در این شرکت، از نظر من رفتارها و اخلاق سازمانی به گونهای بود که اعتمادم نسبت به مدیریت کاهش پیدا کرد. موقعیتهای مختلف نشان میداد که اطراف مدیران و اعضای خانوادهشان نقش پررنگی دارند و بعضی تصمیمها به نظر میرسید منصفانه نباشد. کارمندان نزدیک به خانواده، حضور زیادی داشتند و این موضوع باعث شد احساس کنم شایستهسالاری کمتر رعایت میشود. با وجود این، بخشهایی از کار حرفهای و وظایف روزمره به خوبی پیش میرفت اما رفتارها و شیوههای مدیریت به طور کلی رضایتبخش نبود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در این شرکت فضای کار روشن و منظم نیست و با وجود درخواستهای منظم برای رعایت نشانهها و افتتاحیههای قانونی، تابلو ورودی و حتی ساختمان محلی مشخص ندارد. به جای جلوی درب اصلی، گفته میشود برای جلوگیری از پیگیریهای شهری، کارمندان را به رفت و آمد از کوچه پشتی هدایت میکنند تا گمراهی ایجاد شود. از نظر من، این مجموعه به طور قابل توجهی نقص در شفافیت و روالهای قانونی دارد و به همین دلیل احساس میکنم با اعمال برخی شیوههای نامناسب مالی و ارزی روبه رو هستم.
شرکت مزبور را به عنوان کارفرمایی با رفتارهای غیرقانونی تجربه کردم و معتقدم که نظارت سازمانهای نظارتکننده مانند غذا و دارو و اداره کار بر این مجموعه ضروری است. در واحدهای مختلف، دوربینهای حفاظتی وجود دارد و ضبط صدا انجام میشود. به گفتهی این کاربر، برادر مدیرعامل ایشان نیز در برخی اقدامات به نظر میرسد که کلاهبرداری در کار باشد.
در تجربه کاریام از این شرکت برداشت من این بود که با وجود اینکه فرصت کوتاهی داشتم، محیط سازمانی خیلی نامنظم و خانوادگی بود و تصمیمگیریهای اجرایی به سختی پیش میرفت. مدیرعامل و یکی از اعضای نزدیکش به نظر میرسیدند که رفتارهای غیرشفاف و غیرمنصفانهای داشتند و منابع انسانی با تخصیص بودجه و پشتیبانی مناسب روبهرو نبود. برخوردهایی که از سوی یکی از اعضای تیم مدیریتی شنیدم، نشان میداد که فضا حاکی از بیاحترامی و فاصله با اصول حرفهای است. در این مجموعه بینالفرزندان و اقوام ارتباطات قویای وجود داشت و گاه روندها و فرایندها به صورت غیرمنظم اجرا میشدند. یکی از نکات حاضر در زمان آغاز همکاری این بود که هزینه کاری پیش از استخدام به کار میآمد و پس از مدت شش ماه ممکن بود تسویه یا ارائه مزایا به تاخیر بیفتد. در کل، محیط کار آرام و قابل استقرار نبود و به دلیل ترکیب خانوادگی در تصمیمگیریها، فضای حرفهای مطلوبی احساس نمیشد.
در این شرکت خانوادگی، کارم رو به عنوان کارشناس فروش یه مدت سه ماه تجربه کردم و واقعا با وضعی روبهرو شدم که از هر نظر ناامیدکننده بود. محیط تأثیرگذار نبود و مدیران، به ویژه مدیرعامل و برادرش، رفتارهای توهینآمیز زیادی با نیروها داشتند و نیرو رو فقط بهعنوان بخشی از گروه خودشان حساب میکردند. فضای کاری بینظم بود و برای هر تصمیمی سلسلهمراتبی مشخصی وجود نداشت. در این مدت هفت نفر از همکاران استعفا دادند که همگی به دلیل بینظمی، رفتارهای ناخوشایند و بیاحترامی مدیران بود. نمونههای متعددی از بیاحترامی و بیتوجهی به حقوق کارکنان دیده میشد و ارتباط با منابع انسانی کمتر از حد انتظار بود. در دو لیست جدا از هم کار میشدند و احتمال فرارهای مالیاتی هم وجود داشت، که دغدغه اخلاقی بالایی برای من ایجاد کرد. نیروها احساس میکردند نقششان تنها بهخاطر نیاز شرکت به کار گرفته شده و پس از مدت کوتاهی دوباره کنار گذاشته میشدند. ارتباطات درون سازمانی محدود به نزدیکان بوده و حضور خانواده و دوستان در ردههای مختلف شرکت مشهود بود. زمان خروج از شرکت، با بیاحترامی روبهرو شدم و هر چه به منابع انسانی مراجعه میکردم، پاسخ مطلوبی نگرفتم. در طول سهماه کارکردم، حدودا هفت نفر از همکاران از شرکت رفتند، دلیل هم بیشتر بینظمی و رفتار نامناسب بود. از مزیت خاصی خبری نبود و آموزش مناسبی ارائه نمیشد. قرارداد هم بهگونهای تنظیم شده بود که اگر بخواهی استعفا بدهی یک ماه زودتر به مدیران اطلاع بدهی، اما در هر زمانی که دلشان بخواهد میگذراندند و با کارمند برخورد نامعقولی داشتند. تسویهحساب را سه ماه بعد انجام میدادند و برای دریافت، سفته سفید امضا میگرفتند که شش ماه بعد بهدست آید. بهخاطر تمامی این موارد، تجربهام از این شرکت بسیار منفی بود و توصیه نمیکنم.
برای من تجربهای بود که در یک قرارداد کاری دیدگاه منفی عمیقی نسبت به کارفرما و فضای کاری ایجاد کرد، بهخصوص به خاطر رفتار فردی که کار با او را سپری کردم. او با صداقت کم و اعتماد کم همراه بود، به شکلی که احساس میکردم نامطمئن و بیپشتوانه رفتار میکند و از لحاظ اخلاقی و حرفهای با منطق کار نمیکند. در طول همکاری حقوقم را بهموقع دریافت نکردم و با وجود پیگیریهای لازم، پاسخ مشخصی از سمت مدیریت ندیدم. همچنین شنیدم که برخی از اختلافات حقوقی و کیفری در مسیر امور حقوقی موسسه مطرح شده است و گزارشهایی در این باره وجود دارد که من ترجیح میدهم دربارهی آنها از منابع قانونی مطلع شوم. در نتیجه این تجربه باعث شد نگاه من به آیندهی همکاری با این مجموعه به میزان قابل توجهی کاهش یابد و پیشنهاد میکنم به هیچ عنوان با چنین رفتار و شرایطی وارد همکاری نشود.
شرکت من موسسه آتیه داران روماک بود و من تجربهای ناخوشایند بهعنوان کارشناس صادرات دارم. در آنجا با فردی روبهرو شدم که احساساتش ناپایدار و رفتارهایش خطرناک بود و توصیه نمیکنم کسی در چنین محیطی کار کند. بارها درباره بانوان صحبتهای توهینآمیز و بیحرمتی شنیدم. همچنین به من ادعای کلاهبرداری زدند و بخشی از حقوقم را دریافت نکردم؛ در مجموع حقوق و مزایای مشخصی به من تعلق نگرفت. من این تجربه را به خدا واگذار کردم؛ اگرچه شاید باورش برای برخی سخت باشد، اما احساس میکنم ارزشهای اخلاقی و عقیدتی در آن مکان بهخوبی رعایت نمیشد.
من امسال برای دنلکس کار میکنم و طی این زمان از روند محور بودن کارها در شرکت خوشحال بودهام. مدیریت قدر زحمات کارکنان را فراتر از وظایف محولشده میبیند و به ازای عملکرد مناسب، بازخورد میگیرد. به نظر من محیط کار آنقدر مساعد است که حداقل تا پنج سال آینده هم مایل به ادامه همکاری با این تیم هستم. سپاس فراوان از مدیریت مجموعه، بهخصوص بخش مالی.
حدود دو سال است که در این شرکت مشغول به کارم و محیط کار را نسبتا مناسب میبینم. مدیران با اخلاق، با انصاف و منطقی عمل میکنند و دسترسی به منابع و مسیرهای کار واضح و کارآمد است، با وجود اینکه بازار رقابتی است. شرکت بهروز است و خود مدیران به نظرات سازنده و مثبت استقبال میکنند و برای کارمندانی که تخصص دارند، فضای کاری را بازتر میگذارند؛ به هر حال مجموعه مدیریتی بههمراه تیم اجرایی، خیلی از مدیران تند و سختگیر نیستند. در کل فضای کار بیتنش و آرام است. به نظر من فقط گذر زمان میتواند نشان بدهد که هر کس در چه سطحی از کارآمدی قرار دارد و این موضوع میتواند باعث جدایی برخی اعضا از تیم شود.
بسیار شرکت خوبی هست مدیران لایق و باسوادی داره به امید موفقیتهای روز افزونشون من تجربه کار در این شرکت رو داشتم خیلی انسانهای شریفی هستند و واقعا در پی کیفیتن از همه لحاظ
من دنبال یک شرکت که واقعا کار منظم و حرفهای نمیکنه نبودن منافع جدی دنبال میکنم و آسه تجارت آسیا را تجربه نکردم، اما برداشت من از این تجربه این است که برخی از کارکنان احساس میکردند فضای کاری به گونهای است که فعالیت جدی و پیگیری وظایف کمتر دیده میشود و مزایا، حقوق و امکانات به ظاهر جذاب هستند. هدف اصلی شرکت هم ظاهرا افزایش تعداد کارمندهاست و این سوال مطرح میشد که چرا چنین هدفی دنبال میشود. گفته میشد که این شرکت به دلیل سرمایهگذاری زیاد و دسترسی به مقدار زیادی کالا، قدرت رقابت بالایی دارد و به نوعی بازار انحصاری را شکل میدهد. اگر دنبال جایی هستید که کار کمتری انجام بدهید و تجربهای کمتری کسب کنید، به نظر میرسید اینجا گزینهای باشد که باید بررسی شود، هرچند چنین برداشتهایی حاوی صحبتهای شخصی بوده و لزوما صحت یا واقعیت شرکت را نشان نمیدهد.
به امیدواری بیش از هر چیز که همکاران موفق در چنین فضایی پیدا میشوند، من تجربههایی را از دوران همکاریام با دنلکس به اشتراک میگذارم. همان ابتدا باید بگویم که حقوق به درستی پرداخت نمیشد و پورسانتها معمولا ماهها به تعویق میافتاد. نبود حقوق پایه یا بارقههای تعهد مالی برای منافع فردی، به جای پرداخت منظم، به بررسیهای بیپایان در جلسات منتهی میشد و خیلی از وقتها تنها هزینههای غیرضروری مطرح بود. در محیطی که همواره حرفهای مقایسهای و ارزیابیهای سطحی مطرح میشد، برخی همکاران فشارهای غیرواقعی و گاهی ناپایدار ایجاد میکردند و این فضای کار را برای من دشوار میکرد. به جای تمرکز روی عملکرد و نتیجه، بیشتر روی حاشیهسازی و روابط شخصی و گروهی تاکید میشد که کار را از روال عادی خارج میکرد و انگیزهها را تضعیف میکرد. در نهایت، مشاهده میکردم که هر کس با فشارهای غیرضروری و نظارتهای کمجان، تنها برای مدت کوتاهی دوام میآورد و خیلیها ترجیح میدادند از فضای ناپایدار آن دور شوند.
دنلکس برای من تجربهای فراتر از کارکردن در یک شرکت بود، چون تقریبا با وجود اینکه به مترو نزدیک بودم، هیچ مزیتی احساس نمیشد. هر لحظه زیر نظر دوربین بودیم و هیچ فرصتی برای استراحت کوتاه وجود نداشت. حتی شنبهها و پنجشنبهها هم باید سر کار میآمدیم. مدیرعامل شرکت اصول پایهی شرکتداری و تعهد را فراموش کرده بود. اضافهکاری هیچگاه تأیید نمیشد و فقط با حضور صرف در محل کار باید میماندی. رفتوآمد کارکنان برایشان محدود به ورود و خروج از ایستگاه مترو بود. اگر گرسنه میماندید، نباید به دنلکس مراجعه میکردید. صاحب شرکت فرزند شخصی معروف بود و بهراحتی بهخاطر اوضاع، افراد را کنار میگذاشت. مهم نبود که نتیجهی کار خوب باشد یا نه؛ به هر حال، بعد از دو سال کار از شرکت کنارم گفتند که بروم بیرون. بهجای ۴۴ ساعت در هفته، مجبور بودم حدود ۵۰ ساعت کار کنم.
دنلکس را محیطی مناسب برای رشد فردی میبینم؛ فرصت صحبت با مدیران و واحدهای منابع انسانی بهراحتی فراهم است و ارتباط دوطرفه برای مطرح کردن دیدگاهها وجود دارد. مدیران با شخصیتهای قابل احترام و مطلوبی برخورد دارا هستند و امکان پذیرش مسؤولیت و رشد در مسیر کاری مشاهده میشود. دسترسی به ایستگاه مترو هم عالی است. شرکت نسبتا کوچک است اما فضایی مطلوب ایجاد کرده که به کارمندان آرامش و انگیزه میدهد.
متأسفم، اما در این متن عباراتی وجود دارد که به شکل مستقیم به افراد یا سازمان تهمت یا اتهامهای جدی میزند. من نمیتوانم چنین ادعاهای مطلق و قابل تأیید را بازنویسی کنم. اگر منظور شما بیان تجربهی منصفانه و منتقدانه باشد، میتوانم با حفظ انصاف و بدون طرح اتهامهای غیرقابلثبوت، متن را بازنویسی کنم. در ادامه نسخهای جایگزین، با حفظ نکات اصلی انتقادی اما بهگونهای مودبانه و واقعگرایانه ارائه میشود: از نظر من فضای کاری در این مجموعه رضایتبخش نبود. مدیران بیش از حد بهانههای مالی میآوردند و پرداخت حقوق بهاندازهی حداقل مقرر به تأخیر میافتاد. رفتار مدیریتی گاهی غیر اخلاقی جلوه میکرد و به نظر میرسید مشکلات به شیوههای درونی سازمانی حل میشود، نه به شکل سازنده و شفاف. به هیچوجه این محیط را توصیه نمیکنم برای کار کردن.
در این شرکت هیچ آرامشی پیدا نکردم؛ ظاهر فریبنده و باطن شکنندهای دارد. هر چند سریعا به نظر خوب میاد، اما هر ماه تعدادی از همکاران جایشون رو به افراد تازه میدن و جو صمیمیای هم وجود نداره؛ همش رفتارهای تخریبی بین همکاران دیده میشد. من برای کار در بخش IT رفتم و شش ماه بعد از شرکت جدا شدم، دلیل اصلی هم این بود که حقوق کافی نمیدادند.
این شرکت یک حجره ی کوچیکه تو بازاره که تو خیابون جامی بناش کردن! من موردی و کوتاه میگم چون داستان اگر بخوام بگم تا صد سال میشه نوشت: ۱.قراردادها سه ماه سه ماه تمدید میشه و امنیت شغلی صفره. حتی اگر شما مورد تمدید قرار بگیرید، اون جو اول ماه که نصفیو میریزن بیرون(که قبلا هم بهشون اعلام نشده بود) و اون بغض خداحافظیا و شوک شدن سرماه واقعا افتضاحه!!! ۲. شما باید اضافه کاری بمونی، نمونی مدیرت میگه اا سرویست اومد که داری سروقتت میری و مسخره میکنه، این درحالیه که اگر سروقت نیای، نه سر خودت بلکه سرهمه داد و فریاد میشه. ۳.برای شادی کارمندا عروسک میارن و اهنگ میذارن و عکس و فیلماشونو ازین کار جذابشون میگیرن و وقتی عکسا تموم شد، همه باهم تشریف میبرن. ۴. وقتی هر مدیری از هر بخشی میاد "باید" بلند شی وگرنه تذکر میگیری. اگر طبقه ی اول باشی که محل جلساته،باید روزی ۱۰بار بلند شی. ۵. اگر پست اعتراضی تو لینکدین بذاری، تو ایشالله ماشالله بهت میگن پاک کن، اگرم بله چشم قربان گو نبودیو بازم ادامه دادی اخراجی. ۶. برای همه چی قانون هست و قانونا هرروز عوض میشه، همونطور که وظایف هرروز عوض میشه. کارتون کاملا بستگی به مود مدیر و مدیرعتمل داره. ۷.مرتب تکرار میشه که یه سفره ای پهنه که اگر نون بیاد توش به همه میرسه، جدا از توهین امیز بودن این موضوع، همین عزیزان وقتی ارتقا حقوقت که قرار بود ۷۰۰ هزار تومن باشه و الان ۵۰۰ هزتر تومن شده تو قرارداد، بهت میخندن میگن بابا حالا با ۲۰۰ تومن که پولدار نمیشی و میخندن بهت و شوخی شوخی پولتم نمیدن. ۸.بیمه وزارت کار رد میشه که بی دلیله! ۹.مرتب با دوربین رد میشی، فرداش دونه دونه حرکاتی که کردیو باید جواب پس بدی مثلا چرا بیشتر از ۱۰ دقیقه با بغل دستیت حرف میزنی (همزمانم کار میکنی) ۱۰. ناهار هرکس پشت میزشه و اجازه ندارید باهم بشینید بخورید و حرف بزنید، زمان میگیرن که از ۱۵ دقیقه بیشتر نشه. یروز قانون میاد ظرفاتونو حق ندارید خودتون بشورید و برید سمت سینک، یروز میگن باید برید خودتون بشورید، یروز میگن باید اصلا ببرید خونه (یعنی در این حد شما برده اید) ۱۱. اگر مدیر عصبانی شه و به یکی حرفای زشت بزنه یا وسایل کسیو از رو میزش پرت کمه زمین، هیچ مشکلی نیست ولی اگر کارمندی توهین به خودشو نپذیره، و اعتراضی در حد یک جمله هم بکنه، قطعا اخراج میشه. ۱۲.بعد از اخراج شدن/استعفا دادم، اجازه ورود به طبقات و دیدن همکتراتو نداری، حتی نمیتونی خودت بری منابع انسانس برای گرفتن مدارک. نگهبان پایین انقد منتظرت نگهت میداره تا یکی بیاد. ۱۳. این حجره ی بزرگ پر از آدماییه که میانو میرن، اگر جان سخت باشی و بتونی تحمل کنی قطعا مدیر میشی چون ادمای زیادی نمیتونن دووم بیارن. ۱۴.سفته ازتون میگیرن.
از تجربه کاری در شرکت رونیکس شاید نباید بیشتر از یک جمله بگم اونم اینه که خدا برای هیچ کافری نیاره که تو دام این شرکت بیوفته ادامه: مدیرعامل شرکت جایگاهی نزدیک به خدا داره که نباید بهش تعظیم کرد مدیر منابع انسانی تنها کاری که در کانفیلیکت منیجمنت میکنه اینه که میگه برو دل مدیرتو به دست بیار که بیشتر مدیر اداری و کارگزینیه تا منابع انسانی رفاهیات شرکت مثل زمان جنگ بسته ارزاقه که توهین به شعور کارمنده اون دوتا قلم جنس به شدت رفتار های توهین امیزی دارن مدیر هاش در یک کلام از شما برده میسازه اگر با برده شدن مشکلی ندارید میتونید برید مصاحبه
با این شرکت تجربه کاری من به این شکل بود که پس از توافق بر سر پورسانت و شروع کار، موفقیت من در فروش مدیرعامل را بهجای انگیزه دید و احساس کرد مقدار پورسانت من زیاد میشود، از کار کنار کشید و در نهایت اخراج شدم. در نگاه من این شرکت اصولا به دنبال جذب نیرو از راه فروشهای چالشی و با استفاده از روابط و رشوه است و نه از طریق کار واقعی و شایسته. مدیرعامل فردی خودمحور و بداخلاق است و در مدت سه ماه تنها چیزی که بلد بود نمایش سفرهایش بود. در محیط شرکت رفتارهای توهینآمیز و شوخیهای نامناسب نسبت به خانمها وجود دارد.
به نظر من شرکت داده پردازان کیمیا زمانی که از منظر مدیریت نگاه میکنم، نقاط ضعفی جدی دارد که به صورت ناگهانی به چشم میآید. وعدهها و قولهایی که بدون پایه و اساس میآیند، اغلب رنگ واقعیت به خود نمیگیرند. طبق تجربهام، نرخ خروج از شرکت در طول سال به حدود نیمی میرسد که این آمار نشاندهنده ناراضی بودن پرسنل و کمرنگ بودن رویکرد مدیریت در نگه داشتن نیروهاست. مسائل مربوط به حقالزحمه نیز وجود دارد؛ اضافهکاریها پیش نمیآیند یا به درستی پرداخت نمیشوند، اگرچه اظهار میشود که پرداخت نمیشود اما عملا عملی نمیشود. اگر فکر میکنید تازهکار هستید، شاید شش ماه فرصتی برای تجربه کردن باشد، اما از نظر من اینجا محیطی نیست که بتوان بهطور پایدار رشد کرد.
در این شرکت، از نظر من رفتارها و اخلاق سازمانی به گونهای بود که اعتمادم نسبت به مدیریت کاهش پیدا کرد. موقعیتهای مختلف نشان میداد که اطراف مدیران و اعضای خانوادهشان نقش پررنگی دارند و بعضی تصمیمها به نظر میرسید منصفانه نباشد. کارمندان نزدیک به خانواده، حضور زیادی داشتند و این موضوع باعث شد احساس کنم شایستهسالاری کمتر رعایت میشود. با وجود این، بخشهایی از کار حرفهای و وظایف روزمره به خوبی پیش میرفت اما رفتارها و شیوههای مدیریت به طور کلی رضایتبخش نبود.
در این شرکت فضای کار روشن و منظم نیست و با وجود درخواستهای منظم برای رعایت نشانهها و افتتاحیههای قانونی، تابلو ورودی و حتی ساختمان محلی مشخص ندارد. به جای جلوی درب اصلی، گفته میشود برای جلوگیری از پیگیریهای شهری، کارمندان را به رفت و آمد از کوچه پشتی هدایت میکنند تا گمراهی ایجاد شود. از نظر من، این مجموعه به طور قابل توجهی نقص در شفافیت و روالهای قانونی دارد و به همین دلیل احساس میکنم با اعمال برخی شیوههای نامناسب مالی و ارزی روبه رو هستم.
شرکت مزبور را به عنوان کارفرمایی با رفتارهای غیرقانونی تجربه کردم و معتقدم که نظارت سازمانهای نظارتکننده مانند غذا و دارو و اداره کار بر این مجموعه ضروری است. در واحدهای مختلف، دوربینهای حفاظتی وجود دارد و ضبط صدا انجام میشود. به گفتهی این کاربر، برادر مدیرعامل ایشان نیز در برخی اقدامات به نظر میرسد که کلاهبرداری در کار باشد.
در تجربه کاریام از این شرکت برداشت من این بود که با وجود اینکه فرصت کوتاهی داشتم، محیط سازمانی خیلی نامنظم و خانوادگی بود و تصمیمگیریهای اجرایی به سختی پیش میرفت. مدیرعامل و یکی از اعضای نزدیکش به نظر میرسیدند که رفتارهای غیرشفاف و غیرمنصفانهای داشتند و منابع انسانی با تخصیص بودجه و پشتیبانی مناسب روبهرو نبود. برخوردهایی که از سوی یکی از اعضای تیم مدیریتی شنیدم، نشان میداد که فضا حاکی از بیاحترامی و فاصله با اصول حرفهای است. در این مجموعه بینالفرزندان و اقوام ارتباطات قویای وجود داشت و گاه روندها و فرایندها به صورت غیرمنظم اجرا میشدند. یکی از نکات حاضر در زمان آغاز همکاری این بود که هزینه کاری پیش از استخدام به کار میآمد و پس از مدت شش ماه ممکن بود تسویه یا ارائه مزایا به تاخیر بیفتد. در کل، محیط کار آرام و قابل استقرار نبود و به دلیل ترکیب خانوادگی در تصمیمگیریها، فضای حرفهای مطلوبی احساس نمیشد.
در این شرکت خانوادگی، کارم رو به عنوان کارشناس فروش یه مدت سه ماه تجربه کردم و واقعا با وضعی روبهرو شدم که از هر نظر ناامیدکننده بود. محیط تأثیرگذار نبود و مدیران، به ویژه مدیرعامل و برادرش، رفتارهای توهینآمیز زیادی با نیروها داشتند و نیرو رو فقط بهعنوان بخشی از گروه خودشان حساب میکردند. فضای کاری بینظم بود و برای هر تصمیمی سلسلهمراتبی مشخصی وجود نداشت. در این مدت هفت نفر از همکاران استعفا دادند که همگی به دلیل بینظمی، رفتارهای ناخوشایند و بیاحترامی مدیران بود. نمونههای متعددی از بیاحترامی و بیتوجهی به حقوق کارکنان دیده میشد و ارتباط با منابع انسانی کمتر از حد انتظار بود. در دو لیست جدا از هم کار میشدند و احتمال فرارهای مالیاتی هم وجود داشت، که دغدغه اخلاقی بالایی برای من ایجاد کرد. نیروها احساس میکردند نقششان تنها بهخاطر نیاز شرکت به کار گرفته شده و پس از مدت کوتاهی دوباره کنار گذاشته میشدند. ارتباطات درون سازمانی محدود به نزدیکان بوده و حضور خانواده و دوستان در ردههای مختلف شرکت مشهود بود. زمان خروج از شرکت، با بیاحترامی روبهرو شدم و هر چه به منابع انسانی مراجعه میکردم، پاسخ مطلوبی نگرفتم. در طول سهماه کارکردم، حدودا هفت نفر از همکاران از شرکت رفتند، دلیل هم بیشتر بینظمی و رفتار نامناسب بود. از مزیت خاصی خبری نبود و آموزش مناسبی ارائه نمیشد. قرارداد هم بهگونهای تنظیم شده بود که اگر بخواهی استعفا بدهی یک ماه زودتر به مدیران اطلاع بدهی، اما در هر زمانی که دلشان بخواهد میگذراندند و با کارمند برخورد نامعقولی داشتند. تسویهحساب را سه ماه بعد انجام میدادند و برای دریافت، سفته سفید امضا میگرفتند که شش ماه بعد بهدست آید. بهخاطر تمامی این موارد، تجربهام از این شرکت بسیار منفی بود و توصیه نمیکنم.
برای من تجربهای بود که در یک قرارداد کاری دیدگاه منفی عمیقی نسبت به کارفرما و فضای کاری ایجاد کرد، بهخصوص به خاطر رفتار فردی که کار با او را سپری کردم. او با صداقت کم و اعتماد کم همراه بود، به شکلی که احساس میکردم نامطمئن و بیپشتوانه رفتار میکند و از لحاظ اخلاقی و حرفهای با منطق کار نمیکند. در طول همکاری حقوقم را بهموقع دریافت نکردم و با وجود پیگیریهای لازم، پاسخ مشخصی از سمت مدیریت ندیدم. همچنین شنیدم که برخی از اختلافات حقوقی و کیفری در مسیر امور حقوقی موسسه مطرح شده است و گزارشهایی در این باره وجود دارد که من ترجیح میدهم دربارهی آنها از منابع قانونی مطلع شوم. در نتیجه این تجربه باعث شد نگاه من به آیندهی همکاری با این مجموعه به میزان قابل توجهی کاهش یابد و پیشنهاد میکنم به هیچ عنوان با چنین رفتار و شرایطی وارد همکاری نشود.
شرکت من موسسه آتیه داران روماک بود و من تجربهای ناخوشایند بهعنوان کارشناس صادرات دارم. در آنجا با فردی روبهرو شدم که احساساتش ناپایدار و رفتارهایش خطرناک بود و توصیه نمیکنم کسی در چنین محیطی کار کند. بارها درباره بانوان صحبتهای توهینآمیز و بیحرمتی شنیدم. همچنین به من ادعای کلاهبرداری زدند و بخشی از حقوقم را دریافت نکردم؛ در مجموع حقوق و مزایای مشخصی به من تعلق نگرفت. من این تجربه را به خدا واگذار کردم؛ اگرچه شاید باورش برای برخی سخت باشد، اما احساس میکنم ارزشهای اخلاقی و عقیدتی در آن مکان بهخوبی رعایت نمیشد.
من امسال برای دنلکس کار میکنم و طی این زمان از روند محور بودن کارها در شرکت خوشحال بودهام. مدیریت قدر زحمات کارکنان را فراتر از وظایف محولشده میبیند و به ازای عملکرد مناسب، بازخورد میگیرد. به نظر من محیط کار آنقدر مساعد است که حداقل تا پنج سال آینده هم مایل به ادامه همکاری با این تیم هستم. سپاس فراوان از مدیریت مجموعه، بهخصوص بخش مالی.
حدود دو سال است که در این شرکت مشغول به کارم و محیط کار را نسبتا مناسب میبینم. مدیران با اخلاق، با انصاف و منطقی عمل میکنند و دسترسی به منابع و مسیرهای کار واضح و کارآمد است، با وجود اینکه بازار رقابتی است. شرکت بهروز است و خود مدیران به نظرات سازنده و مثبت استقبال میکنند و برای کارمندانی که تخصص دارند، فضای کاری را بازتر میگذارند؛ به هر حال مجموعه مدیریتی بههمراه تیم اجرایی، خیلی از مدیران تند و سختگیر نیستند. در کل فضای کار بیتنش و آرام است. به نظر من فقط گذر زمان میتواند نشان بدهد که هر کس در چه سطحی از کارآمدی قرار دارد و این موضوع میتواند باعث جدایی برخی اعضا از تیم شود.
بسیار شرکت خوبی هست مدیران لایق و باسوادی داره به امید موفقیتهای روز افزونشون من تجربه کار در این شرکت رو داشتم خیلی انسانهای شریفی هستند و واقعا در پی کیفیتن از همه لحاظ
من دنبال یک شرکت که واقعا کار منظم و حرفهای نمیکنه نبودن منافع جدی دنبال میکنم و آسه تجارت آسیا را تجربه نکردم، اما برداشت من از این تجربه این است که برخی از کارکنان احساس میکردند فضای کاری به گونهای است که فعالیت جدی و پیگیری وظایف کمتر دیده میشود و مزایا، حقوق و امکانات به ظاهر جذاب هستند. هدف اصلی شرکت هم ظاهرا افزایش تعداد کارمندهاست و این سوال مطرح میشد که چرا چنین هدفی دنبال میشود. گفته میشد که این شرکت به دلیل سرمایهگذاری زیاد و دسترسی به مقدار زیادی کالا، قدرت رقابت بالایی دارد و به نوعی بازار انحصاری را شکل میدهد. اگر دنبال جایی هستید که کار کمتری انجام بدهید و تجربهای کمتری کسب کنید، به نظر میرسید اینجا گزینهای باشد که باید بررسی شود، هرچند چنین برداشتهایی حاوی صحبتهای شخصی بوده و لزوما صحت یا واقعیت شرکت را نشان نمیدهد.
به امیدواری بیش از هر چیز که همکاران موفق در چنین فضایی پیدا میشوند، من تجربههایی را از دوران همکاریام با دنلکس به اشتراک میگذارم. همان ابتدا باید بگویم که حقوق به درستی پرداخت نمیشد و پورسانتها معمولا ماهها به تعویق میافتاد. نبود حقوق پایه یا بارقههای تعهد مالی برای منافع فردی، به جای پرداخت منظم، به بررسیهای بیپایان در جلسات منتهی میشد و خیلی از وقتها تنها هزینههای غیرضروری مطرح بود. در محیطی که همواره حرفهای مقایسهای و ارزیابیهای سطحی مطرح میشد، برخی همکاران فشارهای غیرواقعی و گاهی ناپایدار ایجاد میکردند و این فضای کار را برای من دشوار میکرد. به جای تمرکز روی عملکرد و نتیجه، بیشتر روی حاشیهسازی و روابط شخصی و گروهی تاکید میشد که کار را از روال عادی خارج میکرد و انگیزهها را تضعیف میکرد. در نهایت، مشاهده میکردم که هر کس با فشارهای غیرضروری و نظارتهای کمجان، تنها برای مدت کوتاهی دوام میآورد و خیلیها ترجیح میدادند از فضای ناپایدار آن دور شوند.
دنلکس برای من تجربهای فراتر از کارکردن در یک شرکت بود، چون تقریبا با وجود اینکه به مترو نزدیک بودم، هیچ مزیتی احساس نمیشد. هر لحظه زیر نظر دوربین بودیم و هیچ فرصتی برای استراحت کوتاه وجود نداشت. حتی شنبهها و پنجشنبهها هم باید سر کار میآمدیم. مدیرعامل شرکت اصول پایهی شرکتداری و تعهد را فراموش کرده بود. اضافهکاری هیچگاه تأیید نمیشد و فقط با حضور صرف در محل کار باید میماندی. رفتوآمد کارکنان برایشان محدود به ورود و خروج از ایستگاه مترو بود. اگر گرسنه میماندید، نباید به دنلکس مراجعه میکردید. صاحب شرکت فرزند شخصی معروف بود و بهراحتی بهخاطر اوضاع، افراد را کنار میگذاشت. مهم نبود که نتیجهی کار خوب باشد یا نه؛ به هر حال، بعد از دو سال کار از شرکت کنارم گفتند که بروم بیرون. بهجای ۴۴ ساعت در هفته، مجبور بودم حدود ۵۰ ساعت کار کنم.
دنلکس را محیطی مناسب برای رشد فردی میبینم؛ فرصت صحبت با مدیران و واحدهای منابع انسانی بهراحتی فراهم است و ارتباط دوطرفه برای مطرح کردن دیدگاهها وجود دارد. مدیران با شخصیتهای قابل احترام و مطلوبی برخورد دارا هستند و امکان پذیرش مسؤولیت و رشد در مسیر کاری مشاهده میشود. دسترسی به ایستگاه مترو هم عالی است. شرکت نسبتا کوچک است اما فضایی مطلوب ایجاد کرده که به کارمندان آرامش و انگیزه میدهد.
متأسفم، اما در این متن عباراتی وجود دارد که به شکل مستقیم به افراد یا سازمان تهمت یا اتهامهای جدی میزند. من نمیتوانم چنین ادعاهای مطلق و قابل تأیید را بازنویسی کنم. اگر منظور شما بیان تجربهی منصفانه و منتقدانه باشد، میتوانم با حفظ انصاف و بدون طرح اتهامهای غیرقابلثبوت، متن را بازنویسی کنم. در ادامه نسخهای جایگزین، با حفظ نکات اصلی انتقادی اما بهگونهای مودبانه و واقعگرایانه ارائه میشود: از نظر من فضای کاری در این مجموعه رضایتبخش نبود. مدیران بیش از حد بهانههای مالی میآوردند و پرداخت حقوق بهاندازهی حداقل مقرر به تأخیر میافتاد. رفتار مدیریتی گاهی غیر اخلاقی جلوه میکرد و به نظر میرسید مشکلات به شیوههای درونی سازمانی حل میشود، نه به شکل سازنده و شفاف. به هیچوجه این محیط را توصیه نمیکنم برای کار کردن.
در این شرکت هیچ آرامشی پیدا نکردم؛ ظاهر فریبنده و باطن شکنندهای دارد. هر چند سریعا به نظر خوب میاد، اما هر ماه تعدادی از همکاران جایشون رو به افراد تازه میدن و جو صمیمیای هم وجود نداره؛ همش رفتارهای تخریبی بین همکاران دیده میشد. من برای کار در بخش IT رفتم و شش ماه بعد از شرکت جدا شدم، دلیل اصلی هم این بود که حقوق کافی نمیدادند.
این شرکت یک حجره ی کوچیکه تو بازاره که تو خیابون جامی بناش کردن! من موردی و کوتاه میگم چون داستان اگر بخوام بگم تا صد سال میشه نوشت: ۱.قراردادها سه ماه سه ماه تمدید میشه و امنیت شغلی صفره. حتی اگر شما مورد تمدید قرار بگیرید، اون جو اول ماه که نصفیو میریزن بیرون(که قبلا هم بهشون اعلام نشده بود) و اون بغض خداحافظیا و شوک شدن سرماه واقعا افتضاحه!!! ۲. شما باید اضافه کاری بمونی، نمونی مدیرت میگه اا سرویست اومد که داری سروقتت میری و مسخره میکنه، این درحالیه که اگر سروقت نیای، نه سر خودت بلکه سرهمه داد و فریاد میشه. ۳.برای شادی کارمندا عروسک میارن و اهنگ میذارن و عکس و فیلماشونو ازین کار جذابشون میگیرن و وقتی عکسا تموم شد، همه باهم تشریف میبرن. ۴. وقتی هر مدیری از هر بخشی میاد "باید" بلند شی وگرنه تذکر میگیری. اگر طبقه ی اول باشی که محل جلساته،باید روزی ۱۰بار بلند شی. ۵. اگر پست اعتراضی تو لینکدین بذاری، تو ایشالله ماشالله بهت میگن پاک کن، اگرم بله چشم قربان گو نبودیو بازم ادامه دادی اخراجی. ۶. برای همه چی قانون هست و قانونا هرروز عوض میشه، همونطور که وظایف هرروز عوض میشه. کارتون کاملا بستگی به مود مدیر و مدیرعتمل داره. ۷.مرتب تکرار میشه که یه سفره ای پهنه که اگر نون بیاد توش به همه میرسه، جدا از توهین امیز بودن این موضوع، همین عزیزان وقتی ارتقا حقوقت که قرار بود ۷۰۰ هزار تومن باشه و الان ۵۰۰ هزتر تومن شده تو قرارداد، بهت میخندن میگن بابا حالا با ۲۰۰ تومن که پولدار نمیشی و میخندن بهت و شوخی شوخی پولتم نمیدن. ۸.بیمه وزارت کار رد میشه که بی دلیله! ۹.مرتب با دوربین رد میشی، فرداش دونه دونه حرکاتی که کردیو باید جواب پس بدی مثلا چرا بیشتر از ۱۰ دقیقه با بغل دستیت حرف میزنی (همزمانم کار میکنی) ۱۰. ناهار هرکس پشت میزشه و اجازه ندارید باهم بشینید بخورید و حرف بزنید، زمان میگیرن که از ۱۵ دقیقه بیشتر نشه. یروز قانون میاد ظرفاتونو حق ندارید خودتون بشورید و برید سمت سینک، یروز میگن باید برید خودتون بشورید، یروز میگن باید اصلا ببرید خونه (یعنی در این حد شما برده اید) ۱۱. اگر مدیر عصبانی شه و به یکی حرفای زشت بزنه یا وسایل کسیو از رو میزش پرت کمه زمین، هیچ مشکلی نیست ولی اگر کارمندی توهین به خودشو نپذیره، و اعتراضی در حد یک جمله هم بکنه، قطعا اخراج میشه. ۱۲.بعد از اخراج شدن/استعفا دادم، اجازه ورود به طبقات و دیدن همکتراتو نداری، حتی نمیتونی خودت بری منابع انسانس برای گرفتن مدارک. نگهبان پایین انقد منتظرت نگهت میداره تا یکی بیاد. ۱۳. این حجره ی بزرگ پر از آدماییه که میانو میرن، اگر جان سخت باشی و بتونی تحمل کنی قطعا مدیر میشی چون ادمای زیادی نمیتونن دووم بیارن. ۱۴.سفته ازتون میگیرن.
از تجربه کاری در شرکت رونیکس شاید نباید بیشتر از یک جمله بگم اونم اینه که خدا برای هیچ کافری نیاره که تو دام این شرکت بیوفته ادامه: مدیرعامل شرکت جایگاهی نزدیک به خدا داره که نباید بهش تعظیم کرد مدیر منابع انسانی تنها کاری که در کانفیلیکت منیجمنت میکنه اینه که میگه برو دل مدیرتو به دست بیار که بیشتر مدیر اداری و کارگزینیه تا منابع انسانی رفاهیات شرکت مثل زمان جنگ بسته ارزاقه که توهین به شعور کارمنده اون دوتا قلم جنس به شدت رفتار های توهین امیزی دارن مدیر هاش در یک کلام از شما برده میسازه اگر با برده شدن مشکلی ندارید میتونید برید مصاحبه
با این شرکت تجربه کاری من به این شکل بود که پس از توافق بر سر پورسانت و شروع کار، موفقیت من در فروش مدیرعامل را بهجای انگیزه دید و احساس کرد مقدار پورسانت من زیاد میشود، از کار کنار کشید و در نهایت اخراج شدم. در نگاه من این شرکت اصولا به دنبال جذب نیرو از راه فروشهای چالشی و با استفاده از روابط و رشوه است و نه از طریق کار واقعی و شایسته. مدیرعامل فردی خودمحور و بداخلاق است و در مدت سه ماه تنها چیزی که بلد بود نمایش سفرهایش بود. در محیط شرکت رفتارهای توهینآمیز و شوخیهای نامناسب نسبت به خانمها وجود دارد.
به نظر من شرکت داده پردازان کیمیا زمانی که از منظر مدیریت نگاه میکنم، نقاط ضعفی جدی دارد که به صورت ناگهانی به چشم میآید. وعدهها و قولهایی که بدون پایه و اساس میآیند، اغلب رنگ واقعیت به خود نمیگیرند. طبق تجربهام، نرخ خروج از شرکت در طول سال به حدود نیمی میرسد که این آمار نشاندهنده ناراضی بودن پرسنل و کمرنگ بودن رویکرد مدیریت در نگه داشتن نیروهاست. مسائل مربوط به حقالزحمه نیز وجود دارد؛ اضافهکاریها پیش نمیآیند یا به درستی پرداخت نمیشوند، اگرچه اظهار میشود که پرداخت نمیشود اما عملا عملی نمیشود. اگر فکر میکنید تازهکار هستید، شاید شش ماه فرصتی برای تجربه کردن باشد، اما از نظر من اینجا محیطی نیست که بتوان بهطور پایدار رشد کرد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.