در جلسه اول دو نفر از کارشناسان شرکت حضور داشتند و سئوالات کاملا مرتبط با موضوع درخواستی و تخصصی مطرح شد. سئوالات در این جلسه در مورد تجربیات گذشته و دانش فنی درخصوص موضوع درخواستی بود. برای یافتن صحت و سقم مطالب ارائه شده هم مواردی که ارتباطی باهم نداشتند هم مطرح میشد. تا اگر تجربه ای نیست و تنها دانش تئوری است مشخص شود. در جلسه دوم با حضور مدیر عامل و دو نفر از مدیران شرکت برگزار موضوع جلسه کنترل تطابق با فرهنگ سازمانی بود. برخوردها کاملا مودبانه و کاملا حرفه ای بود. و جزء معدود مصاحبه هایی بود که کاملا مرتبط و هدفمند برگزار میشد. سئوالاتی درخصوص معیارهای من برای انتخاب شغل و شرکت هدف، دلایل جابجایی از شرکتهای قبل و … صادقانه برخورد کردن هرچند ممکن است سئوالاتی شود که فرد داوطلب تمایل چندانی برای جواب نداشته باشد ولی باید به شرکت حق بدهد که این مطالب را بداند.
آخرین تجربهها
بخش فنی : کلیات در مورد زبان سی شارپ و .net پرسیدن که آسون بودو کمی هم در مورد سابقه ی کار و کارهایی که کردم پرسیدن . یکی ، دوتا سوال هم در مورد جاواساکریپت پرسیدن که البته اونم سوالات پایه ای بود .
مصاحبه اول یک مصاحبه فنی بود و از روش مصاحبه نیمه آزاد استفاده شد و به مدت یک ساعت طول کشید مصاحبه دوم با مدیر عامل بود و این مصاحبه تقریباً سه ساعت طول کشید. از روش مصاحبه آزاد استفاده شد و تمامی ابعاد حوزه منابع انسانی به لحاظ استراتژیها، برنامه های بلند مدت و کوتاه مدت، چالشهای این حوزه و برنامه های بهبود مورد بحث قرار گرفت. جلسه سوم صرفاً یک جلسه پیشنهاد شغلی بود که در آن همکاری از سه محور حقوق و دستمزد، سمت و زمان شروع به کار مورد بررسی قرار گرفته و پیشنهاد شرکت جمع بندی و در صورت توافق زمان همکاری مشخص می گردید. شرکت رایان هم افزا یک شرکت خصوصیه و دیدگاه منابع انسانی در شرکت به وضوح دیده میشه، علی رغم مشکلات اقتصادی برای کارکنانشون کم نمی ذارن و موارد ذیل براشون اهمیت داره و برای آونها وقت می ذارن و وسواس به خرج میدن تا این هسته فرهنگی همواره روند مثبت داشته باشه و فردی یا چیزی بهش آسیب نزنه: – همخونی با فرهنگ رفتاری و عملکردی سازمان – داشتن تخصص عالی و کافی جهت اجرای وظایف شغلی – داشتن روحیه دانش پژوهی و رشد و یادگیری – اجرای صحیح وظایف سازمانی در زمان مقرر
نسبتا سوالها کلی بود و خیلی با جزئیات نبود.چیزهایی در مورد شرکت های قبلی که در آنها کار کردم پرسیدند و مثلا یکی از سوال ها این بود که اگر بخواهیم سیستمی مثل دیجی کالا بنویسیم چه موجودیت هایی را باید در نظر بگیریم و همینطور در مورد تسلط بر اسکرام پرسیدند و اینکه از کی آمادگی همکاری دارم و البته من گفتم بخاطر شرایط خانوادگی فعلا تا سه چهار ماه دیگه برام امکان نداره.
وقتی از این شرکت با من تماس گرفتند که برای مصاحبه دعوت کنند اتفاقی من دستم خورد و تلفن قطع شد اما عجیب این بود که وقتی مسئول نیروی انسانی دوباره با من تماس گرفتند خیلی حق به جانب ازم پرسیدند که علت اینکه تلفن رو قطع کردم چی بود، و مصرانه میپرسیدند که آیا نمیخواید که در محل کارتون متوجه بشن که ما زنگ زدیم 😐 بهرحال یه جلسه خواستند هماهنگ کنند که متاسفانه من اون روزم پر بودند، و خانم فقط گفتند باشه و قطع کردند 😐 دوباره چند روز بعد تماس گرفتند و گفتند ما یه بار تماس گرفتیم شما قطع کردین الان دوباره تماس گرفتیم و میخوایم براتون جلسه ست کنیم که من جدا اعصابم خرد شد از اون همه لحن حق به جانب و گفتم منصرف شدم و دیگه جلسه ای ست نشد. من ترجیحم اینه که جایی کار کنم که اول آرامش داشته باشم و دوم کار کنم، بخاطر همین از کاری که کردم راضی هستم.
خیلی عادی بود سوالات مثل بقیه جاها کلیشه ای. مثل توضیح دیزاین پترن فساد، سالید، فرایند seed کردن داده، کاربرد سازنده استاتیک، فرق بین استاتیک و فقط خواندنی و … خدایی ساده بود مشکل اصلی جلسه با مدیر عامل بود که زمان تماس برای هماهنگی جلسه دوم تاکید کرد که جلسه با مدیرعامل هست و دیر نیایید و منم سر زمان حاضر شدم که وقتی رسیدم شرکت دیدم ایشون کار دارند و نمیتونند بنده رو سر زمان به شرف یابی بپذیرند و منم بیخیال شدم و برگشتم چون بنظرم رفتار خیلی بدی بود. اصلا ارزش رفتن نداره. ی ساختمان قدیمی بازسازی شده دارند و اصلا رفتار خوبی ازشون ندیدم.
کلا سه مرحله مصاحبه دارن مصاحبه اول فنی هست که خیلی خوب بود حس خیلی خوبیم داشت بیشتر شبیه یه جلسه داخلی خودمونی برای حل مسائل بود که سوالای فنی سیستمی پرسیده شد و همونجا بعد از اتمام جلسه گفتن که از نظر من شما قبولید برای مصاحبه دوم باهاتون تماس میگیرن که با منابع انسانی هست. مصاحبه دوم یه هفته بعد با منابع انسانی تشکیل شد دو نفر بودند من اصلا حس خوبی از این مصاحبه نگرفتم چون به جز سوالای معمول منابع انسانی مثل اهداف بلند مدت و چرا میای بیرونو مدیرت نظرش چیه و سایر موارد، ازت تمام زندگیتو میپرسن حتی کوچکترین مسائل شخصی زندگیت مثلا پس اندازت چیه و کی بچه دار میشید و خونه شخصیتونو چه سالی خریدید و … یه سری سوالایی هم پرسیده میشه مثل نظر شما راجب پیاده روی اربعین و نظر شما راجب روند کاهش و افزایش دلار و قیمت الان دلار و برای من سوال بود که چرا همچین سوالایی پرسیده میشه! منم خیلی راحت نظرامو دادم در آخر هم گفتن اگر قرار به همکاری باشه تا هفته بعد اطلاع میدیم که دیگه خبری نشد!! هنگام مصاحبه دوم انتظار هر سوال شخصی رو داشته باشید که از شما پرسیده بشه و در تنگنای جواب دادن با سوال بعدیشون قرار بگیرید و اینکه به شدت به زبان بدنتون در هردو مصاحبه توجه میکنن حواستون باشه
Cمن در حال حاضر در شرکت رایان هم افزا بصورت تمام وقت و به مدت ۱ تا ۳ سال مشغول به کار هستم.
مرحله اول که رفته بودم سه نفر نشستن روبروی من و یکیشون از php میپرسید. دومی لید فرانت اندشون بود و از ریکت سوالاتی میپرسید و نفر سوم هم بیشتر سوالات چالشی جاوا اسکریپت و الگوریتمی و ساختمان داده ای میپرسید. اخر هم ازم خواستن کد بزنم براشون . یه ورودی دادن و گفتن فلان خروجی رو میخوایم . بدون دسترسی به اینترنت و یه مرورگر موزیلای نسبتا قدیمی . منم کد رونوشتم و اوکی بود . توی مرحله دوم هم مصاحبه با مدیر گروه و منابع انسانی بود که سوالاتی در مورد اینکه چرا اینجا رو انتخاب کردی . چه دلیلی باعث میشه که از اینجا بری . یا مثلا چقدر میخوای اینجا بمونی و اینجور سوالات بود. که اینجا هم اوکی شد . ولی چون من چند جای دیگه هم رفته بودم و منتظر جواب من بودن بهشون گفتن زود بهم خبر بدین. یک هفته بعد بهم زنگ زدن برای مصاحبه مرحله سوم که با مدیر عامل شرکت بود و چون دیر خبر داده بودن و من به یه جای دیگه اوکی داده بودم از همکاری باهاشون انصراف دادم. تیمشون قوی بود . سوالات خوبی پرسیدن . اگر توی کاری که میکنی تخصص داری و دوست داری با یه تیم خوب کار کنی گزینه خوبیه. فقط در نظر بگیر اون تایمی که من رفتم مصاحبه , نحوه محاصبه حقوق ساعتی بود یعنی دو روز اخر هفته و روز هایی که تعطیل هستین حقوقی دریافت نمیکنید چرا که کاری انجام نداده اید. ویژگیهایی که براشون مهم بود: شرکت مذهبی بود.
من یه مدت اونجا کار کردم و از تجربه کاری در آن مدت راضیم . متاسفانه در یک بازه ۸ ماهه یک نیرو ضعیف و پر مدعا و جنجال بر انگیز باعث بوجود آمدن مشکلاتی شد که خداروشکر از این شرکت اخراج شد وشرایط به حالت عادی برگشت و الان از لحاظ محیط کاری و پرداخت های شرکت در وضعیت مطلوبی قرار دارد. همچنین روابط کارمندان و مدیران بسیار صمیمی و دوستانه می باشد.
روند جلسه دوستانه بود، از تخصص ها و مواردی که در رزومه ام بود سوال پرسیدن ازم. از جاهایی که کار کردم و مسئولیت هایی که داشتم صحبت کردیم. بیشتر سوالات در مورد مهارت ها و سابقه کاری بود. سوال های دیگه هم بود ولی چیزی که یادمه آخرین کتابی که مطالعه کردم و تفریحات مورد علاقه ام رو ازم پرسیدن. بعد از مصاحبه برای روز تست باهام تماس گرفتن، خیلی مردد بودم برای تغییر شغل ولی در روز تست وقتی محیط کاری رو دیدم مطمئن شدم که اینجا همونجاییه که باید برم. راجع به مواردی که توی رزومه نوشتید دقت کنید، از بیشترشون سوال پرسیده میشه. ویژگیهایی که براشون مهم بود: نکته خاصی نبود
مرحله ی اول مصاحبه کلی معطلم کردن حدود ۳۰ دقیقه نشسته بودم محیط شرکت شلوغ بود و پرسروصدا بود اولش فکر میکردم دعوا شده اینقدر داد و سروصدا هست بعد متوجه شدم عادیه خیلی کارمند داشتن و فضای شرکت نسبت به تعداد افراد به نظر کوچک بود منشی یک فرم استخدام بهم داد که کلی سوالات شخصی و خصوصی بود . تعداد افراد خانواده و نام هر یک و چیزایی که نمیفهمیدم ربطش چیه . بعد از پر کردن فرم منو راهنمایی کردن به یک اتاق که حدود ۲۰ دقیقه بازم معطلم کردن و بعدش یک شخصی اومد و سوالات ابکی ازم پرسید که بسیار سطح پایین بود احساس میکردم تخصص لازم برای پرسیدن سوال خوب نداشت و یکم هم از تجربیات در شرکت های قبلی پرسید و به همین شکل مصاحبه ی اول تمام شد بعد از چند روز تماس گرفتن که در مصاحبه ی اول پذیرفته شدم و برای مرحله ی بعد
مرحله اول فنی بود که خیلی سوالات سخت و پیچیده ای نبود و جلسه هم طولانی نبود مرحله دوم مصاحبه با اسکرام مستر بود که طولانی تر بود و به نظرم یه سری سوالات بی ربط که دلایلش خیلیی قابل پذیرش نیست و به نظر خودشون احتمالا هوشمندانست ولی به نظرم کاملا کلیشه ای پرسیده شد که جنبه تجسس در زندگی شخصی فرد داشت مثل اینکه شغل پدرت چیه و تاکید بر اینکه حوزه دقیق کاری پدرتون یا اینکه دوستاتو از کجا پیدا کردی و یا حقوق دو جا قبلت یا اینکه اخرین دعوات رو دقیقا با ذکر جزییات تعریف کن سوالات خیلی جالبی نیستن و این همه تاکید بر انها خیلی توجیه نداره انتظار یه سری سوالات بی ربط رو داشته باشه و وقت زیادی تقریبا باید بزاره
مرحله اول صحبت های کلی در مورد سوابق شغلی و تحصیلی و شرح وظایف شغلی از جانب یکی از مدیران شرکت. مرحله دوم تست شخصیت شناسی و هوش تصویری و هوش هیجانی و همون سوالات و اطلاعات مرحله اول با یکی از مدیران دیگه شرکت انجام شد که معطلی بسیاری هم داشت. بعد مرحله ازمایشی که گفتن ۳ روز هست ولی من یه روز رفتم برای ازمایشی که باتوجه به سرو صدای زیاد محیط و عدم امکان تمرکز و مشخص نبودن وظایف کاری و ارتباط برقرار نکردن با محیط کاری روز بعد نرفتم و استعفا دادم. مصاحبه اش طولانی و وقت گیره و معطلی زیاد داره. ویژگیهایی که براشون مهم بود: چیز خاصی نبود
شرکت بزرگی نیست. اصلا اون چیزی که فکرشو میکردم نبود. یه خونه خیییلی قدیمی با یه در رنگ و رو رفته که من حتی فکر میکردم این یه منزل مسکونی باشه و فکر میکردم اشتباه اومدم. راجع به مواردی که تو رزومم نوشته بودم سوال کرد اینکه رشتم مرتبط نیست و چرا و اصن چه ربطی داره به هم و از این حرفا! پرسید با ریکت که کار میکنی از چه api هایی استفاده میکنی؟ راجع به اسکرام پرسید برخورد مصاحبه کننده خیلی سرد و خشک بود و کلا هم اعصاب نداشت انگار. یه سوال jquery پرسید گفت با کلاس ها آشنایی؟ منم تقریبا جواب همه سوال ها رو درست دادم اما نگاه از بالا به پایین مصاحبه کننده تمام سعیشو میکرد که اعتماد به نفستو بگیره. اعتماد به نفس داشته باشید
مصاحبه اول سوالات کلی در مورد سوابق تحصیلی و شغلی، مصاحبه دوم با مدیرعامل که باز مصاحبه اول در مورد تحصیلات و سوابق تکرار شد، مرحله سوم که باید یک روز آزمایشی در شرکت حضور داشتی که با معطلی زیاد به دلیل عدم حضور مسئول مرتبط یک تست شخصیت شناسی گرفته شد و بعد گفتند بشین و وب سایت شرکت رو ببین و این روند بلاتکلیفی تا ۲ ظهر ادامه داشت. ساعت ۲ ظهر یک مسئله طرح کردند که پاسخ بدم.(روز آزمایشی به قدری وقت گیر و کسل کننده بود، که من کلا انصراف دادم) خود را برای مصاحبه های طولانی و وقت گیر آماده کنید مخصوصا مصاحبه روز تست
یک فرم استخدام پر کردم و بعد برنامه نویس ارشد سازمان باهام مصاحبه کرد و بعد از یک هفته با مدیر منابع انسانی مصاحبه کردم و سه روز بعد نتیجه درخواستم مشخص شد و اعلام شد پذیرفته شدم. کل این فرایند حدود پونزده شونزده روز زمان برد
در یکی از قسمتهای مالی بدنبال نیروی ماهر میگشتن . منم معرفی شدم . قرار با معاون و کارشناس اون بخش خوب پیش رفت . مزایایی که میدادن خوب بود .که ترغیب میکرد ادمو فقط جو یه مکان دولتی با کارمندان اکثریت میانسال و یک بعدی بدون خلاقیت و پیشرفت یکی از چیزهایی بود که دعا میکردم قبول نشم . چند هفته بعد قرار با معاون مدیر عامل گذاشتن برام . ایشون تخصصی سوالاتی پرسید که باعث تعجبم بود . چون میدونستم سواد و دانش کارو ندارن و صرفا چیزهایی حفظ کردن و حالا میخان بصورت سرفصلی ازم بپرسم . به محض اینکه کمی جزیی تر جواب میدادم ایشون میگفتن نه خب من با همون اصل مورد کار دارم .اونو بگین … همزمان که از اعتماد به نفس و عددم دانش مدیران بخش دولتی داشتم شاخ درمیاوردم تا حدودی هنگ بودم که واقعا چرا … در نهایت ایشون ساز خودشو میزد . و فهمیدم زیاد خوشش نیومده و کلا حرفش چیز دیگه ای .
اولش که آزمون برنامهنویسی آنلاین بود توی کوئرا مسابقه گذاشتن و مسابقه خوبی بود خداروشکر رتبه خوبی گرفتم و چون رتبم خیلی خوب بود دلم قرص بود که احتمال زیاد قبولم میکنن. روز بعدش تو مسیر خونمون(شمال) بودم که گوشیم زنگ خورد و یه آقای خوش اخلاقی پشت تلفن بودن و گفتن فردا بیاید برای مصاحبه. من گفتم من همین الآن تو راه شمال هستم و واقعا توانایی فردا اومدن رو ندارم. میشه هفته بعد خدمتتون برسم؟ در جواب گفتن «بله هفته بعد یکشنبه(شنبه تعطیل رسمی بود) تشریف بیارید. بقیه اطلاعات و آدرس رو هم براتون ایمیل میکنیم.» روز بعدش ایمیل حاوی آدرس و ساعت مصاحبه(که ساعت ۱۴:۳۰) بود برام ارسال شد. منم خوشحال شدم و توی اون چند روز خستگیم در رفت و رفتم برای مصاحبه. خانواده اصرار داشتن که خودشون من رو برسونن تهران و همراهم باشن. با اصرار خانواده از خونمون راه افتادیم به سمت تهران و ۷ صبح رسیدیم تهران و مستقر شدیم. استراحت کردیم و ساعت یک راه افتادیم از ترس اینکه نکنه دیر برسیم. دوست نداشتم توی اولین قرارمون بد قولی کرده باشم. متاسفانه ۴۵ دیقه زودتر رسیدیم. یه ربع توی ماشین نشستم و دلو زدم به دریا و رفتم داخل. لحظه ورودم به شرکت یکم استرس داشتم. وقتی وارد شدم با راهنمایی چند تا کاغذ که روی دیوار بودن و هدایت میکردن به سمت رهنما کالج رفتم توی اتاق رهنما کالج. وقتی وارد شدم گفتن از خودتون پذیرایی کنید. و نشستم نیم ساعت بعد(حدودای ساعت دو و نیم) گفتن طبقه دوم منتظرتونن. رفتم طبقه دوم و وارد که شدم دو آقا و یک خانوم نشسته بودن برای مصاحبه. معرفی کردن خودشون رو و منم خودمو معرفی کردم. حس خوبی داشتم. سوال هایی که پرسیدن این بود که هدفم برای چند سال آینده چیه؟ چجوری با رهنما کالج آشنا شدم؟ بزرگترین چالشهایی که توی کارهای تیمی و پروژهها داشتم چی بوده؟ سوالهای فنی هم واقعا آسون بودن. یکیشون توضیح BST به یک بچه ۵ ساله بود، یکی دیگهشون هم راجع به OOP بود. فکر کنم چون رتبم خیلی خوب شده بود سوالای فنی سختی نپرسیدن. در نهایت گفتن سوالی ندارم؟ که من راجع به اساتید دوره پرسیدم و راجع به تاثیر رتبه در مسابقه توی قبولی مصاحبه پرسیدم که جوابشون این بود که فقط مصاحبه تاثیر داره. در واقع انتخاب کسایی که میان مصاحبه با مسابقهست. و معیار قبولی رهنماکالج فقط مصاحبهاست. و با خوش و بش رفتم بیرون. حس خوبی داشتم ولی یکم نگران بودم چون سوالها انقدر ساده بود که نمیدونستم چجوری جواب بدم. ولی خب جوابهای راضی کنندهای داده بودم. اگه برای دوره برنامهنویسی میخواید برید باید حتما به مفاهیم پایهای تسلط داشته باشید. ویژگیهایی که براشون مهم بود: براشون خیلی مهم بود که من تایمم خالی باشه و زمانم رو فقط برای کالج بذارم. اگه تصمیم دارید برید اونجا باید حتما تایمتون رو خالی کنید و تمرکز کنید روی رهنما کالج.
یک مرحله مصاحبه رفتم. قبلش آزمون تستی بود. وقتی رفتم مصاحبه یه سری سوال تشریحی دادن گفتن که اینا رو جواب بده تو نیم ساعت تا بعدش بری مصاحبه . سوالات بیشتر از جنس تحلیل بود مثلا اینکه یه فروشگاه کفش هست تو شهرستان میخواد تو فضای دیجیتال، مارکتینگ کنه، چه کارهایی باید انجام بده؟ کدوم کانالها براش بهتره و اینکه چه نوع پست هایی بذاره بهتره . یه سوال تشریحی هم بود درباره محاسبه CAC و همچین چیزایی… محاسباتی بود. بعدش رفتم مصاحبه حضوری. سه نفر باهام مصاحبه کردن . اول گفتن خودت رو معرفی کن . بعدش چی شد که تصمیم گرفتی بیای دیجیتال مارکتینگ منم داستان علاقه مند شدنم به دیجیتال مارکتینگ رو گفتم. بعد پرسیدن که چرا فکر میکنی این دوره برات مناسبه ؟ و بعد اینکه برنامه ت برای پنج سال آینده چیه؟ چون تغییر رشته داده بودم هم پرسیدن که رشته قبلیت رو نمیخوای ادامه بدی؟ بعد درباره وقتم پرسیدن و اینکه میتونم تو دوره شرکت کنم یا نه . علاوه بر اینا ازم خواستن یک تجربه از کار تیمی و چالشی که داشتم رو براشون توضیح بدم. آخر جلسه هم ازم پرسیدن سوالی ندارم که درباره استادها پرسیدم مهم تر از همه اینه که نشون بده آدم علاقه مندیه و واقعا جدی میخواد تو این حوزه فعالیت کنه . باید نشون بده این دوره براش خیلی مهمه ویژگیهایی که براشون مهم بود: رهنما کالج فرصت فوقالعادهایه برای کسی که میخواد وارد بازار کار بشه فقط به نظرم اون یک ماه و خردهای رو کامل خالی بذاره تا بتونه تمرین کنه. حجم درسهای دوره خیلی زیاده، دوره کاملا فشردهس و هر روز ۵ ساعت باید کلاس بری برای همین باید فرصت تمرین کردن رو داشته باشی اگه بتونی این دوره رو با موفقیت بگذرونی جهش فوقالعادهای تو مسیر شغلیت اتفاق میافته
در جلسه اول دو نفر از کارشناسان شرکت حضور داشتند و سئوالات کاملا مرتبط با موضوع درخواستی و تخصصی مطرح شد. سئوالات در این جلسه در مورد تجربیات گذشته و دانش فنی درخصوص موضوع درخواستی بود. برای یافتن صحت و سقم مطالب ارائه شده هم مواردی که ارتباطی باهم نداشتند هم مطرح میشد. تا اگر تجربه ای نیست و تنها دانش تئوری است مشخص شود. در جلسه دوم با حضور مدیر عامل و دو نفر از مدیران شرکت برگزار موضوع جلسه کنترل تطابق با فرهنگ سازمانی بود. برخوردها کاملا مودبانه و کاملا حرفه ای بود. و جزء معدود مصاحبه هایی بود که کاملا مرتبط و هدفمند برگزار میشد. سئوالاتی درخصوص معیارهای من برای انتخاب شغل و شرکت هدف، دلایل جابجایی از شرکتهای قبل و … صادقانه برخورد کردن هرچند ممکن است سئوالاتی شود که فرد داوطلب تمایل چندانی برای جواب نداشته باشد ولی باید به شرکت حق بدهد که این مطالب را بداند.
بخش فنی : کلیات در مورد زبان سی شارپ و .net پرسیدن که آسون بودو کمی هم در مورد سابقه ی کار و کارهایی که کردم پرسیدن . یکی ، دوتا سوال هم در مورد جاواساکریپت پرسیدن که البته اونم سوالات پایه ای بود .
مصاحبه اول یک مصاحبه فنی بود و از روش مصاحبه نیمه آزاد استفاده شد و به مدت یک ساعت طول کشید مصاحبه دوم با مدیر عامل بود و این مصاحبه تقریباً سه ساعت طول کشید. از روش مصاحبه آزاد استفاده شد و تمامی ابعاد حوزه منابع انسانی به لحاظ استراتژیها، برنامه های بلند مدت و کوتاه مدت، چالشهای این حوزه و برنامه های بهبود مورد بحث قرار گرفت. جلسه سوم صرفاً یک جلسه پیشنهاد شغلی بود که در آن همکاری از سه محور حقوق و دستمزد، سمت و زمان شروع به کار مورد بررسی قرار گرفته و پیشنهاد شرکت جمع بندی و در صورت توافق زمان همکاری مشخص می گردید. شرکت رایان هم افزا یک شرکت خصوصیه و دیدگاه منابع انسانی در شرکت به وضوح دیده میشه، علی رغم مشکلات اقتصادی برای کارکنانشون کم نمی ذارن و موارد ذیل براشون اهمیت داره و برای آونها وقت می ذارن و وسواس به خرج میدن تا این هسته فرهنگی همواره روند مثبت داشته باشه و فردی یا چیزی بهش آسیب نزنه: – همخونی با فرهنگ رفتاری و عملکردی سازمان – داشتن تخصص عالی و کافی جهت اجرای وظایف شغلی – داشتن روحیه دانش پژوهی و رشد و یادگیری – اجرای صحیح وظایف سازمانی در زمان مقرر
نسبتا سوالها کلی بود و خیلی با جزئیات نبود.چیزهایی در مورد شرکت های قبلی که در آنها کار کردم پرسیدند و مثلا یکی از سوال ها این بود که اگر بخواهیم سیستمی مثل دیجی کالا بنویسیم چه موجودیت هایی را باید در نظر بگیریم و همینطور در مورد تسلط بر اسکرام پرسیدند و اینکه از کی آمادگی همکاری دارم و البته من گفتم بخاطر شرایط خانوادگی فعلا تا سه چهار ماه دیگه برام امکان نداره.
وقتی از این شرکت با من تماس گرفتند که برای مصاحبه دعوت کنند اتفاقی من دستم خورد و تلفن قطع شد اما عجیب این بود که وقتی مسئول نیروی انسانی دوباره با من تماس گرفتند خیلی حق به جانب ازم پرسیدند که علت اینکه تلفن رو قطع کردم چی بود، و مصرانه میپرسیدند که آیا نمیخواید که در محل کارتون متوجه بشن که ما زنگ زدیم 😐 بهرحال یه جلسه خواستند هماهنگ کنند که متاسفانه من اون روزم پر بودند، و خانم فقط گفتند باشه و قطع کردند 😐 دوباره چند روز بعد تماس گرفتند و گفتند ما یه بار تماس گرفتیم شما قطع کردین الان دوباره تماس گرفتیم و میخوایم براتون جلسه ست کنیم که من جدا اعصابم خرد شد از اون همه لحن حق به جانب و گفتم منصرف شدم و دیگه جلسه ای ست نشد. من ترجیحم اینه که جایی کار کنم که اول آرامش داشته باشم و دوم کار کنم، بخاطر همین از کاری که کردم راضی هستم.
خیلی عادی بود سوالات مثل بقیه جاها کلیشه ای. مثل توضیح دیزاین پترن فساد، سالید، فرایند seed کردن داده، کاربرد سازنده استاتیک، فرق بین استاتیک و فقط خواندنی و … خدایی ساده بود مشکل اصلی جلسه با مدیر عامل بود که زمان تماس برای هماهنگی جلسه دوم تاکید کرد که جلسه با مدیرعامل هست و دیر نیایید و منم سر زمان حاضر شدم که وقتی رسیدم شرکت دیدم ایشون کار دارند و نمیتونند بنده رو سر زمان به شرف یابی بپذیرند و منم بیخیال شدم و برگشتم چون بنظرم رفتار خیلی بدی بود. اصلا ارزش رفتن نداره. ی ساختمان قدیمی بازسازی شده دارند و اصلا رفتار خوبی ازشون ندیدم.
کلا سه مرحله مصاحبه دارن مصاحبه اول فنی هست که خیلی خوب بود حس خیلی خوبیم داشت بیشتر شبیه یه جلسه داخلی خودمونی برای حل مسائل بود که سوالای فنی سیستمی پرسیده شد و همونجا بعد از اتمام جلسه گفتن که از نظر من شما قبولید برای مصاحبه دوم باهاتون تماس میگیرن که با منابع انسانی هست. مصاحبه دوم یه هفته بعد با منابع انسانی تشکیل شد دو نفر بودند من اصلا حس خوبی از این مصاحبه نگرفتم چون به جز سوالای معمول منابع انسانی مثل اهداف بلند مدت و چرا میای بیرونو مدیرت نظرش چیه و سایر موارد، ازت تمام زندگیتو میپرسن حتی کوچکترین مسائل شخصی زندگیت مثلا پس اندازت چیه و کی بچه دار میشید و خونه شخصیتونو چه سالی خریدید و … یه سری سوالایی هم پرسیده میشه مثل نظر شما راجب پیاده روی اربعین و نظر شما راجب روند کاهش و افزایش دلار و قیمت الان دلار و برای من سوال بود که چرا همچین سوالایی پرسیده میشه! منم خیلی راحت نظرامو دادم در آخر هم گفتن اگر قرار به همکاری باشه تا هفته بعد اطلاع میدیم که دیگه خبری نشد!! هنگام مصاحبه دوم انتظار هر سوال شخصی رو داشته باشید که از شما پرسیده بشه و در تنگنای جواب دادن با سوال بعدیشون قرار بگیرید و اینکه به شدت به زبان بدنتون در هردو مصاحبه توجه میکنن حواستون باشه
Cمن در حال حاضر در شرکت رایان هم افزا بصورت تمام وقت و به مدت ۱ تا ۳ سال مشغول به کار هستم.
مرحله اول که رفته بودم سه نفر نشستن روبروی من و یکیشون از php میپرسید. دومی لید فرانت اندشون بود و از ریکت سوالاتی میپرسید و نفر سوم هم بیشتر سوالات چالشی جاوا اسکریپت و الگوریتمی و ساختمان داده ای میپرسید. اخر هم ازم خواستن کد بزنم براشون . یه ورودی دادن و گفتن فلان خروجی رو میخوایم . بدون دسترسی به اینترنت و یه مرورگر موزیلای نسبتا قدیمی . منم کد رونوشتم و اوکی بود . توی مرحله دوم هم مصاحبه با مدیر گروه و منابع انسانی بود که سوالاتی در مورد اینکه چرا اینجا رو انتخاب کردی . چه دلیلی باعث میشه که از اینجا بری . یا مثلا چقدر میخوای اینجا بمونی و اینجور سوالات بود. که اینجا هم اوکی شد . ولی چون من چند جای دیگه هم رفته بودم و منتظر جواب من بودن بهشون گفتن زود بهم خبر بدین. یک هفته بعد بهم زنگ زدن برای مصاحبه مرحله سوم که با مدیر عامل شرکت بود و چون دیر خبر داده بودن و من به یه جای دیگه اوکی داده بودم از همکاری باهاشون انصراف دادم. تیمشون قوی بود . سوالات خوبی پرسیدن . اگر توی کاری که میکنی تخصص داری و دوست داری با یه تیم خوب کار کنی گزینه خوبیه. فقط در نظر بگیر اون تایمی که من رفتم مصاحبه , نحوه محاصبه حقوق ساعتی بود یعنی دو روز اخر هفته و روز هایی که تعطیل هستین حقوقی دریافت نمیکنید چرا که کاری انجام نداده اید. ویژگیهایی که براشون مهم بود: شرکت مذهبی بود.
من یه مدت اونجا کار کردم و از تجربه کاری در آن مدت راضیم . متاسفانه در یک بازه ۸ ماهه یک نیرو ضعیف و پر مدعا و جنجال بر انگیز باعث بوجود آمدن مشکلاتی شد که خداروشکر از این شرکت اخراج شد وشرایط به حالت عادی برگشت و الان از لحاظ محیط کاری و پرداخت های شرکت در وضعیت مطلوبی قرار دارد. همچنین روابط کارمندان و مدیران بسیار صمیمی و دوستانه می باشد.
روند جلسه دوستانه بود، از تخصص ها و مواردی که در رزومه ام بود سوال پرسیدن ازم. از جاهایی که کار کردم و مسئولیت هایی که داشتم صحبت کردیم. بیشتر سوالات در مورد مهارت ها و سابقه کاری بود. سوال های دیگه هم بود ولی چیزی که یادمه آخرین کتابی که مطالعه کردم و تفریحات مورد علاقه ام رو ازم پرسیدن. بعد از مصاحبه برای روز تست باهام تماس گرفتن، خیلی مردد بودم برای تغییر شغل ولی در روز تست وقتی محیط کاری رو دیدم مطمئن شدم که اینجا همونجاییه که باید برم. راجع به مواردی که توی رزومه نوشتید دقت کنید، از بیشترشون سوال پرسیده میشه. ویژگیهایی که براشون مهم بود: نکته خاصی نبود
مرحله ی اول مصاحبه کلی معطلم کردن حدود ۳۰ دقیقه نشسته بودم محیط شرکت شلوغ بود و پرسروصدا بود اولش فکر میکردم دعوا شده اینقدر داد و سروصدا هست بعد متوجه شدم عادیه خیلی کارمند داشتن و فضای شرکت نسبت به تعداد افراد به نظر کوچک بود منشی یک فرم استخدام بهم داد که کلی سوالات شخصی و خصوصی بود . تعداد افراد خانواده و نام هر یک و چیزایی که نمیفهمیدم ربطش چیه . بعد از پر کردن فرم منو راهنمایی کردن به یک اتاق که حدود ۲۰ دقیقه بازم معطلم کردن و بعدش یک شخصی اومد و سوالات ابکی ازم پرسید که بسیار سطح پایین بود احساس میکردم تخصص لازم برای پرسیدن سوال خوب نداشت و یکم هم از تجربیات در شرکت های قبلی پرسید و به همین شکل مصاحبه ی اول تمام شد بعد از چند روز تماس گرفتن که در مصاحبه ی اول پذیرفته شدم و برای مرحله ی بعد
مرحله اول فنی بود که خیلی سوالات سخت و پیچیده ای نبود و جلسه هم طولانی نبود مرحله دوم مصاحبه با اسکرام مستر بود که طولانی تر بود و به نظرم یه سری سوالات بی ربط که دلایلش خیلیی قابل پذیرش نیست و به نظر خودشون احتمالا هوشمندانست ولی به نظرم کاملا کلیشه ای پرسیده شد که جنبه تجسس در زندگی شخصی فرد داشت مثل اینکه شغل پدرت چیه و تاکید بر اینکه حوزه دقیق کاری پدرتون یا اینکه دوستاتو از کجا پیدا کردی و یا حقوق دو جا قبلت یا اینکه اخرین دعوات رو دقیقا با ذکر جزییات تعریف کن سوالات خیلی جالبی نیستن و این همه تاکید بر انها خیلی توجیه نداره انتظار یه سری سوالات بی ربط رو داشته باشه و وقت زیادی تقریبا باید بزاره
مرحله اول صحبت های کلی در مورد سوابق شغلی و تحصیلی و شرح وظایف شغلی از جانب یکی از مدیران شرکت. مرحله دوم تست شخصیت شناسی و هوش تصویری و هوش هیجانی و همون سوالات و اطلاعات مرحله اول با یکی از مدیران دیگه شرکت انجام شد که معطلی بسیاری هم داشت. بعد مرحله ازمایشی که گفتن ۳ روز هست ولی من یه روز رفتم برای ازمایشی که باتوجه به سرو صدای زیاد محیط و عدم امکان تمرکز و مشخص نبودن وظایف کاری و ارتباط برقرار نکردن با محیط کاری روز بعد نرفتم و استعفا دادم. مصاحبه اش طولانی و وقت گیره و معطلی زیاد داره. ویژگیهایی که براشون مهم بود: چیز خاصی نبود
شرکت بزرگی نیست. اصلا اون چیزی که فکرشو میکردم نبود. یه خونه خیییلی قدیمی با یه در رنگ و رو رفته که من حتی فکر میکردم این یه منزل مسکونی باشه و فکر میکردم اشتباه اومدم. راجع به مواردی که تو رزومم نوشته بودم سوال کرد اینکه رشتم مرتبط نیست و چرا و اصن چه ربطی داره به هم و از این حرفا! پرسید با ریکت که کار میکنی از چه api هایی استفاده میکنی؟ راجع به اسکرام پرسید برخورد مصاحبه کننده خیلی سرد و خشک بود و کلا هم اعصاب نداشت انگار. یه سوال jquery پرسید گفت با کلاس ها آشنایی؟ منم تقریبا جواب همه سوال ها رو درست دادم اما نگاه از بالا به پایین مصاحبه کننده تمام سعیشو میکرد که اعتماد به نفستو بگیره. اعتماد به نفس داشته باشید
مصاحبه اول سوالات کلی در مورد سوابق تحصیلی و شغلی، مصاحبه دوم با مدیرعامل که باز مصاحبه اول در مورد تحصیلات و سوابق تکرار شد، مرحله سوم که باید یک روز آزمایشی در شرکت حضور داشتی که با معطلی زیاد به دلیل عدم حضور مسئول مرتبط یک تست شخصیت شناسی گرفته شد و بعد گفتند بشین و وب سایت شرکت رو ببین و این روند بلاتکلیفی تا ۲ ظهر ادامه داشت. ساعت ۲ ظهر یک مسئله طرح کردند که پاسخ بدم.(روز آزمایشی به قدری وقت گیر و کسل کننده بود، که من کلا انصراف دادم) خود را برای مصاحبه های طولانی و وقت گیر آماده کنید مخصوصا مصاحبه روز تست
یک فرم استخدام پر کردم و بعد برنامه نویس ارشد سازمان باهام مصاحبه کرد و بعد از یک هفته با مدیر منابع انسانی مصاحبه کردم و سه روز بعد نتیجه درخواستم مشخص شد و اعلام شد پذیرفته شدم. کل این فرایند حدود پونزده شونزده روز زمان برد
در یکی از قسمتهای مالی بدنبال نیروی ماهر میگشتن . منم معرفی شدم . قرار با معاون و کارشناس اون بخش خوب پیش رفت . مزایایی که میدادن خوب بود .که ترغیب میکرد ادمو فقط جو یه مکان دولتی با کارمندان اکثریت میانسال و یک بعدی بدون خلاقیت و پیشرفت یکی از چیزهایی بود که دعا میکردم قبول نشم . چند هفته بعد قرار با معاون مدیر عامل گذاشتن برام . ایشون تخصصی سوالاتی پرسید که باعث تعجبم بود . چون میدونستم سواد و دانش کارو ندارن و صرفا چیزهایی حفظ کردن و حالا میخان بصورت سرفصلی ازم بپرسم . به محض اینکه کمی جزیی تر جواب میدادم ایشون میگفتن نه خب من با همون اصل مورد کار دارم .اونو بگین … همزمان که از اعتماد به نفس و عددم دانش مدیران بخش دولتی داشتم شاخ درمیاوردم تا حدودی هنگ بودم که واقعا چرا … در نهایت ایشون ساز خودشو میزد . و فهمیدم زیاد خوشش نیومده و کلا حرفش چیز دیگه ای .
اولش که آزمون برنامهنویسی آنلاین بود توی کوئرا مسابقه گذاشتن و مسابقه خوبی بود خداروشکر رتبه خوبی گرفتم و چون رتبم خیلی خوب بود دلم قرص بود که احتمال زیاد قبولم میکنن. روز بعدش تو مسیر خونمون(شمال) بودم که گوشیم زنگ خورد و یه آقای خوش اخلاقی پشت تلفن بودن و گفتن فردا بیاید برای مصاحبه. من گفتم من همین الآن تو راه شمال هستم و واقعا توانایی فردا اومدن رو ندارم. میشه هفته بعد خدمتتون برسم؟ در جواب گفتن «بله هفته بعد یکشنبه(شنبه تعطیل رسمی بود) تشریف بیارید. بقیه اطلاعات و آدرس رو هم براتون ایمیل میکنیم.» روز بعدش ایمیل حاوی آدرس و ساعت مصاحبه(که ساعت ۱۴:۳۰) بود برام ارسال شد. منم خوشحال شدم و توی اون چند روز خستگیم در رفت و رفتم برای مصاحبه. خانواده اصرار داشتن که خودشون من رو برسونن تهران و همراهم باشن. با اصرار خانواده از خونمون راه افتادیم به سمت تهران و ۷ صبح رسیدیم تهران و مستقر شدیم. استراحت کردیم و ساعت یک راه افتادیم از ترس اینکه نکنه دیر برسیم. دوست نداشتم توی اولین قرارمون بد قولی کرده باشم. متاسفانه ۴۵ دیقه زودتر رسیدیم. یه ربع توی ماشین نشستم و دلو زدم به دریا و رفتم داخل. لحظه ورودم به شرکت یکم استرس داشتم. وقتی وارد شدم با راهنمایی چند تا کاغذ که روی دیوار بودن و هدایت میکردن به سمت رهنما کالج رفتم توی اتاق رهنما کالج. وقتی وارد شدم گفتن از خودتون پذیرایی کنید. و نشستم نیم ساعت بعد(حدودای ساعت دو و نیم) گفتن طبقه دوم منتظرتونن. رفتم طبقه دوم و وارد که شدم دو آقا و یک خانوم نشسته بودن برای مصاحبه. معرفی کردن خودشون رو و منم خودمو معرفی کردم. حس خوبی داشتم. سوال هایی که پرسیدن این بود که هدفم برای چند سال آینده چیه؟ چجوری با رهنما کالج آشنا شدم؟ بزرگترین چالشهایی که توی کارهای تیمی و پروژهها داشتم چی بوده؟ سوالهای فنی هم واقعا آسون بودن. یکیشون توضیح BST به یک بچه ۵ ساله بود، یکی دیگهشون هم راجع به OOP بود. فکر کنم چون رتبم خیلی خوب شده بود سوالای فنی سختی نپرسیدن. در نهایت گفتن سوالی ندارم؟ که من راجع به اساتید دوره پرسیدم و راجع به تاثیر رتبه در مسابقه توی قبولی مصاحبه پرسیدم که جوابشون این بود که فقط مصاحبه تاثیر داره. در واقع انتخاب کسایی که میان مصاحبه با مسابقهست. و معیار قبولی رهنماکالج فقط مصاحبهاست. و با خوش و بش رفتم بیرون. حس خوبی داشتم ولی یکم نگران بودم چون سوالها انقدر ساده بود که نمیدونستم چجوری جواب بدم. ولی خب جوابهای راضی کنندهای داده بودم. اگه برای دوره برنامهنویسی میخواید برید باید حتما به مفاهیم پایهای تسلط داشته باشید. ویژگیهایی که براشون مهم بود: براشون خیلی مهم بود که من تایمم خالی باشه و زمانم رو فقط برای کالج بذارم. اگه تصمیم دارید برید اونجا باید حتما تایمتون رو خالی کنید و تمرکز کنید روی رهنما کالج.
یک مرحله مصاحبه رفتم. قبلش آزمون تستی بود. وقتی رفتم مصاحبه یه سری سوال تشریحی دادن گفتن که اینا رو جواب بده تو نیم ساعت تا بعدش بری مصاحبه . سوالات بیشتر از جنس تحلیل بود مثلا اینکه یه فروشگاه کفش هست تو شهرستان میخواد تو فضای دیجیتال، مارکتینگ کنه، چه کارهایی باید انجام بده؟ کدوم کانالها براش بهتره و اینکه چه نوع پست هایی بذاره بهتره . یه سوال تشریحی هم بود درباره محاسبه CAC و همچین چیزایی… محاسباتی بود. بعدش رفتم مصاحبه حضوری. سه نفر باهام مصاحبه کردن . اول گفتن خودت رو معرفی کن . بعدش چی شد که تصمیم گرفتی بیای دیجیتال مارکتینگ منم داستان علاقه مند شدنم به دیجیتال مارکتینگ رو گفتم. بعد پرسیدن که چرا فکر میکنی این دوره برات مناسبه ؟ و بعد اینکه برنامه ت برای پنج سال آینده چیه؟ چون تغییر رشته داده بودم هم پرسیدن که رشته قبلیت رو نمیخوای ادامه بدی؟ بعد درباره وقتم پرسیدن و اینکه میتونم تو دوره شرکت کنم یا نه . علاوه بر اینا ازم خواستن یک تجربه از کار تیمی و چالشی که داشتم رو براشون توضیح بدم. آخر جلسه هم ازم پرسیدن سوالی ندارم که درباره استادها پرسیدم مهم تر از همه اینه که نشون بده آدم علاقه مندیه و واقعا جدی میخواد تو این حوزه فعالیت کنه . باید نشون بده این دوره براش خیلی مهمه ویژگیهایی که براشون مهم بود: رهنما کالج فرصت فوقالعادهایه برای کسی که میخواد وارد بازار کار بشه فقط به نظرم اون یک ماه و خردهای رو کامل خالی بذاره تا بتونه تمرین کنه. حجم درسهای دوره خیلی زیاده، دوره کاملا فشردهس و هر روز ۵ ساعت باید کلاس بری برای همین باید فرصت تمرین کردن رو داشته باشی اگه بتونی این دوره رو با موفقیت بگذرونی جهش فوقالعادهای تو مسیر شغلیت اتفاق میافته