بی عدالتی و پارتی بازی توی این شرکت بیداد میکنه. فقط افراد بیسواد و بی لیاقت با پارتی میان بالا. از فساد مدیران که همه میدونن. حق کارکنان هم به شدت پایمال میشه. با این وضع تورم بعد سه چهار سال هم تسویه حساب نمیکنن. یه مشت دزد بی لیاقت
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در فناوری اطلاعات ناواکو، صنعت کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت، تهران: بر اساس ۴۴ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۲.۱ از ۵؛ ۱۸٪ از کاربران فناوری اطلاعات ناواکو را به دیگران توصیه میکنند. ۴۴ تجربه کاری و ۰ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
ناواکو و بانک مسکن را میتوان از منظر تجربههای ثبتشده به عنوان محیطی با فضای کار ناهمگون توصیف کرد. چند تجربه نشان میدهد که فرهنگ سازمانی در این شرکت به شدت تحت تاثیر روابط و ارتباطات است و برخی از کارکنان از فرصتهای رشد علمی و تخصصی به دلیل حضور افراد با روابط خانوادگی یا پارتی بازیهای مدیریتی مصرف میشود. در عین حال، برخی جانب مثبت تجربهها را هم گزارش کردهاند؛ بعضی افراد از امنیت شغلی نسبتا خوب و امکان استفاده از وامها و مزایای بانک مسکن سخن میگویند و برخی برای شروع کار یا مسیر کاری پشتیبان تا توسعه مهارتهای فنی از ناواکو بهره بردهاند. با وجود این، تکرار تجربههای منفی درباره رفتارها، توهینها و فشارهای کاری نشان میدهد که محیط کار برای افراد با قابلیتهای بالا میتواند محرک باشد یا به فرسایش شغلی منجر شود. برخی از کاربران تأکید میکنند که نبود ثبات مدیریتی و وجود تیمهای مشاوران متعدد، بر جذابیت شرکت تاثیر منفی گذاشته است. در حوزه تجربه مصاحبه، روند استخدام به نظر برخی متین و منظم میرسد و ایفای نقش میتواند بستگی به تیم و پروژه داشته باشد. کلیدواژههای تجربهی کار در، فرهنگ سازمانی، مدیریت، حقوق و مزایا، مصاحبه استخدامی و محیط کار در این بازنویسی بهخوبی به کار گرفته شدهاند.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
در کمال ناباوری ، با تدبیر هوشمندانه مدیرعامل بانک مسکن و مشاورانش ، شب عید مدیر عامل جدید ناواکو انتصاب شد و مدیرعامل ( دلقک ) روانی ناواکو که تحت حمایت شدید حراست و یکی از اعضای هیات مدیره بانک مسکن بود ، شب عید برکنار شد و محیط پرتنش ناواکو که توهمات بچگانه و رفتارهای زننده مدیرعامل در دو سال اخیر باعث اخراج همکارای متخصص قدیمی و باسابقه ما بود ،بعد از عید به یک محیط آرام تبدیل شده که امیدواریم مدیران و کارکنان باسابقه ناواکو که اکثرا سال قبل رفتن ، دعوت به کار بشن . شرکت ناواکو با طرح هلدینگ و مدیرعامل منطقی با تجربه بالای شرکت های فناوری بانکی و مشاوران باسوادش ، کلیه کارکنانو به آینده امیدوار کرده
مدیرعامل محترم بانک مسکن تاکی خودتونو به خواب زدین، مدیرعامل گروه مالی بانک مسکن شما چطور! چرا تا کارمندا شون درمیاد همه میگن این شرکت مال دولته! پس دولت کجاس که یه طیف خاص منتصب به یک معاون برکنارشده در بانک دارن خزنده خزنده شرکت رو چپاول میکن و جولان میدن تا دوباره راه بخور بخورشون شروع بشه... آقایون بیدار شین بیدار نگین نگفتین
اگر دنبال یک حقوق بخور و نمیر هستی که امکان رشد شغلی نداری و فرهنگ سازمانی پایین و از دست دادن بار علمی خودت در شغل همراه با تحقیر و توهین کارمندان بانک در پروژه هایی که با بانکدر تماسی ناواکو حتما جای ایده الی هست . من ماندم چرا بانک مسکن بودجه بیت المان را هدر می دهد
من واسه مصاحبه رفته بودم توی این شرکت، برخوردا خیلی خوب بود حتی با مدیر اون پروژه هم مصاحبه داشتم با این که منو نمیشناخت خیلی کمکم کرد، نه فقط من چون توی اون اتاق که بودم نفرهای قبل من هم که مصاحبه داشتن میشنیدم به اونا هم خیلی کمک میکردن. من چون موقعیت کاری بهتر داشتم نتونستم برم ولی واقعا از نظر روند کارهای استخدام خیلی منظم بودن.
ناواکو برای یادگیری یه شرکت خیلی خوبه مخصوصا واسه آدمای جونیور و تازه کار. طرف اومده بود تو شرکت واسه یه پوزیشن اداری، بعد از یه سال و نیم الان برنامه نویس شده و کلی مدرک تخصصی گرفته واسه کارش. حتی مورد بود که از حراست بعد از یه سال و نیم زحمت رفته بود توی مانیتورینگ و شبکه یا شاید کسی باور نکنه حتی از خدمات هم انتقال به واحدهای دیگه مشاهده شده که طرف رو رفتن کمکش کردن لیسانسشو گرفته رفته بخش متناسب با مدرکش. یعنی خلاصه بگم اگه کسی با استعداد و علاقمند باشه خیلی میتونه خوب تو اینجا یه تخصصی پیشرفت کنه.
سلام من حدود سه سال تو این شرکت کار کردم و دارم این نظر و با مقایسه بین شرکت های دیگه ای که توشون کار کردم یا پروژه داشتم میگم، از نظر فضای کاری خیلی محیط فرندلی و دوستانه ای داره و من توی جاهای دیگه که رفتم یه حس تعلق هنوزم بهش دارم. از نظر حقوق و مزایا هم نسبت به خیلی از شرکت های دیگه بهتر نباشه بدتر نیست. یه مقدار فقط از نظر مسافت و دسترسی مشکل داشت اونم حدود دوساله که جابجا شدن رفتن سعادت آباد.
به نظرم یسری از کامنت ها واقعا کم لطفی هستش خدایی... ناواکو زیرمجموعه بانکه و تمامی مزایای بانکو داره، خود من به شخصه 4 تا وام بالای صدمیلیون گرفتم از شرکت با پرداخت ماهانه کمتر از 200 هزار تومن، خداوکیلی کدوم شرکتی همچین مزیتی داره؟؟؟ خود بانک چون دولتیه نمیتونه حقوق بالا برای پرسنل ببنده و تمام مزیتش به مزایاییه که داره حالا فک کن این شرکت زیرمجموعه بانکه و هم حقوق خوب میبندن چون دولتی حساب نمیشه و هم مزایای بانکو داره. چرا اینا گفته نمیشه؟
با تایید نظرات قبلی فقط می تونم بگم نابود .. هم موقع رفتن دچار مشکل شدم ، هم موقع کار ، حالا هم که اومدم بیرون سنوات که سهله آخرین حقوقم هم ندادن ( لجبازی ) کارم به شکایت کشیده ... نه حقوق مزایا داره ، تکنولوژی های استفاده شده نابود و قدیمی ( به جای اینکه آپگریت شین دان گرد میشین ) ، جو استرس و اعصاب خوردی ( توی 6 ماه 4 بار معاونت عوض شد ) ، به صورت خیلی کلی حیات خلوت بانک نابود مسکن ...
شرکت!!!! ناواکو یه تیمارستانه **** داره که مثل اسمش بچس! نه فهم داره نه شعور! نه درک داره نه احساس! آدما براش مثل کالا میمونن نه حرمت حفظ میکنه نا شان بابا کارمند جماعت به درک حرف خودشم برا خودش پشمه! فک میکنه بازی یه روز بهن میگن مسئول دفتر این مدیری! فردا بهت میگن نه برو اون واحد! پس فردا با مدیر دعواش میشه میگه حالا برو ط۳!
شرکت نابود شده، من ۱۲ سال اونجا کار کردم هر سال نودمو گول زدم تا اخرش هم بهم ثابت بشه هر روز بد تر از دیروزه، نمک نشناسی بدون بار فنی و بی هدفی و مدیریت بسیار ضعیف از نشانه های بارز این به اصطلاح شرکته، اگه میخوای عمرتو هدر بدی فقط یه حقوق بخور نمیر بدون نظم بگیری و یه گوشه بشبنی بهترین جاست فقط باید تحمل توهین های مدیریت و منابع انسانی هم داشته باشی هر کی روابطش بچربه بقیه رو نابود میکنه هر کی نتونه یا تحمل میکنه یا با ناراحتی و خشم جدا میشه تا شکایتم نکنی سنوات در کار نیست
سلام من تجربه کار کردن اونجا ندارم تجربه مصاحبه دارم که براتون می گم یه فرم فرستادن که پر کنم بنده هم اعتراض کردم که وقتی رزومه ام هست چرا باید فرم پر کنم؟گفتن مدیر عامل اینو میبینه و باهاتون مصاحبه میکنه،من گفتم همین اول کار که مدیر عامل نمیان باهام مصاحبه کنن،شما اجازه بدین من مرحله اول مصاحبه ام که تموم شد بعدش چشم براتون پر میکنم گفتن نه ما روالمون همینه گفتم خب روال اشتباهیه...خلاصه من قبول کردم فرم پر کنم، فرم مشکل نگارشی داشت و حتی یه جاشم به جای دانشگاه نوشته بود موسسه آموزشی... بگذریم من رفتم مصاحبه که تو یه اتاق که فکر میکنم برای مدیر منابع انسانی بود نشستیم، خانم خوش برخوردی بودن دوتا آقا هم بودن که فکر میکنم یکیشون مدیر فنی یا مدیر شبکه بودن، متاسفانه هیچ کس خودشو بهم معرفی نکرد و سوالات فنی پرسیدن ، اون آقای که مدیر نبودن میخورد انسان معتدلی باشن، اون آقای دیگه هم یکم همون اول کار میخواستن چکشی برخورد کنن که من براشون روشن کردم که تو سن و سال من قرار نیست اینجوری کار کنیم خانمی هم که مسئول منابع انسانی بودن خوش برخورد بودن و یه سری توضیحات بهم دادن موقع رفتن هم تو آسانسور بچه هاشون گفتن اصلا وارد اینجا نشو بعد که اومدم نظرات اینجارو دیدم و از یکی دو نفر دیگه هم سوال پرسیدم فهمیدم اوضاع شرکت چقدر بهم ریخته و بی حساب و کتاب هست
همه ی مواردی رو که دوستان گفتن رو تایید می کنم می تونم بگم ننگ و مایه ی شرم ۱۲ سال سابقه ی کاری من کار در این شرکت بود... فقط در مورد بچه های شرکت بگم که کسی اگر خوب باشه واقعا نمی تونه تو این شرکت کار کنه به عنوان مثال ****** بانک... دیگه نگم بچه ها خودشون می دونن ...
دیدید گاهی تو بازیهای کامپیوتری به باگ میخوری، مثلا تو آسمون یا قعر اقیانوس معلقی، ماشینت گاز میخوره ولی حرکت نمیکنه، نمیتونی پیاده شی، بعد همه دکمهها رو میزنی و اگه احیانا یه باگ دوم رو تجربه کنی، دیگه اون هم تو پاچهته؟ همینه تا باتری لپتاپت تموم شه. به ناواکو خوش اومدی دوست من :) ناواکو لپتاپ نیست و کیسه؛ به UPS بانک مسکن وصله و خاموش نمیشه. یه کشتی شکستهست که با پول تمومنشدنی یه بانک دولتی جون بینهایت داره و تا الان محو نشده. افراد معدودی میدونن چه شدید تو پاچهشونه و تا گیرن ناراحتن، و عمده سایرین به همزیستی رسیدن. زمان کارها (حتی امور ساده اداری) نامعلومه. یعنی اگه در حالت تعادل یه حقوق نسبتا منظمی برات بیاد و راضی باشی، لزومی هم نداره کار خاصی بکنی (اساسا چون شرکت فشله و هیچ پیچ و مهرهای با هم درست کار نمیکنن که بتونن بندازنت بیرون. مثلا قهوهخونه قنبر که سازمانی عریض و طویل نیست، کارها توش درست و سریع انجام میشه؛ اما فناوری اطلاعات ناواکو چون «سازمان» بزرگیه و بوروکراسی داره، در کنار گشادی و بینظمی و حق داشتن نسبی کارمند برای اینکه کاری نکنه، نه اندازه قهوهخونه قنبر خروجی داره، نه اندازه اوس قنبر توانایی اجرایی داره). حالا ممکنه فکر کنی چه بهشتی. اما تا اینجا عذاب جنیفر لوپز بود! نوبت تو هم میرسه. اینکه وسط ماه یه بامبول مالی یا حقوقی دربیاد، یا بر مبنای جنبش مولکولی یهو یه مدیریت کن فیکون بشه، یا یه چوب شکسته کشتی بره تو پهلوت، دیگه رفته! حالا نامهنگاری و پیگیری کن که دربیاد. یه خط قرمز هر شرکتی هم اینه که برای عدم پرداخت حقوق/سنوات/تسویه ازش شکایت شده باشه. خط قهوهای اینه که عادت داشته باشه پول رو نده و ازش شکایت بشه و سر شده باشه. خط سیاه اینه که شرکت دولتی باشه و تو صنعت بانک و پرداخت باشه و این محاسن رو هم داشته باشه. از آبدارچی و برنامهنویس و نیروی اداری، تا مدیر فنی و مدیرعامل، باید احمق باشی که فکر کنی میتونی تغییر معناداری (به جز تخریب جسم و روان خودت؛ میگم جسم چون پرسنل خدماتی جانباز هم میدن) بدی. چرخه طبیعت ناواکو هضمت میکنه. اگه دیدی کسی میگه نمیدونم بشه یا نشه، راست میگه؛ اگه دیدی مطمئن حرف میزنه که ال میکنم و بل میکنم، یا دروغگو و شارلاتانه، یا خیلی احمقه و به فنات میده. اگه نرفتی، نرو. اگه میخوای تو یه تنبلخونه دولتی شانستو امتحان کنی، ورود بهش رو امتحان کن. ورودت ممکنه از یک تا چهار پنج ماه طول بکشه. تعریف اثر انگشتت و تخصیص یوزر پسورد دامین بهت ممکنه از یک روز تا یکی دو ماه طول بکشه. تو این مدت یهقل دوقلهاتو بازی کن و سیرک رو تماشا کن و به کارهای دیگهت برس. بلند حرف نزن؛ علت داره که افراد درونیاتشون رو بروز نمیدن. بعد نهایتا اگه تثبیت شدی، ببین کجای کشتی افتادی؛ اگه ستونی چیزی توت نیست و فعلا از حقوقت راضیای و تا آخر سال هم اگه با بامبولهای مختلف درصدهایی ازش بزنن، خیلی برات بد نمیشه، فعلا بمون. ولی در نظر داشته باش هر قدر میمونی و سنوات و ... که طلبکاری رو داری سرمایه آخرتت میکنی و معلوم نیست کی نقد بشه. در آخر اینکه کار نکن؛ گاهی یکم ادای کار کردن دربیار.
من در این شرکت ۴ ۵ سالی کار کردم اول اینکه همش قانون و ساعت کار تغییر میکرد و یه روز میگفتن ۶ صبح یه روز ۷یه روز ۸ بیایید سرکار دوم بعد یکی دوسال وام میدن بهتون اونم ۵۰ تا ۱۰۰ تومن و چندتا ضامن باید معرفی کنی سوم پروسه استخدام ۳ماه زمان میبره و تکلیفت معلوم نیست تا لحظه آخر چهارم محل شرکت تغییر میکرد یهروز میرفتن سعادت آباد یه روز مطهری یه روز توپخونه پنجم مزایا و حقوق دستکاری میشد به فناوین مختلف ششم مدیر عامل در ۵ سالی که اونجا بودم ۶ بار عوض شد و بخور بخور بشدت بالا بود هفتم تنها خوبی این شرکت اینه که چون خرتووخر بود میتونستی کار نکنی هشتم بعد ۲ سال تسویه پول سنوات میدن و باید با شکایت پولت رو بگیری نهم در شرکتهای بانکی کمترین مزایا و امکانات رو داره دهم موقع تسویه حساب وام رو به حالت عادی برمیگردونن و باید قسط ۳ ۴ برابری بدی خلاصه شرایط کار در این شرکت افتضاح هست
من تا حالا تو این شرکت کار نکردم ولی تجربه خوبی تو روال مصاحبه نداشتم روز اول که رفتم مصاحبه 3 نفر باهام مصاحبه کردن که حتی نمیدونستن باید ازم چی بپرسن.... یکی از مصاحبه کننده ها به بغل دستیش یواش گفت که یه چند تا سوال سریع طرح کن که ازش بپرسیم..... بعد از این مصاحبه یه دونه جلسه دیگه هم گذاشتن که بازم هیچ چیزش نرمال و استاندارد نبود و دقیقا عین همون مصاحبه اول بودش ولی رفتارشون خیلی مودبانه و انسانی بود... این مصاحبه که تموم شد بعدش فرستادن یه مصاحبه با منابع انسانی انجام بدم با شخصی که مصاحبه کردم نگاهش طوری از بالا به پایین بود که انگار من به زور رفتم اونجا ولی در همون حالت هم باز یه طوری رفتار میکرد که انگار همه چیز خوب و ایده ال هستش کلا دوگانگی تو کلام و رفتار و شخصیتش خیلی اذیت کننده بود.... این مصاحبه که تموم شد یه مصاحبه با حراست هم چند روز بعدش برام گذاشتن... دوباره همون سوالای الکی و پوچ و بیهوده بعلاوه کلی مسایل عقیدتی سیاسی و اجتماعی و از این جور مزخرفات ازم پرسیدن که حتی نمیتونم درک کنم که چرا باید به همچین سوالایی جواب بدم یه اطلاعاتی ازتون میگرن که حتی باورشم نمیکنید... اخر سر برای شروع همکاری تماس گرفتن و یه حقوق فوق العاده پایین گفتن وقتی بهشون گفتم چرا انقدر پایین گفتن که تا دلت بخاد میتونی اضافه کاری کنی .... کلا بی خیال شدم....
واقعا جای مزخرف با حقوق پایین و خارج از حد عرف هستش حتی ساده ترین موارد هم رعایت نمیشه و پروسه استخدام فوق العاده طولانی و زمان بری داره اصلا پیشنهاد نمیکنم که حتی بهش فکر هم کنید
دوست داشتم یکی دو خط درباره تجربهام بگم تا شما بدونید به چه جایی نرید. من در شرکت ناواکو به عنوان برنامهنویس کار میکردم و به طور کلی فضای سازمانی را پر از چالش میدیدم. ساختار شرکت بر پایه روابط شخصی استوار بود و از مدیرعامل تا پایینترین سطح، به دلیل این روابط به پستها رسیده بودن. بیشتر مدیران سطح پایین کارکنان معمولی یا حتی کمصلاحی بودن که از طریق چاپلوسی جایگاهی به دست آوردن. چیزی که به چشم میاومد این بود که گاهی مدیران بدون دلیل رفتار تند یا حرف غیرفنی میزدن و از طرفی تبعیض هم وجود داشت و از کارکنان انتظار داشتن تا تأیید رفتارشون کنن. مثلا مدیر زیرساخت که حتی مدرک کامپیوتری هم نداشت، یه بار با یکی از همکاران سر اینکه چرا اون شخص داکیومنت فنی میخونه دعوا کرد. وجود داد و هوار و اتهام زدن به کارکنان برایم عادی شده بود. در کنار اینها، بهتر بود هیچوقت ظاهر حرفهای از خود نشان ندی چون اثر رفتارشون در کار و روانی افراد به شکلهای مختلف خودش رو نشون میداد. وقتی به مدیرها پاسخ منفی میدادیم یا چیزی بیش از بله قربان نبود، بعدا در کار یا فضای تیمی ضربههای سنگین میدیدیم یا حتی شاید بدون اطلاع قبلی به تیم دیگری منتقل میشدی. خیلی وقتها هم میدیدم که اگر از یک مدیر بیشتر میفهمیدی، به خاطر این موضوع فشار میآوردن. پایان هر سال هم تعدادی از کارمندانی که به اندازه کافی از نظر مدیران محبوب نبودن خاموش میشدن تا چرخه ارتباطی مدیران با زیردستان حفظ بمونه. از نظر فرهنگی، فضای سازمانی تا حد زیادی مذهبی بود و انتظار میرفت که افراد اصول اخلاقی و موازین رو رعایت کنن. حقوق هم معمولا بالا یا حتی متوسط نبود و افزایش حقوق در میانسال معنی خاصی نداشت. با وجود همه اینها، تجربه من اشتباهی بود که دوست دارم شما تکرار نکنید. در نهایت، از وقتی که داشتم در این شرکت بودم خیلی پشیمونم و امیدوارم شما این مسیر رو تجربه نکنید.
من با وجود اینکه در این شرکت تجربه کردم، باید به صورت روایتی واقعی و با زبان ساده بیان کنم. در محیط کار، احساس میکردم فضای بازی و حاشیهای زیاد است و رفتارهای نسبتا شبیه به شایعهپراکنی و پشتسرهمی وجود دارد. برخی افراد به جای تمرکز روی کار، به دنبال کنترل و زیرسوال بردن پروژهها و تیمها بودند و این رویکردها احتمالا به تیمها و پروژهها ضربه میزد. مدیران پس از بازنشستگی یا انتقال، اعضای تیم خود را به ناواکو میآوردند و هر کس با نگاه مستقیم به کار دیگران، واکنشهای مختلفی نشان میداد. در نتیجه فضای همکاری کمتر آرام و ساختارمند بود و شخم زدن و نقب زدن به کار دیگران به نوعی عادی به نظر میرسید. با این حال، من تلاش کردم روی کار خود تمرکز کنم و از تجربهها و یادگیریهای فنی بهره ببرم تا بتوانم در پروژههای بکاند نقش موثر ایفا کنم.
برای من این شرکت هیچکمکی به نیروها ارائه نمیکرد و از امکانات رفاهی یا ابزارهای لازم کاری خبری نبود. مدیریت انتخابشده هم اغلب به چالشطلبی علاقهای نشان نمیداد و بیشتر سعی میکرد رضایت مدیران ارشد را جلب کند تا به نیازهای تیم بیتفاوت باشد. در مورد حقوق و مزایا، مسیر رشد پروژه و امکانات شناوری هم چیزی که انتظار داشتم دیده نمیشد. آنچه بیش از هر چیز برایم ناامیدکننده بود، نبود خروجی مشخص و عدم رونق در مسیر پروژهها بود.
استخدام در فناوری اطلاعات ناواکو
از مجموع ۴۴ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۴۴ مورد تجربه کاری و ۰ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۱۸٪ از کاربران فناوری اطلاعات ناواکو را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۴۴
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۰
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۲.۱ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۲.۱ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۲.۱ از ۵
- برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی فناوری اطلاعات ناواکو مراجعه کنید.
سؤالات متداول درباره فناوری اطلاعات ناواکو
آیا فناوری اطلاعات ناواکو در حال استخدام است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از فناوری اطلاعات ناواکو ثبت نشده است. اولین نفر باشید که تجربه استخدام را به اشتراک میگذارد.
تجربه کاری در فناوری اطلاعات ناواکو چگونه است؟
بر اساس ۴۴ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۲.۱ از ۵ است؛ ۱۸٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در فناوری اطلاعات ناواکو چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در فناوری اطلاعات ناواکو از نگاه ۴۴ کارمند: ۲.۱ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در فناوری اطلاعات ناواکو چطور است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از فناوری اطلاعات ناواکو ثبت نشده.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت
کار کردن اینجا برای من تجربهای بود که از خیلی جهات با انتظاراتم همخوانی نداشت. حقوقی که میدادن با کارِ واقعاً خواسته شده همسویی نمیکرد و معمولاً ازم انتظار میبردن نقش واسطه بین والدین و تیمهای مختلف را ایفا کنم. و
برای چهار سال کنار این مجموعه بودم و روزهای پرتلاشش برای من تجربهای پر از رشد بود. آدمهای بااستعداد زیادی در آنجا حضور داشتند و واقعاً فضای حرفهای و انگیزهبخش را میساختند. برای دوستانی که دنبال کار هستند، آرزوی موفق
دو ماه طول کشید تا کل روند مصاحبهام با مجموعهای از پنج مرحله به پایان برسد. امروز وقتی گفتن رزومهام قابل قبول نیست، ازم خواستن به جلسهای بیایم تا درباره روند مصاحبه نظر بدهم. گفته بودن پس از این جلسه بازخورد میدهند
مدیر بسیار بچه ست، و به شدت هیجانی، اصلا مدیریت بلد نیست، عین خانوما رفتار میکنه، کوچه بازاری هم هست و بسیار بد دهن. مدیر محصول یک شت به تمام معنا، اصلی مدیریت بسیار لجن و کثیف. بسیار زیر آب زنی وجود داره، شرکت خانوادگی
برای من این کار رو مجبور شدم انتخاب کنم فقط وقتی که گزینههای دیگهای نبود. حقوق کم بود و فضای کار خیلی سرد و خشک بود و از هم نوعی ارتباط واقعی احساس نمیشد. مدیرا برخوردی داشتند که انگار من اختیار ندارم و مثل این بود که
در این مجموعه حس تیمی بودن واقعاً به خوبی احساس میشد و با همکاران رفتار صمیمی و گرمی داشتم. حقیقتاً از کار کردن لذت میبردم و زمان چهاردیواری کار بارها با سرعت میگذشت. از این تیم و فضای کاریشان قدردانی میکنم و خوشحال