وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۶٬۸۸۰ تجربه منتشرشده · صفحه ۱ از ۳۴۴
آژانس تبلیغاتی روشا
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس تحقیق و توسعه·۲۲ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
از جونم مایه گذاشتم، آخرش اخراج شدم

سختی‌های کار در نزدیک یه دهه حضورم تو یک مجموعه مشخص شدنی بود؛ من به عنوان کارشناس تحقیق و توسعه عملاً تمام روزها و شب‌ها رو برای شرکت گذاشتم. اما در نهایت، با بازی‌های پشت پرده و افراد سفارش‌دار که به نظر می‌رسید اعتبار بالایی دارند، تمامی پست‌های مدیریتی به دست ایشان افتاد. مدیر مستقیم من، زنی مودب اما با عقده‌های زیادی بود. پس از سال‌ها خدمت صادقانه، ناگهان با یک نامه به من گفتند دیگر به کارشان نیازی ندارند. از ابتدا هر روز وعده‌های زیادی می‌دادند: مزایا، کارانه و بهره‌وری، اما کارانه در اختیار مدیران بود و تنها با یک جمله ممکن بود حال من تغییر کند. من نامه‌های رسمی و شکایتی به بخش‌های مدیریت، اداری و ریاست نوشتم، اما هیچ پاسخ یا پاسخی دریافت نکردم. همچنین شرکت در تلاش بود تا سنوات و مرخصی‌ها را به من بدهند که من برای این موضوع هم شکایت کردم و وکیل گرفتم. تقریباً همه چیز در شرکت در اختیار یک نفر بود و اطاعت از او حکم می‌کرد؛ سایر مدیران حاضر نبودند با وجود چنین نیرویی ریسک کنند. من شرکت را ترک کردم و به جایی دیگر رفتم، اما تجربه‌ام نشان می‌دهد فضای اینجا خیلی ناسالم است. آن فرد حتی اجازه نمی‌دهد به‌راحتی در جای دیگری استخدام شوید و با پیگیری‌های مزاحمت‌آمیز، پیدا کردن کار جدید را برایتان سخت می‌کند. در نهایت فهمیدم ارزش ندارد عمرم را در محیطی بی‌امان و با پارتی‌بازی تلف کنم.

آرایشی و بهداشتی بابیلا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مشاور فروش·۲۱ مرداد ۱۴۰۵
۲.۰
هشدار؛ سمت این مجموعه نرید

وقتی وارد کار شدم با مجموعه‌ای آموزشی روبه‌رو شدم که اوضاعش خیلی نابسامان بود. کلاس‌ها و پشتیبانی آنلاینشان به شدت نامطلوب بود و اغلب محتوای ارائه‌شده بی‌کیفیف بود. در طول مصاحبه وعده‌های زیادی داده می‌شد، اما عملیاتی که اجرا می‌شد تفاوت فاحشی داشت: از بیمه تا پاداش و پورسانت، هیچ‌کدام به واقعیت تبدیل نمی‌شدند. ابتدای کار ادعا می‌کردند که ۱۰٪ پورسانت می‌دهند، اما شرط‌های غیرمنطقی مثل رسیدن به تارگت ۱۰۰ میلیونی برای دریافت همین درصد مطرح می‌شد و در نهایت حتی اگر به هدف هم می‌رسیدم، به‌زور می‌گفتند که نتوانسته‌ام. درباره بیمه هم گفتند تکمیلی وجود دارد، ولی به عمل تنها تامین اجتماعی را می‌پذیرفتند و اگر تکمیلی می‌خواستید باید خودتان پیگیری می‌کردید. قول می‌دادند از ماه دوم بیمه بزنند و دو ماه اول را به‌عنوان عقب‌افتاده‌ها جبران می‌کنند، اما بعداً گفتند که آن دو ماه را هم جبران نمی‌کنند. این موضوعات با مدارک و شواهد قابل اثبات بود. به طور خلاصه، وقت، انرژی و سرمایه‌ام را تلف نشد و در نهایت تصمیم گرفتم از همکاری با این مجموعه دوری کنم، چون هم کارمندان راضی نبودند و هم مشتری‌ها.

مانا نگر
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند·۲۱ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
شرکتِ چاپلوس‌باز و خبرچین

من سال‌ها با محیط‌های کاری متفاوت کار کردم و تجربه‌ام از مانا نگر این‌طور بود که فضای داخلی شرکت بیشتر به جای کار و صلاحیت، به روابط و چاپلوسی متمایل است. با ورود مدیران ارشد، فضای سازمانی به شکلی ناگفته تغییر می‌کند و بسیاری تصور می‌کنند حالا اتفاقات بهتری می‌افتد و چندنفری به شکلی ممتد در پست‌ها باقی می‌مانند. در ابتدای کار، به استخدام تعدادی همکار که معمولاً به خاطر ارتباطات یا رفتار خوب با مدیران وارد شرکت می‌شوند، برخورد کردم. پس از مدتی، گروهی از همکاران که تمرکز اصلی‌شان روی همکاری و بهره‌وری نبود، کم‌کم در محیط حضور داشتند؛ اما حضور چنین أشخاصی باعث شد فضای کار کمتر روی تخصص و نتیجه‌گیری متمرکز باشد. پاداش‌ها و حقوق‌ها هم به جای شایستگی، گره‌خورده به روابط و نفوذ در سطح‌های بالادستی شد. در نهایت، مدیران معاونت‌ها به نظر می‌رسید از مجموعه‌ای از افراد با رفتارهای با اعتمادبه‌نفس بالا اما گاه بی‌دلیل افتخار و تفاوت‌های فردی در نظر گرفته می‌شوند و گویی شیوه ارتباطی بر مبنای رابطه است تا تخصص. به‌ویژه برخورد با مسئول توسعه منابع انسانی به شکلی رسمی و جدی‌تر بود که گویی گفت‌وگو با او نیازمند حساسیت ویژه‌ای است.

دلتا
املاک و مستغلات · تهران
تجربه کاری
شقایق پیرامون·کارآموز تولید محتوای متنی·۲۱ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۴.۵
ایده‌ها نه عناوین

واقعیتش، خودم هم فکر نمی‌کردم این مسیر اینطور پیش بره. اولش با یه آگهی کارآموزی اومدم. نه توقع خاصی داشتم، نه تصویر خاصی از آینده. فقط دنبال جایی بودم که رشد کنم، یاد بگیرم، و متوقف نشم. ولی از همون روزهای اول، یه چیزی توی فضای دلتا بود که من رو درگیر می‌کرد. یه جور صراحت توی برخوردها که توی کمتر جایی دیدمش. از مدیرعامل بگیر تا مسئولای بخش‌های مختلف، همه طوری رفتار می‌کردن که انگار من سال‌هاست اینجام. ابدا حس کارآموزی رو نداشتم که وارد فضای ناشناس شده و عدم امنیت براش بزرگترین چالشه. فضای دلتا پر از آدم‌هایی بود که حرف می‌زدن، بحث می‌کردن، و چیزی رو خلق می‌کردن. چیزی که من رو شگفت‌زده کرد، این بود که اینجا کسی از ایده‌های جدید نمی‌ترسه. به شخصه تو ماه اول هم پر از فکر و ایده بودم و مشتاق اجرایی شدنشون؛ بعضیاشون هم عملی شدن و بعضیا کنار گذاشته شدن اما هیچ‌وقت حس نکردم که راه گفتن و شنیدن بسته‌ست. این برای من که همیشه دوست دارم اتفاق‌های جدید رو امتحان کنم، خیلی ارزشمند بود. فشار کار مخصوصا تو ماه اول خیلی زیاد بود. باید خودت رو سریع جمع می‌کردی، با ساختارها آشنا می‌شدی، و همزمان کار رو هم تحویل می‌دادی. ولی اگه مشتاق یادگیری باشی، یه عالمه فضا هست که کار کنی. فقط مشکل اینجاست که زمان به اندازه‌ی کافی نداری. باید بین یاد گرفتن و عملیاتی کردن هر چی که یاد گرفتی، تعادل برقرار کنی. توی دلتا یاد گرفتم که می‌شه همزمان هم جدی بود، هم صمیمی. اینکه می‌شه با مدیرعامل درباره‌ی استراتژی برند حرف زد، و یه ساعت بعد با همون آدم درباره‌ی نوع نگاه‌مون به زندگی و پیشرفت گپ زد. برعکس خیلی از شرکت‌ها، که روابط‌شون یا خیلی رسمیه، یا خیلی خارج از چارچوب. بزرگترین چیزی که اینجا یاد گرفتم، شاید خودِ «یاد گرفتن» باشه. نه اینکه دوره‌های آموزشی بذارن، بلکه محیط طوریه که آدم رو به چالش می‌کشه. هر روز یه موضوع جدید، یه مسئله‌ی تازه، یه راهی که قبلاً نرفته بودی. و یه چیز دیگه که خیلی به دلم نشست: توی دلتا، آدم‌ها رو بر اساس کارشون قضاوت می‌کنن، نه بر اساس سابقه یا سن. من از یه کارآموز شروع کردم، ولی خیلی زود دیدم که به حرفام گوش می‌دن، به ایده‌هام فکر می‌کنن، و گاهی بهم مسئولیتی می‌دن که خیلی بزرگ‌تر از جایگاه رسمی‌م بود. این حس اعتماد، برام خیلی انگیزه‌بخش بود. نهایتا چیزی که برام موندگار شد و موندگار می‌مونه، فضای دلتاست. اینکه برند فقط یه اسم نیست؛ یه چیز زنده‌ست که توی رفتار آدم‌هاش دیده می‌شه. اینکه همه دارن برای یه چیز تلاش می‌کنن: بهتر کردن تجربه‌ی کسی که به دلتا اعتماد کرده. من توی دلتا، نه فقط یه شغل، که یه مسیر دیدم. مسیری که پر از پیچ و خم بود، ولی هر پیچش یه چیز جدید یادم داد. و حالا، وقتی به این چند ماه نگاه می‌کنم، می‌بینم که چقدر چیزها عوض شدن. نه فقط توی کاری که انجام می‌دم، بلکه توی نگاهم به کار و زندگی. و این، شاید بزرگترین دستاوردی باشه که از این تجربه گرفتم.

تولیدی و صنعتی فیلتر سرکان
خودروسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس·۲۱ مرداد ۱۴۰۵
۱.۰
ارزش قائل نبودن برای نیروی انسانی

یه شرکتی که هیچ ارزشی برای نیروی انسانیش قائل نیست و خیلی راحت و بدون هیچ دلیل منطقی اخراج میکنن یک مشت مدیران خودشیفته که افراد چاپلوس و دورو مثل خودشون رو دوس دارن فارغ از بحث مهارت و توانایی اغلب مدیران دوستان و اشنایان مدیرعاملن برای همین هر اشتباهی کنن و هر تصمیم اشتباهی بگیرن اهمیت خاصی نداره و خیلی بهشون فشار بیاد نیرواخراج میکنن ادمایی اونجا کار میکنن که وقتی پیشت میشینن مدام گله میکنن که این شرکت خیلی جای مزخرفیه و باید از اینجا رفت و مدیرانش زورگوان ولی نه تنها خودشون چندسال اونجا کار میکنن بلکه کافیه حرفاشونو تایید کنی تا مدیران به یه چشم دیگه نگاهت کنن و این روند برای یه شرکتی مثل سرکان که مدیرانش خودشیفته و نیروهاشون حیله گرهای خنگ و کوته فکرن کاملا رضایت بخشه .سرکان شبیه یه حکومت کمونیستی و مافیایی هست و تنها افرادی توش بقا دارن و رضایت دارن که عین خودشون خودشیفته دورو موزی های خنگ بیسواد حیله گر خنگ باشن میدونید قصد توهین ندارم حیله و نیرنگ و موزی گری و خودشیفته بودن تنها از انسان هایی جاری میشه که از هوش برخوردار نیستن و خوشحالم که من شبیه این افراد نبودم و اگه شما میتونید این ویژگی هارو داشته باشید بهتون تبریک میگم جای خوبیه برای کار

آرتابان موتور
خودروسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·پشتیبان·۲۰ مرداد ۱۴۰۵
۱.۰
نرم افزاری

بعد از ورود به سازمان نفرات سلسله مراتب من از شرکت استعفا دادند و رفتند از مجموعه و کسی که لیاقت ریاست نداشت متاسفانه معرفی کردم به مجموعه ولی مشخص شد این مجموعه لایق همچین افرادی(زیر آب زن و کم ظرفیت و نالایق ) می باشد

اصلا پیشنهاد نمی شود
ناهار رایگان
کلا ضعف دارد
عدم امنیت شغلی
مدیریت ضعیف
محیط غیر حرفه ای
هدر دادن منابع
اکتیو کلینرز
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·دستیار مدیر محصول ·۲۰ مرداد ۱۴۰۵
۵.۰
مدیران مجموعه

مدیر منابع انسانی به حس تیم توجه میکنه وشنونده خوبی هست،مدیر ارشد فنی هم تیمش خیلی براش مهمه و تیمش حس خوبی دارن از همکاری باهاشون

ناهار رایگان
پرداخت حقوق به موقع
زمان کاری شناور
صبحانه رایگان
امکان دورکاری
شرکت کوچک
میلان پارس
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس جذب و استخدام ·۲۰ مرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مدیریت افتضاح

از زمانی که دکتر بدری به‌عنوان مدیرعامل شرکت منصوب شده‌اند، وضعیت شرکت به شکل محسوسی تغییر کرده و متأسفانه بسیاری از این تغییرات نه‌تنها باعث پیشرفت و بهبود عملکرد شرکت نشده، بلکه موجب ایجاد نگرانی، بی‌اعتمادی، فشار روانی و نارضایتی گسترده میان کارکنان شده است. در ابتدای شروع مدیریت ایشان، صراحتاً اعلام شد که قرار نیست نیروهای قبلی شرکت اخراج شوند و حتی صحبت از افزایش تعداد نیروها و توسعه فعالیت‌ها بود. کارکنان نیز بر اساس همین وعده‌ها به ادامه همکاری خود امیدوار شدند و بسیاری از افراد با اتکا به امنیت شغلی، برای زندگی خود برنامه‌ریزی کردند، اقساط و تعهدات مالی داشتند و تصور می‌کردند که حداقل برای مدتی از ثبات شغلی برخوردار خواهند بود. اما تنها پس از گذشت مدت کوتاهی، رویکرد شرکت کاملاً تغییر کرد و روند اخراج نیروها آغاز شد. افرادی که سال‌ها در شرکت مشغول به کار بودند، بدون آنکه ارزیابی شفاف، منصفانه و مستندی از عملکردشان ارائه شود، از کار کنار گذاشته شدند. این تصمیم‌ها در شرایطی گرفته شد که وضعیت اقتصادی کشور بسیار دشوار است، هزینه‌های زندگی به‌شدت افزایش یافته و بسیاری از کارکنان دارای اجاره‌خانه، وام، قسط، هزینه درمان و تعهدات خانوادگی هستند. اخراج ناگهانی افراد در چنین شرایطی، بدون ارائه توضیح روشن و بدون در نظر گرفتن سابقه، عملکرد و شرایط زندگی آنان، اقدامی بسیار سنگین و غیرمسئولانه است. یکی از دلایلی که برای اخراج برخی کارکنان مطرح شده، کسری در انبارگردانی پایان سال و احتمال خطا یا تخلف در انبار عنوان شده است. اگر واقعاً در انبار کسری یا مغایرت وجود داشته، روش صحیح این بود که موضوع از طریق بررسی دقیق اسناد، گزارش‌های ورود و خروج کالا، فاکتورها، حواله‌ها، سیستم ثبت اطلاعات، دوربین‌ها، دسترسی‌های کاربران، مسئولیت هر فرد و فرآیند تحویل و تحول کالا بررسی شود. نمی‌توان صرفاً به دلیل اینکه فردی در یک واحد خاص کار می‌کند، او را بدون بررسی عملکرد شخصی و بدون ارائه مدرک مسئول مشکلات دانست. این موضوع در مورد کارکنانی که اصلاً در انبار فعالیت نداشته‌اند، حساسیت بیشتری دارد. برای نمونه، بنده و خواهرم در بخش اداری شرکت فعالیت می‌کردیم و عملاً هیچ‌گونه دخالتی در امور انبار، موجودی دارو، ورود و خروج کالا، ثبت کسری یا فرآیند انبارگردانی نداشتیم. حتی به‌طور معمول در انبار حضور نداشتیم و از تعداد، نوع و وضعیت داروهای موجود در آن اطلاع دقیقی نداشتیم. بنابراین، مرتبط‌کردن مشکلات انبار به افرادی که در آن بخش فعالیتی نداشته‌اند، بدون ارائه هرگونه سند یا گزارش روشن، اقدامی غیرمنطقی و ناعادلانه است تعدادی از مدیران جدید از قبل توسط مدیرعامل انتخاب شده‌اند و ارتباط شخصی یا کاری قبلی با ایشان داشته‌اند. در چنین شرایطی، ضروری است انتصابات مدیریتی بر اساس شایستگی، تجربه مرتبط، توانایی اداره سازمان و عملکرد حرفه‌ای انجام شود و برای کارکنان نیز توضیح روشنی درباره معیار انتخاب مدیران ارائه گردد. زمانی که نیروهای باسابقه و قدیمی بدون ارزیابی شفاف کنار گذاشته می‌شوند، اما افراد جدید بدون توضیح کافی در جایگاه‌های مدیریتی قرار می‌گیرند، طبیعی است که اعتماد کارکنان نسبت به عدالت سازمانی کاهش پیدا کند کارکنان انتظار دارند مدیران ارشد در حوزه‌های مالی، منابع انسانی، پشتیبانی و عملیات، علاوه بر روابط مدیریتی، از دانش، تجربه و توانایی عملی کافی برخوردار باشند. یکی از مشکلات جدی دیگر، افزایش غیرمنطقی ساعات کاری است. در حال حاضر، کارکنان بخش‌های مختلف، از ویزیتورها و نیروهای فروش گرفته تا کارگران انبار و کارکنان اداری، تحت فشار کاری بسیار زیادی قرار گرفته‌اند و بسیاری از افراد تا ساعت‌های پایانی شب در محل کار می‌مانند. ادامه کار تا ساعت دوازده شب به‌صورت روزانه، برای هیچ کارمندی شرایط عادی و قابل‌قبولی نیست؛ به‌خصوص زمانی که این وضعیت بدون برنامه‌ریزی، بدون جبران مناسب، بدون توجه به توان جسمی و روانی افراد و بدون رعایت تعادل میان زندگی شخصی و کاری ایجاد شده باشد.کارکنان نیز انسان هستند و نیاز به استراحت، خانواده، خواب کافی و زندگی شخصی دارند.کارکردن طولانی‌مدت و مداوم تا نیمه‌شب، در بلندمدت موجب خستگی، کاهش تمرکز، افزایش خطا، فرسودگی شغلی، آسیب‌های جسمی و روانی و کاهش کیفیت عملکرد می‌شود. همچنین لازم است مشخص شود که اگر دلیل اخراج کارکنان، مشکلات انبار و کسری موجودی بوده است، چرا بررسی کامل و شفاف درباره مسئولیت همه افراد انجام نشده است؟ چرا کارکنانی که ارتباطی با انبار نداشته‌اند نیز تحت تأثیر این تصمیم قرار گرفته‌اند؟ چرا برخی افراد همچنان در سمت خود باقی مانده‌اند؟ چرا نیروهای جدید بدون داشتن مهارت کافی جایگزین کارکنان باتجربه شده‌اند؟ و چرا های دیگر

چکاد پردازش
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس برنامه‌ریزی·۲۰ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۳.۰
جای خوب برای شروع کار

وقتی وارد بازار کار شدم، این شرکت فرصت‌های رشد و پیشرفت زیادی ارائه می‌دهد. محیطی با چالش‌های جذاب، تنوع کار و فناوری‌های مختلف است و مخصوصاً اگر سال اول ورودت باشد، تقریباً تجربه‌ی چند ساله را در طول یک سال به دست می‌آوری. اما اگر سابقهٔ کاری زیادی داری، آن شور و انگیزهٔ اولیه خیلی محسوس نیست. اغلب احساس می‌کنی درآمدت نسبت به حجم کاری که انجام می‌دی کم است و مسیر پیشرفت شغلی به‌طور مشخص مشخص نیست. قبلاً حقوق‌ها از طریق مذاکره و عملکرد تعیین می‌شد، اما چند سالی است که برای همه یک مقدار ثابت در نظر می‌گیرند. مدل حقوق و پاداش بیشتر بر اساس کارانه است؛ برای نمونه اگر پایهٔ حقوقت ماهیانه یک میلیون باشد، همان را دریافت می‌کنی و پس از سه ماه با ارزیابی مدیر تا سقف دویست‌و‌سخت درصدی می‌توانی پاداش سه‌ماهه را دریافت کنی— اگر ارزیابی ۱۰۰٪ باشد، در پایان سه ماه عملاً یک میلیون و هشتصد هزار به‌صورت یکجا پاداش می‌گیری. پاداش‌ها برای افرادِ واقعاً خوب قابل دسترسی‌اند. تنوع موضوعی اینجا باعث می‌شود نقشِ کارمندِ چندکاربردی خیلی پررنگ باشد و کارها اغلب چندان تخصصی نمی‌شوند؛ اگر بتوانی مسیر خودت را بسازی و درگیر این تنوع نشوی، وضعیتی مناسب است. فضای باز برای ارائهٔ ایده‌های جدید وجود دارد و فرصت تجربهٔ پروژه‌های مختلف هم پیدا می‌شه، هرچند همه‌شون الزاماً به اجرا نمی‌رسند. جابجایی‌های داخلی نسبتاً سخت است اما با تلاش می‌شود. امکانات و مزایایی که معمولاً شرکت‌ها دارن اینجا هم فراهم است. به‌نظرم جذاب‌ترین بخش، فرهنگ سازمانی است؛ همکاران اکثر هم‌فکر و هم‌طبقه‌اند، حاشیه‌های آزاردهنده کم است و فضای کاری دل‌پذیر است.

رهروان
فرهنگی و ورزشی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس·۲۰ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۳.۰
پشیمونی از موندن

وقتی وارد شرکت شدم، به‌وضوح زیرساخت‌ها مشکل داشت و مسائل فنی زیادی وجود داشت؛ فکر می‌کنم بهترین دوره‌ی کاری من در همینجا رقم خورد و اگر کسی قبل و بعد از من بیاید مقایسه کند، تفاوت‌های فنی زیادی را خواهد دید. هدفم نبود که جدا بشم، اما در روز بیست و هشتم اسفند به من گفتند همکاری‌مون به پایان می‌رسد. وقتی پرسیدم چرا زودتر نگفتید، پاسخ دادن فقط این بود که یک ماه فروردین اضافه شد. دلم می‌خواست اینجا را انتخاب نمی‌کردم، چون هیچ‌چیز جدیدی برای یادگیری وجود نداشت و نه تنها پیشرفتی حاصل نشد، بلکه کمی هم پسرفت داشتم. حالا با درد دیسک گردن شب و روز دست و پنجه نرم می‌کنم و با خودم می‌گویم چرا این همه انرژی گذاشتم؟ کاش قدر آدم را می‌دانستند و دل آدم را نمی‌شکستند. در کل می‌خواهم این تجربه را جبران کنم و از این شکست چیز مفیدی بیاموزم، اما می دانم این مدل فضاها احتمال موفقیت فردی را خیلی کم می‌کند. اکثر جاهایی که نیروها را صرفاً ابزار می‌بینند، همین‌طورند. با این وجود بعضی موقعیت‌ها در شرکت وجود داشت که فشار کاری‌شان با کار من سازگار نبود و آن‌هایی که در آن شرایط بودند خوش‌شانس بودند؛ کار خوب، رضایت‌ شغل و آرامش کم‌فشار برای خیلی از برنامه‌نویس‌ها آرزویی است و برخی از هم‌همکارانم چنین تجربه‌ای داشتند و دارند.

ونوس
رسانه و انتشارات · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·دولوپر·۲۰ مرداد ۱۴۰۵
۳.۰
مشکل از مدیرها بود

وقتی به ونوس فکر می‌کنم، دو نکته بیش از هر چیز دیگه منو نسبت به آینده شرکت pessimistic کرد. اول اینکه مدیران، چه کسانی که کار فنی انجام می‌دن و چه افرادی که جنبه‌های مدیریتی دارن، بیشتر پرهزینه و تازه‌پولدارن و به سفارش‌ها و ارتباط‌ها اعتماد می‌کنن تا به کار واقعی و نتیجۀ قابل مشاهده. دوم اینکه در رفتار کلی مدیران دریافتی که با صداقت فاصله داره و ظاهر و نمایش بیش از هر چیز اهمیت پیدا می‌کنه؛ به نظر من ریاکاری جای کار عملی و نتیجه‌محور رو گرفته بود.

آژانس تبلیغاتی داما
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کپی رایتر ·۱۹ مرداد ۱۴۰۵
۱.۸
مدیر عامل دیوانه

آژانس داما بدترین تجربه کاری من بود. مدیر عاملی که تو همه چیز دخالت میکنه و همه حاشیه‌هار‌و کنترل میکنه، جز کاری که باید بکنه. مثل پادگان میمونه، باید واسه تک تک کارات جواب پس بدی، تو زندگی شخصیت هم دخالت میکنن و فکر میکنن فقط کل زندگی کارمندش باید مربوط به کار باشه و بس. خود مدیر عامل بین کارمنداش حاشیه و چالش درست می‌کرد و وقتی میدید دو تا کارمند دارن باهم صحبت میکنن، فکر می‌کرد دارن علیه اش توطئه میکنن و توبیخشون می‌کرد، حتی بی دلیل توهین هم می‌کرد . خلاصه جهنمیه اصلا هم جای رشد و پیشرفت نداره چون به شدت ترسو و بدون ریسک هستن ‌ و رو یه خط مستقیم حرکت میکنن.

کیان تجارت
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·طراح سایت·۱۹ مرداد ۱۴۰۵
۱.۳
تجربه کاری منفی

شرکت خوبی نیست.افراد در حال جاسوسی از همدیگر هستن. آدم رو گس لایت میکنن. به خصوص خود مدیر البته با همکاری همسرش.

صبحانه رایگان
مدیریت ضعیف
محیط غیر حرفه ای
کنترل افراد با دوربین
دریافت سفته برای قرارداد
پایه حقوق کم
تاکسی ماکسیم
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس· کارشناس·۱۹ مرداد ۱۴۰۵
۱.۲
تجربه کار

شرکت ماکسیم یکی از سمی ترین محیط های کاری رو دارد_ من شرکتهای مختلف و زیادی کار کردم و واقعا محیطی غیر حرفه ای تر و سمی تر از ماکسیم ندیدم_ مدیریت به شدت آماتور و غیر حرفه ای _ ساعت کاری زیاد _ کنترل لحظه به لحظه با دوربین_ تایم کاری زیادی _ عدم امکان استفاده از مرخصی ساعتی - امنیت شغلی صفر قرارداد ها یکماه یه یکماه تمدید می شه و راحت اخراجت میکنن هیچ مزایایی نداری جز حقوقت

مهدکودک شادلین
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مشاور·۱۹ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۴.۰
محیط صمیمی و کلی یادگیری

شرکت مهدکودک شادلین تجربه‌ای عالی برای من بود؛ به‌قدری که بسیاری از کامنت‌ها را که دیدم، بیشتر از خصومت‌های شخصی به نظر نمی‌رسید. در این مجموعه روی صحت اطلاعات و رضایت مشترک‌ها خیلی تأکید می‌شد و ماهیانه آزمون داشتیم و یکی از شاخص‌های حقوقی، رضایت مشتری بود، پس نظر مشترک واقعاً برایمان مهم بود. سیستم تلفنی هزینه تماس را مشخص می‌کرد و من موظف بودم در حین مکالمه هزینه را یادآوری کنم و از طرفِ مشترک سوال کنم که آیا مایل است ادامه بدهد یا خیر. تمام اصول از پایه آموزش داده می‌شد و همکاران مشاورِ بسیار بااطلاعی آنجا حضور داشتند؛ همین امروز هم خیلی از دوستانم همان‌جا هستند و این روال همچنان اجرا می‌شود. پیش از آن اعتمادبه‌نفس صحبت‌کردن را به‌ندرت داشتم، اما کاری که در آنجا انجام دادم واقعاً به من کمک کرد تا اعتمادم به صحبت با افراد بالا برود و اکنون راحت‌تر با دیگران ارتباط برقرار می‌کنم. مدیران از میان مشاوران قدیمی انتخاب می‌شدند، فضا دوستانه و خودمانی بود و برای افراد مستحق فرصت رشد وجود داشت. تا دو ماه پیش در آنجا بودم و تا روز پایانی تسویه‌حساب کردم و هیچ مشکلی پیش نیامد.

تاج الکتریک گلستان
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس·۱۹ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
نرو، واقعاً نرو

در این کارگاه به ظاهر حرفه‌ای، دخل و خرج من با قرارداد آزمایشی نامطمئنی فدلفندلی می‌شود و با ورود به شرکت تازه‌وارد حس می‌کنی وارد جایی با کلاس هستی اما با یک نسخه ناقص از توافق روبه‌رو می‌شوی. حقوق به شکل مبهم و کمتر از انتظار می‌ماند و تنها یک قبض حقوقی ناقص را در اختیار می‌گذارند. پروژه‌ها پُر از کدی بی‌نظم و بدون داکیومنت فنی قابل‌استفاده‌اند و هیچ‌کس نیست که درست تحویل بدهد یا توضیح بدهد؛ در نتیجه انتظار دارند در همان دو روز اول همان کارهای قدیمی را اجرا کنم. معیارهای فنی برایشان اهمیت ندارد و وقتی مشکل کم می‌آوردند به جای بحث تخصصی، با توجیه‌های بی‌ربط پاسخ می‌دهند یا می‌گویند یادگیری از طریق مهارت‌های کتابی فرق دارد. رفت‌وآمد ساده‌ای مثل رفتن به دستشویی تا بازگشت به میز زیر نظر است و هر کاری که به مذاقشان خوش نیاید را با کاهش ساعات کار یا امتیازها جریمه می‌کنند. در ابتدای کار به حقوق کمی بی‌رحمانه برخورد می‌کنند و به مرور از هر بهانه‌ای کسر می‌کنند. مدیرشان بی‌ادب و بی‌تفاوت نسبت به مودبانه خداحافظی است، هرچند در تیم فنی چند نفر هستند که کار با آن‌ها واقعاً خوشایند است. به طور خلاصه، از این تجربه نرو.

چاپ و تبلیغات پاسارگاد
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس ارشد برنامه‌ریزی·۱۹ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
پشیمون از اومدن

در این مجموعه احساس فشار روحی زیادی داشتم و از نظر روانی با مشکلاتی روبه‌رو شدم. هیچ فرصتِ رشد واقعی وجود ندارد و تبلیغاتشان در شبکه‌های اجتماعی فریب‌کارانه به نظر می‌رسد؛ واقعیت کار با چیزی که نشان می‌دهند تفاوت‌های زیادی دارد. نرخ خروج کارکنان بالا است و رفتن افراد به سرعت اتفاق می‌افتد. ارتقاءها هم غیرمعمول و برخلاف انتظار پیش می‌آید؛ معمولاً به افراد کم‌سواد داده می‌شود تا ضعفِ مدیران و معاون‌ها به چشم نیاید و تهدیدی هم احساس نشود. در نهایت، افراد باسواد و حرفه‌ای نمی‌توانند در چنین وضعیتی بمانند و به سطحی از رشد برسند.

تهران شیمی
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مهندس نرم افزار ·۱۹ مرداد ۱۴۰۵
۱.۸
مدیریت دوستدار حاشیه

تجربه کاری در تهران شیمی — توصیه نمی‌کنم تجربه من از تهران شیمی در مجموع مثبت نبود و **این مجموعه را برای کار کردن توصیه نمی‌کنم.** فضای کاری مجموعه را پرحاشیه، پرتنش و فاقد ثبات مدیریتی کافی دیدم. در بسیاری از مواقع، به‌جای تمرکز بر کار، فرآیند و نتیجه، حواشی و مسائل مدیریتی بخش قابل‌توجهی از انرژی سازمان را به خود اختصاص می‌دهد. از نظر من، یکی از نقاط ضعف جدی مجموعه، نحوه مواجهه مدیریت ارشد و رویکرد آن در مواجهه با مسائل سازمانی و منابع انسانی است؛ رویکردی که در مواردی حرفه‌ای، شفاف و مبتنی بر اصول مدیریتی به نظر نمی‌رسد. در حوزه منابع انسانی نیز تجربه من نشان داد که ضعف در تصمیم‌گیری، ناهماهنگی مدیریتی، عدم ثبات در مواضع و ایجاد فضای بی‌اعتمادی و غیرحرفه ای می‌تواند حتی تلاش‌های حرفه‌ای و تغییرات مثبتی را که طی سال‌ها برای بهبود فرآیندها و سیستم‌ها ایجاد شده، تحت‌الشعاع قرار دهد. به نظرم وقتی یک سازمان به جای حفظ و تقویت سرمایه انسانی، اجازه می‌دهد حاشیه، بی‌اعتمادی و تصمیم‌های غیرشفاف بر فضای کاری غلبه کند، در بلندمدت بیشترین آسیب را خود سازمان می‌بیند. اگر فرهنگ سازمانی سالم، مدیریت حرفه‌ای، ثبات، شفافیت و فضای کاری کم‌حاشیه برایتان مهم است، توصیه می‌کنم قبل از پیوستن به این مجموعه حتماً با کارکنان فعلی و سابق آن صحبت کنید. **بر اساس تجربه شخصی من، تهران شیمی را برای کار کردن توصیه نمی‌کنم.**

اوزون
مالی و اعتباری · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·نمیخوام بگم·۱۹ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۱.۲
فرهنگ و مدیریت سازمان

من چند سالی هست با این شرکت همکاری دارم. فرهنگ سازمانی این شرکت و بنظرم کل شرکتهای گلرنگ وحشتناک بد و غیر حرفه‌ای است. محیط سمی، افراد سمی به همراه نبود فرهنگ درست سازمانی با قوانین بی ربط. در هر شرایطی سازمان تمام تلاششو میکنه که روان کارمندانشو به خطر بندازه و شما لحظه‌ای آرمش را تجربه نخواهید کرد. مدیران سازمان قد کوتاه، بدون دانش، خودخواه و نالایق هستند. مدیران سازمان در هیچ شرایطی نه به فکر نیروهای سازمان هستند نه به فکر کاری که دارند میکنند. تمامی افراد C لول شرکت کنترلگر هستند و اصلا ادبیات مناسبی در ارتباطات ندارن و تنها کاری که بلدند تخریب نیرو است. در هیچ شرایطی نمیپذیرند دارند اشتباه میکنند و حتی تا ریزترین موضوعات زندگی شما وارد می‌شوند. درصورتی که همراهیشون نکنید یا بهتر بگم بردشون نباشید، تمام تلاششونو میکنن که به شما آسیب بزنند. اکثر اوقات در حال سیگار کشیدن هستند و خاله زنک کردن. در صورت نیاز به رنگ جوراب شما هم گیر میدن و اصلا گول جایی که ساختمونشون هست و حقوقشو نخورید. در نهایت ترجیح میدهید پرتتون کنن بیرون و خورد و خاکشیرتون کنن. در هر صورت از من به شما نصیحت بیکار بمونید بهتر از اینه که برید اوزون یا هر شرکتی که زیر مجموعه گلرنگ هست کار کنید. محیط بسته و غیرقابل پیش بینی، توهم خود خفن پنداری، کسب و کار بی برنامه. قشنگ مشخصه گلرنگ یه پولی میده که بسوزوننش.

هلدینگ حامی
مالی و اعتباری · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مارکتینگ·۱۸ مرداد ۱۴۰۵
۱.۰
محیط سمی

مدیرعامل با دوربین صدا و تصویر پرسنل رو کنترل میکرد و بعدش هم میومد تذکر میداد یا زنگ میزد. محیط کاملا سمی و عدم تعادل بین کار و زندگی. بدقول و بدون برنامه.

بیمه
محیط غیر حرفه ای
مدیریت ضعیف
عدم امنیت شغلی
بد قول
کنترل افراد با دوربین
آژانس تبلیغاتی روشا
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس تحقیق و توسعه·۲۲ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
از جونم مایه گذاشتم، آخرش اخراج شدم

سختی‌های کار در نزدیک یه دهه حضورم تو یک مجموعه مشخص شدنی بود؛ من به عنوان کارشناس تحقیق و توسعه عملاً تمام روزها و شب‌ها رو برای شرکت گذاشتم. اما در نهایت، با بازی‌های پشت پرده و افراد سفارش‌دار که به نظر می‌رسید اعتبار بالایی دارند، تمامی پست‌های مدیریتی به دست ایشان افتاد. مدیر مستقیم من، زنی مودب اما با عقده‌های زیادی بود. پس از سال‌ها خدمت صادقانه، ناگهان با یک نامه به من گفتند دیگر به کارشان نیازی ندارند. از ابتدا هر روز وعده‌های زیادی می‌دادند: مزایا، کارانه و بهره‌وری، اما کارانه در اختیار مدیران بود و تنها با یک جمله ممکن بود حال من تغییر کند. من نامه‌های رسمی و شکایتی به بخش‌های مدیریت، اداری و ریاست نوشتم، اما هیچ پاسخ یا پاسخی دریافت نکردم. همچنین شرکت در تلاش بود تا سنوات و مرخصی‌ها را به من بدهند که من برای این موضوع هم شکایت کردم و وکیل گرفتم. تقریباً همه چیز در شرکت در اختیار یک نفر بود و اطاعت از او حکم می‌کرد؛ سایر مدیران حاضر نبودند با وجود چنین نیرویی ریسک کنند. من شرکت را ترک کردم و به جایی دیگر رفتم، اما تجربه‌ام نشان می‌دهد فضای اینجا خیلی ناسالم است. آن فرد حتی اجازه نمی‌دهد به‌راحتی در جای دیگری استخدام شوید و با پیگیری‌های مزاحمت‌آمیز، پیدا کردن کار جدید را برایتان سخت می‌کند. در نهایت فهمیدم ارزش ندارد عمرم را در محیطی بی‌امان و با پارتی‌بازی تلف کنم.

آرایشی و بهداشتی بابیلا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مشاور فروش·۲۱ مرداد ۱۴۰۵
۲.۰
هشدار؛ سمت این مجموعه نرید

وقتی وارد کار شدم با مجموعه‌ای آموزشی روبه‌رو شدم که اوضاعش خیلی نابسامان بود. کلاس‌ها و پشتیبانی آنلاینشان به شدت نامطلوب بود و اغلب محتوای ارائه‌شده بی‌کیفیف بود. در طول مصاحبه وعده‌های زیادی داده می‌شد، اما عملیاتی که اجرا می‌شد تفاوت فاحشی داشت: از بیمه تا پاداش و پورسانت، هیچ‌کدام به واقعیت تبدیل نمی‌شدند. ابتدای کار ادعا می‌کردند که ۱۰٪ پورسانت می‌دهند، اما شرط‌های غیرمنطقی مثل رسیدن به تارگت ۱۰۰ میلیونی برای دریافت همین درصد مطرح می‌شد و در نهایت حتی اگر به هدف هم می‌رسیدم، به‌زور می‌گفتند که نتوانسته‌ام. درباره بیمه هم گفتند تکمیلی وجود دارد، ولی به عمل تنها تامین اجتماعی را می‌پذیرفتند و اگر تکمیلی می‌خواستید باید خودتان پیگیری می‌کردید. قول می‌دادند از ماه دوم بیمه بزنند و دو ماه اول را به‌عنوان عقب‌افتاده‌ها جبران می‌کنند، اما بعداً گفتند که آن دو ماه را هم جبران نمی‌کنند. این موضوعات با مدارک و شواهد قابل اثبات بود. به طور خلاصه، وقت، انرژی و سرمایه‌ام را تلف نشد و در نهایت تصمیم گرفتم از همکاری با این مجموعه دوری کنم، چون هم کارمندان راضی نبودند و هم مشتری‌ها.

مانا نگر
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند·۲۱ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
شرکتِ چاپلوس‌باز و خبرچین

من سال‌ها با محیط‌های کاری متفاوت کار کردم و تجربه‌ام از مانا نگر این‌طور بود که فضای داخلی شرکت بیشتر به جای کار و صلاحیت، به روابط و چاپلوسی متمایل است. با ورود مدیران ارشد، فضای سازمانی به شکلی ناگفته تغییر می‌کند و بسیاری تصور می‌کنند حالا اتفاقات بهتری می‌افتد و چندنفری به شکلی ممتد در پست‌ها باقی می‌مانند. در ابتدای کار، به استخدام تعدادی همکار که معمولاً به خاطر ارتباطات یا رفتار خوب با مدیران وارد شرکت می‌شوند، برخورد کردم. پس از مدتی، گروهی از همکاران که تمرکز اصلی‌شان روی همکاری و بهره‌وری نبود، کم‌کم در محیط حضور داشتند؛ اما حضور چنین أشخاصی باعث شد فضای کار کمتر روی تخصص و نتیجه‌گیری متمرکز باشد. پاداش‌ها و حقوق‌ها هم به جای شایستگی، گره‌خورده به روابط و نفوذ در سطح‌های بالادستی شد. در نهایت، مدیران معاونت‌ها به نظر می‌رسید از مجموعه‌ای از افراد با رفتارهای با اعتمادبه‌نفس بالا اما گاه بی‌دلیل افتخار و تفاوت‌های فردی در نظر گرفته می‌شوند و گویی شیوه ارتباطی بر مبنای رابطه است تا تخصص. به‌ویژه برخورد با مسئول توسعه منابع انسانی به شکلی رسمی و جدی‌تر بود که گویی گفت‌وگو با او نیازمند حساسیت ویژه‌ای است.

دلتا
املاک و مستغلات · تهران
تجربه کاری
شقایق پیرامون·کارآموز تولید محتوای متنی·۲۱ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۴.۵
ایده‌ها نه عناوین

واقعیتش، خودم هم فکر نمی‌کردم این مسیر اینطور پیش بره. اولش با یه آگهی کارآموزی اومدم. نه توقع خاصی داشتم، نه تصویر خاصی از آینده. فقط دنبال جایی بودم که رشد کنم، یاد بگیرم، و متوقف نشم. ولی از همون روزهای اول، یه چیزی توی فضای دلتا بود که من رو درگیر می‌کرد. یه جور صراحت توی برخوردها که توی کمتر جایی دیدمش. از مدیرعامل بگیر تا مسئولای بخش‌های مختلف، همه طوری رفتار می‌کردن که انگار من سال‌هاست اینجام. ابدا حس کارآموزی رو نداشتم که وارد فضای ناشناس شده و عدم امنیت براش بزرگترین چالشه. فضای دلتا پر از آدم‌هایی بود که حرف می‌زدن، بحث می‌کردن، و چیزی رو خلق می‌کردن. چیزی که من رو شگفت‌زده کرد، این بود که اینجا کسی از ایده‌های جدید نمی‌ترسه. به شخصه تو ماه اول هم پر از فکر و ایده بودم و مشتاق اجرایی شدنشون؛ بعضیاشون هم عملی شدن و بعضیا کنار گذاشته شدن اما هیچ‌وقت حس نکردم که راه گفتن و شنیدن بسته‌ست. این برای من که همیشه دوست دارم اتفاق‌های جدید رو امتحان کنم، خیلی ارزشمند بود. فشار کار مخصوصا تو ماه اول خیلی زیاد بود. باید خودت رو سریع جمع می‌کردی، با ساختارها آشنا می‌شدی، و همزمان کار رو هم تحویل می‌دادی. ولی اگه مشتاق یادگیری باشی، یه عالمه فضا هست که کار کنی. فقط مشکل اینجاست که زمان به اندازه‌ی کافی نداری. باید بین یاد گرفتن و عملیاتی کردن هر چی که یاد گرفتی، تعادل برقرار کنی. توی دلتا یاد گرفتم که می‌شه همزمان هم جدی بود، هم صمیمی. اینکه می‌شه با مدیرعامل درباره‌ی استراتژی برند حرف زد، و یه ساعت بعد با همون آدم درباره‌ی نوع نگاه‌مون به زندگی و پیشرفت گپ زد. برعکس خیلی از شرکت‌ها، که روابط‌شون یا خیلی رسمیه، یا خیلی خارج از چارچوب. بزرگترین چیزی که اینجا یاد گرفتم، شاید خودِ «یاد گرفتن» باشه. نه اینکه دوره‌های آموزشی بذارن، بلکه محیط طوریه که آدم رو به چالش می‌کشه. هر روز یه موضوع جدید، یه مسئله‌ی تازه، یه راهی که قبلاً نرفته بودی. و یه چیز دیگه که خیلی به دلم نشست: توی دلتا، آدم‌ها رو بر اساس کارشون قضاوت می‌کنن، نه بر اساس سابقه یا سن. من از یه کارآموز شروع کردم، ولی خیلی زود دیدم که به حرفام گوش می‌دن، به ایده‌هام فکر می‌کنن، و گاهی بهم مسئولیتی می‌دن که خیلی بزرگ‌تر از جایگاه رسمی‌م بود. این حس اعتماد، برام خیلی انگیزه‌بخش بود. نهایتا چیزی که برام موندگار شد و موندگار می‌مونه، فضای دلتاست. اینکه برند فقط یه اسم نیست؛ یه چیز زنده‌ست که توی رفتار آدم‌هاش دیده می‌شه. اینکه همه دارن برای یه چیز تلاش می‌کنن: بهتر کردن تجربه‌ی کسی که به دلتا اعتماد کرده. من توی دلتا، نه فقط یه شغل، که یه مسیر دیدم. مسیری که پر از پیچ و خم بود، ولی هر پیچش یه چیز جدید یادم داد. و حالا، وقتی به این چند ماه نگاه می‌کنم، می‌بینم که چقدر چیزها عوض شدن. نه فقط توی کاری که انجام می‌دم، بلکه توی نگاهم به کار و زندگی. و این، شاید بزرگترین دستاوردی باشه که از این تجربه گرفتم.

تولیدی و صنعتی فیلتر سرکان
خودروسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس·۲۱ مرداد ۱۴۰۵
۱.۰
ارزش قائل نبودن برای نیروی انسانی

یه شرکتی که هیچ ارزشی برای نیروی انسانیش قائل نیست و خیلی راحت و بدون هیچ دلیل منطقی اخراج میکنن یک مشت مدیران خودشیفته که افراد چاپلوس و دورو مثل خودشون رو دوس دارن فارغ از بحث مهارت و توانایی اغلب مدیران دوستان و اشنایان مدیرعاملن برای همین هر اشتباهی کنن و هر تصمیم اشتباهی بگیرن اهمیت خاصی نداره و خیلی بهشون فشار بیاد نیرواخراج میکنن ادمایی اونجا کار میکنن که وقتی پیشت میشینن مدام گله میکنن که این شرکت خیلی جای مزخرفیه و باید از اینجا رفت و مدیرانش زورگوان ولی نه تنها خودشون چندسال اونجا کار میکنن بلکه کافیه حرفاشونو تایید کنی تا مدیران به یه چشم دیگه نگاهت کنن و این روند برای یه شرکتی مثل سرکان که مدیرانش خودشیفته و نیروهاشون حیله گرهای خنگ و کوته فکرن کاملا رضایت بخشه .سرکان شبیه یه حکومت کمونیستی و مافیایی هست و تنها افرادی توش بقا دارن و رضایت دارن که عین خودشون خودشیفته دورو موزی های خنگ بیسواد حیله گر خنگ باشن میدونید قصد توهین ندارم حیله و نیرنگ و موزی گری و خودشیفته بودن تنها از انسان هایی جاری میشه که از هوش برخوردار نیستن و خوشحالم که من شبیه این افراد نبودم و اگه شما میتونید این ویژگی هارو داشته باشید بهتون تبریک میگم جای خوبیه برای کار

آرتابان موتور
خودروسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·پشتیبان·۲۰ مرداد ۱۴۰۵
۱.۰
نرم افزاری

بعد از ورود به سازمان نفرات سلسله مراتب من از شرکت استعفا دادند و رفتند از مجموعه و کسی که لیاقت ریاست نداشت متاسفانه معرفی کردم به مجموعه ولی مشخص شد این مجموعه لایق همچین افرادی(زیر آب زن و کم ظرفیت و نالایق ) می باشد

اصلا پیشنهاد نمی شود
ناهار رایگان
کلا ضعف دارد
عدم امنیت شغلی
مدیریت ضعیف
محیط غیر حرفه ای
هدر دادن منابع
اکتیو کلینرز
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·دستیار مدیر محصول ·۲۰ مرداد ۱۴۰۵
۵.۰
مدیران مجموعه

مدیر منابع انسانی به حس تیم توجه میکنه وشنونده خوبی هست،مدیر ارشد فنی هم تیمش خیلی براش مهمه و تیمش حس خوبی دارن از همکاری باهاشون

ناهار رایگان
پرداخت حقوق به موقع
زمان کاری شناور
صبحانه رایگان
امکان دورکاری
شرکت کوچک
میلان پارس
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس جذب و استخدام ·۲۰ مرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مدیریت افتضاح

از زمانی که دکتر بدری به‌عنوان مدیرعامل شرکت منصوب شده‌اند، وضعیت شرکت به شکل محسوسی تغییر کرده و متأسفانه بسیاری از این تغییرات نه‌تنها باعث پیشرفت و بهبود عملکرد شرکت نشده، بلکه موجب ایجاد نگرانی، بی‌اعتمادی، فشار روانی و نارضایتی گسترده میان کارکنان شده است. در ابتدای شروع مدیریت ایشان، صراحتاً اعلام شد که قرار نیست نیروهای قبلی شرکت اخراج شوند و حتی صحبت از افزایش تعداد نیروها و توسعه فعالیت‌ها بود. کارکنان نیز بر اساس همین وعده‌ها به ادامه همکاری خود امیدوار شدند و بسیاری از افراد با اتکا به امنیت شغلی، برای زندگی خود برنامه‌ریزی کردند، اقساط و تعهدات مالی داشتند و تصور می‌کردند که حداقل برای مدتی از ثبات شغلی برخوردار خواهند بود. اما تنها پس از گذشت مدت کوتاهی، رویکرد شرکت کاملاً تغییر کرد و روند اخراج نیروها آغاز شد. افرادی که سال‌ها در شرکت مشغول به کار بودند، بدون آنکه ارزیابی شفاف، منصفانه و مستندی از عملکردشان ارائه شود، از کار کنار گذاشته شدند. این تصمیم‌ها در شرایطی گرفته شد که وضعیت اقتصادی کشور بسیار دشوار است، هزینه‌های زندگی به‌شدت افزایش یافته و بسیاری از کارکنان دارای اجاره‌خانه، وام، قسط، هزینه درمان و تعهدات خانوادگی هستند. اخراج ناگهانی افراد در چنین شرایطی، بدون ارائه توضیح روشن و بدون در نظر گرفتن سابقه، عملکرد و شرایط زندگی آنان، اقدامی بسیار سنگین و غیرمسئولانه است. یکی از دلایلی که برای اخراج برخی کارکنان مطرح شده، کسری در انبارگردانی پایان سال و احتمال خطا یا تخلف در انبار عنوان شده است. اگر واقعاً در انبار کسری یا مغایرت وجود داشته، روش صحیح این بود که موضوع از طریق بررسی دقیق اسناد، گزارش‌های ورود و خروج کالا، فاکتورها، حواله‌ها، سیستم ثبت اطلاعات، دوربین‌ها، دسترسی‌های کاربران، مسئولیت هر فرد و فرآیند تحویل و تحول کالا بررسی شود. نمی‌توان صرفاً به دلیل اینکه فردی در یک واحد خاص کار می‌کند، او را بدون بررسی عملکرد شخصی و بدون ارائه مدرک مسئول مشکلات دانست. این موضوع در مورد کارکنانی که اصلاً در انبار فعالیت نداشته‌اند، حساسیت بیشتری دارد. برای نمونه، بنده و خواهرم در بخش اداری شرکت فعالیت می‌کردیم و عملاً هیچ‌گونه دخالتی در امور انبار، موجودی دارو، ورود و خروج کالا، ثبت کسری یا فرآیند انبارگردانی نداشتیم. حتی به‌طور معمول در انبار حضور نداشتیم و از تعداد، نوع و وضعیت داروهای موجود در آن اطلاع دقیقی نداشتیم. بنابراین، مرتبط‌کردن مشکلات انبار به افرادی که در آن بخش فعالیتی نداشته‌اند، بدون ارائه هرگونه سند یا گزارش روشن، اقدامی غیرمنطقی و ناعادلانه است تعدادی از مدیران جدید از قبل توسط مدیرعامل انتخاب شده‌اند و ارتباط شخصی یا کاری قبلی با ایشان داشته‌اند. در چنین شرایطی، ضروری است انتصابات مدیریتی بر اساس شایستگی، تجربه مرتبط، توانایی اداره سازمان و عملکرد حرفه‌ای انجام شود و برای کارکنان نیز توضیح روشنی درباره معیار انتخاب مدیران ارائه گردد. زمانی که نیروهای باسابقه و قدیمی بدون ارزیابی شفاف کنار گذاشته می‌شوند، اما افراد جدید بدون توضیح کافی در جایگاه‌های مدیریتی قرار می‌گیرند، طبیعی است که اعتماد کارکنان نسبت به عدالت سازمانی کاهش پیدا کند کارکنان انتظار دارند مدیران ارشد در حوزه‌های مالی، منابع انسانی، پشتیبانی و عملیات، علاوه بر روابط مدیریتی، از دانش، تجربه و توانایی عملی کافی برخوردار باشند. یکی از مشکلات جدی دیگر، افزایش غیرمنطقی ساعات کاری است. در حال حاضر، کارکنان بخش‌های مختلف، از ویزیتورها و نیروهای فروش گرفته تا کارگران انبار و کارکنان اداری، تحت فشار کاری بسیار زیادی قرار گرفته‌اند و بسیاری از افراد تا ساعت‌های پایانی شب در محل کار می‌مانند. ادامه کار تا ساعت دوازده شب به‌صورت روزانه، برای هیچ کارمندی شرایط عادی و قابل‌قبولی نیست؛ به‌خصوص زمانی که این وضعیت بدون برنامه‌ریزی، بدون جبران مناسب، بدون توجه به توان جسمی و روانی افراد و بدون رعایت تعادل میان زندگی شخصی و کاری ایجاد شده باشد.کارکنان نیز انسان هستند و نیاز به استراحت، خانواده، خواب کافی و زندگی شخصی دارند.کارکردن طولانی‌مدت و مداوم تا نیمه‌شب، در بلندمدت موجب خستگی، کاهش تمرکز، افزایش خطا، فرسودگی شغلی، آسیب‌های جسمی و روانی و کاهش کیفیت عملکرد می‌شود. همچنین لازم است مشخص شود که اگر دلیل اخراج کارکنان، مشکلات انبار و کسری موجودی بوده است، چرا بررسی کامل و شفاف درباره مسئولیت همه افراد انجام نشده است؟ چرا کارکنانی که ارتباطی با انبار نداشته‌اند نیز تحت تأثیر این تصمیم قرار گرفته‌اند؟ چرا برخی افراد همچنان در سمت خود باقی مانده‌اند؟ چرا نیروهای جدید بدون داشتن مهارت کافی جایگزین کارکنان باتجربه شده‌اند؟ و چرا های دیگر

چکاد پردازش
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس برنامه‌ریزی·۲۰ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۳.۰
جای خوب برای شروع کار

وقتی وارد بازار کار شدم، این شرکت فرصت‌های رشد و پیشرفت زیادی ارائه می‌دهد. محیطی با چالش‌های جذاب، تنوع کار و فناوری‌های مختلف است و مخصوصاً اگر سال اول ورودت باشد، تقریباً تجربه‌ی چند ساله را در طول یک سال به دست می‌آوری. اما اگر سابقهٔ کاری زیادی داری، آن شور و انگیزهٔ اولیه خیلی محسوس نیست. اغلب احساس می‌کنی درآمدت نسبت به حجم کاری که انجام می‌دی کم است و مسیر پیشرفت شغلی به‌طور مشخص مشخص نیست. قبلاً حقوق‌ها از طریق مذاکره و عملکرد تعیین می‌شد، اما چند سالی است که برای همه یک مقدار ثابت در نظر می‌گیرند. مدل حقوق و پاداش بیشتر بر اساس کارانه است؛ برای نمونه اگر پایهٔ حقوقت ماهیانه یک میلیون باشد، همان را دریافت می‌کنی و پس از سه ماه با ارزیابی مدیر تا سقف دویست‌و‌سخت درصدی می‌توانی پاداش سه‌ماهه را دریافت کنی— اگر ارزیابی ۱۰۰٪ باشد، در پایان سه ماه عملاً یک میلیون و هشتصد هزار به‌صورت یکجا پاداش می‌گیری. پاداش‌ها برای افرادِ واقعاً خوب قابل دسترسی‌اند. تنوع موضوعی اینجا باعث می‌شود نقشِ کارمندِ چندکاربردی خیلی پررنگ باشد و کارها اغلب چندان تخصصی نمی‌شوند؛ اگر بتوانی مسیر خودت را بسازی و درگیر این تنوع نشوی، وضعیتی مناسب است. فضای باز برای ارائهٔ ایده‌های جدید وجود دارد و فرصت تجربهٔ پروژه‌های مختلف هم پیدا می‌شه، هرچند همه‌شون الزاماً به اجرا نمی‌رسند. جابجایی‌های داخلی نسبتاً سخت است اما با تلاش می‌شود. امکانات و مزایایی که معمولاً شرکت‌ها دارن اینجا هم فراهم است. به‌نظرم جذاب‌ترین بخش، فرهنگ سازمانی است؛ همکاران اکثر هم‌فکر و هم‌طبقه‌اند، حاشیه‌های آزاردهنده کم است و فضای کاری دل‌پذیر است.

رهروان
فرهنگی و ورزشی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس·۲۰ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۳.۰
پشیمونی از موندن

وقتی وارد شرکت شدم، به‌وضوح زیرساخت‌ها مشکل داشت و مسائل فنی زیادی وجود داشت؛ فکر می‌کنم بهترین دوره‌ی کاری من در همینجا رقم خورد و اگر کسی قبل و بعد از من بیاید مقایسه کند، تفاوت‌های فنی زیادی را خواهد دید. هدفم نبود که جدا بشم، اما در روز بیست و هشتم اسفند به من گفتند همکاری‌مون به پایان می‌رسد. وقتی پرسیدم چرا زودتر نگفتید، پاسخ دادن فقط این بود که یک ماه فروردین اضافه شد. دلم می‌خواست اینجا را انتخاب نمی‌کردم، چون هیچ‌چیز جدیدی برای یادگیری وجود نداشت و نه تنها پیشرفتی حاصل نشد، بلکه کمی هم پسرفت داشتم. حالا با درد دیسک گردن شب و روز دست و پنجه نرم می‌کنم و با خودم می‌گویم چرا این همه انرژی گذاشتم؟ کاش قدر آدم را می‌دانستند و دل آدم را نمی‌شکستند. در کل می‌خواهم این تجربه را جبران کنم و از این شکست چیز مفیدی بیاموزم، اما می دانم این مدل فضاها احتمال موفقیت فردی را خیلی کم می‌کند. اکثر جاهایی که نیروها را صرفاً ابزار می‌بینند، همین‌طورند. با این وجود بعضی موقعیت‌ها در شرکت وجود داشت که فشار کاری‌شان با کار من سازگار نبود و آن‌هایی که در آن شرایط بودند خوش‌شانس بودند؛ کار خوب، رضایت‌ شغل و آرامش کم‌فشار برای خیلی از برنامه‌نویس‌ها آرزویی است و برخی از هم‌همکارانم چنین تجربه‌ای داشتند و دارند.

ونوس
رسانه و انتشارات · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·دولوپر·۲۰ مرداد ۱۴۰۵
۳.۰
مشکل از مدیرها بود

وقتی به ونوس فکر می‌کنم، دو نکته بیش از هر چیز دیگه منو نسبت به آینده شرکت pessimistic کرد. اول اینکه مدیران، چه کسانی که کار فنی انجام می‌دن و چه افرادی که جنبه‌های مدیریتی دارن، بیشتر پرهزینه و تازه‌پولدارن و به سفارش‌ها و ارتباط‌ها اعتماد می‌کنن تا به کار واقعی و نتیجۀ قابل مشاهده. دوم اینکه در رفتار کلی مدیران دریافتی که با صداقت فاصله داره و ظاهر و نمایش بیش از هر چیز اهمیت پیدا می‌کنه؛ به نظر من ریاکاری جای کار عملی و نتیجه‌محور رو گرفته بود.

آژانس تبلیغاتی داما
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کپی رایتر ·۱۹ مرداد ۱۴۰۵
۱.۸
مدیر عامل دیوانه

آژانس داما بدترین تجربه کاری من بود. مدیر عاملی که تو همه چیز دخالت میکنه و همه حاشیه‌هار‌و کنترل میکنه، جز کاری که باید بکنه. مثل پادگان میمونه، باید واسه تک تک کارات جواب پس بدی، تو زندگی شخصیت هم دخالت میکنن و فکر میکنن فقط کل زندگی کارمندش باید مربوط به کار باشه و بس. خود مدیر عامل بین کارمنداش حاشیه و چالش درست می‌کرد و وقتی میدید دو تا کارمند دارن باهم صحبت میکنن، فکر می‌کرد دارن علیه اش توطئه میکنن و توبیخشون می‌کرد، حتی بی دلیل توهین هم می‌کرد . خلاصه جهنمیه اصلا هم جای رشد و پیشرفت نداره چون به شدت ترسو و بدون ریسک هستن ‌ و رو یه خط مستقیم حرکت میکنن.

کیان تجارت
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·طراح سایت·۱۹ مرداد ۱۴۰۵
۱.۳
تجربه کاری منفی

شرکت خوبی نیست.افراد در حال جاسوسی از همدیگر هستن. آدم رو گس لایت میکنن. به خصوص خود مدیر البته با همکاری همسرش.

صبحانه رایگان
مدیریت ضعیف
محیط غیر حرفه ای
کنترل افراد با دوربین
دریافت سفته برای قرارداد
پایه حقوق کم
تاکسی ماکسیم
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس· کارشناس·۱۹ مرداد ۱۴۰۵
۱.۲
تجربه کار

شرکت ماکسیم یکی از سمی ترین محیط های کاری رو دارد_ من شرکتهای مختلف و زیادی کار کردم و واقعا محیطی غیر حرفه ای تر و سمی تر از ماکسیم ندیدم_ مدیریت به شدت آماتور و غیر حرفه ای _ ساعت کاری زیاد _ کنترل لحظه به لحظه با دوربین_ تایم کاری زیادی _ عدم امکان استفاده از مرخصی ساعتی - امنیت شغلی صفر قرارداد ها یکماه یه یکماه تمدید می شه و راحت اخراجت میکنن هیچ مزایایی نداری جز حقوقت

مهدکودک شادلین
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مشاور·۱۹ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۴.۰
محیط صمیمی و کلی یادگیری

شرکت مهدکودک شادلین تجربه‌ای عالی برای من بود؛ به‌قدری که بسیاری از کامنت‌ها را که دیدم، بیشتر از خصومت‌های شخصی به نظر نمی‌رسید. در این مجموعه روی صحت اطلاعات و رضایت مشترک‌ها خیلی تأکید می‌شد و ماهیانه آزمون داشتیم و یکی از شاخص‌های حقوقی، رضایت مشتری بود، پس نظر مشترک واقعاً برایمان مهم بود. سیستم تلفنی هزینه تماس را مشخص می‌کرد و من موظف بودم در حین مکالمه هزینه را یادآوری کنم و از طرفِ مشترک سوال کنم که آیا مایل است ادامه بدهد یا خیر. تمام اصول از پایه آموزش داده می‌شد و همکاران مشاورِ بسیار بااطلاعی آنجا حضور داشتند؛ همین امروز هم خیلی از دوستانم همان‌جا هستند و این روال همچنان اجرا می‌شود. پیش از آن اعتمادبه‌نفس صحبت‌کردن را به‌ندرت داشتم، اما کاری که در آنجا انجام دادم واقعاً به من کمک کرد تا اعتمادم به صحبت با افراد بالا برود و اکنون راحت‌تر با دیگران ارتباط برقرار می‌کنم. مدیران از میان مشاوران قدیمی انتخاب می‌شدند، فضا دوستانه و خودمانی بود و برای افراد مستحق فرصت رشد وجود داشت. تا دو ماه پیش در آنجا بودم و تا روز پایانی تسویه‌حساب کردم و هیچ مشکلی پیش نیامد.

تاج الکتریک گلستان
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس·۱۹ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
نرو، واقعاً نرو

در این کارگاه به ظاهر حرفه‌ای، دخل و خرج من با قرارداد آزمایشی نامطمئنی فدلفندلی می‌شود و با ورود به شرکت تازه‌وارد حس می‌کنی وارد جایی با کلاس هستی اما با یک نسخه ناقص از توافق روبه‌رو می‌شوی. حقوق به شکل مبهم و کمتر از انتظار می‌ماند و تنها یک قبض حقوقی ناقص را در اختیار می‌گذارند. پروژه‌ها پُر از کدی بی‌نظم و بدون داکیومنت فنی قابل‌استفاده‌اند و هیچ‌کس نیست که درست تحویل بدهد یا توضیح بدهد؛ در نتیجه انتظار دارند در همان دو روز اول همان کارهای قدیمی را اجرا کنم. معیارهای فنی برایشان اهمیت ندارد و وقتی مشکل کم می‌آوردند به جای بحث تخصصی، با توجیه‌های بی‌ربط پاسخ می‌دهند یا می‌گویند یادگیری از طریق مهارت‌های کتابی فرق دارد. رفت‌وآمد ساده‌ای مثل رفتن به دستشویی تا بازگشت به میز زیر نظر است و هر کاری که به مذاقشان خوش نیاید را با کاهش ساعات کار یا امتیازها جریمه می‌کنند. در ابتدای کار به حقوق کمی بی‌رحمانه برخورد می‌کنند و به مرور از هر بهانه‌ای کسر می‌کنند. مدیرشان بی‌ادب و بی‌تفاوت نسبت به مودبانه خداحافظی است، هرچند در تیم فنی چند نفر هستند که کار با آن‌ها واقعاً خوشایند است. به طور خلاصه، از این تجربه نرو.

چاپ و تبلیغات پاسارگاد
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس ارشد برنامه‌ریزی·۱۹ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
پشیمون از اومدن

در این مجموعه احساس فشار روحی زیادی داشتم و از نظر روانی با مشکلاتی روبه‌رو شدم. هیچ فرصتِ رشد واقعی وجود ندارد و تبلیغاتشان در شبکه‌های اجتماعی فریب‌کارانه به نظر می‌رسد؛ واقعیت کار با چیزی که نشان می‌دهند تفاوت‌های زیادی دارد. نرخ خروج کارکنان بالا است و رفتن افراد به سرعت اتفاق می‌افتد. ارتقاءها هم غیرمعمول و برخلاف انتظار پیش می‌آید؛ معمولاً به افراد کم‌سواد داده می‌شود تا ضعفِ مدیران و معاون‌ها به چشم نیاید و تهدیدی هم احساس نشود. در نهایت، افراد باسواد و حرفه‌ای نمی‌توانند در چنین وضعیتی بمانند و به سطحی از رشد برسند.

تهران شیمی
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مهندس نرم افزار ·۱۹ مرداد ۱۴۰۵
۱.۸
مدیریت دوستدار حاشیه

تجربه کاری در تهران شیمی — توصیه نمی‌کنم تجربه من از تهران شیمی در مجموع مثبت نبود و **این مجموعه را برای کار کردن توصیه نمی‌کنم.** فضای کاری مجموعه را پرحاشیه، پرتنش و فاقد ثبات مدیریتی کافی دیدم. در بسیاری از مواقع، به‌جای تمرکز بر کار، فرآیند و نتیجه، حواشی و مسائل مدیریتی بخش قابل‌توجهی از انرژی سازمان را به خود اختصاص می‌دهد. از نظر من، یکی از نقاط ضعف جدی مجموعه، نحوه مواجهه مدیریت ارشد و رویکرد آن در مواجهه با مسائل سازمانی و منابع انسانی است؛ رویکردی که در مواردی حرفه‌ای، شفاف و مبتنی بر اصول مدیریتی به نظر نمی‌رسد. در حوزه منابع انسانی نیز تجربه من نشان داد که ضعف در تصمیم‌گیری، ناهماهنگی مدیریتی، عدم ثبات در مواضع و ایجاد فضای بی‌اعتمادی و غیرحرفه ای می‌تواند حتی تلاش‌های حرفه‌ای و تغییرات مثبتی را که طی سال‌ها برای بهبود فرآیندها و سیستم‌ها ایجاد شده، تحت‌الشعاع قرار دهد. به نظرم وقتی یک سازمان به جای حفظ و تقویت سرمایه انسانی، اجازه می‌دهد حاشیه، بی‌اعتمادی و تصمیم‌های غیرشفاف بر فضای کاری غلبه کند، در بلندمدت بیشترین آسیب را خود سازمان می‌بیند. اگر فرهنگ سازمانی سالم، مدیریت حرفه‌ای، ثبات، شفافیت و فضای کاری کم‌حاشیه برایتان مهم است، توصیه می‌کنم قبل از پیوستن به این مجموعه حتماً با کارکنان فعلی و سابق آن صحبت کنید. **بر اساس تجربه شخصی من، تهران شیمی را برای کار کردن توصیه نمی‌کنم.**

اوزون
مالی و اعتباری · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·نمیخوام بگم·۱۹ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۱.۲
فرهنگ و مدیریت سازمان

من چند سالی هست با این شرکت همکاری دارم. فرهنگ سازمانی این شرکت و بنظرم کل شرکتهای گلرنگ وحشتناک بد و غیر حرفه‌ای است. محیط سمی، افراد سمی به همراه نبود فرهنگ درست سازمانی با قوانین بی ربط. در هر شرایطی سازمان تمام تلاششو میکنه که روان کارمندانشو به خطر بندازه و شما لحظه‌ای آرمش را تجربه نخواهید کرد. مدیران سازمان قد کوتاه، بدون دانش، خودخواه و نالایق هستند. مدیران سازمان در هیچ شرایطی نه به فکر نیروهای سازمان هستند نه به فکر کاری که دارند میکنند. تمامی افراد C لول شرکت کنترلگر هستند و اصلا ادبیات مناسبی در ارتباطات ندارن و تنها کاری که بلدند تخریب نیرو است. در هیچ شرایطی نمیپذیرند دارند اشتباه میکنند و حتی تا ریزترین موضوعات زندگی شما وارد می‌شوند. درصورتی که همراهیشون نکنید یا بهتر بگم بردشون نباشید، تمام تلاششونو میکنن که به شما آسیب بزنند. اکثر اوقات در حال سیگار کشیدن هستند و خاله زنک کردن. در صورت نیاز به رنگ جوراب شما هم گیر میدن و اصلا گول جایی که ساختمونشون هست و حقوقشو نخورید. در نهایت ترجیح میدهید پرتتون کنن بیرون و خورد و خاکشیرتون کنن. در هر صورت از من به شما نصیحت بیکار بمونید بهتر از اینه که برید اوزون یا هر شرکتی که زیر مجموعه گلرنگ هست کار کنید. محیط بسته و غیرقابل پیش بینی، توهم خود خفن پنداری، کسب و کار بی برنامه. قشنگ مشخصه گلرنگ یه پولی میده که بسوزوننش.

هلدینگ حامی
مالی و اعتباری · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مارکتینگ·۱۸ مرداد ۱۴۰۵
۱.۰
محیط سمی

مدیرعامل با دوربین صدا و تصویر پرسنل رو کنترل میکرد و بعدش هم میومد تذکر میداد یا زنگ میزد. محیط کاملا سمی و عدم تعادل بین کار و زندگی. بدقول و بدون برنامه.

بیمه
محیط غیر حرفه ای
مدیریت ضعیف
عدم امنیت شغلی
بد قول
کنترل افراد با دوربین

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.