وقتی برای اولین بار به خاطر یک مصاحبه با تیم منابع انسانی در شرکت خانومی رفتم، در ادامه یک جلسه فنی هم داشتیم. سطح و نوع سوالات فنی نسبتا خوب بود، اما نتیجه مصاحبه را همان روز یا همان موقع دریافت نکردم. پس از گذشت یک ماه پیگیر شدم و گفتند که نتیجه را اعلام میکنند، اما دوباره خبری نشد. دوباره تماس گرفتم و گفتند برای اکنون جذب نداریم. این رفتار واقعا نامناسب بود؛ انتظار داشتم حداقل یک پاسخ شفاف بدهند بعد از انجام کل فرایند و این مدت طولانی.
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در خانومی، صنعت کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت، تهران: بر اساس ۸ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۱.۶ از ۵؛ ۱۳٪ از کاربران خانومی را به دیگران توصیه میکنند. ۸ تجربه کاری و ۰ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
تجربهها نشان میدهد که تجربهی کار در خانومی از دیدگاه کارمندان و داوطلبان همزمان با تمرکز بر محیط کار و روند استخدام، با کاستیها و نکات مثبت همراه است. برخی کاربران از فرآیند مصاحبه ناهموار و پاسخدهی نامشخص پس از جلسات فنی و تأخیر در اعلام نتایج گله دارند و برخی اشاره میکنند که پس از پیگیریهای مکرر هنوز نتیجهای اعلام نمیشود. از طرف دیگر، برخی تجربهها وجود فضای رسمی اولیه و نگاه مثبت به شرکت را گزارش میکنند، اما به محض شروع کار، با رفتارهایی چون رفتار کارگری، فشار کاری بالا، عدم تطابق حقوق و ساعت کار با وعدهها و نبود مدیریت منابع انسانی کارآمد روبهرو میشوند. در عین حال، برخی از تجربهدهندگان به وجود همکاران همدل و فضای تدریجی یادگیری اشاره میکنند و معتقدند که در تیمهای خاصی میتوان به پتانسیلهای شغلی دست یافت. بر اساس گزارشها، برخی از موقعیتها با مدیریت ضعف و عدم ثبات منابع انسانی همراه است و بعضی دیگر نشان میدهند که انرژی و انگیزه کارمندان از عدم پیشرفت و تغییر مدیران به شدت کاهش مییابد. در کل، تجربهی کار در خانومی برای محیط کار و روند استخدام، بهویژه برای رشتههای فنی، هم فرصتهای یادگیری و هم چالشهای سازمانی و حقوقی را به همراه دارد. برخی تجربهها همچنان بر وجود پتانسیلهای مثبت در کنار نکات منفی تأکید میکنند. در کنار تجارب مثبت مانند مصاحبههای عملی با ساعات کاری منعطف و رفتار همکاران، تناقضهایی نیز دربارهی مدیریت، پرداختها و ثبات تیم وجود دارد که بنابر تجربههای ثبتشده میتواند برخی افراد را از ادامهی همکاری منصرف کند. حال، توجه به فرهنگ سازمانی و مدیریت منابع انسانی از شاخصهای کلیدی برای ارزیابی آیندهی همکاری با خانومی است.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
من از ظاهر شرکت خیلی خوشم میگفتم اما وقتی کار رو آغاز کردم فهمیدم چه افراد بیمسئولیتی اونجا حضور دارن که از وظایفشون سر در نمیآرند. تعطیلی رو به ندرت میتونیم پیدا کنیم و حقوق به نسبت کار خیلی پایین هست. با وجود این، برای همین دلیل ماهی یک بار کل تیم عوض میشه چون کسی به دوام تیم نمیمونه.
خیایان با رویای نمایش شرکت رویایی شروع شد و وقتی وارد کار شدم فهمیدم واقعا اون حس عالی توی درونم نیست. به نظر میرسید برخورد اول با لبخند و ادعای محیط عالی، فقط ظاهر قضیه است. اما به محض شروع به کار، حس کردم مثل یه نیروی اضافه و بیارزش به من نگاه میکردند و تصور میکردند همینجا با سرت گرم کار بسازم. از ساعات کار دائما خبری از تعطیلی نبود و تاکید میکردند که اینجا باید بیوقفه کار کنیم، چون همیشه تخفیفها وجود دارد و کار هم سنگین بود و خیلیها کمر درد میگرفتند تا جایی که اغلب مجبور به گرفتن مرخصی استعلاجی میشدن.
برای سه ماه به عنوان پیکر در خانومی کار کردم و فضای کار آنقدر خوب نبود که بتونم ازش رضایت داشته باشم؛ حقوق و ساعات کار رو به درستی محاسبه نمیکردند و قانون مرخصی هم رعایت نمیشد.
تجربه من از کار در خانومی پر از تضاد است: ظاهر شرکت ممکن است فریبنده باشد اما واقعیت این است که کارمند عادی به سختی دیده میشود و انگار تنها وظیفهاش این است که کارش را انجام بدهد و بس. رفتار مدیران با من از همان اول نشان داد که قدری تفاوت بین جایگاهها وجود دارد و در مقابل هر سوالی معمولا پاسخی دوستانه و سازنده نمیگیرم. نارضایتی از مدیریت و واحد منابع انسانی یک تجربه همیشگی و روزمره است و به ندرت اتفاق میافتد که چیزی به تصویر لینکدین اضافه شود. تغییر مداوم نیروها هم به چشم میخورد و حتی اطرافیان هم متوجه این مسئله بودند، چه همسایهها چه افراد مرتبط با مسیر شرکت. یکی از نکات تلخ این است که هیچ فرصت مشخصی برای پیشرفت وجود ندارد و اگر لازم باشد، گاهی یک نفر بالادستی بیسواد معرفی میشود تا مشکلات را به دوش بگیریم و شما مجبور میشوید با این وضعیت کنار بیایید. در بحث حقوق هم اگر مرتب حضور نداشته باشی، به شدت با کمبودها روبهرو میشوی. مدیران شرکت جز کارمندانی معدود که باقی میمانند، سریع از موقعیت خارج میشوند یا با نام و رسم خانومی از آنجا خارج میشوند و اکثر افراد با دانش سطحی به کار میآیند. فقط چند نفر هستند که کار بلد هستند و حقوقهای مناسب میگیرند و به مدیریت وصلاند. نتیجه این است که ظاهر شرکت فریبنده است و حس خوبی به وجود نمیآورد؛ تمام انرژیم را میگیرد و انگیزه را از بین میبرد. متأسفانه به نظر میرسد که مدیریت mikromnagement حاکم است و بهطور معمول هر خطای کوچک به گردن همکاران میافتد. واحد منابع انسانی هم حال و هوای بهتری از گل chor در ورودی ندارد.
من در خیلی از مواقع با هدفهای دستنیافتنی روبهرومی شدم که توی ذهنم شکل میگرفت و همیشه باید با هر قیمتی به آنها میرسیدم. با اینکه داشتن هدف خوبه، اما این توهم با واقعیت تفاوت داشت و این دو از هم جدا بودنشان مشخص بود. فضای مدیریت بینظم شده بود و از طرفی انتظار داشتند به آنها دست یابیم. در کنار همه اینها، تنها نکتهی مثبتی که بهدست آوردم، دوستهای خوبی بود که در اینجا پیدا کردم. در کل پیشنهاد میکنم دیگه ادامه ندم؛ شرکتهای دیگه امکانات بهتری دارند.
در دست من تجربهای از خانه کار نیست تا آن را به شکلی تراشیده به رخ بکشم؛ اما با دیدی انتقادی از فضایی که در آن کار کردهام، میخواهم اطرافم را بازتعریف کنم. در ابتدای کار، با رویی گشاده و برخوردی محترمانه از من استقبال کردند و تا سطح بالایی درباره امکانات شرکت و پتانسیلهای آن صحبت شد تا تصویر رویایی از شرکت در ذهنم ساخته شود. به سرعت مشغول به کار شدم و به مرور ضعفهای عمیق شرکت را درک کردم. هدفهای فروش به گونهای تعیین میشد که گویی رقمی غیرواقعی و دستیافتنی به نظر میرسید. از همان صبحهای اول وارد ساختمان که میشدم، فضای منفی بین همکاران احساس میشد. جلسات ارزیابی روزانه با حضور واحدهای مختلف و مدیریت، در نگاه اول قابل تحسین بود اما در همان جلسات به جای شناسایی مشکلات و یافتن راهحل، به مقصرسازی میپرداختند و با رفتاری تند با برخی افراد، احساس ترس را در میان تیم تقویت میکردند. استرس شدید، به یکی از اصلیترین حسهای روزانه تبدیل میشد. رفته رفته رفتار مدیران تغییر میکند و به من و همکاران، کارهای سنگین اضافی سپرده میشد و تنها میماندیم. تعطیلی پنجشنبهها وجود داشت اما در روزهای کاری با حجم بیحد و حصر کار و جلسات تا ساعات cuối شب مواجه بودیم و کمبود رضایت از کار بسیار محسوس بود. برای اثبات بخشی از این روایت، تصویری روی دیوار شرکت وجود دارد که سال گذشته را نشان میدهد؛ به جز چند نفر کم که اتفاقا از بستگان مدیر هستند، اغلب کارکنان شرکت تغییر کردهاند.
برای مصاحبهاندروید کاملا عملی بود و واقعا از آن لذت بردم؛ ساعات کار انعطافپذیر بود. مدیریت و همکاران بسیار خوب و برخوردار از روحیه همراهی بودند. حقوق و پاداش مناسبی داشتم و محیط کار آرام و راحتی هم برقرار بود.
استخدام در خانومی
از مجموع ۸ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۸ مورد تجربه کاری و ۰ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۱۳٪ از کاربران خانومی را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۸
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۰
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۱.۶ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۱.۶ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۱.۶ از ۵
- برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی خانومی مراجعه کنید.
سؤالات متداول درباره خانومی
آیا خانومی در حال استخدام است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از خانومی ثبت نشده است. اولین نفر باشید که تجربه استخدام را به اشتراک میگذارد.
تجربه کاری در خانومی چگونه است؟
بر اساس ۸ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۱.۶ از ۵ است؛ ۱۳٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در خانومی چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در خانومی از نگاه ۸ کارمند: ۱.۶ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در خانومی چطور است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از خانومی ثبت نشده.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت
من توی شرکت فیتو به عنوان کارگر بستهبندی کار کردم. تجربهام از این کار خیلی ناامیدکننده بود: شیفتهای طولانی دوازده ساعته بهقدری فشار میآورد که پاها ورم میکرد و وقتی میرفتم خانه خسته و بیجان میشدم. اگر در زمان خلو
مدتی کار پشتیبانی را تجربه کردم و برایم پر از خاطرههای خوب بود. حدود یک سال در مجموعهای با تیمی متشکل از سی نفر کار کردم و حضور همکاران واقعا لذتبخش بود. مدیر بخش فردی مهربان و همدل بود و یکی از همکاران فنی همواره با
در این شرکت انتظار میرفت پروژههای بزرگ و بینالمللی را با استفاده از بهروزترین فناوریها پیاده کنم و همواره در کنار فنّاوری روز باشد؛ اما حقوقی که میگرفتیم به ریال بود و با سطح مسئولیت و تخصصی که داشتم همخوانی چندانی
من سالها با محیطهای کاری متفاوت کار کردم و تجربهام از مانا نگر اینطور بود که فضای داخلی شرکت بیشتر به جای کار و صلاحیت، به روابط و چاپلوسی متمایل است. با ورود مدیران ارشد، فضای سازمانی به شکلی ناگفته تغییر میکند و ب
در جلسهٔ نخست، دربارهٔ شرکت و دستاوردهایش حرف زدیم و اینکه چند نفر در تیمش حضور دارند را مرور کردم؛ سپس با کار، وظایف و امکاناتی که ارائه میدهند آشنا شدم. خروجی از آن مصاحبه برایم خیلی دلچسب بود؛ به هیچوجه احساس خستگی
مصاحبه فنی خوب بود تیم لید آدم محترمی بود سوالای خوب و حرفه ای اکثر سوالات رو جواب دادم و تایید مرحله بعد رو گرفتم که بعد از حدود یک هفته تماس گرفتن برای مصاحبه hr .تو جلسه سوالات کلیشه ای پرسیدن که خودتو معرفی کن و چرا