برای من استیل البرز شیراز تجربهای بود که در مجموع رضایت نسبی از حقوقم داشتم؛ حقوقی که نسبت به جایهای دیگر بالاتر بود و باعث رضایت من شد. محیط علمی و حضور مدیرانی باسواد هم به فضای کار اضافه میکرد. اگر روزی تصمیم به ترک گرفتم، این تصمیم بیشتر به خاطر اهداف و پیشرفت شخصی خودم بود تا اینکه بخواهم از محیط کار شکایت کنم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من به مدت دوسال با این شرکت همکاری داشتم ، در دوران کرونا چون دور کاری بود قابل تحمل بود ولی بعد از آن بصورت حضوری شد . شرکت برای نیروی انسانی هیچ ارزشی قائل نیست توجه کنید هیچ ارزشی حقوق با حداقل تاخیر 1 ماهه در بهترین حالت . بطور مثال حقوق اسفند سال 1400 در اردیبهشت پرداخت کردن و در همون سال پول حقوق پرسنل رو خرج تبلیغات بنر در سطح تهران کردن . قراردادی که جلوی شما میزارن از حقوق پرداختی کمتر ( پایه وزارت کار ) است و زمان خروج 1 تا 2 ماه از حقوقتون رو پرداخت نمیکنن و بدون شکایت ، نمیتونید حقوق و سنواتتون رو بگیرید . ساعت کاری بیشتر از استاندارد وزارت کار است و شما پنجشنبه ها هم باید تا ساعت 12 شرکت حضور داشته باشید . مدیریت مجموعه به طرز عجیبی ضعیف و ناکارامد است .
بهزبان من نوشته میشود که برای فرصت شغلی تطبیق کامل با آگهی را داشتم و رزومهام را فرستادم، اما با رفتاری غیرحرفهای مواجه شدم. کارفرما در فرآیند گزینش بهطور مشخص واکنش غيرمنتظرهای نشان داد و توضیحی منطقی برای رد رزومه ارائه نکرد. مسئول گزینش که بدیهی است از طریق لینکدین پیگیری کردم، به من گفت با او تماس میگیرد، اما مصاحبه تلفنی کاملا غیرحرفهای بود و فقط قصد داشت دلایلی برای رد رزومه بیابد. وقتی گفتم برخی از پرسشها در آگهی ذکر نشده بود، ناچار گفت سیاست شرکت این است که… این تجربه مربوط به یک فرصت کارآموزی بود که در آگهی هیچ تجربهای از این نوع ذکر نشده بود، اما کارشناس مربوطه برای یافتن علت رد رزومه پافشارى کرد. سپس پرسیدند سطح زبان من چقدر است که پاسخ دادم مسلط هستم. در ادامه رفتند سراغ حقوق پیشنهادی و من گفتم همان مبلغی است که در آگهی قید شده بود؛ اما پاسخ آنها این بود که با سیاست شرکت همخوانی ندارد. سوال مضحکی به نظر میرسید، چراکه مبلغی که در آگهی درج شده بود با وضعیت شرکت همسویی ندارد. در نهایت گفتند که خبر میدهند، اما من برای پیگیری با مدیر مربوطه یک متن طولانی به انگلیسی فرستادم تا سطح زبانم و سابقه کارم روشن شود. مدیر هم به همان دو پاسخ سابق بسنده کرد که تجربه کاری ندارم و با رنج شرکت همخوانی ندارد. با این تجربه فهمیدم جو شرکت چگونه است. لازم است اشاره کنم که این شرکت در سایت خود تأکیداتی درباره تعهد اخلاقی و مسئولیتپذیری نوشته بود. از سه اتفاق مهم در بررسی رزومه من عبور کردند: نخست، رزومهای که بهطور کامل با شرایط آگهی مطابقت داشت رد شد؛ دوم، پیگیری من منجر به اصلاح درخواست نشد و به پاسخ اولیه پافشاری شد؛ سوم، قول داده بودند که درباره نتیجه مصاحبه اطلاع دهند اما اطلاعرسانی نکردند. بهقصد یادآوری حتما این تجربه را در نظر داشته باشید.
روی کار این شرکت فکر میکنم از دیدگاه تجربهکاریم اینطور بود که سرعت پیشرفت توش به اندازهای که انتظار داشتم، نبود و فضای کاری سمی و پر تنش حاکم بود. مدیر شرکت با تمرکز زیادی روی ایجاد فضای کنترلشده و تصمیمهای از بالا به پایین کار میکرد و دید خیلی واضحی نسبت به تیم داشت، اما رفتارهای بعضی مدیران فروشگاهها و بازخوردهای منفی از طرف برخی همکاران باعث شد احساس کنم محیط کار بیثبات است و ارتباطات درونسازمانی به درستی حرفهای نیست. سختیهای عمده شامل نبود فرایندهای روشن برای قیمتگذاری و تصمیمگیریهای سلیقهای بود که باعث میشد معادلهای مشخص بین هزینه و محصول شکل نگیرد. در نتیجه فشار کاری بالا، ساعات کار طولانی و پاسخگویی مداوم به مدیران، حتی در زمان تعطیلی یا مرخصی، تجربه را خستهکننده میکرد. جو داخلی شرکت تا حد زیادی مسموم و سرد بود و منابع انسانی هم بهخوبی ساختار نداشت؛ بهطور کلی جای تعادل بین انگیزه و فشار کاری بههمخورده بود. در حالی که برخی از افراد تیم قدیمی بودند و تجربه زیادی داشتند، رفتارهای غیرحرفهای و دلالتهای منفی در برخی تعاملات وجود داشت که بر روحیه تیمی اثر میگذاشت. خروجی نیرو هم در این مجموعه بالا بود، بهطوری که به نظر میرسید افراد با پختگی و مهارتهای مشخص دوام بیشتری میآوردند و احتمال خروجشان پایینتر بود. در کل، داشتن تجربه کاری در چنین محیطی را برای کسانی که دنبال یک فضای حرفهای و شفاف با ساختار سازمانی روشن هستند، چندان توصیه نمیکنم؛ اگر دنبال محیطی با سیستمها و فرایندهای واضح و احترام متقابل هستید، شاید گزینههای دیگری بهتر باشند.
برای من تجربهای بود که در مورد فردی در شرکت پارسترونیک دیدم. او را به نام دکتر امیری میشناسند و من درباره سابقه کار او سردرگمی زیادی دیدم. در نگاه من، این فرد سابقه تحصیلش را با جزئیات مبهمی بیان میکند؛ از دانشگاه تهران صحبت میکند اما واقعیت صحتشان زیر سوال است و به نظر میرسد که چند ترم در همدان بوده و بخشهایی از حضورش در تهران به عنوان مهمان بوده است. ادعا میکند که از تهران به دانشگاه ایالتی میشیگان رفته، اما به شکل عادی با هزینه بالا و بدون بورسیه تحصیل کرده و تنها سه ماه در دوره دکترا بوده و موفق به ادامه تحصیل نشده است. از نظر آکادمیک، تنها دو مقاله دارد که یکی با همدانشگاهیهای ایرانی و دیگری با یکی از همدانشگاهیهای همدان نوشته شده است؛ این موضوع ربطش به این دارد که چرا فردی از ایالات متحده با محققان ایرانی همکاری میکند و موضوعی است که به رشته برق قدرت مربوط میشود. در مورد تجربه کاری، ادعا میکند که پنج ماه در GM، شش ماه در Delphi و هفت ماه در US Hybrid کار کرده که به نظر میرسد جمع سابقهاش خیلی کمتر از دو سال است. گاهی اشاره میکند که در شرکتهای بزرگ خارجی خیلی سریع متوجه میشویم که کی کیست، اما به نظر میرسد فعالیتهایش بیشتر به عنوان کارآموز بوده تا حرفهای. همچنین میگوید در همه شرکتها منابع محرمانه مانند سورس کد و مستندات را از دست داده است. دلیل بازگشت به ایران را مریضی مادر میداند و این تصمیم را دلیل بودن در ایران معرفی میکند. او با تعداد زیادی از شرکتها در ایران ارتباط گرفته یا قصد ایجاد همکاریهایی را دارد، اما با شرکتهایی مثل کروز و ایرانخودرو و مکو به دلیل برخی محدودیتها همکاری نمیکنند. خودش برای شرکتش تلاش میکند تا حداقل یک پروژهای را کسب کند و از پژوهشگاه نیرو پروژهای با بودجه نسبتا کم میگیرد که کل مبلغ پروژه به سیصد میلیون تومان هم نمیرسد. در نهایت، من این فرد را مجموعهای از تجربهها و داستانهای متناقض میبینم که میتواند برای یک کتاب دویست صفحهای هم کافی باشد. اگر بخواهید از من یا همکاران سابق در شرکت، اطلاعات بیشتری بگیرید، میتوانید به همکاران سابق ما در شرکت پیام بدهید؛ تعداد زیادی از آنها آمدند و رفتند و میتوانید از هر کدام که مایل باشید، سوال کنید.
در یک کلام افتضااااح، انقدر نیرو اضافه کردن که همه اونجا بیکار هستند، و این بیکاری بسیار آزاردهنده هست چون شما بخاطر زیرنظر شدید هیچ کار دیگه ای هم نمیتونید انجام بدید و ساعت کاری خیلی بالا هست،حتی یک یخچال درست تو شرکت نیست، بین ۷ طبقه فقط یک مایکروفر هست با یه هیتر که اونم افتضاحهه، موقع گرم کردن غذا یک ساعت باید تو صف باشی، واقعا خیلی زشته انقدر کارمند استخدام کنند امکانات نذارند مگه مردم برده شما هستند، انقدر نیرو زیاده که تو یه سالن جای نفس کشیدن نیست، فقط نیروهای که یخورده سابقه دارند سرپرست کردند که اونجا بمونن، اونم هیچ سواد مرتبطی ندارند و همش تو رقابت و حسودی باهم هستند که فشار روحیش به کارمند وارد میشه
برای مصاحبه رفتم مصاحبه کننده بسیار انسان آروم و متین بود و خیلی سریع میشد باهاش اوکی شد بیشتر در مورد ماهیت کار صحبت کرد که خیلی رک فرمودند کار در انبار خیلی سنگین و فیزیکی میباشد و خیلی وقتها تکراری و خسته کننده فقط موردی که باعث شد بنده از این شغل و شرکت نامید بشم ساعات کاری خیلی بالا و اضافه کاری های زیاد حتی روزهای تعطیل رسمی سال که تعادل کار و زندگی رو بهم میریزد عملا کل زندگی فقط تو کار کردن خلاصه میشه شیفت های 12 ساعته روز و یا شب
سلام،این تجربه چندساله من از شرکت عبیدی هست،جایی هست ک مدیرانش بیش ازحد مغرور م متکبر هستند و ب زیر دستاشون بعنوان ابزار پیشترفت خودشون نگاه میکنن،واقعا همه چی پول نیست انسان شخصیت حتی کارگرش.
به نظر من، فضای کار در هاکوپیان به هیچ وجه خوب نیست و از نظر رفتاری هم سطح حرفهای بودن پایین است. منابع انسانی شرکت را بیاعتماد و بیسواد میدانم و حس میکنم رفتارهای جناحی و زیرآبزنی در workplace رایج است. افراد مشخصی با سابقه طولانی در این شرکت حضور دارند و به نظر میرسد حضورشان بیشتر به دلیل روابط و پاچهخواری است تا عملکرد واقعی. امنیت شغلی هم برای من مفهوم مشخصی ندارد و از محیط کار حرفهای خبری نیست. به همه توصیه میکنم با شک و تردید به برند شرکت نگاه کنند و فریب ظاهر و نام برند را نخورند. گاهی اوقات به نظر میرسد که خروجی نهایی کار از دید کارمندانی که در شرکت نیستند بهتر و دقیقتر است تا خروجیهای داخلی تیمهایی مثل واحد دوربین که به نظر میرسد از بیرون هم تاثیرگذارتر عمل میکنند.
من سالها در واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان کار میکنم و حالا میخواهم تجربهام را بیان کنم. در طول بیش از بیست و شش سال سابقهام، با وجود تلاشهای فراوان، حس کردم که مسیر حرفهایام در این شرکت به نتیجه مطلوبی نرسید. به عقیده من، مجموعهای با روابط و رفتارهای گروهی و سهمیهای وجود دارد که بر فضای کار تأثیر منفی میگذارد و انگیزهها را پایین میآورد. مدیریت که از سمت آقای هاکوپیان است، به نظرم فردی بود با سطح تحصیلی پایین و گاهی بیپروایی گفتاری که موجب سوءبرداشاتی میشد. در طول دوران کار من، شمار قابل توجهی همکار وارد شرکت شدند و بعد از مدت کوتاهی خارج شدند و این اتفاق باعث ایجاد احساس عدم امنیت شغلی در برخی از کارکنان شد. قراردادهای پرسنلی اغلب به صورت سهماهه تنظیم میشد و به نظر میرسید که کار مانند کارگرانی بدون حق و حقوق مشخص انجام میشود. در مسائل مربوط به خرید مواد اولیه، به خصوص پارچهها، به نظر میرسد که واردات عمدهای از خارج وجود دارد و ممکن است برخی از رفتارهای سوداگرانه یا بازی با اطلاعات موجب نگرانی شود. از اینکه وضعیتی چنین پیچیده وجود دارد تأسف خوردهام و امیدوارم که مسئولان اجرایی به واقعیتها توجه کافی نشان دهند.
از وقتی وارد شرکت شدم فهمیدم که اضافهکاری وجود ندارد و قرارداد بهطور دقیق با پایه حقوق نوشته شده بود، اما حقوق دریافتی خیلی بالاتر از اونچه در قرارداد بود صحبت میشد. کار از ساعت هشت صبح آغاز میشد تا هر وقت کار تمام میشد، بدون اینکه من همواره از حقوق اضافه مطلع باشم. بعد از مدتی فهمیدم تنها یک روز مرخصی در هر ماه برایمان در نظر گرفتهاند و دلیلش این بود که پروژه به پایان رسیده و پول خوبی میدهند. با وجود این وعده، دو سال بعد بدون اطلاع قبلی ما را تعدیل کردند. برای تسویه رفتم اما کمتر از نیمی از حق و حقوق به من پرداخت شد. وقتی موضوع را پیگیری کردم، مشخص شد به دلیل پرداختهای نقدی در سال اخیر و ثبت قرارداد پایه حقوق، شکایت آنطور که انتظار میرفت نتیجه نمیدهد. در حالی که شرکت همچنان با ارائه دهها آگهی استخدام در سایتهای معتبر، به دنبال جذب نیروست.
در یک واحد قالبسازی کار میکردم که شرکتی نسبتا بزرگ با تعداد پرسنل بین هفتصد تا هزار و پانصد نفر است و به تولید انواع هواکش میپردازد. این شرکت بهطور مرتب جذب نیرو دارد، چراکه هر روز تعدادی درخواست استخدام میآید و در عوض تعدادی از کارمندان تصمیم به ترک کار میکنند. شیفتها به صورت دو شیفت است: از هفت صبح تا هفت غروب و از هفت شب تا هفت صبح. حقوق کارکنان کارخانه نسبتا پایین است و بهطور معمول لیستی از غذای ناهار، شام، صبحانه و میانوعدهها ارائه میشود که کیفیت نسبتا مناسبی دارد. اکثر افراد در خطوط تولید و فرآیندهای سری کار میکنند و تولید روزانه با آمار بالا همراه است. نظام شرکت دقیق و سختگیرانه است و مقررات و نظم و انضباط در سطح بالایی رعایت میشود. اکثر دستگاهها قدیمی و فرسودهاند. برای جذب نیروی جدید کار چندان دشوار نیست؛ فقط کافیست به درب شرکت مراجعه کنید. در برخورد با افراد، بیشتر کار با سرپرست بخش است و نوع برخورد او بستگی به شخصیتش دارد، اما روال معمول این است که هر روز آمار خروجی یا تولیدی بالاتر رود. تقریبا هر دو ماه یک بار شاهد تلفات انسانی در بخش دایکست و پرس هستیم که یا به دلیل فرسودگی دستگاهها یا به دلیل بالا بودن آمار تولید اتفاق میافتد. برای استخدام در کارخانه کار چندانی دشوار نیست و حقوقی که با توافق مشخص میکنید، به طور کامل پرداخت میشود.
برای من عجین شده با برخورد گرم و صمیمی مدیرعامل همراه با جو کار حضوری دلچسب است، اما واقعیت این است که با ورود به شرکت همواره با رفتاری بیادب و مستقیم از طرف مدیرعامل مواجه شدم و دخالت او در زندگی شخصیام به حدی بود که به هیچ رابطهای ارتباطی نداشت. اگر واقعا تصمیم به همکاری با این شرکت گرفتید، توصیه میکنم حتما نسخهای از قرارداد را بهطور کامل دریافت کنید و برای هر چیزی که در اختیارشان میگذارید، رسیدی با اثر انگشت ارائه دهید.
من دو سال تمام به صورت تماموقت در این شرکت کار کردم؛ شرکتی کوچک با تیم مهندسی که فقط سه نفر بودند. درباره پروژهها، دو پروژه وجود داشت که یکی ESPL بود؛ مجموعهای از مستندهای کپیشده از فرایند توسعه نرمافزار است که هیچ نسخه پایداری ندارد و هیچیک از مراحلی که ذکر شد به طور کامل ادغام یا آزمایش نشدهاند. پروژه دیگر EPTS بود که مربوط به توسعه نرمافزار ماشینهای خودمختار بود، اما کلا کنار گذاشته شد و هماکنون خبری از آن نیست. تمام تلاش شرکت بر حفظ حضور در چین متمرکز است؛ در آنجا با هر قیمتی سهام میفروشند و قصد دارند محصولی را از چین وارد ایران کنند. بهطور کلی بخش مهندسی یا حقوق مناسب ندارد و هم پروژهها به اندازه کافی جدی نیستند. تنها دلیل جذب و باقی ماندن برخی همکاران، قولهای ناواقعی موفقیت و ثروت است که مدیرعامل بهطور شخصی میدهد و اغلب حرفهای دروغ است. در نهایت توصیه میکنم قبل از ورود کامل خوب تحقیق کنید و زمان خود را اینجا هدر ندهید.
خواهشا قبل از گرفتن هر تصمیمی بابت ورود به این شرکت ابتدا با افرادی که قبلا انجا کار کرده اند صحبتی داشته باشید و تصمیم عجولانه نگیرید، میتونید از طریق لینکدین این افراد را پیدا کنید. در کل شرکت هیچ پروژه ی فعالی ندارد، البته خودشون میگن که داریم ولی صرفا نیرو استخدام میکنن به عنوان سیاهی لشگر برای جذب سرمایه از سرمایه گذار. پرداختی ها عموما به موقع نیست و نسبت به شرکت های مشابه تا ۷۰ درصد کمتر از توانایی طرف پرداختی دارند، هیچگونه اضفه کاری هم به کارمند تعلق نمیگیرد و در بدو ورود باید برگه ایی امضا کنید برای همین موضوع. هیچ امکان رفاهی هم ندارد و از نظر بالانس زندگی و کار تغریبا تمام فکر و ذکر شما را درگیر کار میکند.
سال ۱۴۰۰ با شروع قراردادم با شرکت اروا ، بهدلیل بی برنامه گی ، شرایط پیشرفت و آسیبهای روحی که از طرف مدیران مدیریت بهم وارد شده که فقط کارشون خورد کردن افراد وایین تر از خودشون بود، قراردادم هم یک ماه یک ماه میبیتن. لازم به ذکره که این شرکت من رو بیمه نکرده بود و بالاجبار بیمه خویشفرما گرفته بودم.
به دلیل مشکلات مدیریتی و فشار کمهزینهای در اجرای کار، تجربه من از کار در فروشگاه جانبو اینطور رقم خورد که باید همیشه جابهجایی بین فروشگاهها انجام میدادم، جایی که نظم کار به شکل مطلوبی وجود نداشت. پیادهسازی چیدمان جعبهها بهصورت مرتب، زمانگیر بود و باید از منافع کارفرما برای جابهجایی اجناس از پشت به جلوی قفسهها استفاده میکردند. در نتیجه، ساعات کار به طور نامناسبی تنظیم میشد و تعطیلات ساعات پایانی در برخی روزها با طولانی شدن کارها همراه بود. کارگران کم بودند و این به معنا بود که از صبح تا نیمههای شب باید کار میکردیم و اضافهکاری بهطور مشخص ارائه نمیشد. وظایف شامل بستن صندوق، ارائه تخفیفها و هدایت مشتریان بهطور مرتب بود و فشار برداشت بارهای خالی و انجام عملیات مختلف فروشگاهی همواره وجود داشت. در کل تجربهای با چالشهای مدیریتی و ساعات کاری نامتعادل بود.
هلدینگ آریا بنیز از چند شرکت مختلف با اهداف مختلف تشکیل شده است. شرکت در طبقه 13 برج کیان، در خیابان ولیعصر، جنب کوچه ناصری میباشد. در بدو ورود، شما با یک شرکت شیک، با دیزاین عالی که تقریبا سه چهارم یک طبقه برج رو اجاره کرده مواجه میشین. این یکی از هوشمندانهترین کارهای هلدینگ است. این فضا به فرد مراجعه کننده حس اعتماد رو القا میکنه. اما حقیقت یک چیز دیگر است. فرقی نداره شما در کدوم شرکت هلدینگ مشغول به کار شید، یک چیز رو همیشه در نظر داشته باشد، هیچ وقت معلوم نیست دریافتی بعدیتون کی باشه. شرکت هیچ تعهدی به پرداخت به موقع حقوق کارمندان نداره. این امر در مورد بیمه هم صادق هست. بیمه با تاخیر ارسال میشه. ممکنه بعضی از ماهها بیمهتون اصلا رد نشه. حواستون باید باشه. مدیرهایی که در راس شرکتها قرار دارن آدمهای کار بلدی نیستند. توانایی خاصی ندارند. دانشی هم که دارند به واسطه کاری هست که در این مدت در آریابنیز آموختن، که دانش خاصی نیست. راحت بگم، بیسوادن. در چند وقتی که در این شرکت مشغول به کار بودم متوجه شدم پر زیانترین شرکت، آریابنیز کولینگتاور هست، دقیقا همون شرکتی که هلدینگ باهاش شناخته میشه. درآمد اصلی شرکت تامین قطعه و واردات هست. مدیر هلدینگ،****** که سهام عمده شرکتها رو هم در اختیار دارد، هیچ احترامی برای نیروهایی که در این هلدینگ کار میکنند قائل نیست. در سخنرانیهای دورهای، که معمولا خارج وقت اداری انجام میشود، این مسئله به شما گوشزد میشود که در راستا اهداف هلدینگ باید اهتمام بورزید و این شمایید که باید با سودرسانی به شرکت، به این نقطه شرکت رو برسونید تا به شما حقوق سر وقت بده. در پایان این سخنرانیها هم چکیده کلام اینه که "همینی که هست. هر کس ناراحته از شرکت بره". به همین دلیل نیروهایی که در هلدینگ هستند زود به زود تغییر میکنند و شاید بیشتر از ۴ ماه نمونن. فرآیند تسویه حساب ممکنه ۶ تا ۹ ماه طول بکشه. بعضا همراه با قهر و شکایت در وزارت کار همراه هست. خیلی وقتها هم ممکنه اون مبلغی که مد نظرتون هست رو نگیرید. برای این هلدینگ کار نکنید. تجربه من از این هلدینگ بسیار بد بود. حس بی ارزش بودن برای یک سیستم از هر حسی بدتره.
پرگاس طب یا همون لافارر بدترین شرکتی که میتونید توش کار کنید. 3ماه اول بیمه نمیکنند. حقوق معوق دارن. سفته میگیرن. عدد قرارداد با عدد واقعی فرق داره. بیمه عدد واقعی نیست استعفا بدی سفته ها رو نمیدن حقوقت رو هم نمیدن سنوات و عیدی که هیچی من به بدبختی اداره کار و بیمه دادگستری تونستم حق حقوقم بگیرم و اصلا اصلا براشون شکایت مهم نیست . فاقد مزایا سرتاسر معایب
این شرکت در ابتدا فعالیت خود و تا اواسط سال ۹۷ در دسته شرکت های کوچک با امکانات معمولی بود. که پس از آن با استخدام بی رویه و غیر اصولی و عدم تطابق استاندارد ها منابع انسانی با منابع شرکت ؛ شرکت دچار چالش های بزرگمنابع انسانی؛ مالی و گردید به نحوی که تعداد پرسنل مستعفی و اخراجی این شرکت بسیار زیاد است و میزان نارضايتي کارمندان بسیار بالاست. اکثر پرسنل مستعفی و اخراجی این شرکت پس از ماه ها و فقط از طریق قانونی به حقوق خود میرسند. این شرکت حقوق معوق بین ۲تا ۳ماه دارد و هیچ مزایای خاصی ندارد. ساعت کاری هفتگی این شرکت ۵۰ ساعت در هفته می باشد که بالاتر از ۴۴ ساعت قانونی میباشد. فقط کافیست سری به سایت های استخدامی بزنید و از این میزان آگهی استخدامی این شرکت شگفت زده شوید. رکورد دار پرونده شکایت در اداره کار شمیرانات متعلق به شرکت پرگاس طب است. شرکتی که حق حقوق پرسنل خود را بدرستی پرداخت نمیکند و ارزشی برای منابع انسانی خود قائل نیست. بنده سابقه ۴ سال کار در این شرکت را داشتم که عمرم را تلف کردند. شاید بپرسید چرا ۴سال در همچین شرکتی کار کردی جوابی ندارم جز حماقت و اشتباه و البته وعده های پوشالی مدیرعامل. البته این شرکت برای چاپلوسان مزایای خوبی دارد با تشکر
برای من استیل البرز شیراز تجربهای بود که در مجموع رضایت نسبی از حقوقم داشتم؛ حقوقی که نسبت به جایهای دیگر بالاتر بود و باعث رضایت من شد. محیط علمی و حضور مدیرانی باسواد هم به فضای کار اضافه میکرد. اگر روزی تصمیم به ترک گرفتم، این تصمیم بیشتر به خاطر اهداف و پیشرفت شخصی خودم بود تا اینکه بخواهم از محیط کار شکایت کنم.
من به مدت دوسال با این شرکت همکاری داشتم ، در دوران کرونا چون دور کاری بود قابل تحمل بود ولی بعد از آن بصورت حضوری شد . شرکت برای نیروی انسانی هیچ ارزشی قائل نیست توجه کنید هیچ ارزشی حقوق با حداقل تاخیر 1 ماهه در بهترین حالت . بطور مثال حقوق اسفند سال 1400 در اردیبهشت پرداخت کردن و در همون سال پول حقوق پرسنل رو خرج تبلیغات بنر در سطح تهران کردن . قراردادی که جلوی شما میزارن از حقوق پرداختی کمتر ( پایه وزارت کار ) است و زمان خروج 1 تا 2 ماه از حقوقتون رو پرداخت نمیکنن و بدون شکایت ، نمیتونید حقوق و سنواتتون رو بگیرید . ساعت کاری بیشتر از استاندارد وزارت کار است و شما پنجشنبه ها هم باید تا ساعت 12 شرکت حضور داشته باشید . مدیریت مجموعه به طرز عجیبی ضعیف و ناکارامد است .
بهزبان من نوشته میشود که برای فرصت شغلی تطبیق کامل با آگهی را داشتم و رزومهام را فرستادم، اما با رفتاری غیرحرفهای مواجه شدم. کارفرما در فرآیند گزینش بهطور مشخص واکنش غيرمنتظرهای نشان داد و توضیحی منطقی برای رد رزومه ارائه نکرد. مسئول گزینش که بدیهی است از طریق لینکدین پیگیری کردم، به من گفت با او تماس میگیرد، اما مصاحبه تلفنی کاملا غیرحرفهای بود و فقط قصد داشت دلایلی برای رد رزومه بیابد. وقتی گفتم برخی از پرسشها در آگهی ذکر نشده بود، ناچار گفت سیاست شرکت این است که… این تجربه مربوط به یک فرصت کارآموزی بود که در آگهی هیچ تجربهای از این نوع ذکر نشده بود، اما کارشناس مربوطه برای یافتن علت رد رزومه پافشارى کرد. سپس پرسیدند سطح زبان من چقدر است که پاسخ دادم مسلط هستم. در ادامه رفتند سراغ حقوق پیشنهادی و من گفتم همان مبلغی است که در آگهی قید شده بود؛ اما پاسخ آنها این بود که با سیاست شرکت همخوانی ندارد. سوال مضحکی به نظر میرسید، چراکه مبلغی که در آگهی درج شده بود با وضعیت شرکت همسویی ندارد. در نهایت گفتند که خبر میدهند، اما من برای پیگیری با مدیر مربوطه یک متن طولانی به انگلیسی فرستادم تا سطح زبانم و سابقه کارم روشن شود. مدیر هم به همان دو پاسخ سابق بسنده کرد که تجربه کاری ندارم و با رنج شرکت همخوانی ندارد. با این تجربه فهمیدم جو شرکت چگونه است. لازم است اشاره کنم که این شرکت در سایت خود تأکیداتی درباره تعهد اخلاقی و مسئولیتپذیری نوشته بود. از سه اتفاق مهم در بررسی رزومه من عبور کردند: نخست، رزومهای که بهطور کامل با شرایط آگهی مطابقت داشت رد شد؛ دوم، پیگیری من منجر به اصلاح درخواست نشد و به پاسخ اولیه پافشاری شد؛ سوم، قول داده بودند که درباره نتیجه مصاحبه اطلاع دهند اما اطلاعرسانی نکردند. بهقصد یادآوری حتما این تجربه را در نظر داشته باشید.
روی کار این شرکت فکر میکنم از دیدگاه تجربهکاریم اینطور بود که سرعت پیشرفت توش به اندازهای که انتظار داشتم، نبود و فضای کاری سمی و پر تنش حاکم بود. مدیر شرکت با تمرکز زیادی روی ایجاد فضای کنترلشده و تصمیمهای از بالا به پایین کار میکرد و دید خیلی واضحی نسبت به تیم داشت، اما رفتارهای بعضی مدیران فروشگاهها و بازخوردهای منفی از طرف برخی همکاران باعث شد احساس کنم محیط کار بیثبات است و ارتباطات درونسازمانی به درستی حرفهای نیست. سختیهای عمده شامل نبود فرایندهای روشن برای قیمتگذاری و تصمیمگیریهای سلیقهای بود که باعث میشد معادلهای مشخص بین هزینه و محصول شکل نگیرد. در نتیجه فشار کاری بالا، ساعات کار طولانی و پاسخگویی مداوم به مدیران، حتی در زمان تعطیلی یا مرخصی، تجربه را خستهکننده میکرد. جو داخلی شرکت تا حد زیادی مسموم و سرد بود و منابع انسانی هم بهخوبی ساختار نداشت؛ بهطور کلی جای تعادل بین انگیزه و فشار کاری بههمخورده بود. در حالی که برخی از افراد تیم قدیمی بودند و تجربه زیادی داشتند، رفتارهای غیرحرفهای و دلالتهای منفی در برخی تعاملات وجود داشت که بر روحیه تیمی اثر میگذاشت. خروجی نیرو هم در این مجموعه بالا بود، بهطوری که به نظر میرسید افراد با پختگی و مهارتهای مشخص دوام بیشتری میآوردند و احتمال خروجشان پایینتر بود. در کل، داشتن تجربه کاری در چنین محیطی را برای کسانی که دنبال یک فضای حرفهای و شفاف با ساختار سازمانی روشن هستند، چندان توصیه نمیکنم؛ اگر دنبال محیطی با سیستمها و فرایندهای واضح و احترام متقابل هستید، شاید گزینههای دیگری بهتر باشند.
برای من تجربهای بود که در مورد فردی در شرکت پارسترونیک دیدم. او را به نام دکتر امیری میشناسند و من درباره سابقه کار او سردرگمی زیادی دیدم. در نگاه من، این فرد سابقه تحصیلش را با جزئیات مبهمی بیان میکند؛ از دانشگاه تهران صحبت میکند اما واقعیت صحتشان زیر سوال است و به نظر میرسد که چند ترم در همدان بوده و بخشهایی از حضورش در تهران به عنوان مهمان بوده است. ادعا میکند که از تهران به دانشگاه ایالتی میشیگان رفته، اما به شکل عادی با هزینه بالا و بدون بورسیه تحصیل کرده و تنها سه ماه در دوره دکترا بوده و موفق به ادامه تحصیل نشده است. از نظر آکادمیک، تنها دو مقاله دارد که یکی با همدانشگاهیهای ایرانی و دیگری با یکی از همدانشگاهیهای همدان نوشته شده است؛ این موضوع ربطش به این دارد که چرا فردی از ایالات متحده با محققان ایرانی همکاری میکند و موضوعی است که به رشته برق قدرت مربوط میشود. در مورد تجربه کاری، ادعا میکند که پنج ماه در GM، شش ماه در Delphi و هفت ماه در US Hybrid کار کرده که به نظر میرسد جمع سابقهاش خیلی کمتر از دو سال است. گاهی اشاره میکند که در شرکتهای بزرگ خارجی خیلی سریع متوجه میشویم که کی کیست، اما به نظر میرسد فعالیتهایش بیشتر به عنوان کارآموز بوده تا حرفهای. همچنین میگوید در همه شرکتها منابع محرمانه مانند سورس کد و مستندات را از دست داده است. دلیل بازگشت به ایران را مریضی مادر میداند و این تصمیم را دلیل بودن در ایران معرفی میکند. او با تعداد زیادی از شرکتها در ایران ارتباط گرفته یا قصد ایجاد همکاریهایی را دارد، اما با شرکتهایی مثل کروز و ایرانخودرو و مکو به دلیل برخی محدودیتها همکاری نمیکنند. خودش برای شرکتش تلاش میکند تا حداقل یک پروژهای را کسب کند و از پژوهشگاه نیرو پروژهای با بودجه نسبتا کم میگیرد که کل مبلغ پروژه به سیصد میلیون تومان هم نمیرسد. در نهایت، من این فرد را مجموعهای از تجربهها و داستانهای متناقض میبینم که میتواند برای یک کتاب دویست صفحهای هم کافی باشد. اگر بخواهید از من یا همکاران سابق در شرکت، اطلاعات بیشتری بگیرید، میتوانید به همکاران سابق ما در شرکت پیام بدهید؛ تعداد زیادی از آنها آمدند و رفتند و میتوانید از هر کدام که مایل باشید، سوال کنید.
در یک کلام افتضااااح، انقدر نیرو اضافه کردن که همه اونجا بیکار هستند، و این بیکاری بسیار آزاردهنده هست چون شما بخاطر زیرنظر شدید هیچ کار دیگه ای هم نمیتونید انجام بدید و ساعت کاری خیلی بالا هست،حتی یک یخچال درست تو شرکت نیست، بین ۷ طبقه فقط یک مایکروفر هست با یه هیتر که اونم افتضاحهه، موقع گرم کردن غذا یک ساعت باید تو صف باشی، واقعا خیلی زشته انقدر کارمند استخدام کنند امکانات نذارند مگه مردم برده شما هستند، انقدر نیرو زیاده که تو یه سالن جای نفس کشیدن نیست، فقط نیروهای که یخورده سابقه دارند سرپرست کردند که اونجا بمونن، اونم هیچ سواد مرتبطی ندارند و همش تو رقابت و حسودی باهم هستند که فشار روحیش به کارمند وارد میشه
برای مصاحبه رفتم مصاحبه کننده بسیار انسان آروم و متین بود و خیلی سریع میشد باهاش اوکی شد بیشتر در مورد ماهیت کار صحبت کرد که خیلی رک فرمودند کار در انبار خیلی سنگین و فیزیکی میباشد و خیلی وقتها تکراری و خسته کننده فقط موردی که باعث شد بنده از این شغل و شرکت نامید بشم ساعات کاری خیلی بالا و اضافه کاری های زیاد حتی روزهای تعطیل رسمی سال که تعادل کار و زندگی رو بهم میریزد عملا کل زندگی فقط تو کار کردن خلاصه میشه شیفت های 12 ساعته روز و یا شب
سلام،این تجربه چندساله من از شرکت عبیدی هست،جایی هست ک مدیرانش بیش ازحد مغرور م متکبر هستند و ب زیر دستاشون بعنوان ابزار پیشترفت خودشون نگاه میکنن،واقعا همه چی پول نیست انسان شخصیت حتی کارگرش.
به نظر من، فضای کار در هاکوپیان به هیچ وجه خوب نیست و از نظر رفتاری هم سطح حرفهای بودن پایین است. منابع انسانی شرکت را بیاعتماد و بیسواد میدانم و حس میکنم رفتارهای جناحی و زیرآبزنی در workplace رایج است. افراد مشخصی با سابقه طولانی در این شرکت حضور دارند و به نظر میرسد حضورشان بیشتر به دلیل روابط و پاچهخواری است تا عملکرد واقعی. امنیت شغلی هم برای من مفهوم مشخصی ندارد و از محیط کار حرفهای خبری نیست. به همه توصیه میکنم با شک و تردید به برند شرکت نگاه کنند و فریب ظاهر و نام برند را نخورند. گاهی اوقات به نظر میرسد که خروجی نهایی کار از دید کارمندانی که در شرکت نیستند بهتر و دقیقتر است تا خروجیهای داخلی تیمهایی مثل واحد دوربین که به نظر میرسد از بیرون هم تاثیرگذارتر عمل میکنند.
من سالها در واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان کار میکنم و حالا میخواهم تجربهام را بیان کنم. در طول بیش از بیست و شش سال سابقهام، با وجود تلاشهای فراوان، حس کردم که مسیر حرفهایام در این شرکت به نتیجه مطلوبی نرسید. به عقیده من، مجموعهای با روابط و رفتارهای گروهی و سهمیهای وجود دارد که بر فضای کار تأثیر منفی میگذارد و انگیزهها را پایین میآورد. مدیریت که از سمت آقای هاکوپیان است، به نظرم فردی بود با سطح تحصیلی پایین و گاهی بیپروایی گفتاری که موجب سوءبرداشاتی میشد. در طول دوران کار من، شمار قابل توجهی همکار وارد شرکت شدند و بعد از مدت کوتاهی خارج شدند و این اتفاق باعث ایجاد احساس عدم امنیت شغلی در برخی از کارکنان شد. قراردادهای پرسنلی اغلب به صورت سهماهه تنظیم میشد و به نظر میرسید که کار مانند کارگرانی بدون حق و حقوق مشخص انجام میشود. در مسائل مربوط به خرید مواد اولیه، به خصوص پارچهها، به نظر میرسد که واردات عمدهای از خارج وجود دارد و ممکن است برخی از رفتارهای سوداگرانه یا بازی با اطلاعات موجب نگرانی شود. از اینکه وضعیتی چنین پیچیده وجود دارد تأسف خوردهام و امیدوارم که مسئولان اجرایی به واقعیتها توجه کافی نشان دهند.
از وقتی وارد شرکت شدم فهمیدم که اضافهکاری وجود ندارد و قرارداد بهطور دقیق با پایه حقوق نوشته شده بود، اما حقوق دریافتی خیلی بالاتر از اونچه در قرارداد بود صحبت میشد. کار از ساعت هشت صبح آغاز میشد تا هر وقت کار تمام میشد، بدون اینکه من همواره از حقوق اضافه مطلع باشم. بعد از مدتی فهمیدم تنها یک روز مرخصی در هر ماه برایمان در نظر گرفتهاند و دلیلش این بود که پروژه به پایان رسیده و پول خوبی میدهند. با وجود این وعده، دو سال بعد بدون اطلاع قبلی ما را تعدیل کردند. برای تسویه رفتم اما کمتر از نیمی از حق و حقوق به من پرداخت شد. وقتی موضوع را پیگیری کردم، مشخص شد به دلیل پرداختهای نقدی در سال اخیر و ثبت قرارداد پایه حقوق، شکایت آنطور که انتظار میرفت نتیجه نمیدهد. در حالی که شرکت همچنان با ارائه دهها آگهی استخدام در سایتهای معتبر، به دنبال جذب نیروست.
در یک واحد قالبسازی کار میکردم که شرکتی نسبتا بزرگ با تعداد پرسنل بین هفتصد تا هزار و پانصد نفر است و به تولید انواع هواکش میپردازد. این شرکت بهطور مرتب جذب نیرو دارد، چراکه هر روز تعدادی درخواست استخدام میآید و در عوض تعدادی از کارمندان تصمیم به ترک کار میکنند. شیفتها به صورت دو شیفت است: از هفت صبح تا هفت غروب و از هفت شب تا هفت صبح. حقوق کارکنان کارخانه نسبتا پایین است و بهطور معمول لیستی از غذای ناهار، شام، صبحانه و میانوعدهها ارائه میشود که کیفیت نسبتا مناسبی دارد. اکثر افراد در خطوط تولید و فرآیندهای سری کار میکنند و تولید روزانه با آمار بالا همراه است. نظام شرکت دقیق و سختگیرانه است و مقررات و نظم و انضباط در سطح بالایی رعایت میشود. اکثر دستگاهها قدیمی و فرسودهاند. برای جذب نیروی جدید کار چندان دشوار نیست؛ فقط کافیست به درب شرکت مراجعه کنید. در برخورد با افراد، بیشتر کار با سرپرست بخش است و نوع برخورد او بستگی به شخصیتش دارد، اما روال معمول این است که هر روز آمار خروجی یا تولیدی بالاتر رود. تقریبا هر دو ماه یک بار شاهد تلفات انسانی در بخش دایکست و پرس هستیم که یا به دلیل فرسودگی دستگاهها یا به دلیل بالا بودن آمار تولید اتفاق میافتد. برای استخدام در کارخانه کار چندانی دشوار نیست و حقوقی که با توافق مشخص میکنید، به طور کامل پرداخت میشود.
برای من عجین شده با برخورد گرم و صمیمی مدیرعامل همراه با جو کار حضوری دلچسب است، اما واقعیت این است که با ورود به شرکت همواره با رفتاری بیادب و مستقیم از طرف مدیرعامل مواجه شدم و دخالت او در زندگی شخصیام به حدی بود که به هیچ رابطهای ارتباطی نداشت. اگر واقعا تصمیم به همکاری با این شرکت گرفتید، توصیه میکنم حتما نسخهای از قرارداد را بهطور کامل دریافت کنید و برای هر چیزی که در اختیارشان میگذارید، رسیدی با اثر انگشت ارائه دهید.
من دو سال تمام به صورت تماموقت در این شرکت کار کردم؛ شرکتی کوچک با تیم مهندسی که فقط سه نفر بودند. درباره پروژهها، دو پروژه وجود داشت که یکی ESPL بود؛ مجموعهای از مستندهای کپیشده از فرایند توسعه نرمافزار است که هیچ نسخه پایداری ندارد و هیچیک از مراحلی که ذکر شد به طور کامل ادغام یا آزمایش نشدهاند. پروژه دیگر EPTS بود که مربوط به توسعه نرمافزار ماشینهای خودمختار بود، اما کلا کنار گذاشته شد و هماکنون خبری از آن نیست. تمام تلاش شرکت بر حفظ حضور در چین متمرکز است؛ در آنجا با هر قیمتی سهام میفروشند و قصد دارند محصولی را از چین وارد ایران کنند. بهطور کلی بخش مهندسی یا حقوق مناسب ندارد و هم پروژهها به اندازه کافی جدی نیستند. تنها دلیل جذب و باقی ماندن برخی همکاران، قولهای ناواقعی موفقیت و ثروت است که مدیرعامل بهطور شخصی میدهد و اغلب حرفهای دروغ است. در نهایت توصیه میکنم قبل از ورود کامل خوب تحقیق کنید و زمان خود را اینجا هدر ندهید.
خواهشا قبل از گرفتن هر تصمیمی بابت ورود به این شرکت ابتدا با افرادی که قبلا انجا کار کرده اند صحبتی داشته باشید و تصمیم عجولانه نگیرید، میتونید از طریق لینکدین این افراد را پیدا کنید. در کل شرکت هیچ پروژه ی فعالی ندارد، البته خودشون میگن که داریم ولی صرفا نیرو استخدام میکنن به عنوان سیاهی لشگر برای جذب سرمایه از سرمایه گذار. پرداختی ها عموما به موقع نیست و نسبت به شرکت های مشابه تا ۷۰ درصد کمتر از توانایی طرف پرداختی دارند، هیچگونه اضفه کاری هم به کارمند تعلق نمیگیرد و در بدو ورود باید برگه ایی امضا کنید برای همین موضوع. هیچ امکان رفاهی هم ندارد و از نظر بالانس زندگی و کار تغریبا تمام فکر و ذکر شما را درگیر کار میکند.
سال ۱۴۰۰ با شروع قراردادم با شرکت اروا ، بهدلیل بی برنامه گی ، شرایط پیشرفت و آسیبهای روحی که از طرف مدیران مدیریت بهم وارد شده که فقط کارشون خورد کردن افراد وایین تر از خودشون بود، قراردادم هم یک ماه یک ماه میبیتن. لازم به ذکره که این شرکت من رو بیمه نکرده بود و بالاجبار بیمه خویشفرما گرفته بودم.
به دلیل مشکلات مدیریتی و فشار کمهزینهای در اجرای کار، تجربه من از کار در فروشگاه جانبو اینطور رقم خورد که باید همیشه جابهجایی بین فروشگاهها انجام میدادم، جایی که نظم کار به شکل مطلوبی وجود نداشت. پیادهسازی چیدمان جعبهها بهصورت مرتب، زمانگیر بود و باید از منافع کارفرما برای جابهجایی اجناس از پشت به جلوی قفسهها استفاده میکردند. در نتیجه، ساعات کار به طور نامناسبی تنظیم میشد و تعطیلات ساعات پایانی در برخی روزها با طولانی شدن کارها همراه بود. کارگران کم بودند و این به معنا بود که از صبح تا نیمههای شب باید کار میکردیم و اضافهکاری بهطور مشخص ارائه نمیشد. وظایف شامل بستن صندوق، ارائه تخفیفها و هدایت مشتریان بهطور مرتب بود و فشار برداشت بارهای خالی و انجام عملیات مختلف فروشگاهی همواره وجود داشت. در کل تجربهای با چالشهای مدیریتی و ساعات کاری نامتعادل بود.
هلدینگ آریا بنیز از چند شرکت مختلف با اهداف مختلف تشکیل شده است. شرکت در طبقه 13 برج کیان، در خیابان ولیعصر، جنب کوچه ناصری میباشد. در بدو ورود، شما با یک شرکت شیک، با دیزاین عالی که تقریبا سه چهارم یک طبقه برج رو اجاره کرده مواجه میشین. این یکی از هوشمندانهترین کارهای هلدینگ است. این فضا به فرد مراجعه کننده حس اعتماد رو القا میکنه. اما حقیقت یک چیز دیگر است. فرقی نداره شما در کدوم شرکت هلدینگ مشغول به کار شید، یک چیز رو همیشه در نظر داشته باشد، هیچ وقت معلوم نیست دریافتی بعدیتون کی باشه. شرکت هیچ تعهدی به پرداخت به موقع حقوق کارمندان نداره. این امر در مورد بیمه هم صادق هست. بیمه با تاخیر ارسال میشه. ممکنه بعضی از ماهها بیمهتون اصلا رد نشه. حواستون باید باشه. مدیرهایی که در راس شرکتها قرار دارن آدمهای کار بلدی نیستند. توانایی خاصی ندارند. دانشی هم که دارند به واسطه کاری هست که در این مدت در آریابنیز آموختن، که دانش خاصی نیست. راحت بگم، بیسوادن. در چند وقتی که در این شرکت مشغول به کار بودم متوجه شدم پر زیانترین شرکت، آریابنیز کولینگتاور هست، دقیقا همون شرکتی که هلدینگ باهاش شناخته میشه. درآمد اصلی شرکت تامین قطعه و واردات هست. مدیر هلدینگ،****** که سهام عمده شرکتها رو هم در اختیار دارد، هیچ احترامی برای نیروهایی که در این هلدینگ کار میکنند قائل نیست. در سخنرانیهای دورهای، که معمولا خارج وقت اداری انجام میشود، این مسئله به شما گوشزد میشود که در راستا اهداف هلدینگ باید اهتمام بورزید و این شمایید که باید با سودرسانی به شرکت، به این نقطه شرکت رو برسونید تا به شما حقوق سر وقت بده. در پایان این سخنرانیها هم چکیده کلام اینه که "همینی که هست. هر کس ناراحته از شرکت بره". به همین دلیل نیروهایی که در هلدینگ هستند زود به زود تغییر میکنند و شاید بیشتر از ۴ ماه نمونن. فرآیند تسویه حساب ممکنه ۶ تا ۹ ماه طول بکشه. بعضا همراه با قهر و شکایت در وزارت کار همراه هست. خیلی وقتها هم ممکنه اون مبلغی که مد نظرتون هست رو نگیرید. برای این هلدینگ کار نکنید. تجربه من از این هلدینگ بسیار بد بود. حس بی ارزش بودن برای یک سیستم از هر حسی بدتره.
پرگاس طب یا همون لافارر بدترین شرکتی که میتونید توش کار کنید. 3ماه اول بیمه نمیکنند. حقوق معوق دارن. سفته میگیرن. عدد قرارداد با عدد واقعی فرق داره. بیمه عدد واقعی نیست استعفا بدی سفته ها رو نمیدن حقوقت رو هم نمیدن سنوات و عیدی که هیچی من به بدبختی اداره کار و بیمه دادگستری تونستم حق حقوقم بگیرم و اصلا اصلا براشون شکایت مهم نیست . فاقد مزایا سرتاسر معایب
این شرکت در ابتدا فعالیت خود و تا اواسط سال ۹۷ در دسته شرکت های کوچک با امکانات معمولی بود. که پس از آن با استخدام بی رویه و غیر اصولی و عدم تطابق استاندارد ها منابع انسانی با منابع شرکت ؛ شرکت دچار چالش های بزرگمنابع انسانی؛ مالی و گردید به نحوی که تعداد پرسنل مستعفی و اخراجی این شرکت بسیار زیاد است و میزان نارضايتي کارمندان بسیار بالاست. اکثر پرسنل مستعفی و اخراجی این شرکت پس از ماه ها و فقط از طریق قانونی به حقوق خود میرسند. این شرکت حقوق معوق بین ۲تا ۳ماه دارد و هیچ مزایای خاصی ندارد. ساعت کاری هفتگی این شرکت ۵۰ ساعت در هفته می باشد که بالاتر از ۴۴ ساعت قانونی میباشد. فقط کافیست سری به سایت های استخدامی بزنید و از این میزان آگهی استخدامی این شرکت شگفت زده شوید. رکورد دار پرونده شکایت در اداره کار شمیرانات متعلق به شرکت پرگاس طب است. شرکتی که حق حقوق پرسنل خود را بدرستی پرداخت نمیکند و ارزشی برای منابع انسانی خود قائل نیست. بنده سابقه ۴ سال کار در این شرکت را داشتم که عمرم را تلف کردند. شاید بپرسید چرا ۴سال در همچین شرکتی کار کردی جوابی ندارم جز حماقت و اشتباه و البته وعده های پوشالی مدیرعامل. البته این شرکت برای چاپلوسان مزایای خوبی دارد با تشکر
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.