برای موقعیت شغلی Product Manager با یک نفر مصاحبه کردم سوالات رفتاری پرسیدن منم پاسخ دادم ،ازشون در رابطه با ساختار تیم مدیریت محصول پرسیدم هیچ اطلاعات تکنیکالی نداشتن بعد گفتن ما ساعت کاریمون از ۸ صبح شروع میشه و هیچ مزایایی برای رفت و برگشت کارکنان نداریم همینطور پارکینگ هم نداریم ، به نظرم شرکت با فضای مدیریت محصول خیلی فاصله داره در نهایت قرار شد نتیجه مصاحبه رو چه مثبت چه منفی اطلاع بدن اما بعد از گذشت ۶ ماه هنوز اطلاع ندادن
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در ژاکت، صنعت کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت، خراسان رضوی، تهران: بر اساس ۱۱ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۱.۶ از ۵؛ ۰٪ از کاربران ژاکت را به دیگران توصیه میکنند. ۱۱ تجربه کاری و ۰ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
تجربههای ثبتشده از ژاکت نشان میدهد محیط کار این شرکت برای تیمهای فنی و محصول با چالشهای جدی همراه است. اکثر تجربیات به وجود مدیریتی با سطح تجربه محدود و دخالتهای مکرر در حوزههای فنی و عملیاتی اشاره میکنند که منجر به کاهش اعتماد تیم به رهبری و اختلال در روند توسعه میشود. از سوی دیگر، برخی نفرات به وجود فضای دوستانه و تعاملات انسانی همچنان اشاره کردهاند و بعضا تأکید میکنند که این رفتارها میتوانند در کنار تنشهای مدیریتی، تجربهای دوگانه بسازند. در زمینه حقوق و مزایا، پرداختها بهطور معمول منظم گزارش شده اما برخی تجربهها به کاهش انگیزه و فشار کاری بالا و نبود تعادل بین زندگی و کار اشاره دارند. برخی از کاربران به نبود اطلاعات دقیق درباره سیاستهای پرسنلی و مزایا یا بحثهای مربوط به مسیرهای ارتقاء اشاره کردهاند، در حالی که برخی دیگر بیان کردهاند که پاسخگویی به درخواستها و وعدههای منابع انسانی یا مدیران، به تأخیر یا بیتفاوتی منجر میشود. بنا بر تجربههای ثبتشده، نکتههای کلیدی برای جهتیابی در «تجربهی کار در» ژاکت شامل مدیریت، فرهنگ سازمانی، و محیط کار است و کاربران توصیه میکنند که قبل از پذیرش نقش، جوانب مرتبط با رهبری، استقلال تیمی و پایداری شغلی از منظر حقوق و ساعات کار را بررسی کنید. بعضی تجربهها هم تأکید میکنند که تنوع دیدگاهها در گزارشها قابلتوجه است و برای کسانی که به دنبال فرصتهای استخدامی هستند، آگاهی از این تفاوتها مهم است.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
سالها تجربهام توی ژاکت برای من تفاوت زیادی داشت و همین الان میخواهم باکمی بیپردهتر از آن بنویسم. در نگاه من، محیط این شرکت پر از چالشها بود و در کنارشان دوستانی پیدا کردم که ارزشمند شدند. اولین نکته این بود که جایگاهها به شکل مشخصی تعیین نشده بودند؛ از مدیریت تا کمیتهها، هر کس در موقعیت خودش حضور نداشت. این موضوع باعث میشد کارها با هماهنگی لازم انجام نشود. دومین دغدغه مسئولیتهای بیحد و حصر مدیریتی بود که گاهی به نظر میرسید تخصص یا علم لازم برای ادارهی امور را نداشتند. با تغییر مدیرعامل، در ابتدای مسیر به نظر میرسید اوضاع کمی راه میافتد، اما به مرور زمان بیدبیری و کمتجربگی به شکل روزمره خودش را نشان میداد و شرایط پیچیدهتر میشد. سومین چالش، جذب افراد ناکارآمد برای پستهای کلیدی بود که تجربه و تخصص لازم را نداشتند و همین مسئله باعث شد که برخی از همکاران سابقهای یا توانایی نوشتن رزومه هم نداشته باشند. به نظر میرسید خیلی از انتخابها بر پایه روابط و آشناییها انجام میشوند تا شایستگی. در نهایت باید بگویم که در ژاکت اگر بخواهی سخت کار کنی و از تعادل خارج نشی، باز هم با وجود تمام فشارها مواجه میشوی و احتمال جدایی از تیم وجود دارد. برای کسانی که دنبال ورود یا تجربه کار در این شرکت هستند، به نظر میرسد بهترین راه این است که به دنبال راهی برای نزدیکی به مدیریت باشید؛ اما این هم احتمالا با هزینههایی همراه است و شاید سودی نداشته باشد. بنابراین پیدا کردن مسیر مناسب دشوار به نظر میرسد.
بهروزترین تجربهام از ژاکت را بازگو میکنم؛ به مدت شش ماه به عنوان توسعهدهنده وب در این شرکت فعالیت کردم. اولین نکتهای که به ذهنم میرسد، بحث روابط انسانی خوب و دوستانهای است که در همان دوره شکل گرفت، هرچند این افراد قبل از ترک شرکت از کار بیرون رفتند. با وجود رفتارهای غیرحرفهای مدیریتی که گاهی دخالتهای غیرمرتبط با وظایف فنی را دربر میگرفت، و گاهی بهواسطه نزدیکیهای خانوادگی و دوستانه به استخدامها رنگ و لعاب میداد، فضای کار برای من دشوار شده بود. این گونه رفتارها من را به این نتیجه رساند که ارتباطات و پایداری تیمی بهندرت ثابت میماند و در عرض سه ماه برخی همکاران از شرکت جدا میشوند. در طول این شش ماه، جابهجاییهای متعددی در تیم رخ داد و نیروهای زیادی وارد شدند یا رفتند. پرداختیها همواره به موقع انجام میشد، اما بیمه را بر اساس قراردادهای کارگاهی محاسبه میکردند و این تفاوتی با انتظار من داشت. در کل تجربه کار در ژاکت از نظر من در زمینه پیچیدگیهای مدیریتی و رفتارهای درونسازمانی قابلبحث است، با این حال در مقایسه با برخی شرکتهای دیگر، شاید نسبت به آنها از برخی جهات استانداردتر به نظر برسد.
شرکت ژاکت را تجربه کردم و در نگاه اول فضای دوستانهای داشت؛ اما با ورود مدیر تازه اوضاع تغییر کرد. هر موضوعی را به سبک خودش ارزیابی میکند و از پیشفرضها و اصول مربوطه اطلاعی ندارد. اگر نکاتی که مطرح میکنید را توضیح بدهید، احتمالا به عنوان کارمندی که خیلی مطیع است معرفی میشوید، چون او خواستار پاسخ منبهی است که همواره همانقدر که گفتند، پذیرنده باشد. رفتار تحقیرآمیز و تخریبآمیز و به کارگیری ادبیات توهینآمیز موجب ناامیدکننده شدن فضای کار میشود. تصمیمات او اغلب هیجانی است و مدتی بعد آنچه گفته بود را فراموش میکند، بنابراین اگر قصد کار در این شرکت را دارید باید تمامی گفتوگوهای با مدیران را به طور دقیق مستندسازی کنید تا در آینده قابل استناد باشند.
شرکت ژاکت برای من تجربهای بود پر از فشار و کمبود آزادی عمل، جایی که احساس میکردم باید با حداقل حقوق و حداکثر زمان کار کنم و هر درخواست اضافهکاری به طور قطع رد میشد. در هر ساعتی از شبانهروز و چه تعطیل باشد و چه نباشد، با کار کردن مانند رباتها برخورد میکردند و از انگیزه دادن به کارکنان خبری نبود. افراد به سرعت جای خود را تغییر میدادند و این تغییرات مداوم نشان از نارضایتی تیم بود. برخی از مدیران با سابقهای طولانی در ردههای مدیریتی، بدون داشتن دانش کافی در هر بخش، در جزئیات کارها دخالت میکردند و این مداخله بیرویه باعث میشد استقلال عمل وجود نداشته باشد و هیچ آزادی عملی در تصمیمگیری احساس نشود. با وجود امکاناتی برای یادگیری و امکان پیشرفت، این مسیر نیازمند از دست دادن بخش مهمی از زندگی شخصی بود و باید برای آن مقدار قابل توجهی از زمان و انرژی را قربانی کرد.
حتی برای یک مدت کوتاه با ژاکت در ارتباط بودم و تجربه میخواهم بازگو کنم. در ابتدا قرار بود با من برای مصاحبه زمانی مشخص بشود اما از همان دقیقه اول تعهدها به موقع انجام نشد و با تاخیری طولانی روبهرو شدم. وقتی بالاخره پاسخ دادند، لحنشان نسبت به من بسیار طلبکارانه و بیادبانه بود و واکنش من نسبت به تاخیر و اعتراضی که داشتم، با توهین و واکنش ناخوشایند مواجه شد. گفتند اگر من حرفهایم را ثبت کنم، ممکن است این تجربه منتشر نشود، اما هدف من واقعا نشان دادن رفتار آنهاست. بهطور کلی از همکاری با مجموعه ژاکت پشیمان نبودم ولی تمایلم برای حضور در فرآیندهای آینده کاهش پیدا کرد. به نظر میرسد سادهترین کاربری که میخواستند انجام بدهند، برقراری ارتباط درست با داوطلبان یا متقاضیان است که با وجود تلاش و تمایل، پاسخ مثبتی دریافت نمیکردند. در نتیجه احساس میکنم این تیم به جای همدلی و احترام به زمان دیگران، با کمترین همکاری و بدقولی روبهروست. به هر حال توصیهام این است که اگر قصد دیدن فرصتهای شغلی آنان را دارید، با دیدی دقیق و آماده برای مواجهه با چنین رفتارهایی قدم بردارید.
من فکر میکنم ژاکت با سه چالش اصلی روبهروست که بهطور مستقیم ریشهی مشکلات خرد شرکت هستند. ابتدا، مشکلی که از حضور دو عضو قدیمی و رسیدن آنها به پستهای بالاتر شکل میگیرد. این دو نفر از ابتدای کار حضور داشتند و بدون داشتن تخصص کافی به جایگاههای بالاتر رسیدهاند. وقتی شما بهعنوان کارشناس وارد میشوید، در ابتدای کار آنها تخصص شما را دست کم میگیرند و شما را بیفایده تصور میکنند. دومین موضوع، دخالتهای بیجا است. مدیرعامل احساس میکند به اندازهی کافی نابغه است و موفقیتهای بلندمدت تیمی را معلول خودش میداند. به همین دلیل بارها در کارهای گوناگون—from فنی تا مارکتینگ و سئو—دخال تصدی میکند. قصد من از بیان این نکته این است که بیان نظر تا حدی زیر سوال میرود و نقش شما بیشتر بهعنوان ابزاری میشود تا همسو با دیدگاه مدیر ارشد عمل کنید. سومین چالش هم این است که شرکت ظاهرا یک کسبوکار نوپا محسوب میشود و به خلاقیت و فضای باز برای آزمون و خطا نیاز دارد؛ اما دو نفری که پیشتر گفتم به جای الهام از محیط کار، به تقلید از شرکتهای بزرگ همچون دیجیکالا یا علیبابا میپردازند و بهرغم نیاز به نوآوری، کارهای آنها تقلیدی است. در پایان باید بگویم اگر تخصص دارید، نباید به ژاکت فکر کنید چون تا پارسال در تمامی بخشها دستکم ده متخصص با تجربه وجود داشتند و حالا از میان آنها اکثرشان رفتهاند و تنها گروه محدودی برای تغییر اوضاع باقی ماندهاند. موفق باشید
برای من از تجربه کاریم در ژاکت همون حس بدی باقی مونده که هرگز فراموش نمیکنم و قصد دارم با نگاهی تازه توضیحش بدم، بدون دست زدن به هیچ واقعیت اضافه یا تأیید یا تکذیب مطلق چیزی. متأسفانه فضای شرکت به گونهای بود که ارزش کافی برای کارکنان قائل نمیشدند و بیشتر به منافع خودشون فکر میکردند. رهبر شرکت در اکثر مواقع روی بهبود و پیشبرد اهداف شخصیاش تمرکز میکرد و در بعضی مواقع در کوچکترین موارد هم دخالت میکرد، حتی در جنبههای فنیای که تخصصی به نظر نمیرسید. اظهار نظر من این بود که تخصص و دانش کارکنان برایشان اهمیتی ندارد و بیشتر به عنوان ابزار برای پیشبرد طرحهای خودشون نگاه میشدند. روابط داخلی هم به صورتی بود که برخی تصمیمها به نظر زیربنایی بود و مدیریت نیروها از طریق ایجاد اختلاف بین افراد سعی میکرد کنترل خود را حفظ کند. یکی از ویژگیهای ناخوشایند رسیدن به مسئولیتپذیری بود؛ همیشه تلاش میکردند مسئولیت تصمیمهای عجیب را به گردن تیم بندازند و به دنبال مقصر برای هر مسئلهای بودند تا جای اینکه دنبال راهحل باشند. به عنوان تعریف رفتاری از مدیران، انتظار میرفت که تیم در دسترس بودن کامل باشند، اما وقتی نوبت به خودش میرسید از پایبندی به سادهترین تعهدات هم خودداری میکردند. نقطه قوت اصلی شرکت، فضایی بود که تیم بیشتر با هم صمیمی و دوستانه بودن و رابطهای گرم و دوستانه داشتند. البته گروهی هم وجود داشتند که دیدگاههای مشابه مدیران داشتند، اما تعدادشان کم بود و اکثرا با هم رابطهای دوستانه و صمیمی داشتند.
تجربه من به عنوان برنامهنویس در این شرکت پر از فشارهای بیمورد و دخالتهای غیرمنصفانه بود. ارتباطات تیم فنی به شدت تحت کنترل بود و گاه نظر من در نحوه پیادهسازی برخی فیچرها کنار گذاشته میشد. انتظارهای کاری بالا بود، وعدههای غیرواقعی زیاد میشد و گاهی حقوق نسبت به تلاشها پایین به نظر میرسید. اگر در Jadوی حقوقی یا حقوقی-کاری نتوانی از حقوق خود دفاع کنی، احتمال به هدر رفتن آن وجود دارد و گرفتن مرخصی با محدودیت یا مشکلاتی همراه بود. مدیران اعتماد چندانی به اعضای تیم فنی نشان نمیدادند و نقد فنی به طرحها به راحتی از موضع قدرت و با تأکید بر اینکه «رئیس منم و اینو میخواهم» مطرح میشد. در چنین فضایی، تلاش برای حفظ کارکنان با حداقل امکانات ممکن مینمود و برخوردها بیشتر به حفظ وضعیت موجود اختصاص داشت.
به من وعدههای زیادی میدهند اما وقتی استخدام میشویم این وعدهها به دردی نمیخورد و پیوسته ادامه پیدا میکند؛ پاداش، تعطیلی، دورکاری، مرخصی، تجهیزات و هر چیزی که به ذهن برسد، همگی به شکل وعده باقی میماند. مدیریت دید گستردهای ندارد و بهطور مشخص رفتار کنترلی و فضولانه در تمام تیمها مشاهده میشود. شرکت بدون مالکیت مشخص است: خودشان ادعا میکنند مدیرعامل دارند اما سرمایهگذاران در مسائل فنی هم دخالت میکنند. لازم نیست برای ناراضی بودن کار کنید تا به شما گفته نشود، به صورت پیشفرض از شما ناراضیاند؛ حتی اگر وظایف شما کامل انجام شده باشد، باز هم مقصر دانستن کارکنان رایج است. به فکر سلامتی و آزادی ذهن کارمندان نیستند و هیچ تفاوتی نمیکند کجا باشید یا حتی مریض باشید، قطعا تماس خواهند گرفت چون برای احترامی قائل نیستند. نتیجه این رفتارها این است که احتمالا ترجیح میدهم بیکار بمانم. تنها نکته مثبت شرکت، تیم فنی با انگیزه و پر از استعداد است که متأسفانه اکثر اعضایش استعفا دادهاند و تیم فنی جدیدی جایگزین شده است.
در نخستین نگاه، فضای ژاکت برایم محیطی دوستانه بود اما واقعیت کمی متفاوت پیش رفت. مدیرعامل شرکت کسی بود که سابقه مدیریتی قابل توجهی نداشت و صرفا یکی از اعضای قدیمی مجموعه را به عنوان رهبر اجرایی معرفی کرده بودند. او در مسائل فنی دخالت میکرد و اغلب نظرهای فنی را مستقیم مطرح میکرد، به گونهای که تیمهای برنامهنویسی احساس میکردند نمیتوانند آزادانه کارشان را انجام بدهند. تلاش مدیریت این بود تا بین اعضا تنش ایجاد کند و به نوعی جو همدلی در تیم را مخدوش کند، اما در عمل نتوانست نظر مساعدی در این زمینه به دست بیاورد. با وجود این، فضا تا حدی دوستانه باقی ماند. از لحاظ تعادل بین کار و زندگی، شرایط چندان مناسب به نظر نمیرسید و به صورت غیرمنتظرهای ممکن بود مدیرعامل به طور شخصی با افراد تماس بگیرد، که این مسأله برای من در اکثر مواقع تجربهای منفی بود. به طور کل، جایگاهی که به عنوان محیط کار شناخته میشد، یکی از بدترین تجربههای کاری من بود.
استخدام در ژاکت
از مجموع ۱۱ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۱۱ مورد تجربه کاری و ۰ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۰٪ از کاربران ژاکت را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۱۱
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۰
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۱.۶ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۱.۶ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۱.۶ از ۵
- برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی ژاکت مراجعه کنید.
سؤالات متداول درباره ژاکت
آیا ژاکت در حال استخدام است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از ژاکت ثبت نشده است. اولین نفر باشید که تجربه استخدام را به اشتراک میگذارد.
تجربه کاری در ژاکت چگونه است؟
بر اساس ۱۱ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۱.۶ از ۵ است؛ ۰٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در ژاکت چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در ژاکت از نگاه ۱۱ کارمند: ۱.۶ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در ژاکت چطور است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از ژاکت ثبت نشده.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت
من توی شرکت فیتو به عنوان کارگر بستهبندی کار کردم. تجربهام از این کار خیلی ناامیدکننده بود: شیفتهای طولانی دوازده ساعته بهقدری فشار میآورد که پاها ورم میکرد و وقتی میرفتم خانه خسته و بیجان میشدم. اگر در زمان خلو
مدتی کار پشتیبانی را تجربه کردم و برایم پر از خاطرههای خوب بود. حدود یک سال در مجموعهای با تیمی متشکل از سی نفر کار کردم و حضور همکاران واقعا لذتبخش بود. مدیر بخش فردی مهربان و همدل بود و یکی از همکاران فنی همواره با
در این شرکت انتظار میرفت پروژههای بزرگ و بینالمللی را با استفاده از بهروزترین فناوریها پیاده کنم و همواره در کنار فنّاوری روز باشد؛ اما حقوقی که میگرفتیم به ریال بود و با سطح مسئولیت و تخصصی که داشتم همخوانی چندانی
من سالها با محیطهای کاری متفاوت کار کردم و تجربهام از مانا نگر اینطور بود که فضای داخلی شرکت بیشتر به جای کار و صلاحیت، به روابط و چاپلوسی متمایل است. با ورود مدیران ارشد، فضای سازمانی به شکلی ناگفته تغییر میکند و ب
در جلسهٔ نخست، دربارهٔ شرکت و دستاوردهایش حرف زدیم و اینکه چند نفر در تیمش حضور دارند را مرور کردم؛ سپس با کار، وظایف و امکاناتی که ارائه میدهند آشنا شدم. خروجی از آن مصاحبه برایم خیلی دلچسب بود؛ به هیچوجه احساس خستگی
مصاحبه فنی خوب بود تیم لید آدم محترمی بود سوالای خوب و حرفه ای اکثر سوالات رو جواب دادم و تایید مرحله بعد رو گرفتم که بعد از حدود یک هفته تماس گرفتن برای مصاحبه hr .تو جلسه سوالات کلیشه ای پرسیدن که خودتو معرفی کن و چرا