من چهارمین جایی بود که کار میکردم و وقتی از مصاحبهها بیرون آمدم، حس کردم مسیر رشد توی این شرکت هم میتواند برایم مفید باشد. اولین جلسه فنی بود و سوالها از نوع راهحلمحور و جالب، بقیه مصاحبهها هم بیشتر درباره منابع انسانی و حقوق شد. در آن زمان روی زمان کار و اضافهکاری خیلی تأکید میکردند، اما حالا که تقریبا پنج سال است اینجا هستم، همچنان این موضوع هست اما بهصورت غیرمستقیم و باید با تجربه بفهمی که منظورشان چیست. حقوق نسبتاً مناسب است، ولی پرداختیها به چند قسط و با نامهای مختلف انجام میشود. واقعاً هنوز همهاسامی را بهخاطر ندارم، اما وقتی سال را جمع میزنی، عدد خوبی میشود و از نتیجه راضیام. حجم کار معمولاً سبک است؛ شرکت بزرگی است با تعداد پروژههای زیاد و مدیریت کار بهگونهای است که با حجم کار متوسط میشود جزو بهترینها بود. تکنولوژیها ترکیبی از قدیم و جدید هستند و تجربهٔ یادگیری زیادی در این مدت داشتم. اکثر تیمها دوستانه و آرام هستند؛ اما گاهی برخی هم دنبال حاشیه و دیدهشدناند. نکتهای که مهم است این است از درگیریها و حواشی بین گروهها دوری کنید—بعضیها دنبال بحرانی کردن وضعاند و تنها آبروی همه را آلوده میکنند؛ اگر مثل من به رشد تخصصی فکر میکنید، بهتر است در این بازیها شرکت نکنید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای سه سال با یک تیم همکاری میکنم و تا الان هیچ مشکل عمدهای نبود. اینجا واقعا برای آموزش و ارتقای کارکنان هزینه میگذارند و فرصتهای زیادی برای یادگیری فراهم میشود؛ کلاسها و دورههای آموزشی زیادی وجود دارد. از تجربهام یک نکته را میخواهم بگویم: با افراد از جاهای مختلف کار کنید و وقتی وارد حاشیه نشوید، معمولاً دردسری پیدا نمیکنید. واقعیت این است که در همهٔ شرکتها آدمهای زیرآبزن، دروغگو یا حسود پیدا میشوند؛ اما با رعایت اخلاق حرفهای میتوان ارتباط خوب حفظ کرد و برای خودمان محیط امنی ساخت.
وقتی وارد شرکت شدم، حس کردم اوضاع بیثبات و بیبرنامهس. حقوق با تأخیر میرسید و هیچ برنامهی مشخصی برای امور مالی وجود نداشت. مدیریت هم انگار هیچ استراتژی مشخصی ندارد و همه چیز خیلی سردرگم بود. سیستمها کهنه و کار با آنها دشوار بود و دائم اذیت میشدم. فشار کاری بالا بود و توقعها هم زیاد بودند. تقریباً هر شش ماه با تغییرات گسترده، همهی اعضای تیم جابهجا میشدند که اعصاب را بههم میریخت.
سلام، من سه ماه تو یه مجموعه کار کردم. اولش توافق کرده بودیم که بعد از دورهی آزمایشی حقوقم افزایش پیدا میکنه، ولی از روز اول هر بار درباره حقوق میپرسیدم یا جواب نمیداد یا طفره میرفت. دو ماه گذشت و عملاً خبری از حقوق نبود، وقتی هم میگفتم میگفت پول نداریم؛ بعد از کلی التماس مجبورم کردن یه مبلغ شش میلیون ریختن و گفتن این هم حقوقته، در حالی که همکارای ارشد اون موقع دستکم ده میلیون میگرفتن. گفتم از ماه سوم اضافه میشه، گفت نه تا عید که هنوز ده ماه مونده خبری نیست. ماه سوم با کلی منت دوباره شش میلیون ریخت و لجبازانه میگفت من مثل بقیه نیستم و حقوق هیچکسو نداده بود قبلاً. من بهعنوان کارشناس الکترونیک تحقیق و توسعه رفتم سر کار و گفته بودم حتی اگه حقوق کم باشه چیزی یاد میگیرم، ولی بعد دو هفته بردنم روی برجهای بلند تا راهپلهها رو با چهارپایه چراغ ببندن و بعد هم خلاف چیزی که گفته بود زد زیر حرفش و گفت خودتون باید گچکاری هم انجام بدید و اگه لازم باشه میفرستیمت یه کارگاهِ دورتر از تهران برای برش پروفیل. فشار کار و اجبار برای اضافهکاری از ۸ صبح تا ۹ شب با کمترین دستمزد کارگری بود، تازه حقوق رو هم سهماهه پرداخت میکردن یا اصلاً نداده بودن. چند نفر از همکارا تو همون ماه سوم استعفا دادن و من هنوز تسویهحسابم رو نگرفتم؛ حقوق معوق، عیدی، سنوات و اضافهکاری هم ندادن. هر شمارهای زنگ زدم بلاکم کرده بود، یه بار هم وقتی رفتم شرکت صاحبکار منو دید و فرار کرد! خلاصه کلی حرصخوردم که همهش سر چیزای هفت، هشت میلیون اینطوری قشقرق درمیارن و خیلی عادتشون شده به خوردن مال مردم؛ بقیه هم با هزار زنگ و جار و جنجال شش ماه بعد تازه پولشون رو گرفتند.
من در خرداد ۱۴۰۵ در این شرکت استخدام شدم در حالی که چندین شرکت به بنده پیشنهاد همکاری داده بودند. متاسفانه مدیر جوان شرکت بدون هیچ دلیل و اشتباه و ارایه کامنت عذر مرا در عرض ۲۰ روز خواستند و با بنده قطع همکاری نمودند. در حالی که من فرصت استخدام در شرکت های معتبر را از دست دادم و وقت بنده به دلیل تصمیمات اشتباه ایشان مبنی بر جذب گرفته شد و فرصت های دیگر بنده سوختند.که نشان دهنده عدم برنامه ریزی و بی نظمی در این شرکت است. ساعت کاری این شرکت هم زیاد و افتضاح است علیرغم حقوق متوسط و پذیرایی بسیار خوب این شرکت
مدیر سمی حسود اجازه رشد به کسی نمیده نمیزاره نیرویی که کار بلده دیده بشه از ترس اینکه نکنه جاشو بگیرن برعکس به نیرویی که سواد نداره بها میده چون همیشه زیر دستش میمونه عملا میگه مسئولیت پذیری زیادی خوب نیست سازمان خیلی خوبیه ولی این واحد با این مدیر یک محیط سمی خالص است توی بخش هی دیگه مشغول به کار بشید ولی خودتونو نابود نکنید و توی این واحد نرید این خانم شهپری فرد نه وجدان داره نه انسانیت و ادم به شدت ظالمی هست که به راحتی حق دیگران رو ناحق میکنه و ادعای دین داری میکنه خدا میدونه من به چشم دیدم به غیر از من چند نفر دیگرو بدبخت کرد اینو مینویسم بلکه بقیه تو چاهی که این همه ادم افتادن نیوفتن و متاسفانه با اینکه به حراست به منابع انسانی هم اطلاع داده شد باز هم تاثیری در وجود این انسان حسود دورو نداشت فقط زندگی ادمهای زیادی رو خراب کرد
دو سالی که اونجا بودم واقعاً بدترین تجربه کاری زندگیم بود؛ الان که رفتم بیرون هم کلی مشکل روحی دارم. مدیرها با کارمندها مثل ارباب و برده رفتار میکردن — اگه به پلن و هدفشون نرسی، میذارنت زیرِ بارِ تحقیر و تهدید به اخراج. حقوق و پورسانتها رو هم همیشه کمتر از چیزی که تو قرارداد یا قول داده بودن میدادن و میگفتن اولویتهای شرکت فرق داره و باید تحمل کنی. ساعت کار خیلی بالاست، مرخصی عملاً نداریم، حتی روزهای تعطیل رسمی و جمعهها میگفتن باید بیای و اضافهکاریها هم حساب نمیشه؛ اگه از پلن عقب باشی مجبورندت جمعهها هم بیای. تازه ازت سفتهٔ ۶۰۰ میلیونی هم میخوان. بین همکارا هم هیچ امیدی به بهتر شدن وضعیت یا پیشرفت نیست. قبل از قبول کردن کار خوب تحقیق کنین.
من توی واحد مالی شرکت ای ال اف تجربهای داشتم که به شدت نشان میدهد سازمان هنوز برنامهریزی مشخصی ندارد و امور مالی و منابع انسانی اوضاع خوبی ندارند. پاسخگویی به سوالات معمولاً وجود ندارد و دو واحد اصلی خیلی پیگیر نیستند. رئیس حسابداری بدون دلیل برای تسویه پرسنل تأخیر میانداخت و وقتی پیگیری میکردم، با بهانههای فراوان روبهرو میشدم؛ برخی پرسنل پس از شش ماه، با تلاش زیاد، حقوقشان را میگرفتند. فضای واحد مالی از نظر ارتباطات داخلی پرتنش است و در کنار برتریطلبیهای میان پرسنلی و تفاوت قائلشدن، مدیریتی قابل لمس وجود ندارد. در نتیجه اگر دنبال کار در واحد مالی هستی، پیشنهاد میکنم اینجا را در نظر نگیری.
این شرکت را تجربه کردم و به خاطر مدیریتش واقعا احساس ناامنی شغلی داشتم. با وجود اینکه فرصتهای رشد ادعا میکردند، رفتار بعضی مدیران واقعاً فریبنده و خودخواهانۀ بود. به نظر من، بیشتر دنبال منافع شخصی خودشان بودند و با بیاحترامی و بیفرهنگی با همکاران برخورد میکردند. نیروهای جوان زیادی را با حقوق پایین میگرفتند و هر زمان که اراده میکردند، بهطور ناگهانی وضعیت کارشان را تغییر میدادند. به طور کلی مزایای قابل توجهی ارائه نمیشد.
حدودا 3 هفته در این شرکت بودم. با وجود امکان رشد اما بیشتر به دلیل مدیریت غلط همه مثل برده ها دارن با بی نظمی خاصی کار میکنن - ضایعات بالا - بی توجهی و کم دقتی مثال زدنی ... اکثر افراد به دلیل نیاز مالی اونجا هستن یا موندن... قرارداد به شکل عجیبی شفاف نیست - فقط نوشته شده مطابق اداره کار و عدد شما اصلا معلوم نیست - کارانه و بهره وری عملا ابزار مدیر برای کنترل پرسنل در همه حالات هست. مدیریت در همه امور دخالت میکنه و با اینکه علم به کار هم نداره ، خودش را عقل کل می دونه. حتی حاضر نیست که باهاش گفتگو کرد. چیزی بنام جلسه وجود نداره - کار یعنی انجام فعالیتی فیزیکی و هر کاری غیر از اون یعنی وقت تلف کردن... اضافه کاری اجباری هست و هیچ کس مسئولیت مشخص خودش را نداره - بسیاری از جایگاه های اساسی در کارخانه وجود نداره... افراد قدیمی به شدت نسبت به ورود نیروی متخصص هراس دارن. چیزی شبیه برده داری فرض کنید!
یکی از بدترین شرکت ها محیط سم وحشتناک همه دنبال خاله زنکی متاهلا همه دنبال خانم بازی حتی تو لول مدیران البته تو ظاهر خودشون مذهبی و کار درست جلوه نیدن اما در اصل میپرن تو دایرکت اینستا و روابطو… پیش یکی از سمی ترین ها ع.خ کار میکردم مدیر توسعه که قشنگ باند بازی داره ینی هرکی بیشتر پاچه خواری میکرد جا داش و افراد واقعا با استعداد اصلا راه نمیداد تو تیمش بودم هرچی بگین دیدم از این ادم شوخی های جنسی با خانم ها دعوت به باغ قلیون… ادم بی سواد بی لول خودش فارسی به زور حرف میزد توقع داشت یکی که میاد تافل داشته باشه کلی محصول با تظر ایشون تولید شد که ایراد برندی داشتن و حجم بالایی اسپری مایع دسشویی و… پالت پالت مرجوع میشد و همش ضرر اما هیچکسی چیزی بهش نمیگفت بخاطر همون باندبازیاش این ادم با دیپلم و پاچه خواری رشد و فقط سابقه طولانی که داشت رشد کرد نه صلاحیت و این فرهنگو ادامه میده
مزخرفترین شرکتی که میتونی توش کار کنی مدیر عامل و معاونش هر دو روان پریش اگه برای خودت ارزش قائلی هیچوقت نروووووووووو
به شرکت کارتن گسترش پیوستن برای من تجربهای پرتنش بود که تعادل کار و زندگی در آن به کل از بین رفته بود. انتظار داشتن از صبح تا ساعات پایانی شب در شرکت حضور داشتم چون ددلاینها فشار میآوردند و تقریباً دو ماه روند لانچ داشتیم؛ شبها هم باید میماندی تا از نظر مدیر فنی تأیید شود که بازده کار کافی است یا نه، اما هیچوقت اضافهکاری به حساب نمیآمد. حقوق و مزایا هم شرایط معمول قرارداد را نداشت و مبلغهای مشخصی مانند ۱٬۸۰۰٬۰۰۰ بهطور ثابت برای قرارداد در نظر گرفته میشد و عیدی، سنوات و بیمه هم درست محاسبه یا پرداخت نمیشد. امنیت شغلی صفر بود؛ تقریباً هر ماه یکی دو نفر اخراج میشدند و خود من هیچوقت پروفایل لینکدینم را بهروزرسانی نکردم چون انگار همواره منتظر بودند که از ماه بعد کنار بگذارندم. تنها نکتهای که خوب بود، تأکید شدید روی سبک کد بود که به بهبود کیفیت کدها کمک کرد. اما مدیران اغلب با اخم و ایجاد فضای ترس کارها را پیش میبردند. از همه آزاردهندهتر، یکی بود که مدام با سخنرانیهای پرطمطریح حرف میزد در حالی که مدیریت زندگی روزمرهاش هم به تزلزل بود و حرفهایش واقعی به نظر نمیرسید.
این شرکت رو دو بار تجربه کردم و هر دو بار راضی بودم. بار دوم که برگشتم دیدم ساختارش خیلی محکمتر شده؛ همه چیز منظم و دستهبندی شدهست. واحدها جدا از هم وجود دارن اما با هم در تعاملن و نظم کار خیلی بالا است. واقعاً به پرسنل اهمیت میدهند و برای آموزش کامل وقت میگذارند. در کل جای نسبتا دلچسبی برای کار کردنه.
در این شرکت که باهاش حدود شش سال همکاری دارم، به عنوان فریلنسر بازاریابی و تولید محتوا فعالیت میکنم. رسمی استخدام نیستم و قرارداد دائمی ندارم، اما از امکانات درآمدزایی سایت به خوبی استفاده میکنم. پرداختها همواره شفاف و منظم انجام میشود و هر ماه دو بار تسویه میکنند. به طور کامل و دقیق حقالزحمم را دریافت میکنم. هر زمانی که مشکلی پیش بیاید، مدیر سایت به صورت مستقیم وارد میشود و به همراه پشتیبانی مشکل را برطرف میکند. تجربه همکاری با این مجموعه برای من خیلی مثبت بوده است.
اینجا آدمها واقعاً حرفهای و کاربلدن و بدون توقع هر جور میتونن کمکت میکنن؛ خیلی هم خودمونی و راحتن. کار پر از چالشِ واقعیِ و بهخاطر همینه که مهارت حل مسئلهات حسابی تقویت میشه. ایدههات معمولاً حمایت میشه، به شرطی که روشون خوب کار کرده باشی — در عمل یاد میگیری چطور یه طرح رو به سرمایهگذار معرفی کنی. نمیخوام بگم همهچی عالیه، ولی قطعاً میتونه سکوی خوبی برای جهش تو باشه.
به عنوان تجربهای که از کار در این شرکت دارم، میتونم بگم شرایط کار به شدت سخت و پرتنش بود. تا به حال چنین محیطی رو تجربه نکرده بودم و به خاطر همین از ورود به شرکت پشیمان شدم. از همکاران ستادی تا کارکنان فروشگاه، هر روز با فشار و کنترلی شدید روبهرو بودم و اکثر کارها بدون در نظر گرفتن زحمات من به عقب برگردانده میشد. روزهای کاری پر از استرس و نگرانی بود و گاهی نگران بودم از کجا و چه طور باید مسائل رو حل کنم. حتی بعد از پایان کار هم تلاشی برای رها کردن نمیدیدم و برای هر موضوع کوچکی ازم تقاضای حضور در ستاد میكردن یا تماس میگرفتند. حقوق رو احتمالاً سر موقع میدادن، اما در تسویه حساب نهایی کمبود زیادی احساس میکردم و گاهی بابت هزینههای جانبی که برای درد کمر و پا داشتم، شرکت مسئول نبود و این خرجها رو من باید پرداخت میکردم، انگار که خود شرکت زمینهساز مشکلات بوده باشه. این تجربه به من نشون داد که محیط کار در اینجا به شدت چالشی و پرتوقع بود و به هیچوجه مناسب تلاشگران نبود.
این شرکت واقعاً برا کارمندها ارزش قائل نیست. هر مشکلی پیش بیاد یا باید خودت تنهایی حلش کنی یا مجبور باشی بسازی و ادامه بدی؛ اونا هم معمولاً کوتاهترین راه رو انتخاب میکنن و راحتترین کار، بیرون کردن آدمه. با وعدهها و دروغهای شیرینت میکِشَن سر کار، بعد میرن به بالادست میگن ما از پسش بر اومدیم؛ اصلاً اسم کسی رو نمیارن که زحمت کشیده. منابع انسانی هم افتضاحه؛ اول کسایی رو میذارن بالاتر که سررشتهای ندارن، بعد اگه یکی با تجربه بیاد کمک بخواد، اوضاع رو بدتر میکنن. فضای کار هم حسابی افسردهکنندهست—انقدر آدمها رو توی یه فضای خیلی تنگ چپوندن که نفس کشیدن سخت شده. حجم کار هم اونقدر زیاده که اصلاً انرژیای برای بقیهات نمیمونه، بعد از کار دیگه وقت و رمقی برای خودت نمیمونه (البته به نظر میاد منابع انسانی از این قضیه مستثناست). اگه مدیرها دقیقتر نگاه کنن، دستشون میاد یه جای کار میلنگه؛ ولی واقعاً براشون مهمه یا نه؟ اینجا چاپلوسها راحت بالا میان. چند سال اینجا کار کردم؛ حیف وقت و انرژی که گذاشتم. الان همکاریم تموم شده و خلاص.
وقتی وارد شرکت بافت اختر ثریا شدم، فهمیدم باید با احتیاط بیشتری قدم بردارم. کار فراتر از حد انتظار، اما اینجا ارزش کار تیمی برای نیروها خیلی پایینه و امنیت شغلی وجود نداره؛ به نظر من میتونه یه کار موقت باشه. در آغاز استخدام، تعدادی مزایا رو قول میدن، اما واقعا اکثرشون وعدههای بیپشتوانهاند. مدیران ضعف زیادی دارن و نظم و ترتیب در امور روزمره خیلی کم مشاهده میشه. در نتیجه تجربه کار کردن اینجا از نظر من ارزشمند نیست.
تجربه من در شرکت گروه فنی مهندسی نوین ماشین به عنوان توسعهدهنده بود. فضای کار آرام و بدون تشریفات بود و به سرعت با همکاران راحت میشدم. مدیران جوانی داشتیم که با تیم با احترام برخورد میکردند و عموما پای حرف و تعهدشان میماندند. احساس میکنم کل مجموعه در حال رشد و پیشرفت است و مسیر مشخصی طی میکند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.