مجموعا ۴ مصاحبه فنی داشت پروسه که به دلیل اپیدمی کرونا سه تای اول روی اسکایپ برگزار شد و فقط آخری حضوری بود. تمام مصاحبه ها فنی بودند و بیشتر تمرکز مصاحبه کنندگان روی بررسی تجربیات قبلی من بود و کمتر جزئیاتی از این نقش در کل مصاحبه ها مطرح شد. تکیه مصاحبه کنندگان در این مصاحبه ها بیشتر بر فریم ورک های چابک و نقش هایی که در آنها داشته ام بود و در حین پروسه مشخص شد که تجربه ناموفقی که در کار کردن با agile coach قبلی داشته اند آنها را تشویق کرده به سمت مدیریت پروژه کلاسیک بروند با این فرق که یک فرد با پیشینه فنی را پای کار بگذارند تا از مدیران محصول و تیم های فنی بتواند حساب کشی انجام بدهد. متاسفانه هر چه به انتهای پروسه نزدیکتر شدیم تمایلم برای قبول شغل کمتر شد چون بر خلاف انتظارم تپ سی را یک استارتاپ در حال حرکت به سمت شرکت های ساختاریافته کلاسیک درک کردم. در یکی از مراحل که در قسمت خودم اجازه طرح سئوال داشتم در خصوص فلسفه تعریف این نقش صحبت کردم و معلوم شد که دوستان به دلیل تجربه ناموفق همکاری با یک agile coach تصمیم گرفته اند به سمت کنترل پروژه کلاسیک و اینها بروند. در مصاحبه آخر هم که با ارشدترین فرد در حوزه محصولات تپ سی برگزار شد من سعی کردم بفهمم که openness ای برای بهبود فرایند در این نقش وجود دارد که مشخصا mind set مصاحبه کننده که در واقع قرار بود رئیس مستقیم من هم باشد اساسا با این مقولات بیگانه به نظر میرسید. به نظرم قبل از اقدام برای شغل مشخصی قبلا از کسانی که در آنجا کار کرده اند و یا مشغول به کارند پرس و جو داشته باشید و اگر دنبال کسب تجربه های شگفت انگیز در دنیای چابک هستید با اپلای کردن برای این تیم مدیریتی وقت تان را تلف نکنید ویژگیهایی که براشون مهم بود: گوش به فرمان بودن ـ تنها چیزی که من از نوع هدایت فرایند احساس کردم که پاشنه آشیل درخواست همکاری ام هم شد
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
مرحله اول منابع انسانی و سوالات کلی و روانشناسی بود – اینجا به شرکت علاقه مند شدم مرحله دوم که خیلی هم معطل شدم و توی این کرونا همه ش واهمه داشتم که مریض نشم ( اکثر کارکنان مرکز تماس ماسک نداشتند یا ماسک را زیر چونه هاشون زده بودند!) – اینجا از بودن م در پشت درب انتظار مصاحبه پشیمون شدم!! سوالات تکراری در باره سوابق کاری و درسی – سوالات شخصی هم پرسیدند درباره علایق و سلایق و وقت آزاد چه می کنی ….. خیلی اصرار داشتند اگر با سوپروایزرت به مشکل بخوری چی می کنی ؟ از اول انگار میدونستند مشکلات میخواد بوجود بیاد درباره شرکتهای قبلی خیلی دوست داشتند بدانند و برعکس علاقه ای به توضیح شون نداشتم – فکر کنم می شناختند مدیران قبلی ام را. در نهایت چون تعداد نفرات معطل شده زیاد بود مصاحبه زودتر از انتظارم تموم شد . نکاتی که من خودم در زمان انتظار تا دعوت بشم به مصاحبه در اتاق شون از نیروهای اونجا شنیدم و دلیل اصلی شد دیگه دنبال جواب ش هم حتی نروم ( به احترام وقتی که گذاشته بودند ، پا نشدم برم!) – هنوز هم جوابی ندادند و این مثل اینکه عرف براشون و بچه هاشون گفتند چیز تازه ای نیست. نکات برای کسانیکه می خواهند بروند مصاحبه پشتیبانی تپسی: – با نیروهای مرکز تماس قرارداد یک یا دو ماهه می بندند ( حتی نیروهای قدیمی هم نمی دونستند که آخر ماه هستند یا قرارداد شون تمدید نمیشه ) – بچه ها می گفتند مدیر مرکز تماس این قانون رو پیاده کرده تا کسی شورش نکنه ! – این باعث شده بود ( از قول خودشون) در حین کار اکثرا دنبال شغل دیگری باشند و یا عده ای هم در حال معامله در بورس اوراق بهادار در حین کار باشند. ( سوء استفاده از منابع شرکت همیشه نشون میده که اوضاع داغون ه ) – مدیرعامل شرکت به بچه های کال سنتر گفته بدلیل اینکه کرونا اومده و اوضاع مالی مون خوب نیست – فعلا پاداش ی تعلق نمیگیرد و فقط حقوق پایه پرداخت میشه – خیلی ها از این موضوع ناراحت بودند و می گفتند چون می خواهند بروند توی بورس باید نشون بدهند سود داریم و هزینه ها رو کم کرده اند!!!! . جالب این بود که چهارطبقه ساختمان شون در بزرگراه ستاری رو اجاره کرده بودند ولی پاداشی برای کسانیکه کار می کردند در نظر گرفته نشده بود. – از بجه هاشون شنیدم که درصد ابتلا به کرونا بدلیل عدم ضد عفونی درست و حسابی و رعایت استفاده از ماسک و شیلد خیلی بالاست ولی این موضوع رو ازبقیه پنهان کرده اند و کسانی بودند که بیمار بودند و خودشون قضیه رو پنهون کرده اند و مجبورشون کردند که سر کار بیایند. ترسیدم من هم که تازگی جراحی بینی داشته ام ( تصادف کردم!) ، اینجا کرونا بگیرم. بیخیال شدم آخرش و رفتم فرداش یک شرکت دیگه که نزدیک خونه مون بود مصاحبه و از همون دم درب ش ضدعفونی و تب سنج و … داشت بصورت دورکاری مشغول بکار شدم. ویژگیهایی که براشون مهم بود: سربزیر بودن و مطیع تام بودن – خیلی دلشون میخواست بدونند آخرین بار کی عصبانی شدم – میخواستم بگم وقتی فهمیدم که نیروهاتون رو مثل برده باهاشون برخورد می کنید.
من مرحله ی اول مصاحبه رو رفتم. منابع انسانی شون ساعت ۱۲:۳۳ دقیقه شب ایمیل زد بهم که فردا صبح ساعت ۱۰ مصاحبه ی الگوریتمی داری! ایمیل ش هم اسپم شده بود و من اصلا ندیده بودم ایمیل رو. این از این. حتی اگر ایمیل رو میدیدم باز نیاز داشتم یه مروری روی مباحث الگوریتم و ساختمان داده بکنم که اصلا فرصتی نشد. اما فرایند مصاحبه ش رو دوست داشتم. گرچه بدون آمادگی رفته بودم و انتظار داشتم سوالاتی در مورد تجربیات قبلیم و نود جی اس بپرسن ولی سوالات الگوریتمی در حد سوالات ACM و المپیاد پرسیدن. من با کمک مصاحبه کننده تقریبا خوب پیش رفتم و جواب دادم. یک ساعت پای تخته داشتم لاگ می گرفتم کامپلکسیتی حساب میکردم! خب خیلی طبیعیه که تو باینری سرچ و مرج سورت و هش مپ و اینا رو وقتی مرور نکرده باشی خیلی یادت نیاد. با این وجود من خوب پیش رفتم و به زور به ۵ سال پیش رجوع کردم و یه چیزایی یادم اومد از اینا. توصیه ام اینه که حتما روی مباحث الگوریتمی مسلط باشی کامل و چندتا سوال مرور کرده باشی بعد بری. ویژگیهایی که براشون مهم بود: یکی گفته بود آب نیاورده بودن. برای من چایی هم آوردن ! :)) ولی مصاحبه کننده گفت حتی اگر نظرمون منفی باشه باز بهتون خبر میدیم که خبری ندادن. البته آخرش ازش پرسیدم گفتم چطور بود مصاحبه ام؟ گفت نه خیلی عالی بود نه بد بود. حالا باید فکر کنم ببینم چطوره. به نظر خودم که اوکی بودم نمی دونم توقعاتشون خیلی بالاس یا شاید ملت خیلی خفنن چه بدونم :))
بعد از اتمام مصاحبه دوم متوجه شدم مصاحبه سه مرحله دار. مرحه اول کاملا اماده بودم و بعد از رائه رزومه به مرکز مراجعه کردم . مصاحبه اول توسط یکی از مدیران منابع انسانی انجام شد. که کاملا تایم کاری رو توضیح دادن و درباره کارم توی این سه سال توضیح دادم . طبق اگهی سایت jabinja و سایت خود شرکت ساعات کاری بین ۲تا۲۲.۴تا۲۴وو۴ شیفت عصر بود .که من باتوجه به همون زمان رزومه ارسال کرده بودم .ولی اون زمانی که من فراخونده شدم به سازمان گفتن ساعت کاری ( زمان خالی برای پست مرکز تماس فعلا شیفت ۱تا۲۱) و با توضیحات مسئول منابع انسانی کسانی مه ساعت ۲۲ به بعد از شرکت خارج میشن هزینه ایاب و ذهاب دارن. و ایشون تاکید کردن که تا هر زمان بخوایم میتونیم اصافه کار داشته باشیم که از این حق بهره ببریم .همون روز به من گفتن فردا ۱۰ صبح بیام برای مصاحبه دوم .دوتا خانم که مسئول و سوپروایزر بخش call center بودن. که دوباره روند دیروز تکرار شد . و وقتی ازشون پرسیدم درباره اضافه کار گفتن که به شما تعلق نمیگیره و هر زمان بخوایم اضافه کاری به شما محول میشه پس از حق ایاب و ذهاب برخوردار نخواهید بود ..من به حالت تعجب گفتم که دیروز خانمی که مصاحبه میکردن تاکید داشتن که میشه اضافه کار داشت که گفتن ما به امور بخش خودمون بیشتر مسلط هستیم ..پخش منابع انسانی ریز ماجرا رو نمیدونن. نتیجه بعد از رفت و امد این شد که بعد از صحبت با مسئوا منابع انسانی بعد از اینکه از پیش اون خانم ها برگشتن گفتن که رفتار شما بد بوده و ردتون کذدن. در صوذتی که من گفتم میت.ونم باهاشون صحبت کنم و بگم رفتار من اصلا این طوری نبود .گفتن جلسه دارن و شما اولین نفر هستین که میگین تیم مصاحبه کننده چنین و چنان… در نهایت شرکتی با دیسیپلین خوب بود که متاسفانه در انتخاب بعضی از مصاحبه کننده ها اشتباه کردن . شغل موردد نظرتون حتتما مطالعه کنید. تمام بند ها و قسمت هاش.. و اگر میتونید در حین مصاحبه (در صورت امکان)کاملا انعطاف پذیر باشین چون ممکن گفته اشون طی چندین مصاحبه تغییر کنه..موفق باشین .
روز مصاحبه حدود سه ساعت کلی ادم رو منتظر نگه داشتن بعد از مصاحبه اول زنگ زدن برای مصاحبه دوم رفتم و همون سوالات تکراری پرسیدن !!!!! و گفتن زنگ میزنن و در مصاحبه سوم کلا همه حرفایی که تو مصاحبه اول زدن رو نقض کردن و بعد اینکه سه روز وقتمو گرفته بودن یه شغل جدید و با شرایط داغون بهم معرفی کردن و تازه گفتن که برای مصاحبه چهارم زنگ میزنن !!!!! والا وزارت دفاع انقد مصاحبه نداره ، من رد کردم و بهشون گفتم که کارشون دور از انسانیته بهتر بود این شغل مسخره رو از اول میگفتن که من وقتمو حروم نکنم واقعا افتضاح بود جلسه اول کاملا معیارها و شغلتون رو با فرد مصاحبه گر فیکس کنین وگرنه یک هفته پاستون میدن بهم و در اخر بی نتیجه میمونید
من سه مرحله مصاحبه شدم، مرحله اول که تلفنى بود و حدودا ٧ دقیقه طول کشید و مصاحبه بعدى هم با خودشون بود اما از طریق اسکایپ بود و سوالات زیادى پرسیده شد و تقریبا ۴۵ دقیقه تا یک ساعت طول کشید و مصاحبه بعدى با مدیر منابع انسانى بود که سوالات کاملا با مرحله قبل متفاوت بود و چالشى بود. نتیجه رو هم از طریق واتس اپ ارسال کردند ، درسته پذیرفته نشدم اما یکى از مصاحبه هایى بود که لذت بردم.
سه مرحله مصاحبه داشتم، که دوتا اسکایپی بود و آخری حضوری، سوالات تو هر مرحله به نسبت خوبی تکراری بود. هر سه مرحله تاخیر زیادی داشت، (مصاحبه دوم رو که یادشون رفته بود کلندر کنن و تا وقتی من شاکی شدم متوجه نشدن که یه مصاحبه ای میس شده، بعدش عذرخواهی کردم.) مصاحبه حضوری ۴۵ دقیقه تاخیر داشت، هیچ کس برای راهنمایی یا استقبال نیومد، از آدمایی که می دیدم راهنمایی میگرفتم، در نهایت هم گفتن با توجه به هزینه آنبوردینگ من حاضر نیستن بیشتر از حقوق فعلیم به من پرداخت کنن. بعد دو هفته از آخرین مصاحبه هم کارشناس منابع انسانی از کنار سیستمش رد میشد که یه وویس داخل واتساپ برام ارسال کرد که رد شدم.
من چهار بار برای مصاحبه رفتم که سری ماقبل آخر با مدیر عملیات شرکت (نفر دوم) شرکت بود و مراحل پیشتر مصاحبه توسط مدیران میان رده برگزار شده بود و تا اینجا همه چیز عالی و فضای مصاحبه خیلی دوستانه و با احترام بود. اما آخرین مصاحبه با عزیزی بود که متاسفانه اومده بودند که ایراد بگیرند و از ثانیه اول مکالمه مشخص بود در نهایت چه خروجی از روند مصاحبه خواهند داشت. خودتون باشید و از تجربیاتتون بگیدو خودتون رو آماده کنید که بعضی مصاحبه ها چالشی میشه
تجربهای که داشتم در مصاحبه طراحی رابط کاربری و گرافیک با تیم تپسل بود. در فضا، شخصیتم رو شناختم و روش همکاری تیمی رو پرسیدند؛ دو نفر بودن و یکی یکی سوال میکردن، اما برخلاف انتظار حس دوستانه نبود و به جای کاهش استرس، استرس بیشتری وارد میکردن. بیشتر سوالها رو به خاطر فشار زیادی که داشتند نتونستم بهخوبی بیان کنم. از خودشان هم معرفی واضحی نداشتن که کدوم بخش از شرکت هستند. هیچ نکتهای درباره پایهها یا مباحث فنی نپرسیدن و برخورد مصاحبهکنندهها حرفهای به نظر نمیرسید. بعدها فهمیدم که کسی که مصاحبه را انجام داده طراح داخلی شرکت بوده و تیم منابع انسانی در این جلسه حضور نداشته است. سوالها هم بیشتر حول و حوش شخصیت و رفتار بود تا جنبههای فنی. همچنین جالب است بدانید تا سه هفته منتظر پاسخ بودند و حتی یک ایمیل هم درباره پذیرش یا رد دریافت نکردم، حال آنکه من پیگیری کردم و جوابی نگرفتم. تجربه من این بود که وقتی تیم برای مصاحبه غیر فنی به جای منابع انسانی از طراحی داخلی استفاده میکند، بهتر است با تیم فنی یا منابع انسانی مستقل هماهنگ شوند تا روند بهتری ایجاد شود. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت: سوالهایی کاملا روانشناختی، تیمی و شخصیتی.
کمتر از یک هفته بعد از ارسال رزومه با بنده تماس گرفتن و قرار مصاحبه ست شد. در روز مصاحبه پس از تماس با بنده مصاحبه با یک نفر شروع شد. مصاحبه کننده اعلام کرد که یک نفر دیگر نیز باید به مصاحبه ملحق شود ولی تا زمان آمدن شخص دوم, مصاحبه را شروع کنیم. فرد دوم پس از نیم ساعت از زمان شروع جلسه به جلسه مصاحبه ملحق شد و تنها با اعلام اینکه جلسه قبلی بیشتر طول کشیده شروع به صحبت کردن (بدونه عذرخواهی و یا رفتار مناسب تری). به دلیل اینکه ایشان نیم ساعت در جلسه نبودن تقریبا از صبحت های انجام شده با اطلاع نبودن که مسئله منجر به پرسیدن سوالات تکراری و در نتیجه طولانی و خسته کننده شدن جلسه می شد.
برای مصاحبه طراحی یوآی/یوایکس با تپسل، دو مرحله را تجربه کردم. در جلسه اول، حضور مدیر منابع انسانی، مدیر فنی محصول و مدیر محصول را داشتم و درباره تحصیلات و درسهایی که گذراندم سوال شد. صحبت در مورد سابقه کاری، چالشها و نحوه برخورد من با آنها هم مطرح شد و از میزان آشناییام با دیجیتال مارکتینگ پرسیده شد. موضوع مهاجرت هم مطرح شد و از من نقاط ضعف و قوتم را خواسته بودند. در ادامه، چند سوال درباره محصول پرسیدم و گفتند فضای کار به شکل استارتاپی خواهد بود. در نهایت گفتند اگر تأیید شوند، یک پروژه برایم ارسال میشود. پس از یکی دو روز، پروژه فرستاده شد و قرار بود محصول از نظر رقبا و یوآی/یوایکس بررسی شود. حدود یک هفته برای بررسی زمان دادم و نتایج را ارسال کردم؛ در این دوره با یکی از اکانت منیجرها جلسه داشتم تا سوالات و ابهاماتی که داشتم برطرف شوند. یکی دو روز بعد از ارسال پروژه، جلسهای دیگر با همان افراد برگزار شد به جز مدیر منابع انسانی و من توضیحاتی را در مورد نوشتههایم ارائه دادم. در پایان جلسه درباره حقوق سه ماهه آزمایشی صحبت شد. مدیر فنی بیشتر به جنبههای فنی و عملی کار میپرداخت و مدیر محصول روی دانش و تواناییهای نرمافزاری برای توسعه محصول تمرکز داشت. در نهایت هدف از ارائه خودم این بود که بتوانم به دخالتها و چالشهای کاری پاسخ داده و نشان بدهم که پویا و مشتاق یادگیری هستم. لازم بود در مورد شرایط کاری بهصورت دقیق مذاکره کنم، شفافیت کامل در همه جنبهها را حفظ کنم و به خودم اعتماد داشته باشم. ویژگیهایی که برای تیم مهم بود، عبارت بودند از داشتن شخصیتی انعطافپذیر و تعاملی، انگیزه بالا برای یادگیری و تمایل به تعامل مستمر.
شرکت تپسل را تجربه کردم در قالب مصاحبه برای موقعیت .NET developer. طبق گفتهی مصاحبهگر منابع انسانی، قرار بود ظرف دو روز نتیجه را اعلام کنند اما این زمان به یک هفته رسید و خبری از نتیجه نشد. در بخش فنی هم همه چیزهایی که انتظار میرفت حضور داشتند، اما در نهایت بدون توضیح روشن قبول نشدم. به نظرم همکاران معمولا دانشجو بودند و محیط برای دانشجوها بیشتر مناسب بود. سوالهای فنی نشان میداد سردرگمی وجود دارد و فهرستوار مطرح میشدند؛ به نظر من مدیریت شرکت میتوانست بهتر عمل کند و افراد با تجربهتری برای مصاحبه و ارزیابی انتخاب شوند. در آخر از من پرسیدن چقدر طول میکشد تا کد محصولی که داریم را بخوانم. این سوال نشان میدهد چه طور کدها با معماریها و اندازههای مختلف پروژهها تفاوت دارند و کیفیت کد برای فهمیدن کد مهم است؛ پرسیدن چنین سوالی بدون دیدن کد، نکات زیادی درباره تیم مصاحبه و نحوه کار در شرکت روشن میکند. اگر قبول میشدم، به دلیل فضای پرسروصدای شرکت تمایلی به کار در آن محیط نداشتم. نهار با خودتان است و اگر دانشجو هستید احتمالا مناسب میسازد. اضافهکار وجود ندارد و به نظر میرسد کمی بینظم باشد. تجربه کاری احتمالی خوبی به نظر میرسد. صبحانه هم میدادند.
روز مصاحبه را با حس کنجکاوی نسبت به تیم فنی شرکت آغاز کردم و تصمیم گرفتم روندش را عادی و روالگونه بگذرانم. در مرحله اول با تیم فنی ملاقات کردم؛ گفتگو بیشتر حول کارها و پروژههای آنان بود تا جنبههای فنی دقیق. به نسبت یک مصاحبه سنگین نبود و بیشتر آشنایی بود تا شرح تخصصی. در مرحله دوم به من پروژهای پیشنهاد شد و نیم روز فرصت داشتم آن را تکمیل کنم؛ حدودا با همان زمان فرستادمشان و نتیجه را به سرعت ارسال کردم. مرحله سوم مصاحبه با معاونت فنی بود که درباره کار، شرکت و مسائل مرتبط صحبت کردیم. به طور کلی روند مصاحبه منظم و روالی بود و سعی کردم خودم را همانگونه که هستم نشان بدهم.
شرکت تپسل را تجربه کردم و مصاحبه کاریم بهنوبه خودش خوب بود. آزمون کدنویسی بهصورت تستی بود و خوشبختانه میتونستم از خانه آن را انجام بدهم. ارزیابی مهارتهای ارتباطی و کار تیمی هم برگزار شد که حس خوبی داشت. در انتهای فرایند انتخاب فرصت شغلی، امکان انتخاب بین چند تیم برای من فراهم بود و گزینهها را بررسی کردم.
مصاحبه برای کار منیجر کمپین در تپسل به دو مرحله تقسیم شد. در گام نخست با فردی روبهرو شدم که برخوردی فوقالعاده محترمانه و وقتشناس داشت و کلیت مصاحبه به خوبی پیش رفت. به نظرم او دنبال این بود که بداند چقدر با فرهنگ گروه سازگارم و آیا واقعا مشتاقم تا در مسیر رشد حرفهای قدم بردارم یا نه.
من برای موقعیت شغلی کارشناس فروش، رزومه ای در تابستان ۹۸ فرستاده بودم. در اواخر مهر آقای حمید قنبری با من تماس گرفته و قرار مصاحبه گذاشته شد. مصاحبه ام با خود آقای قنبری بود و در اواخر مصاحبه فهمیدم که اصلا بنده را برای تصدی موقعیت شغلی دیگری (Account Manager) دعوت کرده اند. فرآیند مصاحبه، بسیار بی نظم و بی برنامه بود؛ طوری که انگار من مزاحم کار مصاحبه کننده شده و وقت ایشان را گرفته ام! از یک جایی به بعد هم روند مصاحبه بیشتر تحقیرآمیز شد که مثلا تو هنوز این چیزها را نمی دانی و فلان و فلان … . بعد از مدتی هم خانمی آمدند برای صحبت که اصلا متوجه نقش ایشان در مصاحبه نشدم! و سوالات خاصی هم نپرسیدند و در آخر هم کاملا مشخص بود که رد شده ام. نکته بسیار جالب این بود که درست هفته بعد از این مصاحبه، آقای محمد جلالیان با بنده تماس گرفتند و گفتند که برای مصاحبه دوم بروم! وقتی رفتم، ایشان توضیح دادند که بنده را برای مدیااد (از زیرمجموعه های هلدینگ پگاه داده کاوان شریف) می خواهند و مصاحبه قبلی برای خود تپسل بوده است. سوالات ایشان باز هم هیچ نظمی نداشت و تازه به دنبال رزومه ارسالی من می گشتند که پیدایش کنند! چند سوالی از پایان نامه ام پرسیدند و در آخر هم گفتند که شاید بهتر باشد برای افزایش مهارت هایم کمی اینجا به صورت رایگان کار کنم که من قبول نکردم و خداحافظ! بسیار بسیار از برخورد مصاحبه کنندگان (آقایان قنبری و جلالیان و دو خانم) حس بدی گرفتم. انگار فقط می خواستند یک سری نکات آموزشی را به من گوشزد کنند که یاد بگیرم. هیچ نظم و برنامه ای نداشتند و هیچ حرف مفیدی در جلسه مطرح نشد. در کل فوق العاده ناراضی ام و این شرکت را هرگز برای کار پیشنهاد نمی کنم. این شرکت را هرگز برای کار پیشنهاد نمی کنم.
سلام من با شرکت تپسل یکبار به صورت اسکایپی با یه آقایی مصاحبه شدم و مصاحبه خوبی بود و تقریبا تمام سوالاتی که پرسیده شد رو جواب دادم و قرار بر این شد که نتیجه مصاحبه اطلاع داده بشه حدودا یک هفته بعد با من تماس گرفته شد و گفتن که باید یک جلسه حضوری هم داشته باشیم با این که اکثر پرسنل شرکت دورکار بودن و تو اوج دوران کرونا بودیم من برای مصاحبه حضوری رفتم . بعد از حدود نیم ساعت تاخیر ، مصاحبه با یه خانم و همون آقایی که با من یکبار مصاحبه اسکایپی کرده بودن شروع شد سوالاتی که پرسیده میشد تقریبا ۵۰ درصد تکراری بود و قبلا جواب داده بودم . مصاحبه تموم شد و گفتن که نتیجه مصاحبه به من اطلاع داده میشه و الان حدود ۴ ماهه که اطلاعی داده نشده 🙂 با اینکه من تو اسکایپ به همون آقا پیام هم فرستادم و ازشون خواستم که نتیجرو بگن ایشون سین کردن و جواب ندادن فکر میکنم این مدل رفتار خیلی مناسب نباشه . خیلی راحت میتونستن بگن که ریجکت شدی ویا یه ایمیل برام بفرستن که ریجکت شدم اینکه پیام منو میبینن و جواب نمیدن علاوه بر بی مسئولیتی ، بی احترامی هم هست اگه من پیگیری نمیکردم خیلی بنظرم چیز عجیبی نبود که یه شرکت نتیجه مصاحبه رو اطلاع نده من تعریف خیلی زیادی از شرکت تپسل شنیده بودم و تصوراتم به کل به هم ریخت .
مرحله اول مصاحبه با مدیر بخش تگرو مصاحبه انجام شد، بیشتر سوالات درباره نوع رفتار و تیپ شخصیتی بود که بعدا متوجه شدم میخوان متوجه بشن چقدر با فرهنگ سازمانی مچ هستم ، داخل جلسه نمونه کارهایی که انجام دادم تا حدی چک شد و راجع بهشون صحبت کردیم ، برخوردشون خیلی خوب بود. ایمیلی برای جلسه دوم مصاحبه دریافت کردم که تاریخش برای دو روز بعد بود این بار تو جلسه مصاحبه دونفر از مدیران میانی حضور داشتن و سوالات اون ها بیش تر به نوع برخورد تو شرایط مختلف و اینکه چقدر رفتارهام با فرهنگ سازمانی هم خوانی داره اشاره داشت . جلسه کاملا دوستانه بود و بعد از خروج از اتاق با اینکه دقیقا متوجه نشدم نظر نهاییشون چیه ولی حس خوبی داشتم. مرحله سوم مصاحبه نبود و انجام یک پروژه بود توصیه ام برای کسی که میخواد تو جلسه مصاحبه شرکت کنه اینه که حتما ان تایم باشن، جواباشون صادقانه باشه و سعی نکنن خیلی خوب و پرفکت به نظر بیان ، به خودشون اعتماد داشته باشن و تحربیات و نظرات خودشونو راحت اعلام کنن. ویژگیهایی که براشون مهم بود: توانایی کار تیمی ،خلاقیت ، اشتیاق به کار و رشد شخصی و این که چقد آموزش پذیر هستم .
من نظرات سایر دوستان رو خوندم و با توجه به تجربههای خودم در مصاحبه با شرکتهای بزرگ باید بگم که برخورد کارجو هم در رفتار مصاحبهکننده واقعا مهم و تاثیرگذاره درسته بعضی شرکتها برای سنجش عکسالعمل شما در شرایط خاص کارایی رو میکنن که شما رو از نظر صبوری و مدیریت فردی تون در برخورد با چیزای غیر روتین بسنجن اما واکنش شما هم به نظرم خیلی مهمه در مصاحبه یکی از اپراتورهای اینترنتی معروف یادم نمیره که مدیر نهایی مصاحبه خودکار پرت کرد روی میز و یکم تند حرف زد که ببینن من چه واکنشی دارم آخرم پذیرفته شدم و رفتم اونجا و بعد گفتن بهم چون مخاطب (کاربر) همه جور داریم (در شبکههای اجتماعی) خواستیم ببینی چجوری بحران رو کنترل میکنی و یا زود از کوره در میری؟ اینا تجربه هست و امیدوارم مفید باشه براتون برخورد در تپسل برای من فوقالعاده محترم و تخصصی بود و طی سه مرحله مصاحبه، ادب و احترام متقابل که حرف اول رو میزد، انتظاراتشون هم معقول و منطقی بود. یک نکته مهم اینکه من واقعا لذت بردم براشون مهمه هم تایپ شرکتشون باشی، یعنی گلچین میکنن و میخان از نظر فرهنگی با بچهها و کار و محیط هماهنگی وجود داشته باشه که برای من که از یه محیط همه مدل آدمه اومده بودم جذاب بود راستش، به هر حال سلیقه هست
برای مصاحبه Java Developer با شرکت دکتر تامین رفتم و روند مصاحبه را عادی و معمولی احساس کردم؛ به وضوح مشخص بود که شرکت بیشتر جنبهای غیرتکنیکال دارد تا فنی. در جلسه مصاحبه با دو نفر از مدیران شرکت و واحد منابع انسانی صحبت کردم. وقتی قرارداد را گرفتم فهمیدم که شرکت تامین قراردادهایش را با شرکتی دیگر به نام کتاب گستر میبندد که آن شرکت هنوز سیستم حقوق و دستمزد ندارد و ورود و خروج ما به شرکت به صورت دستی ثبت میشود؛ به این معنی که شرکت اول نیرو میگیرد و من به عنوان کارمند تازهوارد شرکت گرفتنشده، شامل مزایای شرکت تامین نخواهم شد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.