دو سال و نیم در اینجا کار کردم و در ابتدای کار فکر میکردم اوضاع نسبتاً پایدار است، اما به مرور متوجه شدم هم حقوق به شکل منظم پرداخت نمیشود و هم مدیریت جدید واقعاً ضعيف و بیکفایت است. نتیجه این وضعیت این شد که نیروهای باتجربه یکی یکی رفتند و افرادی که توانمند نبودند، فرصت بیشتری پیدا کردند. مدیران نیز برای پوشش ضعفهایشان به استخدام افراد کمتوانتر روی میآورند و نیروهای قدیمی را هم با شیوههای نامناسبی تحریم یا کماعتماد میکنند. چند نکته از تجربهام که به آن رسیدم: برخی از همکاران فقط به خاطر نام شرکت جذب شدند و از مدیریت ضعیف اطلاع زیادی ندارند. همچنین اگر تصمیم به ترک شرکت بگیری، معمولاً امکان بازگشت وجود ندارد. به طور کلی مزیت خاصی برای کار در اینجا حس نکردم، اما عیبهای فراوانی هم وجود دارد که در این متن به آنها اشاره میکنم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در این محیط کاری واقعاً میتوان فرصتهای زیادی برای تقویت مهارتها و یادگیری چیزهای تازه پیدا کرد. فضای کار بهقدری صمیمی است که حالوهوای استارتاپی را به خوبی منتقل میکند و برای جوانها به خصوص مناسب به نظر میرسد. به نظر میرسد مدیران با دلسوزی و پشتکار واقعی به مجموعه پایبندند و برای پیشبرد کار تلاش میکنند. در مجموع، تجربه کار در اینجا مفید و جالب بود.
در طول همکاری با این شرکت، با مشکلات مدیریتی متعددی روبهرو شدم که به مرور باعث شد انگیزه و علاقهام به ادامه همکاری از بین برود. مدیرعامل نسبت به بسیاری از مسائل مدیریتی بیتفاوت بود و پرداخت حقوق کارکنان نیز معمولاً با تأخیر انجام میشد. از طرف دیگر، از نیروی مارکتینگ انتظار میرفت علاوه بر انجام وظایف تخصصی خود، مشکلات فنی سایت و حتی خطاهای مربوط به سرور را نیز برطرف کند؛ در حالی که این موارد خارج از شرح وظایف واحد مارکتینگ بود و نیاز به تخصص فنی در حوزه سرور داشت. با این حال، هر زمان مشکلی در سایت یا سرور پیش میآمد، مدیریت با لحنی طلبکارانه علت آن را از تیم مارکتینگ جویا میشد و مسئولیت آن را متوجه این واحد میدانست. این برخوردها به مرور باعث شد انگیزهام برای فعالیت در شرکت کاملاً از بین برود. در بخش فروش، یکی از کارکنان که نسبت خانوادگی با همسر مدیرعامل داشت، عملکرد موفقی در حوزه فروش نداشت و معمولاً مسائل را پیچیدهتر از واقعیت نشان میداد. با وجود ضعف در فروش، مسئولیت نتایج نامطلوب را متوجه تیم مارکتینگ میکرد و متأسفانه مدیریت نیز در بسیاری از موارد از این دیدگاه حمایت میکرد. در بخش Customer Care نیز شخصی به نام ریحانه طاهریان مشغول به کار بود که رفتار حرفهای مناسبی نداشت. در طول همکاری، برخوردهای او را بیادبانه و گستاخانه میدیدم و احساس میکردم نسبت به انجام مسئولیتهایش تعهد و مسئولیتپذیری کافی ندارد. همچنین در موارد مختلف، اظهاراتی از او شنیدم که با واقعیت مطابقت نداشت. به جای تمرکز بر انجام وظایف خود، بارها در امور سایر همکاران دخالت میکرد و درباره دیگران صحبت میکرد که این رفتارها فضای کاری را متشنج میکرد. اعتماد به نفس بالایی داشت، اما این اعتماد به نفس با عملکرد حرفهای متناسب نبود و در مجموع همکاری با او برای من تجربهای ناخوشایند بود. در مجموع، احساس میکردم مدیریت شرکت از این افراد حمایت میکند و نسبت به مشکلات ایجادشده برای سایر کارکنان بیتفاوت است. در نهایت نیز پس از پایان همکاری، مطالبات قانونی من از جمله سنوات و مانده مرخصیهای استفادهنشده پرداخت و تسویه نشد که این موضوع تجربه نامطلوبی از همکاری با این شرکت برای من به جا گذاشت.
برای من اینجا جو آرامی نبود؛ هر روز با فضایی پر از سیاستهای کنترلی روبهرو بودم که از سوی مدیرعامل اعمال میشد و تفکیک کارها تنها برای تحت کنترل گرفتن اوضاع بود. در کنار این مدیرعامل، مدیری دیگر هم وجود داشت که همواره به دنبال زیرآب زدن بود؛ او با کمترین احساس خطر، به خرابکاری میافتاد و حتی یکی از همکاران را هم به دلیل اینکه با او حرف میزد یا با شخص دیگری صمیمیتر بود، هدف قرار دادند. در نهایت همین فرد به آن انسان گفت که دلیل این برخوردها فقط همین مسأله است. این رفتارها واقعاً اعصاب خردکن بود، هرچند میدانستم هر عملی پیامدهای خودش را دارد و نتیجه به طور مستقیم به انجام دهنده برمیگردد. از نکته جالب اینجا این است که فرزند مدیرعامل هم طرز تربیتی دارد که تا اندازهای از او و از مدیر بالادستیاش گرفته شده، و همین ترکیب، باعث میشود هیچکس دقیقاً نداند چه دستوری باید اجرا شود. کارها به صورت مبهم میان مدیرعامل و فرزندش تقسیم میشود و در نهایت ظاهر میشود که شما مقصر هستید. فضای کنترل شدید است: دوربینها همگی فعالاند، فرزند مدیرعامل چشمداشت دارد، و خود مدیرعامل هم نظارت میکند. بهنوعی رفتن از آنجا مثل دیدن یک فصل از سریال با کارگردانی مدیران ارشد است.
شرکتی با مدیریت خانوادگی و بسیار ضعیف .با وجود پروژه های بزرگ همیشه درگیر مشکلات مالی . هیچ وقت این مشکلات حل نمیشه همیشه فشار کاری زیاده و وعده اصلاح در آینده داده میشه . شرکت هیچ پیشرفت کاری و فنی برای هیچ کس نداره . به نظر تنها کسی که از این شرکت راضیه مدیر و صاحب شرکته . پر از حاشیه و اعصاب خورد کنیه. اگه اعصاب و وقتتون براتون مهمه سمت این شرکت نرید
شرکتی با کمترین راندمان کاری . مدیریت ضعیف . به شدت دچار کوتولگی . شرکت پر از فارق تحصیل ها با مدارک بالا بدون تجربه کاری است که از جلسه ای به جلسه دیگر رفت و آمد می کنن و حرف های قشنگ می زنن و خروجی هیچی . پر از پروژه های بیهوده و سلیقه ای که نیمه کاره هستند . به شدت دچار توهم توطعه هستند و همه چیز امنیت زدس . دسترسی به همه چیز بستس .کوچکترین کارها بسیار طولانی سخت و انرژی گیر هستند . شرکت به شدت به روابط وابستس نه به قواعد . مدیریت منابع انسانی هم اصلا وجود نداره کاملا به چشم کارگر به شما نگاه میشه که فقط باید اطاعت کنید . اگر به مکانی برای پیشرفت فنی . کاری و فرهنگ کاری خوب نیاز دارید سمت این شرکت نرید که انگیزه کاریتونم نابود می کنه
برای من همکاران خیلی پرانرژی و فعال هستند و به شدت در زمینه فروش هاستینگ تجربه دارن. فضای کار امن و باصفاست، طوری که به راحتی میتونم کارم رو انجام بدم. همیشه فرصت وجود داره تا تو مهارتهای فروش و جنبههای فنی پیشرفت کنم. مدیرها به دغدغههام گوش میدن و عموماً دنبال راهحلهای عملی هستن تا مشکلات رو سریعتر برطرف کنن.
دوست داشتم تجربهام از کار در تعالی پروژه دهگام را با صداقت بیان کنم، اما به طور کلی محیط آنجا رضایتبخش نبود و خیلی از جنبهها ضعف داشتند. اصولاً تعطیلات رسمی هم به کار مشغولم میکردند و فضا پر از حاشیههای بیربط به وظیفههای کاری بود. مدیران و مدیران میانی از نظر حرفهای بودن جای بحث داشتند و اکثر کارکنان از قبل تجربهای متفاوت داشتند که به کار ربطی نداشت. حقوق پایین بود اما توقعات بالا بود، و به طور خلاصه اگر امکان داشت با خیال راحتتر میشد در خانه ماند.
در شرکت پلین نگار، تجربهای که داشتم را به شکلی تازه و با صدای خودم بازگو میکنم. به نظر من، بخش پشتیبانی اداری فقط ظاهر سازگار داشت، اما تا زمانی که کارم با وظایفشان تداخل میکرد، رفتار همکاران عملاً سرد بود. کار من بیشتر معطوف به ارتباط با مدیران بود؛ مدیرانی که به ظاهر دوستداشتنی و بدون دردسر به نظر میرسیدند اما در پسِ ماجرا بسیار زیرک و گمراهکننده بودند. نظم و پاکیزگی در محیط کمرنگ بود و معاونان به دلیل کمبود دانش، تنها به پیروی از مدیران بسنده میکردند.
نکته جالبی که برای من بود وقت و انرژی که مدیریت برای رشد و پرورش نیروها میگذاشتند و دلسوزانه انرژی میگذاشتند و پای نیرو می ایستادن فرصت ها بسیار زیادی ارائه میشد در هیچ کجا از استفاده مواردی مثل تازه کار و کارآموز نداشتند و این خیلی جالب بود،بعضی شرکت ها چند ماه یا مدت طولانی نیرو رو رایگان میخوان قرارگیری در تیم های پروژه وقتی که مدیرا برای تک تم پرسنل میگذاشت و حرف ها رو میشنیدند خیلی حرفه ای بود بنطرم
شرکت توسط افرادی سنتی و کم سواد اداره میشه ، شاید قدیم سوادی داشتن اما رشد نکردن بعد اون درز اطلاعات کارت مردم سعی کرده کمر راست کنه اما در مدیریت کلان تمایلی ندارن فردی در بدنه شرکت هست که از قدیمهای اون شرکته و شما نباید ازش باسواد تر خودتو نشون بدی چون دیگه کار تو تمومه به خانم ها اصلا پیشنهاد نمیکنم چون خیلی ساده میتونن بررسی کنن سوابق مدیرعامل رو و برای آقایان تازه از سربازی اومده پیشنهاد میکنم ضمنا هر چیزی تحت عنوان فوق العاده حقوقی میگن حتماکتبی بنویسن چون قطع کردن مزایا و پاداش و اضافه کار یک امر کاملا عادی هست
مدیریت متصور هست که دکتره ، البته کسی مدرکی و یا سواد علمی ندیده حقوق و بیمه هر چقدر بخوان رد میکنن قرارداد کتبی وجود نداره فاجعه
تجربه شخصی من از کار در این شرکت چندان مثبت نبود و به همین دلیل تصمیم گرفتم آن را با دیگران به اشتراک بگذارم. مهمترین اتفاقی که برای من افتاد، مربوط به تسویهحساب پایان همکاری بود. مبلغ تسویهحساب من از طریق چک پرداخت شد، اما چکها ثبت نشده بودند و همین موضوع باعث شد برای دریافت حق و حقوق قانونی خود مجبور شوم از طریق مراجع قضایی اقدام کنم. در نهایت، پس از پیگیریهای حقوقی، موفق شدم مطالباتم را دریافت کنم. این تجربه باعث شد اعتمادم به مدیران ارشد شرکت از بین برود. توصیه میکنم اگر قصد همکاری با این مجموعه را دارید، تمام توافقها، پرداختها و تعهدات را بهصورت مکتوب و قابل استناد دریافت کنید و پیش از امضا یا پذیرش هرگونه توافق، از ثبت و اعتبار اسناد مالی اطمینان حاصل کنید. همچنین از همان روزهای ابتدایی مدیران مجموعه درباره برخی از کارکنان قدیمی در حضور نیروهای جدید صحبتهای منفی میکردند. این موضوع از نظر من فضای همکاری و اعتماد را تضعیف میکرد و باعث ایجاد شکاف بین نیروهای جدید و قدیمی میشد. در پرداخت پاداشها، پورسانتها و حتی فرصتهای ارتقای شغلی، شفافیت کافی وجود نداشت و برخی افراد نسبت به سایر کارکنان در موقعیت بهتری قرار میگرفتند. همچنین جابهجایی مدیران بین واحدهای کاملاً متفاوت، بدون اینکه ارتباط تخصصی روشنی بین مسئولیتها وجود داشته باشد، برای من عجیب بود و این موضوع در تصمیمگیریها و عملکرد سازمان تأثیرگذار به نظر میرسید. فضای کاری نیز، حرفهای و ساختارمند نبود و گاهی رفتارها و شیوه مدیریت بیشتر شبیه یک محیط غیررسمی بود تا یک سازمان حرفهای. یکی دیگر از مواردی که برای من ناامیدکننده بود، تفاوت بین آگهی استخدام و شرایط واقعی شرکت بود. در آگهی استخدام به ارائه صبحانه و ناهار اشاره شده بود، اما در مدت حضور من چنین مزایایی ارائه نمیشد. در طول همکاریام امنیت شغلی چندان بالا نبود و حتی کارکنانی که سالها با تعهد در شرکت فعالیت کرده بودند، ممکن بود بدون قدردانی یا توضیح کافی از مجموعه جدا شوند. این موضوع باعث شد احساس کنم ارزش کافی برای سرمایه انسانی قائل نمیشوند. همچنین با وجود اینکه واحد منابع انسانی از نظر تعداد مدیران و کارشناسان گسترده به نظر میرسید، تجربه من این بود که پیگیری درخواستها و مسائل کارکنان با سرعت و اثربخشی مناسبی انجام نمیشد و برخی درخواستها بدون پاسخ باقی میماند. اینها صرفاً تجربه و برداشت شخصی من از دوران همکاری در این شرکت است و ممکن است تجربه سایر افراد متفاوت باشد.
با سلام این تجربه رو امروز با نهایت عصبانیت ثبت میکنم بعد از ندادن حقوقم ار 18 دی تا اول اسفند به دلیل فسخ یک طرفه شرکت شکایت کردم و امروز بعد ار حدود 4 ماه رای اومد .بماند که به دلیل رانتی که دارن میتونن هر کاری بکنن فقط سنوات و عیدی منو رای دادن که بدن که شده یود مبلغ 74 تومن با رای وزارت کار. نیروی حقوقی زنگ زده به من میگه که ما حساب کردیم شده 50 میلیون می خوای بیا بگیر و گرنه اعتراض میزنیم میره تا 6 ماه دیگه 74 میلیونت دیگه هیچ ارزشی نداره. هرکی می خواد اعصاب و روانش متلاشی شه بره این شرکت
روابط در شرکت برای من با حس صمیمیت میان تیمی شروع شد و فضای کار واقعا دوستانه بود؛ بیشتر به انجام کار و نتیجهمحوری توجه میکردن و حاشیهها کمتر دیده میشد. اگر مهارت لازم رو داشتی، واقعاً موقعیت مناسبی برای رشد و ترقی وجود داشت.
همونطوری که هر شرکتی نکات مثبت و همینطور منفی داره، این شرکت هم از این قائده مستثنا نیست نکات مثبت شرکت • شرکت دانش بنیانه و سابقه فعالیت قابل قبولی داره • محیط شرکت بیشتر شبیه استارتاپه • همکاران در کل ادم های خوبی هستن • فشار کاری و استرس مستقیم زیادی وارد نمیشه • در زمینه ی مرخصی و زمان بندی انعطاف پذیرن • سخت گیری افراطی در انجام کار وجود نداره • با وجود توقعات بالا معمولا ادم های اسون گیرین و فضای خیلی سخت و نظامی ندارن نکات منفی شرکت • کارها بیشتر انفرادیه تا تیمی • برنامه ریزی مشخص و اصولی وجود نداره • کمیت مهم تر از کیفیته، فقط انجام شدن کار اهمیت داره • سطح فنی شرکت پایینه • کار باکیفیت و تلاش بیشتر دیده نمیشه • تلاش برای ارائه خروجی حرفه ای ارزش گذاری نمیشه • این فضا باعث بی انگیزگی و عدم رشد فنی افراد میشه • مهارت های ارتباطی (نه لزوما حرفه ای) اولویت بالاتری نسبت به توان فنی دارن • قوانین برای همه یکسان اجرا نمیشه • با اینکه شرکت کوچیکه، حاشیه و چنددستگی وجود داره • حقوق ها پایینه • در طول یکسال ۷ نفر استعفا دادن که خب برای شرکتی که کلا ۲۰ نفر نیرو داره زیاد جالب نیست جمعبندی نهایی • اگر سیستم مدیریتی اصلاح شه، • اگر جلوی جو سمی، تبعیض و چندگانگی گرفته شه، • و اگر رشد فنی و کیفیت کار (نه فقط انجام شدن تسک) اهمیت پیدا کنه، این شرکت میتونه جای بسیار بهتری برای کار باشه در حال حاضر اما، برای افرادی که به رشد حرفهای، کیفیت و عدالت سازمانی اهمیت میدن، گزینهی مناسبی نیست. امیدوارم که در آینده موفقتر عمل کنن
این شرکت یه مجموعه خانوادگی با مدیریت ضعیفه. رفتار مدیریت حرفهای نیست و بهجای تمرکز روی رشد شرکت، بیشتر درگیر کنترل، حاشیه و ایجاد تنشه. حتی دوربین های شرکت هم مدام چک میشن و کارمندها حس میکنن همیشه زیر نظرن. جو شرکت کاملاً سمیه.تقریباً هر ماه یه حاشیه یا دعوای جدید پیش میاد. فضای زیر آب زنی و بی اعتمادی کاملاً حس میشه و در بعضی برخوردهای مدیریت با همکاران خانم هم مرزبندی حرفهای رعایت نمیشه. تو کمتر از دو سال، ۱۴ نفر از شرکت رفتن. اون هم تو شرکتی که معمولاً به زور ۱۰ نفر کارمند داره. این آمار خودش گویای شرایط مجموعه هست. از نظر فنی هم شرکت به شدت ضعیفه و بعد از مدتی حس میکنی داری پسرفت میکنی. با این حال خودشون رو با شرکتهایی مثل گوگل مقایسه میکنن :) حقوق هم نسبت به شرایط کاری بسیار پایینه. در کل، کار کردن اینجا از نظر روحی و ذهنی واقعاً فرسایشی و انرژی بره.
با وجود این که از نظر من مجموعهای با فضای نامربوط به اصول حرفهای است، واقعیت اینکه در اینجا با رانت و پارتی کارها پیش میرود را به شکل صریح لمس کردم. از رستوران تا بازرسی و حتی خطوط تولید، همه جا به نظر میرسد که تصمیمها بیشتر بر پایهٔ ارتباطات و سهمها گرفته میشود تا قابلیت و عملکرد واقعی. در بخش پروژه هم مدیران اجرایی به نظر میرسد هر زمان که درصدی از سهمها مشخص نشود، فرد را کنار میگذارند؛ چنین رفتارهایی وضعیتی غیرمنصفانه ایجاد میکند. فضای کار برای زنان نیز مناسب ارزیابی نمیشود و فساد در بخشهای مختلف به چشم میخورد.
شرکت رامونا آی او تی تجربهای پر هیجان در ابتدای راهاندازی داشت و تا مدتی پس از اتفاقات مربوط به ریبرند هم برای یادگیری و کار تیمی جای خوبی به نظر میرسید. اما با تغییر مدیران ارشد، جو حاکم به سمت رفاقت و پارتیبازی رفت و منابع انسانی هم همیشه کمکارایی نشان میداد. حقوقها کمتر از میانگین بازار بود، سیستمها ناکارآمد بودند، محیط کار آرامی نبود و مزایای مشخصی هم وجود نداشت. تا حدود یک سال پیش به خاطر فرصتهای یادگیری زیاد و تیم حرفهای، به دوستانم توصیه میکردم به کار در این مجموعه فکر کنند، اما با تعدیل حدود دویست نفر و سکوت درباره این موضوع، دیگه باورِ آینده و ارزشِ داشتن حصار و ثبات در اینجا برای کسی که به دنبال رشد است، کمرنگ شد. این فاصلهای است که از شرکتی که ادعا میکند «ما یک خانوادهایم» انتظار دارم: در زمان بحران، مدیران باید از حقوقهای بالای خود بگذرند تا شرکت مجبور نشود نیروها را اخراج کند.
در جایگاهی بهعنوان طراح، دو سال در یک مجموعه فعالیت کردم و مثل هرجا هم با چالشها و هم با مزیتها روبهرو بودم. از نکات مثبت این شرکت، قدمت بالا و رویکرد دائمی به پیشرفتهبودن است؛ از منظر فنی پیگیرند و تلاش میکنند فرهنگ کاریشان را بهبود دهند. مدیریتی قویت بهخصوص مدیرعامل وجود دارد که واقعاً میدانند چه میکنند و این خود بزرگترین نقطه قدرت است. نکتهی منفی هم اینکه جلسات زیادی برگزار میکنند و گاهی این امر برای من آزاردهنده میشود. در مجموع تجربهای مثبت و خوب بود.
دو سال و نیم در اینجا کار کردم و در ابتدای کار فکر میکردم اوضاع نسبتاً پایدار است، اما به مرور متوجه شدم هم حقوق به شکل منظم پرداخت نمیشود و هم مدیریت جدید واقعاً ضعيف و بیکفایت است. نتیجه این وضعیت این شد که نیروهای باتجربه یکی یکی رفتند و افرادی که توانمند نبودند، فرصت بیشتری پیدا کردند. مدیران نیز برای پوشش ضعفهایشان به استخدام افراد کمتوانتر روی میآورند و نیروهای قدیمی را هم با شیوههای نامناسبی تحریم یا کماعتماد میکنند. چند نکته از تجربهام که به آن رسیدم: برخی از همکاران فقط به خاطر نام شرکت جذب شدند و از مدیریت ضعیف اطلاع زیادی ندارند. همچنین اگر تصمیم به ترک شرکت بگیری، معمولاً امکان بازگشت وجود ندارد. به طور کلی مزیت خاصی برای کار در اینجا حس نکردم، اما عیبهای فراوانی هم وجود دارد که در این متن به آنها اشاره میکنم.
در این محیط کاری واقعاً میتوان فرصتهای زیادی برای تقویت مهارتها و یادگیری چیزهای تازه پیدا کرد. فضای کار بهقدری صمیمی است که حالوهوای استارتاپی را به خوبی منتقل میکند و برای جوانها به خصوص مناسب به نظر میرسد. به نظر میرسد مدیران با دلسوزی و پشتکار واقعی به مجموعه پایبندند و برای پیشبرد کار تلاش میکنند. در مجموع، تجربه کار در اینجا مفید و جالب بود.
در طول همکاری با این شرکت، با مشکلات مدیریتی متعددی روبهرو شدم که به مرور باعث شد انگیزه و علاقهام به ادامه همکاری از بین برود. مدیرعامل نسبت به بسیاری از مسائل مدیریتی بیتفاوت بود و پرداخت حقوق کارکنان نیز معمولاً با تأخیر انجام میشد. از طرف دیگر، از نیروی مارکتینگ انتظار میرفت علاوه بر انجام وظایف تخصصی خود، مشکلات فنی سایت و حتی خطاهای مربوط به سرور را نیز برطرف کند؛ در حالی که این موارد خارج از شرح وظایف واحد مارکتینگ بود و نیاز به تخصص فنی در حوزه سرور داشت. با این حال، هر زمان مشکلی در سایت یا سرور پیش میآمد، مدیریت با لحنی طلبکارانه علت آن را از تیم مارکتینگ جویا میشد و مسئولیت آن را متوجه این واحد میدانست. این برخوردها به مرور باعث شد انگیزهام برای فعالیت در شرکت کاملاً از بین برود. در بخش فروش، یکی از کارکنان که نسبت خانوادگی با همسر مدیرعامل داشت، عملکرد موفقی در حوزه فروش نداشت و معمولاً مسائل را پیچیدهتر از واقعیت نشان میداد. با وجود ضعف در فروش، مسئولیت نتایج نامطلوب را متوجه تیم مارکتینگ میکرد و متأسفانه مدیریت نیز در بسیاری از موارد از این دیدگاه حمایت میکرد. در بخش Customer Care نیز شخصی به نام ریحانه طاهریان مشغول به کار بود که رفتار حرفهای مناسبی نداشت. در طول همکاری، برخوردهای او را بیادبانه و گستاخانه میدیدم و احساس میکردم نسبت به انجام مسئولیتهایش تعهد و مسئولیتپذیری کافی ندارد. همچنین در موارد مختلف، اظهاراتی از او شنیدم که با واقعیت مطابقت نداشت. به جای تمرکز بر انجام وظایف خود، بارها در امور سایر همکاران دخالت میکرد و درباره دیگران صحبت میکرد که این رفتارها فضای کاری را متشنج میکرد. اعتماد به نفس بالایی داشت، اما این اعتماد به نفس با عملکرد حرفهای متناسب نبود و در مجموع همکاری با او برای من تجربهای ناخوشایند بود. در مجموع، احساس میکردم مدیریت شرکت از این افراد حمایت میکند و نسبت به مشکلات ایجادشده برای سایر کارکنان بیتفاوت است. در نهایت نیز پس از پایان همکاری، مطالبات قانونی من از جمله سنوات و مانده مرخصیهای استفادهنشده پرداخت و تسویه نشد که این موضوع تجربه نامطلوبی از همکاری با این شرکت برای من به جا گذاشت.
برای من اینجا جو آرامی نبود؛ هر روز با فضایی پر از سیاستهای کنترلی روبهرو بودم که از سوی مدیرعامل اعمال میشد و تفکیک کارها تنها برای تحت کنترل گرفتن اوضاع بود. در کنار این مدیرعامل، مدیری دیگر هم وجود داشت که همواره به دنبال زیرآب زدن بود؛ او با کمترین احساس خطر، به خرابکاری میافتاد و حتی یکی از همکاران را هم به دلیل اینکه با او حرف میزد یا با شخص دیگری صمیمیتر بود، هدف قرار دادند. در نهایت همین فرد به آن انسان گفت که دلیل این برخوردها فقط همین مسأله است. این رفتارها واقعاً اعصاب خردکن بود، هرچند میدانستم هر عملی پیامدهای خودش را دارد و نتیجه به طور مستقیم به انجام دهنده برمیگردد. از نکته جالب اینجا این است که فرزند مدیرعامل هم طرز تربیتی دارد که تا اندازهای از او و از مدیر بالادستیاش گرفته شده، و همین ترکیب، باعث میشود هیچکس دقیقاً نداند چه دستوری باید اجرا شود. کارها به صورت مبهم میان مدیرعامل و فرزندش تقسیم میشود و در نهایت ظاهر میشود که شما مقصر هستید. فضای کنترل شدید است: دوربینها همگی فعالاند، فرزند مدیرعامل چشمداشت دارد، و خود مدیرعامل هم نظارت میکند. بهنوعی رفتن از آنجا مثل دیدن یک فصل از سریال با کارگردانی مدیران ارشد است.
شرکتی با مدیریت خانوادگی و بسیار ضعیف .با وجود پروژه های بزرگ همیشه درگیر مشکلات مالی . هیچ وقت این مشکلات حل نمیشه همیشه فشار کاری زیاده و وعده اصلاح در آینده داده میشه . شرکت هیچ پیشرفت کاری و فنی برای هیچ کس نداره . به نظر تنها کسی که از این شرکت راضیه مدیر و صاحب شرکته . پر از حاشیه و اعصاب خورد کنیه. اگه اعصاب و وقتتون براتون مهمه سمت این شرکت نرید
شرکتی با کمترین راندمان کاری . مدیریت ضعیف . به شدت دچار کوتولگی . شرکت پر از فارق تحصیل ها با مدارک بالا بدون تجربه کاری است که از جلسه ای به جلسه دیگر رفت و آمد می کنن و حرف های قشنگ می زنن و خروجی هیچی . پر از پروژه های بیهوده و سلیقه ای که نیمه کاره هستند . به شدت دچار توهم توطعه هستند و همه چیز امنیت زدس . دسترسی به همه چیز بستس .کوچکترین کارها بسیار طولانی سخت و انرژی گیر هستند . شرکت به شدت به روابط وابستس نه به قواعد . مدیریت منابع انسانی هم اصلا وجود نداره کاملا به چشم کارگر به شما نگاه میشه که فقط باید اطاعت کنید . اگر به مکانی برای پیشرفت فنی . کاری و فرهنگ کاری خوب نیاز دارید سمت این شرکت نرید که انگیزه کاریتونم نابود می کنه
برای من همکاران خیلی پرانرژی و فعال هستند و به شدت در زمینه فروش هاستینگ تجربه دارن. فضای کار امن و باصفاست، طوری که به راحتی میتونم کارم رو انجام بدم. همیشه فرصت وجود داره تا تو مهارتهای فروش و جنبههای فنی پیشرفت کنم. مدیرها به دغدغههام گوش میدن و عموماً دنبال راهحلهای عملی هستن تا مشکلات رو سریعتر برطرف کنن.
دوست داشتم تجربهام از کار در تعالی پروژه دهگام را با صداقت بیان کنم، اما به طور کلی محیط آنجا رضایتبخش نبود و خیلی از جنبهها ضعف داشتند. اصولاً تعطیلات رسمی هم به کار مشغولم میکردند و فضا پر از حاشیههای بیربط به وظیفههای کاری بود. مدیران و مدیران میانی از نظر حرفهای بودن جای بحث داشتند و اکثر کارکنان از قبل تجربهای متفاوت داشتند که به کار ربطی نداشت. حقوق پایین بود اما توقعات بالا بود، و به طور خلاصه اگر امکان داشت با خیال راحتتر میشد در خانه ماند.
در شرکت پلین نگار، تجربهای که داشتم را به شکلی تازه و با صدای خودم بازگو میکنم. به نظر من، بخش پشتیبانی اداری فقط ظاهر سازگار داشت، اما تا زمانی که کارم با وظایفشان تداخل میکرد، رفتار همکاران عملاً سرد بود. کار من بیشتر معطوف به ارتباط با مدیران بود؛ مدیرانی که به ظاهر دوستداشتنی و بدون دردسر به نظر میرسیدند اما در پسِ ماجرا بسیار زیرک و گمراهکننده بودند. نظم و پاکیزگی در محیط کمرنگ بود و معاونان به دلیل کمبود دانش، تنها به پیروی از مدیران بسنده میکردند.
نکته جالبی که برای من بود وقت و انرژی که مدیریت برای رشد و پرورش نیروها میگذاشتند و دلسوزانه انرژی میگذاشتند و پای نیرو می ایستادن فرصت ها بسیار زیادی ارائه میشد در هیچ کجا از استفاده مواردی مثل تازه کار و کارآموز نداشتند و این خیلی جالب بود،بعضی شرکت ها چند ماه یا مدت طولانی نیرو رو رایگان میخوان قرارگیری در تیم های پروژه وقتی که مدیرا برای تک تم پرسنل میگذاشت و حرف ها رو میشنیدند خیلی حرفه ای بود بنطرم
شرکت توسط افرادی سنتی و کم سواد اداره میشه ، شاید قدیم سوادی داشتن اما رشد نکردن بعد اون درز اطلاعات کارت مردم سعی کرده کمر راست کنه اما در مدیریت کلان تمایلی ندارن فردی در بدنه شرکت هست که از قدیمهای اون شرکته و شما نباید ازش باسواد تر خودتو نشون بدی چون دیگه کار تو تمومه به خانم ها اصلا پیشنهاد نمیکنم چون خیلی ساده میتونن بررسی کنن سوابق مدیرعامل رو و برای آقایان تازه از سربازی اومده پیشنهاد میکنم ضمنا هر چیزی تحت عنوان فوق العاده حقوقی میگن حتماکتبی بنویسن چون قطع کردن مزایا و پاداش و اضافه کار یک امر کاملا عادی هست
مدیریت متصور هست که دکتره ، البته کسی مدرکی و یا سواد علمی ندیده حقوق و بیمه هر چقدر بخوان رد میکنن قرارداد کتبی وجود نداره فاجعه
تجربه شخصی من از کار در این شرکت چندان مثبت نبود و به همین دلیل تصمیم گرفتم آن را با دیگران به اشتراک بگذارم. مهمترین اتفاقی که برای من افتاد، مربوط به تسویهحساب پایان همکاری بود. مبلغ تسویهحساب من از طریق چک پرداخت شد، اما چکها ثبت نشده بودند و همین موضوع باعث شد برای دریافت حق و حقوق قانونی خود مجبور شوم از طریق مراجع قضایی اقدام کنم. در نهایت، پس از پیگیریهای حقوقی، موفق شدم مطالباتم را دریافت کنم. این تجربه باعث شد اعتمادم به مدیران ارشد شرکت از بین برود. توصیه میکنم اگر قصد همکاری با این مجموعه را دارید، تمام توافقها، پرداختها و تعهدات را بهصورت مکتوب و قابل استناد دریافت کنید و پیش از امضا یا پذیرش هرگونه توافق، از ثبت و اعتبار اسناد مالی اطمینان حاصل کنید. همچنین از همان روزهای ابتدایی مدیران مجموعه درباره برخی از کارکنان قدیمی در حضور نیروهای جدید صحبتهای منفی میکردند. این موضوع از نظر من فضای همکاری و اعتماد را تضعیف میکرد و باعث ایجاد شکاف بین نیروهای جدید و قدیمی میشد. در پرداخت پاداشها، پورسانتها و حتی فرصتهای ارتقای شغلی، شفافیت کافی وجود نداشت و برخی افراد نسبت به سایر کارکنان در موقعیت بهتری قرار میگرفتند. همچنین جابهجایی مدیران بین واحدهای کاملاً متفاوت، بدون اینکه ارتباط تخصصی روشنی بین مسئولیتها وجود داشته باشد، برای من عجیب بود و این موضوع در تصمیمگیریها و عملکرد سازمان تأثیرگذار به نظر میرسید. فضای کاری نیز، حرفهای و ساختارمند نبود و گاهی رفتارها و شیوه مدیریت بیشتر شبیه یک محیط غیررسمی بود تا یک سازمان حرفهای. یکی دیگر از مواردی که برای من ناامیدکننده بود، تفاوت بین آگهی استخدام و شرایط واقعی شرکت بود. در آگهی استخدام به ارائه صبحانه و ناهار اشاره شده بود، اما در مدت حضور من چنین مزایایی ارائه نمیشد. در طول همکاریام امنیت شغلی چندان بالا نبود و حتی کارکنانی که سالها با تعهد در شرکت فعالیت کرده بودند، ممکن بود بدون قدردانی یا توضیح کافی از مجموعه جدا شوند. این موضوع باعث شد احساس کنم ارزش کافی برای سرمایه انسانی قائل نمیشوند. همچنین با وجود اینکه واحد منابع انسانی از نظر تعداد مدیران و کارشناسان گسترده به نظر میرسید، تجربه من این بود که پیگیری درخواستها و مسائل کارکنان با سرعت و اثربخشی مناسبی انجام نمیشد و برخی درخواستها بدون پاسخ باقی میماند. اینها صرفاً تجربه و برداشت شخصی من از دوران همکاری در این شرکت است و ممکن است تجربه سایر افراد متفاوت باشد.
با سلام این تجربه رو امروز با نهایت عصبانیت ثبت میکنم بعد از ندادن حقوقم ار 18 دی تا اول اسفند به دلیل فسخ یک طرفه شرکت شکایت کردم و امروز بعد ار حدود 4 ماه رای اومد .بماند که به دلیل رانتی که دارن میتونن هر کاری بکنن فقط سنوات و عیدی منو رای دادن که بدن که شده یود مبلغ 74 تومن با رای وزارت کار. نیروی حقوقی زنگ زده به من میگه که ما حساب کردیم شده 50 میلیون می خوای بیا بگیر و گرنه اعتراض میزنیم میره تا 6 ماه دیگه 74 میلیونت دیگه هیچ ارزشی نداره. هرکی می خواد اعصاب و روانش متلاشی شه بره این شرکت
روابط در شرکت برای من با حس صمیمیت میان تیمی شروع شد و فضای کار واقعا دوستانه بود؛ بیشتر به انجام کار و نتیجهمحوری توجه میکردن و حاشیهها کمتر دیده میشد. اگر مهارت لازم رو داشتی، واقعاً موقعیت مناسبی برای رشد و ترقی وجود داشت.
همونطوری که هر شرکتی نکات مثبت و همینطور منفی داره، این شرکت هم از این قائده مستثنا نیست نکات مثبت شرکت • شرکت دانش بنیانه و سابقه فعالیت قابل قبولی داره • محیط شرکت بیشتر شبیه استارتاپه • همکاران در کل ادم های خوبی هستن • فشار کاری و استرس مستقیم زیادی وارد نمیشه • در زمینه ی مرخصی و زمان بندی انعطاف پذیرن • سخت گیری افراطی در انجام کار وجود نداره • با وجود توقعات بالا معمولا ادم های اسون گیرین و فضای خیلی سخت و نظامی ندارن نکات منفی شرکت • کارها بیشتر انفرادیه تا تیمی • برنامه ریزی مشخص و اصولی وجود نداره • کمیت مهم تر از کیفیته، فقط انجام شدن کار اهمیت داره • سطح فنی شرکت پایینه • کار باکیفیت و تلاش بیشتر دیده نمیشه • تلاش برای ارائه خروجی حرفه ای ارزش گذاری نمیشه • این فضا باعث بی انگیزگی و عدم رشد فنی افراد میشه • مهارت های ارتباطی (نه لزوما حرفه ای) اولویت بالاتری نسبت به توان فنی دارن • قوانین برای همه یکسان اجرا نمیشه • با اینکه شرکت کوچیکه، حاشیه و چنددستگی وجود داره • حقوق ها پایینه • در طول یکسال ۷ نفر استعفا دادن که خب برای شرکتی که کلا ۲۰ نفر نیرو داره زیاد جالب نیست جمعبندی نهایی • اگر سیستم مدیریتی اصلاح شه، • اگر جلوی جو سمی، تبعیض و چندگانگی گرفته شه، • و اگر رشد فنی و کیفیت کار (نه فقط انجام شدن تسک) اهمیت پیدا کنه، این شرکت میتونه جای بسیار بهتری برای کار باشه در حال حاضر اما، برای افرادی که به رشد حرفهای، کیفیت و عدالت سازمانی اهمیت میدن، گزینهی مناسبی نیست. امیدوارم که در آینده موفقتر عمل کنن
این شرکت یه مجموعه خانوادگی با مدیریت ضعیفه. رفتار مدیریت حرفهای نیست و بهجای تمرکز روی رشد شرکت، بیشتر درگیر کنترل، حاشیه و ایجاد تنشه. حتی دوربین های شرکت هم مدام چک میشن و کارمندها حس میکنن همیشه زیر نظرن. جو شرکت کاملاً سمیه.تقریباً هر ماه یه حاشیه یا دعوای جدید پیش میاد. فضای زیر آب زنی و بی اعتمادی کاملاً حس میشه و در بعضی برخوردهای مدیریت با همکاران خانم هم مرزبندی حرفهای رعایت نمیشه. تو کمتر از دو سال، ۱۴ نفر از شرکت رفتن. اون هم تو شرکتی که معمولاً به زور ۱۰ نفر کارمند داره. این آمار خودش گویای شرایط مجموعه هست. از نظر فنی هم شرکت به شدت ضعیفه و بعد از مدتی حس میکنی داری پسرفت میکنی. با این حال خودشون رو با شرکتهایی مثل گوگل مقایسه میکنن :) حقوق هم نسبت به شرایط کاری بسیار پایینه. در کل، کار کردن اینجا از نظر روحی و ذهنی واقعاً فرسایشی و انرژی بره.
با وجود این که از نظر من مجموعهای با فضای نامربوط به اصول حرفهای است، واقعیت اینکه در اینجا با رانت و پارتی کارها پیش میرود را به شکل صریح لمس کردم. از رستوران تا بازرسی و حتی خطوط تولید، همه جا به نظر میرسد که تصمیمها بیشتر بر پایهٔ ارتباطات و سهمها گرفته میشود تا قابلیت و عملکرد واقعی. در بخش پروژه هم مدیران اجرایی به نظر میرسد هر زمان که درصدی از سهمها مشخص نشود، فرد را کنار میگذارند؛ چنین رفتارهایی وضعیتی غیرمنصفانه ایجاد میکند. فضای کار برای زنان نیز مناسب ارزیابی نمیشود و فساد در بخشهای مختلف به چشم میخورد.
شرکت رامونا آی او تی تجربهای پر هیجان در ابتدای راهاندازی داشت و تا مدتی پس از اتفاقات مربوط به ریبرند هم برای یادگیری و کار تیمی جای خوبی به نظر میرسید. اما با تغییر مدیران ارشد، جو حاکم به سمت رفاقت و پارتیبازی رفت و منابع انسانی هم همیشه کمکارایی نشان میداد. حقوقها کمتر از میانگین بازار بود، سیستمها ناکارآمد بودند، محیط کار آرامی نبود و مزایای مشخصی هم وجود نداشت. تا حدود یک سال پیش به خاطر فرصتهای یادگیری زیاد و تیم حرفهای، به دوستانم توصیه میکردم به کار در این مجموعه فکر کنند، اما با تعدیل حدود دویست نفر و سکوت درباره این موضوع، دیگه باورِ آینده و ارزشِ داشتن حصار و ثبات در اینجا برای کسی که به دنبال رشد است، کمرنگ شد. این فاصلهای است که از شرکتی که ادعا میکند «ما یک خانوادهایم» انتظار دارم: در زمان بحران، مدیران باید از حقوقهای بالای خود بگذرند تا شرکت مجبور نشود نیروها را اخراج کند.
در جایگاهی بهعنوان طراح، دو سال در یک مجموعه فعالیت کردم و مثل هرجا هم با چالشها و هم با مزیتها روبهرو بودم. از نکات مثبت این شرکت، قدمت بالا و رویکرد دائمی به پیشرفتهبودن است؛ از منظر فنی پیگیرند و تلاش میکنند فرهنگ کاریشان را بهبود دهند. مدیریتی قویت بهخصوص مدیرعامل وجود دارد که واقعاً میدانند چه میکنند و این خود بزرگترین نقطه قدرت است. نکتهی منفی هم اینکه جلسات زیادی برگزار میکنند و گاهی این امر برای من آزاردهنده میشود. در مجموع تجربهای مثبت و خوب بود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.