سلام اول بگم کسایی که میگن کلینیک ایران نوین یدرد نخوره و بدشو میگن در واقع فقط میخوان اسمشو خراب کنن ،درسته یه نواقصی داره اما با این شرایط هنوز هم بهترین کلینیک کاشت ایران هستش بدون شک
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
سلام راستش بنده چند ساله دارم به صورت دورکاری برای کلینیک کار میکنم و چیزی که باعث شده موندگار بشم اینه که حقوق رو سر وقت میدن و اصلا یک روز هم دیرتر پرداخت نمیکنن یعد موضوع بعدی اینه که خیلی خوش قول هستن و بنده رضایت کامل دارم
سلام بنده 9 ماه تو کلینیک ایران نوین کار کردم و تو این 9 ماه حقوقمو کامل پرداخت کردند و رضایت کامل دارم و در ضمن رفتار کارکنانشون بسیار مناسبه با مراجعین🙂
در آغاز به جایگاهی همدلانه و با دیدی واقعبینانه ورود میکنم؛ محیط کار برایم تجربهای از جنس فشار و القای اهمیت بر پایه روابط بود. وقتی وارد شدم، به نظر میرسید تخصص اهمیت دارد، اما رفتارها طوری بود که این حس را تقویت میکرد تا باور کنم ارتباط با مدیران میانی ملاک ارزش است و اگر این ارتباط خوب باشد، با آدمها برخورد محترمانهای خواهند داشت، و در غیر این صورت از نگاه به تخصص خبری نیست و ممکن است عواقبی برایم ایجاد شود. فضای شرکت به نوعی جو خانوادگی داشت و گویای تفاوتهای رفتاری نسبت به جنسیت بود؛ به خصوص توجه بیشتری که به خانمها نشان میدهند، مسئلهای بود که به وضوح احساس میکردم، اما چندان نمیتوانم دربارهاش توضیح بیشتری بدهم. در مجموع، نظرهای مثبت دیگران را که دیدم، برایم پرسشبرانگیز بود که چه نکته مثبتی را به چشم میآوردند؛ به نظر میرسد آن دسته از کامنتها از سوی مجموعه یا طرفداران شرکت منتشر میشود تا تصویر بهتری ارائه کنند. با وجود این، از سایتی که این فیدبک را فراهم کرده است سپاسگزارم؛ چون فرصت میدهد سایر افراد از تجربیات دیگران آگاه شوند.
در اصل به عنوان عضوی از تیم باشگاه مشتریان کار میکردم و نتیجه حضورم در آنجا متزلزل است. شرکت به نظر نمیرسید یک بنگاه واقعی باشد و اهداف مالی روشن و پایدار نداشت؛ صاحبانش هم به نظر میرسید صرفا با رویکرد ساخت و ساز و فروش پیش میروند و دلیل مشخصی برای تأسیس مرکز خرید ندارند. از نگاه آنها همه کارگران انگار فقط ابزارکاری هستند. به دنبال کرامت انسانی بودم؟ در واقع آنجا چنین هدفی وجود نداشت. اگر میخواهید شغلی باشد که حتی بر زندگی شخصیتان سایه بیندازد، گالریا را انتخاب کنید. حدود پانزده ماه از عمرم را در آنجا ضایع دیدم و خوشحالام که دیگر آنجا نیستم و هیچوقت آن محیط را دوباره تجربه نمیکنم.
با سلام خدمت دوستانی که در مورد شرکت نظر دادن و یا نظرات رو میخونن من خودم کارمند رسمی بانک هستم که در این شرکت مامور به خدمت هستم و میخواستم به اون دوستی که میگه 15 سال سابقه دارمو این شرکت عالیه عرض کنم که داداش شما هم به فرموده دوستان از سوگولیهای شرکت تشریف دارید که تا حالا چیزیت نشده دوست عزیز . دوستان و همکاران بانکی و غیر بانکی که از اول تاسیس این شرکت در اون فعالیت دارن خوب میدونن که این شرکت تماما، تاکید میکنم تماما محل پارتی بازی و حق خوری کارمندای خوب و زحمتکش شرکت هستش .کلا هر مدیری که بیاد از اولین مدیر عامل که من بودم تا الان که تشریفشونو آوردن بر اساس پارتی بازی و باند بازی درون بانک کشاورزی بوده و هیچ تخصصی در زمینه مورد نظر نداشتن البته به غیر از دکتر یزدی که البته مدیریت ایشون هم با تصفیه حسابی که در شرکت صورت گرفت و میدان دادن به کسایی که بیسواد و زیرآب زن بودن وضعیت شرکت رو بدتر کرد. اساسا در شرکتهای دولتی وضعیت همه به این صورته و جای گلایه ای نیست ولی اینجا گل سرسبدشونه. پس به عزیزانی که میخوان بیان اولا بگم این شرکت الان اکثر نیروها با آشنایی و پارتی اومدن دارم میگم که اکثرا و از لحاظ علمی و کاری برای اونی خوبه که میخواد کلاس آموزشی بره بیاد اینجا هم حقوق میدن هم ناهار هم کار یاد میگیره. بعدشم میتونه با یه حقوق خوبی یا بره خارج یا توشرکت دیگه استخدام بشه. الان اینجا بیشتر جنبه آموزشکاه داره و شدیدا اونو به تازه فارغ التحصیلان و کسایی که پارتی دارن تو با کشاورزی توصیه میکنم چون واقعا جای بسیار عالی برای آموزش هست. به دوستان سوگلی و زیرآب زن هم میگم براساس تجربه قبلی، باند بعدی که بیاد حواست باشه لنگات هوا نره دوست عزیز. و سخن آخر به مدیران شرکت شما برای مدتی میاید و میرید ولی ما کارمندای بانک و بچه های با حال شرکت داریم اینجا زحمت میکشیم و کارها رو راست و ریست میکنیم پس حداقل یه خدا بیامرزی برای خودتون بزارید وکوله بار فحش خوریتون رو خالی نگه دارید .
من به دلیل ارتباط این شرکت با مادرش، خدمات انفورماتیک، اون رو انتخاب کردم اما خیلی از مزایا و حقوقش باهاش تفاوت داره و به نظر میرسه که سرتون کلاه میره. هماکنون هم که این متن رو مینویسم، خود شرکت خدمات که زمانی قدرتمند بود، حالا هم خیلی به چشم نمیآید. دریافتی من با شرکت مادر حدود سی درصد تفاوت داشت. ساختار ضعیف شرکت باعث شد خیلی از همکارانم دیگه بمونن یا برن. پایینترین حقوق رو در بین بانکها میدیدم و از من کارهای زیادی میخواستن، تازه با کلی پرسش درباره اینکه امروز چه کار کردی، اسکرام و اسپرینت هم بود. برای تازهواردها توصیه میکنم، اما برای متخصصها به هیچ وجه از در شرکت وارد نشوید.
برای استخدام راننده اومدم شرکت دیجی کالا یک آدم مزخرفی رو گذاشته بودن اونجا واقعا واسه دیجی کالا متاسفم با این همه دبدبه و کبکبه خیلی متاسفم واستون �قت نمیکنی کیا رو میذاریم واسه استخدام نگهبانش واقعا حرف نداشت �ی اون کسی که گذاشته بود واسه گزینهاش یک آدم مزخرفی بود
میشه گفت یکی از بدترین شرکت هایی که نماینده یک برند بین اللملی هست و به بدترین وجه داره فعالیت میکنه. این شرکت نماینده برند پپسی و آب آکوافینا در منطقه غرب و شمالغرب میباشد. مدیرعامل شرکت بسیار کار نابلد و فاقد تجربه در حوزه فروش و بازاریابی و پزشک هست. مدیران مجموعه بسیار بد قول و بد عهد. عدم پرداخت به موقع حقوق و مزایا. عدم امنیت شغلی. عدم پرداخت مزایای قانونی اداره کار ، مانند عیدی و سنوات و اضافه کاری. پیشرفت شغلی به هیچ وجه. تولید محصول بسیار نامنظم به نحوی شاید چندین ماه کالایی برای فروش نداشته باشند. به هیچ وجه در هیچ سمت شغلی در این شرکت فعالیت نکنید ، از ویزیتور گرفته تا سرپرست و مدیر شعبه و سمت های مالی و حسابداری و دفتری. به جرات میگم وقت و انرژی و آینده شما از بین میره
در مجموع میتونم بگم فضای صمیمی و دوستانه و پرداخت بهموقع حقوق، از نقاط قوت برهان سیستم پاسارگاد هستن. با این حال، کار زیاد و فشار بالای حجم کار، زمانبندیهای نامعقول و ضعف شدید در مدیریت از جمله نقصهای شرکت بهشمار میرن. منابع انسانی مشکلدار، نرخ بالای استعفا و جذب نیروها بهطور مداوم، و بیتلاشی برای حفظ کارکنان از دیگر نکات منفیان. همچنین مدیران مجموعه با وجود حقوق پرداختی، فشارهای زیادی اعمال میکنن، و روشهای مدیریتی بهطور شدیدی سنتیه و تفاوتهای زیادی بین کارکنان قائل میشن.
با خوندن نظرات حس کردم وظیفه دارم وقتی همچین بستری فراهمه حتما روشنگری کنم واقعا یا باید خیلی بی وجدان باشی یا کیلومترها از انسانیت دور باشی که وقتی هیچ ضرری بهت نمیرسه هم نیای و حرف نزنی....البته اون زالوهای بیسوادی که با نازک کردن صدا و روابط انچنانی و زیراب زنی و... حقوق بالا و ترفیع میگیرن نباید هم حرفی بزنن چون مکانهایی مثل سداد فقط قبولشون میکنه خیلی مشکلات زیادی وجود داشت ودارد از لشگرکشی ایرانسلیها به سداد و تصور اینکه با فشاراوردن وتهدید وتوهین ،تماس روز جمعه وکشوندن نیرو سرکار و بالای سر برنامه نویس وایسادن میشه پروژه جلو برد تا ******، (معاونت فناوری اطلاعات) که فردی به شدت بیسواد و بیعرضه و بی وجدان بود که بااینکه تمام مشکلات تمااامشو میدونست ولی هیچکاری نمیکرد چون فقط برای رزومه جمع کردن اومده بود سداد که در نهایت استعفاشو دادن دستش گفتن فقط نیاا و همین ****** شخصی رو اورد که بیعرضگیهاشو جبران کنه ولی این ****** هم فقط ژست گرفتن رو بلد بود وطی 9ماهی که اومدن کوچکترین تغییری در روال ومشکلات حاد شرکت ایجاد نشد چون حتی توانایی پاسخگویی به سوالات مربوط به هر اسپرینت رو نداشت.مشکلات رو بهش میگفتیم میگفت autorityندارم میگفتیم تغییرات چی شد؟میگفت من که 5ماهه اومدم که تا اخر9ماه هم همین بود و فقط توانایی حقوق گرفتن وزبون بازی رو داشت خیلی که گندکاری فنی واخلاقی و جریمه شاپرک زد بالا ****** و ****** و ****** (مدیربه زوووور منتسب شده به تیم ******) که با کل شرکت دعوا داشتن رو جوری که در شان هر 3نفر بود ((((اخراج شدند)))) مدتها شرکت خیلی جو بد و غیر استیبلی داشت چون تغییرات معاونت هم در پیش بود به همین خاطر خیلیها استعفادادند...با اومدن معاون جدید فکر نکنید چیزی تغییر کرده چون ساختار خرابه و از ترس اینکه سازمان نپاشه نمیتونن تعییرات بنیادی اعمال کنند و به ادمای درپیت باقی مونده شروع کردند پیشنهاد سمت سرپرستی و مدیریت میدن.ادمایی که سالها بااین سمتها فاصله دارند شاید یکی بگه این مشکلات در شرکتهای دیگه هم هست ولی من با اطمینان میگم چون سداد به شدت براساس سفارش و پارتی و روابط غیرکاری وحرفه ای مدیریت میشد ومیشه شما اگر ادم حقیر ومشکل داری نباشی خیلی اذیت میشی و اصلا به جرات میگم اصلا اصلا درحد یک درصد هم پیشرفت فنی نخواهی داشت بلکه از نظر روحی هم سرخورده میشی رنج حقوق در سداد پایینتر از شرکتهای دیگست مزایایی نداره.خانه سازمانی یا هتل چه تاثیری روی روحوروان نیرو داره؟بیمه تکمیلی هم که درپیتترین شرکتها دارند
در این تجربه فهمیدم که ظاهرا نظر من درباره کار با این تیم با متنی پر از انتقاد و بیاحساسی شروع میشود، و از آنجا به بعد نگاه مثبتی به نکات ارائهشده پیدا نمیکنم. وقتی به مقایسه با شرکتهای دیگر مثل اسنپ و دیجیکالا میپردازم، به نتیجه میرسم که آنجا هم به اندازه کافی نکات مثبت در صفحهها وجود ندارد، اما دلیل اصلی احساس ناامیدی من این است که واقعا فاز تیم چطور است و آیا ارزش صرف وقت دارد یا نه. به عبارت دیگر، تجربهام را از دید خودم میگویم که احساس میکنم برخی قسمتها، زمان و انرژیام را هدر میکند و ترجیح میدادم توضیحات روشنتر و سازندهتری از تیم و فرایندها بشنوم.
با سلام آقا من چهار سال تو این شرکت کار کردم واقعا سم خالص ****** شما اگه برید تو این شرکت با همچین ادمهایی میخاید کار کنید. ***** سازمان اگه سازمان باشه شمادوتا انگل رو با تیپا میندازه بیرون. اصلا توصیه نمیکنم برید این شرکت
با سلام تجربه کاری که بنده در این شرکت داشتم بسیار بد و برخوردهای زشت زننده ای به صورت سازمان یافته در شرکت است. نیروهای عادیشون خیلیاشون خوب و خوش برخوردن ولی نیروهای بانکی که استخدامی هستند و از سمت بانک اومدند و در پستهای مهم مثل معاون فنی با سواد بسیار پایین خیلی اذیت کننده است. مثلا طرف لیسانس در یکی از شاخه ها علوم انسانی داره اومده شده معاون فنی بعدخدا رو بنده نیست. کلا جو شرکت بسیار بد بسیار بد و برخورد مدیریتشون هم براساس حیله و فریب است. مدیر شرکت هم خبر داره از همه چی ولی هیچ کاری نمیکنه چون ایشون هم اومده یه سابقه جمع کنه بره جای درست و حسابی. بشینید خونه نون و پنیر بخورید بهتره برید این شرکت اعصابتون خرد بشه واقعا برخورد با آدم ها پوچ و بی خرد و بی دانش در حوزه مربوطه که حتی رفتار اجتماعی بلد نیستند سخته. به هر حال اصلا توصیه نمیکنم.
سلام دوستان اگر چاپلوسی و پاچه خواری بلدید و براتون حقوق و شخصیتتان و کار و تجربه فنی مهم نیست حتما برید گسترش مخصوصا تیم ******!!! بدترین تجربه کاری من تو این سال ها همین شرکت بوده ولی انصافا حقوقشون به موقع ست گول اسم و ظاهر رو نخورید حتما عددی که میخواید با HR قرارداد ببندین پایه حقوقتون باشه و نگذارید با مزایا و اعیاد گول تون بزنند. درکل بگم نرید هر روزتون پر از حاشیه و سر درد عه
سداد شرکتیه که از نظر فرهنگی بسیار عقب هست، یه شرکت تماما دولتی که در پوسته و ظاهر بیرونی ش خصوصی هست اما داخل ش کاملا دولتی. همه دنبال زیرآب زنی، برای اینکه کار نکنن خیلی راحت واسه کسی که ادم فعالی باشه، دنبال کار جدید و حرفه ای باشه با نامه های دروغین زدن به بازرسی بانک و ... پاپوش درست میکنن، همه سدادی ها هم اینو میدونن کلا ابزار دستشونه واسه اینکه شاید برای بی هنری شون به یه جا آوییزون بشن که نونشون قطع نشه. یه تیم حراست داره که آتش به اختیار هر جور رفتار که بخواد هر حرفی که بخواد به کارکنان میزنه، تا حالا چندبار حراست ریخته داخل یه بخش و عربده کشیده سر حجاب! در شرایطی که ساختمون جای سوزن انداختن نداره هر ۶ نفر تو به اتاق کوچک چپیدن دونفر حراست اتاق بزرگ رو برداشتن و تخمه میشکنن و پای دوربین ها مدام چک میکنن و زنگ میزنن میگن جورابت رو بکش بالا! جا نماز آب کشایی که خیلی راحت با هر کی چپ بیفتن میگن بهت نشون میدیم با کی طرفی!! رفتارها کیفی کلی گویی و بیسواد مطلق. صرفا میشه گفت باعث تاسفه...
مدتی را در جوان فکران داده گستر تجربه کردم و با دیدی روشن از رفتارهاشون حرف میزنم. از روز نخست فهمیدم که به قولها و وعدهها اهمیت زیادی نمیدهند و رابطهی کارمندی براشون اولویت چندانی نیست. اگر تصمیم گرفتم برم، بهتر بود از همون ابتدای کار قرارداد ثبت میکردم و منتظر هیچ قراردادی یا ماهها کار کردن نبودم، چرا که برخوردها همواره با سردی و بیتفاوتی همراه بود.
دو سال تجربه کاری در هیوا مساوی بود با مرگ برام .مسئولین بی ادب انگار طلب پدرشون دست توعه ، کش دادن کار دو دقیقه ای تو دو ساعت تلکه کردن مردم درزدی بی سوادی بی داد میکنه توی این شرکت نمیدونم مسئولین کجاااااان. بخد ا همه مشاورا بی سواد تلفن وصل میکنن میگن جواب بده طولااانی کن یعنی چی واقعا وقت ناهار نداری دستشویی نمیتونی بری واقعا خدا چجوری میگذره؟ همش استرس وحشت از میانگین هیچ کس هیچکس تو هیوا نمیموند چون مردم میدیدن اینا دزدن یه ادم درست نداره اونجا واقعا جون شیرینمو برداشتم فرار کردم.عاشورا تاسوعا 22 بهمن شهادت هررررچی تعطیل بود میگفت بیایین پورسانت میدیم اون پورسانت صدبرابرش برا خودشون بود دوتومن به تو میدادن با کلیییییییییییییییی منت خدا ازتون نگذره این قد مشاورینو کارمندا رو اذیت میکنید پول هیوا اصلا برکت نداشت چون نفرین مرد پشتشه
شرکت آلفا با عنوان الماس فناوری ابری پاسارگاد (آلفا) برای من تجربهای از نقش Generalist سهبعدی بود. روزهای آغازین با اتفاقهای کوچکی میگذشت اما نکتههای مثبت زیادی هم داشت: پرداختی منظم، سرویس ایاب و ذهاب، و وعدههایی مثل صبحانه و ناهار که در کنار همکاران خوبی که داشتم، فضایی نسبتا خوشایند میساخت. با این حال، نقاط منفی هم کم نبودند. کارها اغلب به شکل هیئتی و با این باور انجام میشد که سریعترین خروجی بهترین راهحل است، نه کارآمدترین و دقیقترین. ساختار مدیریتی هم خیلی بیشتر بر پایه دوستیها و سابقه تدارک میشد تا شایستگی واقعی. مشکل عمده دیگری که احساس میکردم دو رو بودن و سیاستبازی بود: در جلساتی که همه حضور داشتند، همه چیز گلوگل به نظر میرسید و ادعاهایی مثل اینکه گوش ما به مشکلات شما میشنود، بیایید صحبت کنیم یا ما یک خانواده هستیم، تنها به نظر میآمد در عمل هیچ تغییری ایجاد نمیشد و پس از مدتی ممکن بود کنار گذاشته شویم. زمان ورود با تشویقهای فراوان همراه بود اما زمان خداحافظی، با رفتاری روبهرو میشدم که نشان میداد از شرکت بیرون رفتن به گونهای انجام شود که انگار فردا هم میآییم، در حالی که هیچ ولکام پکیجی نبود و بهویژه در مدت همکاری باید حتی شیء کوچکی مثل شیری با قیمت پایین را هم پس بدهیم. همچنین اگر بیش از مقدار تعیینشده در نقشه قرارداد را انجام میدادم، به عنوان وظیفهای اضافی در نظر گرفته میشد. خروج مدیران و کارکنان هم زیادی بود و به طرز محسوسی در مدت کوتاهی بین ده تا بیست درصد از پرسنل شرکت تغییر میکرد که این حرکت، طبیعی به نظر نمیرسید.
اگه میتونستم منفی بدم قطعا این کارو میکردم. پول ندارن ولی در عوض به شدت رو دارن. فک میکنن برنامه نویس بهشون نیاز داره و میتونن هر طوری که دوست دارن باهاش رفتار کنن. خلاصه که اگه پول نمیخواین ولی دوست دارین یکم تجربه کسب کنین برای شروع کار برین وگرنه الکی اعصاب خودتونو بهم نریزین.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.