- تو بخش فروش، سود فروش های که انجام دادی رو 3 ماه بعد بهت میدن!!! خیلی مسخرست. تو کار کنی تازه بعداز 3 ماه بهت حقت رو بدن. - حق نداری با کسی خودمونی بشی یا به کسی ابراز علاقه کنی!! از این لحاظ انگار پادگانه. اگر هم اینکارو بکنی حتما باید به مدیر خودت بری بگی. اگر هم کار به ازدواج بکشه باید از شرکت بری. درصورتی که اونجا همه مدیرها و سرپرستاشون با هم فایل هستند. - از لحاظ مالی ضعیف هستش، میگن حقوق رو 10 هر ماه میدن ولی دیرتر میشه. -مدیریت ضعیفی تو همه ی بخش ها وجود داره. - مدیر مجموعه گفته که همه باید شب به شب بهش اس ام اس بدن که امروز چند درصد از کارهای خودت و شرکت رو کامل انجام دادی!!! انگار داره برده تربیت میکنه. -افراد داخل پشتیبانی پوستشون کنده میشه. فشار کاری بالا. - منت گذاشتن تو انجام کارها و اینکه تو سربازی خیلی به چشم میاد، با اینکه سعی میکنن خیلی خوب عمل کنن ولی مدیریت خوبی نداره بنظرم. - یه نفر تو قسمت انبار هستش که مسئول خریدشون هم هست، یعنی بنده ی پول هستش. برای هرکاری ازت پول میگیره، خیرش نمیرسه خلاصه.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
- این شرکت برای چندتا شریک هستش ، که هرکدوم ساز خودشو میزنن. - جای شرکت تو شهرک صنعتی صنایع چوب ایران تو احمدآباد مستوفی هستش. مسیر خیلی بدی داره. یک دفتر هم تو خیابان خدامی تو ونک دارن. - محیط شهرک خوب بنظر میاد. - مدیر اصلیش شبیه عمو جانی هستش اونجا. به همه نظر داره. همیشه دور خودشو پر میکنه با دخترا. اخلاق بسیار بدی داره. خیلی خاله زنک هستش. - سرپرست منابع انسانیش خانمی هستش که به شیطون گفته زکی، از اون عوضی های روزگاره. حرف هیچکس رو قبول نداره و فقط دور مدیر میپره. - محیط کاری بشدت سمی داره. - سفته های سنگینی میگیرن برای استخدام.تازه بعداز 2 سال بهت پس میدن. - قسمت فروش چندتا دختر هستن که همیشه دهنشون سرویس میشه، بابت کار زیاد و بی برنامگی مدیر. - یه مدیر دارن برای استراتژی!!! یعنی هرکاری میکنه به مدیریت ربطی نداره و اوضاع رو خراب تر میکنه، با اون CRM مضخرفش. - تو قسمت تولید از بس هوا آلوده هستش، کارگرها چندماه نشده مشکل ریه پیدا میکنن. برش سنگ خیلی سخت هستش. - جابجا کردن سنگ های سنگین با بالابرهای مختلف همیشه در حال انجام هستش. تا حالا چندین نفر انگشتو دست و پاهاشونو از دست دادن. امنیت جانی تو این بخش صفر هستش. - خلاصه اصلا توصیه نمیکنم برای کار بری اونجا. از بیرون خوب بنظر میاد ولی بشدت داغون هستش.
حجم نارضایتی بالا ،عدم تسویه حساب از سال 1400 تا کنون، عدم پرداخت پورسانت پرسنل، تعداد شکایتی زیاد ،عدم مدیریت صحیح مدیر عامل پرحاشیه که حتی پشت سر باجناقش که مدیر یه بخشی بودن صحبت میکردن پشت سر دوستای صمیمیشون که مدیران واحد های دیگه بودن صحبت میکردن ، راجع به استایل پرسنل پیش بقیه صحبت میکرد مثلا مدیر عملیلات چقدر تیپش ضایع است ، به همه انگ روانی بودن و مشکل دار میزد و هی میگفت اینا به خاطر تروماهای بچه گیشون و مشکلات خانوادگیشون و هیچ وقت نمیگفت من بچه ها رو روانی میکنم و اونا واکنش نشون میدن و... به پرسنل مرخصی نمیداد بعد پول مانده مرخصی هم نمیداد نمیدونم چرا کسی تا الان اینجا چرا چیزی ثبت نکرده اما تو صنعت کشتیرانی اسم این شرکت بسیار بد در رفته به خاطر مدیر عامل اونجا و جذب نیرو با سابقه در حوزه کشتیرانی بسیار برای شرکت دشوار هست و ما نمیتونستیم نیروی با سابقه کشتیرانی جذب کنیم
دوست دارم با صدای آرام و منصفانهای بنویسم تا حقیقت تجربهام روشن بماند. در این شرکت، روابط به جای شایستگی محور است و گاهی قولهای غیرواقعی میشنوی که فقط برای مدت کوتاهی عملیاند. درگیر شدن با فرایند استخدام آنقدر طولانی و پرسرعت است که گاهی احساس میکنم با هر بار ورود به تیم، بازی جدیدی آغاز میشود و مسیر مشخصی ندارد. پس از حدود دو هفته، اتفاقاتی میافتد که عنوان میشود تو فقط کارآموز بودی و همکاری قطع میشود. این چرخه برای چند نفر تکرار شده و تجربهام مربوط به سال قبل است. به نظر میرسد این مجموعه بیشتر به افراد با ارتباطات خانوادگی و آشنایی اهمیت میدهد تا به نیروی واقعی. از مدیر بازاریابی تا سایر اعضا، به نظر میرسد بیشتر نقشآفرینی میکنند تا ایجاد ارزش عملی. از تجربیاتم میخواهم دیگران درباره این شرکت جوانب مختلف را در نظر بگیرند و پیشنهاد میکنم با احتیاط وارد همکاری شوند.
در یکی از تجربههای کاریام بیشتر از هر چیز فضای پویا و پرانرژی شرکت توجهام را جلب کرد. کارکنان با هم با احترام و صراحت برخورد میکنند و حس همکاری و همفکری به وضوح قابل لمس است. جلسات هفتگی هم بسیار کارآمد بود و اجازه میداد نظراتم را بیان کنم، ایدههایم را مطرح کنم و در روند تصمیمگیری سهیم بشوم.
به نظر میرسد که تیمی از افراد با انگیزهٔ کم، اما با تجربهٔ محدود دور هم جمع شدهاند و شرکتی را پایهگذاری کردهاند. خدماتی که به مردم ارائه میدهند، دقیق و منصفانه نیست و با کارکنان به شیوهای عادلانه رفتار نمیشود. کسانی که واقعاً تخصص دارند و رزومهشان قویتر است، پشت در میمانند تا فرصتهایشان از دیگران گرفته نشود. فضای کاری هم به طور کلی حرفهای و کارآمد نیست.
من تجربهام از شرکت مهندسی تابکو را چنین مطرح میکنم: جو کار نسبتاً آزاد و فضای کاری پرانرژی برای کارکنان جوان فراهم است و به پرسنل ارزشی ویژه قائل میشوند. با این حال، مشکلات جدی هم وجود دارد: یکی از مسئولان منابع انسانی رفتار نامناسبی دارد و به نظر میرسد دارای عقدههایی باشد. حقوقها کم است و پرداختشان به صورت قابلتوجهی تاخیر دارد، گاهی تا شش یا هفت ماه طول میکشد. اگر هدف فقط تفریح یا بهدست آوردن تجربه و پول است، ممکن است تحملپذیر باشد؛ اما در غیر این صورت وضعیت اصلاً رضایتبخش نیست.
برای شرکت نتیکس سیستم، سه جلسه مصاحبه داشتم که روندش نسبتاً مشخص و منظم بود. درون سازمان با من برخورد مناسبی شد و رفتارها حرفهای بود. با این حال، یک نکته منفی بزرگ وجود داشت: فشار کاری بسیار بالا است.
برای مدت حدود سه سال در بخش تست و تولید این شرکت مشغول هستم و معتقدم محیط کارش فرصتی مناسب برای رشد است. یکی از مزیتهای بارزش اینه که همهی اعضای تیم تولید در سود پروژه سهیماند و این موضوع روال بعضی شرکتها نیست. همچنین به آن دسته از افرادی که اثرگذار هستند پاداش، آکورد و حتی کارتهای تفریحی تعلق میگیره که این عوامل باعث ایجاد رقابت سازنده میان همکاران برای پیشرفت میشه. در کل اگر دنبال مکانی با فرصتهای رشد حرفهای و مالی هستی، به نظر من این شرکت رو هم در انتخابهات لحاظ کن.
این محیط کار مثل یک خانواده است و من در نقش برنامهنویس بکاند تجربه کردم که تیمها طوری کنار هم مینشینند و هماهنگی بالاست که همه حس میکنند با هم حرکت میکنند. هیچ مانعی وجود ندارد و با همت فناوری و خلاقیت، میتوان از پس چالشهای دشوار برآمد. برای موفقیت باید همیشه بهروز بود و با ایدهها و نوآوریهای بیپایان جلو رفت.
روی کار کنار بچهها خیلی علاقه داشتم؛ تدریس رباتیک پارهوقت در واحد پژوهش هم دقیقاً همین حس رو زنده نگه میداشت. با وجود اینکه منبع تخصصی من آموزش الکترونیک و اینترنت اشیا بود، مسیر همکاریمون به دلیل مشغله بالا و سوءتفاهمهای مکرر با معاونت به پایان رسید. فضای ارائهشده در اونجا بهروز و پویا بهنظر نمیرسید و سنتی بودن سیستم برای من محسوس بود. فضا اجازه نوآوری در روشهای تدریس رو نمیداد و گویی تنها کسب جوایز بینالمللی برای تیم مهم بود. اشتیاق و شور بچهها برای من خیلی حیاتی بود، اما بهنظر میرسید از طرف مدیریت توجه کمتری نسبت به این نکته میشد؛ بهجای قدرتدهی به خلاقیت، تمرکز روی طرحهای ظاهراً جذاب و کسب درآمد از والدین مطرح بود تا آمادهسازی بچهها برای مسابقه. اینکه بچهها در فرایند یادگیری چقدر خوشحال و پرانرژی هستند برای مدیران اهمیت زیادی نداشت؛ بههمین دلیل ملاکهای کلاسیک و سختِ استعدادها را اولویت میدادند. از طرف دیگر رفتارهای نامناسب بعضی معاونها با بچهها در کلاس هم برای من عادی نبود. به نظر من چنین فضاهایی نه تنها از رشد استعدادهای درخشان حمایت نمیکنند، بلکه مانعی بزرگ میشوند.
من فکر میکنم در سالهای مختلف، فشارهای اقتصادی باعث تغییراتی شدید در شرکت شده است و من به عنوان کارمند با سابقهی حدود ده تا چهارده سال شاهد بودم که همیشه اولین اقدام در مواجهه با رکود، تعدیل نیرو بود. در سال نود و چهار تعداد زیادی از همکارانی که تجربهی طولانی داشتند و سابقهی بالا داشتند از کار بیرون شدند و دلیل هم رکود اقتصادی عنوان میشد. بعد از این تعدیل، به جای استفاده از شایستهسالاری، برخی فرصتهای شغلی با استفاده از روابط داخلی و بستگان پر میشد و به نظر میرسید بررسی دقیق رزومه و ارزیابی مصاحبهها یا حداقل ظاهرسازی است. به لحاظ اصولی و عادلانه، حس میکردم در آن محیط تبعیض و مدلهای گروهی جایگاهی داشت و برخی از تصمیمگیران به حفظ باندهای داخلی توجه میکردند. در مجموع، از آن دوره مدیر اداری و مالی آن زمان را بهعنوان فردی که آثار تصمیمها روی تیمها تأثیرگذار بود، به خاطر برخوردهایش به یاد دارم.
نخونده متنی رو امضا نکنید هیچ متنی رو حتی استشهاد محلی همکارتون تنظیم کرده چون ممکنه مثل اشتباها با دوستی و رفاقت نا به جا با آقایان مصش و احا و حرخ پاتون به دادگاه کشیده بشه و هزار جور دردسر الان غرامت و زندان و سو سابقه برام ببرن به خاطر شهادت دروغ نون زن و بچم رو هیشگی نمیده رو اجر کنن لعنت بهتون باشه
سلام من ۲ماه اونجا کار کردم. خانممدیر مالی به قدری بی ادب بودن ک هرروز اشک میریختم یواشکی از دستشون. آخرشم فرار کردم
با سلام در این شرکت که هرسال برند و اسم آن عوض می شود مدیرعامل فقط حرف خودش را میزد و هیچ ارزشی برای حرف کسی قائل نیست یسر سر شما داد میزند و هیچ اثری از اخلاق حرفه ایی نیست و با شگرد های خود مرتب روان شمارو به چالش میکشد به عنوان شخصی که در این شرکت سابقه کار داشته خدمتتون عرض میکنم خواهشا رزومه خودتون رو با پا گذاشتن در این شرکت خراب نکنید و صرفا بخاطر کار، تن به کار در این شرکت ندید چون نه حقوق به موقع دارید اکثر مواقع حقوق 1 الی 2ماه عقب میوفته و بیمه شمارو در آخرین فرصت رد میکنن و بیشتر مواقع خدمات درمانی شامل حالتون نمیشه همچنین بیمه شما بخاطر پیمانکار بودن شرکت با عنوان راننده رد میشه که به بنده اگر اطلاع میدادند باهاش مخالفت میکردم. مدام کارکنان به پرداخت نشدن حقوق هایشان تهدید می شوند. هیچ ای ثابتی در شرکت ندارید و هر روز جا به جاتون میکنن و افرادی با مدیرعامل سابقه ی بلند مدت دارند که متاسفانه ثبات اخلاقی ندارند در کل در این شرکت بیش از وظایف و شرح شغلتون از شما کار میخواهند در صورتی که کارفرما به ابتدایی ترین تعهدات خودش عمل نمیکنه و هیچ برنامه ایی برای تسویه شما ندارند در حال حاضر بسیاری از کارمندان بعد استفعا و ترک شرکت، بعد گذشت 7 ماه پول حقوق خود را دریافت نکرده اند. در کل کاش این تجربه بد رو با همکاران خوبم تجربه نمیکردیم. با تشکر این تجربه صرفا برای آگاه سازی کارجوهای عزیز مطرح شد
شرکت فوق العاده ای بود من یک سال کار کردم اما توی دپارتمان ما که کلا سه نفر بودیم مدیر هول و بی شخصیت و چیپی وجود داشت که با پیشنهاد آشنایی و رفتارهای چندش آورش، موندن رو برای من غیرممکن کرد خدا لعنت کنه و خیر از زندگیش نبینه چون این شرکت یکی از بهترین ها بود که من از دست دادم
در این شرکت شما با یک حیله گر و کودکِ به اصطلاح مدیر عامل طرف هستید. میتونین هر هفته دروغ های جدید از مدیر عامل یاد بگیرین! سطح علمی مدیر های نرم افزار برای 10 سال قبل خوبه. حقوق توافقی کاملا سوری بوده و هر 2 ماه 10 تومن حقوق میگیرین. در صورت استعفا، مبلغ ازتون کم میشه! حتی اگه 1 سال بعد از استعفا برای گرفتن پولتون شکایت کنین، سفته شما رو به اجرا میذارن!!
اینجانب بر اساس تجربه خود، عدم رضایت شدیدم را از همکاری با این مجموعه اعلام میکنم. دلایل اصلی این عدم رضایت و موارد خلاف مقررات انجامشده به شرح زیر است: تأخیر در عقد قرارداد: در سال جدید، قرارداد جدید با یک ماه و نیم تأخیر در اختیار اینجانب قرار گرفت. عدم تسویهحساب و تصرف مدارک پس از استعفا: پس از ارائه استعفا و با وجود ثبت شکایت قانونی، شرکت از پرداخت حقوق معوقه، سنوات و استرداد سفته ضمانت خودداری کرده است. همچنین جهت به تأخیر انداختن پرداختیها، اختلال در سامانه بانک صادرات را بهانه قرار داده و پس از ارائه شماره حساب بانک جایگزین نیز هیچگونه واریزی انجام ندادهاند. تخلفات بیمهای و اداری: دفتر مرکزی و محل کار فعال شرکت در تهران قرار دارد، اما رد کردن لیست بیمه کارمندان بهصورت غیرقانونی از استان یزد انجام میشود که این موضوع خلاف مقررات سازمان تأمین اجتماعی است. عدم تعهد به زمانبندی پرداخت حقوق: پرداخت حقوق همواره با تأخیرهای متوالی همراه است (موعد دهم به دوازدهم یا سیزدهم و موعد پانزدهم به هفدهم یا هجدهم موکول میشود). عدم وجود مسیر رشد شغلی و رفتار نامناسب: محیط مجموعه فاقد هرگونه فرصت ارتقا و رشد حرفهای بوده و برخورد مدیریت با نیروی انسانی بههیچوجه محترمانه و شایسته نیست. با توجه به تجربه شخصی و همچنین تکرار رفتار مشابه و عدم پرداخت مطالبات مالی سایر همکاران، همکاری با این شرکت را به هیچ عنوان پیشنهاد نمیکنم.
نه قرار داد میبنده نه حقوق درست میده هیچ کسی هم جوابگو نیست و موقع کسر خطاها بی معطلی کسر میکنه اما موقع پرداخت انگار نه انگار خبر مرگشون شرکت مسخره بی در و پیکر
شرکت رانک تجربهای کارِ حرفهای من را نوار به نوار با افراد باهوش و فرهیختهای درگیر کرد، اما در نهایت برداشت من از همهچیز یکسان نبود. جمعی از همکاران در کنارِ هم دورهها و کارگاههای آموزشی مفیدی برگزار میکردند که فضای مثبتی ایجاد میکرد؛ با این حال، وقتی Gesamtheit تجربه را مرور میکنم، این دوره از کار برای من به طور کل مثبت نبود. انتظارها خیلی بالا بود در مقابل حقوقی که به نظر مناسب نمیآمد. نمایشهای سازمانی هم داشتیم، از جمله جلسات صبحگاهی برای مطالعه کتاب، نوشتن تعریف و تمجید از همدیگر به صورت هفتگی و از همه مهمتر، حضور مدیریت با سطح بالا که پیوسته در کار ما دخالت میکرد. اوایل مدیر ارشد هم به صراحت گفته بود ارزش کسبوکار برای او مهمتر از نیروی انسانی است و فشار دائمیِ تهدیدِ اخراج روی تیم به خصوص طراحها چیده میشد؛ این عدم امنیت شغلی به شدت بهرهوری تیم را پایین آورد و نتیجههای منفی روی راندمان بچهها، بهویژه طراحان، نمایان شد. چند نفر نتوانستند دوام بیاورند و رفتند، و برخی طی دو تا سه ماه بعد کنار گذاشته شدند؛ از تیم طراحی که پنج تا شش نفر بود یک نفر باقی ماند. نکتهای ناخواسته ناراحتکننده این بود که فرهنگ سازمانی به شدت مبتنی بر تقلید از کتابهای سطحی موفقیت شکل گرفته بود و تظاهر به مطالعه و پیروی از این کتابها به یک هنجار اجباری تبدیل شده بود. نهایتاً، برخلاف قوانین عجیب و غریب شرکت، مثل تاخیر در ثبت تجربههای خوب هفتگی، با جریمههای مالی و کسر از حقوق پایان ماه روبهرو میشدیم.
- تو بخش فروش، سود فروش های که انجام دادی رو 3 ماه بعد بهت میدن!!! خیلی مسخرست. تو کار کنی تازه بعداز 3 ماه بهت حقت رو بدن. - حق نداری با کسی خودمونی بشی یا به کسی ابراز علاقه کنی!! از این لحاظ انگار پادگانه. اگر هم اینکارو بکنی حتما باید به مدیر خودت بری بگی. اگر هم کار به ازدواج بکشه باید از شرکت بری. درصورتی که اونجا همه مدیرها و سرپرستاشون با هم فایل هستند. - از لحاظ مالی ضعیف هستش، میگن حقوق رو 10 هر ماه میدن ولی دیرتر میشه. -مدیریت ضعیفی تو همه ی بخش ها وجود داره. - مدیر مجموعه گفته که همه باید شب به شب بهش اس ام اس بدن که امروز چند درصد از کارهای خودت و شرکت رو کامل انجام دادی!!! انگار داره برده تربیت میکنه. -افراد داخل پشتیبانی پوستشون کنده میشه. فشار کاری بالا. - منت گذاشتن تو انجام کارها و اینکه تو سربازی خیلی به چشم میاد، با اینکه سعی میکنن خیلی خوب عمل کنن ولی مدیریت خوبی نداره بنظرم. - یه نفر تو قسمت انبار هستش که مسئول خریدشون هم هست، یعنی بنده ی پول هستش. برای هرکاری ازت پول میگیره، خیرش نمیرسه خلاصه.
- این شرکت برای چندتا شریک هستش ، که هرکدوم ساز خودشو میزنن. - جای شرکت تو شهرک صنعتی صنایع چوب ایران تو احمدآباد مستوفی هستش. مسیر خیلی بدی داره. یک دفتر هم تو خیابان خدامی تو ونک دارن. - محیط شهرک خوب بنظر میاد. - مدیر اصلیش شبیه عمو جانی هستش اونجا. به همه نظر داره. همیشه دور خودشو پر میکنه با دخترا. اخلاق بسیار بدی داره. خیلی خاله زنک هستش. - سرپرست منابع انسانیش خانمی هستش که به شیطون گفته زکی، از اون عوضی های روزگاره. حرف هیچکس رو قبول نداره و فقط دور مدیر میپره. - محیط کاری بشدت سمی داره. - سفته های سنگینی میگیرن برای استخدام.تازه بعداز 2 سال بهت پس میدن. - قسمت فروش چندتا دختر هستن که همیشه دهنشون سرویس میشه، بابت کار زیاد و بی برنامگی مدیر. - یه مدیر دارن برای استراتژی!!! یعنی هرکاری میکنه به مدیریت ربطی نداره و اوضاع رو خراب تر میکنه، با اون CRM مضخرفش. - تو قسمت تولید از بس هوا آلوده هستش، کارگرها چندماه نشده مشکل ریه پیدا میکنن. برش سنگ خیلی سخت هستش. - جابجا کردن سنگ های سنگین با بالابرهای مختلف همیشه در حال انجام هستش. تا حالا چندین نفر انگشتو دست و پاهاشونو از دست دادن. امنیت جانی تو این بخش صفر هستش. - خلاصه اصلا توصیه نمیکنم برای کار بری اونجا. از بیرون خوب بنظر میاد ولی بشدت داغون هستش.
حجم نارضایتی بالا ،عدم تسویه حساب از سال 1400 تا کنون، عدم پرداخت پورسانت پرسنل، تعداد شکایتی زیاد ،عدم مدیریت صحیح مدیر عامل پرحاشیه که حتی پشت سر باجناقش که مدیر یه بخشی بودن صحبت میکردن پشت سر دوستای صمیمیشون که مدیران واحد های دیگه بودن صحبت میکردن ، راجع به استایل پرسنل پیش بقیه صحبت میکرد مثلا مدیر عملیلات چقدر تیپش ضایع است ، به همه انگ روانی بودن و مشکل دار میزد و هی میگفت اینا به خاطر تروماهای بچه گیشون و مشکلات خانوادگیشون و هیچ وقت نمیگفت من بچه ها رو روانی میکنم و اونا واکنش نشون میدن و... به پرسنل مرخصی نمیداد بعد پول مانده مرخصی هم نمیداد نمیدونم چرا کسی تا الان اینجا چرا چیزی ثبت نکرده اما تو صنعت کشتیرانی اسم این شرکت بسیار بد در رفته به خاطر مدیر عامل اونجا و جذب نیرو با سابقه در حوزه کشتیرانی بسیار برای شرکت دشوار هست و ما نمیتونستیم نیروی با سابقه کشتیرانی جذب کنیم
دوست دارم با صدای آرام و منصفانهای بنویسم تا حقیقت تجربهام روشن بماند. در این شرکت، روابط به جای شایستگی محور است و گاهی قولهای غیرواقعی میشنوی که فقط برای مدت کوتاهی عملیاند. درگیر شدن با فرایند استخدام آنقدر طولانی و پرسرعت است که گاهی احساس میکنم با هر بار ورود به تیم، بازی جدیدی آغاز میشود و مسیر مشخصی ندارد. پس از حدود دو هفته، اتفاقاتی میافتد که عنوان میشود تو فقط کارآموز بودی و همکاری قطع میشود. این چرخه برای چند نفر تکرار شده و تجربهام مربوط به سال قبل است. به نظر میرسد این مجموعه بیشتر به افراد با ارتباطات خانوادگی و آشنایی اهمیت میدهد تا به نیروی واقعی. از مدیر بازاریابی تا سایر اعضا، به نظر میرسد بیشتر نقشآفرینی میکنند تا ایجاد ارزش عملی. از تجربیاتم میخواهم دیگران درباره این شرکت جوانب مختلف را در نظر بگیرند و پیشنهاد میکنم با احتیاط وارد همکاری شوند.
در یکی از تجربههای کاریام بیشتر از هر چیز فضای پویا و پرانرژی شرکت توجهام را جلب کرد. کارکنان با هم با احترام و صراحت برخورد میکنند و حس همکاری و همفکری به وضوح قابل لمس است. جلسات هفتگی هم بسیار کارآمد بود و اجازه میداد نظراتم را بیان کنم، ایدههایم را مطرح کنم و در روند تصمیمگیری سهیم بشوم.
به نظر میرسد که تیمی از افراد با انگیزهٔ کم، اما با تجربهٔ محدود دور هم جمع شدهاند و شرکتی را پایهگذاری کردهاند. خدماتی که به مردم ارائه میدهند، دقیق و منصفانه نیست و با کارکنان به شیوهای عادلانه رفتار نمیشود. کسانی که واقعاً تخصص دارند و رزومهشان قویتر است، پشت در میمانند تا فرصتهایشان از دیگران گرفته نشود. فضای کاری هم به طور کلی حرفهای و کارآمد نیست.
من تجربهام از شرکت مهندسی تابکو را چنین مطرح میکنم: جو کار نسبتاً آزاد و فضای کاری پرانرژی برای کارکنان جوان فراهم است و به پرسنل ارزشی ویژه قائل میشوند. با این حال، مشکلات جدی هم وجود دارد: یکی از مسئولان منابع انسانی رفتار نامناسبی دارد و به نظر میرسد دارای عقدههایی باشد. حقوقها کم است و پرداختشان به صورت قابلتوجهی تاخیر دارد، گاهی تا شش یا هفت ماه طول میکشد. اگر هدف فقط تفریح یا بهدست آوردن تجربه و پول است، ممکن است تحملپذیر باشد؛ اما در غیر این صورت وضعیت اصلاً رضایتبخش نیست.
برای شرکت نتیکس سیستم، سه جلسه مصاحبه داشتم که روندش نسبتاً مشخص و منظم بود. درون سازمان با من برخورد مناسبی شد و رفتارها حرفهای بود. با این حال، یک نکته منفی بزرگ وجود داشت: فشار کاری بسیار بالا است.
برای مدت حدود سه سال در بخش تست و تولید این شرکت مشغول هستم و معتقدم محیط کارش فرصتی مناسب برای رشد است. یکی از مزیتهای بارزش اینه که همهی اعضای تیم تولید در سود پروژه سهیماند و این موضوع روال بعضی شرکتها نیست. همچنین به آن دسته از افرادی که اثرگذار هستند پاداش، آکورد و حتی کارتهای تفریحی تعلق میگیره که این عوامل باعث ایجاد رقابت سازنده میان همکاران برای پیشرفت میشه. در کل اگر دنبال مکانی با فرصتهای رشد حرفهای و مالی هستی، به نظر من این شرکت رو هم در انتخابهات لحاظ کن.
این محیط کار مثل یک خانواده است و من در نقش برنامهنویس بکاند تجربه کردم که تیمها طوری کنار هم مینشینند و هماهنگی بالاست که همه حس میکنند با هم حرکت میکنند. هیچ مانعی وجود ندارد و با همت فناوری و خلاقیت، میتوان از پس چالشهای دشوار برآمد. برای موفقیت باید همیشه بهروز بود و با ایدهها و نوآوریهای بیپایان جلو رفت.
روی کار کنار بچهها خیلی علاقه داشتم؛ تدریس رباتیک پارهوقت در واحد پژوهش هم دقیقاً همین حس رو زنده نگه میداشت. با وجود اینکه منبع تخصصی من آموزش الکترونیک و اینترنت اشیا بود، مسیر همکاریمون به دلیل مشغله بالا و سوءتفاهمهای مکرر با معاونت به پایان رسید. فضای ارائهشده در اونجا بهروز و پویا بهنظر نمیرسید و سنتی بودن سیستم برای من محسوس بود. فضا اجازه نوآوری در روشهای تدریس رو نمیداد و گویی تنها کسب جوایز بینالمللی برای تیم مهم بود. اشتیاق و شور بچهها برای من خیلی حیاتی بود، اما بهنظر میرسید از طرف مدیریت توجه کمتری نسبت به این نکته میشد؛ بهجای قدرتدهی به خلاقیت، تمرکز روی طرحهای ظاهراً جذاب و کسب درآمد از والدین مطرح بود تا آمادهسازی بچهها برای مسابقه. اینکه بچهها در فرایند یادگیری چقدر خوشحال و پرانرژی هستند برای مدیران اهمیت زیادی نداشت؛ بههمین دلیل ملاکهای کلاسیک و سختِ استعدادها را اولویت میدادند. از طرف دیگر رفتارهای نامناسب بعضی معاونها با بچهها در کلاس هم برای من عادی نبود. به نظر من چنین فضاهایی نه تنها از رشد استعدادهای درخشان حمایت نمیکنند، بلکه مانعی بزرگ میشوند.
من فکر میکنم در سالهای مختلف، فشارهای اقتصادی باعث تغییراتی شدید در شرکت شده است و من به عنوان کارمند با سابقهی حدود ده تا چهارده سال شاهد بودم که همیشه اولین اقدام در مواجهه با رکود، تعدیل نیرو بود. در سال نود و چهار تعداد زیادی از همکارانی که تجربهی طولانی داشتند و سابقهی بالا داشتند از کار بیرون شدند و دلیل هم رکود اقتصادی عنوان میشد. بعد از این تعدیل، به جای استفاده از شایستهسالاری، برخی فرصتهای شغلی با استفاده از روابط داخلی و بستگان پر میشد و به نظر میرسید بررسی دقیق رزومه و ارزیابی مصاحبهها یا حداقل ظاهرسازی است. به لحاظ اصولی و عادلانه، حس میکردم در آن محیط تبعیض و مدلهای گروهی جایگاهی داشت و برخی از تصمیمگیران به حفظ باندهای داخلی توجه میکردند. در مجموع، از آن دوره مدیر اداری و مالی آن زمان را بهعنوان فردی که آثار تصمیمها روی تیمها تأثیرگذار بود، به خاطر برخوردهایش به یاد دارم.
نخونده متنی رو امضا نکنید هیچ متنی رو حتی استشهاد محلی همکارتون تنظیم کرده چون ممکنه مثل اشتباها با دوستی و رفاقت نا به جا با آقایان مصش و احا و حرخ پاتون به دادگاه کشیده بشه و هزار جور دردسر الان غرامت و زندان و سو سابقه برام ببرن به خاطر شهادت دروغ نون زن و بچم رو هیشگی نمیده رو اجر کنن لعنت بهتون باشه
سلام من ۲ماه اونجا کار کردم. خانممدیر مالی به قدری بی ادب بودن ک هرروز اشک میریختم یواشکی از دستشون. آخرشم فرار کردم
با سلام در این شرکت که هرسال برند و اسم آن عوض می شود مدیرعامل فقط حرف خودش را میزد و هیچ ارزشی برای حرف کسی قائل نیست یسر سر شما داد میزند و هیچ اثری از اخلاق حرفه ایی نیست و با شگرد های خود مرتب روان شمارو به چالش میکشد به عنوان شخصی که در این شرکت سابقه کار داشته خدمتتون عرض میکنم خواهشا رزومه خودتون رو با پا گذاشتن در این شرکت خراب نکنید و صرفا بخاطر کار، تن به کار در این شرکت ندید چون نه حقوق به موقع دارید اکثر مواقع حقوق 1 الی 2ماه عقب میوفته و بیمه شمارو در آخرین فرصت رد میکنن و بیشتر مواقع خدمات درمانی شامل حالتون نمیشه همچنین بیمه شما بخاطر پیمانکار بودن شرکت با عنوان راننده رد میشه که به بنده اگر اطلاع میدادند باهاش مخالفت میکردم. مدام کارکنان به پرداخت نشدن حقوق هایشان تهدید می شوند. هیچ ای ثابتی در شرکت ندارید و هر روز جا به جاتون میکنن و افرادی با مدیرعامل سابقه ی بلند مدت دارند که متاسفانه ثبات اخلاقی ندارند در کل در این شرکت بیش از وظایف و شرح شغلتون از شما کار میخواهند در صورتی که کارفرما به ابتدایی ترین تعهدات خودش عمل نمیکنه و هیچ برنامه ایی برای تسویه شما ندارند در حال حاضر بسیاری از کارمندان بعد استفعا و ترک شرکت، بعد گذشت 7 ماه پول حقوق خود را دریافت نکرده اند. در کل کاش این تجربه بد رو با همکاران خوبم تجربه نمیکردیم. با تشکر این تجربه صرفا برای آگاه سازی کارجوهای عزیز مطرح شد
شرکت فوق العاده ای بود من یک سال کار کردم اما توی دپارتمان ما که کلا سه نفر بودیم مدیر هول و بی شخصیت و چیپی وجود داشت که با پیشنهاد آشنایی و رفتارهای چندش آورش، موندن رو برای من غیرممکن کرد خدا لعنت کنه و خیر از زندگیش نبینه چون این شرکت یکی از بهترین ها بود که من از دست دادم
در این شرکت شما با یک حیله گر و کودکِ به اصطلاح مدیر عامل طرف هستید. میتونین هر هفته دروغ های جدید از مدیر عامل یاد بگیرین! سطح علمی مدیر های نرم افزار برای 10 سال قبل خوبه. حقوق توافقی کاملا سوری بوده و هر 2 ماه 10 تومن حقوق میگیرین. در صورت استعفا، مبلغ ازتون کم میشه! حتی اگه 1 سال بعد از استعفا برای گرفتن پولتون شکایت کنین، سفته شما رو به اجرا میذارن!!
اینجانب بر اساس تجربه خود، عدم رضایت شدیدم را از همکاری با این مجموعه اعلام میکنم. دلایل اصلی این عدم رضایت و موارد خلاف مقررات انجامشده به شرح زیر است: تأخیر در عقد قرارداد: در سال جدید، قرارداد جدید با یک ماه و نیم تأخیر در اختیار اینجانب قرار گرفت. عدم تسویهحساب و تصرف مدارک پس از استعفا: پس از ارائه استعفا و با وجود ثبت شکایت قانونی، شرکت از پرداخت حقوق معوقه، سنوات و استرداد سفته ضمانت خودداری کرده است. همچنین جهت به تأخیر انداختن پرداختیها، اختلال در سامانه بانک صادرات را بهانه قرار داده و پس از ارائه شماره حساب بانک جایگزین نیز هیچگونه واریزی انجام ندادهاند. تخلفات بیمهای و اداری: دفتر مرکزی و محل کار فعال شرکت در تهران قرار دارد، اما رد کردن لیست بیمه کارمندان بهصورت غیرقانونی از استان یزد انجام میشود که این موضوع خلاف مقررات سازمان تأمین اجتماعی است. عدم تعهد به زمانبندی پرداخت حقوق: پرداخت حقوق همواره با تأخیرهای متوالی همراه است (موعد دهم به دوازدهم یا سیزدهم و موعد پانزدهم به هفدهم یا هجدهم موکول میشود). عدم وجود مسیر رشد شغلی و رفتار نامناسب: محیط مجموعه فاقد هرگونه فرصت ارتقا و رشد حرفهای بوده و برخورد مدیریت با نیروی انسانی بههیچوجه محترمانه و شایسته نیست. با توجه به تجربه شخصی و همچنین تکرار رفتار مشابه و عدم پرداخت مطالبات مالی سایر همکاران، همکاری با این شرکت را به هیچ عنوان پیشنهاد نمیکنم.
نه قرار داد میبنده نه حقوق درست میده هیچ کسی هم جوابگو نیست و موقع کسر خطاها بی معطلی کسر میکنه اما موقع پرداخت انگار نه انگار خبر مرگشون شرکت مسخره بی در و پیکر
شرکت رانک تجربهای کارِ حرفهای من را نوار به نوار با افراد باهوش و فرهیختهای درگیر کرد، اما در نهایت برداشت من از همهچیز یکسان نبود. جمعی از همکاران در کنارِ هم دورهها و کارگاههای آموزشی مفیدی برگزار میکردند که فضای مثبتی ایجاد میکرد؛ با این حال، وقتی Gesamtheit تجربه را مرور میکنم، این دوره از کار برای من به طور کل مثبت نبود. انتظارها خیلی بالا بود در مقابل حقوقی که به نظر مناسب نمیآمد. نمایشهای سازمانی هم داشتیم، از جمله جلسات صبحگاهی برای مطالعه کتاب، نوشتن تعریف و تمجید از همدیگر به صورت هفتگی و از همه مهمتر، حضور مدیریت با سطح بالا که پیوسته در کار ما دخالت میکرد. اوایل مدیر ارشد هم به صراحت گفته بود ارزش کسبوکار برای او مهمتر از نیروی انسانی است و فشار دائمیِ تهدیدِ اخراج روی تیم به خصوص طراحها چیده میشد؛ این عدم امنیت شغلی به شدت بهرهوری تیم را پایین آورد و نتیجههای منفی روی راندمان بچهها، بهویژه طراحان، نمایان شد. چند نفر نتوانستند دوام بیاورند و رفتند، و برخی طی دو تا سه ماه بعد کنار گذاشته شدند؛ از تیم طراحی که پنج تا شش نفر بود یک نفر باقی ماند. نکتهای ناخواسته ناراحتکننده این بود که فرهنگ سازمانی به شدت مبتنی بر تقلید از کتابهای سطحی موفقیت شکل گرفته بود و تظاهر به مطالعه و پیروی از این کتابها به یک هنجار اجباری تبدیل شده بود. نهایتاً، برخلاف قوانین عجیب و غریب شرکت، مثل تاخیر در ثبت تجربههای خوب هفتگی، با جریمههای مالی و کسر از حقوق پایان ماه روبهرو میشدیم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.