دو نشست داشتیم. اولی فنی و منابع انسانی بود و دومی جلسهی آفر بود. در مرحلهی اول سوالات فنی پرسیده شد. به دلیل اینکه مهارتها و علاقهمندیهای متنوعی داشتم و با تیمهای مختلفی میتونستم همکاری کنم دامنهی سوالات گسترده بود. یکی دو تا سوال الگوریتمی پرسیدن، چندتا سوال سیپلاسپلاس، جاوا، امنیت شبکه، طراحیشیگرا و دیتابیس. یه مقدار هم راجعبه سیستمهای توزیع شده صحبت شد. خلاصه تقریبا همهچی پرسیدن. بعدش مسئول منابع انسانی اومدن و یه گپ و گفت کوتاه ده دقیقهای هم با ایشون داشتیم. سوالات ایشون کوتاه واضح و هدفمند بود. راجعبه حساسیتها و علاقهمندیهای من پرسیدن و متقابلا از قوانین و علاقهمندیهای شرکت صحبت کردند. در مورد ترجیح دادن فضای باز یا بستهی محل کار و ترجیح دادن محیط صمیمی یا جدی هم صحبت کردیم. صمیمت و اعتماد هم توی مصاحبهی فنی هم توی مصاحبهی منابع انسانی نکتهی مثبتی بود. مثل هر مصاحبهی دیگهای خوبه مروری روی تخصصشون داشته باشند. البته سوالات مفهومی و معقول هستند و لازم نیست چیزی رو حفظ کنند. توصیهی دیگه اینکه خودشون باشن. شفافیت و صراحت تیم فنی و مسئول منابع انسانی حین مصاحبه نشون میداد که صداقت برای شرکت ارزشمنده. ویژگیهایی که براشون مهم بود: سرعت و علاقه به یادگیری – توانایی حل مساله – صمیمیت – صداقت
آخرین تجربهها
توی مرحله اول که ی نفر که بعد متوجه شدم از اعضای فنی بود( قبل از مصاحبه بهم نگفتند ) اومد و ازم سوالاتی رو پرسید، بعد از اون یه تماس تلفنی باهام داشتند و قرار شد برم شرکتشون. توی شرکتشون توی یه مصاحبه با سه نفر صحبت کردم و هر کدوم یه سری سوال ازم پرسیدند. مثلا فردی که از منابع انسانی اومده بود ازم پرسید میدونی چرا دریچه های فاضلاب رو به جای اینکه مربع بسازند، گرد می سازند !؟ منم پاسخ دادم به خاطر این هستش که دریچه رو وقتی می خوان از جاش بردارن نیافته توی لوله فاضلاب و همچنین واسه یه سطح لوله مشخص ساختن دریچه گرد مقرون به صرفه تره و ماده کمتری می بره، و بعدش هم اضافه کردم که این سوال شما خیلی قدیمیه و هر کسی یکم توی نت گشته باشه این سوالات رو بهش برخورد کرد و پاسخش رو می دونه بعد همکارش یه پوزخندی بهش زد، که همون منابع انسانی بهم گفت نه فقط همین دلیل نیست حداقل ۸-۹ تا دلیل دیگه هم داره یکم بهشون فکر کن و اونا رو بهم بگو . منم یکم فکر کردم و بهش گفتم که جواب دیگه ای به نظرم نمی رسه ولی خیلی مشتاقم که جوابش رو بدونم که گفت نه خودتون برید از توی نت پیدا کنین !!! بعد فردی که از طرف فنی اومده بود کلی سوال ازم در مورد پایتون و جنگو پرسید مثل اینکه کاربرد تابع لامبدا چیه؟ و یا ام وی سی رو توضیح بده و یا اینکه مثلا کانستراکتورها توی پایتون چطور نوشته میشند و بعد هم یه سوالی پرسیدند ازم که مثلا اگه یه تعداد خط تکست داشته باشیم و بخواهیم توی اون کل اون فایل تعداد تکرار یه کلمه رو پیدا کنیم چطور بنویسیمش توی پایتون که بعد از اینکه من راه حلم رو گفتم گفت خب این کار خیلی طول می کشه راه بهتری سراغ داری که کمی فکر کردم و یکم سوال پرسیدم که مساله رو برام شفاف ترش کرد و بعد پاسخ دادم که خب اوکی بود پیشنهادم. برخورد کسی که توی این مرحله مصاحبه فنی رو بر عهده داشت خیلی خیلی بهتر از مسئول منابع انسانی بود که به نظرم جای تعجب داشت ! بعد از این یه فرد دیگه که مدیر عامل شرکت بود ازم سوالاتی پرسید که اشتیاق و خودانگیختگی منو می سنجید. بعد از این مصاحبه باهام تماس گرفتند و گفتند که تصویر صفحه اول شناسنامه و کارت ملی رو براشون بفرستم که من سوال کردم که آیا من قبول شدم و اون گفت که هنوز نه، ولی روال کار ما به این صورت هست که هر کسی میاد مصاحبه رو قبل از مصاحبه نهایی ازش تصویر کارت ملی و شناسنامه رو می خواهیم. بعد پرسیدم خب چرا بعد از اینکه مصاحبه نهایی تکمیل شد اینارو نمی گیرید که گفت قوانین شرکت ما به این صورت هستش. منم مدارکم رو نفرستادم. بعد از اون دوباره تماس گرفتند و گفتند که مدارکتون رو نفرستادین که منم گفتم با این اوصافی که شما گفتین، (در مورد ارسال تصویر شناسنامه و کارت ملی) من تمایلی به همکاری ندارم، چون به نظرم شرکتی که همون اول کار کارجو رو فردی می دونه که باید هر کاری گفت انجام بده هیچ احترامی به کارکنانش هم نمی ذاره ! برای مصاحبه فنی خودش رو آماده کنه و کاملا مسلط روی مطالب حضور داشته باشه، اشتیاق خودش رو نشون بده. ویژگیهایی که براشون مهم بود: به علاقه مندی به یادگیری و اشتیاق برای کار و همچنین آمادگی داشتن اضافه کار توجه داشتند.
منابع انسانی شرکت از طریق لینکدین من رو پیدا کرد. من سعی کرده بودم که لینکدینام رو آپدیت و کامل نگهدارم. به من پیام دادن، رزومهام رو براشون ارسال کردم و بعد حدودا سه هفته تماس گرفتن و برای مصاحبه یه زمانی رو ست کردیم. توی زمان مصاحبه، من دانشجوی ترم ۶ مهندسی کامپیوتر بودم. تقریبا یک سال سابقهی کار رسمی جاوا و بکاند داشتم. تا قبل از اون هم روی پروژههای مختلف و توی جاهای مختلف به صورت فان کار کرده بودم. اول مصاحبه چند صفحه فرم بهم دادند و اونها رو پر کردم. بعد از چند دقیقه هم افراد مصاحبهکننده وارد اتاق مصاحبه شدند. در کل سه نفر بودند که همزمان باهم صحبت میکردیم. یک نفر مدیر پروژه، یک نفر مدیر فنی و یک نفر از منابع انسانی. منابع انسانی یک کم دیرتر اومد و قبلش سوالای فنی شروع شده بود. مصاحبهگر فنی واقعا آدم با سوادی بودش. سوالای فنی رو میشه به دو بخش تقسیم کرد. یک بخش سوالات الگوریتمی و ساختمان داده و اینجور چیزها. مثلا یک سوالی مطرح کردند که باید با الگوریتم پرایم حل میشد. یک سال پیشش الگوریتم رو پاس کرده بودم و خیلی یادم نبود. کاری که کردم این بودش که سعی کردم بلند بلند فکر کنم و هر چیزی که به ذهنم میرسید رو میگفتم. نمیدونم از قصد بودش یا نه، ولی حسم اینه که مدیر فنی سعی میکرد که یه کم اذیت کنه تا ببینه چه واکنشی نشون میدم. شایدم هدف واقعا کمک کردن بودش. بخش دیگهی سوالات مربوط به تکنولوژیهای مختلف بود. چیزهایی که کار کرده بودم رو میپرسیدن تا ببینن چقدر اوکی هستم باهاشون. مثلا elasticsearch رو نوشته بودم و چند تا سوال از اون پرسیدن. یا مثلا docker. خلاصه اینکه چیزایی که نوشته بودم رو دونه دونه میرفتن جلو و میپرسیدن. سوال دربارهی جاوا و شیگرایی و ویژگیهای جاوا ۸ و Spring و بخشهای مختلف Spring و IoC و … هم که بودش. وسط مصاحبه یه جا به کانفلیکت خوردیم با همدیگه. سوال این بودش که polymorphism رو توضیح بده و مثال بزن. من از قبل شنیده بودم که دو نوع static و dynamic داره. نوع استاتیکش میشه همون overload کردن و نوع dynamic اش میشه همون override کردن. من اینو گفتم. مدیر پروژه قبولش نداشت. بعدش من گفتم که چیزی که من میدونم و دیدم اینه. گفتش که خب چیزی که تو میدونی که مرجع نیستش. منم گفتم درسته. بعدش بحث سوییش شدش رو یه ویژگی دیگهای توی جاوا ۸ که میشه باهاش برای interfaceها یه متد رو پیادهسازی کرد. من اینو نمیدونستم. بهم گفتش. منم گفتم جالبه و تشکر کردم. بعد از مصاحبه هم سرچ کردم و یه لینک از چیزی که گفتم رو یه جوری رسوندم به دست مدیر پروژه. من که بعد از مصاحبه تقریبا هیچ امیدی نداشتم که قبول بشم. ولی گفتم اینو بفرستم، شاید نفر بعدیای که میاد واسه مصاحبه، دیگه این کانفلیکت براش پیش نیاد! بعدش صحبتهام با منابع انسانی شروع شد. سوالات روانشناسی و چیزایی که دوست دارم و برنامم واسهی بعدا و اینجور سوالا رو پرسید. منم همه چیز رو رو راست گفتم. مثلا گفتش میخوای اپلای کنی، گفتم نمیدونم واقعا. بعدش پرسید که میتونم بدونم چرا میخوای اینکارو بکنی؟ گفتم که دوست دارم بقیه جاها رو ببینم و تجربه کنم. آشنا شدن با چیزای جدید رو دوست دارم. مثلا یه سوال دیگش این بودش که رهبری کردن رو دوست داری یا نه. گفتم آره، خیلی! ولی الان توی وضعیتی نیستم که بتونم انجامش بدم. پرسید چرا؟ گفتم که یه سری چیزا رو باید یاد بگیرم. از همین تیپ سوالات پرسیده شد. آخرش هم مدیر پروژه و منابع انسانی رفتن و من مصاحبهام با مدیر فنی ادامه پیدا کرد. دربارهی کار کردن با لینوکس و محیطی که ترجیح میدی و چه زمانایی ازش استفاده میکنی، فرق چند نخی و موازیکاری، مباحث مربوط به شبکه مثل اینکه DHCP چیه، NAT چیه، با چه پروتکلهایی کار کردی و … سوال پرسیده شد. در کل بخوام اسم چند تا درس که توی دانشگاه ازشون سوال شد رو بگم، ایناس: مبانی برنامهنویسی، برنامهنویسی پیشرفته، ساختمان داده، طراحی الگوریتم، سیستمعامل و شبکه. من برای تیم بکاند که قسمت اصلیش با جاوا بودش رفته بودم. مهسان کلی تیم داره و نظری که میگم شاید دربارهی بقیهی تیمها درست نباشه، چون اطلاع زیادی ازشون ندارم. خودتون باشید و رو بازی کنید. هیچ چیزی رو خالی نبندین. اگر گیک و مشتاق باشین، احتمال قبول شدنتون توی مصاحبه بیشتر میشه. اگر بتونید و دربارهی تکنولوژیهایی که کار کردین یه ذره منظمتر و ساختار یافتهتر اطلاعات کسب کنید، خیلی خوب میشه. مثلا من با چیزای زیادی کار کرده بودم، ولی دربارشون زیاد نمیدونستم و صرفا میتونستم کارم رو باهاشون راه بندازم. من خیلی از سوالاتی که پرسیده میشد رو بلد نبودم و صرفا چیزی که به ذهنم میرسید و احتمال میدادم که درست باشه رو میگفتم. خیلی از سوالات رو هم هیچ ایدهای نسبت بهشون نداشتم و میگفتم که نمیدونم.
ابتدای مصاحبه با منابع انسانی بود. سوال های معمول پرسید که چرا از شرکت قبلی میخوای بیایی بیرون و اطلاعات شخصی و ۳ تا نیرو فراانسانی!! مصاحبه فنی ام بیشتر روی مباحث کلی بود. من چند تا از موارد اشنایی نداشتم. به نظرم برای مصاحبه فنی تنها پرسیدن سوال کافی نیست. قطعا یه نیرو با سابقه کار یک سال تمام مباحث اندروید رو بلد نیست. بهتر نیست یه پروژه داده بشه و سنجیده بشود؟؟ در کل هر دو مصاحبه کننده برخورد بسیار مودبانه داشتن. بعد از مصاحبه نتیجه را پیامک کردن. که رفتار بسیار درستی بود.
یه خانم با من مصاحبه کردند از خود واحد منابع انسانی فکر کنم کارشناس بودند، من تو سایت خود شرکت یه رزومه کامل پر کرده بودم، با وجود اینکه اونو پرینت گرفته بودند یه فرم ۳ صفحه ای که فضای کافی هم نداشت دادند که پر کنم. کلا در طی مصاحبه با تمام صحبت های من مخالفت میشد. یه سوال اکسل پرسید که بلد نبودم. یهو وسط صحبتها سوال انگلیسی پرسید که تقریبا جواب دادم. از برخورد و رفتارشون خوشم نیومد. فکر میکنن چون اون ور میز نشستند میتونن آدمو خرد کنن. در آخر هم گفت حتما برای مصاحبه دوم با شما تماس میگیرم و تستهای روانشناسی رو براتون ایمیل میکنم، ولی نه تماس گرفتند نه تستی ایمیل شد!!!!!! فردی رو میخوان که بیشترین کار رو ازش بکشن و کمترین حقوق رو بدن
من به تازگی از اصفهان به تهران نقل مکان کرده بودم و از طریق یکی از دوستان معرفی شدم به این شرکت. بعد از ظهر ساعت حدود ۶ مصاحبه ام شروع شد و ابتدا با یک آقای میانسال به نظر خیلی باتجربه در زمینه برنامه نویسی صحبت کردم.ایشون از سوالات آسون تخصصی شروع کردن و به سوالات سخت رسیدن. بعضی ها رو نمی دونستم .چون تازه تهران اومده بودم حقوق ها دستم نبود .در نهایت به من گفتن انتظار حقوقم بیشتر از دانش فنی ام هست ولی پیشنهاد حقوق پایین تر هم ندادن شاید قبول می کردم. احتمالا حدس نمی زدن.محیط کار خیلی گرم و صمیمی بود و نسبتا کوچیک. آدرسشم سرراست بود .مترو توحید پیاده شدم و پیاده رفتم تا شرکت.
بعد از ارسال پیام به یکی از مدیران این شرکت در سایت لینکدین ، در فاصله کمتر از دو روز با من تماس گرفته شد، بعد از مدت ها اولین جایی بود که یه حس مثبت و آرامش خاصی در شرکتی که برای مصاحبه رفته بودم میدیدم و به یادموندنی ترین تجربه من از این شرکت استقبال از من در مصاحبه با یک سیب قرمز که نماد سلامتی هست بود.
بعد از اینکه براشون رزومه ارسال کردم، به صورت تلفنی مصاحبه فنی انجام شد، روال مصاحبه و سوال های فنی که پرسیده میشد خیلی استاندارد بود، یعنی در ابتدا سوال های فنی به صورت کلّی پرسیده میشد بعدش وارد جزئیات میشدن. در مرحله بعد، مصاحبه حضوری انجام شد – دو نفر حضور داشتند، یک نفر فنی و یک نفر کنترل پروژه رفتار هر دو نفر بسیار خوب و محترمانه بود. در مرحله آخر هم مصاحبه با منابع انسانی انجام شد که ایشون هم بسیار مودب و خوش برخورد بودن. با اینکه هیچ شناختی ازشون نداشتم اما کاملا حس مثبتی نسبت تک تک پرسنل ( حتی نگهبان جلوی درب ) داشتم همگی خوش برخورد و مودب.
من در حال حاضر در ‘ارتباط با مشتریان’ شرکت مغز رایانه بصورت تمام وقت و به مدت ۱ تا ۳ سال مشغول به کار هستم.
مهمترین مورد قابل اشاره نبود از درک جایگاه شغلی و جاب اسکریپشن این پوزیشن بود. کاش به این درک برسند که قبل از اینکه مصاحبه کنند باید همه چیزو فیکس کنن نه اینکه واسه یه تماس ۴۵دقیقه معطل کنن آدم رو و از اون بدتر اینکه بعد ۳بار مصاحبه و گرفتن مدارک تازه برگردن بگن ببخشید نمیتونیم حقوق درخواستی شما رو پرداخت کنیم! مفتضحانهتر اینکه پیشنهاد حقوق ۳میلیونی بدن بهت و بگن بعداً اگه موندی جبران میکنیم! امیدوارم یاد بگیرید برای مصاحبه یه شخص متخصص منابع انسانی رو بفرستید که حداقل بفهمه برای ضبط کردن صدا باید اجازه بگیره! آماتور بودن رو معنی میکنند براتون😀
از نظر سطح توانمندی در مصاحبه بسیار ضعیف بودند.سوالات بی مربوط و پیش پا افتاده پرسیده شد. اصلا اصلاعات فنی درستی نداشتند و کاملا مشخص بود که نمیدونن مصاحبه با چه فرایندی باید انجام بشود.
مصاحبه فنی رو به خوبی پاس کردم البته خیلی آسون ولی برخورد یکی از مصاحبه کنندگان که از قضا خانم بودن خیلی طلبکارانه و بی ادبانه بود خلاصه مصاحبه فنی قبول شدم و برای مصاحبه منابع انسانی دعوت شدم به شرکت بعد از نیم ساعت تاخیر در روند مصاحبه اعلام کردن که شما مورد تایید هستید و الان باهاتون قرارداد میبندیم ۲۵ دقیقه رفتند بیرون از اتاق برای پرینت قرارداد ها بعد متوجه شدن باید سفته بگیرن نیم ساعت طول کشید پیک شرکت رفت سفته خرید اومد دادن من امضا کردم. ۲۰ دی شنبه بود پنج شنبه ۱۸ دی تماس گرفتن که شنبه صبح بیاید شرکت برای جلسه قبول کردم ۲ ساعت بعد تماس گرفتن قرارداد کنسله ما اصلا نیازی به DevOps نداریم خداحافظ 🙂 😐
من در واقع مصاحبه ای انجام ندادم اما قسمت کارگزینی و شاید هم منشی شرکت بعد از تایید کارفرما با بنده تماس گرفتند و قرار مصاحبه ای برای تاریخ ۶/۳۰ هماهنگ کردند که حین مکالمه تلفن رو ناگهان قطع کردند و همان لحظه ایمیلی از سایت جابینجا مبنی بر “رد” شدن من بعلت “دلایل دیگر” در این فرصت شغلی دریافت شد. به نطرم این عمل فقط می تونه نشانگر شرکت مدیریت ضعیف باشه .
کار در این شرکت برای من جذاب بود چون در زمینه جمع آوری اطلاعات فظای مجازی و تحلیل داده کار میکرد. مصاحبه دو مرحله داشت تقریبا پنج دقیقه نشستم بعد یک فرم و چایی آوردن در اتاق جلسات یک فرم پر کردم که مثل همون رزوم تکراری بود ولی خب فرمت شرکت آنها بود توی این فرم جاهای قبلی و میزان حقوق و علت ترک رو هم باید مینوشتم. حدودا نیم ساعت بعد اومدن و فرم رو گرفتن و بردن و یکی از برنامه نویسان شرکت از من مصاحبه کرد سوالهای پیچیده و فنی پرسیدن و گفتم مصاحبه مرحله دوم با مدیر فنی هست و تماس میگیرن بعد از یک هفته تماس گرفتم و قرار مصاحبه گذاشتند این دفعه با مدیر فنی صحبت کردیم آدم خیلی گرمی بود سوالهای کلی از کار های قبلیم پرسید و بعد شرکت رو معرفی کرد و در مورد حقوق صحبت کردیم همه چی خوب پیش رفت و من فکر میکردم قبول شدم اما هیچ تماسی با من گرفته نشد! سوالات فنی و ریز زیاد پرسیده میشه خیلی رزومه و کارهایی که کردی براشون اهمیت نداره ویژگیهایی که براشون مهم بود: مهم نبود بنظرم
قبل از هر چی بگم که تو آگهی زده بودن «تولید محتوا» اما برای «تحلیل محتوا» نیاز به نیرو داشتن! گفته بودن «مسلط به محتوای متنی» و «آشنا به شبکه های اجتماعی» اما نیاز به تسلط عمیق و کامل به شبکه های اجتماعی بود. محیط شرکت آروم بود و مشخص بود آدمای باسوادی هستند. برخورد بسیار خوبی داشتن. همون اول فرم استخدامی رو پر کردم و بعد یه دفترچه به من دادن که توش حدود ۱۰ صفحه سوال بود! سوال هاش هم از سیاسی بود تا ریاضی (خیلی آسون) و اطلاعات فناوری. چون اطلاعاتم زیاد بود، نزدیک ۱ ساعت طول کشید دفترچه رو کامل کنم و مسئولش هم ۲ بار سر زد بهم و گفتم هنوز دارم جواب میدم
وقتی رفتم اونجا مدیر فنی اومد به همراه یکی از برنامه نویساشون.خودشون خیلی نمیدونستن چجوری باید مصاحبه کنن در ضمن رقتار مدیر فنی خیلی مناسب نبود و بد برخورد میکرد.احساس کردم از این مدیر هایی هستش که دوست داره کارمندهاش رو تحت فشار بزاره.یسری سوال فنی پرسیدن و گفتن یه مرحله ازمایشی هم داره.ولی خب خوش مسیر بود. خیلی جای خوبی نیست فکر میکنم درگیری بین مدیر و کارمند اون جا زیاده.مگر اینکه هرچی مدیر میگه بگی چشم.البته من این جوری حس کردم.
بعد از اینکه رزومه روی توی تگرام براشون فرستادم. باهام هماهنگ کردن که سر ساعت مشخصی برم به محل شرکتشون . دقیقا همون لحظه منتظرم بودن. ۲ تا فرم پر کردم یه فرم مشخصات عمومی و یه فرم پرسشنامه که پر بود از سوال های تخصصی فضای اجتماعی و مسائل روز سیاسی و سوالات هوش و مدیریتی. مابین مصاحبه پذیرایی کردن و زمان پر کردن پرسشنامه خیلی طول کشید چون سوال ها واقعا سخت بود البته اولش بهم اطلاع داده بودن که تعداد سوالات زیاده و عذرخواهی کردن. با اینکه طوبل کشید امابه نظرم روش خوبی بود چون من زمان بندی مصاحبه بعدیم به هم خورد. سوالات زیاد باعث میشه که با کارمند دقیق اشنا بشن و بعدا مشکلی پیش نیاد. خودشون هم شرکت شون رو به طور کامل معرفی کردن و هر سوالی پرسیدم از نحوه کار جواب دادن . بعد از پر کردن پرسشنامه یه شخصی با من مصاحبه کرد که خیلی صمیمی بود و این باعث شد که من کاملا راحت باشم . اما انقدر دقیق سوال می پرسید و منظر جوابم می موند که موقع جواب دادن نگران می شدم خیلی علاقه داشتم که وارد این مدل کار بشم ولی بعد چند روز بهم پیام دادن که متاسفانه امکان همکاری ممکن نیست و تشکر کرده بودن ازم من احساس می کردم که فقط تولید محتوا میخاین ولی به مهارت خیلی بیشتری نیاز داشتن ظاهرا که من رد شدم. به نظرم شرکت خوب و کار مفیدی بود که خیلی علاقه داشتم باهاشون همکاری کنم به نرم افزاهای مختلف شبکه های اجتماعی باید آشناباشین مخصوصا توییتر. حتی ازم پرسیدن که چندتا از فعالان توییتر رو می شناسید. از لحاظ سیاسی هم باید با گروه ها آشنا باشید که متاسفانه من علاقه نداشتم به سیاست ویژگیهایی که براشون مهم بود: خودشون خیلی منظم بودن به نطم مهم باشه در این شرکت یه مطلبی هم گفتن که اسایش ذهنی کارمند که من خیلی خوشم اومد از نحوه برخوردشون با پرسنل
روند جلسه مصاحبه خوب پیش رفت. تنها چیزی که برام عجیب بود و هست اینه که به من گفتند حتی اگر نتیجه مصاحبه منفی باشه به من خبر میدن اما هیچ خبری ندادند و چند ماه بعد دوباره یک موقعیت شغلی مشابه همون چیزی که من قبلا اپلای کرده بودم باز شد. من دوباره اکسپت کردم، چون در مصاحبه قبلی مصاحبه گر ادعا کردن ATS خیلی قوی دارند و من واقعا می خواستم امتحان کنم که اینطور هست یا نه که نبود و دوباره با من تماس گرفتند. من خودم به شخصی که تماس گرفته بودن گفتم قبلا اونجا اومدم مصاحبه ایشون هم گفتن چک می کنند و به من اطلاع میدن ولی باز هم خبر ندادن. کلا فکر می کنم در مورد این پروسه خبر دادن به افرادی که به مصاحبه دعوت میشن بسیار بی توجه هستند. خیلی مصاحبه ی سختی نداشتند و در زمینه تخصصی خودم سوالی نبود که نتونم جواب بدم. اگر برای موقعیت های منابع انسانی رفتید بدونید که قرار نیست اگر ریجکت شدید به شما خبر بدن حداقل این تجربه من بود. راجع به بقیه موقعیت های شغلی نمی دونم حساسیت شون به چه صورت هست.
این شرکت بیشتر ظاهرشون قشنگه اما رفتار کارکنانشون اصلا حرفه ای نیست و حق وحقوق رو اصلا رعایت نمیکنن.ضمن اینکه آموزش های لازم رو نمیدن به نظرمن فقط برخورد مصاحبه کننده شون خوب بود ولی بخشای دیگشون این ویژگی رو نداشتن وفقط ادای شرکت های خارجی رو درمیارن
به طور کلی این شرکت ظاهرو خوب نگه میداره و شما رو استخدام می کنه و پس از یک ماه کارکردن بیرونتون میندازه و حق و حقوقتون رو نصفه میده.جالبیش اینجاست که مالیات بیمه رو از حقوق کم می کنن ولی چون یک ماه بیشتر مهمونشون نیستید بیمه به شما تعلق نمی گیره
دو نشست داشتیم. اولی فنی و منابع انسانی بود و دومی جلسهی آفر بود. در مرحلهی اول سوالات فنی پرسیده شد. به دلیل اینکه مهارتها و علاقهمندیهای متنوعی داشتم و با تیمهای مختلفی میتونستم همکاری کنم دامنهی سوالات گسترده بود. یکی دو تا سوال الگوریتمی پرسیدن، چندتا سوال سیپلاسپلاس، جاوا، امنیت شبکه، طراحیشیگرا و دیتابیس. یه مقدار هم راجعبه سیستمهای توزیع شده صحبت شد. خلاصه تقریبا همهچی پرسیدن. بعدش مسئول منابع انسانی اومدن و یه گپ و گفت کوتاه ده دقیقهای هم با ایشون داشتیم. سوالات ایشون کوتاه واضح و هدفمند بود. راجعبه حساسیتها و علاقهمندیهای من پرسیدن و متقابلا از قوانین و علاقهمندیهای شرکت صحبت کردند. در مورد ترجیح دادن فضای باز یا بستهی محل کار و ترجیح دادن محیط صمیمی یا جدی هم صحبت کردیم. صمیمت و اعتماد هم توی مصاحبهی فنی هم توی مصاحبهی منابع انسانی نکتهی مثبتی بود. مثل هر مصاحبهی دیگهای خوبه مروری روی تخصصشون داشته باشند. البته سوالات مفهومی و معقول هستند و لازم نیست چیزی رو حفظ کنند. توصیهی دیگه اینکه خودشون باشن. شفافیت و صراحت تیم فنی و مسئول منابع انسانی حین مصاحبه نشون میداد که صداقت برای شرکت ارزشمنده. ویژگیهایی که براشون مهم بود: سرعت و علاقه به یادگیری – توانایی حل مساله – صمیمیت – صداقت
توی مرحله اول که ی نفر که بعد متوجه شدم از اعضای فنی بود( قبل از مصاحبه بهم نگفتند ) اومد و ازم سوالاتی رو پرسید، بعد از اون یه تماس تلفنی باهام داشتند و قرار شد برم شرکتشون. توی شرکتشون توی یه مصاحبه با سه نفر صحبت کردم و هر کدوم یه سری سوال ازم پرسیدند. مثلا فردی که از منابع انسانی اومده بود ازم پرسید میدونی چرا دریچه های فاضلاب رو به جای اینکه مربع بسازند، گرد می سازند !؟ منم پاسخ دادم به خاطر این هستش که دریچه رو وقتی می خوان از جاش بردارن نیافته توی لوله فاضلاب و همچنین واسه یه سطح لوله مشخص ساختن دریچه گرد مقرون به صرفه تره و ماده کمتری می بره، و بعدش هم اضافه کردم که این سوال شما خیلی قدیمیه و هر کسی یکم توی نت گشته باشه این سوالات رو بهش برخورد کرد و پاسخش رو می دونه بعد همکارش یه پوزخندی بهش زد، که همون منابع انسانی بهم گفت نه فقط همین دلیل نیست حداقل ۸-۹ تا دلیل دیگه هم داره یکم بهشون فکر کن و اونا رو بهم بگو . منم یکم فکر کردم و بهش گفتم که جواب دیگه ای به نظرم نمی رسه ولی خیلی مشتاقم که جوابش رو بدونم که گفت نه خودتون برید از توی نت پیدا کنین !!! بعد فردی که از طرف فنی اومده بود کلی سوال ازم در مورد پایتون و جنگو پرسید مثل اینکه کاربرد تابع لامبدا چیه؟ و یا ام وی سی رو توضیح بده و یا اینکه مثلا کانستراکتورها توی پایتون چطور نوشته میشند و بعد هم یه سوالی پرسیدند ازم که مثلا اگه یه تعداد خط تکست داشته باشیم و بخواهیم توی اون کل اون فایل تعداد تکرار یه کلمه رو پیدا کنیم چطور بنویسیمش توی پایتون که بعد از اینکه من راه حلم رو گفتم گفت خب این کار خیلی طول می کشه راه بهتری سراغ داری که کمی فکر کردم و یکم سوال پرسیدم که مساله رو برام شفاف ترش کرد و بعد پاسخ دادم که خب اوکی بود پیشنهادم. برخورد کسی که توی این مرحله مصاحبه فنی رو بر عهده داشت خیلی خیلی بهتر از مسئول منابع انسانی بود که به نظرم جای تعجب داشت ! بعد از این یه فرد دیگه که مدیر عامل شرکت بود ازم سوالاتی پرسید که اشتیاق و خودانگیختگی منو می سنجید. بعد از این مصاحبه باهام تماس گرفتند و گفتند که تصویر صفحه اول شناسنامه و کارت ملی رو براشون بفرستم که من سوال کردم که آیا من قبول شدم و اون گفت که هنوز نه، ولی روال کار ما به این صورت هست که هر کسی میاد مصاحبه رو قبل از مصاحبه نهایی ازش تصویر کارت ملی و شناسنامه رو می خواهیم. بعد پرسیدم خب چرا بعد از اینکه مصاحبه نهایی تکمیل شد اینارو نمی گیرید که گفت قوانین شرکت ما به این صورت هستش. منم مدارکم رو نفرستادم. بعد از اون دوباره تماس گرفتند و گفتند که مدارکتون رو نفرستادین که منم گفتم با این اوصافی که شما گفتین، (در مورد ارسال تصویر شناسنامه و کارت ملی) من تمایلی به همکاری ندارم، چون به نظرم شرکتی که همون اول کار کارجو رو فردی می دونه که باید هر کاری گفت انجام بده هیچ احترامی به کارکنانش هم نمی ذاره ! برای مصاحبه فنی خودش رو آماده کنه و کاملا مسلط روی مطالب حضور داشته باشه، اشتیاق خودش رو نشون بده. ویژگیهایی که براشون مهم بود: به علاقه مندی به یادگیری و اشتیاق برای کار و همچنین آمادگی داشتن اضافه کار توجه داشتند.
منابع انسانی شرکت از طریق لینکدین من رو پیدا کرد. من سعی کرده بودم که لینکدینام رو آپدیت و کامل نگهدارم. به من پیام دادن، رزومهام رو براشون ارسال کردم و بعد حدودا سه هفته تماس گرفتن و برای مصاحبه یه زمانی رو ست کردیم. توی زمان مصاحبه، من دانشجوی ترم ۶ مهندسی کامپیوتر بودم. تقریبا یک سال سابقهی کار رسمی جاوا و بکاند داشتم. تا قبل از اون هم روی پروژههای مختلف و توی جاهای مختلف به صورت فان کار کرده بودم. اول مصاحبه چند صفحه فرم بهم دادند و اونها رو پر کردم. بعد از چند دقیقه هم افراد مصاحبهکننده وارد اتاق مصاحبه شدند. در کل سه نفر بودند که همزمان باهم صحبت میکردیم. یک نفر مدیر پروژه، یک نفر مدیر فنی و یک نفر از منابع انسانی. منابع انسانی یک کم دیرتر اومد و قبلش سوالای فنی شروع شده بود. مصاحبهگر فنی واقعا آدم با سوادی بودش. سوالای فنی رو میشه به دو بخش تقسیم کرد. یک بخش سوالات الگوریتمی و ساختمان داده و اینجور چیزها. مثلا یک سوالی مطرح کردند که باید با الگوریتم پرایم حل میشد. یک سال پیشش الگوریتم رو پاس کرده بودم و خیلی یادم نبود. کاری که کردم این بودش که سعی کردم بلند بلند فکر کنم و هر چیزی که به ذهنم میرسید رو میگفتم. نمیدونم از قصد بودش یا نه، ولی حسم اینه که مدیر فنی سعی میکرد که یه کم اذیت کنه تا ببینه چه واکنشی نشون میدم. شایدم هدف واقعا کمک کردن بودش. بخش دیگهی سوالات مربوط به تکنولوژیهای مختلف بود. چیزهایی که کار کرده بودم رو میپرسیدن تا ببینن چقدر اوکی هستم باهاشون. مثلا elasticsearch رو نوشته بودم و چند تا سوال از اون پرسیدن. یا مثلا docker. خلاصه اینکه چیزایی که نوشته بودم رو دونه دونه میرفتن جلو و میپرسیدن. سوال دربارهی جاوا و شیگرایی و ویژگیهای جاوا ۸ و Spring و بخشهای مختلف Spring و IoC و … هم که بودش. وسط مصاحبه یه جا به کانفلیکت خوردیم با همدیگه. سوال این بودش که polymorphism رو توضیح بده و مثال بزن. من از قبل شنیده بودم که دو نوع static و dynamic داره. نوع استاتیکش میشه همون overload کردن و نوع dynamic اش میشه همون override کردن. من اینو گفتم. مدیر پروژه قبولش نداشت. بعدش من گفتم که چیزی که من میدونم و دیدم اینه. گفتش که خب چیزی که تو میدونی که مرجع نیستش. منم گفتم درسته. بعدش بحث سوییش شدش رو یه ویژگی دیگهای توی جاوا ۸ که میشه باهاش برای interfaceها یه متد رو پیادهسازی کرد. من اینو نمیدونستم. بهم گفتش. منم گفتم جالبه و تشکر کردم. بعد از مصاحبه هم سرچ کردم و یه لینک از چیزی که گفتم رو یه جوری رسوندم به دست مدیر پروژه. من که بعد از مصاحبه تقریبا هیچ امیدی نداشتم که قبول بشم. ولی گفتم اینو بفرستم، شاید نفر بعدیای که میاد واسه مصاحبه، دیگه این کانفلیکت براش پیش نیاد! بعدش صحبتهام با منابع انسانی شروع شد. سوالات روانشناسی و چیزایی که دوست دارم و برنامم واسهی بعدا و اینجور سوالا رو پرسید. منم همه چیز رو رو راست گفتم. مثلا گفتش میخوای اپلای کنی، گفتم نمیدونم واقعا. بعدش پرسید که میتونم بدونم چرا میخوای اینکارو بکنی؟ گفتم که دوست دارم بقیه جاها رو ببینم و تجربه کنم. آشنا شدن با چیزای جدید رو دوست دارم. مثلا یه سوال دیگش این بودش که رهبری کردن رو دوست داری یا نه. گفتم آره، خیلی! ولی الان توی وضعیتی نیستم که بتونم انجامش بدم. پرسید چرا؟ گفتم که یه سری چیزا رو باید یاد بگیرم. از همین تیپ سوالات پرسیده شد. آخرش هم مدیر پروژه و منابع انسانی رفتن و من مصاحبهام با مدیر فنی ادامه پیدا کرد. دربارهی کار کردن با لینوکس و محیطی که ترجیح میدی و چه زمانایی ازش استفاده میکنی، فرق چند نخی و موازیکاری، مباحث مربوط به شبکه مثل اینکه DHCP چیه، NAT چیه، با چه پروتکلهایی کار کردی و … سوال پرسیده شد. در کل بخوام اسم چند تا درس که توی دانشگاه ازشون سوال شد رو بگم، ایناس: مبانی برنامهنویسی، برنامهنویسی پیشرفته، ساختمان داده، طراحی الگوریتم، سیستمعامل و شبکه. من برای تیم بکاند که قسمت اصلیش با جاوا بودش رفته بودم. مهسان کلی تیم داره و نظری که میگم شاید دربارهی بقیهی تیمها درست نباشه، چون اطلاع زیادی ازشون ندارم. خودتون باشید و رو بازی کنید. هیچ چیزی رو خالی نبندین. اگر گیک و مشتاق باشین، احتمال قبول شدنتون توی مصاحبه بیشتر میشه. اگر بتونید و دربارهی تکنولوژیهایی که کار کردین یه ذره منظمتر و ساختار یافتهتر اطلاعات کسب کنید، خیلی خوب میشه. مثلا من با چیزای زیادی کار کرده بودم، ولی دربارشون زیاد نمیدونستم و صرفا میتونستم کارم رو باهاشون راه بندازم. من خیلی از سوالاتی که پرسیده میشد رو بلد نبودم و صرفا چیزی که به ذهنم میرسید و احتمال میدادم که درست باشه رو میگفتم. خیلی از سوالات رو هم هیچ ایدهای نسبت بهشون نداشتم و میگفتم که نمیدونم.
ابتدای مصاحبه با منابع انسانی بود. سوال های معمول پرسید که چرا از شرکت قبلی میخوای بیایی بیرون و اطلاعات شخصی و ۳ تا نیرو فراانسانی!! مصاحبه فنی ام بیشتر روی مباحث کلی بود. من چند تا از موارد اشنایی نداشتم. به نظرم برای مصاحبه فنی تنها پرسیدن سوال کافی نیست. قطعا یه نیرو با سابقه کار یک سال تمام مباحث اندروید رو بلد نیست. بهتر نیست یه پروژه داده بشه و سنجیده بشود؟؟ در کل هر دو مصاحبه کننده برخورد بسیار مودبانه داشتن. بعد از مصاحبه نتیجه را پیامک کردن. که رفتار بسیار درستی بود.
یه خانم با من مصاحبه کردند از خود واحد منابع انسانی فکر کنم کارشناس بودند، من تو سایت خود شرکت یه رزومه کامل پر کرده بودم، با وجود اینکه اونو پرینت گرفته بودند یه فرم ۳ صفحه ای که فضای کافی هم نداشت دادند که پر کنم. کلا در طی مصاحبه با تمام صحبت های من مخالفت میشد. یه سوال اکسل پرسید که بلد نبودم. یهو وسط صحبتها سوال انگلیسی پرسید که تقریبا جواب دادم. از برخورد و رفتارشون خوشم نیومد. فکر میکنن چون اون ور میز نشستند میتونن آدمو خرد کنن. در آخر هم گفت حتما برای مصاحبه دوم با شما تماس میگیرم و تستهای روانشناسی رو براتون ایمیل میکنم، ولی نه تماس گرفتند نه تستی ایمیل شد!!!!!! فردی رو میخوان که بیشترین کار رو ازش بکشن و کمترین حقوق رو بدن
من به تازگی از اصفهان به تهران نقل مکان کرده بودم و از طریق یکی از دوستان معرفی شدم به این شرکت. بعد از ظهر ساعت حدود ۶ مصاحبه ام شروع شد و ابتدا با یک آقای میانسال به نظر خیلی باتجربه در زمینه برنامه نویسی صحبت کردم.ایشون از سوالات آسون تخصصی شروع کردن و به سوالات سخت رسیدن. بعضی ها رو نمی دونستم .چون تازه تهران اومده بودم حقوق ها دستم نبود .در نهایت به من گفتن انتظار حقوقم بیشتر از دانش فنی ام هست ولی پیشنهاد حقوق پایین تر هم ندادن شاید قبول می کردم. احتمالا حدس نمی زدن.محیط کار خیلی گرم و صمیمی بود و نسبتا کوچیک. آدرسشم سرراست بود .مترو توحید پیاده شدم و پیاده رفتم تا شرکت.
بعد از ارسال پیام به یکی از مدیران این شرکت در سایت لینکدین ، در فاصله کمتر از دو روز با من تماس گرفته شد، بعد از مدت ها اولین جایی بود که یه حس مثبت و آرامش خاصی در شرکتی که برای مصاحبه رفته بودم میدیدم و به یادموندنی ترین تجربه من از این شرکت استقبال از من در مصاحبه با یک سیب قرمز که نماد سلامتی هست بود.
بعد از اینکه براشون رزومه ارسال کردم، به صورت تلفنی مصاحبه فنی انجام شد، روال مصاحبه و سوال های فنی که پرسیده میشد خیلی استاندارد بود، یعنی در ابتدا سوال های فنی به صورت کلّی پرسیده میشد بعدش وارد جزئیات میشدن. در مرحله بعد، مصاحبه حضوری انجام شد – دو نفر حضور داشتند، یک نفر فنی و یک نفر کنترل پروژه رفتار هر دو نفر بسیار خوب و محترمانه بود. در مرحله آخر هم مصاحبه با منابع انسانی انجام شد که ایشون هم بسیار مودب و خوش برخورد بودن. با اینکه هیچ شناختی ازشون نداشتم اما کاملا حس مثبتی نسبت تک تک پرسنل ( حتی نگهبان جلوی درب ) داشتم همگی خوش برخورد و مودب.
من در حال حاضر در ‘ارتباط با مشتریان’ شرکت مغز رایانه بصورت تمام وقت و به مدت ۱ تا ۳ سال مشغول به کار هستم.
مهمترین مورد قابل اشاره نبود از درک جایگاه شغلی و جاب اسکریپشن این پوزیشن بود. کاش به این درک برسند که قبل از اینکه مصاحبه کنند باید همه چیزو فیکس کنن نه اینکه واسه یه تماس ۴۵دقیقه معطل کنن آدم رو و از اون بدتر اینکه بعد ۳بار مصاحبه و گرفتن مدارک تازه برگردن بگن ببخشید نمیتونیم حقوق درخواستی شما رو پرداخت کنیم! مفتضحانهتر اینکه پیشنهاد حقوق ۳میلیونی بدن بهت و بگن بعداً اگه موندی جبران میکنیم! امیدوارم یاد بگیرید برای مصاحبه یه شخص متخصص منابع انسانی رو بفرستید که حداقل بفهمه برای ضبط کردن صدا باید اجازه بگیره! آماتور بودن رو معنی میکنند براتون😀
از نظر سطح توانمندی در مصاحبه بسیار ضعیف بودند.سوالات بی مربوط و پیش پا افتاده پرسیده شد. اصلا اصلاعات فنی درستی نداشتند و کاملا مشخص بود که نمیدونن مصاحبه با چه فرایندی باید انجام بشود.
مصاحبه فنی رو به خوبی پاس کردم البته خیلی آسون ولی برخورد یکی از مصاحبه کنندگان که از قضا خانم بودن خیلی طلبکارانه و بی ادبانه بود خلاصه مصاحبه فنی قبول شدم و برای مصاحبه منابع انسانی دعوت شدم به شرکت بعد از نیم ساعت تاخیر در روند مصاحبه اعلام کردن که شما مورد تایید هستید و الان باهاتون قرارداد میبندیم ۲۵ دقیقه رفتند بیرون از اتاق برای پرینت قرارداد ها بعد متوجه شدن باید سفته بگیرن نیم ساعت طول کشید پیک شرکت رفت سفته خرید اومد دادن من امضا کردم. ۲۰ دی شنبه بود پنج شنبه ۱۸ دی تماس گرفتن که شنبه صبح بیاید شرکت برای جلسه قبول کردم ۲ ساعت بعد تماس گرفتن قرارداد کنسله ما اصلا نیازی به DevOps نداریم خداحافظ 🙂 😐
من در واقع مصاحبه ای انجام ندادم اما قسمت کارگزینی و شاید هم منشی شرکت بعد از تایید کارفرما با بنده تماس گرفتند و قرار مصاحبه ای برای تاریخ ۶/۳۰ هماهنگ کردند که حین مکالمه تلفن رو ناگهان قطع کردند و همان لحظه ایمیلی از سایت جابینجا مبنی بر “رد” شدن من بعلت “دلایل دیگر” در این فرصت شغلی دریافت شد. به نطرم این عمل فقط می تونه نشانگر شرکت مدیریت ضعیف باشه .
کار در این شرکت برای من جذاب بود چون در زمینه جمع آوری اطلاعات فظای مجازی و تحلیل داده کار میکرد. مصاحبه دو مرحله داشت تقریبا پنج دقیقه نشستم بعد یک فرم و چایی آوردن در اتاق جلسات یک فرم پر کردم که مثل همون رزوم تکراری بود ولی خب فرمت شرکت آنها بود توی این فرم جاهای قبلی و میزان حقوق و علت ترک رو هم باید مینوشتم. حدودا نیم ساعت بعد اومدن و فرم رو گرفتن و بردن و یکی از برنامه نویسان شرکت از من مصاحبه کرد سوالهای پیچیده و فنی پرسیدن و گفتم مصاحبه مرحله دوم با مدیر فنی هست و تماس میگیرن بعد از یک هفته تماس گرفتم و قرار مصاحبه گذاشتند این دفعه با مدیر فنی صحبت کردیم آدم خیلی گرمی بود سوالهای کلی از کار های قبلیم پرسید و بعد شرکت رو معرفی کرد و در مورد حقوق صحبت کردیم همه چی خوب پیش رفت و من فکر میکردم قبول شدم اما هیچ تماسی با من گرفته نشد! سوالات فنی و ریز زیاد پرسیده میشه خیلی رزومه و کارهایی که کردی براشون اهمیت نداره ویژگیهایی که براشون مهم بود: مهم نبود بنظرم
قبل از هر چی بگم که تو آگهی زده بودن «تولید محتوا» اما برای «تحلیل محتوا» نیاز به نیرو داشتن! گفته بودن «مسلط به محتوای متنی» و «آشنا به شبکه های اجتماعی» اما نیاز به تسلط عمیق و کامل به شبکه های اجتماعی بود. محیط شرکت آروم بود و مشخص بود آدمای باسوادی هستند. برخورد بسیار خوبی داشتن. همون اول فرم استخدامی رو پر کردم و بعد یه دفترچه به من دادن که توش حدود ۱۰ صفحه سوال بود! سوال هاش هم از سیاسی بود تا ریاضی (خیلی آسون) و اطلاعات فناوری. چون اطلاعاتم زیاد بود، نزدیک ۱ ساعت طول کشید دفترچه رو کامل کنم و مسئولش هم ۲ بار سر زد بهم و گفتم هنوز دارم جواب میدم
وقتی رفتم اونجا مدیر فنی اومد به همراه یکی از برنامه نویساشون.خودشون خیلی نمیدونستن چجوری باید مصاحبه کنن در ضمن رقتار مدیر فنی خیلی مناسب نبود و بد برخورد میکرد.احساس کردم از این مدیر هایی هستش که دوست داره کارمندهاش رو تحت فشار بزاره.یسری سوال فنی پرسیدن و گفتن یه مرحله ازمایشی هم داره.ولی خب خوش مسیر بود. خیلی جای خوبی نیست فکر میکنم درگیری بین مدیر و کارمند اون جا زیاده.مگر اینکه هرچی مدیر میگه بگی چشم.البته من این جوری حس کردم.
بعد از اینکه رزومه روی توی تگرام براشون فرستادم. باهام هماهنگ کردن که سر ساعت مشخصی برم به محل شرکتشون . دقیقا همون لحظه منتظرم بودن. ۲ تا فرم پر کردم یه فرم مشخصات عمومی و یه فرم پرسشنامه که پر بود از سوال های تخصصی فضای اجتماعی و مسائل روز سیاسی و سوالات هوش و مدیریتی. مابین مصاحبه پذیرایی کردن و زمان پر کردن پرسشنامه خیلی طول کشید چون سوال ها واقعا سخت بود البته اولش بهم اطلاع داده بودن که تعداد سوالات زیاده و عذرخواهی کردن. با اینکه طوبل کشید امابه نظرم روش خوبی بود چون من زمان بندی مصاحبه بعدیم به هم خورد. سوالات زیاد باعث میشه که با کارمند دقیق اشنا بشن و بعدا مشکلی پیش نیاد. خودشون هم شرکت شون رو به طور کامل معرفی کردن و هر سوالی پرسیدم از نحوه کار جواب دادن . بعد از پر کردن پرسشنامه یه شخصی با من مصاحبه کرد که خیلی صمیمی بود و این باعث شد که من کاملا راحت باشم . اما انقدر دقیق سوال می پرسید و منظر جوابم می موند که موقع جواب دادن نگران می شدم خیلی علاقه داشتم که وارد این مدل کار بشم ولی بعد چند روز بهم پیام دادن که متاسفانه امکان همکاری ممکن نیست و تشکر کرده بودن ازم من احساس می کردم که فقط تولید محتوا میخاین ولی به مهارت خیلی بیشتری نیاز داشتن ظاهرا که من رد شدم. به نظرم شرکت خوب و کار مفیدی بود که خیلی علاقه داشتم باهاشون همکاری کنم به نرم افزاهای مختلف شبکه های اجتماعی باید آشناباشین مخصوصا توییتر. حتی ازم پرسیدن که چندتا از فعالان توییتر رو می شناسید. از لحاظ سیاسی هم باید با گروه ها آشنا باشید که متاسفانه من علاقه نداشتم به سیاست ویژگیهایی که براشون مهم بود: خودشون خیلی منظم بودن به نطم مهم باشه در این شرکت یه مطلبی هم گفتن که اسایش ذهنی کارمند که من خیلی خوشم اومد از نحوه برخوردشون با پرسنل
روند جلسه مصاحبه خوب پیش رفت. تنها چیزی که برام عجیب بود و هست اینه که به من گفتند حتی اگر نتیجه مصاحبه منفی باشه به من خبر میدن اما هیچ خبری ندادند و چند ماه بعد دوباره یک موقعیت شغلی مشابه همون چیزی که من قبلا اپلای کرده بودم باز شد. من دوباره اکسپت کردم، چون در مصاحبه قبلی مصاحبه گر ادعا کردن ATS خیلی قوی دارند و من واقعا می خواستم امتحان کنم که اینطور هست یا نه که نبود و دوباره با من تماس گرفتند. من خودم به شخصی که تماس گرفته بودن گفتم قبلا اونجا اومدم مصاحبه ایشون هم گفتن چک می کنند و به من اطلاع میدن ولی باز هم خبر ندادن. کلا فکر می کنم در مورد این پروسه خبر دادن به افرادی که به مصاحبه دعوت میشن بسیار بی توجه هستند. خیلی مصاحبه ی سختی نداشتند و در زمینه تخصصی خودم سوالی نبود که نتونم جواب بدم. اگر برای موقعیت های منابع انسانی رفتید بدونید که قرار نیست اگر ریجکت شدید به شما خبر بدن حداقل این تجربه من بود. راجع به بقیه موقعیت های شغلی نمی دونم حساسیت شون به چه صورت هست.
این شرکت بیشتر ظاهرشون قشنگه اما رفتار کارکنانشون اصلا حرفه ای نیست و حق وحقوق رو اصلا رعایت نمیکنن.ضمن اینکه آموزش های لازم رو نمیدن به نظرمن فقط برخورد مصاحبه کننده شون خوب بود ولی بخشای دیگشون این ویژگی رو نداشتن وفقط ادای شرکت های خارجی رو درمیارن
به طور کلی این شرکت ظاهرو خوب نگه میداره و شما رو استخدام می کنه و پس از یک ماه کارکردن بیرونتون میندازه و حق و حقوقتون رو نصفه میده.جالبیش اینجاست که مالیات بیمه رو از حقوق کم می کنن ولی چون یک ماه بیشتر مهمونشون نیستید بیمه به شما تعلق نمی گیره