شرکت کیان را پشت سر میگذارم؛ تجربهای از مصاحبه مالی بود که هنوز هم نکتههایش به خاطرم مانده است. وقتی رزومه را فرستادم، مدت زیادی طول نکشید تا تماس گرفتند، اما درخواست کردم جلسه اول به صورت آنلاین باشد. با توجه به شیوع کرونا و اینکه اکثر داوطلبان در اولین مصاحبه به دلایل کلی رد میشوند، فکر میکنم درخواستم معقول بود. وقتی این موضوع را مطرح کردم، گفتند تا به حال چنین دستوری را امتحان نکردهاند. توضیحاتم درباره ضرورت برگزاری مصاحبه به صورت آنلاین را شنیدند و گفتند میخواهند موضوع را با مدیر مربوطه مطرح کنند و اگر امکان داشت، یک جلسه آنلاین از طریق اسکایپ یا واتساپ ترتیب میدهند و قرار شد در آینده با من تماس بگیرند که هیچ وقت تماس نگرفتند. اگر شرایط کرونا شرکتها را وادار کند از قالب سنتی فاصله بگیرند و کمی به روز شوند، واقعا چه چیزهایی میتواند اتفاق بیفتد؟ به خودم میگفتم تا حالا هم که این شیوه را تجربه نکردی، مگر تا به حال روزانه بینهایت نفر به خاطر یک بیماری widespread میلیونی جانشان را از دست نمیدهند؟
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در مصاحبه حسابداری به نظر میرسید بیشترین تمرکز مصاحبهکننده از بخش منابع انسانی باشد، که سوالات عمومی متعددی مانند دلیل انتخاب شرکت یا نقاط قوت و ضعف من مطرح شد. سوالی هم درباره آخرین کتابی که خواندهام پرسیدند و دلیل ترک کار قبلی را خواستم توضیح دهم، و یکی از سوالها از سمت خانم مسئول منابع انسانی این بود که اگر من در جعبهای میوه باشم، بدون باز کردن آن چگونه میتوان فهمید چه میوهای داخل است. در طی پاسخگویی این پرسش، حس برتریآمیز بودن کاملا قابل درک بود. رو به رو شدن با مسئول منابع انسانی، با حوصله و تمرکز کمی همراه نبود؛ سوالهای عمومی زیادی مطرح میشدند، مثلا در مورد تفریحات و کتاب محبوبم، و پاسخهایم برای خودشان چندان اهمیتی نداشتند و معمولا فقط یادداشت میرفتند. گاهی اوقات هم فضای خارج از اتاق توجه من را جلب میکرد، بنابراین پیشنهاد نمیکنم با جزئیات زیاد به سوالها پاسخ بدهید، چون در نهایت ممکن است احساس بیارزشی کنید. رفتار مسئول منابع انسانی از همان ابتدا بهصورت سرد و غیرمتعارف به نظر میرسید و این حالت برایم ناخوشایند بود. ویژگیهایی که در آن جلسه برایشان مهم بود، بیشتر به تواناییهای نرم من ارتباط داشتند: چگونگی رفتارم در مواجهه با مشکلات در شغل قبلی، سطح مهارتهای حل تعارض، و نحوه واکنش من در مواقع فشار و استرس. بهطور کلی تأکید زیادی بر مهارتهای نرم بود.
به اولین تماس با واحد منابع انسانی به شدت افسارگسیخته بودم چون میخواستم برای موفقیت در مصاحبه آماده بشم. در جلسه اولیه، تیم منابع انسانی نه تنها فضایی دوستانه ایجاد کرد بلکه با راهنماییهای مفیدم را برای روند مصاحبه تقویت کرد تا بتوانم راحتتر از پس آن بر بیایم. دو روز بعد خبر قبولی در همان مصاحبه اولیه را گرفتم و این آغاز سفر من بود. سپس با مدیر مالی و مدیر شرکت جلسهای ترتیب داده شد و در جلسه دوم هم تأیید شدم تا کار را رسما آغاز کنم. روز پس از آن توافق نهایی شد و از همان زمان همکاری را شروع کردم.
با وجود اینکه مقدمات مصاحبه را کامل فراهم کرده بودم، ابتدا با تماس تلفنی از من برخی اطلاعات گرفتند و سپس زمان مصاحبه را تعیین کردند. بهخاطر دیر رسیدن من، به من تذکر داده شد. حدود بیست دقیقه با مدیر منابع انسانی گفتوگو کردم و در پایان گفتند نتیجه را بهزودی اعلام میکنند. پس از دو روز ایمیلی دریافت کردم که به دلایل مشخص قادر به همکاری نیستند. از اینکه خبر منفی را صریح گفتند، خوشحال شدم؛ چون در تجربههای دیگر اغلب فقط تماس میگیرند و میگویند بیا، اما اینجا از همان ابتدا به من اطلاع دادند و مساله را واضح مطرح کردند. ارسال به موقع برای من همواره اهمیت داشت.
شرکت خدمت از ما را به عنوان مقصدی برای کار در حوزه سئو انتخاب کرده بودم و پس از فرستادن رزومه، سه روز بعد با من تماس گرفتند. گفتوگوی اولیه به صورت تلفنی بود و سوالهای کلی درباره تجربه و تواناییها پرسیده شد و توضیح مختصری هم ارائه شد. سپس زمان و تاریخ مصاحبه حضوری تعیین شد. وارد ساختمان شرکت که شدم، فضایی آرام و صمیمی را حس کردم و همان لحظه تصمیم گرفتم نتیجهای مثبت بگیرم و در اینجا فعال باشم. سر وقت حضور پیدا کردم و مصاحبه آغاز شد؛ اولین مصاحبه با مدیر بخش سئو و تولید محتوا بود که بیشتر به سوالهای تخصصی درباره مهارتهایم میپرداخت و نظراتش را روی پاسخها یادداشت میکرد. پس از پایان مصاحبه اولیه، توضیحات روزنامهنویسانهاش در قالب برگهای به کارشناس منابع انسانی تحویل داده شد و مصاحبه دوم با همان کارشناس برگزار شد. هر دو جلسه با پرسشهای بهجا و مناسب همراه بود، اما در نهایت نتوانستم پذیرفته شوم. دلیل عدم پذیرش، نبود تطابق شرایط من با نیازهای شرکت و همچنین سطح مهارتهایم برای مسئولیت مورد نظر اعلام شد. در پایان گفتند اگر تأیید میشدم، مصاحبه نهایی با مدیران انجام میگرفت.
بهنظمی برای مصاحبه آماده شو و هدفتو از کار بیشتر روشن کن تا بتونی باهاش همسو بشی.
رویارویی با اولین تجربه مصاحبه کارشناس پشتیبانی مشتری در خدمت از ما برایم به یادماندنی شد. من و دوستم تبلیغهای دیوار رو دیدیم و رزومه فرستادیم؛ اما برای من نتیجه متفاوت بود و پس از دو هفته دوباره درخواست دادم. مصاحبه استرس داشت اما سوالاتی درباره مهارتهایم پرسیدند؛ چون تجربه و سابقه کاریام را بیشتر مدنظر نگرفته بودند، کمی آرامش گرفتم. پس از یک هفته از من خواسته شد برای یک هفته آزمایشی بروم و ارزیابی شود. در طول هفته اول بیشتر از همکارانم چیز یاد گرفتم تا از خود کار. در نهایت همان اول هفته دوم بدون اینکه خبری بدهند، مرخصی گرفتم و وقتی برگشتم تأکید کردند باید اعلام کنم چون ممکن بود کسی جایگزین من باشد و باعث فشار روی تیم نشود. اگر حوزهیتان تازه است، حتما انرژی فراوان و یادگیری پیوسته با خود ببرید. نکتهای که برای آنها اهمیت داشت، توانایی برقراری ارتباط و کار گروهی بود.
به نظر میرسید برخوردهاشون خیلی غیرعادی بود و انتظار داشتم با هر آدمی خیلی طبیعی رفتار کنن، اما از همون ابتدای مصاحبه مشخص بود که ارتباطسازی با کارکنان جدید براشون سخت سخته. اینکه به من میگفتن نباید با کسی ارتباط بگیرم یا دوست بشم و همچنین تأکید روی این که حتی در زمان محوری مثل ناهار هم باید بحث کاری باشه، برای من جای سؤال داشت. بعد هم از سوابق کاریام در شرکتهای دیگه پرسیدن و اینکه باید دو سال با حقوق کم برای اونها کار کنم تا آموزش ببینم. به نظر میرسید برای ورود به شرکت، انگار باید مثل ربات عمل کرد. ویژگیهایی که براشون مهم بود هم کم و بیش مشخص بود: اینکه اهل کتابهای فلسفی نباشی.
برای پذیرش در شرکت راهکارهای همراه کارینا، در مصاحبهای سه مرحلهای حضور داشتم. مرحله اول با مدیر منابع انسانی بود و بیشتر بر رفتار و نحوه تصمیمگیری من تمرکز داشت. پس از قبولی در این مرحله، به مصاحبه فنی رسیدم که روند خوبی داشت و نکتهی مهم این بود که مدیر فنی استقبالگر از نقد بود. در نهایت، مصاحبه سوم درباره حقوق و مزایا صحبت کرد. در طول مصاحبات بدون اضطراب ظاهر شدم و اعتماد به نفس کافی داشتم، اما از خودم بیش از حد تعریف نکردم و به جای توصیف کلی، سناریوهای واقعی را توضیح دادم. ویژگیهایی که برای تیم آنها اهمیت داشت عبارت بود از نظم و تعهد.
در شرکت راهکارهای همراه کارینا مصاحبهای با مدیر محصول داشتم. بعد از اینکه فرم چهار صفحهای در اختیارم گذاشتند تا اطلاعات تکراری رزومهام را بنویسم، مصاحبهکننده آمد و با معرفی خودم آغاز شد. درباره اقداماتی که از ابتدای کار انجام دادهام توضیح دادم و بیشتر سوالات حول شخصیت و نحوهی کار تیمی بود. بهطور مشخص از من پرسیدند در موقع برخورد با همکار چه میکنم، یا چگونه به همکارانفیک منفی بازخورد میدهم و سوالاتی از این دست مطرح شد. به دنبال فردی با حقوق پایینتر و سابقهی کاری کمتر بودند.
در کل روند مصاحبه برای کارآموزی تولید محتوا خیلی خوب بود. سوالات تکراری که معمولا جای دیگری میپرسند را نپرسیدند و تنها سوال کلیشهای گفتند که باید خودت را معرفی کنی، که نسبتا عادی بود. شرکت واقعا خوب و پر از کرم و صمیمیت بود و برای مرحله دوم هم دعوت شدم که آن هم به خوبی پیش رفت؛ سوالاتی پرسیده شد تا بیشتر با خودم آشنا شوند. خوبیش این بود که خیلی زود به نتیجه میرسیدم و جوابها را سریع میدادم، اما شنیدم که گفتند کس دیگری را استخدام کردهاند در حالی که فهمیدم این موضوع دروغ بوده است؛ کاش مستقیم با من رو راست میگفتند و ایرادم را میپرسیدند تا بتوانم حرفهایتر عمل کنم.
من به واسطه یه معرف به اونجا رفتم، بنابراین قبلا درباره کارهایی که کردم کمی باهاشون حرف زده شده بود. به خاطر تجربه اندکی که توی حوزه دیجیتال مارکتینگ هم داشتم ازم درباره کارهایی که توی این حوزه انجام دادم پرسیدن و متوجه شدم فقط یه کانتنت مارکتر نمیخوان و هدف اصلیشون دیجیتال مارکتینگه. قرار شد من براشون یه سری چیزها رو تحقیق کنم و بفرستم اما به خاطر اینکه مسیر رفت و آمد برام خیلی سخت میشد عذرخواهی کردم و قرار بعدی کنسل شد مدیر مجموعه انسان خیلی شریف و محترمیه و فضای مجموعه خیلی دوستانه و گرمه. آدم حس خوبی داره به هر حال 🙂 ویژگیهایی که براشون مهم بود: اینکه مولتی تسک هستی، انگیزهت درونیه یا کسی باید تو رو به حرکت دربیاره
سر ضیافت اولیهی مصاحبه خیلی بهدلم نشست؛ برخورد گروه بسیار دوستانه بود و روندش هم منظم پیش رفت. ابتدا دربارهی تجربههایم پرسیدن و سپس وارد بخش فنی شدند تا سطح دانش و تواناییهای من را بسنجند. در پایان یک مسئله مطرح شد و با بهاشتراکگذاری صفحه، کد نویسی را اجرا کردم.
شرکت کاوشگران رادین سلامت (کرفس) را تجربه کردم و میخواهم از زاویهی خودم بازگو کنم. در آغاز کار با شرکت، به خاطر بیتوجهی به پروتکلهای بهداشتی در زمان همهگیری کرونا، از کار قبلیم استعفا دادم و بعد از آن در چندین مصاحبه، چه به شکل آنلاین و چه حضوری، دیدم که رعایت پروتکلها بهطور عملی مطلوب نیست. اما کرفس از همان آغاز دورهی کرونا شرایط دورکاری کامل را فراهم کرده بود و این مسئله برای من خیلی ارزشمند بود. مصاحبهی نخست خیلی خوب پیش رفت و با مدیر منابع انسانی محترم صحبت کردم؛ به نظر من فردی منطقی و باکفایت میآمد که تمرکزش روی ایجاد یک وضعیت برد-برد بود، هم برای من که متقاضی کار بودم و هم برای شرکت. نتیجهی گفتوگو و سپس یک جلسهی حضوری گفتوگوی صریح با تیم باعث شد در عرض کمتر از یک هفته از جلسهی اول، به عنوان همکار آنها تعیین شوم. حالا، پس از ده روز کار با تیم خوب کرفس، از انتخابم راضیام و به بودن در این تیم افتخار میکنم.
وقتی مصاحبه برای شغل طراحی Backend آغاز شد، فهمیدم که در دو مرحله برگزار خواهد شد. در نخستین جلسه، تمرکز روی فنی بود و درباره شرکت کرفس و تجربههای کاری خودم صحبت کردم؛ از طرفی من سوالات متعددی از مصاحبهکننده فنی پرسیدم و او با صبر و حوصله به همهشان پاسخ داد. در پایان جلسه یک آزمون کوتاه برای سنجش مهارت و دانشم برگزار شد؛ سوالات بهخوبی طراحی شده بودند و برای من جالب و مفید بودند. آن موقع متوجه شدم که مصاحبهها بهخوبی و بهموقع آغاز میشدند و این از نکات مثبت فرآیند بودند. در نهایت قرار شد من خبر دریافت کنم.
روز مصاحبه با تیم منابع انسانی شرکت کاوشگران رادین سلامت برای من بهعنوان تجربهای آرام و دوستانه بود، هرچند سوالها زیاد بود اما بیشتر مثل گفتوگوی دوستانه به نظر میرسید. در طول صحبت، از مباحث مختلف بحث کردم و دیدم که موضوعات را به چالش میکشند و دربارهشان با من صحبت میکنند. نتیجهء مصاحبه برایم خوب بود و حس خوشایندی داشتم. یکی از نکات مثبت، توجه به شرایط کرونا و برگزاری جلسات بهصورت آنلاین بود که راحتی بیشتری ایجاد میکرد.
وقتی مصاحبه تموم میشه و حست بعد از مصاحبه عالیه، یعنی فارغ از نتیجه مصاحبه که رد یا قبول شی تجربه آشنایی با افراد حرفهای رو داشتی و تصویر خوبی از اون شرکت برات ساخته میشه. بعد از مصاحبه کرفس حس ام بینظیر بود. خواستم اول اینو بگم چون توی گزینه های سالپا، گزینه عالی نبود. مصاحبه در همون تایمی که ست شده بود شروع شد و همون اول سعی کردن با وارم آپ خوب من رو وارد جریان مصاحبه کنند. بعد از سوال یکم از خودت بگو از من پرسیدن چرا بعد از IT تصمیم گرفتم MBA بخونم؟ (شما اگر برای پوزیشن کارشناس منابع انسانی یا هر پوزیشن دیگری اپلای کنید قاعدتا میدونید هدف و انگیزه شما در گرایشی که تحصیل کردین و حالا قراره کار کنین چقدر مهمه) وقتی برای پوزیشن کارشناس منابع انسانی با مدیر منابع انسانی مصاحبه میکنید مثل این میمونه که شیرینی رو بخوایین به شیرینیفروش بفروشین. بخش زیادی از نتیجه مصاحبه شما دقیقا در همین قسمت پرزنت کردن شما تعیین میشه. بعد از اون از من پرسیدن چه پروژّ هایی در دانشگاه در زمینه منابع انسانی انجام دادم و چقدر با فرآیندهای منابع انسانی آشنایی دارم (در پاسخ به این سوال من سعی کردم همه تجارب و دانش ام رو به کار بگیرم) بعد از اون یک چالش منابع انسانی مطرح کردن و از من برای حل اون چالش راه حل های مختلف خواستن. در جریان مصاحبه از من دربارهی روانشناسی سوال پرسیدن و اینکه چه ژانر کتاب هایی مطالعه میکنم. یکی دیگه از سوالات مدل شایستگی کارشناس منابع انسانی بود و اینکه یک کارشناس منابع انسانی چه ویژگیهایی باید داشته باشه. اینکه چقدر با کرفس آشنایی دارم یکی دیگه از مواردی بود که ازم سوال شد (اینجا لازم میبینم به دوستانی که برای مصاحبه میرن توصیه کنم حتما سایت،اپلیکیشن و فعالیت های اون شرکتی که براش اپلای کردن رو دنبال کنند و بدون اینکه هدف و ماموریت اون شرکت رو بدونن به مصاحبه نرن) در نهایت مدیر منابع انسانی ساختار تیم هارو برای من شفاف کردن و از ویژگیهای محیط کاری کرفس به من گفتند و زمینه هایی که راجه به منابع انسانیه و در حال حاضر روش کار میکنن. حقوق پیشنهادی من هم در آخر پرسیده شد. توصیه ام به همه کسانی که در ابتدا برای هر شرکتی اپلای میکنن این هست که قبل از ارسال رزومه شرح شغلی رو با دقت بخونن و بدونن با ورود به اون شرکت چه ارزشی رو تولید میکنند. بعد از دعوت به مصاحبه با صداقت به سوالات جواب بدین و خودتون باشین. این مهم ترین چیزه. بعد از اون با اعتمادبه نفس حاضر شین و به بادی لنگوج اتون و اینکه حتما مصاحبه ۲ طرفه و تعاملی باشه دقت کنید ویژگیهایی که براشون مهم بود: یکی از مواردی که حس عالی بعد از مصاحبه رو برای من ایجاد کرد این بود که از من هیچ سوال خصوصی و عقیدتی پرسیده نشد. از لحاظ شخصیتی برای پوزیشن کارشناس منابع انسانی برون گرا بودن براشون اهمیت داشت.
در فرایند مصاحبه با کرفس سه دور را طی کردم؛ در نخستین مرحله با مدیر Marketing ملاقات کردم و در دور دوم با کمپین منیجر صحبت کردم و در نهایت با مدیر منابع انسانی مصاحبه انجام شد. گفتگوها عمدتا تخصصی بود و درباره رشته و زمینه کاری من در ماركتینگ بحث شد. پس از آن یک تسک به من دادند که باید در عرض یک هفته انجام میدادم و وقتی تسک تایید شد، با من تماس گرفتند تا شرایط همکاری را هماهنگ کنند.
فضای مصاحبه کاملا دوستانه و آرام بود و من احساس راحتی کردم. برخلاف برخی شرکتها که روی به چالش کشیدن متقاضی و ایجاد فشار تمرکز میکنند، اینجا شرایط به گونهای بود که اعتماد به نفس از دست نرود و بتوان به سوالات به صورت آرام پاسخ داد. سوالاتی که پرسیده شد همواره مرتبط با کار و شرح وظایف بود و فرصت کافی برای تفکر و پاسخدهی در اختیارم گذاشته میشد. اگر طی صحبت پاسخ یکی از پرسشها را بلد نبودم، ارائه نظر کارشناس را میشنیدم و بعد از آن از من میخواست تا نظر خودم را بیان کنم. در مجموع محیط مصاحبه خیلی شبیه به یک گپ دوستانه بود و از تجربهام راضی بودم.
دوستانه با من تماس گرفتند و گفتند که بعد از فرستادن رزومه، حدود یک هفته تا ده روز پاسخ میدهند و برای مصاحبه اسکایپی رزرو کردهاند. قراری برای حدود بیست دقیقه گذاشتند تا درباره موضوعاتی مثل constraint layout، motion layout و لایفسیکل صحبت کنم و من هم با استفاده از نکات کلیدی و فایل ارائه که روی ظاهرش کار کرده بودم، توضیح دادم. در طول جلسه، سوالاتی در مورد تجربههای مرتبط پرسیدند و من هم با همان مواردی که تجربه داشتم به آنها پاسخ دادم. در پایان گفتند تا دو روز آینده یک تست برای من میفرستند تا انجام بدهم، اما نفرستادند. دو هفته بعد ایمیل زدند که همکاری با من انجام نمیشود. با وجود تفاوتهای پیشبینینشده، همچنان ایمیل دریافت کردم و این روند را نسبت به تجربههای قبلیام قابل قبول دانستم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.