وقتی وارد کار شدم با مجموعهای آموزشی روبهرو شدم که اوضاعش خیلی نابسامان بود. کلاسها و پشتیبانی آنلاینشان به شدت نامطلوب بود و اغلب محتوای ارائهشده بیکیفیف بود. در طول مصاحبه وعدههای زیادی داده میشد، اما عملیاتی که اجرا میشد تفاوت فاحشی داشت: از بیمه تا پاداش و پورسانت، هیچکدام به واقعیت تبدیل نمیشدند. ابتدای کار ادعا میکردند که ۱۰٪ پورسانت میدهند، اما شرطهای غیرمنطقی مثل رسیدن به تارگت ۱۰۰ میلیونی برای دریافت همین درصد مطرح میشد و در نهایت حتی اگر به هدف هم میرسیدم، بهزور میگفتند که نتوانستهام. درباره بیمه هم گفتند تکمیلی وجود دارد، ولی به عمل تنها تامین اجتماعی را میپذیرفتند و اگر تکمیلی میخواستید باید خودتان پیگیری میکردید. قول میدادند از ماه دوم بیمه بزنند و دو ماه اول را بهعنوان عقبافتادهها جبران میکنند، اما بعداً گفتند که آن دو ماه را هم جبران نمیکنند. این موضوعات با مدارک و شواهد قابل اثبات بود. به طور خلاصه، وقت، انرژی و سرمایهام را تلف نشد و در نهایت تصمیم گرفتم از همکاری با این مجموعه دوری کنم، چون هم کارمندان راضی نبودند و هم مشتریها.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
یک جلسه با مدیر منابع انسانی و یک جلسه با مدیرعامل در دو روز با فاصله برگزار شد. در هر دو جلسه تاخیر زیاد برای شروع جلسه وجود داشت. در تعیین جلسه با مدیر عامل به همه ی متقاضیان گفته شده بود در یک ساعت حضور پیدا کنند که باعث شد بیش از یک ساعت و نیم معطل و منتظر باشیم. با اینکه تمام اطلاعات لازم در رزومه درج شده بود بازهم مجبور شدم فرمی پر کنم و جالبی قضیه اینجاست که در جلسه مدیرعامل همون فرم یا رزومه هم در اختیار ایشان نبود و سوالات رو مجدد پرسیدن و داخل سررسید یادداشت کردن!!!! در تمام تایم انتظار از هیچ یک از مراجعین پذیرایی حتی با یک لیوان آب انجام نشد. امیدوارم مدیریت هرچه سریع تر نسبت به سیستم سازی شرکت و تغییر رفتار و نگاه بالا به پایین شان تجدید نظر کنند
در این کارگاه به ظاهر حرفهای، دخل و خرج من با قرارداد آزمایشی نامطمئنی فدلفندلی میشود و با ورود به شرکت تازهوارد حس میکنی وارد جایی با کلاس هستی اما با یک نسخه ناقص از توافق روبهرو میشوی. حقوق به شکل مبهم و کمتر از انتظار میماند و تنها یک قبض حقوقی ناقص را در اختیار میگذارند. پروژهها پُر از کدی بینظم و بدون داکیومنت فنی قابلاستفادهاند و هیچکس نیست که درست تحویل بدهد یا توضیح بدهد؛ در نتیجه انتظار دارند در همان دو روز اول همان کارهای قدیمی را اجرا کنم. معیارهای فنی برایشان اهمیت ندارد و وقتی مشکل کم میآوردند به جای بحث تخصصی، با توجیههای بیربط پاسخ میدهند یا میگویند یادگیری از طریق مهارتهای کتابی فرق دارد. رفتوآمد سادهای مثل رفتن به دستشویی تا بازگشت به میز زیر نظر است و هر کاری که به مذاقشان خوش نیاید را با کاهش ساعات کار یا امتیازها جریمه میکنند. در ابتدای کار به حقوق کمی بیرحمانه برخورد میکنند و به مرور از هر بهانهای کسر میکنند. مدیرشان بیادب و بیتفاوت نسبت به مودبانه خداحافظی است، هرچند در تیم فنی چند نفر هستند که کار با آنها واقعاً خوشایند است. به طور خلاصه، از این تجربه نرو.
وضعیت منابع انسانی در این انتشارات واقعاً نابسامان است و من تجربهای ناخوشایند داشتم. قراردادها اغلب یکماهه هستند، مبلغ حقوق روی قرارداد مشخص نشده و امضای کارفرما هم وجود ندارد. حقوق هم به صورت چندمرحلهای پرداخت میشود و گاهی مجبور میشویم برای دریافت حقوق، التماس کنیم. از من سفته میگیرند و قرارداد محرمانگی امضا کردن را الزامی میکنند. پایه حقوق را عمدتاً کمتر مطرح میکنند تا مقدار بیمه کمتری رد شود. ساعات کار خیلی بیش از حدی است که قانون مشخص میکند و اضافهکاری معمولاً حساب نمیشود؛ اگر هم باشد، گاه تا آخر ماه بعد پرداخت میشود. ساختار سازمانی عملاً وجود ندارد و کارها به وضوح مشخص نیست کدام نفر چه وظیفهای دارد؛ به همین دلیل نیروی متخصص معمولاً دوام نمیآورد و فضا بیشتر به ادارهٔ یک دکهٔ بازاری میماند.
فضای کار در این شرکت واقعاً آرام و دلپذیر است، با مدیریتی که پیگیر و برخوردی مهربان دارد. همکاران هم فوقالعادهاند و همکاری با آنها تجربهای مثبت بوده است.
این شرکت یه مدیر پیر حرومزاده داره مثلا نماز میخونه روزه میگیره ولی تا دلتون بخواد حروم زادس در بطری تولید میکنن یه سر پرست خط داشت که ایشالا روز گارش سیاه باشه به نام پور علی که همه به خونش تشنه بودن یه جلاد حوس باز روانی خلاصه خواهران برادران نرید برای کار خونه که عمرتون هدر میره
مدت حدود چهار ماه با این تیم همکاری داشتم تا اینکه به طور ناگهانی از کار کنار شدم؛ قرارداد یکساله بود اما مأموریت من به پایان رسید یا به عبارتی اخراج شدم. روال کاریشان واقعاً ناخوشایند است: توسعهدهنده اصلی هر بار که با چالشی مواجه میشدیم، زمانبندی و تهدید میکرد که اگر راهحل را پیدا نکنیم، همکاری قطع میشود. در ابتدا فکر میکردم این فشار لازم است، اما به مرور خسته شدم؛ روزی که نتوانستم مشکل را حل کنم، دقیقاً همان زمان از کار کنار گذاشته شدم. نتیجه این است که وقتی وارد میشوی باید همیشه آماده رفتن باشی. فضا هم بسیار شلوغ و پر سروصداست و تمرکز در آنجا به سختی ممکن است. رفتار برخی افراد هم چندان منصفانه نیست؛ با وجود این مدت بیمهام پرداخت نشده و آخرین حقوق هم وصول نکردم و حالا ادعا میکنند که در آن دوره کاری انجام ندادهام. بهتازگی حدود سه ماه است که برای گرفتن حقوق و مزایا و اثبات حق و حقوقم پیگیری میکنم.
دو سال است که به صورت دورکاری با این مجموعه همکاری میکنم و از حضور در این تیم رضایت کامل دارم. مدیران تیم با برخوردی دوستانه و حمایتی همواره راهنماییهای لازم را ارائه میدهند تا کار به شکل روان و بدون دردسر پیش برود. از این بابت از آنها سپاسگزارم.
سلام دوستان من حدود 10 ماه تو این شرکت کار کردم فقط چیزهای مهم و فهرست وار میگم : - حقوق و با دو ماه تعویق پرداخت میکنند و اصلا تاریخ و محدوده زمانی پرداخت حقوق مشخص نیست - یک مدیر عامل معتاد داره که کلا پای منقل هستش و نظارتی بر شرکت نداره و بسیار آدم نوکیسه و بی ادبی هستش - پسر مدیر عامل که یک بچه 18 ساله است و فرزند طلاق هستش و دست آموز پدرش و یکی از چیزهایی که خوب یادگرفته پایمال کردن حق و حقوق کارمندها هستش و البته بسیار مکار و حیله گر - در حوالی دفتر مرکزی اونها اصلا جای پارک پیدا نمیشه و فاصله زیادی با ایستگاه مترو تاکسی و اتوبوس داره - دفترشون دوربین گذاشتن و شنود داره و اصلا هیچ نقطه ای امنی برای حتی یک مکالمه کوتاه و شخصی وجود نداره و یکی از کارهای روتین پسر مدیر عامل این هستش هر روز ساعت 3 بعد از ظهر میاد شرکت و حدود 2 ساعت به دیالوگ های کارمندان گوش میده و فیلم ها رو مرور میکنه و گزارش کار و به پدر معتادش میده - یک کارخونه تو اراک دارن که کیسه و گونی میدوزن و همه کارگرهای کارخونه دائما دارن ناله نفرینشون میکنن چون از اضافه کاری و نوبت کاری و تعطیل کاری و همه چیزشون میزنن و حقوق اونها هم دو ماه یکبار پرداخت میکنن و از سر ناچاری اون بیچاره ها اوجا مشغول بکار هستند . - این شرکت جای هیچ رشدی نداره و قدیمی ترین کارمند دفترشون نهایتا 8 تا 10 ماه سابقه اونجا داشته باشند اکثرا همیشه دنبال نیرو هستند و هر کی میاد بعد چند روز فرار میکنه من هم چون ناچار بودم مجبور شدم تحمل کنم و در انتها با کلی بیماری ذهنی و روانی از اونجا رفتم و عیدی و سنواتم و ندادن و باید شکایت کنم تا بتونم بعد چند ماه بهش برسم و به این نتیجه رسیدم بیکاری چند ماه بهتره تا با این کارفرما های بی شخصیت بصورت رایگان کار کنی
دوست دارم از این تجربه با لحن صریح اما حرفهای فاصله بگیرم و بازنویسیای ارائه کنم که هم معنای اصلی حفظ شود و هم به شیوهای تازه بیان گردد. در این شرکت احساس کردم که فضای کار به شدت نامطلوب است؛ رفتار مدیران خستهکننده و نگرشهای غیرمنطقی آنها کار را مشکل میکرد. نکتهای که به وضوح در میان همکاران میدیدم، فشارهای غیرقابلقبول و برخوردهای ناسالم بود که جو تیمی را بهطور چشمگیری مختل کرده بود. به ویژه واحد خدمات با مشکلات شدیدی دستبهدست هم داده و مشکلات را بیشتر میکرد. نام شرکت هم به دلخواه بهنظر من نام مناسبی برای ادامه کار نیست و به نظر میرسید این موضوع بخشی از نگرانیهای کارمندان باشد.
مدیریت بسیار ضعیف و خاله زنک، عفت کلام ندارن، پرداختی ها خوبه ولی از لحاظ روانی بسیار تو چالش هستی و در نهایت بعنوان نیروی بی لیاقت و به درد نخور باهات برخورد میکنن، بنظرم هدر دادم عمر و زندگیه اونجا کار کردن،، اولش متوجه نیستی ولی به مرور میفهمی و اینکه جای پیشرفت نداره چون مدیران خودشونو خییلی بالاتر از همه میدونن
به دِگاه من، مصاحبه برای نقشم به عنوان برنامهنویس ارشد داتنت از مسیر پر از انتظار و سردرگمی گذشت. سه دفترچه با جوهرهای آبی و قرمز در اختیارم گذاشتن و گفتن حدود چهلوپنج سوال را باید با کدها روی کاغذ حل کنم. بخش منابع انسانی هم فرمی سنگین جلوی من گذاشت که نزدیک به دویست و چهل سوال داشت و باید پر میشد. پس از گذراندن آزمون فنی و مصاحبه با واحد منابع انسانی، اعلام کردند پروندهام در مرحله مجوز مدیرعامل است و از صبر و حوصلهام تشکر کردند. هشت ماه است که خبری نشده و من همچنان در سردرگمیام؛ احساس خستگی میکنم و از وضعیت پاسخدهی شرکت کلافهام و میخواهم بدانم چه میشود.
حدود سه سال پیش برای موقعیت برنامهنویس Embedded در این شرکت مصاحبه داشتم. در آن زمان به من اعلام شد که طی سه ماه دوره آزمایشی فقط مبلغ بسیار کمی پرداخت میشود و در صورت تأیید، مابقی حقوق بعداً پرداخت خواهد شد. همان زمان اعلام کردم که تمایلی به همکاری ندارم، چون تجربه قبلیام نشان داده بود شرکتهایی که در دوره آزمایشی حقوق را به این شکل پرداخت میکنند، معمولاً شرایط کاری مناسبی ندارند. سه سال بعد، زمانی که به دنبال کار بودم، نام شرکت را فراموش کرده بودم و به اشتباه برای آنها رزومه ارسال کردم. خودشان با من تماس گرفتند و گفتند که مصاحبه قبلی را به خاطر دارند و خواستند دوباره برای مصاحبه مراجعه کنم. در جلسه مصاحبه، کاملاً شفاف توضیح دادم که دلیل رد همکاری در سه سال قبل، پایین بودن حقوق دوره آزمایشی بوده است. در همان جلسه توافق کردیم که برای دو ماه پایانی سال، حقوق خالص دریافتی من ۴۰ میلیون تومان باشد. همچنین از من خواسته شد که کارت ملی خود را به عنوان ضمانت در اختیار شرکت قرار دهم. در آن زمان تصور نمیکردم این موضوع بعدها برایم مشکل ایجاد کند، بنابراین کارت ملیام را تحویل دادم. پس از یک ماه کار، به جای مبلغ توافقشده(40 میلیون)، تنها ۲۰ میلیون تومان به حسابم واریز شد؛ یعنی نصف مبلغی که درباره آن توافق کرده بودیم. وقتی اعتراض کردم، اعلام کردند که از ابتدا گفته بودند در دوره آزمایشی فقط درصدی از حقوق پرداخت میشود و هنوز تأیید نشدهام. در حالی که چنین موضوعی در جلسه مصاحبه به من گفته نشده بود. حتی من به طور واضح گفته بودم که سه سال پیش به همین دلیل (قرار بر پرداخت حقوق کمتر در آزمایشی)باهاشون همکاری نکردم. علاوه بر این، اعلام کردند که حقوق من به صورت ساعتی محاسبه شده است؛ در حالی که توافق ما بر حقوق ماهانه با مبلغ مشخص بود، نه قرارداد ساعتی. مسئول استخدام حتی عنوان کرد که «ما میتوانستیم در دوره آزمایشی هیچ حقوقی به شما پرداخت نکنیم، اما همین مبلغ را هم پرداخت کردیم.» همان روز به طور قاطع اعلام کردم که شرایط اجراشده با توافقی که در جلسه مصاحبه انجام شده بود مطابقت ندارد و تمایلی به ادامه همکاری ندارم. در ابتدا گفتند که مابقی مبلغ را پرداخت خواهند کرد، اما این اتفاق هرگز نیفتاد. صبح روز بعد برای پس گرفتن کارت ملیام به شرکت مراجعه کردم. هنگام ورود، نگهبانی از من خواست پشت سیستم ننشینم تا مدیر برسد. همچنین چند نفر از کارکنان مأمور شدند کنار من بمانند تا مدیر حضور پیدا کند. برداشت شخصی من این بود که نگران بودند اطلاعات یا کدهایی که طی آن یک ماه روی آنها کار کرده بودم حذف شود. پس از حضور مدیر، ایشان اعلام کردند که از عملکرد من رضایت ندارند و قصد ادامه همکاری ندارند. این در حالی بود که روز قبل خودم اعلام کرده بودم به دلیل رعایت نشدن توافق مالی، دیگر مایل به ادامه همکاری نیستم. وقتی دوباره موضوع پرداخت مابقی حقوق را مطرح کردم، اعلام کردند که همان مبلغ پرداختشده، کل حقوق من بوده و پرداخت دیگری انجام نخواهد شد. در نهایت کارت ملیام را پس گرفتم و شرکت را ترک کردم. امیدوارم انتشار این تجربه بتواند به افرادی که قصد همکاری با این شرکت را دارند، برای تصمیمگیری آگاهانهتر کمک کند.
- این شرکت برای چندتا شریک هستش ، که هرکدوم ساز خودشو میزنن. - جای شرکت تو شهرک صنعتی صنایع چوب ایران تو احمدآباد مستوفی هستش. مسیر خیلی بدی داره. یک دفتر هم تو خیابان خدامی تو ونک دارن. - محیط شهرک خوب بنظر میاد. - مدیر اصلیش شبیه عمو جانی هستش اونجا. به همه نظر داره. همیشه دور خودشو پر میکنه با دخترا. اخلاق بسیار بدی داره. خیلی خاله زنک هستش. - سرپرست منابع انسانیش خانمی هستش که به شیطون گفته زکی، از اون عوضی های روزگاره. حرف هیچکس رو قبول نداره و فقط دور مدیر میپره. - محیط کاری بشدت سمی داره. - سفته های سنگینی میگیرن برای استخدام.تازه بعداز 2 سال بهت پس میدن. - قسمت فروش چندتا دختر هستن که همیشه دهنشون سرویس میشه، بابت کار زیاد و بی برنامگی مدیر. - یه مدیر دارن برای استراتژی!!! یعنی هرکاری میکنه به مدیریت ربطی نداره و اوضاع رو خراب تر میکنه، با اون CRM مضخرفش. - تو قسمت تولید از بس هوا آلوده هستش، کارگرها چندماه نشده مشکل ریه پیدا میکنن. برش سنگ خیلی سخت هستش. - جابجا کردن سنگ های سنگین با بالابرهای مختلف همیشه در حال انجام هستش. تا حالا چندین نفر انگشتو دست و پاهاشونو از دست دادن. امنیت جانی تو این بخش صفر هستش. - خلاصه اصلا توصیه نمیکنم برای کار بری اونجا. از بیرون خوب بنظر میاد ولی بشدت داغون هستش.
شرکت فوق العاده ای بود من یک سال کار کردم اما توی دپارتمان ما که کلا سه نفر بودیم مدیر هول و بی شخصیت و چیپی وجود داشت که با پیشنهاد آشنایی و رفتارهای چندش آورش، موندن رو برای من غیرممکن کرد خدا لعنت کنه و خیر از زندگیش نبینه چون این شرکت یکی از بهترین ها بود که من از دست دادم
این شرکت اگهی کارشناس بازرگانی داد من رزومه ام مرتبط نبود اما بعد دو هفته زنگ زدن، رفتم برای مصاحبه اول که فضای شرکت و آدماش شبیه ده سال پیش بود شرکت خیلی کثیف و کوچیک و بد بو!!!!!این هیچی، وقتی کلی صحبت کردم میگن با دنبال به دستیار برای مسئول دفتر هستیم، اگر قبول شدین میگیم ایشون بهتون زنگ بزنه!!! گفتم اگهی موضوعش این نبود گفتم ما سه تا پوزیشن نیاز داشتیم اونایی که مرتبط نبود رو برای دستیاری دعوت کردیم! متاسفانه لال هستن که تو تماس اول بگن، گفتم خب حقوق رو زدین از ۳۵، الان حقوق این موقعیت شغلی چقده؟ یه جوری جا خورد که فکر کنم توقع کار مجلنی داشت و کلا به حقوق فکر نکرده بود گفت بین ۲۵ تا ۳۰...گفتم کاش اطلاعات دقیق میدادید که من این همه راه نو گرما نیام، واقعا شعور ندارن شاید یه نفر تو اوقات بیماری مجبور باشه پونصد تومن وول اسنپ بده تا بیاد با این آدمای بیشعور مصاحبه کنه و بفهمه کلا موضوع مصاحبه مغایر با آگهیه.
بهمحض اینکه وارد این کار شدم، فهمیدم فضای شرکت خیلی خانوادگی و بسته است و از همان ابتدا حس میکردم با مدیرانی روبهرو هستم که دوگانه رفتار میکنند. گروهی از دوستان کارفرما، بهظاهر با تعریف و تمجید، پشت پرده واقعیتها را جور دیگری نشان میدهند و از این رهگذر حقوق و مزایای کارکنان غالباً تحت فشار قرار میگیرد. محیط کار در این مجموعه بهنوعی حصار گونه است و ارتباطات خیلی محدود و خانوادهمحور پیش میرود. در مجموع، آنچه تجربه کردم باعث شد احساس کنم جایگاه من در تصمیمگیریها چندان جدی نیست و برخی جوانب مدیریتی بهخاطر این فضای بسته بهدرستی به من منتقل نمیشود. از نکتهای هم که فراموش نمیکردند این بود که به قولی به برنامههای روزانه پایبند باشند، اما در عمل تفاوت زیادی بین حرف و عمل دیده میشد.
مصاحبه ای با هد جذب استخدام آقای س.ر داشتم مطمعنم مصاحبه خوب و قابل قبولی داشتم و هیچ نکته منفی وجود نداشت و هیچ بازخورد یا نکته منفی ارائه ندادن اما متوجه شدم شخصی فردای روز مصاحبه با من رو بلافاصله استخدام کردن گویا متاسفانه همه این ها نمایش بود و شاید هم برای بنچ مارک و نفری که استخدام کردن از قبل انتخاب و نهایی شده بود چراکه طی کردن مراحل استخدام و… به این سرعت امکان پذیر نبود متوجه شدم این خانم از دوستان و آشنایان خودشون بود که اتفاقا شاغل در شرکت کروز بود و شرایط شغلی خوبی داشت و منصفانه نبود بقیه حقشون اینطور ضایع بشه فکر میکردم استخدام در این شرکت بر حسب شایستگی و ضوابط باشه نه روابط و تیم سازی.مشکل من اصلا اعتراض به انتخاب اون خانم نیست ولی حق من که متاهل با یک فرزند هستم نباید اینطور ضایع میشد اگر از اول قرار به استخدام دوستان خودشون بوده پس چرا بقیه رو امیدوار می کنن و فهمیدم این شرکت هم با بقیه جاها فرقی نداره و آشنا سالاری حاکم هست و اینکه ایشون دوستان خودشون رو انتخاب کردن قابل تامل. هنوز حتی عدم تایید بقیه متقاضیان رو هم شفاف اعلام نکردن ولی نفر خودشون ااستخدام شد عدالتی وجود نداره همه جا اشنا بر اساس آشنا بازی کارا پیش میره دوستان عزیز شما علامه هم باشین بی فایده هست حق الناس کردن خوب نیست حسف این شرکت معتبر
شرکت تولیدی بازرگانی سپیدرو برای من تجربهٔ کار در بخش بکاند بود. اوضاع تیم فنی از زمان ورود تغییرات جدید دچار بینظمی شده و مشکلات تازهای به وجود آمده است. منابع انسانی هم به نظر میرسد که چندان اختیار یا درکی از وضعیت ندارد. حقوقها به نسبت مناسب نیستند مگر اینکه کسی خودش را به عنوان معرف معرفی کند یا برای مصاحبه دست به سفارش بزند. فضای کار کاملاً نامساعد است و وجود چنین جو سمی، من را به ماندن مجبور میکند.
شرکت گروه اچ جی ایچ برای مصاحبه من تجربهای بسیار مثبت بود. در نخستین جلسه با تیم منابع انسانی صحبت کردم و بخش فنی برای مرحله بعد هماهنگ شد. مصاحبهکننده با دقت و شفافیت سوالها را مطرح میکرد و واقعاً به پاسخهایم توجه داشت. به نظرم این سازمان ویژگیهایی دارد که آیندهای روشن برایش میبینم و اگر در بخش فنی هم پذیرفته شوم، خوشحال میشوم که با آنها همکاری کنم.
وقتی وارد کار شدم با مجموعهای آموزشی روبهرو شدم که اوضاعش خیلی نابسامان بود. کلاسها و پشتیبانی آنلاینشان به شدت نامطلوب بود و اغلب محتوای ارائهشده بیکیفیف بود. در طول مصاحبه وعدههای زیادی داده میشد، اما عملیاتی که اجرا میشد تفاوت فاحشی داشت: از بیمه تا پاداش و پورسانت، هیچکدام به واقعیت تبدیل نمیشدند. ابتدای کار ادعا میکردند که ۱۰٪ پورسانت میدهند، اما شرطهای غیرمنطقی مثل رسیدن به تارگت ۱۰۰ میلیونی برای دریافت همین درصد مطرح میشد و در نهایت حتی اگر به هدف هم میرسیدم، بهزور میگفتند که نتوانستهام. درباره بیمه هم گفتند تکمیلی وجود دارد، ولی به عمل تنها تامین اجتماعی را میپذیرفتند و اگر تکمیلی میخواستید باید خودتان پیگیری میکردید. قول میدادند از ماه دوم بیمه بزنند و دو ماه اول را بهعنوان عقبافتادهها جبران میکنند، اما بعداً گفتند که آن دو ماه را هم جبران نمیکنند. این موضوعات با مدارک و شواهد قابل اثبات بود. به طور خلاصه، وقت، انرژی و سرمایهام را تلف نشد و در نهایت تصمیم گرفتم از همکاری با این مجموعه دوری کنم، چون هم کارمندان راضی نبودند و هم مشتریها.
یک جلسه با مدیر منابع انسانی و یک جلسه با مدیرعامل در دو روز با فاصله برگزار شد. در هر دو جلسه تاخیر زیاد برای شروع جلسه وجود داشت. در تعیین جلسه با مدیر عامل به همه ی متقاضیان گفته شده بود در یک ساعت حضور پیدا کنند که باعث شد بیش از یک ساعت و نیم معطل و منتظر باشیم. با اینکه تمام اطلاعات لازم در رزومه درج شده بود بازهم مجبور شدم فرمی پر کنم و جالبی قضیه اینجاست که در جلسه مدیرعامل همون فرم یا رزومه هم در اختیار ایشان نبود و سوالات رو مجدد پرسیدن و داخل سررسید یادداشت کردن!!!! در تمام تایم انتظار از هیچ یک از مراجعین پذیرایی حتی با یک لیوان آب انجام نشد. امیدوارم مدیریت هرچه سریع تر نسبت به سیستم سازی شرکت و تغییر رفتار و نگاه بالا به پایین شان تجدید نظر کنند
در این کارگاه به ظاهر حرفهای، دخل و خرج من با قرارداد آزمایشی نامطمئنی فدلفندلی میشود و با ورود به شرکت تازهوارد حس میکنی وارد جایی با کلاس هستی اما با یک نسخه ناقص از توافق روبهرو میشوی. حقوق به شکل مبهم و کمتر از انتظار میماند و تنها یک قبض حقوقی ناقص را در اختیار میگذارند. پروژهها پُر از کدی بینظم و بدون داکیومنت فنی قابلاستفادهاند و هیچکس نیست که درست تحویل بدهد یا توضیح بدهد؛ در نتیجه انتظار دارند در همان دو روز اول همان کارهای قدیمی را اجرا کنم. معیارهای فنی برایشان اهمیت ندارد و وقتی مشکل کم میآوردند به جای بحث تخصصی، با توجیههای بیربط پاسخ میدهند یا میگویند یادگیری از طریق مهارتهای کتابی فرق دارد. رفتوآمد سادهای مثل رفتن به دستشویی تا بازگشت به میز زیر نظر است و هر کاری که به مذاقشان خوش نیاید را با کاهش ساعات کار یا امتیازها جریمه میکنند. در ابتدای کار به حقوق کمی بیرحمانه برخورد میکنند و به مرور از هر بهانهای کسر میکنند. مدیرشان بیادب و بیتفاوت نسبت به مودبانه خداحافظی است، هرچند در تیم فنی چند نفر هستند که کار با آنها واقعاً خوشایند است. به طور خلاصه، از این تجربه نرو.
وضعیت منابع انسانی در این انتشارات واقعاً نابسامان است و من تجربهای ناخوشایند داشتم. قراردادها اغلب یکماهه هستند، مبلغ حقوق روی قرارداد مشخص نشده و امضای کارفرما هم وجود ندارد. حقوق هم به صورت چندمرحلهای پرداخت میشود و گاهی مجبور میشویم برای دریافت حقوق، التماس کنیم. از من سفته میگیرند و قرارداد محرمانگی امضا کردن را الزامی میکنند. پایه حقوق را عمدتاً کمتر مطرح میکنند تا مقدار بیمه کمتری رد شود. ساعات کار خیلی بیش از حدی است که قانون مشخص میکند و اضافهکاری معمولاً حساب نمیشود؛ اگر هم باشد، گاه تا آخر ماه بعد پرداخت میشود. ساختار سازمانی عملاً وجود ندارد و کارها به وضوح مشخص نیست کدام نفر چه وظیفهای دارد؛ به همین دلیل نیروی متخصص معمولاً دوام نمیآورد و فضا بیشتر به ادارهٔ یک دکهٔ بازاری میماند.
فضای کار در این شرکت واقعاً آرام و دلپذیر است، با مدیریتی که پیگیر و برخوردی مهربان دارد. همکاران هم فوقالعادهاند و همکاری با آنها تجربهای مثبت بوده است.
این شرکت یه مدیر پیر حرومزاده داره مثلا نماز میخونه روزه میگیره ولی تا دلتون بخواد حروم زادس در بطری تولید میکنن یه سر پرست خط داشت که ایشالا روز گارش سیاه باشه به نام پور علی که همه به خونش تشنه بودن یه جلاد حوس باز روانی خلاصه خواهران برادران نرید برای کار خونه که عمرتون هدر میره
مدت حدود چهار ماه با این تیم همکاری داشتم تا اینکه به طور ناگهانی از کار کنار شدم؛ قرارداد یکساله بود اما مأموریت من به پایان رسید یا به عبارتی اخراج شدم. روال کاریشان واقعاً ناخوشایند است: توسعهدهنده اصلی هر بار که با چالشی مواجه میشدیم، زمانبندی و تهدید میکرد که اگر راهحل را پیدا نکنیم، همکاری قطع میشود. در ابتدا فکر میکردم این فشار لازم است، اما به مرور خسته شدم؛ روزی که نتوانستم مشکل را حل کنم، دقیقاً همان زمان از کار کنار گذاشته شدم. نتیجه این است که وقتی وارد میشوی باید همیشه آماده رفتن باشی. فضا هم بسیار شلوغ و پر سروصداست و تمرکز در آنجا به سختی ممکن است. رفتار برخی افراد هم چندان منصفانه نیست؛ با وجود این مدت بیمهام پرداخت نشده و آخرین حقوق هم وصول نکردم و حالا ادعا میکنند که در آن دوره کاری انجام ندادهام. بهتازگی حدود سه ماه است که برای گرفتن حقوق و مزایا و اثبات حق و حقوقم پیگیری میکنم.
دو سال است که به صورت دورکاری با این مجموعه همکاری میکنم و از حضور در این تیم رضایت کامل دارم. مدیران تیم با برخوردی دوستانه و حمایتی همواره راهنماییهای لازم را ارائه میدهند تا کار به شکل روان و بدون دردسر پیش برود. از این بابت از آنها سپاسگزارم.
سلام دوستان من حدود 10 ماه تو این شرکت کار کردم فقط چیزهای مهم و فهرست وار میگم : - حقوق و با دو ماه تعویق پرداخت میکنند و اصلا تاریخ و محدوده زمانی پرداخت حقوق مشخص نیست - یک مدیر عامل معتاد داره که کلا پای منقل هستش و نظارتی بر شرکت نداره و بسیار آدم نوکیسه و بی ادبی هستش - پسر مدیر عامل که یک بچه 18 ساله است و فرزند طلاق هستش و دست آموز پدرش و یکی از چیزهایی که خوب یادگرفته پایمال کردن حق و حقوق کارمندها هستش و البته بسیار مکار و حیله گر - در حوالی دفتر مرکزی اونها اصلا جای پارک پیدا نمیشه و فاصله زیادی با ایستگاه مترو تاکسی و اتوبوس داره - دفترشون دوربین گذاشتن و شنود داره و اصلا هیچ نقطه ای امنی برای حتی یک مکالمه کوتاه و شخصی وجود نداره و یکی از کارهای روتین پسر مدیر عامل این هستش هر روز ساعت 3 بعد از ظهر میاد شرکت و حدود 2 ساعت به دیالوگ های کارمندان گوش میده و فیلم ها رو مرور میکنه و گزارش کار و به پدر معتادش میده - یک کارخونه تو اراک دارن که کیسه و گونی میدوزن و همه کارگرهای کارخونه دائما دارن ناله نفرینشون میکنن چون از اضافه کاری و نوبت کاری و تعطیل کاری و همه چیزشون میزنن و حقوق اونها هم دو ماه یکبار پرداخت میکنن و از سر ناچاری اون بیچاره ها اوجا مشغول بکار هستند . - این شرکت جای هیچ رشدی نداره و قدیمی ترین کارمند دفترشون نهایتا 8 تا 10 ماه سابقه اونجا داشته باشند اکثرا همیشه دنبال نیرو هستند و هر کی میاد بعد چند روز فرار میکنه من هم چون ناچار بودم مجبور شدم تحمل کنم و در انتها با کلی بیماری ذهنی و روانی از اونجا رفتم و عیدی و سنواتم و ندادن و باید شکایت کنم تا بتونم بعد چند ماه بهش برسم و به این نتیجه رسیدم بیکاری چند ماه بهتره تا با این کارفرما های بی شخصیت بصورت رایگان کار کنی
دوست دارم از این تجربه با لحن صریح اما حرفهای فاصله بگیرم و بازنویسیای ارائه کنم که هم معنای اصلی حفظ شود و هم به شیوهای تازه بیان گردد. در این شرکت احساس کردم که فضای کار به شدت نامطلوب است؛ رفتار مدیران خستهکننده و نگرشهای غیرمنطقی آنها کار را مشکل میکرد. نکتهای که به وضوح در میان همکاران میدیدم، فشارهای غیرقابلقبول و برخوردهای ناسالم بود که جو تیمی را بهطور چشمگیری مختل کرده بود. به ویژه واحد خدمات با مشکلات شدیدی دستبهدست هم داده و مشکلات را بیشتر میکرد. نام شرکت هم به دلخواه بهنظر من نام مناسبی برای ادامه کار نیست و به نظر میرسید این موضوع بخشی از نگرانیهای کارمندان باشد.
مدیریت بسیار ضعیف و خاله زنک، عفت کلام ندارن، پرداختی ها خوبه ولی از لحاظ روانی بسیار تو چالش هستی و در نهایت بعنوان نیروی بی لیاقت و به درد نخور باهات برخورد میکنن، بنظرم هدر دادم عمر و زندگیه اونجا کار کردن،، اولش متوجه نیستی ولی به مرور میفهمی و اینکه جای پیشرفت نداره چون مدیران خودشونو خییلی بالاتر از همه میدونن
به دِگاه من، مصاحبه برای نقشم به عنوان برنامهنویس ارشد داتنت از مسیر پر از انتظار و سردرگمی گذشت. سه دفترچه با جوهرهای آبی و قرمز در اختیارم گذاشتن و گفتن حدود چهلوپنج سوال را باید با کدها روی کاغذ حل کنم. بخش منابع انسانی هم فرمی سنگین جلوی من گذاشت که نزدیک به دویست و چهل سوال داشت و باید پر میشد. پس از گذراندن آزمون فنی و مصاحبه با واحد منابع انسانی، اعلام کردند پروندهام در مرحله مجوز مدیرعامل است و از صبر و حوصلهام تشکر کردند. هشت ماه است که خبری نشده و من همچنان در سردرگمیام؛ احساس خستگی میکنم و از وضعیت پاسخدهی شرکت کلافهام و میخواهم بدانم چه میشود.
حدود سه سال پیش برای موقعیت برنامهنویس Embedded در این شرکت مصاحبه داشتم. در آن زمان به من اعلام شد که طی سه ماه دوره آزمایشی فقط مبلغ بسیار کمی پرداخت میشود و در صورت تأیید، مابقی حقوق بعداً پرداخت خواهد شد. همان زمان اعلام کردم که تمایلی به همکاری ندارم، چون تجربه قبلیام نشان داده بود شرکتهایی که در دوره آزمایشی حقوق را به این شکل پرداخت میکنند، معمولاً شرایط کاری مناسبی ندارند. سه سال بعد، زمانی که به دنبال کار بودم، نام شرکت را فراموش کرده بودم و به اشتباه برای آنها رزومه ارسال کردم. خودشان با من تماس گرفتند و گفتند که مصاحبه قبلی را به خاطر دارند و خواستند دوباره برای مصاحبه مراجعه کنم. در جلسه مصاحبه، کاملاً شفاف توضیح دادم که دلیل رد همکاری در سه سال قبل، پایین بودن حقوق دوره آزمایشی بوده است. در همان جلسه توافق کردیم که برای دو ماه پایانی سال، حقوق خالص دریافتی من ۴۰ میلیون تومان باشد. همچنین از من خواسته شد که کارت ملی خود را به عنوان ضمانت در اختیار شرکت قرار دهم. در آن زمان تصور نمیکردم این موضوع بعدها برایم مشکل ایجاد کند، بنابراین کارت ملیام را تحویل دادم. پس از یک ماه کار، به جای مبلغ توافقشده(40 میلیون)، تنها ۲۰ میلیون تومان به حسابم واریز شد؛ یعنی نصف مبلغی که درباره آن توافق کرده بودیم. وقتی اعتراض کردم، اعلام کردند که از ابتدا گفته بودند در دوره آزمایشی فقط درصدی از حقوق پرداخت میشود و هنوز تأیید نشدهام. در حالی که چنین موضوعی در جلسه مصاحبه به من گفته نشده بود. حتی من به طور واضح گفته بودم که سه سال پیش به همین دلیل (قرار بر پرداخت حقوق کمتر در آزمایشی)باهاشون همکاری نکردم. علاوه بر این، اعلام کردند که حقوق من به صورت ساعتی محاسبه شده است؛ در حالی که توافق ما بر حقوق ماهانه با مبلغ مشخص بود، نه قرارداد ساعتی. مسئول استخدام حتی عنوان کرد که «ما میتوانستیم در دوره آزمایشی هیچ حقوقی به شما پرداخت نکنیم، اما همین مبلغ را هم پرداخت کردیم.» همان روز به طور قاطع اعلام کردم که شرایط اجراشده با توافقی که در جلسه مصاحبه انجام شده بود مطابقت ندارد و تمایلی به ادامه همکاری ندارم. در ابتدا گفتند که مابقی مبلغ را پرداخت خواهند کرد، اما این اتفاق هرگز نیفتاد. صبح روز بعد برای پس گرفتن کارت ملیام به شرکت مراجعه کردم. هنگام ورود، نگهبانی از من خواست پشت سیستم ننشینم تا مدیر برسد. همچنین چند نفر از کارکنان مأمور شدند کنار من بمانند تا مدیر حضور پیدا کند. برداشت شخصی من این بود که نگران بودند اطلاعات یا کدهایی که طی آن یک ماه روی آنها کار کرده بودم حذف شود. پس از حضور مدیر، ایشان اعلام کردند که از عملکرد من رضایت ندارند و قصد ادامه همکاری ندارند. این در حالی بود که روز قبل خودم اعلام کرده بودم به دلیل رعایت نشدن توافق مالی، دیگر مایل به ادامه همکاری نیستم. وقتی دوباره موضوع پرداخت مابقی حقوق را مطرح کردم، اعلام کردند که همان مبلغ پرداختشده، کل حقوق من بوده و پرداخت دیگری انجام نخواهد شد. در نهایت کارت ملیام را پس گرفتم و شرکت را ترک کردم. امیدوارم انتشار این تجربه بتواند به افرادی که قصد همکاری با این شرکت را دارند، برای تصمیمگیری آگاهانهتر کمک کند.
- این شرکت برای چندتا شریک هستش ، که هرکدوم ساز خودشو میزنن. - جای شرکت تو شهرک صنعتی صنایع چوب ایران تو احمدآباد مستوفی هستش. مسیر خیلی بدی داره. یک دفتر هم تو خیابان خدامی تو ونک دارن. - محیط شهرک خوب بنظر میاد. - مدیر اصلیش شبیه عمو جانی هستش اونجا. به همه نظر داره. همیشه دور خودشو پر میکنه با دخترا. اخلاق بسیار بدی داره. خیلی خاله زنک هستش. - سرپرست منابع انسانیش خانمی هستش که به شیطون گفته زکی، از اون عوضی های روزگاره. حرف هیچکس رو قبول نداره و فقط دور مدیر میپره. - محیط کاری بشدت سمی داره. - سفته های سنگینی میگیرن برای استخدام.تازه بعداز 2 سال بهت پس میدن. - قسمت فروش چندتا دختر هستن که همیشه دهنشون سرویس میشه، بابت کار زیاد و بی برنامگی مدیر. - یه مدیر دارن برای استراتژی!!! یعنی هرکاری میکنه به مدیریت ربطی نداره و اوضاع رو خراب تر میکنه، با اون CRM مضخرفش. - تو قسمت تولید از بس هوا آلوده هستش، کارگرها چندماه نشده مشکل ریه پیدا میکنن. برش سنگ خیلی سخت هستش. - جابجا کردن سنگ های سنگین با بالابرهای مختلف همیشه در حال انجام هستش. تا حالا چندین نفر انگشتو دست و پاهاشونو از دست دادن. امنیت جانی تو این بخش صفر هستش. - خلاصه اصلا توصیه نمیکنم برای کار بری اونجا. از بیرون خوب بنظر میاد ولی بشدت داغون هستش.
شرکت فوق العاده ای بود من یک سال کار کردم اما توی دپارتمان ما که کلا سه نفر بودیم مدیر هول و بی شخصیت و چیپی وجود داشت که با پیشنهاد آشنایی و رفتارهای چندش آورش، موندن رو برای من غیرممکن کرد خدا لعنت کنه و خیر از زندگیش نبینه چون این شرکت یکی از بهترین ها بود که من از دست دادم
این شرکت اگهی کارشناس بازرگانی داد من رزومه ام مرتبط نبود اما بعد دو هفته زنگ زدن، رفتم برای مصاحبه اول که فضای شرکت و آدماش شبیه ده سال پیش بود شرکت خیلی کثیف و کوچیک و بد بو!!!!!این هیچی، وقتی کلی صحبت کردم میگن با دنبال به دستیار برای مسئول دفتر هستیم، اگر قبول شدین میگیم ایشون بهتون زنگ بزنه!!! گفتم اگهی موضوعش این نبود گفتم ما سه تا پوزیشن نیاز داشتیم اونایی که مرتبط نبود رو برای دستیاری دعوت کردیم! متاسفانه لال هستن که تو تماس اول بگن، گفتم خب حقوق رو زدین از ۳۵، الان حقوق این موقعیت شغلی چقده؟ یه جوری جا خورد که فکر کنم توقع کار مجلنی داشت و کلا به حقوق فکر نکرده بود گفت بین ۲۵ تا ۳۰...گفتم کاش اطلاعات دقیق میدادید که من این همه راه نو گرما نیام، واقعا شعور ندارن شاید یه نفر تو اوقات بیماری مجبور باشه پونصد تومن وول اسنپ بده تا بیاد با این آدمای بیشعور مصاحبه کنه و بفهمه کلا موضوع مصاحبه مغایر با آگهیه.
بهمحض اینکه وارد این کار شدم، فهمیدم فضای شرکت خیلی خانوادگی و بسته است و از همان ابتدا حس میکردم با مدیرانی روبهرو هستم که دوگانه رفتار میکنند. گروهی از دوستان کارفرما، بهظاهر با تعریف و تمجید، پشت پرده واقعیتها را جور دیگری نشان میدهند و از این رهگذر حقوق و مزایای کارکنان غالباً تحت فشار قرار میگیرد. محیط کار در این مجموعه بهنوعی حصار گونه است و ارتباطات خیلی محدود و خانوادهمحور پیش میرود. در مجموع، آنچه تجربه کردم باعث شد احساس کنم جایگاه من در تصمیمگیریها چندان جدی نیست و برخی جوانب مدیریتی بهخاطر این فضای بسته بهدرستی به من منتقل نمیشود. از نکتهای هم که فراموش نمیکردند این بود که به قولی به برنامههای روزانه پایبند باشند، اما در عمل تفاوت زیادی بین حرف و عمل دیده میشد.
مصاحبه ای با هد جذب استخدام آقای س.ر داشتم مطمعنم مصاحبه خوب و قابل قبولی داشتم و هیچ نکته منفی وجود نداشت و هیچ بازخورد یا نکته منفی ارائه ندادن اما متوجه شدم شخصی فردای روز مصاحبه با من رو بلافاصله استخدام کردن گویا متاسفانه همه این ها نمایش بود و شاید هم برای بنچ مارک و نفری که استخدام کردن از قبل انتخاب و نهایی شده بود چراکه طی کردن مراحل استخدام و… به این سرعت امکان پذیر نبود متوجه شدم این خانم از دوستان و آشنایان خودشون بود که اتفاقا شاغل در شرکت کروز بود و شرایط شغلی خوبی داشت و منصفانه نبود بقیه حقشون اینطور ضایع بشه فکر میکردم استخدام در این شرکت بر حسب شایستگی و ضوابط باشه نه روابط و تیم سازی.مشکل من اصلا اعتراض به انتخاب اون خانم نیست ولی حق من که متاهل با یک فرزند هستم نباید اینطور ضایع میشد اگر از اول قرار به استخدام دوستان خودشون بوده پس چرا بقیه رو امیدوار می کنن و فهمیدم این شرکت هم با بقیه جاها فرقی نداره و آشنا سالاری حاکم هست و اینکه ایشون دوستان خودشون رو انتخاب کردن قابل تامل. هنوز حتی عدم تایید بقیه متقاضیان رو هم شفاف اعلام نکردن ولی نفر خودشون ااستخدام شد عدالتی وجود نداره همه جا اشنا بر اساس آشنا بازی کارا پیش میره دوستان عزیز شما علامه هم باشین بی فایده هست حق الناس کردن خوب نیست حسف این شرکت معتبر
شرکت تولیدی بازرگانی سپیدرو برای من تجربهٔ کار در بخش بکاند بود. اوضاع تیم فنی از زمان ورود تغییرات جدید دچار بینظمی شده و مشکلات تازهای به وجود آمده است. منابع انسانی هم به نظر میرسد که چندان اختیار یا درکی از وضعیت ندارد. حقوقها به نسبت مناسب نیستند مگر اینکه کسی خودش را به عنوان معرف معرفی کند یا برای مصاحبه دست به سفارش بزند. فضای کار کاملاً نامساعد است و وجود چنین جو سمی، من را به ماندن مجبور میکند.
شرکت گروه اچ جی ایچ برای مصاحبه من تجربهای بسیار مثبت بود. در نخستین جلسه با تیم منابع انسانی صحبت کردم و بخش فنی برای مرحله بعد هماهنگ شد. مصاحبهکننده با دقت و شفافیت سوالها را مطرح میکرد و واقعاً به پاسخهایم توجه داشت. به نظرم این سازمان ویژگیهایی دارد که آیندهای روشن برایش میبینم و اگر در بخش فنی هم پذیرفته شوم، خوشحال میشوم که با آنها همکاری کنم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.