شب تجربهای آرام و حرفهای را در شبکه اف استریم داشتم و از حضور در این شرکت رضایت کامل دارم. فضای کارش بر پایه تجربه و دانش استوار است و مدیران باتجربه و حرفهای در کنار تیم حضور دارند. در کل خیلی راضی بودم و هنوز هم هستم وقتی اینجا حضور دارم. با اینکه در ابتدای مسیر هستن ولی وجود برنامههای آتی و جهتگیری خوب شرکت نشان میدهد آینده روشن و رو به رشد خواهند داشت.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به واقع، تنها نکتهای که میتونم به عنوان نقطه قوت شرکت ویراتک شریف عنوان کنم، سطح فنی و دانش فنی تیمه که البته فضای رشد زیادی هم برایشون وجود داره. بقیه موارد رو به عنوان ضعف میبینم: حقوق به صورت ساعتی محاسبه میشد و در ماهی که کار میکردم، مبلغ به حدود دویست هزار تومان در ماه میرسید. همچنین سیستم واحدی در اختیاره شرکت نبود و مجبور بودم لپتاپ خودم رو بیارم و با خودم حمل کنم؛ یعنی از لحاظ امکانات سازمانی، شرکت به نسخه شخصی نیروها تکیه داشت.
برای من بسیار جالب بود که با مسائل زیادی روبهرو شدم تا اینکه با مهندس افشاری دیدار کردم. درباره وضعیتم صحبت کردم و او پیشنهاد کرد تا مدتی به صورت کارآموز کنار تیمشان باشم؛ پذیرفتم و هرگز تصور نمیکردم جایی شروع به کار کنم که مدیرش اعضای تیم را همچون اعضای خانوادش میدید و بهشدت به آنها توجه میکرد و از هر نظر کمکشان میکرد.
با وجود حقوق نسبتا کم، من دو سالی را در کنار تیم فنی فراشبکه نوین سپری کردم و با فضای حرفهای این مجموعه آشنا شدم. اخلاق مدیریتی فوقالعاده و رویکرد جوانمحور مدیر عامل باعث شد با وجود کار سخت و فشار پروژهها، احساس دستهجمعی و همکاری را به خوبی تجربه کنم. به علاوه، مدیر عامل بهطور منظم اطلاعات را با تیم به اشتراک میگذاشت و شفافیت در کار را حیاتی میدانست. همان موقع و در کنار حقوق پایه، درآمد به صورت پورسانت نیز بود و من در پروژههای مختلف سهمی داشتم.
برای مدتی در این شرکت به عنوان توسعهده وب مشغول کار شدم و با معرفی یکی از آشنایان وارد گروه شدم، جایی که چند نفر دیگر هم بهطور همزمان به استخدام درآمدند. با وجود سابقه و تخصصی که داشتم، پروژهای نرمافزاری را به سرانجام رساندیم و مشتری رضایت نسبی را اعلام کرد. اما پس از مدت کوتاه، پرداختی بابت کارها انجام نشد و مدیران هر روز روی مسائل تازهای تمرکز میکردند؛ به طوری که دو ماه سپری شد و هیچ مبلغی به حساب من واریز نشد. نهایتا آنها فرصت دادند تا به این نتیجه برسند که تکمیل همکاری به روش فعلی را ادامه ندهم. از نظر اخلاقی و شیوه کار تیمی و همچنین تخصص، عملکردی مطلوب نبود و بیشتر به دنبال بازیهای سیاسی و تصمیمهای ناهمسو میگشتند.
در شش سالی که در این مجموعه خدمت کردم، تجربههای ارزشمندی را به دست آوردم و خیلی چیزها آموختم. به طور کلی از کارم در این شرکت رضایت دارم.
شرکت تازه تأسیس با چشماندازی به آینده را تجربه کردم، جایی که تخصص مخفی بهکارگیری میشد و من همواره در کنار تیم بودم.
من به شخصه تبریک میگم به اروان با این تبلیغات در فضای مجازیش. اولا گفتن رزومه بفرستید ما در 24 ساعت بهتون خبر میدیم. ------> یک هفته بعد جواب دادن قرار مصاحبه رو خیلی شیک تمیز با کلی قر و فر گذاشتن =====> ایمیلی انجام شد سر ساعت مصاحبه نیومدن بدون هیچ اطلاع قبلی کلا جواب ندادن و دوساعت از وقت منو هدر دادن بعد از 12 ساعت پیام دادن ببخشید جلسه داشتیم یادمون رفت مصاحبه نوشته بودن دو عنوان شغلی داریم برای هرکدوم یک نیرو میخایم زمان مصاحبه از هردوپست شغلی سوال میپرسید و هرکدوم بلد نبودم رو میگفت ما همین رو میخایم. (همون مهارتهایی که نوشته بودن در حد آشنایی) خلاصه بهتون بگم بسیار شواف میکنن و همه چیز اونجا الله بختکی انجام میشه و بسیار بی نظم هستن.
در محیط کار با شرکت لیمویی تجربهای داشتم که حس همکاری و آرامش را همزمان به من منتقل میکرد. فضای دوستانه و حمایتگر، روابط خوب تیمی و پیوسته رشد روزانه از جمله ویژگیهای بارز آن بود.
باور کنید من همواره در تلاش برای درک عمیقتر از تجربههای کاری هستم و این بار میخواهم با زبان خودم روایت کنم که چه تجربهای از کار در شبکه گستران سنا داشتم. به عنوان عضوی نرمافزاری، در حوزههای مرتبط با شبکههای کامپیوتری و سیستمهای نظارت تصویر فعالیت میکردم. در نقش مهندس نرمافزار، موقعیت من بیش از هر چیز به کار در شبکههای کامپیوتری متمرکز بود و مسئولیتهایی در مسیر بهبود و توسعه زیرساختهای این حوزه به عهده میگرفتم. همچنین با تمرکز بر سیستمهای نظارت تصویر، به طراحی و پیادهسازی راهکارهایی برای رصد و تحلیل تصویر پرداختم تا کیفیت و کارایی نظارتها ارتقا یابد.
در دو سالی که در کارینا فعالیت میکردم، تجربهای نسبتا مثبت داشت و با وجود مشکلاتی کوچک، فضای کار برایم رضایتبخش بود. منابع انسانی تیم به خوبی به نیروها رسیدگی میکرد و به ویژه جشنهایی که برگزار میکردند با اشتیاق و علاقهای واقعی برگزار میشد. از نظر مدیریتی، تیم ما با ضعفی قابل توجه روبهرو بود، اما به طور کلی عملکرد خوبی داشتیم و از حضور در کارینا راضی بودم. در مجموع، تجربه کار در کارینا برای من خیلی خوب بود.
با وجود فضای صمیمی و پرانرژی شرکت نیلسو، من به عنوان برنامهنویس اندروید احساس میکردم هر روز انگیزه و فعال بودن تیم از من سلب نمیشود. همکاران با هدف مشترک روی پروژهها تمرکز میکردند و در مسیر همدیگر را حمایتی میکردند. مدیریت به اجازهی استفاده از بهترین فناوریها و روشهای روز را میداد و همین موضوع موجب میشد از گرفتار شدن در مسائل فرعی فاصله بگیرم.
به عنوان تجربهای از کارم در نیلسو، بهعنوان برنامهنویس، دوست داشتم بگویم که پلتفرم هوشمند این شرکت که روزنه هوشمند تجارت نام دارد، محیطی بسیار پویا و منحصر به فرد بود. تیم چابک و پر از انرژی بود و فضا پر از نشاط و انگیزه برای یادگیری و پیشرفت. در اینجا فضا ایمن بود و فرصتهای توسعه حرفهای و تخصصی زیادی وجود داشت. شرایط کاری به گونهای بود که انگیزههای فردی را تقویت میکرد و همواره خواستار پیشرفت کلی تیم و در نتیجه شرکت میکردم.
من از فضای شرکت خیلی فاصله میگرفتم اما خلاصهای که از تجربهام به دست میآید این است که اونجا وضع خیلی بحرانی بود و به شدت بیثبات و پر از دروغ و رانت بود. مدیران و بخشهای مختلف بدون شفافیت عمل میکردند و هر فردی که بهتر دمخور با چاپلوسی بود، جایگاه بالاتری میگرفت، در حالی که نیروهای بااستعداد اغلب از شرکت میرفتند یا اخراج میشدند. حقوق به صورت منظم پرداخت نمیشد و گاهی برای چند ماه تاخیر داشت و با کسر حقوق یا چکهای طولانیمدت جبران میکردند. فضای کار شدیدا مسموم بود و روابط کاری بیشتر به جای تمرکز روی کار، حول محور دوستیهای شخصی، لطف و تهمت میچرخید. برخی مدیران در گزارشها بیشتر از واقعیت نشان میدادند و رفتارهای خاصی مثل حمایت از دوستان یا شریکها برای ارتقای بعضیها و کنار گذاشتن سایرین رایج بود. منابع انسانی هم به جای هدایت درست، با چاشنی چاپلوسی و ترجیح دادن افراد مشخص کار میکرد و بعضا تصمیمهای پر هزینهای بدون نتیجه مطلوب گرفته میشد. شرکت در واقع بدون ثبات و با انگیزههای متفاوت به عملیات میپرداخت؛ پروژهها گاهی در زمینههای مختلف مثل فناوری، ویلاسازی یا غذاهای ارگانیک مطرح میشد، اما اکثر پروژهها پس از صرف هزینههای زیادی نیمهکاره رها میشدند و نتیجه مطلوبی هم ارائه نمیدادند. به طور کل، این شرکت با وجود ظاهر خصوصی، سطحی از سوءمدیریت و بیثباتی را نشان میداد که برای کار کردن خطرناک و غیرقابل اعتماد به نظر میرسید. اگر دنبال تجربهای با ثبات و حرفهای هستید، از کارکردن در چنین محیطی خودداری کنید و به دنبال جاهای با سابقه و سیستماتیکتر بگردید.
فضای کار در نوبازار خوب بود و تجربهام ارزشمند بود، گرچه مدت همکاریمان کوتاه بود.
طی دورهای که در صدرکام کار میکردم، با تاخیرهای مکرر در پرداخت حقوق مواجه بودم و گاه حتی حقوق کامل هم پرداخت نمیشد. رفتار مدیر مجموعه از نظر اخلاقی بسیار نامطلوب بود و به نظر میرسید که به اصولی پایبند نیست و به راحتی دروغ میگوید.
با وجود مدیران با دانش بالا که در خیلی از جاها کمنظیرند، شرکت لایویتو برای من بهعنوان کارآموز تجربهای متوازن داشت. هرچند حقوقها نسبتا پایینتر از سطح انتظار بود و بیمهای هم ارائه نمیشد، اما حقوقها دقیقا در ابتدای هر ماه واریز میشد. از سوی دیگر، خروجی دریافتی نسبت به مدت حضور کوتاهتر بود و رفتار با کارکنان تا حدی به تواناییشان وابسته بود. اگر سطح دانش بالایی داشتی، برخورد با تو محترمانهتر بود؛ اما با سطح آگاهی پایینتر ممکن بود با تو برخورد مناسبی نشود و احتمال اخراج در پایان ماه وجود داشت.
من در شرکت فرتک تجربهای مثبت از کار به عنوان برنامهنویس دارم. محیط شرکت خیلی دوستانه است و همواره افراد با هم کار میکنیم و از این فرآیند یاد میگیرم. مدیرعامل هم یکی از با انرژیترین اعضا است و حتی در زمانهای استراحت کنار تیم میآید و با ما همراه میشود. به جوانها اعتماد بالایی دارد و به طور کلی مجموعهای است که با تفکر جوانها شکل میگیرد. به نظرات کوچکترین کارمندان هم ارزش قائل میشود و به آنها توجه میکند. در کل این تجربه برایم بسیار مثبت و خوشایند بود.
در این شرکت هر کس با آزادی عمل قابل توجهی روبهروست و این موضوع برای من تجربهای مثبت بود. به جای اینکه مدیریت مستقیما دستور بدهد، تنها مسئله را توضیح میدهند و من مسئول یافتن و انتخاب بهترین راهحل میشوم. به اعتقاد من این آزادی عمل، امکان ارائه خلاقانهترین گزینهها را فراهم میکرد و چنین فضایی برای من الهامبخش بود.
در سال ۹۵ وارد فرتک شدم و قصدم همواره بهبود و یادگیری بود. یکی از جنبههای مثبت این شرکت را استقبال از نیروهای جوان میدیدم؛ من بعد از دوره هنرستان کارآموز شرکت شدم و با گذشت زمان به کارمند تبدیل شدم. کل اعضای تیم را جوانها تشکیل میدهند و فضایی دوستانه و صمیمی حاکم است. یکی دیگر از نکات مثبت، آزادی در تصمیمگیری و یافتن راهحل برای مسائل است. به عنوان یک توسعهدهنده، امکان ارائهی راهحل و انتخاب تکنولوژی مناسب برای کارها را داشتم و این امر موجب میشد پروژهها با استفاده از فناوریهای روز دنیا پیش بروند. اگرچه نقدهایی دربارهی شیوهی کار، پذیرش پروژه و اجرای آنها دارم، اما در مجموع رضایتمندیام از فرتک بالاست.
شب تجربهای آرام و حرفهای را در شبکه اف استریم داشتم و از حضور در این شرکت رضایت کامل دارم. فضای کارش بر پایه تجربه و دانش استوار است و مدیران باتجربه و حرفهای در کنار تیم حضور دارند. در کل خیلی راضی بودم و هنوز هم هستم وقتی اینجا حضور دارم. با اینکه در ابتدای مسیر هستن ولی وجود برنامههای آتی و جهتگیری خوب شرکت نشان میدهد آینده روشن و رو به رشد خواهند داشت.
به واقع، تنها نکتهای که میتونم به عنوان نقطه قوت شرکت ویراتک شریف عنوان کنم، سطح فنی و دانش فنی تیمه که البته فضای رشد زیادی هم برایشون وجود داره. بقیه موارد رو به عنوان ضعف میبینم: حقوق به صورت ساعتی محاسبه میشد و در ماهی که کار میکردم، مبلغ به حدود دویست هزار تومان در ماه میرسید. همچنین سیستم واحدی در اختیاره شرکت نبود و مجبور بودم لپتاپ خودم رو بیارم و با خودم حمل کنم؛ یعنی از لحاظ امکانات سازمانی، شرکت به نسخه شخصی نیروها تکیه داشت.
برای من بسیار جالب بود که با مسائل زیادی روبهرو شدم تا اینکه با مهندس افشاری دیدار کردم. درباره وضعیتم صحبت کردم و او پیشنهاد کرد تا مدتی به صورت کارآموز کنار تیمشان باشم؛ پذیرفتم و هرگز تصور نمیکردم جایی شروع به کار کنم که مدیرش اعضای تیم را همچون اعضای خانوادش میدید و بهشدت به آنها توجه میکرد و از هر نظر کمکشان میکرد.
با وجود حقوق نسبتا کم، من دو سالی را در کنار تیم فنی فراشبکه نوین سپری کردم و با فضای حرفهای این مجموعه آشنا شدم. اخلاق مدیریتی فوقالعاده و رویکرد جوانمحور مدیر عامل باعث شد با وجود کار سخت و فشار پروژهها، احساس دستهجمعی و همکاری را به خوبی تجربه کنم. به علاوه، مدیر عامل بهطور منظم اطلاعات را با تیم به اشتراک میگذاشت و شفافیت در کار را حیاتی میدانست. همان موقع و در کنار حقوق پایه، درآمد به صورت پورسانت نیز بود و من در پروژههای مختلف سهمی داشتم.
برای مدتی در این شرکت به عنوان توسعهده وب مشغول کار شدم و با معرفی یکی از آشنایان وارد گروه شدم، جایی که چند نفر دیگر هم بهطور همزمان به استخدام درآمدند. با وجود سابقه و تخصصی که داشتم، پروژهای نرمافزاری را به سرانجام رساندیم و مشتری رضایت نسبی را اعلام کرد. اما پس از مدت کوتاه، پرداختی بابت کارها انجام نشد و مدیران هر روز روی مسائل تازهای تمرکز میکردند؛ به طوری که دو ماه سپری شد و هیچ مبلغی به حساب من واریز نشد. نهایتا آنها فرصت دادند تا به این نتیجه برسند که تکمیل همکاری به روش فعلی را ادامه ندهم. از نظر اخلاقی و شیوه کار تیمی و همچنین تخصص، عملکردی مطلوب نبود و بیشتر به دنبال بازیهای سیاسی و تصمیمهای ناهمسو میگشتند.
در شش سالی که در این مجموعه خدمت کردم، تجربههای ارزشمندی را به دست آوردم و خیلی چیزها آموختم. به طور کلی از کارم در این شرکت رضایت دارم.
شرکت تازه تأسیس با چشماندازی به آینده را تجربه کردم، جایی که تخصص مخفی بهکارگیری میشد و من همواره در کنار تیم بودم.
من به شخصه تبریک میگم به اروان با این تبلیغات در فضای مجازیش. اولا گفتن رزومه بفرستید ما در 24 ساعت بهتون خبر میدیم. ------> یک هفته بعد جواب دادن قرار مصاحبه رو خیلی شیک تمیز با کلی قر و فر گذاشتن =====> ایمیلی انجام شد سر ساعت مصاحبه نیومدن بدون هیچ اطلاع قبلی کلا جواب ندادن و دوساعت از وقت منو هدر دادن بعد از 12 ساعت پیام دادن ببخشید جلسه داشتیم یادمون رفت مصاحبه نوشته بودن دو عنوان شغلی داریم برای هرکدوم یک نیرو میخایم زمان مصاحبه از هردوپست شغلی سوال میپرسید و هرکدوم بلد نبودم رو میگفت ما همین رو میخایم. (همون مهارتهایی که نوشته بودن در حد آشنایی) خلاصه بهتون بگم بسیار شواف میکنن و همه چیز اونجا الله بختکی انجام میشه و بسیار بی نظم هستن.
در محیط کار با شرکت لیمویی تجربهای داشتم که حس همکاری و آرامش را همزمان به من منتقل میکرد. فضای دوستانه و حمایتگر، روابط خوب تیمی و پیوسته رشد روزانه از جمله ویژگیهای بارز آن بود.
باور کنید من همواره در تلاش برای درک عمیقتر از تجربههای کاری هستم و این بار میخواهم با زبان خودم روایت کنم که چه تجربهای از کار در شبکه گستران سنا داشتم. به عنوان عضوی نرمافزاری، در حوزههای مرتبط با شبکههای کامپیوتری و سیستمهای نظارت تصویر فعالیت میکردم. در نقش مهندس نرمافزار، موقعیت من بیش از هر چیز به کار در شبکههای کامپیوتری متمرکز بود و مسئولیتهایی در مسیر بهبود و توسعه زیرساختهای این حوزه به عهده میگرفتم. همچنین با تمرکز بر سیستمهای نظارت تصویر، به طراحی و پیادهسازی راهکارهایی برای رصد و تحلیل تصویر پرداختم تا کیفیت و کارایی نظارتها ارتقا یابد.
در دو سالی که در کارینا فعالیت میکردم، تجربهای نسبتا مثبت داشت و با وجود مشکلاتی کوچک، فضای کار برایم رضایتبخش بود. منابع انسانی تیم به خوبی به نیروها رسیدگی میکرد و به ویژه جشنهایی که برگزار میکردند با اشتیاق و علاقهای واقعی برگزار میشد. از نظر مدیریتی، تیم ما با ضعفی قابل توجه روبهرو بود، اما به طور کلی عملکرد خوبی داشتیم و از حضور در کارینا راضی بودم. در مجموع، تجربه کار در کارینا برای من خیلی خوب بود.
با وجود فضای صمیمی و پرانرژی شرکت نیلسو، من به عنوان برنامهنویس اندروید احساس میکردم هر روز انگیزه و فعال بودن تیم از من سلب نمیشود. همکاران با هدف مشترک روی پروژهها تمرکز میکردند و در مسیر همدیگر را حمایتی میکردند. مدیریت به اجازهی استفاده از بهترین فناوریها و روشهای روز را میداد و همین موضوع موجب میشد از گرفتار شدن در مسائل فرعی فاصله بگیرم.
به عنوان تجربهای از کارم در نیلسو، بهعنوان برنامهنویس، دوست داشتم بگویم که پلتفرم هوشمند این شرکت که روزنه هوشمند تجارت نام دارد، محیطی بسیار پویا و منحصر به فرد بود. تیم چابک و پر از انرژی بود و فضا پر از نشاط و انگیزه برای یادگیری و پیشرفت. در اینجا فضا ایمن بود و فرصتهای توسعه حرفهای و تخصصی زیادی وجود داشت. شرایط کاری به گونهای بود که انگیزههای فردی را تقویت میکرد و همواره خواستار پیشرفت کلی تیم و در نتیجه شرکت میکردم.
من از فضای شرکت خیلی فاصله میگرفتم اما خلاصهای که از تجربهام به دست میآید این است که اونجا وضع خیلی بحرانی بود و به شدت بیثبات و پر از دروغ و رانت بود. مدیران و بخشهای مختلف بدون شفافیت عمل میکردند و هر فردی که بهتر دمخور با چاپلوسی بود، جایگاه بالاتری میگرفت، در حالی که نیروهای بااستعداد اغلب از شرکت میرفتند یا اخراج میشدند. حقوق به صورت منظم پرداخت نمیشد و گاهی برای چند ماه تاخیر داشت و با کسر حقوق یا چکهای طولانیمدت جبران میکردند. فضای کار شدیدا مسموم بود و روابط کاری بیشتر به جای تمرکز روی کار، حول محور دوستیهای شخصی، لطف و تهمت میچرخید. برخی مدیران در گزارشها بیشتر از واقعیت نشان میدادند و رفتارهای خاصی مثل حمایت از دوستان یا شریکها برای ارتقای بعضیها و کنار گذاشتن سایرین رایج بود. منابع انسانی هم به جای هدایت درست، با چاشنی چاپلوسی و ترجیح دادن افراد مشخص کار میکرد و بعضا تصمیمهای پر هزینهای بدون نتیجه مطلوب گرفته میشد. شرکت در واقع بدون ثبات و با انگیزههای متفاوت به عملیات میپرداخت؛ پروژهها گاهی در زمینههای مختلف مثل فناوری، ویلاسازی یا غذاهای ارگانیک مطرح میشد، اما اکثر پروژهها پس از صرف هزینههای زیادی نیمهکاره رها میشدند و نتیجه مطلوبی هم ارائه نمیدادند. به طور کل، این شرکت با وجود ظاهر خصوصی، سطحی از سوءمدیریت و بیثباتی را نشان میداد که برای کار کردن خطرناک و غیرقابل اعتماد به نظر میرسید. اگر دنبال تجربهای با ثبات و حرفهای هستید، از کارکردن در چنین محیطی خودداری کنید و به دنبال جاهای با سابقه و سیستماتیکتر بگردید.
فضای کار در نوبازار خوب بود و تجربهام ارزشمند بود، گرچه مدت همکاریمان کوتاه بود.
طی دورهای که در صدرکام کار میکردم، با تاخیرهای مکرر در پرداخت حقوق مواجه بودم و گاه حتی حقوق کامل هم پرداخت نمیشد. رفتار مدیر مجموعه از نظر اخلاقی بسیار نامطلوب بود و به نظر میرسید که به اصولی پایبند نیست و به راحتی دروغ میگوید.
با وجود مدیران با دانش بالا که در خیلی از جاها کمنظیرند، شرکت لایویتو برای من بهعنوان کارآموز تجربهای متوازن داشت. هرچند حقوقها نسبتا پایینتر از سطح انتظار بود و بیمهای هم ارائه نمیشد، اما حقوقها دقیقا در ابتدای هر ماه واریز میشد. از سوی دیگر، خروجی دریافتی نسبت به مدت حضور کوتاهتر بود و رفتار با کارکنان تا حدی به تواناییشان وابسته بود. اگر سطح دانش بالایی داشتی، برخورد با تو محترمانهتر بود؛ اما با سطح آگاهی پایینتر ممکن بود با تو برخورد مناسبی نشود و احتمال اخراج در پایان ماه وجود داشت.
من در شرکت فرتک تجربهای مثبت از کار به عنوان برنامهنویس دارم. محیط شرکت خیلی دوستانه است و همواره افراد با هم کار میکنیم و از این فرآیند یاد میگیرم. مدیرعامل هم یکی از با انرژیترین اعضا است و حتی در زمانهای استراحت کنار تیم میآید و با ما همراه میشود. به جوانها اعتماد بالایی دارد و به طور کلی مجموعهای است که با تفکر جوانها شکل میگیرد. به نظرات کوچکترین کارمندان هم ارزش قائل میشود و به آنها توجه میکند. در کل این تجربه برایم بسیار مثبت و خوشایند بود.
در این شرکت هر کس با آزادی عمل قابل توجهی روبهروست و این موضوع برای من تجربهای مثبت بود. به جای اینکه مدیریت مستقیما دستور بدهد، تنها مسئله را توضیح میدهند و من مسئول یافتن و انتخاب بهترین راهحل میشوم. به اعتقاد من این آزادی عمل، امکان ارائه خلاقانهترین گزینهها را فراهم میکرد و چنین فضایی برای من الهامبخش بود.
در سال ۹۵ وارد فرتک شدم و قصدم همواره بهبود و یادگیری بود. یکی از جنبههای مثبت این شرکت را استقبال از نیروهای جوان میدیدم؛ من بعد از دوره هنرستان کارآموز شرکت شدم و با گذشت زمان به کارمند تبدیل شدم. کل اعضای تیم را جوانها تشکیل میدهند و فضایی دوستانه و صمیمی حاکم است. یکی دیگر از نکات مثبت، آزادی در تصمیمگیری و یافتن راهحل برای مسائل است. به عنوان یک توسعهدهنده، امکان ارائهی راهحل و انتخاب تکنولوژی مناسب برای کارها را داشتم و این امر موجب میشد پروژهها با استفاده از فناوریهای روز دنیا پیش بروند. اگرچه نقدهایی دربارهی شیوهی کار، پذیرش پروژه و اجرای آنها دارم، اما در مجموع رضایتمندیام از فرتک بالاست.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.