کرد، نکاتی که مطرح شد را همانجا بررسی کرد و از من خواست تا دیدگاه و راهکارهای خودم را ارائه بدهم. پس از پایان آن جلسه، اعلام شد که نتیجه مصاحبه به سایر مدیران منتقل میشود و در روزهای آتی جلسات بعدی هماهنگ میشود. روز بعد عصر، از شرکت با من تماس گرفتند و جلسهای فشرده برایم ترتیب دادند. نخستین مصاحبه با یکی از اعضای تیم محصول بود که با وجود عنوان سینیور، واقعا تسلط کافی بر مطالب روزمره کار نداشت. پس از آن، نوبت به مصاحبه نهایی با مدیرعامل رسید. مدیرعامل با لبخند از اتاقش خارج شد، سلامی گرم کرد و با کمی زبان فارسی اما به انگلیسی پرسید که با مصاحبه انگلیسی مشکلی ندارم و پاسخ من منفی بود؛ با این وجود برای آرامش بیشتر، تصمیم گرفت حضوری دیگر از یکی از همکاران هم در جلسه حضور داشته باشد. او نقش مدیر فنی را بر عهده داشت و در کنارمان نشست. به مدت تقریبا سیوپنج دقیقه درباره تجاربم صحبت کردم و مدیرعامل و مدیر فنی سوالهای تخصصی و فنی از من پرسیدند که بهطور کاملا هدفمند طراحی شده بود. پس از پایان مصاحبه، قرار شد نتیجه را در سریعترین زمان به من اعلام کنند. فردای همان روز، مسئول منابع انسانی با من تماس گرفت و پس از چند سوال، تصمیم به ارسال قرارداد از طریق ایمیل گرفتند. ظرف چند دقیقه قرارداد را دریافت کردم و طی روزهای بعدی روند آغاز به کار رسمی در اسنپتریپ برایم آغاز شد. فضای شرکت بسیار مناسب و پر از فرصت یادگیری بود و فضای مصاحبه هم بهطور نسبتا آرام و دوستانه برگزار میشد. در مورد پوشش جلسه هم توصیه شد که لباس خیلی رسمی نباشد اما از این هم خارج نشوید.
به طور کلی به همین شکل با یه تماس ناگهانی برای مصاحبه دعوت شدم، هرچند درخواست مصاحبه را من ارسال نکرده بودم. به من گفتن دنبال نیروی Backend هستن و سه مصاحبه ترتیب داده شد که دو تای اونها فنی بودن و درباره طراحی الگوریتمها و سطح آشناییم با زبان اسکالا و مفاهیمش صحبت شد. همراه با این گفتوگوها تصمیم بر این شد که یکی از الگوریتمها رو در مصاحبه دوم پیادهسازی کنم و برای آنها ارسال کنم. در نهایت با واحد منابع انسانی مصاحبهای داشتم که بیشتر از یه مصاحبه به نظر میرسید و بیشتر در مورد دغدغهها و انتظاراتم صحبت شد تا فرایند Interviewی صرفا فنی. قبل از هر چیز به من توصیه شد مطالعه کنم، آرام باشم و ریلکس نگاهم را حفظ کنم. اگر تجربه کار داشته باشم و با مفاهیمی مثل Non blocking، Immutable، Purely functional، Async communication آشنا باشم، و همچنین با الگوریتمهای مرتبسازی و مفاهیم الگوریتمی آشنا بودن هم خیلی خوب است.
برای مصاحبه ورود به شرکت اسنپ تریپ خیلی با آرامش و دوستانه برخورد کردم. قرار بود مصاحبه فنی انجام بشه و بعد از اون همچنین از من خواستن اگر وقت دارم، مصاحبه منابع انسانی هم برگزار بشه که موافقت کردم. فکر میکنم اون روز با چهار نفر صحبت کردم که هر کدوم وظایف متفاوتی داشتن. من قبول شدم اما چون تحویل کارم به جایی که در حال کار بودم طولانی میشد و فرایند جذب عجله داشت، نشد با شرکت به نتیجه برسیم.
ورود به شرکت کار سختی نبود اما حضورم در لابی حدود ربع ساعتی طول کشید تا هماهنگیهای ورود انجام شود. وقتی به داخل رسیدم، یک نفر از واحد منابع انسانی با من خوشرفتاری کرد و از من خواست فرم را پر کنم. مصاحبه را با مدیر بازاریابی شرکت آغاز کردم؛ فردی بسیار گرم و مؤدب بود. ابتدا از سوابق کاری گذشتهام پرسید و سپس به سوالات تخصصیتر درباره شبکههای اجتماعی و کل دیجیتال مارکتینگ رسید. به نظر من قبل از حضور در مصاحبه بهتر است با شبکههای اجتماعی و سایت شرکت و رقبا آشنایی پیدا کنید و تصوراتی دربارهشان آماده کنید، زیرا از من خواستند نظر خودم را درباره فعالیتهای فعلی بیان کنم. اگر با ماشین میروید، حتما یک ساعت زودتر، بهدلیل کمبود جای پارک در آن حوالی، حاضر باشید. ویژگیهایی که برای آنها اهمیت داشت: درباره خلاقیت و توانایی ایدهپردازی سوال شد. فضای کاری شرکت بسیار جوانانه بود و پیشنهاد میکنم پوشش نسبتا رسمی انتخاب نکنید تا به نحوی برداشت نامناسب ایجاد نشود.
یک مرحله مصاحبه داشتم و با کارشناسان منابع انسانی شرکت صحبت کردم. خیلی برخورد از بالا به پایین داشتند. تجربه قبلی از مصاحبه نداشتند ازم خواستند که فرم استخدامی را تکمیل کنم. سپس شروع به سوالات کلی در مورد روزمه ام کردند اینکه چرا اسنپ تریپ را انتخاب کردم . تجربیات قبلی خود را بگم . اینکه دوست دارم در چه شغلی کارکنم. و اینکه برای مصاحبه تخصصی دعوت به مصاحبه میشم. سابقه کاری بسیار مهم است سعی کنید به خودتون مسلط باشید. و روی تجربیات قبلی خودتون مانور بدید.
مصاحبه کننده مسئول تیم دیتا بود. برخوردش فوق العاده خوب بود. چند مسئله مطرح کرد و از من پرسید برای حلش چه ایده ای دارم و چه فاکتورهایی لحاظ میکنم. میخواست توانایی مدل کردن مسئله, تحلیل بیزینس و مهارت های تکنیکی را با هم بررسی کند. چند سوال شخصیتی هم پرسید مثلا توانایی کار در محیط شلوغ, … با پوشش خیلی رسمی نروید مخصوصا خانمها چون متضاد با کالچر اونجاست و ممکنه این شبهه را ایجاد کنه که انعطاف ناپذیر و با فرهنگ استارت آپی ناسازگارید. ویژگیهایی که براشون مهم بود: انعطاف پذیری, توانایی کار در محیط شلوغ و فلت, مشکل نداشتن با این مسئله که بعضی روزها ممکن است لازم باشد تا دیروقت در شرکت باشید
مصاحبه من با یک خانم از منابع انسانی بود و همچنین مدیر مستقیم اون پست. سوالات بیشتر در مورد تجربه من از شغلم بود. ظاهرا قصد داشتن از تجربه من توی بهبود فرآیندهاشون استفاده کنند 🙂 احساس کردم اون پوزیشن برای من کوچکه و شاید هم به همین دلیل در مصاحبه پذیرفته نشدم. فضای کلی مصاحبه به صورتی بود که من متکلم بودم و داشتم زمان رو مدیریت میکردم. عملا داشتم فرآیندهای شرکت خودمون رو براشون میگفتم تا اسفاده کنند! سعی کنید زیاد ار خودتون تعریف نکنید! با توجه به اینکه اسنپ تریپ یه شرکت نو پاست، شاید لازم باشه در نشون دادن توانایی هاتون کمی مدیریت به خرج بدید تا مدیرتون احساس نکنه قراره جای اون رو بگیرید!
من از طریق بخش استخدام سایت اسنپ تریپ رزومه خودم را برای شغل پشتیبانی مشتری فرستادم، بعد از ۴ روز با من تماس تلفنی گرفتند و برای مصاحبه روز دوشنبه ساعت چهار عصر قرار گذاشتیم، زمانیکه به ساختمان خیابان جردن و طبقه ششم رفتم و به منشی گفتم برای مصاحبه آمده ام، خانمی از کارکنان بخش منابع انسانی آمد و با هم به طبقه سوم رفتیم در آنجا پنج دقیقه منتظر ماندیم تا اطاق مصاحبه خالی شود و مسئول مصاحبه بیاید. بعد از آمدن مسئول مصاحبه که سوپروایزر بخش B2B شرکت بود به اتاق مصاحبه رفتیم. ایشان از من خواست خودم را معرفی کنم، سوالات متنوعی پرسید که حدودا یک ربع طول کشید. سوالاتی مثل آرام کردن مشتری عصبانی، over شدن اتاقهای یک هتل و نحوه مدیریت آن، مجرد یا متاهل بودن، زمان آمادگی برای شروع همکاری، نحو تعامل با همکاران در محیط کار، سن من و… به نظر من شرکت بسیارضعیفی است، از لحاظ مدیریتی، کلا در این شرکت ظاهرا همه عاشق جلسه هستند. ویژگیهایی که براشون مهم بود: واقعا نفهمیدم چه انتظاری دارند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.