نخونده متنی رو امضا نکنید هیچ متنی رو حتی استشهاد محلی همکارتون تنظیم کرده چون ممکنه مثل اشتباها با دوستی و رفاقت نا به جا با آقایان مصش و احا و حرخ پاتون به دادگاه کشیده بشه و هزار جور دردسر الان غرامت و زندان و سو سابقه برام ببرن به خاطر شهادت دروغ نون زن و بچم رو هیشگی نمیده رو اجر کنن لعنت بهتون باشه
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در داده پردازی رسپینا، صنعت کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت، تهران: بر اساس ۳۱ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۱.۰ از ۵؛ ۰٪ از کاربران داده پردازی رسپینا را به دیگران توصیه میکنند. ۳۱ تجربه کاری و ۰ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
تجربههای ثبتشده نشان میدهد که رضایت کارمندان در داده پردازی رسپینا به طور قابلتوجهی با محیط کار، مدیریت و فرایندهای استخدامی گره خورده است. بسیاری از کاربران از محیط پرتنش، بینظمی و رفتار برخی مدیران منابع انسانی شکایت دارند و برخی تجربهها از عدم پاسخگویی به تسویهحسابها و پرداخت پورسانتها پس از ترک کار گزارش میکنند. در مقابل، تجربههای مثبتتری هم وجود دارد که بر برخورد خوب تیم منابع انسانی و فرایند مصاحبه نسبتا منظم تأکید دارد؛ بعضی از داوطلبان از وجود روند چندمرحلهای مصاحبه، دانش فنی و فرصتهای یادگیری یاد میکنند. در مورد تجربه کار، برخی کاربران از حقوق پایین، حجم کاری زیاد و بیثباتی در تسویه و مزایا سخن میگویند و بعضا به وجود فضایی شبیه بیثباتی یا بیاعتماد اشاره میکنند. تقابلهای گزارششده بین وعدههای منابع انسانی و واقعیتهای پرداخت، بهخصوص در زمینه پورسانت و تسویه، به عنوان نگرانیهای مداوم مطرح است. بر اساس تجربههای منتشرشده، وجود فرهنگ سازمانی با شفافیت بیشتر، مدیریت منابع انسانی حرفهای و فرآیندهای حقوق و مزایا میتواند سطح رضایت و اعتماد را بهبود بخشد. تجربههای کار در زمینه فناوری اطلاعات و مصاحبههای استخدامی نشان میدهد که ادامه یادگیری منابع انگلیسی و تسلط عمیق روی مباحث تخصصی نیز از نکات کلیدی موفقیت محسوب میشود.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
به خاطر اصرار بر این که اشتباه کردهام، وقتی به رسپینا پیوستم با وجود همه تجربههای منفی که پیش از آن شنیده بودم، باز هم تصمیم گرفتم کار کنم. چیزی که بیش از همه آزارم داد، نبود احترام به نیروها بود؛ محیط کار پر از شلوغی و بینظمی بود و مدیران بهخوبی از عهده وظایف خود برنمیآمدند. منابع انسانی هم با صدای دروغپراکنی همراه بود و هر ویژگی منفی دیگری در اینجا به چشم میخورد. وقت و انرژیای که صرف کردم واقعا هدر رفت و این تجربه یکی از بدترین کارهای من بود.
دوست ندارم به تعابیر منفی اشاره کنم، اما تجربهام نشان میدهد که مدت حضورم در شرکت دادهپردازی رسپینا کمتر از یک سال بود و آخرین سال همکاریام ۱۳۹۹ بود.
در شرکت داده پردازی رسپینا تجربه من از مصاحبه یک کارشناس فروش بود. در طی فرایند استخدام با چهار نفر مصاحبه کردم؛ ابتدا با کارشناس منابع انسانی، بعد با مدیر منابع انسانی، سپس با مدیر فروش جایگزین و در نهایت با مدیر فروش اصلی که از سفر برگشته بود صحبت کردم. سوالات همواره درباره دلیل ترک شرکت قبلی، نقاط ضعف و مشابه آن بود. پس از اینکه از شرکتشان خیلی تعریف کردند، پایه حقوق را کم گرفتند و گفتند پرسانت عالی و بالا پرداخت میشود و بهازای هر پایان فصل پورسانت را پرداخت میکنند. من از شهریور وارد کار شدم و تا اسفند همان سال در مجموعه بودم، اما حتی یک تومان هم بابت پورسانت دریافت نکردم با وجود اینکه به هدفها دست میبردیم و وعده پرداخت مکررا توی بیانیهها تکرار میشد. وقتی دیدم وعدهها عملی نمیشود، تصمیم به استعفا گرفتم و حالا بیش از شش ماه است که تسویهحساب من انجام نشده است. تجربه من این بود که شرکت بهشدت بینظم، کار زیاد با حقوق پایین و پورسانتهایی که هرگز وصول نمیشدند، و در مجموع شبیه بیگاری عمل میکرد.
کار را با یک افتتاحیه تازه آغاز میکنم و به دنبال آن تجربه را به شیوهای دقیق، با ساختار نوین و لحن صادقانه بازنویسی میکنم. در روند مصاحبه، اول از همه با بخش منابع انسانی ملاقات داشتم و سوالاتی در کارنامهام مطرح شد تا مرا برای چالشها آماده کنند؛ صداقت اهمیت زیادی داشت چون دو مرحله مصاحبه بزرگ در این زمینه از زوایای گوناگون بررسی میشد. حدود یک ساعت به بررسی توسط تیم منابع انسانی اختصاص داده شد. پس از آن، بخش فنی مصاحبه برگزار شد و خوشحال بودم که هر دو بخش به صورت همزمان انجام شدند. سطح فنی مصاحبه نسبتا بالا بود و لازم است مفاهیم بهطور عمیق یاد شده باشند و هر تجربهای که تا به حال داشتید به تسلط کامل نزدیک شود. با دیدن سطح سوالات و چالشها فهمیدم که برای این پوزیشن نیاز به تجربه بیشتری دارم، اما برخورد مصاحبهکننده بسیار مثبت بود و حتی توضیحاتی در برخی مسائل فنی ارائه کرد که در مسیر آینده کمکم میکند. بهطور کلی برای جایگاه DevOps باید به لینوکس، پایگاه داده، شبکه و سایر مباحث تخصصی مربوط به حوزه کارتان تسلط عمیق و دقیق داشت و تجربیات متنوعی در این زمینهها داشت. توصیه میکنم دانش خود را از منابع انگلیسی استخراج کنید؛ منابع فارسی گاهی بهروز نیستند. همچنین سعی کنید هر آنچه دارید را بهصورت عمیق عملی کنید تا فقط از روال کار دور نباشید و به دنبال یادگیری عمیقتر باشید. تخصص واقعا بسیار مهم است.
در این شرکت مدت طولانی کار کردن هدف من بود و توانستم به طور تماموقت بمانم. سابقه من در رسپینا بین یک تا سه سال است و آخرین سال همکاریام در سال ۱۳۹۹ بوده است.
در آغاز مصاحبه، برخورد تیم منابع انسانی خیلی محترمانه بود و با آرامش کامل برخورد کردند. نخست، یکی از اعضای تیم منابع انسانی آمد و با طبعی آرام و رفتاری نرمال سوالات معمول را پرسید. سپس یک چالش برایم فرستادند و من آن را انجام دادم. بعد دوباره به جلسه با مدیر منابع انسانی رفتم که همچنان برخوردی آرام و دوستانه داشت. در ادامه با مسئول مربوطه صحبت کردم که او هم خیلی محترمانه و خوب بود. در مجموع حس مثبتی از این فرآیند داشتم و تجربه مصاحبه برایم رضایتبخش بود.
شرکت کارمندی نبود که اسمش رو بیارم. من در فرایند مصاحبه برای نقش پایتوننویس با دو بخش عمده روبهرو شدم و کل ماجرا خیلی طولانی نبود. اولین مرحله مصاحبه با واحد منابع انسانی انجام شد. برخوردشان دوستانه بود و سوالات رایج درباره دلیل جدایی از شغل فعلیم را پرسیدند؛ انگار انتظار داشتند شخصیت من را بتنجند و از چند و چون تجربههایم مطلع شوند. انتظارم این بود که مرحله اول فنی باشد، اما چنین نبود و نگاهشان خیلی سختگیر نبود؛ بیشتر بهدنبال القای یک برداشت از رفتار و ظاهر من بودند تا ارزیابی عمیق فنی. دو روز بعد، مرحله فنی برگزار شد. سوالات به زبان یا چارچوب خاصی وابسته نبود و درون خود بحثهای معنایی مشخصی وجود نداشت. چند نمونه از پرسشهای آن جلسه را بهخاطر میآورم: ۱- سوالاتی درباره معماری مایکروسرویسها مطرح شد؛ مثلا درباره شرایط استفاده از اپن سورس در سرویس جدید یا بازنوشتن آن. همچنین از وابستگی دادهها بین مایکروسرویسها و نکته «مایکرو سرویسها باید محتاط باشند» پرسیدند و روی این نکته تأکید عجیبی داشتند. ۲- در مورد اسکرام و نحوه برخورد با تستر سوال شد؛ رفتارهای تیمی و تعامل با لیدرها برایشان اهمیت داشت. ۳- درباره ریفکتورینگ صحبت شد و اینکه اگر در جایی اصلاحی انجام میدهم و به جای دیگری هم همان اصلاح لازم باشد، آیا آن را انجام میدهم یا نه. به نظر میرسید دنبال پاسخ خطی و دقیق بودن هستند. ۴- درباره اصول طراحی SOLID پرسیدند. ۵- سوالی نسبتا عجیب درباره مسیری از RESTful مطرح شد: در یک لیست از چندین گزینه برای یک Entity کدام را انتخاب میکنم و اگر بخواهم از آن لیست یکی را به فرم API تبدیل کنم، چه میشود. به نظر میرسید سبک این نوع سوالات دنبال ابزارگرایی و کنترل بیش از حد است و من فکر میکنم مسائل مهمتری هم وجود دارد که به این شکل پرسشها بیاهمیت جلوه میکند. این سبک سوالات برای من چندان جذاب نبود و واقعا انتظار مصاحبهای بسیار هیجانانگیز یا کامل را از دست دادم. در نهایت، تجربه برای من کمتر از انتظار بود، اما همچنان بخشی از فرایند را تشکیل میداد.
متأسفانه این شرکت برای من به شکل ناخوشایندی پیش رفت، اما من از همان ابتدا سعی کردم آرام باشم و با دقت به همه چیز نگاه کنم. تماس اولیه گفتند به چه مقدار حقوق فکر میکنم و من هم گفتم لول حقوقی چیست که هنوز مشخص نشده بود. بعد توضیح دادند که در چه سطحی ارزیابی میشویم و من گفتم تجربهای در زمینه مایکروسافت اکسچنج ندارم اما میدانم چطور نگهداری و پشتیبانی آن را انجام بدهم و حتی تجربه نصب مایکروسافت اسکایپ برای کسب و کار را دارم؛ چون قبلا آن را پیادهسازی کرده بودم. گفتند که باید نظرشان را بگیرند و قرار میگذارند تا حضوری صحبت کنیم. اما از آنجایی که گفتگو به سمت مسائل غیرمعقول رفت، گفتم بهتر است یک سوال ابتدایی پاسخ دهند تا من درباره شرایط همکاریشان توضیح بدهم و همچنین درباره سابقه من در سایتهای کاریابی سوالاتی مطرح شد که خیلی به نظر من حرفهای نبود. گفتم دوست ندارم بیایم و سفتهای بدهم بیآنکه واضح بدانم چه میخواهند، چون احساس کردم تجربههای من از این شرکت در سایتهای کاریابی منفی بازگو شده و آنها هم برای فشار آوردن از طریق شکایت اقدام کردند تا صدای خودشان را بالا ببرند. آنها گفتند باید بیایم و درباره این موارد صحبت کنیم، اما من با اینکه سابقه مصاحبه دارم و مشکلی با حضور فیزیکی ندارم، بهخاطر شرایط فعلی کاریم فکر کردم بهتر است حضور نرسم. در ادامه گفتند چون اکسچنج نصب نکردهام، شرایطشان را ندارم و همان موقع من با خودم گفتم که هزینههای نصب اکسچنج چقدر است و آنها پاسخ دادند که بچههایشان هر دو یا سه سال یکبار چنین نصبهایی انجام میدهند. گفتم هزینه نصب را میدانم و پرسیدم که وضعیت دقیق چیست، اما توضیحات آنها متناقض بود و در نهایت گفتند شرایطشان را ندارم و خداحافظ.
در جلسه مصاحبه، اولا دو نفر داوطلب کار با من صحبت کردند و شرایط کار را توضیح دادند؛ اما آن بحثها با انتظار من همخوانی نداشت و تصمیم گرفتم که به مرحله بعدی نروم. کار مفروض بیرون از سازمان و کار کردن با دکل به من گفتند و تأکید کردند که پشت دکل حضور دارم. رفتارشان خوب بود و از برخوردشان راضی بودم. روند جلسه نیز آرام و روان بود. نکتهای که برایشان مهم بود، نحوه رفتار با مدیران و سرپرست شرکت قبلی بود و از من خواستند تا شماره تماس آنها را هم بدهیم.
دوستانه به سوالهای مصاحبه DevOps پاسخ میدادم و توضیح میدادم که چرا شرکت قبلیم را ترک کردم و چه توقعاتی از جای جدید دارم. درباره نحوه رفتارم با مدیر اگر توجه لازم را نشان ندهد صحبت میکردم، اینکه چطور انگیزه میشوم و چگونه تشویقم میکنند، از جمله محورهای مطرحشده بود. همچنین به نقاط قوت و ضعفم میپرداختم و تأکید میکردم که صحت اطلاعات را بررسی میکنم. یکی از نکات کلیدی این بود که از من پرسیده میشود که تا چه میزان به شرکت و کارم اهمیت میدهم و چطور با دیگران و تیمها همکاری میکنم. اینکه چطور به چالشها پاسخ میدهم و کدام روالها را ترجیح میدهم هم در بحثها مطرح شد. از طرف مقابل انتظار داشتم که سوالات درباره تواناییهای من با دقت ارزیابی شود و به مفاهیم پایه و تخصصی مرتبط با DevOps تسلط داشته باشم.
رفتم دفتر منابع انسانی مصاحبه شدم مبنی بر اینکه چرا دارید از شرکت قبلی میاید بیرون شرکت خوب از نظر شما چه شرکتیه و اینکه یه امتحان ccna تستی ازم گرفتند و زنگ زدند که دوباره برم دفتر منابع انسانی و بعد دفتر فنی
مصاحبه من طی چهار مرحله انجام شد ابتدا مصاحبه با منابع انسانی که برخورد فوق العاده خوب و حرفه ای داشتن، سوالاتی در زمینه سابقه کاری، روحیات، آینده، علت ترک شغل قبلی و تجربیاتم در برخورد با مشکلات رو پرسیدن و من هم با صداقت به تمام سوالات پاسخ دادم. بعد برای مصاحبه با مدیر واحد فنی هماهنگ شد که از مصاحبه خیلی راضی بودم، سوالات برای من نه سخت بود و نه آسون، برخورد مصاحبه کننده بسیار عالی بود.دانش پایه خیلی اهمیت داره از نکات جالب مصاحبه فنی این بود که اگر سوالی رو نمیتونستم جواب بدم ایشون برام کامل توضیح میدادن. در نهایت با یکی از مدیران ملاقاتی داشتم که برخورد بسیار خوبی داشتن و در کل از روند مصاحبه خیلی راضی هستم. رسپینا یک شرکت حرفه ای و منظم به نظر من اومد و من در کل از روند استخدام و مصاحبه ها راضی هستم صداقت فراموش نشه، دانش فنی علاوه بر اجرا به صورت آکادمیک هم داشته باشین، اگر به دنبال نظم هستین توصیه میکنم کار در این شرکت رو در اولویت قرار بدین.
تو مصاحبه بیشتر همون سوالهایی رو میپرسیدن که با یه سرچ گوگلی میشه پیداشون کرد. از رییست چه انتظارهایی داری؟ چرا فکر میکنی برای فروش مناسبی؟ نقاط ضعف و قوتت چیه و… اون چیزی که حس بدی داشت این بود که اولا فقط یک نفر تو مصاحبه بود و اون یک نفر به هر دلیلی ممکنه از من خوشش نیومده باشه که حتی به جلسه دوم هم نرسید. به هر حال وقتی رزومه بررسی میشه یه چیزایی توش دیدن که دعوت به مصاحبه شدم مگر اینکه همه رو دعوت کنن که تقریبا یا بهتره بگم باید غیر ممکن باشه. مورد دوم اینکه فکر میکنم مصاحبه کننده اصلا از منابع انسانی نبود چون از گشت میزی که همه نشسته بودند و من داشتم از قسمت شیشه ای اتاق میدیدم بلند شد و یه فرم آورد و سوالارو از روش خوند و علامت زد و تمام. خلاصه مصاحبه خیلی غیر حرفه ای انجام شد.
تجربه خوبی نداشتم چون منافع شخصی را دخیل در منافع شرکت می کنند. ابتدای کار با شما برخورد حرفه ای دارند اما به تدریج تبدیل به رفتار غیر حرفه ای می گردد.
شما به عنوان یه کارمند روز اول فکر میکنید در جای درست حسابی وارد شدید. ولی مدیریت منابع انسانی یه خانم مسن هستند که مسئول پاچه خواری مدیریت هستند. معاون شرکت شخصیه که 17 ساله پاشو از شرکت بیرون نذاشته و طرز فکرش هم مال همون دورانه. خاله زنک بازی فرهنگ رایجیه که از مدیرعامل تا خدماتیش توش استااد هستند. فکرکن میری با مدیر ارشد یا منابع انسانی جلسه از حرفات وویس ضبط میکنن. یعنی هرچقدر هم حقوقش بالاتر از جاهای دیگه باشه(که نیست) اگر انسان سالمی باشید فشار روانی و هزینه تراپی که تحمل میکنید بسیار سنگین تر هست. فقط هم به فکر وجهه سازمان جلوی رقبا هستند . از لبخندای الکی تو عکس و فیلم تا برگزاری مراسم های ناموفق. نحوه پایان همکاریشون هم اینجوریه که یه روز وارد سازمان میشید و میبینید که راتون نمیدن بالا. و زنگ میزنن همکارتون وسایلتون رو بیاره پایین براتون.تسویه هم اگر خیلی جدی پیگیری کنید و هفته ای یکی دوبار مراجعه کنید بعد 7 8 ماه ممکنه دریافت کنید. اگر ذهن و روانتون براتون مهمه و انسان دروغگو خاله زنک و زیراب زنی نیستید به هیچ قیمتی وارد این سازمان نشید
رسپینا به دلیل داشتن مدیران نوپا و تازه کار که متاسفانه از وقتی چشمشون به دنیای بازار کار باز شده تو این شرکت بودن و اصلا محیط های دیگه رو تجریه نداشتن و ندیدن فکر میکنن که نحوه ی مدیریتشون به روز و عالیه در حالیکه بیشتر پرسنل بخاطر این مدیریت از شرکت میرن . از فرآیند استخدام گرفته تا استعغا برخوردها بسیار سطح پایینه کارمندا همه سطح پایین که تازه وارد هستن و رفتار غیر حرفه ای دارن هیچ طرح حمایتی از پرسنل ندارن همه واسه جیب مدیر عامل تلاش میکنن که مدیر عامل کوچکترین ارزشی واسه کارمنداش قائل نیست و این موارد رو به مدیرای دیگه پاس میده مدیرای واحدا ظاهری باهم خوبن ولی تا میتونن پشت سر هم حرف میزنن و شایستگی های نداشتشونو زیر سوال میبرن مدیرا تو واحد کنار پرسنل نشستن اما باز تو دوربین پرسنل رو چک میکنن (واقعا بیکارن ) مثل پادگان بچه هارو بابت 5 دیقه تاخیر سوال جواب میکنن
اوایل 1400 بود برای سمت کارشناس Nocرفتم شرکت رسپینا اول یک کارشناس منابع انسانی باهام مصاحبه کرد فوق العاده حرفه ای و همه جوانب و شرایط کار هم توضیح داد واقعا تنها مصاحبه ای بود که خیلی سوالات حرفه ای پرسیده شد ازم در کل از جو رسپینا خوشم اومد بعد رفتم دفتر توانیر با مدیر noc مصاحبه شدم اونم عالی بود منتها محل کارم استعفام و نپذیرفت با حقوقی که میخواستم موافقت کردن و محل کار سابقم موندگار شدم تا امسال چون دلم با رسپینا بود مجدد رزومه ارسال کردم و سریع هم دعوت شدم برای سمت سرپرست NOC ،رفتم اولش باز کارشناس منابع انسانی باهام مصاحبه کرد که مزخرف ترین مصاحبه عمرم بود کسی که حتی از رو نوشته ای که دستش بود نمیتونست بخونهدر کلا هم انگار داشتم بازجویی میشدم خودش وسط حرفاش توپوق میزد یهو سوالات شخصی میپرسید که خیلی شخصی بود واقعا مونده بودم به رفتار اون خانم...... بعد مدیر منابع انسانی اومد خانم مسن که صلاح نیست حرفی راجعبش بزنم فقط به حرمت سنش و الا از واجبات بود یه دعوا باهاش کنم .....بعد حقوق و گفتن که از حقوق فعلی خودم خیلی خیلی خیلی پایین بود که اصرار بیاین شما ...حقوق و افزایش میدیم که اخرم گفتن وقت دارید مصاحبه فنی شید گفتم خیر راغب نیستم *نمیدونم چه اتفاقی برای این شرکت افتاد ولی چندسال پیش واقعا اون حس و حالی که دیدم اصلا تو اون فضا نبود........
اگر هیچ سابقه کار نداری و دنبال کسب سابقه هستی تازه دانشگاهت تموم شده پیشنهاد میشه یکسال باشی و بیایی بیرون البته تو اون یکسال خیلی محتاط باش تا نندازنت بیرون فقط به خاطر اینکه سابقه کسب کنی مزیتی که فقط داره حقوق خیلی کم که از همه جا پایین تره به موقع میدن فقط برای اینکه تازه اول جونیته خرج کرایه بدی و بری بیایی خوبه و بیمه دارن همین. و الا محیط کاری واقعا کسل کننده مدیران بی کفایت که با هر کی حال نکنن میگن نیا مرخصی هم که حقته، دو روزبخوای بگیری کلا یه کار میکن از زندگی سیر شی.کلا هم عین ربات باید باشی و الا کسی که سابقه کاری داره به هیچ عنوان رسپینا نیاد کلاهشم افتاد نیاد در این حد جهنمه سر مصاحبه میگن هر چی شما بگین حقوق و بعد روز قرارداد هم میگن ببخشید حقوق همینه کلا مریضن ........
من تو این شرکت چهار سال مشغول بکار بودم از زمانی که خانم ... که خانم پیری بودن مدیر منابع انسانی شدن به جای اینکه پر از تجربه بود به قول خودش، فضای امن و ارامش و ایجاد کنه تو منابع انسانی، فضای کار ما شده بود پر از استرس چه برسه به واحدهای دیگه...جرات حرف زدن سوال پرسیدن از همکارمون جرات چک کردن گوشی جرات هیچ کاری نداشتیم دقیقا عین ربات باید به صفحه کامپیوترمون فقط نگاه میکردیم به هیچ عنوان نباید جویا از واحدهای دیگه میشدیم ناسلامتی منابع انسانی بودیم و باید همدل بچها میشدیم ببینیم مشکلی دارن یا نه،زمانی که میخواستیم نیرو بگیریم ایشون میگفت تو مصاحبه عددی که میگه رو اوکی بده بعد بنده خداها میومدن سر قرارداد ما میگفتیم ببخشید رقم اینه بنده خدا استعفا داده با اون رقم پیشنهادی خودش اومده بعد ما میگفتیم رقم اینه دقیقا فقط ما رو بده میکرد جلو مردم بعد خودش همش میگفت اگه طرف قبول نکرد خواست من و ببینه بگو من جلسه م در این حد بیشعور....و ایشون کاملا عین یه حیون که فقط منتظر بود خطا کنی هر روز صبح میومد میگفت فقط نیرو بگیرید مهم نیست تجربه داره یا نه کسی باشه فقط حقوق کم بخواد اصلا هیچی براش مهم نبود فقط میخواست دهن مدیر عامل بسته باشه علاوه بر اینها زنگ میزد به مدیر واحدهای دیگه میگفت از هر کی راضی نیستی بگو بندازمش بیرون که البته تو کرونا اسفند1400 با بچها قرارداد هم بست اواخر اسفند 50 نفر بدون دلیل انداخت بیرون و بعد گفت نیازی نداریم قشنگ عید به اون اقایونی که اکثرا زن و بچه داشتن زهرمار کرد من نهایت چندماه با این خانم کار کردم و بعدش استعفا دادم.
استخدام در داده پردازی رسپینا
از مجموع ۳۱ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۳۱ مورد تجربه کاری و ۰ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۰٪ از کاربران داده پردازی رسپینا را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۳۱
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۰
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۱.۰ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۱.۰ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۱.۰ از ۵
- برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی داده پردازی رسپینا مراجعه کنید.
سؤالات متداول درباره داده پردازی رسپینا
آیا داده پردازی رسپینا در حال استخدام است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از داده پردازی رسپینا ثبت نشده است. اولین نفر باشید که تجربه استخدام را به اشتراک میگذارد.
تجربه کاری در داده پردازی رسپینا چگونه است؟
بر اساس ۳۱ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۱.۰ از ۵ است؛ ۰٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در داده پردازی رسپینا چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در داده پردازی رسپینا از نگاه ۳۱ کارمند: ۱.۰ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در داده پردازی رسپینا چطور است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از داده پردازی رسپینا ثبت نشده.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت
من توی شرکت فیتو به عنوان کارگر بستهبندی کار کردم. تجربهام از این کار خیلی ناامیدکننده بود: شیفتهای طولانی دوازده ساعته بهقدری فشار میآورد که پاها ورم میکرد و وقتی میرفتم خانه خسته و بیجان میشدم. اگر در زمان خلو
مدتی کار پشتیبانی را تجربه کردم و برایم پر از خاطرههای خوب بود. حدود یک سال در مجموعهای با تیمی متشکل از سی نفر کار کردم و حضور همکاران واقعا لذتبخش بود. مدیر بخش فردی مهربان و همدل بود و یکی از همکاران فنی همواره با
در این شرکت انتظار میرفت پروژههای بزرگ و بینالمللی را با استفاده از بهروزترین فناوریها پیاده کنم و همواره در کنار فنّاوری روز باشد؛ اما حقوقی که میگرفتیم به ریال بود و با سطح مسئولیت و تخصصی که داشتم همخوانی چندانی
من سالها با محیطهای کاری متفاوت کار کردم و تجربهام از مانا نگر اینطور بود که فضای داخلی شرکت بیشتر به جای کار و صلاحیت، به روابط و چاپلوسی متمایل است. با ورود مدیران ارشد، فضای سازمانی به شکلی ناگفته تغییر میکند و ب
در جلسهٔ نخست، دربارهٔ شرکت و دستاوردهایش حرف زدیم و اینکه چند نفر در تیمش حضور دارند را مرور کردم؛ سپس با کار، وظایف و امکاناتی که ارائه میدهند آشنا شدم. خروجی از آن مصاحبه برایم خیلی دلچسب بود؛ به هیچوجه احساس خستگی
مصاحبه فنی خوب بود تیم لید آدم محترمی بود سوالای خوب و حرفه ای اکثر سوالات رو جواب دادم و تایید مرحله بعد رو گرفتم که بعد از حدود یک هفته تماس گرفتن برای مصاحبه hr .تو جلسه سوالات کلیشه ای پرسیدن که خودتو معرفی کن و چرا