مصاحبه خیلی دقیق حاوی سوالات مهم و مرتبط با موضوع بود مصاحبه کنندگان خوش برخورد، اگاه از موضوع استخدام و روال مصاحبه جذاب و گیرا بود و به هیچ وجه مصاحبه شونده احساس خستگی و بی حوصلگی نمی کرد هدیه مخصوص این شرکت برای مصاحبه یک پک خوش آمدگی بود که برام خیلی جذاب بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
باسلام خدمت همه عزیزان ،من برای سرپرست اداری رزومه ارسال کرده بودم که با من تایم مصاحبه تنظیم کردند و زمانی که مراجعه کردم برخورد محترمانه ای از سمت مسئول دفتر انجام شد و بعد فرم استخدام دادند تکمیل کردم و بعد دو خانم محترم یکی سرپرست اداری و دیگری سرپرست منابع انسانی دعوت کردند برای مصاحبه داخل اتاق کنفرانس ،رفتار کاملا محترمانه بود و سوال های تخصصی در زمینه اداری و منابع انسانی پرسیدند و در حدود ۵۰ دقیقه مصاحبه ای که انجام شد در انتها زمان اعلام جواب مصاحبه را بیان کردند. پیشنهاد من به مصاحبه شوندگان این هست که با اطلاعات کامل در جلسه مصاحبه حضور پیدا کنند.
در دورانی که شیوع کرونا همه جا رو تحت تأثیر قرار داده بود، رزومهام را فرستادم و پس از یک هفته تماس گرفتند تا چند سوال کلی درباره حقوق پیشنهادی و تاریخ آغاز به کار بپرسم. پس از مصاحبه تلفنی گفتند با من تماس خواهند گرفت تا زمان مصاحبه تعیین شود، اما در نهایت جلسهای برگزار نشد و به نظر رسید نظرشان منفی است؛ اما بعدها فهمیدم این روند عادی است. فاصله بین این مرحله و مرحله بعدی به دلیل دورکاری و تعطیلات عید تقریبا یک ماه طول کشید. پس از آن برای حضور در جلسه حضوری دعوت شدم؛ جلسه بسیار خوب بود و سوالات هم چالشبرانگیز بود اما بهطور کلی روان بود. بعد از آن از من خواسته شد تا برای دیدن محیط کار و گفتوگو با تیم یک جلسه حضوری دیگر بگذارم و حدود یک ساعت با اعضای تیم صحبت کردم. حدود دو روز بعد از آن آفر شغلی را دریافت کردم و کار را آغاز کردم. برای موفقیت در مصاحبه واقعا به موقع حاضر شوید. نگران نباشید، تیم منابع انسانی خیلی خوشبرخورد است.
در همان آغاز گفتوگو با فرهنگ کاری همورا آشنا شدم و پس از آن درباره سوابق و موقعیتهای قبلیم مطرح شد و در ادامه شرایط کار در همورا را توضیح دادند و از من پذیرایی مختصری کردند. جالب این بود که در همان جلسه اول انگار با مصاحبهکنندهام صمیمی شده بودم و نمونههای جالبی هم مطرح میکردند؛ کل جلسه تجربهی نسبتا خوبی شد. آنچه از همان ابتدا بر ذهنم نشست و برایم مهم بود و میتوانم بگویم ایدهآل هم بود این بود که همورا خیلی تمیز و منظم است و راهکار من این بود که کاملا شفاف باشید و دغدغههایتان را به صورت منطقمند بیان کنید و تواناییهایتان را به صورت معقول ارائه دهید.
به روزی که برای مصاحبه به همورا رفتم، شرکت در اولین برخورد نشان داد که زمانبندی دقیقی ندارد و تاخیر مدیرعامل بیش از چهل و پنج دقیقه طول کشید. در طول سوالها، از من درباره مهارتهای لازم برای پوزیشن پیشنهادی و میزان حقوق پیشنهادی سوال شد. در همان جلسه متوجه شدم رزومهام را پرینت گرفتهاند و به جای مرور نمونهکارها یا پورتفولیو، به کاغذی که در دست داشتند نگاه میکردند و به لینکهای کارم مراجعه نکردند. در پایان مصاحبه، سوالاتی با حالتی روانشناسانه مطرح شد که برای من واضح نبود. فضای کار در طول تقریبا یک ساعت و نیم حضورم کمانرژی و سرد به نظر میرسید.
قصد داشتم برای مصاحبه کار به این شرکت بروم اما مسیر مأموریت کمی پیچیده شد؛ آنان آدرس دقیق را نمیدادند و فقط گفتند که محل شرکت کمی بالاتر از پل رومی است. فاصله تا آن نقطه زیاد بود و اگر بخواهی با پیادهروی دنبال آدرس بگردی واقعا خسته میشوی. بهطور کلی جایگاه شرکت بالاتر از آموزشگاه زبان سفیر قرار دارد.
پس از این که وارد شرکت شدم، یک فرم منابع انسانی رو پر کردم، سپس دعوت به اتاق مصاحبه شدم. فرد مصاحبه کننده در حد چند جمله به معرفی خودش، ساختار شرکت و محصولات شرکت پرداخت و اینکه مصاحبه ای که با من انجام میده برای یکی از سمت های PM یا PO هست که بستگی به توانایی من، سمت مورد نظر مشخص می شود. بعد با لبخند یک برگه سوال گذاشت کنارش و گفت قول میدم همه سوالات را از شما نپرسم. کلا مصاحبه از نظر کیفیت عالی بود (تقریبا بهترین مصاحبه ای بوده که تا حالا رفتم) و تلاش می شد که بدون استرس کل جلسه را سپری شود، جلسه مصاحبه من ۲ ساعت طول کشید و تو مصاحبه دو بار چایی و قهوه برام آوردند. پر رنگ ترین سوالی که تو جلسه از من پرسید این بود که یک محصولی که در چند روزه گذشته استفاده کردم را نام ببرم و سپس یک سری سوال ارزیابی رو از رو اون محصول پرسید، در مورد بودجه بندی، فرایند تولید، متریک ها، KPI، UI، ویژگی جدید، نحوه تعامل، مسائل بیزنس، تحلیل، بهبود، افراد تیم، مارکتینگ و… در مورد اون محصول سوال پرسید، نحوه پرسیدن سوال ها هم شبیه جلسه ایده پردازی بود تا سوال-جواب. یک سری سوال هم در مورد چارت سازمانی و متدلوژی های مدیریتی متفاوت مثل اجایل و اسکرام پرسید، با چه نرم افزار هایی کار کردم و مسلط هستم، در مورد انواع جلسات اسکرام مثل جلسه استند آپ میتینگ، اسپرینت پلنینگ و… هم سوال شد. سوال سختی که پرسیده شد در مورد این بود که دو تا ویژگی جدید می خواهیم به محصول اضافه کنیم، چجوری انتخاب و ارزیابی می کنیم و چه کسی میگه کدام ویژگی اول توسعه داده بشه و… (کلا خیلی سوال سختی بود، چون خیلی به تجربه شما وابسته هست) . سوال هوش هم پرسید. کلا همه چیز جلسه مصاحبه خوب بود به غیر از آخرش که شرایط شرکت را پرسیدم، تقریبا نتوانست هیچ مزیتی از شرکت بگه کلا مصاحبه خیلی سخت و خوبی بود اما مزایای شرکت خیلی کم بود تقریبا مزایایی نداشت. مصاحبه سخت و حرفه ای خواهید داشت. در صورتی که تجربه عملی خوبی دارید براتون خیلی زیاد سخت نخواهد بود. انتظار پرسیدن سوالات روتین رو نداشته باشین، آماده غافلگیری رو داشته باشید.
در مصاحبه برای نقش توسعهدهنده اندروید با تمرکز بر طراحی پترنها و معماریها شروع شد و درباره برنامهنویسی واکنشگرا و ابزارهای رایج سوالات زیادی مطرح شد. پس از چند سوال درباره امنیت و روشهایی که از قبل میشناختم و بهکار گرفته بودم، همان روز اعلام کردند که قبول شدم. birkaç روز بعد مصاحبهای با منابع انسانی داشتم که هدف اصلی آنها ارزیابی نحوهی واکنش و مدیریت من در انواع موقعیتها بود.
به هیچ چیز غیرمنتظرهای برنخوردم و فرایند مصاحبه به شکل عادی پیش رفت. از سوابق کاری یاد شد و اینکه هماکنون کجا مشغول کار هستم یا نه، همچنین برنامههایم برای آینده و توافقها و شروط اولیهای که برای پیوستن به تیم مطرح میشود مورد بررسی قرار گرفت. ارائه نمونه کار خوب میتواند تاثیر زیادی داشته باشد.
در مصاحبه با مشاور سرمایهگذاری ترنج، همه چیز را از دید خودم تجربه کردم. نخست به واحد منابع انسانی رسیدم و بیشترین سوالها درباره سابقه کارم و علاقههام به کار بود. سپس با اعضای میانی تیم برخورد داشتم و تمرکز اصلی روی سوالات فنی بود که جوابی دقیق و روشن میطلبید. در مرحله سوم، با مدیر تیم روبهرو شدم و پرسشها به سطح تخصصی بالایی رسیدند و به همسویی با تیم توجه داشتند. مراحل چهارم و پنجم هم با حضور پارتنرهای شرکت انجام شد که سوالات بسیار تخصصی و تناسب با فضای شرکت را دربرداشت. از همان ابتدا تأکید میکردند که حتما برای شرکت تحقیق کرده باشم و علاقهمندیام به فعالیتهای آن را نشان بدهم، چون برایشان اهمیت زیادی داشت. نکتههایی که برایشان مهم بود عبارت بودند از دید بلندمدت و داشتن اطلاعات متنوع و عمومی.
تجربهی من از مصاحبه برای کارشناس دیجیتال مارکتینگ در این شرکت آغاز شد با تماس نیروی انسانی که خیلی محترمانه بود و به نظر میرسید من را همان ابتدا پیدا کردهاند. من که خود درخواست کار فرستاده بودم، از رفتارشان حس خوبی گرفتم و گویی فضای شرکتشان را به من معرفی میکردند. در زمان گفتوگو سوالاتی درباره علایق و دلایل تغییر شغل، آیندهی شغلی ایدهآلم، عواملی که در کارهای قبلی خوشحال یا ناراحت میکردم و محیط کاری مطلوبم پرسیدند. همچنین تعدادی پرسش هوش مطرح شد و در خصوص سطح آگاهی من از بازار سرمایه نیز سوالاتی مطرح شد. خود ایشان تخصصی در دیجیتال مارکتینگ نداشتند، اما چند سوال تخصصی در همین حوزه هم پرسیدند. نکتهای که از مصاحبه باقی ماند این بود که در همان ابتدای گفتوگو میزان پرداختی را توضیح دادند تا از ابتدا بدانم در چه سطحی قرار دارم. سپس با مدیر دیجیتال مارکتینگ جلسهای کوتاه داشتم که نسبتا حرفهای بود و برخوردشان محترمانه بود، هرچند به نظر میرسید که دقیقا مشخص ننوشته بودند که چه چیزی را میخواهند.
من برای یکی از شرکت های وابسته به مجموعه گلرنگ رفتم، قرار من یک ساعت مشخصی بود که نیمساعت زودتر رسیدم از همون موقع داشتم ۵صفحه فرم کاغذی پر میکردم تا یکساعت وربع احساس میکردم سر جلسه امتحانم و کاش پای تلفن میگفتن انقدر طول میکشه بعد گفتن مدیر جلسه میرن ۴۵دقیقه منتظر میتونی بمونی؟ منم گفتم نه و لطف کردن اون خانم خواهش کردن از مدیر که جابجایی انجام بدن و خلاصه رفتم داخل، انقدر عجله داشتن مدیر و تند تند سوال میپرسیدن من هنوز جواب یکیشو کامل ندادم نیرفتن بعدی اصن خیلی حس بی توجهی به وقت و زمان من بود اقلا ۴۰دقیقه داشتم پرسشنامه پر میکردم که بنظرم غیر حرفه ای بود چون وقتی از طریق سایت کاریابی مخاطب رو پیدا میکنن رزومه ما با جزییات هست اونجا دیگه عین همونارو دوباره بنویسی و بعدش سوال های طولانی روانشناسی و کاری سوال های تخصصی هم بنظرم در حد عمومی بود و زیاد جزییات نداشت و مشخص نبود که میخوان براشون چیکار کنی یا واضع توضیح بدن(شاید همون کمبود زمان و سریع تر میخواستن به جلسه شون برسن) من مصاحبه با شرکت های بزرگتر و بهتر انجام دادم و معمولا اونایی که خیلی به شخصیت انسانی بها میدن نه تنها از نظر تقسیم وظایف مشخص محوله، حقوق، ساعت کار بها میدن و در جلسه روی کار دقیقی که باید انجام بدی تاکید میکنن بلکه تاکید هم ندارن انقدر که یکنفر دست تنها بدون هیچ تیم و گروهی قرار هست اون حجم از کار رو انجام بده و جاهای خوب براشون کار گروهی اولویت بسیار بالایی داره قصد ادامه تحصیل با خروج از کشور داری یا چقدر میتونی در طی روز مفید کار کنی مثلا بیش از قانون کار یعنی از ۷ونیم صبح تا حداقل ۵ونیم بعد از ظهر بدون تایم استراحت! زبان انگلیسی خوب باشه چون قالب سوالات عمومی و تخصصی شفاهی به این زبان هست اعتماد به نفس و آرامش اگر براتون تمایز بین کار و زندگی شخصیتون مهم نیست و میتونید ربات یا آدم آهنی باشید، شاید گزینه خوبی باشه براتون ویژگیهایی که براشون مهم بود: مستعد و با انگیزه بودن، صبوری خیلی خیلی زیاد، مدیریت انجام هم زمان چند کار در یک لحظه
شرکت گلرنگ سیستم را در ذهنم به عنوان یک تجربه مصاحبه مونده از کارشناس فروش به یاد دارم که خیلی از نظر حرفهای با استانداردها فاصله داشت. وقتی وارد ساختمان شدم، لابی با کمبود امکانات و بینظمی بود؛ به نحوی که حتی یه صندلی هم برای نشستن وجود نداشت. برخورد کارکنان لابی هم بدون احترام بود. بعد از ثبتنام، دفترچهای به دستم دادند و متوجه شدم که همان مواردی را که قبلا در رزومهام نوشته بودم، دوباره همانجا بازنویسی شد. در ادامه یک لپتاپ در اختیارم گذاشتند تا دو تست شخصیتشناسی بیمعنی را انجام بدهم؛ پرسشها پر از سوالات غیرضروری بود و برای مثال از من میپرسیدند که آیا اخیرا نسبت به جنس مخالف علاقهای ندارم یا نه. پس از اینها، جوانی بیتجربه با یک روبان و چند سوال بیربط وارد شد و پرسید همچنان با آن روبان و تست ریبن سوالات را مطرح میکند. او هم گفت که فرآیند استخدام طولانی است و اگر مورد تایید باشد، تا هفته آینده با من تماس خواهند گرفت تا به مراحل بعدی برسیم، بدون اینکه حتی یک سوال تخصصی مطرح شود. به وضوح روند مصاحبه برای من بیارزش بود و احساس کردم تیم منابع انسانی هم تجربه کافی ندارد. فکر میکنم تجربه مصاحبه کاملا غیرواقعی و بینظم بود.
در آغاز، با یک تیم سهنفری وارد مرحله مصاحبه شدم: یک نفر از منابع انسانی و دو نفر از واحد مربوطه. مصاحبه با کارکنان منابع انسانی بیشتر درباره شخصیت و واکنشهایم به موقعیتهای مختلف بود. اما گفتوگو با دو کارشناس از واحد تخصصی بهطور عمیق و فنی انجام شد و تقریبا یک ساعت و سیدقیقه به طول انجامید تا جایی که ذهنم واقعا خسته شد. در پی آن، با دو مدیر ارشد به صورت جداگانه برخورد داشتم؛ نخستین گفتوگو بیشتر به شناسایی توانمندیها و استعدادهای شخصیام اختصاص داشت و دومین مصاحبهای کلی درباره تجربیات تحصیلی و کاری، همراه با بخشی از سوالهای انگلیسی. در تمامی مراحل پذیرفته شدم و تنها مرحله نهایی باقی مانده که هنوز تاریخ دقیقش را به من اعلام نکردهاند. اعتماد به نفس اهمیت زیادی دارد و زبان شما نیز باید به خوبی مسلط باشد. لازم است نسبت به مجموعه آگاهی دقیق پیدا کنید.
برای گلرنگ سیستم کار کردن واقعا فشار بالایی دارد و از همان ابتدای مسیر انتخاب، انتظارها جدی است. من در طول فرایند مصاحبه متوجه شدم که توانمندی فنی در بعضی گروهها خیلی حیاتی است و در گروههای دیگر حتی شاید یک الزامی سطحی هم نباشد؛ نتیجه، بسته به نیاز تیم مربوطه تفاوت دارد. اولین مرحله با فنیای آغاز میشود که به تیم یا مدیر تیم بستگی دارد و ممکن است اگر رد شوید، در همان گام اول این اتفاق بیفتد. مرحله بعدی با معاونت فناوریهای نوین است؛ به خاطر حقوق بالا ممکن است از سوی آنها رد شوید یا اینکه با توضیح محدودیتهای زمانی دریابید که میتوانید بیشتر وقت بگذارید یا نه؛ در این مرحله معمولا سطح فنی قابل قبول است. مرحله سوم مصاحبه با بخش منابع انسانی است که از منظر شخصیت و تناسب حقوقی بررسی میشود؛ داشتن اخلاق مثبت و خوب از سوی آنها اهمیت دارد. پس از آن، مرحله چهارم به ملاقات با مدیرعامل گلرنگ سیستم اختصاص دارد که به نظر میرسد تشریفاتی باشد، و در پی آن، پنجم با مدیرعامل گروه صنعتی گلرنگ یا نماینده او هم تشریفاتی تلقی میشود. خلاصه اینکه با خود واقعا صادق باشی و رفتار کلامی و رفتاری درست را رعایت کنی. سطح مهارتهای فنی برای برخی تیمها خیلی ارزشمند است و در سایر تیمها اهمیت کمتری دارد و صرفا بستگی به نیاز تیم دارد که آیا مصاحبه فنی پذیرفته یا رد شود. سابقه کار در سازمانهای معتبر، انجام خدمت سربازی و ویژگیهای اخلاقی برایشان اهمیت زیادی دارد. همچنین از تو انتظار دارند بتوانی ساعات کاری طولانی در اختیار شرکت بگذاری و روزانه حداقل سه ساعت اضافهکاری انجام بدهی. فشار کار در گلرنگ سیستم بهشدت بالا است و این فشار بهخصوص از سوی معاونت فناوری اطلاعات آن مجموعه اعمال میشود؛ بنابراین انتظار مدارا یا قدردانی زیاد ندارید، حتی اگر کارتان را به بهترین شکل انجام بدهید ممکن است باهاش سرزنش شوید. ساعات کاری انعطافپذیر است اما تنها تا حدود ۱۵ دقیقه و حاضر شدن در ساعات اولیه صبح حساس است. مزایا شامل بن خرید ماهانه، بیمه تکمیلی، بیمه عمر، بیمه کرونا، پاداش پروژه و هدایا در زمانهای مختلف است و به کارمندان قدیمیتر گاهی هزینه سفر تعلق میگیرد و سالانه مقداری سهام هم میدهند. پروسهها و سیاستها نشان میدهد فشار کاری خیلی بالاتر از استاندارد است؛ اگر قادر به تحملش نیستی، ورود نکن. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت: ساعات کاری بالا در اختیار شرکت عدم حضور در جمعهای خارج از کار بدون دلیل خودداری از نوشیدن نوشیدنی غیرمجاز عدم کشیدن سیگار (اگرچه در اتاقی برای سیگار وجود دارد، اما این مورد چندان مهم نیست)
مختصری از تجربهام در فرآیند استخدام شرکت گلرنگ سیستم را تجربه کردم. در مصاحبه، برخورد خوبی با من شد و در نهایت در حین حضور دو مصاحبهگر کارشناس که تسلط بالایی روی کارشون داشتند سوال کردند. سوالات ابتدایی همیشگی استخدامی بود و پس از آن به سراغ سوالات تخصصی برق رفتیم؛ یکی از مصاحبهگرها تجربه کار در شرکتهای نفت و گاز داشت و تقریبا به همه چیز مسلط بود. سعی کردم صادقانه همه مهارتها و کارهایی که انجام دادهام را بیان کنم و فکر میکنم او هم راضی بود، گفت که مرحله بعدی باید با واحد منابع انسانی شرکت مصاحبه کنم. اما حدود یک هفته است خبری نشده است. آن آقا گفت که از طریق واتساپ با من ارتباط برقرار میکند تا نمونهکارم را ببیند، ولی هنوز چیزی دریافت نکردم. پروسه مصاحبه طولانی است و با وجود داشتن پیشنهادهای کاری در دست، کمی در تردیدم. امیدوارم بهزودی با من تماس بگیرند.
برایم مهم بود که از همان ابتدا ببینم شرکت چه استانداردهایی برای نقش مدیر دیجیتال مارکتینگ قائل است و میخواستم بخشهای مختلف تیم را بسنجید. زمانی که برای مصاحبه رفتم، فکر میکنم تابستان یا پاییز سال ۱۳۹۷ بود. روند مصاحبه عادی بود و سؤالات هم معمولی مطرح شد. یکی از مدیران، درباره تیم و سابقه شرکت توضیح داد و من هم در ازای آن درباره سوابقم حرف زدم. با این حال به نظرم میرسید انتظارات از مدیر دیجیتال مارکتینگ با توجه به ابعاد نسبتا محدود شرکت و رقبايی که به عنوان دارنده سهم بالای بازار معرفی میشوند، در کوتاهمدت قابل تحقق نبود. همچنین دستمزد پیشنهادی آنها با این سطح از انتظارات همخوان نبود و کمتر از سطح انتظار من بود.
شرکت آژانس تبلیغاتی گرایش به دیجیتال، برای من تجربهای ناامیدکننده بود که نمیخواهم از آن به عنوان نمونهای خوب یاد کنم. مصاحبه برای کارشناس دیجیتال مارکتینگ شد و انتظار داشتم درباره ابزارهایی مثل گوگل آنالتیکس، ادوردز، تگ منیجر و استراتژیها صحبت کنیم، اما سوالات بیشتر شبیه به کارهای مدیریتی ساده اینستاگرامی بود. به نظر من سطح دانشی که تیم میخواهد ارائه دهد، از نمونههایی که پیجهای با فالوور زیاد تبلیغ میکنند و قول رشد سریع میدهند فراتر نمیرفت. بهطور کلی تصور من از آژانس دیجیتال مارکتینگ آنچنان حرفهای نبود که انتظار داشتم. فضا خیلی سرد و بیروح بود؛ آنقدر که منشی در میز کاری نبود و من پشت در منتظر بودم تا اجازه ورود بدهند. فرم طولانی و بیهدف جلوی چشمم قرار گرفت که باید اطلاعات دوستان و اعضای خانوادهام را بنویسم تا پرش کنم. همین فرم را همراه با آزمون به مصاحبهکننده دادند، بهطوری که نه تنها نمیدانستند دقیقا کی هستم بلکه زحمت نمیکشیدند رزومهام را بررسی کنند. در نهایت تجربهای خیلی ناخوشایند و افتضاح بود.
در مصاحبه اول با بنیانگذار گشتانو، جلسهای ترتیب داده شد که در آن سوالاتی درباره ویژگیهای شخصیام مطرح شد و سپس درباره تخصص و تجربهکاریام سوال شد. پس از پرسشهای مصاحبهگر، فرصتی گرفتم تا سوالاتی درباره فعالیتشان و حوزه کارشان مطرح کنم تا بهتر با کارشان آشنا شوم؛ پاسخگویی به تمامی سوالها با صبر و حوصله انجام شد. پس از نخستین مصاحبه، قرار جلسهای دیگر گذاشته شد تا مباحث فنی بهطور کامل توضیح داده شود. در نهایت تقریبا سه هفته بعد استخدام شدم. خود کار شرکت، یک کار تازه و فوقالعاده است؛ اما فضای شرکت چون خلوت است، کمی هیجان و شیطنت کمتری دارد.
به جایگاه مدیریت محصول نرمافزاری فکر میکردم و تجربهام از مصاحبهای که برای گام الکترونیک داشتم را چنین به خاطر میآورم. جلسه اول با حضور یکی از مدیران تولید، CTO و مدیری دیگر بود و احساس میشد نرمافزار محور نیست و بیشتر به نظر میرسید که جای یک مدیر بازاریابی یا فروش خالی باشد تا همراه من در یک جلسه دو ساعته. در آغاز، مصاحبه فنی از حوزه برنامهنویسی آغاز شد؛ اما چون هدف من از ابتدا مدیریت محصول بود، از نیمه جلسه به سمت موضوعات رهبری تیم، مدیریت محصول و اسکرام تغییر یافت. نتیجه جلسه اول خوب بود و هفته بعد مصاحبه دوم را برگزار کردند که محورش مدیریتی بود. در آن جلسه، فردی که از مدیران ارشد گام محسوب میشد، به مدت تقریبی یک ساعت و نیم مباحث مفهومی درباره تحلیل و توسعه نرمافزار را مطرح کرد و تا لحظه آخر بحث ما با هم پیش رفت تا اینکه به موضوع حقوق رسیدیم. حقوق پیشنهادی آنها کمتر از انتظارم و حتی کمتر از دریافتی من در شرکت فعلیم بود و به همین دلیل این فرصت استخدامی به جا گذاشتن ختم نشد، زیرا تمایلم به حقوقی پایینتر از دستمزد فعلی نبود. قبل از مصاحبه هم پرسیدم که آیا رنج حقوقی مورد نظر آنها در توان پرداختشان هست یا نه؛ پاسخشان این بود که پس از ارزیابی نهایی معلوم میشود و با این که مشکلی با حقوق بالا ندارند رفتم جلسه، اما در نهایت مشخص شد حقوق درخواستی من برابر با حقوق مدیرعامل گام بوده یا حداقل اینطور ادعا شد. بنابراین اگر در شرکتتان سطح سینیور هستید، روی حقوقی بالاتر از محدوده را در نظر نگیرید و از نرخ سال ۹۸ که بالاتر از ۶ تا ۸ میلیون تومان در ماه نیست، فراتر نروید. ویژگیهای مهم برای آنها را هم احساس نکردم؛ در واقع فرآیند جذب آنها منابع انسانی مشخصی نداشت.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.