سلام. آبان سال گذشته به دیجی کالا مراجعه کردم مصاحبهی حضوری بود و بعد منو فرستادند شهرک دانش برای تحویل سفته و تمام مدارک که خواسته بودند. روز اول آموزشی بود و یکی از پرسنل دیجی کالا بما آموزش میدادن از ساعت 7 تا 5 عصر اونجا آموزش بود و حتی یه استکان چای بما ندادند. کار وحشتناک سخت بود و اون فیلمی که روز اول مراجعه ام بما نشون دادن و فریب خوردیم مطابقت نداشت.من فردای اون روز رفتم و استعفا دادم
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای میاره تجربهای منفی از پیک دارم که میخواهم با زبان صادقانه و با توصیف واقعیت بازگو شود. کار با پشتیبانی این شرکت، به شدت ناامیدکننده بود و احساس میکردم تمام فشارها و خستگیها روی من میماند. پاسخگویی پشتیبانی در حد انتظار نبود و به نظر میرسید که از حقوق و وظایف ما بیاطلاعاند یا به آن اهمیتی نمیدهند. هر چه تلاش میکردم و چه مقدار هم که فشار میگذاشتم، نتیجه فقط به سمت پشتیبانی و وضعیت کار آنها ختم میشد و من احساس میکردم که بخشی از تیمشان نیستم، بلکه تنها ابزار کار برای آنها هستم. واقعا تصور میکردم که پشتیبانی کل تقصیرها و خستگیهای کار را به گردن میکشد و هزینهی این وضعیت را من و همکارانم میپردازیم. بالاخره، با این سطح از پاسخگویی، انگیزه و انرژی برای ادامه کار کاهش پیدا کرد و از محیط کاری رضایت نداشتم.
در این شرکت به عنوان توسعهدهنده نرمافزار فعالیت داشتم و مسئول طراحی، توسعه و بهینهسازی سیستمهای تحت وب بودم. یکی از نکات مثبت تجربه من، جو همدلی و هماهنگی فوقالعادهای بود که در تیم وجود داشت؛ اعضا بهقدری با هم همراه بودند که در پروژههای پیچیده نیز همکاری و هماهنگی بینقصی از خود نشان میدادند. از حضور مدیرانی کارآمد و منصف که آشنا به مسائل فنی محیطی بودند هم بهره میبردیم و فضای حرفهای و حمایتی قابلتوجهی ایجاد شده بود. اما متأسفانه به دلیل جابجایی محل سکونت، ناچار شدم محل کار را تغییر بدهم.
تجربه من برای مصاحبه با این شرکت زغال سنگی. به عنوان برنامه نویس ارشد دات نت رفتم مصاحبه 3 تا کاغذ آچار با خودکار آبی و قرمز بهم دادن که 45 تا سوال حل کنم و کد توی کاغذ بنویسم!!!!!!! مصاحبه. HR. که 240 تا سوال بهم دادن تا پر کنم!! بعد از یه ماه sms. زیر بهم دادن: جناب آقای ------ گرامی باسلام احتراما ؛ به استخضار می رساند ، جنابعالی با موفقیت آزمون فنی و مصاحبه HR را پشت سر گذاشتید . قرایند استخدام شما ، درمرحله مجوز استخدام - مدیریت عامل می باشد . از شکیبایی شما سپاسگزاریم معاونت نیروی انسانی وتامین زنجیره الان 8 ماه گذشته و هیج خبری نشده. خداوکیلی مريضین یا .... دارین که آدمارو آلاف میکنین
این شرکت اصلا تکلیفش با خودش معلوم نیست فقط جو میده که میخواد نیرو بگیره. آخه کثافتا واسه چی رزومه میگیری و یه مصاحبه .... که کاملا مشخصه هدفت نگرفتن نیرو هست!!!!! رزومه ندین به این شرکت آش....
آقا یا خانم داتین شما مریضی که مدام توی لینکدین پست استخدام میذاری و توی جلسات مصاحبه این دلقک بازی مدیراتون دارن!!! بابا خجالت بکشین حال بهم زنگ هستین دقیقا مشخص شد هست که چرا هکرا داتبن هدف گرفتن چون یه مشت مدیر بیسواد الدنگ و ... اونجا نشستن دوستان اصلا برای این شرکت افتضاح و معلوم الحال رزومه ندین که شخصیت خودتون پایین میارین
شرکت علی بابا شهره شهر هست به خاطر تعدیل نیروهاش. همین 2 ماه پیش با افتخار 45 درصد نیروهاش تعدیل کرده! باید گل بگیرن در همچین شرکتی رو. جالب که مدیراشون اتفاقی براشون نمیافته
در حال حاضر من به عنوان کسی که سابقهای در شرکت دارم، تجربه متفاوتی را از مسیر یکی از مدیران طی کردهام. مدیر عامل فعلی که سابقهای از روابط عمومی و مخبر بودن دارد، روزگاری به عنوان منشی آغاز کرده بود و بعدها به این جایگاه رسید. او حالا مدیریت شرکت را بر عهده گرفته و حتی صاحب یک آرایشگاه هم شده است. رزومهاش را که میبینم، متوجه میشوم که هنوز چندان تجربه یا تخصص مشخصی ندارد. با این حال برخی از همکاران از ایدهها و نگاههایش ابراز علاقه میکنند، هرچند اکثر اوقات فکر میکنم ایدههایش تکراری است و جای بهبود دارد. بحث به کارگیری هوش مصنوعی هم در حال افزایش است و به نظر میرسد بعضی وظایف ساده اما مهم را میتواند برای افراد بیدردسرتر کند؛ اما به خاطر خودمان باید به دنبال کار و توسعه فردی باشیم و به جای وابستگی به چنین روندهایی، روی پیشرفت شخصیمان تمرکز کنیم.
شرکت فرینه فناور تجربهای از حضورم در مصاحبه را به اشتراک میگذارم که همچنان روی ذهنم مانده است. اولین ملاقات من برای موقعیت Backend Developer در ساعت ۸:۳۰ برگزار شد و فهمیدم هیچکس برای مصاحبهام حاضر نیست؛ تا ساعت ۸:۵۰ هم منتظر ماندم اما نهایتا از اتاق جلسات بیرون برده شدم. پس از یک هفته از سوی شرکت اعلام شد که باید یک مصاحبه عملی انجام بدهم و هیچ توضیحی داده نشد؛ گفتند هر چیزی که بلدم پیادهسازی کنم و در همان روز، وقت من را بیفایده تلف کردم. وقتی نتیجهای نگرفتم، با تیم منابع انسانی تماس گرفتم و با مردی به نام نگین راز صحبت کردم. رفتار ظاهرا بیقصد و غیرفعال و با جوابی مبهم همراه بود. دوباره برای مصاحبه سوم خبر دادند اما در راه رسیدن به ساختمان گفتند مصاحبه کنسل شده و قرار شد دوباره در اوایل هفته بعد هماهنگ شود؛ اما باز خبری نشد. دو هفته دیگر هم گذشته بود و من تماس گرفتم تا پیگیری کنم و سرانجام ایمیلی با این اخبار دریافت کردم. در نهایت، حس ناامیدی از بیمسئولیتی برخی اعضای شرکت را تجربه کردم. هر چند خدا را شکر میکنم که مسیرم را روشنتر دیدم، اما این تجربه مرا از نظر حرفهای و انسانی به تفکر و دقت بیشتری واداشت.
برای من بدترین لحظههای کار زمانی بود که با دروغ و فرصتطلبی عمرم را تلف میکنند. به نظر من به جای تنها انتشار نظرات مثبت، بهتر است از سابقههایی مثل شکایات و چکهای مدیرعامل مطلع شوید تا خودتان به واقعیت پی ببرید.
هرگز به داتین نروید هرگز، یعنی فاجعه ترین جایی که مصاحبه شدم یعنی فقط دلم می خواست بدونم این بی سواد ها که از مهدکودک فارغالتحصیل شدن دقیقا مبنای استخدام شون چی بوده تو این شرکت چی میگذره خدا میدونه ولی علت فجایع بزرگی که اول برای مردم بعدم برای سپه و پاسارگاد اتفاق افتاد تو اولین مصاحبه محرزه داتین تو مهدکودکی بیش نیستی واقعا جای تاسف داره
خیلی شرکت بدی هست بابت باکس پول کم کردن گفتن عکس بفرست فرستادم ولی پول کم کردن من کلا حذف کردم دوستان نرم افزار رو پاک کنید تا تعداد سفیر این شرکت کم بشه تا کلا جمع کنن اینا دزد هستن پول الکی و بدون اطلاع رسانی قبلی کم میکنن و دیگه هم برگشت نمیزنن مسیرها خیلی طولانی و کرایه ها نصبت به مسیر خیلی خیلی پایین تر هست کلا یه شرکت خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی کوچیک و کم اهمیتی هست
یکی از تجربههای من این بود که با وجود وعدههای صریح شرکت، در عمل به آنها پایبند نبودند و پس از چند مرحله مصاحبه بینتیجه کار را رها کردند؛ بهویژه از صرف وقت مخاطب استقبال نمیشد و ارزش وقتگذاشتن را برایم پایین آمد.
اردیبهشت ۹۴ قرارداد ۳ ماهه بام بستن با حقوق یک میلیون و دویست هزار تومان. گفته بودم که بکندکار هستم اما دیدم یه فایل فتوشاپی میدن و کل فرانت و بک سایت رو باید خودت بزنی و به هر کس یه پروژه کامل مجزا میدن و اصلا تیم ورکی در میان نیست، یه روز از کوره در رفتم و با مشت کوبیدم رو میز برنامه نویس ارشدی که ریش پرفسوری داشت و فریاد زدم این چه وضعیه ، قرارداد سه ماهه من تمدید نشد و اومدم بیرون فریلنسر شدم و خیلی هم راضی ام.
فشار کاری افتضاح در حد این که در هر شیفت ۹:۳۰ کار مداوم فقط یه رب تایم ناهار و ۱۵ دقیقه استراحت دارید بعد از دوسال فعالیت نه پیشرفت شغلی در کار بود و نه احترامی دریافت مرخصی با هزار منت و اطلاع رسانی از هفته قبل در حد یکی دو روز امکان پذیر بود. حقوق و مزایا پایین، آسیب دیدن روح و جسم بالا
فضای شرکت خیلی دوستانه و مثبت بهنظر میرسید؛ همه افراد بخش منابع انسانی و مدیر مربوطه و حتی نگهبانان با برخوردی دوستانه و خوب از من استقبال کردند. سوالاتی که مطرح شد کاملا مرتبط و مناسب بود و تسلطم نسبت به مباحث هم تا حد زیادی خوبی بود. نکته مثبت این بود که با وجود تأخیر من در رسیدن به مصاحبه، روند مصاحبه همچنان برگزار شد و برخورد تیم نمونهگشایی عالی بود و همکاری خوبی داشتند تا من بتوانم مصاحبه را انجام بدهم.
شرکت حلوای عقاب به من فرصت بانظیری برای ملاقات با تیم منابع انسانی داد و از همان لحظه اول محیطی منظم و حرفهای را به نمایش گذاشت. کارشناس طراحی بودن من با وجود فاصلهی کم تا شرکت، تمام تکالیف روز مصاحبه را بهطور دقیق دنبال کردند و حتی نگهبانی هم از وجود مصاحبه مطلع بود که این، نشانهی نظم بالای شرکت بود. با گرمابانی و احترام کامل، مرا به بخش منابع انسانی معرفی کردند و با تیمی حرفهای روبهرو شدم. پذیرایی دوستانه و برخوردی مهربانانه داشتند، هرچند انتظار آنها از سطح تخصصی بیش از سطح من بود و شباهتی به تواناییهای من نشان نمیداد. در نهایت سه روز طول کشید تا بهطور قطع مطلع شدم که پذیرفته نشدهام؛ پیام آنها محترمانه بود و احترام را همچنان حفظ میکرد. در پایان، بهعنوان حسن ختام، تیم منابع انسانی شرکت حلوای عقاب چنین آرزویی را بر زبان آوردند که برای من در آیندهای مناسب و در صورت شایستگی، دوباره در خدمتشان باشم. ایام بهکام.
در ابتدای کار با تأسف از نپیوستن به تیم، اما تجربهام نشان داد که فضای سازمانی منظم و با برخوردی محترمانه بود. پذیرایی اندکی انجام شد و برای مسیر طیشده تا مصاحبه، از من دلجویی کردند که این رفتار به نظر من منعکسکننده شخصیت کلی شرکت بود. روند فنی مصاحبه به شکل منظم و حسابشده پیش رفت. نتیجه را حدود سه روز پس از مصاحبه اعلام کردند و این نیز نمادی از نظم و ساختار حرفهای سازمان بود. در کل تجربهام مثبت بود.
مدت کوتاهی با تیمی منظم و محترم آشنا شدم که استقبال گرمی داشتند و پس از پرکردن فرمهای معمول سازمانی، به مصاحبه فنی رفتم. دو نفر داور مصاحبه بودند و نحوه، نوع و ترتیب سوالها به وضوح نشان میداد که تیمی حرفهای هستند. پس ادامه دادم و با واحد منابع انسانی مصاحبه کردم؛ رفتارشون خیلی محترمانه بود. نتیجه مصاحبه برای من مثبت نبود و حدود چهار روز بعد از مصاحبه، خبر قبولی را دریافت نکردم. با این وجود میتوانم بگویم تجربهای ارزشمند بود.
در تجربهای که از شرکت گروه مهبانگ دارم، بیشترین رضایت را از فضای کاری و نحوهی مدیریت احساس کردم. جو دوستانه و همدلی بین همکاران برایم بسیار ارزشمند بود. پرداخت حقوق بهموقع و بدون کاهش حقوق، از نکات مثبتی بودند که دنبالشان میکردم. مدیران جوان و خلاق انگیزهی یادگیری و رشد را در کارم تقویت میکردند و فرصتهای تازهای برای توسعهی مهارتها در اختیارم میگذاشتند. وقتی بحران یا چالشی پیش میآمد، با استفاده از تبادل نظر جمعی و نظرات تیم به حل موضوع میرسیدیم. پس از آنکه بحران جدی تری به وجود آمد، به خوبی از پس مدیریت وضعیت برآمدند و روند بهبود را به جلو بردند. در نهایت، هیچ کاهش حقوقی برای من یا همکاران اعمال نشد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.