در ابتدا باید بگویم که وقتی صفحه را دیدم، فهمیدم دوستان و همکاران سابق نظراتشون رو گذاشتن و من هم خواستم تجربهام را بنویسم تا کمی از این حال خارج شوم. قرار نبود به خاطر یادآوری خاطرات تلخ بیافتم، اما نشد که نشد. همانطور که واحد تحقیق و توسعه تازه شکل میگرفت، تیم نسبتا کم بود و خیلیها تازه کار را شروع کرده بودند. به خاطر دارم دو نفر به جمع اضافه شدند؛ یکی رییس نرمافزار و دیگری رییس ایسیو. با حمایت بیحد و حصر مدیر تحقیق و توسعه و پولهایی که دریافت کردند، خیلی سریع اوضاعشان تغییر کرد: خانهای در تهران خریدند، هر روز لباسهای نو میپوشیدند و ظاهرا تغییرات زیادی در زندگیشان رقم خورد که بهطور واضح دیده میشد. رئیس نرمافزار را هیچوقت نادیده نمیگرفتم که پشت میز بنشیند و ساعات پرکار بگذرانند؛ بیشتر وقتش صرف چاپلوسی به مدیر و گرفتن امتیاز و پول میشد تا کار فنی. رئیس دوم ایسییو هم با ترفندها و کلکهایش توانست جای رئیس قبلی را بگیرد و بعد با فشارها و زد و بندها باعث فروپاشی تیم شد. در نهایت هم گفتند بهتر است استعفا بدهی تا بهطور رسمی اخراج نشوی — لطفی ویژه از طرف مدیر! این دو نفر عملا باعث فرار و اخراج چند نفری از تیم شدند؛ قرارداد من را به سه ماه کاهش دادند و در نهایت کنار گذاشتم. جالب اینکه رئیس نرمافزار را فردی مؤمن و نمازخوان نشان میدادند، اما انصاف و حق و ناحق برایش معنا نداشتند. انگار بهش یاد نداده بودند دینداری فقط به قضا و نماز نیست. هیچوقت آن بداخلاقیهایی که این دو نفر نسبت به من و بقیه داشتند را فراموش نمیکنم و نمیبخشم. این جماعت با بندبازی و پارتی و آویزون شدن از مدیر، کل واحد تحقیق و توسعه را مخدوش کردند؛ همیشه حس تبعیض وجود داشت و انگار فقط نوچههای مدیر اهمیت داشتند. به امید این بود که معاونت محصول بتواند این مجموعه را جمع کند، اما در عمل فقط رییس ایسییو را وادار کردند تا برود و رئیس نرمافزار همچنان ماند. بعد از تقریبا ده سال کار در این واحد، فهمیدم مدیریت ما بیتجربه و با ادعاها بوده و خسته شده بودم از ترس اخراج در هر لحظه. به همین دلیل خودم را نجات دادم و از مجموعه جدا شدم. حال که مهاجرت کردم و در شرکتهای خارجی کار میکنم، تازه فهمیدم مدیر درست چهطور است و رییس گروه به چه معناست؛ دریافتم آنچه داشتیم فاصله زیادی با استانداردهای صحیح داشت. با وجود همه بدیهای آنجا، یک نکته مفید بود: فهمیدم چگونه شارلاتانها را بهخوبی بشناسم و ازشان فاصله بگیرم و همین فاصله گرفتن برایم آرامش ایجاد کرد.
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در مهراتبیان طب و سازه، صنعت خدمات درمانی، پزشکی و سلامت، تهران: بر اساس ۱ نظر ثبتشده کارمندان؛ ۰٪ از کاربران مهراتبیان طب و سازه را به دیگران توصیه میکنند. ۱ تجربه کاری و ۰ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
تجربهها
استخدام در مهراتبیان طب و سازه
از مجموع ۱ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۱ مورد تجربه کاری و ۰ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۰٪ از کاربران مهراتبیان طب و سازه را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۱
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۰
سؤالات متداول درباره مهراتبیان طب و سازه
آیا مهراتبیان طب و سازه در حال استخدام است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از مهراتبیان طب و سازه ثبت نشده است. اولین نفر باشید که تجربه استخدام را به اشتراک میگذارد.
تجربه کاری در مهراتبیان طب و سازه چگونه است؟
بر اساس ۱ نظر ثبتشده، تجربههای کاری مهراتبیان طب و سازه را میتوانید بالاتر بخوانید (تعداد نظرها هنوز برای میانگین کافی نیست).
حقوق و مزایا در مهراتبیان طب و سازه چقدر است؟
هنوز امتیاز کافی برای حقوق و مزایای مهراتبیان طب و سازه ثبت نشده.
مصاحبه استخدام در مهراتبیان طب و سازه چطور است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از مهراتبیان طب و سازه ثبت نشده.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در خدمات درمانی، پزشکی و سلامت
همهی تصمیمات کلیدی را در دست دارد و حتی در پیادهسازی ویژگیها نظر میدهد؛ گویا وظیفهی مدیریتم این است که فقط بدهد چطور کد بنویسیم. فشار کاری خیلی بالاست و وعدههای ارتقا و افزایش حقوق هم اغلب فقط حرف است. حقوق، بهخصو
مصاحبه خیلی با تاخیر شروع شد و همینطور قبل از انجام مصاحبه مجبوز به انجام یکسری تست روانشناسی شدم که یکساعت زمان بنده رو گرفت و همینطور مصاحبه با کلی تأخیر شروع شد و همینطور بخوام بگم تمامی افراد داخل شرکت انگار از دماغ
من اونقدر از تجربهام راضی بودم که بخوام دربارهاش با صراحت صحبت کنم؛ همکاری با تیم خیلی انرژیبخش و دوستداشتنی بود و خاطرات خوب زیادی ازش دارم. ما با هم با شور و اشتیاق همکاری کردیم و فضایی پویا و مثبت داشتیم.
در این شرکت، فضای کار به شدت ناسالم به نظر میرسید و الزاما شایسته نیست. در محیطی که انگار تنها روابطی مثل زیرآبزنی و دروغگویی میتونستن مسیر پیشرفت رو هموار کنن، رئیس شدن به راحتی از طریق این رفتارها میسُر میزد. ان
اولین تجربهکاریام رو توی بیمارستان کیان داشتم و از نظر من تجربه خوبی برای ورود به بازار کار بود. در اینجا ساختار مدیریتی خیلی مشخص و سازمانیافتهای وجود نداره و فناوریهای استفادهشده عمدتاً قدیمیاند. اگر دنبال یادگی
من واقعاً اینجا با اعصابِ شکن کار میکنم؛ هر بار مدیران میخواهند در جزئیات فنی نظر بدهند، حال آنکه تخصصی در آن حوزه ندارند و بهطور مداوم دخالت میکنند. رفتار تیم منابع انسانی هم رضایتبخش نیست. حقوقمان همیشه با تاخیر