کار هیچ خوبی نداره و فقط باید راه برید و چندین ساعت و بار جا به جا کنید نفرات بالا سری شما با رفیقا و آشنا های خودشون اوکی هستن و کار آسون رو میدن به اونا و کسی که تازه میاد رو در کل روز فقط میفرستن پی حمالی و براشون ام مهم نیست کار سنگین کردی و فقط کار های منفی تو رو میبینن در کل برای ۱ .۲ ماه که حقوق بگیری و لنگ نمونی بد نیست حقوق ۱۳ ۱۴
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای من تجربهکاری در این شرکت نسبتا خوب آغاز شد و در کل میتونم بگم جای بحث بالایی از انتظار رو برآورده نمیکنه. شاید از نظر حقوق و مزایا یا امکانات خاصی که برای راحتی کار در نظر بگیرن، نباید خیلی انتظار داشت؛ همچنین ابزارها و تجهیزات پیشرفتهای که به کارم آدم راحتتر بشه رو هم زیاد نمیشه انتظار داشت. برخورد با همکاران هم یک سبک خاصی داره؛ معمولا با همدیگه صمیمی نمیشن، به نام کوچیک صدا نمیزنن، از واژه آقا یا خانم همراه با فامیلی استفاده میکنن، و از بهکارگیری فعل مفرد هم پرهیز میکنن. این قوانین بعضی وقتها برای نیروها ممکنه آزاردهنده و خیلی خشک و سختگیرانه به نظر بیاد؛ مخصوصا وقتی از نظر محیطی و انعطافپذیری کمبود وجود داشته باشه. در ادامه با اینکه کارم رو بلد بودم و یادگیری جدیدی هم انجام میدادم، حس میکردم که دیگه توی مجموعه فرصت رشد و ارتقاء وجود نداره و به نوعی کنار گذاشته میشم. به طور کلی، اگر سابقه کار زیادی ندارید و در حال یادگیری هستید، میشه گفت شرکت نسبتا خوبیه.
در کل روند کار با این شرکت خوب بود. مشاورها به من کمک زیادی کردند و خیلی پیگیر بودن. فقط بعضی وقتها پیش میومد که نیاز داشتم اطلاعات بیشتری در مورد نحوه کار و مراحل داشتم. ولی در نهایت همهچیز روشن و واضح شد.
ترجمیک محلی مناسب برای کار نیست، اما چالشهای خاصی هم در آن وجود دارد. فشار کاری گاهی زیاد است و انتظارهای مدیران میتواند استرسزا باشد. برخی پروژهها تکراریاند و فرصتهای خلاقانه کمی فراهم میشود. تسویهها معمولا به موقع انجام میشوند، اما مقدارشان چندان بالا نیست. همچنین ارتباط بین بخشها گاهی ضعیف است که ممکن است سردرگمی ایجاد کند. به طور کلی محیط کار خوب است، هرچند هنوز جای پیشرفت در برخی زمینهها حس میشود.
در یکی از شرکتهای پیشرو در عرصه نفت، گاز و پتروشیمی کار میکردم و تجربهام از حضور در EIED برای من جزء بهترین بخشهای زندگی حرفهایام بوده است. با این حال، نبود پروژههای جدید موجب جابهجایی برخی از مهندسان و همکاران شد و این نکته باعث ناپایداری میشد. نسبت به تعادل بین کار و زندگی اهمیت میدادم و به ارزشهای سازمانی توجه میکردم. مدیرعامل شرکت رفتاری خوب داشت و این ارتباط باعث شد تا به آیندهای روشن با امید نگاه کنم.
کسی میدونه حقوق کارشناس لایه ۲ در آسیاتک چقدره؟۱۷تا شیفت ۱۲ ساعتست مثل این که و این که صحبتی تا به حال در مورد حقوق انجام نشده با من اگر کسی میدونه ممنون میشم بگه
من یه سال در افق کوروش بودم حدود ۶ماه پیش شدم سرپرست که ای کاش نمی شدم حکم من و هرو روز به بهانه ای به تعویق میت اختن تو کار اسمم سرپرست موقع حقوق و مزایا جانشین خلاصه آخر سرهم به خاطر کسری انبار گردانی اخراحم کردم هر وی قسم بخور که نمی دونن چی شده کمک کنید بفهمم می گفتن یا خودت بردی یا پرستات خیانت در امانت کردی ومن به دنبال این هستم که من دزد نیستم و دنبالش را خواهم گرفت به دلیل نداشتن نیرو ساعتهای کار زیاد می موندم عدم تعادل در زندگیم از همه چیم می گذشتم آخر سر هم زدم کردن و نتیجه زحماتمو گذاشتن کف دستم و جلوی عیدی و خقوقمو بستن و شب عیدی هم بیکارم کردن مسپل منطقه و مدیر منابع انسانی هر توهینی که لایق خودشون بود به من کردند کار در افق کوروش یعنی بردگی یعنی استرس یعنی عذاب
تیم مشاورینشون خوب بود و خیلی زود پاسخ میدادن، اما بعضی مراحل میشد که خیلی واضحتر توضیح داده بشه. مثلا وقتی مدارک مختلف رو باید آماده میکردم، بعضی وقتها گیج میشدم. با این حال، در نهایت موفق شدم و از پیگیریهاشون راضی بودم.
یکی از شگردهای مدیر آر اندی این بود که به محض دریافت ایمیل استعفا یهویی باهات خوب میشد و پس از چند برخورد گرم باهات جلسه میذاشت و سعی میکرد با تعریف بحث های جنسی و شوخی های آلوده به الفاظ رکیک، فش دادن به آخوندها و ... فضا را صمیمی کند و تهش دلت را خالی کند. تا با در معذوریت قرار دادن ایشان، اطمینان حاصل کند که فرد مستعفی در مصاحبه خروج از شرکت فیدبک منفی به مدیریت ارشد و یا HR ارائه نمی کند. یادم هست با من هم چنین جلسه ای ترتیب داد و وقتی با ری اکشن سرد من مواجه شد سریع بحث رو عوض کرد و شروع کرد به سوال پرسیدن که چرا از مملکت داری می ری و ... چیزی یک لحظه در آن جلسه شخصیت ریاکار و هزار چهره ایشان را برام ترسیم می کرد رفتار واغظ گونه این آقا بود که جملاتش این مضمون رو داشت که تو اشتباه می کنی و باید بمونی به مملکتت خدمت کنی. اون روزها پیامک ها و پیام های جنسیتی و درخواست ملاقات خارج شرکت این آقا با منشی اسبق خودش لو رفته بود و این پیام دست به دست برخی از نیروهای سخت افزار و نرم افزار داشت می چرخید. این که این آدم هرزه خودش را در اون سطحی میدید مرا نصحیت کند چیزی بود که بشدت اذیتم می کرد. اگرچه هنوز هم که هنوزه این پیام ها و پیامک ها رو تو گروه تلگرامی که اون موقع با بعضی از بچه ها ایجاد کرده بودیم دارم چندین بار خواستم هرزه گیش را به رویش بیارم و بگویم که امثال شماهایید گند میزنید به مملکت ولی رعایت اخلاق باعث می شد که بی خیال شوم. این بشر طوری از خدمت به مملکت صحبت می کرد که خودش از سر خصومت های شخصی و کینه توزانه باعث و بانی اخراج و استعفای بسیاری از نیروهای متخصص می شد که جزئیات ش رو بقیه نوشتند. بعضی وقت ها یهویی به خودش چند روز مرخصی میداد و کلا غیب می شد یا چند روز مانده به عید کرونا می گرفت و شرکت نمیومد. هر چند که نبودش در مجموعه هم خیلی تاثیری نداشت. حالا بماند در مدتی که در این مجموعه مشغول بودم چندین بار برای دریافت یه وام ناچیز به این بشر رجوع کرده بودم و هردفعه به بهانه های مختلف منو پیچونده بود و حتی یک قدم مثبت برای ایجاد انگیزه در اون روزهای سخت زندگیم برنداشت. در حالی که برای نفرات خودش مثل رئیس ای سی یو وام های آنچنانی میگرفت. با همه این تفاسیر اون موقع که من استعفا دادم فکر نمی کردم کروز چنین فرد مریض و بی اخلاق و ناآشنا با مدیریت را تا الان نگه دارد. بعضی از نظرات رو هم میخوندم متوجه شدم که هنوز کثافت کاری های این آقا ادامه دارد و ظاهرا تغییری در مدیریت مجموعه ایجاد نشده است. اینکه دوستان در اینجا نظراتشان را می نویسند خیلی خوب است ولی وقتی می بینن مدیریت ارشد تصمیمی برای برکناری آن ندارد، میتوانین این فیدبک ها و مسائل اخلاقی را با رسانه ای کردن، درج کامنت در صفحات پربازدید مدیاهای مختلف، ارسال ایمیل به ارگان هایی که برای بازدید می آیند (مثل نمایندگان مجلس، معاونت علمی دانش بنیان) و ... توجه سایرین را بر این موضوعات متمرکز کنند تا اثر بخشی لازم را داشته باشن. مدیا ها می تواند برخی از خبرگزاری ها، لینکداین و ... باشد. خیلی از این مدیاها در قسمت تماس شون نحوه ارتباط و دریافت اطلاعات رو ذکر کرده اند و می توانید از قدرت آنها نیز استفاده کنید. چنین چیزی در خارج هم خیلی عرف می باشد و الا کارفرما می تواند هر بلایی را سر کارمند و کارگر در بیاورد. یادم هست که چند سال پیش در صفحه لینکداین یه مصاحبه ای در قالب ویدیو کلیپ از این آقا و چند نفر دیگر منتشر کردند ولی به خاطر حجم زیاد کامنت های منفی که عمدتا از طرف نیروهای قدیمی تحقیق و توسعه بود مجبور شدند کلیپ رو حذف کنند. امیدوارم که تلاش هایتان به نتیجه برسد و به حق و حقوقتان برسید
اون چیزی که تجربه چند ساله هست رو میگم. امنیت شغلی بالا. یعنی من این چند ساله فقط دو نفر رو دیدم که شرکت بهشون بگه نه که اونم مشکل خودشون بود. کار شرکت در زمینه ارائه خدمت در حیطه پخش زنده و vod، نمیخوام بگم چیز آسی هست ولی بد هم نیست. دسستون رو برای پیشرفت و یادگیری باز میزاره. محل شرکت هم خوبه.
فضای خوبی داره. اصن گیر نیستن. کلاس بخوای بری هزینه اشو میدن مجموعا تو مخی نداره و کسی مثه شمر بالاسرت نیست. میتونی پیشنهادت توسعه ای هم بدی
اوکیه. مرتبط با رشته تحصیلیم هست. نکته ی مهم و خیلی خوب اینکه باشگاه ورزشی داره . یک سری دوره آموزشی هم معاونت علمی برگزار میکنه که اگه تمایل داشته باشیم میتونیم شرکت کنیم. من چندتاشو شرکت کردم و مفید بود
دوستان اگر از این شرکت اومدید بیرون بلافاصله برید اداره ی کار حق و حقوقتون رو طلب کنید. و الا انقدر چیزای مختلف میزنن به حسابتون که حق و حقوقتون رو بی خیال بشید. اصلا مشکل از شما نیست به این جمله خیلی دقت کنید.
قالب تیمی ما در تدبیر کیش نسبت به بسیاری از شرکتها تفاوت دارد؛ تقریبا دو سال را با تمام فراز و نشیبهایش در اینجا سپری کردم. برخی همکارها که رفتند یا رفتند، واقعا دیگران را در ذهن به خاطر میآورند، اما وقتی شرکت از حضورشان کلاه میگرفت، تنها پشیمانی میدیدند و ما میماندیم با تجربیاتی که به دست آوردیم. در اینجا احساس همدلی و همراهی واقعی وجود دارد و تیم به شکل یک خانواده عمل میکند. کارهای ما حرفهای و چالشبرانگیز است و به همین دلیل به هر کسی که وارد میشود، به شرطی که بتواند با پروژهها همگام شود، فرصت ماندن داده میشود. آن دسته از همکارانی که از شرکت جدا شدند و عذرشان خواسته شد، دقیقا همان زمانی که خبر رفتنشان را شنیدیم، بسیاری از اعضا با دیدی مثبت به آینده نگاه کردند و فقط چند نفر که به دلایل شخصی جدا شدند برای ما ناراحتی داشت. به طور کلی بحثهای بیربط درباره فضای کاری و ضد و نقیضها برایمان فقط شوخی و تفنن ایجاد کرده است.
با سلام و احترام خدمت تمامی دوستان شرکت بهپرداز همراه سامانه اول، پیمانکار پروژه های همراه اول می باشد و یکی از شرکت های زیر مجموعه آن است. معاونت کنترل کیفیت در این سازمان که در حال حاضر به کانادا مهاجرت کرده است، یک آدم تازه به دوران رسیده، چاپلوس می باشد، از آنجا که در خیالش هیچ گاه تصور نمی کرد که معاون شود، اما با رابطه و بواسطه ترک زبان بودنش، به این سمت قرار داده شده است؛ معاونت کیفیت شامل بخش های کنترل پروژه،کنترل کیفیت ، تضمین کیفیت و پرتفولیو می باشد. فشار کاری تیم تست به شدت بالا و آزار دهنده است به گونه ای که اگر زن و بچه دارید بایستی بی خیال آن ها شوید. معاونت به خودش اصلا فشار نیاورد تا چند عدد نیرو میان رده استخدام کند، تعداد نیرو ها کم است و اکثرا کارآموز می باشند. در آن زمان، سیستم تیکتینگ و آبشاری بود که باعث می شد برای یک کار ساده، دو ساعت زمان ببرد و تستر بیچاره از آنجا که می بایست کار را تا شب برساند به خودش فشار بیاورد و با تماس گرفتن با این و آن و کشیدن جر بی لیافتی بقیه تیم ها مخصوصا پشتیبانی، کار را جلو ببرد و به نوعی نقش کار چاق کن را بازی کند. به گفته دوستان، لیدر تیم تست مربوطه، کار را بصورت عادلانه بین افراد تقسیم نمی کرد و بعضا براساس روابط این کار را می کرد و در ظاهر خود را آدم حسابی نشان می داد. ایشان در خیلی اوقات بی کار بود تیم کنترل پروژه که اکثرا از خانم ها تشکیل شده بود، خواهر مدیر عامل در این قسمت مشغول وقت گذرانی بود و با پر رو گری تمام در تمام کارها دخالت می کرد و مدیر مربوطه آن که خودش با زیر آب زدن مدیر قبلی و با رابطه، به مدیریت بخش کنترل پروژه در آمده بود، از آنجا که بی لیاقت بود و از روی رابطه با خواهر مدیر عامل به این سمت قرار داده شده بود، هیچ صحبتی در این رابطه نمی کرد. مدیر بخش کنترل پروژه به شدت بی لیاقت بود. مدیر بخش نصب های شب که یک ترک تازه به دوران رسیده و از ترک بودنش استفاده کرده بود و مدیر شده بود به شدت بی کلاس، تازه به دوران رسیده و زبان نفهم بود و در حد و اندازه مدیریت نصب های شب نبود اما طبق معمول با رابطه به این جایگاه منصوب شده بود. اقوام مدیر عامل در بخش های متنوع شرکت از جمله، زیر ساخت، کنترل پروژه و شرکت بهپرداز وابسته به بهسا مشغول به کار بودند و از رابطه شان بهره می بردند. به طور کلی شرکت بهسا از آنجا که پیمانکار همراه اول است از نظر پرداخت به موقع حقوق بر خلاف شرکت های خصوصی، بیمه و بیمه تکمیلی و مناسبت ها خوب بود، ولی از لحاظ رشد و پیشرفت فنی در حد متوسط و روبه پایین بود و اخلاق حرفه ای حاکم نبود.
کار در این شرکت دشوار است، اما از طرفی برخی افراد با فرار از کار و کمکاری، تقصیرها را گردن شرکت میاندازند. پارس حیات را به عنوان یک شرکت بینالمللی میبینم که سرمایهگذاری خارجی را در کشور ارزشمند میدانم و معتقدم قدر دانستن این فرصت لازم است. با این حال برخی ضعفها و کمکاریهای افراد با نسبت دادن آنها به شرکت دنبال میشود. هر کس اگر با انگیزه و منظم و وقتشناس باشد و روی کار خود تمرکز کند، حتما در نقشش موفق خواهد بود. از طرفی ارسال پیام در مجموعه برای همه بیاهمیت به نظر میرسد، زیرا برخی جوانان به دلیل بیکاری با مشکلاتی روبهرو هستند و دلسرد شدنشان از کار فزاینده است. کاری که در محیط کار انجام میشود برای برخی مانند خدمت سربازی است؛ کسانی که وظیفهشناس هستند از این تجربه بهره میبرند، اما برای کسانی که بیانگیزه و بینظم هستند، کار سخت و آزاردهنده میشود.
این موارد خوب که مینوسه رو مدیرعامل مینویسه توروخدا گول نخورید خیلی داغون در باغ سبز نشون میده میری میبینی جهنم نه مرخصی داره نه رفتار درست میبینی از مدیرعامل کامل نامردند توروخدا اسیر این شرکت های سمی نشیدهیچ مزایا نداره نه ناهار نه کارانه توی 2تا پارت حقوق میده که مالیات نده
تجربه خوبی دارم، باعت رشدم شد و چیزای جدیدی یاد گرفتم، مشکلات هم بوده. بطور میانگین خوبه و بیمه و حقوقش منظمه، گاهی هم یه چیزایی میدن... هر کسی یه سلیقه ای داره اما من برام نزدیکی و رفت و آمد مهم بود و راضی ام تجربه کاری زیادی نداشتم و اینجا جذب شدم الان دوسال شده... نظرم برای افراد جدید که میخوان بیان ثبت کردم، بد نیست و طبق تعریفی که از بقیه شرکت های شنیدم مثل بقیه جاهاست.
در این شرکت تجربه کاری به عنوان Backed Developer را دارم. مدیرانی که با آنها برخورد داشتم اغلب غیرمنصفانه رفتار میکردند و چند نفر از آنها به نظر برادران برهانی و شخصی با نام حسینی شباهت داشتند؛ اخیرا هم از مدیر برنامهنویسی دیگر چیزی را که به ذهنم نمیرسد یادم نیست اما برای او شکایتی ارائه دادم و همچنان پولم را نگرفتهام. به بهانه شیوع کرونا از کار اخراج یا تعدیل شدند و احساس بیاحترامی در محیط کار مشهود بود؛ بیمه ما به طور کامل واریز نشد. پس از آن شرکت حدود بیستپنج فروردین بازگشایی شد اما برای برخی از همکاران تا حدود پانزده روز بیمه پرداخت نشد. در کل، رفتار مدیران اماکن مختلف به نظر میرسید که به سود کارگران نیست و گمان میکردم کسانی که بیمه تکمیلی دریافت میکردند، سپس همهچیز را کاهش دادند.
سلام به همه دوستان هموطن، من تصمیم دارم تجربهام را با هیجان و صداقت بیان کنم تا دوباره گول صحت و سقم ادعاها را بخورید یا نه. وقتی درباره کلینیک ایران نوین صحبت میشود، من در اهواز، استان خوزستان، کاشت مو انجام دادهام و حاضر نیستم هیچ نتیجهای را بدون سند و مدرک زیر سوال ببرم یا به تبلیغی بیپشتوانه بسنده کنم. برای من خیلی روشن است که قبل از اقدام، از نظر خودم تحقیقات کاملا دقیقی انجام دادم و نتیجهای که گرفتم واقعا رضایتبخش بود. من با کمال شفافیت میگویم که اعتماد من به این کلینیک بیش از هر جای دیگری است و به نظر من واقعا تفاوتهایی وجود دارد که با بررسی دقیق میتوان به آنها پی برد. از این رو، به هیچ عنوان به توصیههای بدون منبع یا نظرات ناشناس بیاعتقاد نیستم و معتقدم اگر کسی هم قصد مقایسه دارد باید با مدارک و تصاویر پیش و پس از کاشت بسنجید. من مدارک مرتبط را دارم و آمادهام توضیحات یا تصاویر را با هر کسی که نیاز دارد به اشتراک بگذارم تا همگان به حقیقت برسند. همچنین من با وجود هر شایعهای که در بعضی جاها مطرح میشود، همچنان به نتیجه و تجربه خودم پایبندم و معتقد هستم که تحقیقات دقیق، بهترین راهنمای ما است تا در انتخاب درست سرمایهگذاری کنیم. هرگز فراموش نکنید که کاشت مو صرفا یک برگشت به ظاهر نیست و نیاز به بررسی دقیق دارد تا دید درستی از نتیجه نهایی حاصل شود. اگر مایل بودید برای بررسی منبع و صحت مطالب، میتوانید خودتان تصاویر قبل و بعد از عمل را ببینید و نظر بدهید. در پایان، تنها چیزی که میخواهم بگویم این است که من از تجربهام راضیام و به این نتیجه رسیدهام که این کلینیک را نسبت به جای دیگری ترجیح میدهم و توصیهام این است که همه با تحقیق کامل تصمیم بگیرند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.