بعد وارد شرکت شدم و ازم فرم سه صفحهای خواستن که پر کنم. به طور عمده دو صفحه اول همان اطلاعاتی بود که در رزومهام ذکر شده بود تا توی پرونده جای بگیرد و برای سازماندهی مدارک روی کاغذ ثبت شد. صفحه آخر مربوط به سوالات روانشناسی بود؛ مثلا ازم میپرسیدن نقاط ضعفم چیست و شخصیت موردعلاقهام کیست.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
تمام قصد من این بود که با انرژی و جدیت وارد فرآیند استخدام بشم و اولین تجربه مصاحبهام در شرکت پارسان با خلوص نیت رقم بخوره. مصاحبه کارشناس گرافیک رو به صورت پروژهای انجام میدادم و اولین گفتوگوی استخدامیام بود که با مدیرعامل شرکت مستقیم صحبت کردم. برخورد ایشون خیلی صمیمی بود و همون لحظه حس کردم میتونم بدون استرس در روند مصاحبه پیش برم. از تجربیات گذشتهم و کارهای انجامشده چند تا نمونه رو مطرح کردم و نرمافزارهایی که بلد بودم رو باهاشون مطرح کردم. همچنین درباره فضای فکری و سبکهای طراحیم، دلایلم برای دنبال کردن کار تماموقت در شرکت و انگیزهام پرسیدن. در جلسهای دیگه هم تعدادی از کارهای قبلیم رو فرستادم تا نظرشون رو بدونم. اگر به توانمندیهاشون اعتماد داشته باشن و پوزیشن خالی باشه، بهطور طبیعی استخدام میشن. ویژگیهای مهم براشون شامل تفکر، خلاقیت، مطالعه و سفر بود.
برای مصاحبهی کارشناس ارشد برنامهریزی و توسعه کسبوکار، راجع به محیط کار شرکت برداشت خوبی داشتم. شرکت از گروه بانک پاسارگاد بود و به نظرم سازمان نسبتا مرتب و تمیزی میآمد. همکاران جوان بودند و فضای کار نسبتا آرام بود. در مقابل مدیر برنامهریزی مصاحبه داشتم که رفتاری مثبت و خوشایند داشت؛ درباره تجربههایم با جزئیات پرسید و من دقیقا توضیح دادم که فرایندها را چگونه انجام میکنم. بیشتر سوالها را پاسخ دادم و اما با حقوقی که مطرح میکردند، امکان استخدام در این بازه وجود نداشت و نظرشان برای حقوق کمتر بود؛ با توجه به شرایطی که داشتم، تصمیم به قبول نکردن گرفتم و بهخاطر تجربه مصاحبه خوب، با ایشان خوشوبش همراه رفتیم.
با وجود آشنا بودن با قوانین مالیاتی و مواد قانون مربوطه، طی مصاحبه کارشناس حسابداری برای شرکت پرهام به توضیح جامعی درباره این موارد پرداختم.
شرکت پرهام برای مصاحبه Android Developer با من تماس گرفت و وقتی در نهایت به دفتر رسیدم، حدود ده تا بیست دقیقه اماندم تا فرمتی را که قبلا در رزومهام بود دوباره پر کنم که برایم عجیب بود. پس از حدود یک ساعت انتظار، از من خواسته شد مصاحبه را ادامه بدهم و در همان جلسه اول دیدم چهار نفر حضور داشتند: مدیر، دو توسعهدهنده اندروید و یک HR. تا آن لحظه احساس کردم محیط مناسبی برای کار نیست اما با بیانگیزگی به مصاحبه ادامه دادم. واقعا غیر حرفهایترین مصاحبهای بود که تجربه کردم. سوالهای فنی به شکل پراکنده بود و به نظر میرسید هیچیک از افراد جلسه تجربه کاری عمیقی ندارند و فقط کنار هم نشستهاند تا بدون اطلاعات کامل بتوانند ارزیابی انجام دهند. فقط یک سوال درباره مباحث SOLID پرسیده شد که به نظر میرسید حفظی باشد چون بازخورد یا پرسش جانبی در پاسخ طولانی وجود نداشت. یک سوال هم از طرف توسعهدهنده iOS درباره مالتیتردینگ مطرح شد و من با پاسخهایی مبتنی بر روشهای معمول، RX و coroutine صحبت کردم؛ در ادامه به نظر میرسید ایشان عصبانی شدند و با اصرار ادعا میکردند که اندروید در این حوزهها خوب نیست، اما دلیل مشخصی ارائه نشد. رفتار ناپختهای بود که حتی همکارانشان هم سعی میکردند پایان بدهند. در پایان پرسیدند چرا برای مصاحبه آمدهام و چه دلیلی دارم که فکر میکنم ارزش حقوق در حد تقاضایم است. خوشبختانه مصاحبه به پایان رسید. به باور من، اگر به دنبال محیطی حرفهای هستید، برای این شرکت تصمیم به حضور در مصاحبه نگیرید. درآمد شرکت هم بر مبنای سیستم VAS است، و این نکته را مدنظر داشته باشید. نکتههایی که برایشان اهمیت داشتند؛ تا چه حد مرئوسپذیر هستید.
در یک مصاحبه برای وکیل و مشاور حقوقی شرکت پرهام، پس از اینکه رزومهام را در سایتی به نام ایران تلنت میدیدم، تماس گرفتند و گفتند همین امروز بیا برای مصاحبه. در نهایت سه ساعته هماهنگی انجام شد و من همراه با دو نفر دیگر به اتاق رفتیم که مشخص نبود هرکدام چه سمت و مسئولیتی دارند. آنها در جلسه سوالاتی پرسیدند که هیچ ارتباطی به تخصص من نداشت و اصولا سوالات حقوقی نبود؛ به جای آن با سوالاتی روبرو شدم که در مصاحبههای معمول نمیدیدم. به عنوان نمونه پرسیدند اگر بفهمید وکیل دیگری هم هست که همین کار شما را انجام میدهد و حقوق بیشتری میگیرد، ترجیح شما چیست؟ یا چه چیزهایی در محیط کار اذیبتان میکند و با چه مشکلاتی روبرو هستید؟ چنین سوالاتی تصویری ناخوشایند از محیط کار در ذهنم ایجاد کرد و باعث شد نسبت به ادامهی گفتگو دچار بیعلاقگی شوم. با وجود این مدتهاست که آنها استخدام نمیکنند و آگهیشان همچنان فعال است و بهطور مرتب بهروز میشود. به وضوح مشخص نبود که از آنها چه چیزی انتظار دارند.
در مصاحبه برای نقش مالک محصول، معمولا از سوابق تحصیلی و کاریام پرسیدند و برخی سوالات کلی مطرح شد مانند نظر من درباره دو نرخی بودن قیمت بنزین یا مقدار درآمد سالانه همراه اول و اینکه کدام شرکت ارزشش بیشتر است، همراه اول یا ایرانسل. انتظار داشتم که مصاحبه به صورت تخصصی و حرفهای پیش برود.
با این شرکت از طریق رویداد استخدامی دانشگاه آشنا شدم و پس از ارسال رزومهام برایشان، در گفتگوی کوتاهی که داشتیم دعوت به مصاحبه شدم. تجربهام از مصاحبه Product Manager بود.
شرکت پرهام تجربهای بود که با وجود انتظار طولانی تا ورود منابع انسانی به جلسه، ناگفتههای زیادی داشت. مصاحبه از ساعت ۱۰ آغاز شد و من تا تقریبا ۱۱ منتظر ماندم تا منابع انسانی شرکت به من رسیدگی کند و فرم مربوطه را بدهد تا پر کنم. سپس وارد جلسهای شدیم که سه نفر حضور داشتند: مسئول منابع انسانی، مدیر بازاریابی و مدیر توسعه کسبوکار شرکت. در آن جلسه از من سوالات فردی و تحصیلی پرسیدند و پس از آن سوالهایی درباره حوزه کاری شرکت در زمینه وس پرسیدند تا با تواناییها و دیدگاه من آشنا شوند. چند سؤال هم مطرح شد تا سطح تحلیل و توان تخمینی من را بسنجند؛ برای نمونه از من پرسیدند تخمین تعداد افراد ثروتمند در ایران با دارایی بالای ۶۰۰ میلیارد تومان چقدر است یا ارزش برند کاله چقدر برآورد میشود. همچنین درباره سوابق کاری قبلیم، هدفها و مسیر شغلی که برای خودم تصور میکنم سوال شد و در پایان درباره نحوه پرداخت و شرایط کاری صحبت کردیم. در نهایت منابع انسانی توضیح دادند که اگر برای فرصت شغلی انتخاب نشوم، نتیجه نهایی به من اطلاع داده میشود اما تا سه ماه از پیگیری خبری نشده بود. به خودم یادآوری کردم که باید برای مواجهه با سوالات مصاحبهای معمول که از طرف یک مصاحبهگر معمولی مطرح میشود آماده باشم. ویژگیهای مدنظرشان بیشتر از هر چیز این بود که میخواستند با القای این که خیلی حرفهای هستند، فضای مصاحبه را به شکل تهاجمیتر پیش ببرند تا از واکنش من بهرهمند شوند و در پاسخها هم من با کنش نسبتا صریح و مستقیم جواب دادم تا آنها هم واکنشهای بیشتری از خود نشان بدهند.
بعد از تکمیل فرم استخدامی که اطلاعات کلی و هویتی را دربر میگرفت، به دفتر مدیرعامل دعوت شدم و با ایشان مصاحبه کردم. برخورد صمیمی و گرم بود و نسبت به من با احترام رفتار شد. در این جلسه سوالات تخصصی مطرح نشدند و بیشتر جنبههای اخلاقی و رفتاری مد نظر بود. مدیرعامل باور داشت اگر فردی از نظر رفتاری پذیرشپذیر باشد و از سطح توان ذهنی مناسبی برخوردار باشد، با کمی تجربه و گذراندن دورههای تخصصی حین کار میتواند به عضوی از تیم تبدیل شود. دانش بالای مديرعامل و برخورد محترمانهاش از نکاتی بود که بیش از همه جلب توجه میکرد. به تجربه من توصیه میکنم اگر فردی صادق، منطقی و آرام استید، به این شرکت مراجعه کنید؛ محیط آن آرام است و به دلیل تعداد کم پرسنل، افراد میتوانند چندوظیفهای کار کنند و از این بابت انتظار میرود. دنبال پست و مقام نباید باشید چون سلسلهمراتب بهصورت سنتی وجود ندارد. رفتار مدنظرشان از همه چیز برایشان اهمیت دارد. تصمیمگیریها متمرکز است اما فضای لازم برای درخشش و بروز استعدادها فراهم است و مدیرعامل به این نگاهها بها میدهد. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشتند عبارت بودند از: ادب متانت منطق خلاقیت
برای من کار خیلی باحوصلهای نبود اما به هر حال تجربهام را بازگو میکنم تا روشن باشد چگونه پیش رفت. در ابتدا فرم استخدام را پر کردم و سپس مصاحبه فنی آغاز شد. واقعا متأسف بود که به دلیل هماهنگی پایین شرکت، پس از دو ساعت انتظار مدیر انفورماتیک حاضر نشد و من مجبور شدم جلسه را ترک کنم؛ تماس بعدی گرفتند و دوباره هماهنگ شد برای روز بعد، اما همان روز دوم نیز به مدت سی دقیقه بدون توضیح معطل شدم. مرحله فنی به خاطر سطح بیش از حد انتظار یا احتمال بیشازحد صلاحیت رد شد. به طرز عجیبی خود آنان هم دقیق نمیدانستند که دنبال چه سطحی هستند و چه حدی برایشان مطلوب است. در جلسه فنی هیچ پرسشی مطرح نشد زیرا مدیر مربوطه مدیر انفورماتیک یک شرکت غیر نرمافزاری است و دانشی در رابطه با نرمافزار ندارد. پاسخ مصاحبه را هم ارائه نکردند و با پیگیری خودم فهمیدم که رد شدم. با توجه به این که آگهی دوباره تمدید شد، به نظر میرسد تکلیف روشن نیست چون این شرکت نرمافزاری نیست و سطح علمی پایینی دارد و حتی برای تازهکارها هم مناسب به نظر نمیرسد تا به عنوان تجربهای در رزومه ثبت شود. اولویت استخدامیشان بسیار کم بود و به همنفعی صرفا به داشتن شغل میانگارند. ویژگیهای مهمشان هم بیشتر این بود که مدیر انفورماتیک را با سطح دانشتان نترسانند.
برای این تجربه، بار نخست تماس گرفتند و گفتند در روز شنبه با معاون منابع انسانی جلسه داریم و من با پاسخ مثبت قبول کردم؛ قرار شد زمان دقیق را همان روز اعلام کنند. اما هر چه منتظر ماندم خبری نشد و حدود سه هفته بعد دوباره زنگ زدند و این بار زمان دقیق ده و نیم صبح را تأیید کردند. من رأس ساعت ۱۰:۲۰ صبح به شرکت رسیدم و پس از پر کردن فرم طولانی سه صفحهای که در آن حتی شغل مادرم هم پرسیده شده بود، حدود دو ساعت تا نیمه روز کنار دیوار و روی یک نیمکت منتظر ماندم اما باز هم مصاحبهای انجام نشد. دو بار به مسئولان اداریشان گفتم اگر مشکلی هست، بگویند تا من بروم و آنها اصرار کردند که بیشتر بمانم. سرانجام در ساعت ۱۲ و ۳۵ دقیقه یک خانم آمد و به نمایندگی از معاون منابع انسانی عذرخواهی کرد و گفت جلسهی مصاحبه قبلی ایشان طول کشیده و دوباره تماس میگیرند تا جلسهای دیگر هماهنگ شود. من لبخند زدم و با حالتی تأسفبار از آنجا رفتم. برایم عجیب بود که معاون سرمایههای انسانیشان، که قرار بود در جایگاه مدیریتی همکار من باشد، بدون عذرخواهی برخورد میکند و اینکه با افراد سطح پایینتر چنین رفتاری دارند. به هر حال تجربهای بسیار ناامیدکننده و توهینآمیز بود و به هیچکس توصیه نمیکنم که به این سازمان وارد شود. اصلا پیشنهادی ندارم که برایشان وقت بگذارید.
درکل رفتار بعضی از تیمهای استخدامی زیرسوال است و من از این تجربه انتظار حرفهایتری داشتم. برخورد اولیه با من خیلی سادهانگارانه بود: تماس گرفتند و گفتند برای مصاحبه وقتی تعیین میکنیم، گفتم باشه. بعد گفتند فردا ساعت دو خوب است؛ من هم قبول کردم و در پیامک همان زمان را تأیید کردند. اما همان روز، پیام آمد که هستی؟ من گفتم که بهتر است برنامهریزی دقیقتر باشد و نسخه سایت و ایمیل و لینک میتینگ هم از قبل فرستاده شود تا پروسه منظمتر باشد. از طرف مقابل کمی بیاحترامی احساس کردم و توضیح دادم که سیستم فعلی دیجیتال مارکترها به این بینظمیها عادت کرده و بهخاطر فشارها و کمبود بودجه، ارتباطات گاهی ناهموار است. همچنان که با هم صحبت میکردیم، دیدم شخص مقابل سیستم اسکایپ را روشن کرده اما مکالمه بهطور ناگهانی قطع شد و دیگر نتوانستیم ادامه بدهیم. آن طرف مقابل هم نمیدانست چه بگوید و من هم در حالت سردرگمی بودم. به نظر میرسید که تنها سوالهای سطحی میپرسیدند و هیچ توضیح یا تمهید خاصی ارائه نمیشد. در نهایت فرصت را از دست دادم و احساس کردم که این افراد با وجود بحران کووید، بودجه و حس اینگونه تیمها آسیبپذیر است و ممکن است استانداردهای لازم را رعایت نکنند. نتیجه این تجربه به نظرم نشانهای بود از این که خودروهای استارتاپی در بحران کرونا شاید بهطور واقعی ارزیابی نشوند و همچنان منابع و زمان من تلف میشود. امیدوارم در آینده کرونا به پایان برسد تا واقعیت عملکرد بعضی از استارتاپها مشخصتر شود.
در هر زمان به یاد دارم که مرحله نهایی مصاحبه برای من با مصاحبهکننده نهایی بود و متأسفانه رفتار او بسیار بیادب، بیوقت و بیملاحظه بود. مسئول اداری هم ظاهرا برای خودش پنج دقیقه اهمیت قائل میشد و اگر من با هماهنگی قبلی پنج دقیقه دیر میکردم، احتمال کنسل شدن زمان مصاحبه وجود داشت. اما طرف مقابل در زمانهای عجیبی مانند ۱۱:۱۱، ۹:۴۵ یا ۱۴:۵۵ برای مصاحبه وقت میگذاشت و مدت مصاحبه را بین ده تا پانزده دقیقه میگنجاند. با وجود حضور بهموقع من در محل، معمولا دو تا سه ساعت انتظار میکشیدم تا بتوانم حتی ده دقیقه هم با مصاحبهکننده صحبت کنم. این اتفاق دو روز پیاپی تکرار شد و مسئولان فقط عذرخواهی کردند، که هیچ فایدهای برای من نداشت. از این رو، به دلیل اعتماد به زمانبندی ارکید فارمد، موقعیتهای دیگر را از دست دادم و برخی از شرکتها را کنسل یا انصراف دادم. واقعیت این است که این شرکت از نظر ظاهری جذاب بهنظر میرسد، ولی در نخستین موضوعات با ضعفهای جدی روبهرو است. تجربه کار با چنین سازمانی نشان داده است که رفتار افراد ناکارآمد زمینههای خسارتها و پشیمانیهای جدی را برای فرد جویای کار فراهم میکند و برخی از افراد به دلیل نبود مسئولیتپذیری و بیوقتشناسی از این سازمان فاصله گرفتهاند.
صبح اول چهاردست و پا نشسته بودم که یک سری سوال تستی هوش ارائه شد و گفتن باید طی بیست دقیقه پاسخ بدهی. مصاحبه فنی آن روز اجرا نشد چون فرد متخصص قرار بود حضور نداشته باشد. تنها مدیرعامل شرکت درباره سابقه کارم و اینکه کار گذشتهام با چه فناوریها و فریمورکهایی بود، پرسید. در کل برخوردشان آدابمند بود و برخورد حرفهای نشان میدادند. نتیجه مصاحبه را گفتند دو روز بعد مشخص میشود، اما حالا بیش از یک روز است که خبری ندارم و نمیدانم چه verdictی میآید. از نظر مسافت هم محل شرکت نسبتا دور بود و در مرکز شهر نبود. گفتند چند تا سوال را برای مطالعه با خودت بردار و برو.
دوست داشتم فرصتی دست بده تا از طریق آگهی کار در سایت کار پیدا کنم و رزومهام را ارسال کنم. یک روز بعد از ارسال رزومه متوجه شدم برای مصاحبه تایید شدم و با من تماس گرفتند؛ گفتند شرکت ارکید فارمد هستم و حوزه فعالیت ما در زمینه مارکتینگ علمی داروهای ایرانی است. دنبال نیرویی برای دستیار منابع انسانی میگردند تا تماسها و ایمیلها را مدیریت کند، نامهنگاری انجام دهد و مقداری هماهنگیهای دیگر را انجام دهد. حقوق اعلامشده سه میلیون دویست هزار بود. در آگهی ذکر نشده بود که تجربه کاری مهم است، فقط تأکید شده بود که علاقه به حوزه منابع انسانی خیلی حائز اهمیت است و باید تا حدودی با ورد و اکسل آشنا باشی، پیگیر، دقیق و دارای روابط عمومی خوب باشی. برای مصاحبه دقیقا ساعت مقرر رسیدم، مرا به طبقه اول واحد منابع انسانی راهنمایی کردند و یک خانم جوان با لبخند به سمت من آمد و مرا به اتاق مسئول جذب و استخدام هدایت کرد. پرسیدند که از تجارب کاریام بگویم و جزئیاتش را ارائه دهم. گفتم که تجربه مشخصی در این حوزه ندارم، اما تا اندازهای با وظایف آن آشنا هستم. درباره واحد منابع انسانی شرکتشان توضیح دادند که از سطح ابتدایی کار را شروع میکنید و با پشتکار و علاقه خود، پس از یکی دو سال به سطح بالاتر میروید؛ وظایف هر فرد بهوضوح تعریف شده است و کارهای ثابت مشخصی وجود دارد که باید هر کس انجام بدهد. حجم کار بالا است و باید سریع، دقیق و پویا بود تا کار بهموقع انجام شود. از اشتیاقم به حوزه منابع انسانی خوشحال شدند و نشان دادم که به این مسیر علاقهمندم. در نهایت گفتند که سه مرحله مصاحبه داریم و نتیجه هر مرحله ظرف حداکثر چهلوه eightساعت از طریق ایمیل اعلام میشود؛ اما کمتر از چهلوهشت ساعت بعد ایمیل آمد و گفتند پذیرش نیستم. من دارای مدرک لیسانس و ارشد از دانشگاههای سراسری هستم، نسبتا با آفیس آشنا، روابط عمومی قوی، برخورد خوش، آراسته بودن پوششام همسو با استانداردهای شرکت بود، و مرتب، منظم، دقیق، پیگیر و صبور و واقعا علاقهمند به حوزه منابع انسانی بودم. دلیلم برای ناراحتی این بود که این فرصت ممکن بود برای من که واقعا به HR علاقه دارم مناسب باشد. ما جوانها در مسیر جستوجوی کار، دورانهای تحصیل معتبر را پشت سر گذاشتهایم و حالا تجربه کاری چندانی نداریم، اما انگیزه و اشتیاق زیادی برای رشد داریم. از کارفرماها میخواهم تا کمی به ما فرصت بدهند، از ما حمایت کنند و مطمئن باشند نتیجه مثبتش را خواهند دید. به دنبال افرادی که صرفا مانند ربات کار میکنند تا حقوق ماهانهشان را بگیرند، نباشید؛ اینگونه افراد به رشد و موفقیت شرکت کمکی نمیکنند.
برای مصاحبه بکاند در ارکید فارمد به نظرم برخورد ساده و مستقیم بود، اما فضایش کمی خشک و سرد به نظر میرسید. ورود من کند شد چون باید با نگهبانی و واحد منابع انسانی هماهنگ کنم و در نهایت به طبقهی مربوطه رسیدم. مسئول منابع انسانی با من خوشوباشی کرد و یک تبلت در اختیارم گذاشت تا اطلاعات رزومهام را دوباره وارد کنم. قبلش یک تست شخصیتشناسی آنلاین هم داشتیم که اجرای آن جالب بود. بعد از تکمیل فرم، با همان فرد منابع انسانی به طبقهای دیگر رفتیم تا مصاحبهی فنی آغاز شود. پس از مدت کوتاهی، اتاقی پیدا شد، دو صندلی چیدند و جلسه آغاز شد. خودم را معرفی کردم اما به نظرم مصاحبهکننده روی حرفهای من چندان تمرکز نکرد و بیشتر به رزومه نگاه میکرد و از روی آن نکات را میپرسید و گاه توضیح میداد که برخی کلمات چه معنایی دارند. جو مصاحبه نسبتا کوتاه و ساده بود؛ سه پرسش مطرح شد که یکیشان را نتوانستم پاسخ بدهم و احساس کردم مصاحبهکننده چندان تمایلی به ادامه ندارد. در پاسخ به سوالات مربوط به شرکت، پاسخهایش خیلی مختصر و محدود بود و در نهایت مصاحبه ختم شد. به هر شرکتی برای مصاحبه رفتن توصیه نمیکنم و بهتر است پیش از حضور، دربارهی شرکت تحقیق کنید. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت، را نتوانستم به خوبی درک کنم.
برای مصاحبهای که با شرکت ارکید فارمد داشتم، خیلی حرفهای و با ظرافت برگزار شد و در نهایت فهمیدم که واقعا سطح بالای تخصصی در این فضا وجود دارد. آغاز ارتباط از طریق یکی از اعضای داخل شرکت در لینکدین بود و بعد از حدود ده دقیقه گفتوگو، دعوت به مصاحبه شد. برخورد اولیه با مسیر حرفهای و محترمانه بود و شمارهام را کامل گرفتند؛ بعد با واحد منابع انسانی همان روز تماس گرفتند و با همان لحن دوستانه به گفتوگو پرداختند. برای اوایل هفته بعد، زمان مصاحبه تعیین شد. ورودی به ساختمان خوشساخت و لابی باکلاس بود و نگهبان با فردی که قرار بود مصاحبه را انجام دهد تماس گرفت. بعد از چند دقیقه مرا به اتاق مصاحبه دعوت کردند. فضای شرکت بهجز شیک بودن، کمی پرسروصدا بود که کار من در زمان ناهار کمی دشوار کرد، اما مصاحبهکننده با روی خوش از این موضوع عذرخواهی کرد و به صحبت ادامه داد. مصاحبهکننده با برخوردی حرفهای و شادیآمیز آغاز کرد؛ با وجود این که گمان میکردم سن او بیشتر باشد، اما سطح تجربهاش در حوزه VOIP کاملا واضح بود و سوالاتش به صورت کیسمحور و نسبتا دشوار مطرح میشد. من هم سعی کردم به تعدادی از پرسشها پاسخ بدهم. در پایان، پیرامون تجهیزات و مسئولیتهای شغلی صحبت شد و برگهای با چند سوال هوش نشان دادند؛ عنوانی که گفتند مربوط به استدلال است، اما واقعا احساس کردم ماهیتش هوش است. آنها تقریبا مدت هفتاد و پنج دقیقه برای حل این بخش در نظر گرفته بودند، اما من با کمتر از سی دقیقه کارم را تمام کردم. نکته جالب این بود که در حین کار از من پذیرایی شد و دو بار پرسیدند که چیزی لازم دارم یا نه. در کل اگر بخواهم نتیجه بگیرم، تجربهی حرفهای بودن این مجموعه را پس از کنار هم گذاشتن سوالات هوش و کار با تجهیزات فناوری بهخوبی حس کردم و باورم نمیشد چنین فضایی در ایران هم وجود داشته باشد. از همان آغاز که تیم استخدام به دنبال جذب نیرو بود تا برخورد نگهبان و تیم مصاحبه، همگی حرفهای به نظر میرسیدند و محیط تا حد زیادی شیک بود. نکته جالب این بود که پیش از رفتنم پیشنهاد داده شد تست کیس علمی را ایمیل کنند و برای سه روز فرصت بگذارم تا پاسخ دهم. وقتی آن تست را فرستادند، سخت بود و پاسخ را نتوانستم ارائه کنم؛ اما بعد از چهار روز ایمیل رد درخواستم را دریافت کردم که طبیعی به نظر میرسید چون پاسخ را برایشان ارسال نکرده بودم. در نهایت، به این نتیجه رسیدم که شرکتهایی با تیمهای مجرب و فراتر از انتظار وجود دارند و شرایط برای مصاحبه با سطح بالا از نظر من آموزنده بود.
به نظر من شرکت ارکید فارمد گزینهی نسبتا جالبی بود، اما روند مصاحبه خیلی طولانی و خستهکننده به نظر میرسید. قبل از مصاحبه فنی، یک جلسه حدود چهل دقیقهای داشتیم که در آن به سوالهای مرتبط با تکنولوژیهای بهروز، سوالات تحلیلی ریاضی و هوش، و همچنین چند سؤال درباره ترندهای جدید کامپیوتر پرداختم. سپس مصاحبه فنی با مدیر بخش مربوطه صورت گرفت که سوالاتش دقیقا با وظایف شغلی درخواستی مرتبط بود. در اردیبهشت و به دلیل شیوع کرونا، مصاحبه فنی دوم برگزار شد؛ این مرحله درباره طراحی دیتابیس، ایجاد جداول، اجرای کوئریها، ساخت یک data warehouse و نهایتا طراحی داشبورد و تعیین سطح دسترسیها بود که پس از انجام، مدیر پروژه به صورت آنلاین بازبینی کرد. پس از آن، فرآیند به مرحلهی منابع انسانی رسید و یک آزمون هوش دیگر نیز در این مرحله برگزار شد. در ادامه، با مدیر IT شرکت هم مصاحبهای داشتیم. به طور کلی، تعداد مراحل بررسی برای این موقعیت زیاد و طولانی بود و برخی از مراحل مثل آزمون هوش، به اندازهی لازم با موقعیت تطبیق نداشتند. با وجود اینها، به نظر میرسید که شرکت محیط نسبتا خوبی ارائه میدهد؛ هرچند که روند مصاحبه طولانی است و از همان روز اول توضیح دادند که برخی کارها از سطح بخش درخواستشده به پشتیبانی و توسعه محول میشود که نیازمند صبر و صبوری است.
روز مصاحبه برای کارشناس شبکه با شرکت ارکید فارمد به یک تجربه متفاوت تبدیل شد. مصاحبهکننده علاوهبر دانش بالا، بسیار نکتهسنج و سؤالساز بود و حتی به کوچکترین جزییات مثل حرکت پاها هم توجه میکرد و از من خواست آرامش خودم را حفظ کنم. با وجود این، او برخوردی گرم و صمیمی داشت و همین باعث شد اضطراب من خیلی زود از بین برود. این سبک مصاحبه تا به حال با من تجربه نشده بود و از فضای شرکت و تجهیزاتی که در ظاهر دیده میشد، حدس میزدم تیم بیشتری به بهروز بودن فناوریها اهمیت میدهد. سه روز پس از مصاحبه ایمیل پذیرش یا رد دریافت کردم و خوشحال نبودم چرا که محیط کار را برای رشد خودم بسیار مناسب میدیدم. با این حال مشخص بود که شانس قبولی من کم است چون مصاحبهکننده گفت که جایگاه برای بررسی سختافزارهای فایروال نیاز به تقویت دارد و حتی پیشنهاد کرد از کجا و چگونه منابع را برای شروع مطالعه پیگیری کنم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.