تجربه من از این شرکت اصلاً تجربه خوبی نبود. محیط کاری بهشدت ناسالم و پر از روابط پشتپرده و غیررسمی بود و این حس وجود داشت که اگر با جریانها و افراد خاصی همراه نباشید، امنیت شغلی چندانی نخواهید داشت و حتی ممکن است ادامه همکاریتان به خطر بیفتد. در مورد منابع انسانی هم متأسفانه شرایط خوبی ندیدم. از نظر من، مدیر منابع انسانی از نظر دانش و تجربه، تناسب لازم با این جایگاه را نداشت و بیشتر به واسطه رابطه و آشنایی با مدیرعامل در این موقعیت قرار گرفته بود. عملاً هم ارتباط چندانی با کارکنان نداشت و بیشتر اوقات در اتاق خودش بود و ارتباط مستقیم و مؤثری با بدنه کارکنان دیده نمیشد. بخش زیادی از کارها هم به فردی سپرده شده بود که عملاً نقش جانشین مدیر منابع انسانی را پیدا کرده بود. متأسفانه این فرد از اختیاراتی که در اختیارش قرار گرفته بود، به نظر من استفاده درستی نمیکرد و در بعضی موارد برخوردها و تصمیمگیریها کاملاً شخصی و از روی غرض به نظر میرسید. موضوع دیگری که برای من بسیار آزاردهنده بود، نحوه جذب و استخدام افراد بود. چیزی که من در طول همکاری دیدم این بود که روابط و آشناییها میتوانست در استخدام افراد نقش زیادی داشته باشد و همین مسئله باعث میشد شایستهسالاری و فرصت برابر چندان جدی به نظر نرسد. در مجموع، فضای شرکت برای من بهشدت سمی و فرسایشی بود. مهمتر از همه، احساس امنیت شغلی بسیار پایینی وجود داشت و همیشه این نگرانی بود که تصمیمات درباره ادامه همکاری، بیشتر تحت تأثیر روابط و مناسبات داخلی باشد تا عملکرد واقعی افراد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
ظاهر شرکت حرفهای و ساختار سازمانی آن در نگاه اول قابلقبول به نظر میرسد، اما تجربه کاری من با فضای داخلی مجموعه، تصویری کاملاً متفاوت ایجاد کرد. متأسفانه در بخشهایی از سازمان، روابط غیرحرفهای، حاشیهها و مناسباتی که با شایستهسالاری فاصله دارند، بر تصمیمگیریها و تعاملات کاری تأثیرگذار هستند. این موضوع در معاونت منابع انسانی نیز بهوضوح قابل مشاهده است؛ از ضعف در مدیریت و تصمیمگیری گرفته تا شرایطی که عملاً اختیار و قدرت تصمیمگیری مدیر منابع انسانی را تحت تأثیر نفوذ برخی افراد قرار میدهد. در چنین فضایی، عملکرد و شایستگی افراد لزوماً تعیینکننده مسیر رشد و تصمیمات سازمانی نیست. به نظر من، فکور صنعت نمونهای از مجموعههایی است که فاصله قابلتوجهی میان «تصویر بیرونی» و «واقعیت تجربه کارکنان» وجود دارد. ظاهر سازمان، برند و ویترین شرکت ممکن است حرفهای و معتبر به نظر برسد، اما برای من، کیفیت فضای کاری و برخی روابط و فرآیندهای داخلی تجربهای رضایتبخش نبود. در مجموع، بر اساس تجربه شخصیام، اگر برایتان فرهنگ سازمانی سالم، شفافیت، شایستهسالاری و استقلال در تصمیمگیری مدیریتی اهمیت دارد، پیشنهاد میکنم پیش از پذیرش پیشنهاد همکاری، حتماً درباره فضای واقعی تیم و نحوه مدیریت آن بخش تحقیق بیشتری انجام دهید.
همون ابتدای کار 10 درصد مبلغ درخواستیتون رو کم میکنن و به بهانه اینکه بعد دوره آزمایشی با صلاح دید مدیریت بهتون میدن. محیط کاری پر از فامیل های هییت مدیره است که به رغم نداشتن صلاحیت کافی برای تصدی پست های سازمانی سر کار هستند. قراردادها یک ماه یک ماه تمدید میشه که این یعنی شما امنیت شغلی در این سازمان نداری. تمام تصمیمات مهم حول محور مشاور هییت مدیره که آدمی خودشیفته و کار نابلد است گرفته میشود. عملا مدیر عامل مجموعه در خیلی از موارد قدرت تصمیم گیری ندارد و این مشاور با دخالت های بیجا در کار تیم بازرگانی و فروش عملا جو را مسموم کرده است. میفرستنتون طب کار و هزینه اش رو خودتون باید بدید و اگه تو دوره آزمایشی باهاتون قطع همکاری کنن این مبلغ را به شما بر نمیگردونند. بدون هیچ دلیل مشخصی و فقط با تحویل یک مشت دورغ و حرف های ضد و نقیض با شما قطع همکاری میکنند. برای افراد تازه کار محیط خوبی است ولی برای افراد با تجربه من اینجا را توصیه نمیکنم.
هیچ نشانه ای از وجود فرهنگ و چارت سازمانی در مجوعه وجود ندارد و فقط شخص مدیر عامل تصمیم گیرنده هستش و به دلخاوه ایشان مجموعه اداره میشود که باعث بی نظمی زیاد و بی قانونی های فراوانی میشود. امنیت شغلی افتضاح می باشد و با کوچیک ترین حرف پیش مدیرعامل بدون هیچ تحقیقی یک شخص اخراج میشود و تهمت دزدی و کار شکنی به اون شخص زده میشود. ارتقا شغلی در این مجموعه بر اساس تخصص و دانش نیست و فقط بر اساس نزدیکی به مدیرعامل و زیراب زنی بقیه پرسنل هستش
من حدود یک سال در این شرکت کار کردم و به دلیل رفتار سازمانی زشت، همکاران شرور و زیرآب زن، مدیران و کارکنان بیادب و بیتربیت و شل مغز، عدم امنیت شغلی (قراردادهای سه ماهه) و رفتار سازمانی زیر دیپلم، مافیا بازی و رفتار ناشایست یک عده از مدیران و اقوام و فامیل مدیرعامل و فشار و توقعات نابجا و مدیریت سنتی، عدم وجود وظایف مشخص و شفافیت شغلی، با وجود حقوق و مزایای خوب، ناچار به استعفا شدم. به دلایل ذکر شده به کسی توصیه نمیکنم در این شرکت کار کند.
محل خوبی برای کار و رشد و تعادل بین کار و زندگی و محیط بسیار صمیمی و دوستانه و مهربان
وقتی وارد شرکت شدم، فهمیدم که به افراد با سابقهی طولانی احترام زیادی میگذارند و این نکته مثبت به چشم میخورد، اما مسئله این است که برخی از همکاران اصلاً مشخص نیست چگونه به تیم پیوستهاند و به نوعی به شرکت بچسبند. تیم پارتی نیز خیلی قوی است. این موضوع در بخش مهندسی به وضوح دیده میشود، مثلاً کسانی که صرفاً کد میخوانند و مشخص است از کجا و چگونه درسشان را گذراندهاند، به عنوان نیروی با سابقه مینگرند. (به همه اشاره نمیکنم، اما چنین وضعی مشاهده میشود)
در یکی از شرکت های زیر مجموعه به اسم فومن شیمی بهداشت دعوت به یک مصاحبه شغلی شدم، اما متأسفانه از همان ابتدای جلسه با برخوردی مواجه شدم که برایم بسیار عجیب و ناخوشایند بود. فرد مصاحبهکننده با لحنی که برای من حالت تمسخرآمیز داشت، چندین بار تأکید میکرد که آیا اصلاً آگهی شغلی را دیدهام، آن را خواندهام و برای همان موقعیت رزومه ارسال کردهام یا خیر. در حالی که من آگهی را با دقت مطالعه کرده بودم و رزومهام را نیز آگاهانه و متناسب با همان موقعیت ارسال کرده بودم. اگر واقعاً تصور میکردند که من آگهی را نخواندهام یا فاقد دانش لازم برای این موقعیت هستم، سؤال اصلی من این است که اصلاً چرا برای مصاحبه دعوت شدم؟ متأسفانه در طول جلسه این احساس را داشتم که رزومهام پیش از مصاحبه بهدرستی مطالعه نشده است. حتی چندین بار سؤالاتی درباره تحصیلات و سوابقم مطرح شد که پاسخ آنها بهوضوح در رزومه درج شده بود. از طرفی، با وجود اینکه سابقه کاری مرتبط و تجربه قابلتوجهی در حوزههای نزدیک به این موقعیت داشتهام، تقریباً هیچ سؤال تخصصی از من پرسیده نشد تا مشخص شود آیا واقعاً دانش و توانایی لازم برای این حوزه را دارم یا خیر. مصاحبه با حضور مدیر منابع انسانی و ظاهراً مدیر مالی انجام شد. نکته عجیبتر این بود که مدیر منابع انسانی چندین بار از مدیر مالی درخواست کرد حداقل چند سؤال تخصصی از من بپرسند تا مشخص شود آیا دانش لازم را دارم یا نه؛ اما ایشان حتی با وجود این اصرار نیز حاضر نشدند سؤال تخصصی مشخصی مطرح کنند. در عین حال، تأکید میشد که رزومه من بهدقت بررسی شده و سابقه مرتبطی در آن دیده نشده است؛ در حالی که چنین سوابقی در رزومهام وجود داشت. به نظرم اگر قرار است فردی برای یک موقعیت شغلی دعوت به مصاحبه شود، حداقل انتظار این است که رزومه او پیش از جلسه مطالعه شود و ارزیابی بر اساس سؤالهای مشخص و مرتبط با شغل انجام گیرد، نه بر اساس پیشفرض یا قضاوت اولیه. این تجربه برای من واقعاً ناامیدکننده بود؛ نه صرفاً به خاطر نتیجه احتمالی مصاحبه، بلکه به خاطر نوع برخورد و احساسی که در طول جلسه به من منتقل شد. در نهایت، صادقانه بگویم که بیشتر از رفتار آن شرکت، از شرایطی که خودم در آن قرار گرفتهام متأسف شدم. با وجود اینکه در کنکور کارشناسی ارشد رتبه ۹ را کسب کردم و با تمام سختیها و محدودیتهایی که در ایران وجود دارد مسیر تحصیلی و حرفهای خودم را ادامه دادم، گاهی با خودم فکر میکنم شاید اگر همان زمان برای ادامه تحصیل و کار به خارج از کشور اپلای کرده بودم، امروز تجربههای حرفهای متفاوتی داشتم. مواجه شدن با چنین رفتارهایی واقعاً باعث میشود آدم درباره مسیری که طی کرده، دوباره فکر کند.
با سلام خدمت همگی شرکت تولیدی مهراصل همانند هر شرکتی دارای نکات مثبت و منفی می باشد که در ابتدا به نکات مثبت آن میپردازم. در این شرکت واریز حقوق دقیقا در سر موعد مقرر صورت میگیرد و بیمه و بیمه تکمیلی پرسنل به صورت منظم و بدون وقفه واریز میگردد هرچند این نکته ابتدایی ترین وظیفه هر شرکتی است اما باز هم می تواند برای دوستانی که روی این مورد به هر دلیلی حساسیت فوق العاده دارند مفید باشد اما به جز این نکته واقعا نکته مثبت دیگری وجود ندارد چرا که ساختار شرکت به شما هیچ گونه تجربه جدیدی را اضافه نمیکند و امکان پیشرفت برای شما چه به لحاظ تجربه چه به لحاظ جایگاه شغلی مقدور نمیباشد همچنین پرسنل دفتر تهران هر سال باید بدون استثنا(بدون توجه به جایگاه شغلی) مانند گارگران در احداث غرفه نمایشگاه شرکت کنند و در حدود ۱۰ روز فرآیند ساخت شما ملزم هستید از ساعت ۸ صبح الی ۱۲ شب ( حتی در بعضی موارد ۲ نیمه شب) در فرآیند ساخت غرفه حاضر باشید و کمک کنید. جو زیرآب زنی به طور غلیظ و افراط شده ای در شرکت حکمفرمایی میکند و مطمئن باشید کوچک ترین حرکات شما با پیازداغ بسیار فراوان به طبقه مدیریت میرسد و از آنجایی که با این کار میزان پاداش بر روی فیش حقوقی به طرز قابل توجهی تغییر می کند این عمل نه صرفا عادت منفی پرسنل بلکه فرهنگ سازمانی شرکت است. متاسفانه شرکت اصلا فرهنگ ارسال به ماموریت ندارد و شما در هر ماموریت دچار تنش روانی فراوانی میشوید
بهوجود آوردن تجربهای باکیفیت و قابلاعتماد از دیدگاه من؛ شرکت سیوان را به عنوان محیطی حرفهای میبینم که مدیریت قشنگی دارد و کیفیت کار بالاست. روند تولید نرمافزار و زمانبندی پروژهها در شرایط عادی کاملاً منظم و دقیق است. اما تجربهٔ کلان تا حد زیادی به سرپرست تیم بستگی دارد؛ اگر رهبر تیم کاربلد باشد اوضاع بهنحو فوق العادهای پیش میرود. در مجموعه، تعدادی نفر با رفتار نامطلوب هم هستند و گاهی تسویهحوالهها بهدرستی انجام نمیشود. در کل شرکت شناختهشده و قابلاعتماد است، فقط باید مراقب رفتاربدانشی برخی همکاران باشید تا با افراد بددهن یا بیتفاوت روبهرو نشوید.
برای مصاحبهٔ پشتیبانی فروش به آنجا رفتم، اما از همان ابتدا روشن بود که جدی نیست. مصاحبهکنندهها بهجای اینکه با من گفتوگو کنند، مرتب ازم میخواستند همانجا بمانم و هیچ گفتگوی جدی انجام نشد. سوالات مطرح میشد اما آنها مدام وسط صحبت من پریدند و فرصت توضیح کامل را نگرفتم. نکتهٔ دیگر اینکه آگهی محل کار نزدیکیتر نشان میداد، اما هنگام رسیدن گفتند محل کار را خودشان مشخص میکنند و کار کمی دورتر بود؛ هیچ هماهنگیای وجود نداشت. در کل تجربهای پر از بینظمی و جانبداری بود.
وقتی وارد شرکت شدم فکر میکردم مکانی خوب برای آموختن است، مخصوصاً برای کسایی که سابقهای ندارند. اما اگر هدف رشد و پیشرفتی برای خودت است، توصیه نمیکنم به رفتن به اینجا فکر کنی. با تغییر مدیریت از مدتی قبل، اوضاع کاملاً تغییر کرد؛ تازه عدهای مدیر آمدند که پیشتر بازنشستهٔ سازمانهای دولتی بودند و واقعاً تخصص لازم را در عمل ندارند و این باعث بهم ریختگی تیم شد. من هم بیشتر وقت را روی محصول تازه صرف کردم که خروجی یا دستاورد مشخصی نداشت. به نظر میرسید مدیران ارشد بیشتر دنبال زمانکشیاند تا پرداخت حقوق؛ جلسات روزانه اوضاع را بهتر نمیکردند و خروجی ملموسی نبود. بهنظر من مشکل اصلی در نبود تخصص کافی در سطح مدیریت بود و واقعاً دیگر تمایلی به بازگشت ندارم؛ یکبار تجربهاش برای من کافی بود.
دقیقاً مثل اینجا تصمیم دارم ازمون بگیرن و با انتظار طولانی روبهرو بشم. وقتی رسیدم، واقعاً یک ساعت معطل شدم تا به نوبتم برسد. مصاحبه هیچ جنبه فنی نداشت و بیشتر حول سلیقههای مصاحبهکننده میگشت. از شوخی نیست که به نظر میرسید دانش در حوزه دیجیتال مارکتینگ ندارند و دنبال کردن من را به زمینهای کاملاً بیربط ارجاع میدادند چون میگفتند نیروی کافی ندارند. این رفتار برای من توهینآمیز بود و در نهایت به این نتیجه رسیدم که اگر جایی است که به شخصیت و سابقهام اهمیت بدهد، اینجا گزینه مناسبی نیست.
مصاحبه با زرین پخش داشتم طی مصاحبه با مدیر منابع خانم گلشنی و مدیر جذب فاتح هیچ هیچ سوال تخصصی و فنی نپرسیدن و فقط چنتا سوال عمومی که هیچکدوم ربطی به ارزیابی فنی نداشت پرسیده شد واقعا میشد بی سوادیشون رو متوجه شد مطمعنم کسایی که رفتن مصاحبه حتما تایید میکنن اصلا خودشون بلد نبودن چی باید بپرسن خداشاهده سطح مصاحبه یک کارشناس پایه در شرکت های دیگه بالاتر از این دو نفر بود و حتما سلیقه ای انتخاب میکنن و اگه ظاهری سلیقشون نباشی رد میشی و خیلی عجیب بود واقعا چی میگذره تو شرکت های این مدلی مشخص بود که روابط تعیین کننده سمت های این افراد بوده نه توانایی چجوری مدیر میشین لامصب ها
اول اینکه هیچ تابلو و نام نشانی حتی پلاک وجود نداشت ساختمان چند طبقه قدیمی با یه ورودی تنگ تاریک هیچ ساختار استانداری ندیدم مشخص بود یه روش قدیمی رو برای پیش بردن اهداف ادامه میده و اصلا در فضای رقابتی اقدامی بابت به روز شدن و رقابت نکردن البته شاید چون انحصار تولید گلاب دارن رقیبی نداشته باشن که بخوان خودشونو اپدیت کنن ولی برای کارکنان خوب نیست اکثرا فقط یه کار بیس بدون تخصص و یادگیری رو انجام میدادن که فقط حقوق بگیرن و توانایی هاشون پایین و از دانش شغل خودشون عقب میوفتن چون شرکت پلنی برای توانمند سازی نداشت مزایا هم که تو همون ۲۰ سال پیش مونده چیز خاصی نداشتن ۶ روز کاری در هفته در کل جای حرفه ای بنظر نمیومد همه چی تو ۵۰ سال پیش گیر کرده بود انگار دکور در دیوار طراحی دیزاین مسخره تر اینکه خانم مدیر فروش مصاحبه رو شروع کرد که هیچ ربطی به شغل من نداشتن و تجربه و دانش نداشتن حالا چه روابطی باعث شده بود که ایشون نظر بدن خدا داند مدیر عاملم که تو ی اتاق نشسته بود ریموت دستش باهاش در اتاق باز بست میکرد بازی میکرد وضعیت مسخره ای بود کلا
با اینکه واقعیتها رو خیلی ساده نمیتونم برداشت کنم، اما از دید من اداره بهطور کامل به نظرم نهایی نشده بود و مشکلات مدیریتی گستردهای داشت. حقوق معمولاً بهموقع پرداخت نمیشد و گاهی با پیگیری زیاد میتونستی بخش کوچکی ازش رو دریافت کنی. کار سخت و فشار بالا بود و از سمت مدیران خبری از تشکر یا قدردانی نبود. پاداش و مزایا هم در حداقلها قرار داشت یا اصلاً وجود نداشت. مدیرها در مسائل مختلف دخالت میکردن و بهطور کلی احساس میشد که همه به دنبال تغییر شغل و پیدا کردن فرصت بهتر با استفاده از اینترنت شرکت هستند.
این تجربه را در محیطی واقعی به نحوی روشن و صریح بازگو میکنم که دیگر هیچ شائبهای دربارهی جهتگیریها نداشته باشد، اما محتوا را درست حفظ میکنم. وقتی وارد این شرکت شدم، با یک فضای سمی و ناامیدکننده روبهرو شدم؛ چیزی که انتظارش را داشتم نبود. ظاهر شرکت شاید بتواند جذاب به نظر برسد، اما پشت صحنه پر از افراد بیتجربه و جوّ کاری ناسالم بود. روابط دوستانهسازیهای غیر حرفهای و باندبازی خیلی رایج بود و رفتارهای غیراخلاقی زیادی هم وجود داشت. به عبارتی اگر هدفم صرفاً کار کردن بود، ممکن بود با اینجا کنار بیایم، اما اگر زندگی و رضایت شخصی هم برایم مهم است، به نظرم باید دنبال جای بهتری گشت.
برای من فقط کافی بود به مصاحبه فکر کنم و ببینم چه تجربهای در انتظارم است. در فرمت اولیه رزومهام را فرستاده بودم و حدود دو هفته بعد، اوایل خرداد، تماس گرفتند و گفتند امکان دورکاری نیست و فقط حضوری میگیرند؛ از طرف من هم رد کردند. تقریباً یک ماه بعد، در تیر، دوباره تماس گرفتند و من دوباره توضیح دادم؛ گفتند برای مصاحبه بیای تا دربارهاش حرف بزنیم و رفتم. فضای دفتر از بیرون که نگاه میکردی خیلی بزرگ و مرتب بود، طبقه اول بخش فنی و طبقه دوم منابع انسانی و اتاق جلسه بود. با وجود اینکه همه اطلاعات من روی رزومه بود، مجبور شدم فرم دیگری هم پر کنم. سپس با مسئول فنی صحبت کردم و به طبقه اول بردند تا تست عملی بدهند. اولین نکته منفی این بود که اصلاً نگفته بودند تست عملی هم وجود دارد. تست واقعاً حرفهای نبود؛ جلوی یک سیستم نشسته بودم و منتظر بودم تا مدیر فنی برسد و توضیح دهد چه کاری باید انجام بدهم. در روزی که رفتم تازه کولر گازی نصب کرده بودند و دقیقاً جلوی صندلیم بود و بادش مدام کم و زیاد میشد. اتاق پر از نفر فنی بود و تنها دو نفر از آنها ماسک زده بودند — شرایط ناامیدکنندهای بود. مدیر فنی هم دائماً در حال رفتوآمد بود و نیم ساعت معطل شدم تا بیاید؛ وقتی آمد، دستگاه را روشن کرد و گفت با این سیستم کار نمیکند و باید صبر کنم. تقریباً طول کشید تا چهل و پنج دقیقه دوباره به من زنگ زد و با بیحوصلگی پرسید: آیا در پکیج فلاتر نوشتی؟ میتونی از خانه یک پکیج بنویسی و برایشان بفرستی؟ یعنی پس از بیش از یک ساعت معطلی تازه به من گفت از خانه بفرست! در کل فرایند مصاحبه خیلی ضعیف بود — بدون برنامهریزی و بیاحترامی به زمان داوطلب.
از همکاری با این مجموعه خیلی راضی بودم و رفتار همکاران واقعا محترمانه بود. حدود شش ماه است که به تازگی به تیم پیوستهام و در حال انجام کارم هستم. امیدوارم ادامهی همکاری اینطور باشد و بتوانم با هدایت تیم کارکنان، وظیفهام را به خوبی انجام بدهم. تاکنون همهچیز نسبتاً خوب پیش رفته است.
مدت چند سالی با همتیمیها کار میکردم تا اینکه شرکت ناگهان جمع شد و همه قراردادهاشون رو به بانکها منتقل کردند. یکی از جنبههای مثبتش این بود که حقوق رو بهموقع میدادند و بیمهٔ تکمیلی هم داشتن، انگار اینها تضمینِ ثبات بودند. از نظر رشد حرفهای اما فضا تعدیل نبود: مدیران فنی از نظر علمی و فنی سطح لازم رو نداشتند و در بلندمدت هیچ پیشرفت واقعیای رو انتظار نمیکشیدی؛ با این وضع از نظر تکنولوژی هم عقب میافتادی. در مجموع از جهات مشخصی خوب بود، ولی من تصمیم گرفتم به دنبال شرکتهای بهتری بگردم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.